
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – با اعتراف پپ گواردیولا به اهمیت روزافزون انتقال توپ، بررسی میکنیم که چگونه حملات سریع و مستقیم بیش از هر زمان دیگری بر فوتبال پریمیرلیگ تأثیر میگذارند.
ترنزیشن، دشمن قهرمان سالیان اخیر پریمیرلیگ
انتقال توپها همواره دشمن پپ گواردیولا بودهاند. بین تمام جنبههای تاکتیکی، این عنصر همیشه چیزی بوده که او بیشتر از هرچیز از آن هراس داشته است. در مقابل، برای بسیاری از رقبای او در طول سالها، انتقال توپ سلاحی بسیار مفید محسوب میشود.

در دورانی که گواردیولا برای نخستین بار سبک تاکتیکی خاص خود که از یوهان کرویف موسوم به تیکی تاکا و فوتبال مالکانه (juego-de-posición football) الهام گرفته بود را در بارسلونا پایهگذاری میکرد، ژوزه مورینیو در اوج قدرت خود بود.

آقای خاص در نقطه مقابل پپ قرار داشت. مالکیت توپ برای او یک ریسک محسوب میشد. با این حال عدم مالکیت توپ، نقطه قوتی بود که میشد با انتقالهای سریع از آن بهرهبرداری کرد.
هر دو مربی دوران بسیار موفقی را در هدایت بهترین تیمهای جهان سپری کردند. آنها با سبک های کاملاً متفاوت، بزرگترین جامها را فتح کردند.
گواردیولا در چهار سال هدایت بارسلونا، سه بار قهرمان لالیگا شد. او دو بار نیز لیگ قهرمانان اروپا را بالای سر برد.
مورینیو، تنها لکه سیاه پپ در بارسلونا!
سبک دفاع محور و مبتنی بر انتقال سریع مورینیو، هرچند به اندازه تاکتیک خاص گواردیولا موفق نبود، اما او مسئول تنها فصلی بود که گواردیولا در قهرمانی لالیگا ناکام ماند.
همچنین یکی از دو باری که گواردیولا در مراحل حذفی چمپیونزلیگ ناکام ماند، مربوط به اینتر ژوزه مورینیو بود (فصل ۲۰۰۹/۱۰ و در مرحله نیمه نهایی). دیگر ناکامی گواردیولا با بارسلونا در چمپیونزلیگ، همراه شد با قهرمانی غیرمنتظره روبرتو دی ماتئو با چلسی در سال ۲۰۱۲.

در آن دوران، دو قطب کاملاً متضاد، گواردیولا و مورینیو، بر قله فوتبال جهان حکمرانی میکردند.
درحالی که مورینیو در آن سالها الهامبخش گروه کوچکتری از مربیان بود، گواردیولا به کلی بازی را متحول کرد.
آقای نابغه، آغازگر دوران جدیدی از فوتبال پریمیرلیگ.
تأثیر شگرف او حتی پس از پیوستن به منچسترسیتی در ۲۰۱۶ ادامه پیدا کرد. امروز فوتبال انگلیس کاملاً با زمان ورود او متفاوت است.

در آن سالها، گواردیولا بهخاطر اصرار بر بازی سازی از دفاع و تحت فشار قرار گرفتن مدافعانش، مورد تمسخر قرار میگرفت. اما امروزه تقریباً همه تیمها بخش قابل توجهی از ضربات دروازه خود را کوتاه آغاز میکنند.
در فصل پیش از ورود او به انگلیس، ۷۴.۲٪ از ضربات دروازه به نیمه حریف ختم میشد. این رقم در فصل جاری به ۳۸.۶٪ کاهش یافته است.


پپ گواردیولا، الهام بخش در محدوده ای فراتر از پریمیرلیگ
گواردیولا تنها مسئول این تغییرات نیست. با این حال، نقش بسیار بزرگی در تحول فوتبال طی دهه گذشته داشته است. مطمئناً، درحالی که او همه چیز را در پریمیرلیگ و اروپا فتح میکرد، بقیه نیز از او پیروی کردند.

امروزه کاملاً عادی است که حتی تیمهای لیگ دو و سطوح آماتور نیز از دفاع بازیسازی کننید. در طول نزدیک به نه سال حضورش در پریمیرلیگ، او بیش از هر فرد دیگری بر فوتبال تأثیر گذاشت.
صبر کنید! انتقال توپ ها و حملات مستقیم همچنان بخش مهمی از فوتبال انگلیس باقی ماندهاند
همیشه تیمهایی بودهاند که با بازی غیر هجومی موفق بودهاند. ضدیت با سبک گواردیولا هرگز کاملاً از بین نرفته است.

این سبک بازی هرگز به اندازه فصل ۲۰۲۴/۲۵ تأثیرگذار نبوده است. در این فصل پریمیرلیگ بیش از هر زمان دیگری، فوتبال با چاشنی ضدحمله برای گواردیولا و سیتی که درگیر یک فصل غیر منتظره ضعیف هستند، مشکل آفرین شده است.
تنها ساوتهمپتون، وستهم (هر دو ۳۸) و برنتفورد (۳۵)، بیشتر از سیتی (۳۴) شوت ناشی از ضد حمله های سریع دریافت کردهاند. آنها تاکنون ۹ باخت در لیگ داشتهاند. این تعداد باخت برابر با بیشترین تعداد باخت گواردیولا در یک فصل است. هنوز ۹ بازی تا پایان فصل باقی مانده است.
تأثیر و موفقیت تیمهایی با سبک بازی حمله در عمق، این سؤال را به وجود آورده که فوتبال به کدام سمت میرود. این چیزی است که خود گواردیولا در مصاحب های با TNT Sports اوایل امسال به آن اشاره کرد:
امروز، فوتبال مدرن به سبک بورنموث، نیوکاسل، برایتون و لیورپول است. فوتبال مدرن دیگر پوزیشنال نیست.
بورنموث در این فصل با فوتبال پرس از بالا و پرسرعت خود که شامل تصاحب توپ در زمین حریف و رساندن سریع توپ به جلو برای گلزنی است، موفقیت زیادی پیدا کرد.
از سوی دیگر، ناتینگهام فارست با سبک افراطی ضدحمله، در رده سوم جدول قرار دارد و به سمت سهمیه چمپیونزلیگ پیش میرود. آنها با میانگین مالکیت توپ ۳۹.۵٪، کمترین سهم مالکیت را در پریمیرلیگ دارند.
افزایش ضد حمله های سریع در لیگ
در واقع، ضدحملههای سریع در کل پریمیرلیگ افزایش یافتهاند. فصل جاری با میانگین ۱.۸۴ ضدحمله منجر به شوت در هر بازی، بیشترین میزان از زمان شروع ثبت آمار (از ۲۰۰۶/۰۷) را دارد. تعداد بیشتر این ضد حمله ها نیز به گل منجر میشوند (۰.۳ گل در هر بازی).

این فصل همچنین بالاترین درصد شوتهای ناشی از ضدحملههای سریع در تاریخ پریمیرلیگ (۱۰.۲٪) و بالاترین درصد گلهای حاصل از این ضدحملهها (۷.۱٪) را به خود اختصاص داد.
این آمار در فصل ۲۰۱۵/۱۶ به ترتیب در پایینترین حد خود (۳.۷٪ و ۱.۴٪) بود. حتی این آمار در فصل ۲۰۲۱/۲۲ نیز تنها ۵.۰٪ و ۳.۷٪ بود. اما امروز، کارایی و استفاده از ضدحمله در فصل جاری به بالاترین حد تاریخ رسید.
یک واکنش قابل پیشبینی؟
شاید این روند، نتیجهای منطقی باشد. با تسلط روزافزون فوتبال مالکانه، همواره احتمال یک واکنش متقابل وجود داشت. هرچند فوتبال سریع و مبتنی بر انتقال توپ هرگز بهطور کامل به حاشیه نرفت، اما آمار نشان میدهد که با تقلید تیمهای بیشتر از سبک گواردیولا، تأثیر آن در سطوح بالای فوتبال کاهش یافت. اما در مقابل، لو بلاک نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد.

برای تیمهایی با منابع محدودتر از تیمهایی مثل سیتی، عقبنشینی و تحمل فشار تنها راه پیروزی بود.
لوبلاک همیشه بخش مهمی از فوتبال بوده، اما هرچه تیمهای مسلط بر توپ ثروتمندتر، بهتر و قویتر شدند، تیمهای ضعیفتر مجبور شدند سازمانیافتهتر و منظمتر عمل کنند.
درخشش سیتی به رقبا یادآوری میکرد که کوچکترین اشتباه یا ایجاد کمترین فضا میتواند مرگبار باشد. و اگر از این تیم عقب میافتادند، راه بازگشت به بازی برایشان حتی سختتر میشد.
اهمیت ترنزیشن در فوتبال امروز
این مسئله باعث شد اهمیت ضدحملهها و انتقال توپ بیش از پیش افزایش یابد. برای تیمهایی که در رده تیم های واقعا تراز اول قرار نداشتند، تنها راه شکستن لو بلاک حریف، حمله سریع و سازمانیافته بلافاصله پس از به دست آوردن توپ بود تا حریف را در وضعیت نامنظم غافلگیر کنند. کیفیت این ضدحملهها به شدت در حال افزایش است. تا جایی که گواردیولا حتی این فصل اعتراف کرده که از «بازی در این شرایط ضدحمله کمی هراس دارد.»
نمونه موفق: بورنموث و آندونی ایرائولا
بورنموث و سرمربی آن، آندونی ایرائولا، این فصل بهخاطر عملکرد درخشانشان مورد تحسین قرار گرفتهاند. آنها با پرسینگ شدید و سازمانیافته، رکورددار کانتر پرس (پرسی که ظرف ۲ ثانیه پس از از دست دادن توپ اعمال میشود) با ۱۸۲۲ اقدام در کل (۶۲.۸ در هر بازی) و همچنین بیشترین شوت پس از تصاحب توپ در ۴۰ متری دروازه حریف (۵۷ مورد) در پریمیرلیگ میباشند.

