سیستم WM؛ تاریخچه تاکتیکهای فوتبال – بخش دوم

مهران قهرمانی-فوتبال لب، در فصل دوم (بخش اول را در اینجا مطالعه کنید.) کتاب وارونه کردن هرم نوشته جاناتان ویلسون، به بررسی تحول سیستم تاکتیکی WM پرداخته می‌شود. این سیستم یکی از نوآوری‌های مهم در فوتبال است که نقش مهمی در شکل‌گیری فوتبال مدرن داشت. ویلسون در این فصل توضیح می‌دهد که چگونه تغییر از سیستم حمله‌ای و نامنظم 2-3-5 به سیستم متعادل و سازمان‌یافته WM، پایه‌گذار تاکتیک‌های پیچیده‌تر در فوتبال شد.

مشکل تاکتیکی

اوایل قرن بیستم، فوتبال تحت سلطه سیستم 2-3-5 بود که به “هرم” معروف بود. این سیستم شامل دو مدافع، سه هافبک و پنج مهاجم بود و بیشتر بر حمله متمرکز بود. اما این ساختار یک مشکل اساسی داشت: فاصله زیادی بین خط حمله و خط دفاع ایجاد می‌کرد که تیم‌ها را در برابر ضدحملات آسیب‌پذیر می‌کرد.

با تغییر قانون آفساید در سال 1925، این مشکل بیشتر شد. قبلاً باید بین بازیکن مهاجم و دروازه سه بازیکن حریف (دروازبان + دو مدافع) حضور پیدا می کرد تا بازیکن مهاجم در موقعیت آفساید قرار نگیرد. اما با تغییر قانون به دو بازیکن (نزدیک به قانون امروزی)، ماندن در موقعیت آفساید برای مهاجمان آسان‌تر شد. تیم‌هایی که همچنان از سیستم 2-3-5 استفاده می‌کردند، بیشتر در معرض ضدحملات سریع قرار گرفتند.

آفساید قبل سیستم WM
آفساید سیستم WM

تولد سیستم WM

در این شرایط، هربرت چپمن، مربی افسانه‌ای آرسنال، برای حل این مشکل راه‌حلی یافت. چپمن که به دقت و استراتژی معروف بود، سیستم WM (3-2-2-3) را ابداع کرد. این سیستم به شکلی طراحی شده بود که هم استحکام دفاعی داشته باشد و هم قدرت حمله را حفظ کند.

هربرت چپمن مخترع سیستم WM

در سیستم WM، حرف “W” به چیدمان مهاجمان (مهاجم راست، مهاجم مرکزی و مهاجم چپ) اشاره داشت و حرف “M” نشان‌دهنده شکل دفاعی بود (سه مدافع و دو هافبک). این ساختار جدید باعث شد که زمین بهتر پوشش داده شود و تیم‌ها در دفاع منسجم‌تر عمل کنند.

ساختار سیستم WM

مزایای تاکتیکی

سیستم WM خط دفاعی منظم‌تری ایجاد کرد. به جای دو مدافع، سه مدافع حضور داشتند که کار را برای حریفان سخت‌تر می‌کرد. هافبک‌ها هم در حمله و هم در دفاع فعال بودند و این باعث شد که تیم‌ها در انتقال بین فازهای بازی بهتر عمل کنند.

یکی از تغییرات مهم، نقش هافبک مرکزی بود که به یک مدافع عقب‌نشسته تبدیل شد. این تغییر باعث شد که دفاع منسجم‌تر و سازمان‌یافته‌تر باشد. همچنین دو مهاجم کناری کمی عقب‌تر بازی می‌کردند تا ارتباط بهتری بین خط میانی و حمله ایجاد شود.

چپمن با اجرای سیستم WM، آرسنال را به یکی از قدرتمندترین تیم‌های انگلستان تبدیل کرد. آرسنال با این سیستم، چهار بار قهرمان لیگ و یک بار قهرمان جام حذفی شد. تعادل بین حمله و دفاع در این سیستم، آرسنال را به تیمی بی‌رقیب در دههٔ ۱۹۳۰ تبدیل کرد.

