Tag Archives: توماس توخل

توخل و شروع نه‌چندان متفاوت؛ انتظار تغییر یک‌شبه واقعاً به جا است؟

توماس توخل، مربی جدید انگلیس

امیر محمد کلانتری، فوتبال‌لب –  هواداران فوتبال انگلیس، شیفته‌ی تغییرات اساسی و شروعی تازه هستند. با ورود توماس توخل، امیدها برای خلق یک تاکتیک منحصر به‌ فرد و رها کردن گذشته، شدت گرفته است. توخل که به عنوان یکی از مربیان تراز اول جهان شناخته می‌شود، حالا مسئولیت هدایت نسل طلایی بازیکنان انگلیسی را برعهده دارد. بدون شک مهمترین هدف این سرمربی، رسیدن به دستاوردی بزرگ در جام جهانی آینده می‌باشد.

توخل انگلیس را باید یک شبه دگرگون می‌کرد؟

پیروزی ۲-۰ انگلیس مقابل آلبانی، اثبات کرد که فوتبال آنقدری که بعضی‌ها فکر می‌کنند، ساده نیست.

این پیروزی، نمونه‌ای از یک برد مدیریت شده بود؛ بازی‌ای که از اولین دقیقه تا پایان، بدون اشتباه فاحش پیش رفت و ترکیبی از مدیریت هوشمندانه، عملکرد درخشان انفرادی برخی از بازیکنان و انرژی مثبت تماشاگران، نتیجه را تضمین کرد.

توخل در حال خوش و بش با کودکان طرفدار تیم.

دقیقاً به همین دلایل، تماشای این بازی شبیه به سایر بردهای معمولی انگلیس در بازی‌های مقدماتی خانگی طی هشت سال اخیر بود.

شاید اینکه از سبک گرت ساوتگیت در چنین شب‌هایی استفاده شود، هیچ اشکالی نداشته باشد، اما باید یادآور شد که این تازه آغاز راه برای توخل است.

شاید آن دسته از ما که منتظر دگرگونی اساسی بودیم، این هفته کمی با واقعیت مواجه شدیم.

سخت، اما شدنی!

توخل پیش‌تر دربارهٔ تمایلش به تزریق پتانسیل پریمیرلیگی به تیم انگلیس در راستای دستیابی به اهداف تاکتیکی خود، صحبت کرده بود. اهدافی مانند: بهبود ریتم بازی آن‌ها، انتقال سریع از دفاع به حمله، اجرای پرس از بالا و بازگرداندن پویایی فیزیکی به تیم. هدف‌هایی تحسین‌ برانگیز بودند. حال، ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر اجرای فوتبال با تمپوی بالا در سطح ملی کار ساده‌ای بود، قطعاً همه این سبک را در پیش می‌گرفتند.

تفاوت فوتبال ملی و باشگاهی از دقایق ابتدایی بازی قابل مشاهده بود. آلبانی دقیقاً همان سبکی را در پیش گرفت که از آن‌ها انتظار می‌رفت. سازمان‌یافته، پرتلاش، عقب‌نشینی در نیمه خودی و انتظار برای ایجاد فرصت طلایی. آن‌ها اصلا نگران این موضوع نبودند که مدت زیادی را بدون مالکیت توپ بگذرانند.

شاید این روشی کاملاً قابل قبول برای بازی در سطح ملی است، اما هیچ تیمی در پریمیرلیگ واقعاً اینگونه عمل نمی‌کند. فرصت‌های نفوذ به فضاهای خالی که در لیگ به دست می‌آورید، در سطح ملی به همان شکل وجود ندارد. تیم‌ها باید صبور باشند، مالکیت توپ را حفظ کنند، حریف را خسته کنند و منتظر فرصت طلایی خود بمانند.

او نیست، اما پس لرزه‌های وجودش همچنان پابرجاست!

اگر به امید تماشای یک تیم کاملاً متحول‌شده به اینجا آمده‌اید که بازی سریع، پرحرارت و مسلط از لحاظ فیزیکی را اجرا کند، قطعاً ناامید شده‌اید. برای دیدن آن سبک، باید حداقل تا فیفادی‌های بعدی منتظر بمانید. آنچه به جای آن دیدیم، بازی آشنایی بود که بارها در طول سال‌ها شاهدش بودیم. انگلستان همچنان در ومبلی حاکم میدان است. آن‌ها سعی می‌کنند به اندازهٔ کافی خلاق باشند تا دفاع منظم حریف را بشکافند. با همه این‌ها، هرگز در برابر ضدحمله آسیب‌پذیر نمی‌شوند.

این دقیقاً سبک بازی‌ای است که گرت ساوتگیت طی سال‌ها آن را به کمال رساند. تیم او در مسابقات مقدماتی تورنمنت‌‌های بزرگ یک کارنامه کم نقص داشت. انگلیس در سال‌های اخیر در این زمینه به مراتب بهتر از گذشته عمل کرد. بخش عظیمی از فوتبال ملی دقیقاً همین است. همه می‌خواهند در تورنمنت‌های بزرگ، زیر نگاه‌ جهانیان تاریخ‌ساز شوند. آن لحظات به یادماندنی، همگی بر پایه پیروزی‌های حرفه‌ای اما فراموش شدنی، مانند این بازی ساخته می‌شوند.

بنابراین، انتقادی به توخل نیست اگر بگوییم بخش اعظم این بازی می‌توانست تصاویر آرشیوی از دوران ساوتگیت باشد. تسلط در نیمه حریف، شروع پرانرژی، و نیمه دوم کند و بی‌رمق، این حس که انگلیس به نقطه اوج خود نرسید، و تکیه بر ستاره‌های تیم برای خلق لحظات کیفی، که در نهایت پیروزی را به ارمغان آورد. این یک پیروزی راحت و کارآمد بود، اما خیره کننده نبود. این می‌توانست هر پیروزی خانگی انگلیس در مرحلهٔ مقدماتی از سال ۲۰۱۶ به بعد باشد.

مالکیت مطلق و فقدان خلاقیت در تیم توخل

در نیم ساعت ابتدایی، نشانه‌ای از سبک دلخواهی که توخل قصد اجرا کردنش را داشت، دیده می‌شد. زمانی که توپ را در زمین آلبانی تحت سلطه داشتند، مالکیت مطلق را به سود خود رقم زدند. این مالکیت تا حدی بود که به حریف اجازه ضربه به توپ را نمی‌دادند. انگلیس توپ را با اطمینان جابه‌جا می‌کرد. آن‌ها به اندازه کافی خلاقیت و دقت لازم برای گشودن دفاع منظم حریف را نداشتند. تصادفی نبود، وقتی بازیکنان انگلیس برای اولین بار قصد داشتند توسط مایلز لوئیس اسکلی، بدون توپ فضایی برای نفوذ ایجاد کنند، آلبانی غافلگیر شد و در نهایت گل اول سه شیر ها به ثمر رسید.

انگلیس به کنترل بازی ادامه داد، اما تحرک و دقت لازم در مناطق لب‌خط هرگز به طور کامل محقق نشد. آن‌ها چند فرصت برای دوبرابر کردن نتیجه ایجاد کردند. فرصت‌هایی که با توجه به مالکیت بالای توپ، بیشتر انتظار می‌رفت. درنهایت، یک فرصت عالی از سوی هری کین کافی بود تا پیروزی انگلیس را تثبیت کند. او با کنترل اولیهٔ خوب خود و شوت دقیق روی سانتر دکلن رایس، گل دوم را به ثمر رساند. کین استعداد خوبی در تبدیل کوچکترین فرصت‌ها به گل دارد. همانطور که توخل، همچون دیگران، به خوبی از آن آگاه است.

در بازی‌هایی شبیه به این که نتیجه تا آخرین دقایق شکننده است، چنین مهارتی بی‌همتاست. مهارتی که ساوتگیت هم در طول سال‌ها به آن پی‌برد.

اکنون زمان انتقاد نیست!

انتقاد شدید از این عملکرد با توجه به زمان اندک برای آماده سازی، ناعادلانه است. این تیم و مربی تنها روز دوشنبه برای اولین بار گرد هم آمدند. آن‌ها کمتر از یک هفته فرصت داشتند تا برای آغاز یک دوران جدید با یکدیگر تمرین مشترک داشته باشند. فقط می‌توان گفت که این یک شروع محکم بود و به همین بسنده کرد.

خط و نشان توخل برای رشفورد و فودن!

توخل پس از بازی گفت:

هر دو وینگری که امروز در ترکیب ابتدایی بودند، به اندازه‌ای که معمولاً در فوتبال باشگاهی تأثیرگذار هستند، عملکرد قابل قبولی نداشتند.

او تأیید کرد که انگلیس نتوانسته بود در زمینه انتقال توپ به این دو بازیکن موفق باشد. با این حال همچنین اشاره کرد که رشفورد و فودن می‌توانستند عملکرد بهتری داشته باشند.

اگر تیم توخل قرار است سبکی پویاتر و تهاجمی‌تر را ارائه دهد، قطعاً به عملکرد بهتری در مناطق کناری زمین نیاز خواهد داشت. رشفورد در نیمهٔ اول خوب به نظر نمی‌رسید، اما در نیمهٔ دوم عملکرد بهتری از خود ارائه داد. فودن با وجود تکنیک تمیز و بی‌نقص، هرگز تهدید کننده یا تعیین کننده نبود.

سرمربی سابق انگلیس هرگز به درستی نمی‌دانست چطور بهترین بازدهی را از فودن بگیرد. علیرغم بازی‌های زیاد، فودن هرگز به بازیکنی غیرقابل جایگزین بدل نشد.

این عملکرد فودن می‌توانست هر بازی دیگری از او در سال‌های اخیر باشد. سطح تکنیکی او غیرقابل انکار است، اما همیشه با تیم هماهنگ نمی‌شود.

اگر ساکا به سمت راست زمین برگردد، در آن صورت، فودن مجبور خواهد بود در جای دیگری از تیم جای بگیرد. شاید سمت چپ زمین، جایی که رشفورد در بازی جمعه شب نقش آفرینی کرد. با این حال راه زیادی در پیش است. اگر توخل به سرعت بیشتری در تیم نیاز داشته باشد، شاید آنتونی گوردون، گزینهٔ منطقی‌تری برای آن سمت باشد. یا شاید از بازیکن دیگری استفاده کند.

جمع بندی و پایان.

فرصت دیگری در بازی مقابل لتونی روز دوشنبه وجود خواهد داشت تا توخل تلاش کند به برخی از این پرسش‌ها، پاسخ دهد. ما هنوز در اولین بازی هستیم. اما شاید امیدواری‌ها به اینکه توخل این هفته در ومبلی سبک جدیدی را در تیم ملی انگلیس رونمایی می‌کند، واقع بینانه نبود.

انتخاب پر سروصدا؛ چرا توخل، فوتبال انگلیس را برانگیخته کرد؟

توماس توخل سرمربی

مهدی سهیلی فوتبال لب _ چند روز پیش بود که توماس توخل سرمربی انگلیس شد و موجی از انتقادات وحشتناک روانه فدارسیون فوتبال انگلیس شد.
فوتبال لب در این مقاله بررسی می‌کند چرا این همه دشمنی حتی در ورزش بین این دو کشور وجود دارد.

جنگ جهانی اول و دوم شروع درگیری!

در جنگ جهانی اول بریتانیا آخرین کشوری بود که متفقین پیوست و حامی فرانسه شد. انگلیس یک قدرت دریایی بلامنازع به حساب می‌آمد و از طرفی آلمان مشغول احداث خط آهنی از برلین به بغداد ( پایتخت امپراطور عثمانی ) که در نهایت آنها را به خلیج فارس می‌رساند بود. همین موضوع یکی از علت‌های دشمنی هر دو در جنگهای جهانی بود!

سنگین ترین شکست تاریخ مانشافت!

درست چند سال قبل از جنگ جهانی اول این دو تیم در یک بازی دوستانه به مصاف هم رفتند که انگلیس با نتیجه 9 بر 0 آلمان را شکست داد. نتیجه ای پس از ۱۱۴ سال همچنان سنگین ترین شکست تاریخ مانشافت به حساب میاد!

بازی سیاسی هیتلر و سلام نظامی!

در مِی ۱۹۳۸ این دو تیم یک بازی دوستانه در برلین برگزار کردند. حضور ۱۱۰ هزار نفر در استادیوم نشون میداد این مسابقه فراتر از یک بازی برای آلمان به حساب می‌آید!
قبل از بازی به دستور وزارت امور خارجه بریتانیا، به بازیکنان دستور داده شد به بازیکنان حریف برای ادای احترام، سلام هیتلری بدهند!
انگلیس بازی را ۶ بر ۳ پیروز شد اما این اصلا مهم نبود! چون در آن زمان همه به انگلیس می‌باختند ، چیزی که برای هیتلر مهم بود و با این بازی ثابت شد ، این بود که با وجود اشغال اتریش توسط آلمان، انگلیس موضعی در برابر آن ندارد.

در مقابل سیاست چمبرلین نخست وزیر وقت بریتانیا با وجود سلام نظامی جواب نداد و هيتلر با بالا گرفتن درگیری و جنگ لندن را بمباران کرد تا موج جدیدی از دشمنی و نفرت میان دو کشور به وجود بیاید.

دو جنگ جهانی و یک جام جهانی، شعار محبوب!

فینال 66 و چیزی که همچنان بین دو کشور باقی مانده بود؛ نفرت!
انگلیس ها می‌خواستند انتقام بمباران و جام را با هم از آلمان بگیرند آن هم در ومبلی!
بازی تا ۹۰ دقیقه با نتیجه ۲ بر ۲ مساوی بود و مانشافت بدش نمی‌آمد که بازی به پنالتی برود اما شوت بازیکن انگلیس و اشتباه کمک داور شوروی توفیق بهرامف انگلیس به گل سوم و در نهایت چهارم برسد و جام و جنگ را با هم ببرد!

چرا توخل، یک مربی انگلیسی نه؟!

آلن شیرر، ستاره سابق انگلستان، در انتقادی از فدراسیون سه‎‌شیرها گفته چرا همه کشور مربی بومی دارند ولی آنها باید مربی آلمانی بیاورند!

اما در پاسخ به این ستاره سابق باید گفت کدام مربی انگلیسی در حداقل دو دهه اخیر صاحب سبک بوده و توانسته در اروپا افتخار بیاورد؟! آخرین نفر جو فاگان بود که با لیورپول آن هم در 1984 توانست لیورپول را فاتح اروپا کند.

توخل سومین قربانی غیر خارجی؟!

اولین مربی خارجی انگلیس اریکسون بود که با انبوهی از جام ها در پرتغال و ایتالیا راهی انگلیس شد.
اریکسون اما نتوانست طلسم 36 ساله را در 2002 بشکند و در یک چهارم مقابل برزیل شکست خورد .
همین اتفاق در دو سال بعد در یورو نیز افتاد و اینبار پرتغال سد راه سه شیرها شد.

دومین مربی غیر انگلیسی ، فابیو کاپلو بود. این مربی ایتالیایی که تیمش با انبوه از ستاره هایی مث جرارد و لمپارد و رونی خسته بازی میکرد در نهایت در مهم ترین بازی یک هشتم یورو با نتیجه ۴ بر ۱ به آلمان دشمن دیرینه باختند تا انگلیس گردی کاپلو غیر از بیسکویت دایجستیو دستاوردی نداشته باشد.

کار سخت توخل برای پایان دادن به ناکامی ۵۷ ساله!

درست بعد از 1966 که سالی شیرین و رویایی انگلیس به حساب میومد ، و آن‌ها با شکست دادن دشمن دیرینه قهرمان جهان شدند دیگر رنگ خوشی را ندیدند.

آن‌ها در هر تورنمنتی تا وقتی خوب کار می‌کنند که به آلمان نخورند! زمانی که تازه به آلمان برخورد می‌کنند سر و کله بازیکنانی مثل ساوتگیت و استوارت پیرس پیدا می‌شود!

هر چه هست توخل با وجود انتقادات و مهم تر از همه اینکه او یک مانشافتی است کار سختی روی نیمکت سه شیرها دارد!