آنها مانند ناتینگهام فارست با دفاع عقب نشسته بازی نمیکنند و حملات خود را از فواصل طولانی شروع نمیکنند. هرچند counter-attacking و transitional attacks دقیقاً یکسان نیستند، اما از این نظر شبیه هستند که هر دو شامل حمله سریع پس از بازپسگیری توپ میشوند. در این فصل لیگ برتر، فقط ناتینگهام فارست با میانگین سرعت حملات ۲.۰۸ متر بر ثانیه، از بورنموث (۲.۰۵ متر بر ثانیه) سریعتر بوده است.

ایرائولا صراحتاً بیان کرده که اولین اولویت بازیکنانش پس از تصاحب توپ، پیشروی سریع به سمت جلو با هدف مستقیم گلزنی است.
او سال گذشته به اسکای اسپرت گفت:
اولین کاری که پس از بازپسگیری توپ انجام میدهیم، رساندن سریع آن به بازیکن پست ۹ است. چون معمولاً در آن لحظه، حریف در ضعیفترین موقعیت دفاعی قرار دارد و فضاهای بهتری پیدا میکنید.

این استراتژی مؤثر بوده است. بورنموث با ۱۹۶ شوت در ضدحملهها، بیشترین آمار را در پریمیرلیگ دارد و برای اولین بار در آستانه صعود به رقابتهای اروپایی است. نباید آنها را بر اساس پنج شکست در شش بازی اخیر قضاوت کرد. باید در نظر گرفت که علیرغم پیشبینی های بدبینانه پیش از شروع فصل، تنها پنج امتیاز با چهار تیم برتر فاصله دارند.
اما بورنموث تنها تیمی نیست که از ضدحملهها بهره میبرد. لیورپول، صدرنشین مقتدر لیگ، احتمالاً چندبعدیترین تیم پریمیرلیگ است. آنها هم در بازی با مالکیت توپ مسلط هستند و هم بهترین تیم در زمینه ترنزیشین در لیگ محسوب میشوند.
آمار لیورپول در زمینه ضد حمله:
- رتبه دوم شوتهای پس از ضدحمله (۱۷۹ مورد) پس از بورنموث در پریمیرلیگ
- صدرنشین گلهای پس از ضدحمله با ۳۱ گل (حداقل ۱۰ گل بیشتر از هر تیم دیگر)
- ۱۱٪ از کل شوتهای آنها از ضدحملههای سریع بوده است (بالاترین درصد لیگ)
- ۱۹٪ از گلهایشان از همین موقعیتها به ثمر رسید (رتبه دوم پس از ولورهمپتون با ۲۰٪)
رکوردهای تاریخی لیورپول در فصل جاری:
- ۱۳ گل از ضدحملههای سریع که رکورد تمام ادوار از فصل ۲۰۰۶/۰۷ است.
- ۵۶ شوت از ضد حمله های سریع که رکوردی جدید محسوب میشود.
در حالی که هنوز ۹ بازی باقیمانده است، قهرمان آینده پریمیرلیگ به بهترین شکل ممکن از ترنزیشین بهره میبرد. شاید بهتر از هر تیم دیگری در سالهای اخیر.

در دورانی که سبک بازی با مالکیت توپ پپ گواردیولا و منچسترسیتی بر فوتبال مسلط بوده، این فصل شاهد تأثیر چشمگیرتر ضدحملههای سریع نسبت به سالهای گذشته هستیم.
اما چرا سبک ضد حمله این چنین ثمربخش شد؟
برخی استدلال میکنند که این سبک بازی (ضدحمله) کمخطرتر از استفاده از خط دفاعی بالا و ایجاد فضای پشت سر مدافعان است. قطعاً خط دفاعی جسورانه و بالا، برای تاتنهام آنژ پوستکوغلو جواب نداده است. تیمی که با ۱۵ باخت در ۲۹ بازی این فصل، بیشتر از آنکه به رقابتهای اروپایی فکر کند، درگیر جدال برای بقا است. آمار نشان میدهد تیمهایی که ضدحمله را بهطور مؤثر به کار میگیرند، شکستناپذیرتر هستند، ویژگیای که قطعاً در مورد تاتنهام صدق نمیکند.

در ۷۸ مورد ثبت شده از گلزنی تیمها با حداقل یک ضدحمله سریع در مسابقات پریمیرلیگ در این فصل، تنها در ۱۳ مورد آن تیمها در بازی شکست را پذیرفتند. که نرخ باخت را به 16.7% میرساند.
بررسی ها نشان داده است وقتی تیمی گل میزند اما بدون ضدحمله، نرخ باخت به 26.1% تغییر میکند.
به عبارت دیگر، تیمی که با ضدحمله گل میزند، سختتر شکست میخورد تا تیمی که از طریق دیگر گلزنی میکند. شاید امروز تمرکز بر دفاع محکم به جای فشار برای گل های بیشتر، ایده بهتری باشد.
همینطور این واقعیت وجود دارد که موقعیتهای حاصل از ضدحملهها عموماً کیفیت بالاتری دارند. میانگین امید گلزنی (xG) در شوتهای حاصل از موقعیت ضدحمله در این فصل 0.17 است که بالاتر از شوتهای در جریان بازی (0.12 xG) و موقعیتهای شروع مجدد (0.09 xG) میباشد. میانگین کلی xG تمام شوتها در مسابقات پریمیرلیگ این فصل 0.11 است.
این یعنی شوتهای ضدحمله هم کیفیت بالاتری دارند و هم احتمال پیروزی تیم را بیشتر میکنند. هرچند این تحلیل کاملاً منصفانه نیست، چون ایجاد فرصتهای ضدحمله سختتر و کمتعدادتر است. با این حال، آمار نشان میدهد ضدحملههای سریع و مستقیم ارزش امتحان کردن را دارند. همانطور که جدول لیگ هم تأیید میکند. با حضور لیورپول و ناتینگهام در میان سه تیم برتر.
اما آیا این پایان سلطه بازی مالکانه گواردیولاست؟
آیا این نشانه تغییر روند است یا فقط یک استثنای فصلی است؟ شاید عملکرد ضعیف تر سیتی در این فصل پریمیرلیگ به دلیل تغییر نسل و حضور بازیکنان جدیدی باشد که میانگین سنی تیم را کاهش دادهاند.

پاسخ به این سؤال قطعیت ندارد، اما پیشبینی سقوط یکی از موفقترین سلطه های فوتبال، بسیار جسورانه است. با این حال، به نظر میرسد در فوتبال سطح بالا تمرکز بر انتقال ها نسبت به گذشته جایگاه بیشتری پیدا کرده است. اگر حتی گواردیولا خود این تغییر را بپذیرد، حتماً حقیقتی در آن وجود دارد، درست است؟
همچنین ممکن است هواداران پریمیرلیگ از طبیعت سریع حملات انتقالی لذت بیشتری ببرند. آنها این سبک فوتبال را راحتتر میپذیرند، به جای تیمهایی که سبکی شبیه به “کشتن رقیب با پاسهای بیشمار” گواردیولا بازی میکنند.

به همین ترتیب، وقتی بورنموث تحت هدایت مربیای موفق میشود که آشکارا از چیزی که بهعنوان “پاسهای مطمئن” مینامد، پاسهای قابل اطمینانی که مالکیت توپ را حفظ میکنند، همانچیزی که فلسفه پپ گواردیولا نیاز داشت، پذیرش این سبک فوتبال آسانتر است. و وقتی تیمی سبک هیجانانگیزی از فوتبال بازی میکند و موفق میشود، پذیرش این ایده که فوتبال به این سمت در حال حرکت است (یا باید باشد) سادهتر میشود.
تاریخ تاکتیکهای فوتبال همیشه چرخهای بوده است و ممکن است دوباره به چیزی شبیه به دوران طلایی مورینیو بازگردیم.
به همان اندازه ممکن است فوتبال اکنون چنان پیشرفته شده باشد که تیمهای برجسته باید در همه جنبههای بازی برتری پیدا کنند. برای تسلط بر لیگ برتر این فصل، لیورپول ناچار بود که بهترین تیم از نظر حملات سریع و روبهجلو باشد، و احتمالاً قهرمانان آینده نیز مجبور خواهند بود چنین باشند.