تیم آرسنال و سیستم WM

تسلط آرسنال

آرسنال با این سیستم به تیمی بی‌رقیب در دهه 1930 تبدیل شد. مدافعان آرسنال نظم و انضباط بالایی داشتند و مهاجمان با سرعت و دقت بالا از فضاها استفاده می‌کردند. این ساختار به آرسنال اجازه می‌داد که تحت فشار دوام بیاورد و در ضدحملات سریع و موثر باشد.

سبک بازی مستقیم آرسنال در سیستم WM باعث شد که به جای بازی‌سازی پیچیده، بیشتر بر انتقال‌های سریع و استفاده از فضاهای کناری تمرکز کنند. این رویکرد عمل‌گرایانه برای آرسنال موفقیت‌های بی‌سابقه‌ای به همراه داشت.

گسترش و تحول

پس از موفقیت‌های آرسنال، تیم‌های دیگر نیز از سیستم WM استفاده کردند. برخی تیم‌ها تاکید بیشتری بر حفظ توپ داشتند و برخی دیگر بر استحکام دفاعی تمرکز کردند. به مرور، تغییرات کوچکی در این سیستم به وجود آمد. به عنوان مثال، برخی تیم‌ها نقش هافبک‌های کناری را تهاجمی‌تر کردند تا در کناره‌ها برتری عددی ایجاد کنند.

انتقادات و محدودیت‌ها

با وجود موفقیت اولیه، سیستم WM بدون ایراد نبود. یکی از مشکلات اصلی، خشکی و انعطاف‌ناپذیری آن بود. تیم‌هایی که از سیستم‌های روان‌تر استفاده می‌کردند، می‌توانستند ساختار ثابت WM را به چالش بکشند. همچنین، فشار زیاد بر هافبک‌ها باعث می‌شد که پوشش دفاعی در مواقعی ناکافی باشد.

افول سیستم WM

در دهه 1950، فوتبال بار دیگر دچار تحول شد. تیم ملی مجارستان با استفاده از سیستم سیال 4-2-4، تیم ملی انگلیس را با نتیجه 6-3 شکست داد. این بازی معروف به “بازی قرن” نشان داد که سیستم WM دیگر کارآمد نیست. مجارها با جابجایی مداوم و استفاده از مهاجمان عقب‌نشسته، دفاع انگلیس را سردرگم کردند.

شکست سیستم WM

سیستم‌های جدیدی مانند 4-2-4 برزیل و کاتناچیو ایتالیا نیز جایگزین WM شدند. این سیستم‌ها بر انعطاف‌پذیری، پرسینگ و بازی گروهی تاکید داشتند.

میراث سیستم WM

با اینکه سیستم WM از بین رفت، اما تاثیر آن بر فوتبال مدرن باقی ماند. مفهوم سازماندهی دفاعی، استفاده از بازیکنان همه‌کاره و تعادل بین حمله و دفاع همچنان الهام‌بخش سیستم‌های جدید است. ایده قرار دادن بازیکنان در موقعیت‌های موثر برای پوشش بهتر زمین، در سیستم‌های امروزی مانند 4-4-2 و 4-3-3 نیز دیده می‌شود.

نتیجه‌گیری

فصل دوم کتاب وارونه کردن هرم به طور مفصل به تحول سیستم WM می‌پردازد. این سیستم که توسط هربرت چپمن طراحی شد، فوتبال را از یک بازی بی‌نظم به یک ساختار تاکتیکی تبدیل کرد. اگرچه سیستم WM در نهایت جای خود را به ایده‌های جدیدتر داد، اما اصول آن همچنان در تاکتیک‌های مدرن مشهود است. این فصل به خوبی نشان می‌دهد که چگونه فوتبال همواره در جستجوی تکامل تاکتیکی است و هر نوآوری، راه را برای پیشرفت‌های بعدی هموار می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *