امیرحسین محمودی، فوتبال لب– وقتی اولین گل تاتنهام هاتسپر در مقابل منچستر سیتی در ابتدا آفساید اعلام شد، این موضوع توماس فرانک، سرمربی تیم را از تشویق و تقدیر از بازیکنانش باز نداشت.
دلیل اصلی برد: فست بیلدآپ
بیلدآپی متهاجم که موقعیتهای واید آن مناسب شکست حریف است. فصل گذشته از نشانههای بارز برنتفورد تحت هدایت توماس فرانک بود. در بازیهای پیش فصل تاتنهام نشانهها از این قرار بود که این سبک میتواند برای آنها در این فصل یک راهحل تهاجمی مهم باشد. سومین گل تاتنهام در مقابل برنلی در هفته افتتاحیه لیگ برتر، یکی از انواع همین ساختهای حمله سریعی بود که توماس فرانک به تیم آورد. ریچارلیسون به عقب رفت تا موقعیت را متصل کند. سپس پاپه ماتار سار، استارت برنان جانسون به پشت دفاع را دید. گل اول جانسون در پیروزی 2-0 روز شنبه برابر سیتی نیز از همان اصول تهاجمی پیروی کرد، اما این ترکیبها در ناحیه عرضی انجام شد و الگوی متفاوتی را دنبال کرد. در مقابل پرس 4-3-3 سیتی، که وینگر به داخل حرکت میکند، برای فولبک تاتنهام، زمان اضافی وجود داشت.
فست بیلد آپ توماس فرانک در تاتنهام چطور کار میکند؟
در مرحلهٔ بیلدآپ بازی تاتنهام تحت سرمربیگری توماس فرانک، دو بازیکن سیتی، اسکار باب و عمر مرموش، جد اسپنس و پدرو پورو را یارگیری نکردند تا بتوانند با جابهجایی توپ به فلنک (گوشههای عرضی زمین) دیگر، به داخل زمین برای پرسینگ حرکت کنند. تیم توماس فرانک با آغاز بیلدآپ سریع خود از طریق پورو از این ضعف بهرهبرداری کرد و سپس از محمد کودوس و سار در مناطق بالایی زمین برای فریب دفاع سیتی استفاده نمود. به محض اینکه فولبک راست توپ را دریافت کرد، کودوس عقب کشید تا رایان آیت نوری را از موقعیت خود خارج کند و سار به فضای خالی که برای او محیا بود، حمله کرد.
پاس رومرو به پورو بخاطر عدم یارگیری مناسبحرکت بدون توپ کودوس که سار را صاحب توپ کرد.
دقیقه 12:59
در یکی از صحنههای بازی، بعد از موقعیت بالایی؛ نقش مرموش در پرس منچستر سیتی باعث میشود که پورو زمان بیشتری برای صاحب توپ بودن دارد. این مزیت به او اجازه داد تا محمد کودوس را پیدا کند. همزمان، سار به فضای خالی حمله میکند، اما با توجه به کم بودن سرعت او روبن دیاز به راحتی او را یارگیری میکند. علاوه بر آن، آیت نوری، کودوس را مانع از پیشرفت توپ به سمت دروازه سیتی میکند و تاتنهام دوباره باید از اول شروع کند.
پاس رومرو به پوروشکل گیری دوباره موقعیت که این بار دیاز از رخ دادنش جلوگیری کرد.
دقیقه 14:02
در مثالی دیگر، میتوانید موقعیت داخلی زمین مرموش را مشاهده کنید، که میکى فن د فن به سمت دروازهبان خود، ویکاریو، عقب میرود. وینگر مصری به سمت پورو حرکت نمیکند تا در موقعیتی قرار گیرد که در صورت ارسال توپ ویکاریو به فن د فن یا اسپنس، رومرو را پرس کند. این حرکت منطقی است زیرا ارلینگ هالند مسیر پاس به سمت راست را مسدود کرده است. با این حال، حرکت هوشمندانه رودریگو بنتانکور به تاتنهام امکان میدهد تا ویکاریو، رومرو را پیدا کند. در حالی که مرموش در موقعیت مناسبی برای دفاع از پورو نیست. سپس رومرو با هافبک اروگوئهای بازی میکند تا فولبک راست که آزاد است را پیدا کند.
رفتن بنتانکور به سمت ویکاریوخروج از پرس تاتنهام طی سه پاس
با حرکت پورو به موقعیتی برای پیشروی توپ، بخش دوم بیلدآپ سریع تاتنهام آغاز میشود. در اینجا، او توپ را به بنتانکور بازمیگرداند که بنتانکور بلافاصله آن را به پشت دفاع سیتی ارسال میکند. مطابق برنامه، کودوس عقب میکشد تا آیتنوری را به جلو بکشاند و سار به فضای خالی حمله میکند. حتی اگر دیاز آزاد باشد تا از هافبک سنگالی دفاع کند، ایده این است که سار به صورت دینامیک و در حال دویدن در مقابل مدافعی که از یک موقعیت ایستا حرکت خود را آغاز میکند، به فضای مقابل حمله کند. پاس بنتانکور بیش از اندازه قدرتمند بود و احتمالا سار در موقعیت آفساید قرار گرفت. اما همین حملات نشانهای هشدار دهنده از آنچه در ادامه قرار بود اتفاق بیفتد را نشان میداد.
حرکت رو به عقب کودوس و استارت همزمان سار رو به جلو
دقیقه 34:25
گل اول تاتنهام دقیقاً از همان حرکتی که از ابتدای نیمه اول در تلاش برای اجرای آن بودند، به ثمر رسید. در فرآیند ساخت این گل، تاتنهام بار دیگر حمله را از طریق پورو آغاز میکند. زیرا نقش پرسینگ مرموش به فولبک راست اجازه میدهد کسری از ثانیه زمان بیشتری روی توپ داشته باشد.
شروع دوباره روند تاتنهام
همزمان که فولبک راست، خود را برای پیش بردن توپ آماده میکند، کودوس عقب میکشد تا ناتان آکه، جایگزین آیتنوری بعد از مصدومیت و تعویض او، را از موقعیت خود خارج کند. و فضای لازم برای حمله سار را ایجاد نماید. این هافبک سنگالی با دویدن به سمت جلو در لحظهای که پورو توپ را به سمت منطقه مورد نظر ارسال میکند. او این حرکت را تکمیل میکند.
پاس بلند و خط شکن پورو
حمله به توپ از یک موقعیت در حال دویدن نسبت به دیاز، به سار کمک میکند تا مدافع میانی را برای رسیدن به توپ شکست دهد. او با پرشی بالاتر از دیاز، توپ را در مسیر ریچارلیسون قرار داد.
پاس سار با ضربه سر
در ادامه، مهاجم نوک تاتنهام توپ را به جلوی دروازه ارسال میکند تا جانسون با یک ضربه گل را به ثمر میرساند.
پاس عرضی ریچارلیسون به جانسونضربه نهایی و گل اول تاتنهام و خوشحالی توماس فرانک
غلبه تاتنهام و توماس فرانک ادامه یافت
گل جانسون حرکت بازی را به نفع تاتنهام تغییر داد. پس از آن، ژائو پالینیا دومین گل را از یک موقعیت پرسینگ بالا به ثمر رساند. تاتنهامِ توماس فرانک در نیمه دوم نیز همین فشار را حفظ کرد تا به پیروزی برسد. پیروزیای که گلهای آن دو ویژگی کلیدی این تیم تاتنهام را به نمایش گذاشت. همانطور که توماس فرانک در کنفرانس خبری پس از بازی توضیح داد، سه موضوع کلیدی که میخواست اصول بازی خود در برابر سیتی را بر حول آنها بنا کند، عبارت بودند از: «جنبه دفاعی بازی، شجاعت در فاز یک (بیلدآپ) و فاز دو (پراگرشن توپ) و توپهای راکد».
تشویق او از بازیکنان، پس از آنکه در ابتدا گل جانسون آفساید اعلام شد، به این دلیل بود که آنها در اجرای الگوی پاسکاری که بر اساس اصول حملهای تاتنهام طراحی شده بود، بهتر عمل میکردند. سپس توماس فرانک به سمت نیمکت تاتنهام نگاه کرد تا مطمئن شود گل مورد تأیید قرار میگیرد یا خیر. پاسخی که دریافت کرد باعث شد با نشان دادن دو شست به سوی بازیکنان، آنها را تحسین کند. حرکت فست بیلدآپ که تاتنهام از ابتدای بازی در تلاش برای اجرای آن بود، در نهایت کلید پیروزی آنها شد.
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – با اعتراف پپ گواردیولا به اهمیت روزافزون انتقال توپ، بررسی میکنیم که چگونه حملات سریع و مستقیم بیش از هر زمان دیگری بر فوتبال پریمیرلیگ تأثیر میگذارند.
ترنزیشن، دشمن قهرمان سالیان اخیر پریمیرلیگ
انتقال توپها همواره دشمن پپ گواردیولا بودهاند. بین تمام جنبههای تاکتیکی، این عنصر همیشه چیزی بوده که او بیشتر از هرچیز از آن هراس داشته است. در مقابل، برای بسیاری از رقبای او در طول سالها، انتقال توپ سلاحی بسیار مفید محسوب میشود.
در دورانی که گواردیولا برای نخستین بار سبک تاکتیکی خاص خود که از یوهان کرویف موسوم به تیکی تاکا و فوتبال مالکانه (juego-de-posición football) الهام گرفته بود را در بارسلونا پایهگذاری میکرد، ژوزه مورینیو در اوج قدرت خود بود.
آقای خاص در نقطه مقابل پپ قرار داشت. مالکیت توپ برای او یک ریسک محسوب میشد. با این حال عدم مالکیت توپ، نقطه قوتی بود که میشد با انتقالهای سریع از آن بهرهبرداری کرد.
هر دو مربی دوران بسیار موفقی را در هدایت بهترین تیمهای جهان سپری کردند. آنها با سبک های کاملاً متفاوت، بزرگترین جامها را فتح کردند.
گواردیولا در چهار سال هدایت بارسلونا، سه بار قهرمان لالیگا شد. او دو بار نیز لیگ قهرمانان اروپا را بالای سر برد.
مورینیو، تنها لکه سیاه پپ در بارسلونا!
سبک دفاع محور و مبتنی بر انتقال سریع مورینیو، هرچند به اندازه تاکتیک خاص گواردیولا موفق نبود، اما او مسئول تنها فصلی بود که گواردیولا در قهرمانی لالیگا ناکام ماند.
همچنین یکی از دو باری که گواردیولا در مراحل حذفی چمپیونزلیگ ناکام ماند، مربوط به اینتر ژوزه مورینیو بود (فصل ۲۰۰۹/۱۰ و در مرحله نیمه نهایی). دیگر ناکامی گواردیولا با بارسلونا در چمپیونزلیگ، همراه شد با قهرمانی غیرمنتظره روبرتو دی ماتئو با چلسی در سال ۲۰۱۲.
در آن دوران، دو قطب کاملاً متضاد، گواردیولا و مورینیو، بر قله فوتبال جهان حکمرانی میکردند.
درحالی که مورینیو در آن سالها الهامبخش گروه کوچکتری از مربیان بود، گواردیولا به کلی بازی را متحول کرد.
آقای نابغه، آغازگر دوران جدیدی از فوتبال پریمیرلیگ.
تأثیر شگرف او حتی پس از پیوستن به منچسترسیتی در ۲۰۱۶ ادامه پیدا کرد. امروز فوتبال انگلیس کاملاً با زمان ورود او متفاوت است.
در آن سالها، گواردیولا بهخاطر اصرار بر بازی سازی از دفاع و تحت فشار قرار گرفتن مدافعانش، مورد تمسخر قرار میگرفت. اما امروزه تقریباً همه تیمها بخش قابل توجهی از ضربات دروازه خود را کوتاه آغاز میکنند.
در فصل پیش از ورود او به انگلیس، ۷۴.۲٪ از ضربات دروازه به نیمه حریف ختم میشد. این رقم در فصل جاری به ۳۸.۶٪ کاهش یافته است.
پپ گواردیولا، الهام بخش در محدوده ای فراتر از پریمیرلیگ
گواردیولا تنها مسئول این تغییرات نیست. با این حال، نقش بسیار بزرگی در تحول فوتبال طی دهه گذشته داشته است. مطمئناً، درحالی که او همه چیز را در پریمیرلیگ و اروپا فتح میکرد، بقیه نیز از او پیروی کردند.
امروزه کاملاً عادی است که حتی تیمهای لیگ دو و سطوح آماتور نیز از دفاع بازیسازی کننید. در طول نزدیک به نه سال حضورش در پریمیرلیگ، او بیش از هر فرد دیگری بر فوتبال تأثیر گذاشت.
صبر کنید! انتقال توپ ها و حملات مستقیم همچنان بخش مهمی از فوتبال انگلیس باقی ماندهاند
همیشه تیمهایی بودهاند که با بازی غیر هجومی موفق بودهاند. ضدیت با سبک گواردیولا هرگز کاملاً از بین نرفته است.
این سبک بازی هرگز به اندازه فصل ۲۰۲۴/۲۵ تأثیرگذار نبوده است. در این فصل پریمیرلیگ بیش از هر زمان دیگری، فوتبال با چاشنی ضدحمله برای گواردیولا و سیتی که درگیر یک فصل غیر منتظره ضعیف هستند، مشکل آفرین شده است.
تنها ساوتهمپتون، وستهم (هر دو ۳۸) و برنتفورد (۳۵)، بیشتر از سیتی (۳۴) شوت ناشی از ضد حمله های سریع دریافت کردهاند. آنها تاکنون ۹ باخت در لیگ داشتهاند. این تعداد باخت برابر با بیشترین تعداد باخت گواردیولا در یک فصل است. هنوز ۹ بازی تا پایان فصل باقی مانده است.
تأثیر و موفقیت تیمهایی با سبک بازی حمله در عمق، این سؤال را به وجود آورده که فوتبال به کدام سمت میرود. این چیزی است که خود گواردیولا در مصاحب های با TNT Sports اوایل امسال به آن اشاره کرد:
امروز، فوتبال مدرن به سبک بورنموث، نیوکاسل، برایتون و لیورپول است. فوتبال مدرن دیگر پوزیشنال نیست.
بورنموث در این فصل با فوتبال پرس از بالا و پرسرعت خود که شامل تصاحب توپ در زمین حریف و رساندن سریع توپ به جلو برای گلزنی است، موفقیت زیادی پیدا کرد.
از سوی دیگر، ناتینگهام فارست با سبک افراطی ضدحمله، در رده سوم جدول قرار دارد و به سمت سهمیه چمپیونزلیگ پیش میرود. آنها با میانگین مالکیت توپ ۳۹.۵٪، کمترین سهم مالکیت را در پریمیرلیگ دارند.
افزایش ضد حمله های سریع در لیگ
در واقع، ضدحملههای سریع در کل پریمیرلیگ افزایش یافتهاند. فصل جاری با میانگین ۱.۸۴ ضدحمله منجر به شوت در هر بازی، بیشترین میزان از زمان شروع ثبت آمار (از ۲۰۰۶/۰۷) را دارد. تعداد بیشتر این ضد حمله ها نیز به گل منجر میشوند (۰.۳ گل در هر بازی).
این فصل همچنین بالاترین درصد شوتهای ناشی از ضدحملههای سریع در تاریخ پریمیرلیگ (۱۰.۲٪) و بالاترین درصد گلهای حاصل از این ضدحملهها (۷.۱٪) را به خود اختصاص داد.
این آمار در فصل ۲۰۱۵/۱۶ به ترتیب در پایینترین حد خود (۳.۷٪ و ۱.۴٪) بود. حتی این آمار در فصل ۲۰۲۱/۲۲ نیز تنها ۵.۰٪ و ۳.۷٪ بود. اما امروز، کارایی و استفاده از ضدحمله در فصل جاری به بالاترین حد تاریخ رسید.
یک واکنش قابل پیشبینی؟
شاید این روند، نتیجهای منطقی باشد. با تسلط روزافزون فوتبال مالکانه، همواره احتمال یک واکنش متقابل وجود داشت. هرچند فوتبال سریع و مبتنی بر انتقال توپ هرگز بهطور کامل به حاشیه نرفت، اما آمار نشان میدهد که با تقلید تیمهای بیشتر از سبک گواردیولا، تأثیر آن در سطوح بالای فوتبال کاهش یافت. اما در مقابل، لو بلاک نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد.
برای تیمهایی با منابع محدودتر از تیمهایی مثل سیتی، عقبنشینی و تحمل فشار تنها راه پیروزی بود.
لوبلاک همیشه بخش مهمی از فوتبال بوده، اما هرچه تیمهای مسلط بر توپ ثروتمندتر، بهتر و قویتر شدند، تیمهای ضعیفتر مجبور شدند سازمانیافتهتر و منظمتر عمل کنند.
درخشش سیتی به رقبا یادآوری میکرد که کوچکترین اشتباه یا ایجاد کمترین فضا میتواند مرگبار باشد. و اگر از این تیم عقب میافتادند، راه بازگشت به بازی برایشان حتی سختتر میشد.
اهمیت ترنزیشن در فوتبال امروز
این مسئله باعث شد اهمیت ضدحملهها و انتقال توپ بیش از پیش افزایش یابد. برای تیمهایی که در رده تیم های واقعا تراز اول قرار نداشتند، تنها راه شکستن لو بلاک حریف، حمله سریع و سازمانیافته بلافاصله پس از به دست آوردن توپ بود تا حریف را در وضعیت نامنظم غافلگیر کنند. کیفیت این ضدحملهها به شدت در حال افزایش است. تا جایی که گواردیولا حتی این فصل اعتراف کرده که از «بازی در این شرایط ضدحمله کمی هراس دارد.»
نمونه موفق: بورنموث و آندونی ایرائولا
بورنموث و سرمربی آن، آندونی ایرائولا، این فصل بهخاطر عملکرد درخشانشان مورد تحسین قرار گرفتهاند. آنها با پرسینگ شدید و سازمانیافته، رکورددار کانتر پرس (پرسی که ظرف ۲ ثانیه پس از از دست دادن توپ اعمال میشود) با ۱۸۲۲ اقدام در کل (۶۲.۸ در هر بازی) و همچنین بیشترین شوت پس از تصاحب توپ در ۴۰ متری دروازه حریف (۵۷ مورد) در پریمیرلیگ میباشند.
آنها مانند ناتینگهام فارست با دفاع عقب نشسته بازی نمیکنند و حملات خود را از فواصل طولانی شروع نمیکنند. هرچند counter-attacking و transitional attacks دقیقاً یکسان نیستند، اما از این نظر شبیه هستند که هر دو شامل حمله سریع پس از بازپسگیری توپ میشوند. در این فصل لیگ برتر، فقط ناتینگهام فارست با میانگین سرعت حملات ۲.۰۸ متر بر ثانیه، از بورنموث (۲.۰۵ متر بر ثانیه) سریعتر بوده است.
ایرائولا صراحتاً بیان کرده که اولین اولویت بازیکنانش پس از تصاحب توپ، پیشروی سریع به سمت جلو با هدف مستقیم گلزنی است.
او سال گذشته به اسکای اسپرت گفت:
اولین کاری که پس از بازپسگیری توپ انجام میدهیم، رساندن سریع آن به بازیکن پست ۹ است. چون معمولاً در آن لحظه، حریف در ضعیفترین موقعیت دفاعی قرار دارد و فضاهای بهتری پیدا میکنید.
این استراتژی مؤثر بوده است. بورنموث با ۱۹۶ شوت در ضدحملهها، بیشترین آمار را در پریمیرلیگ دارد و برای اولین بار در آستانه صعود به رقابتهای اروپایی است. نباید آنها را بر اساس پنج شکست در شش بازی اخیر قضاوت کرد. باید در نظر گرفت که علیرغم پیشبینی های بدبینانه پیش از شروع فصل، تنها پنج امتیاز با چهار تیم برتر فاصله دارند.
اما بورنموث تنها تیمی نیست که از ضدحملهها بهره میبرد. لیورپول، صدرنشین مقتدر لیگ، احتمالاً چندبعدیترین تیم پریمیرلیگ است. آنها هم در بازی با مالکیت توپ مسلط هستند و هم بهترین تیم در زمینه ترنزیشین در لیگ محسوب میشوند.
آمار لیورپول در زمینه ضد حمله:
رتبه دوم شوتهای پس از ضدحمله (۱۷۹ مورد) پس از بورنموث در پریمیرلیگ
صدرنشین گلهای پس از ضدحمله با ۳۱ گل (حداقل ۱۰ گل بیشتر از هر تیم دیگر)
۱۱٪ از کل شوتهای آنها از ضدحملههای سریع بوده است (بالاترین درصد لیگ)
۱۹٪ از گلهایشان از همین موقعیتها به ثمر رسید (رتبه دوم پس از ولورهمپتون با ۲۰٪)
رکوردهای تاریخی لیورپول در فصل جاری:
۱۳ گل از ضدحملههای سریع که رکورد تمام ادوار از فصل ۲۰۰۶/۰۷ است.
۵۶ شوت از ضد حمله های سریع که رکوردی جدید محسوب میشود.
در حالی که هنوز ۹ بازی باقیمانده است، قهرمان آینده پریمیرلیگ به بهترین شکل ممکن از ترنزیشین بهره میبرد. شاید بهتر از هر تیم دیگری در سالهای اخیر.
در دورانی که سبک بازی با مالکیت توپ پپ گواردیولا و منچسترسیتی بر فوتبال مسلط بوده، این فصل شاهد تأثیر چشمگیرتر ضدحملههای سریع نسبت به سالهای گذشته هستیم.
اما چرا سبک ضد حمله این چنین ثمربخش شد؟
برخی استدلال میکنند که این سبک بازی (ضدحمله) کمخطرتر از استفاده از خط دفاعی بالا و ایجاد فضای پشت سر مدافعان است. قطعاً خط دفاعی جسورانه و بالا، برای تاتنهام آنژ پوستکوغلو جواب نداده است. تیمی که با ۱۵ باخت در ۲۹ بازی این فصل، بیشتر از آنکه به رقابتهای اروپایی فکر کند، درگیر جدال برای بقا است. آمار نشان میدهد تیمهایی که ضدحمله را بهطور مؤثر به کار میگیرند، شکستناپذیرتر هستند، ویژگیای که قطعاً در مورد تاتنهام صدق نمیکند.
در ۷۸ مورد ثبت شده از گلزنی تیمها با حداقل یک ضدحمله سریع در مسابقات پریمیرلیگ در این فصل، تنها در ۱۳ مورد آن تیمها در بازی شکست را پذیرفتند. که نرخ باخت را به 16.7% میرساند.
بررسی ها نشان داده است وقتی تیمی گل میزند اما بدون ضدحمله، نرخ باخت به 26.1% تغییر میکند.
به عبارت دیگر، تیمی که با ضدحمله گل میزند، سختتر شکست میخورد تا تیمی که از طریق دیگر گلزنی میکند. شاید امروز تمرکز بر دفاع محکم به جای فشار برای گل های بیشتر، ایده بهتری باشد.
همینطور این واقعیت وجود دارد که موقعیتهای حاصل از ضدحملهها عموماً کیفیت بالاتری دارند. میانگین امید گلزنی (xG) در شوتهای حاصل از موقعیت ضدحمله در این فصل 0.17 است که بالاتر از شوتهای در جریان بازی (0.12 xG) و موقعیتهای شروع مجدد (0.09 xG) میباشد. میانگین کلی xG تمام شوتها در مسابقات پریمیرلیگ این فصل 0.11 است.
این یعنی شوتهای ضدحمله هم کیفیت بالاتری دارند و هم احتمال پیروزی تیم را بیشتر میکنند. هرچند این تحلیل کاملاً منصفانه نیست، چون ایجاد فرصتهای ضدحمله سختتر و کمتعدادتر است. با این حال، آمار نشان میدهد ضدحملههای سریع و مستقیم ارزش امتحان کردن را دارند. همانطور که جدول لیگ هم تأیید میکند. با حضور لیورپول و ناتینگهام در میان سه تیم برتر.
اما آیا این پایان سلطه بازی مالکانه گواردیولاست؟
آیا این نشانه تغییر روند است یا فقط یک استثنای فصلی است؟ شاید عملکرد ضعیف تر سیتی در این فصل پریمیرلیگ به دلیل تغییر نسل و حضور بازیکنان جدیدی باشد که میانگین سنی تیم را کاهش دادهاند.
پاسخ به این سؤال قطعیت ندارد، اما پیشبینی سقوط یکی از موفقترین سلطه های فوتبال، بسیار جسورانه است. با این حال، به نظر میرسد در فوتبال سطح بالا تمرکز بر انتقال ها نسبت به گذشته جایگاه بیشتری پیدا کرده است. اگر حتی گواردیولا خود این تغییر را بپذیرد، حتماً حقیقتی در آن وجود دارد، درست است؟
همچنین ممکن است هواداران پریمیرلیگ از طبیعت سریع حملات انتقالی لذت بیشتری ببرند. آنها این سبک فوتبال را راحتتر میپذیرند، به جای تیمهایی که سبکی شبیه به “کشتن رقیب با پاسهای بیشمار” گواردیولا بازی میکنند.
به همین ترتیب، وقتی بورنموث تحت هدایت مربیای موفق میشود که آشکارا از چیزی که بهعنوان “پاسهای مطمئن” مینامد، پاسهای قابل اطمینانی که مالکیت توپ را حفظ میکنند، همانچیزی که فلسفه پپ گواردیولا نیاز داشت، پذیرش این سبک فوتبال آسانتر است. و وقتی تیمی سبک هیجانانگیزی از فوتبال بازی میکند و موفق میشود، پذیرش این ایده که فوتبال به این سمت در حال حرکت است (یا باید باشد) سادهتر میشود.
تاریخ تاکتیکهای فوتبال همیشه چرخهای بوده است و ممکن است دوباره به چیزی شبیه به دوران طلایی مورینیو بازگردیم.
به همان اندازه ممکن است فوتبال اکنون چنان پیشرفته شده باشد که تیمهای برجسته باید در همه جنبههای بازی برتری پیدا کنند. برای تسلط بر لیگ برتر این فصل، لیورپول ناچار بود که بهترین تیم از نظر حملات سریع و روبهجلو باشد، و احتمالاً قهرمانان آینده نیز مجبور خواهند بود چنین باشند.
اگر چه مائوریسیو پوچتینو سرانجام پس از تنها یک فصل از هدایت چلسی برکنار شد اما بررسی آمار نشان میدهد عملکردش چندان ناامید کننده نبوده است.
عملکرد در دفاع و حمله
مهدی سهیلی، فوتبال لب – در خط حمله ، پوچتینو بهبود چشمیگیری نسبت به 38 گلی که در 38 بازی فصل گذشته توسط تیمهای تحت هدایت پاتر، توخل لمپارد داشت. طوری که با 77 گل در این فصل سومین دوره برتر هجومی لیگ برتر را تشکیل میدهد! فصل 2008، 103 گل و فصل 2016، 85 گل که منجر به قهرمانی چلسی در لیگ برتر شد.
اما این پیشرفت در حمله ، هزینه گزافی در خط دفاعی داشت. به طوری که چلسی 63 گل دریافت کرد. البته این آمار در مقایسه با تیمهای بالاتر از چلسی مثل تاتنهام و استون ویلا قابل بحث است.
آمار گلزنی و (XG)
پوچتینو میانگین گلهای زده غیر پنالتی شیرهای لندن را به دوران اوج توخل برگرداند؛ اما در گلهای دریافتی غیر پنالتی از عملکرد پاتر و لمپارد هم بدتر بود.
چلسی 40 گل از 63 گل دریافتی را در نیمه دوم دریافت کرد. این نشان دهنده ضعف این تیم در مدیریت بازی است. البته در نیمه دوم هم تقریبا به همین تعداد گل زدهاند که نشان از ناامید نشدن این تیم پس از عقب افتادن است.
شروع بد دلیل نرفتن چلسی به چمپیونزلیگ
مربی چلسی بارها در کنفرانس خبری علنا این موضوع را مطرح کرده که عملکرد نهچندان خوب در ۷ هفته اول باعث عدم حضور در کورس سهمیه شد.
البته طبق آمار حق با سرمربی آرژانتینی است؛ این تیم از اکتبر بعد از سیتی و لیورپول و آرسنال بهترین عملکرد را داشته است.
یکی از بدشانسی های دیگر آبیهای لندن و پوچ، مصدومیتها بود که منجر به دوری بلند مدت ریس جیمز، بن چیلول و خریدهایی گران قیمتی مثل انکوکو، فوفانا و لاویا شد. با این حجم مصدومیت، دست چلسی و پوچتینو از بازیکنان با کیفیت خالی شد.
البته این مصدومیتها میتواند از دلایل مدیریتی هم تاثیر بگیرد؛ از جمله تغییرات تاد بولی در دپارتمان پزشکی چلسی ، کادرفنی و بازیکنان است. هر چه هست آمار نشان میدهد فصل اول پوچتینو زیاد هم ناموفق نبوده هر چند او دیگر سرمربی چلسی نیست.
امیرحسین مرادی، فوتبال لب – با نزدیک شدن به روزهای پایانی لیگ جزیره، چلسی توسط پوچتینو با کسب نتایج ضعیف مشغول عادیسازی این تیم ریشهدار انگلیسی است!
آبیها در هفت هفته پایانی لیگ انگلیس، شانس بسیار کمی برای کسب حداقل سهمیه این لیگ یعنی لیگ کنفرانس اروپا را دارند؛
آبیهای لندنی در هفتههای پیش رو لیگ باید در مقابل تیمهایی همچون آرسنال، آستونویلا، تانهام و وستهام قرار بگیرند؛ تیمهایی که برای قهرمانی و یا کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا در حال رقابت هستند!
چلسی با شکست مقابل منچسترسیتی در نیمهنهایی جام حذفی انگلیس که قدیمیترین جام دنیای فوتبال لقب دارد، آخرین کورسوی امید هواداران این تیم را از بین برد.
شاگردان پوچتینو با تیمی جوان و ناموفق که با یک بازی اعصاب خوردکن برای هواداران این تیم که با فرصت سوزیهای مهاجمان و وینگرهایی همچون نیکولاس جکسون، مادوکه و.. همراه بود،
در دقایق آخر تن به شکست داد تا آتش خشم هواداران آبی پوش لندنی برافکنده شود!
عدم توانایی مدیریت و بهکارگیری جوانان توسط پوچتینو باعث ایجاد تنش در تیم و هواداران شد و این مربی بار دیگر ثابت کرد تا مربی قابل اعتمادی نمیتوان او را لقب داد.
چلسی و مشکل عدم کنترل رختکن تیم!
مشکل اصلی بسیاری از تیمهای انگلیسی عدم توانایی کنترل رختکن تیم و تزریق آرامش به اعضای تیم در هنگام عقب افتادن و یا شکست است .
مشکل بزرگی که عامل بحرانزدگی تیم، دو دستگی و عامل مستقیم ایجاد بی انظباطی در تیم میشود.
مشکلاتی که چندین سال است که گریبانگیر تیمهایی همچون منچستریونایتد، تاتنهام، آرسنال و.. شد و میتوان با مدیریت درست و ایجاد برنامهریزی صحیح از بحران گریز کرد!
بازنشستگان لندنی پس از روزهای طلایی و قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا با توماس توخل در روزهای مدیریت رومن آبراموویچ،
حالا توسط تفکرات پوچ و بیهوده پوچتینو آرژانتینی به ویرانهای تبدیل شد که مانند هوای همیشه ابری لندن تیره و تار است!
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
عسل رضائی،فوتبال لب-چند سالی میشود که وقتی درباره بهترین لیگ جهان صحبت میکنیم نام انگلیس و لیگ برترش خودنمایی میکند. سرمایهگذاری های عظیم و پوشش اخبار این رقابت ها توسط رسانهها سبب شده ستاره های بزرگ این مسابقات را بهترین لیگ داخلی فوتبال جهان بدل کنند. با همین وصف در رده زنان نیز شرایط مشابهی برقرار است. در این مقاله قصد داریم به معرفی لیگ Woman’s Super League یا همان سوپر لیگ زنان بپردازیم.لیگی که باید اشاره کنیم چهره ای برای زنان در مستطیل سبز است.
نمایی از استادیوم امارات در حین برگزاری مسابقهای میان دو تیم ارسنال و منچستریونایتد -رکورد حضور بیشترین تماشاگر در WSL نیز در اختیار این بازی است.
تاسیس:
آغاز مسیر پر فراز نشیب WSL در سال ۲۰۰۹ بود.سالی که ۱۶ تیم برای حضور در فرمت جدید رقابت های سطح اول فوتبال زنان در انگلیس اعلام امادگی کردند.یک سال بعد با اعلام FA،نام لیگ یک ملی زنان به سوپرلیگ زنان انگلیس تغییر یافت.سال بعد تیم های آرسنال،بیرمینگام سیتی،بریستول سیتی،،چلسی،،دانکستر رورز بز،اورتون، زنان لینکلن و لیورپول چراغ اول سوپرلیگ را روشن کردند.
اولین بازی لیگ دربی قرمز و آبی لندن بود.آرسنال در پایان نود دقیقه با تک گل جیلی فلاهرتی پیروز میدان بود. انتهای فصل نیز توپچی ها جام رقابت هارا بالا بردند. همان فصل ریچل ویلیامز با چهارده گل خانم گل مسابقات شد و با بریستول سیتی بر سکوی دومی ایستاد.
۱۳ اوریل سال ۲۰۱۱،الن وایت در سمت چپ و دنی برد در سمت راست در اولین بازی تاریخ WSL
حد فاصل سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ Super league در فرمت تابستانه در جریان بود اما در سال ۲۰۱۶ اعلام شد که پس از برگزاری یک لیگ بهاری این رقابت ها تبدیل به لیگی سنتی و به همان شکل زمستانه(اکتبر تا مارس) شد.سال ۲۰۱۴ لیگ سطح دومی با نام WSL2 تاسیس شد که بعدها مانند هم رده خود در سطح مردان به چمپیونشیپ تغییر نام داد.
در ابتدای فصل ۲۰۱۷/۲۰۱۸ نیز با راهیابی وستهم و برایتون تعداد تیم های لیگ افزایش یافت. در فصل ۲۰۱۹/۲۰۲۰ منچستریونایتد و تاتنهام نیز به سوپرلیگ زنان اضافه شدند. شکل فعلی جدول رقابت های WSL در همان سال پدید آمد.بانک بارکلیز نیز در همان ابتدای فصل تبدیل به اسپانسر اصلی مسابقات شد. نام لیگ نیز به Barclays Women’s Super League تغییر یافت. زمزمه هایی درباره افزایش تیم ها به ۱۶ عدد در انتهای فصل فعلی یا بعدی به گوش می رسد.
تصویری از جشن قهرمانی باشگاه چلسی در پایان فصل ۲۰۲۲/۲۰۲۳ سوپرلیگ زنان
رکورد ها:
چلسی با ۶ قهرمانی اعم از چهار قهرمانی پی در پی در چهار فصل گذشته در این زمینه رکورددار است. سوفی اینگل بیشترین تعداد بازی در لیگ را با ۱۸۸ بار حضور در در اختیار دارد. ویویانه میدما ماشین گلزنی فعلی ارسنال با ۷۹ گل بهترین گلزن تاریخ رقابتها است و بث مید با ۴۲ پاس گل،ملکه پاس گل سوپرلیگ زنان میباشد. همچنین مری ارپس با ۵۶ کلین شیت بهترین دروازه بان تاریخ WSL است. نکته جالب تر فعال بودن هر چهار بازیکن در لیگ فعلی رقابت ها است. استادیوم امارات،میزبان پرتماشاگرترین بازی های لیگ عنوان پرشورترین استادیوم رقابت ها را به دوش میکشد. استادیومی که میانگین تماشاگرانش از نه تیم PL بیشتر است.
ویویانه میدما،ستاره ۲۷ ساله هلندی،رکوردار گلزنی در سوپرلیگ زنان انگلستان
فصل ۲۰۲۳/۲۰۲۴
رقابتی نفسگیر در فصل فعلی لیگ در جریان است. باشگاه چلسی با تفاضل گل بهتر نسبت به منچسترسیتی با ۴۳ امتیاز صدر جدول قرار دارد.ارسنال نیز در رتبه سوم قرار گرفته است اما همچنان قرمزها میتوانند به کورس قهرمانی بازگردند.بریستول سیتی هم با کسب فقط ۶ امتیاز در منطقه سقوط قرار گرفته است. خدیجه شاو،ستاره سیتیزن ها بهترین گلزن مسابقات است. یونا رایتینگ کنیارد،هافبک شیر های لندن بیشترین پاس گل را داده است و کایرا کیتینگ بیشتر از هر دروازه بانی قفل دروازه خود را بسته نگه داشته است.
مهدی سهیلی،فوتبال لب– با اعلا م رسمی باشگاه تاتنهام، آنژه پوستچوغلو سرمربی استرالیایی یونانی ، در ژوئن ۲۰۲۳ پس از دو فصل حضور در سلتیک و کسب ۵ جام یه عنوان سرمربی مرغ های لندن انتخاب شد، آن هم در حالی که همگان از حضور ناگلزمن و لوئیز انریکه صحبت میکردند.
مدافعان کناری همه کاره
پوستچوغلو پس از موفقیت های داخلی با بريزبن رور و یک فصل کامل با ملبورن ویکتوری ، استرالیا را با سیستم 4-2-3-1 به جام جهانی رساند. فوروارد ها در کناره ها نفوذ میکردند تا توپ را در فضاها به کیهیل که نقش اصلی حمله را ایفا میکرد برساندد. هافبک های استرالیا نیز به رهبری مایل یدیناک موقعیت های خود را در خط هافبک حفظ میکردند تا مدافعان کناری راحتتر و سریع تر به حمله اضافه شوند. بازی جذاب در جام جهانی 2014 مقابل هلند ، که علیرغم باخت تحسین استرالیایی ها را برانگیخت. این سرمربی پس از عملکرد خوب در جاج جهانی مسیر جدیدی را آغاز کرد. اعتقاد این مربی به بازیکنان کناری، با مهره های اسکواد تاتنهام همخوانی کامل دارد
4-3-3 در یوکوهاما و سلتیک
پس تغییر سبک بازی، علاقه به حفظ توپ و بازی مالکیتی بیشتر شد و مدافعان کناری و وینگر سرعتی با فضاهایی که هافبک ها ایجاد میکردند منجر به گل یا موقعیت خطرناک میشد. یوسیپ یورانوویچ ، کایگو فوروهاشی و کالوم مک گریگور نقش های اصلی تیم او در سلتیک بودند.
تیم های آنژه تبحر بالایی در اجرای high press و counter press دارند، به طوری که پس از دست دادن توپ سه مهاجم به بازیکن صاحب توپ حمله ور شده و آنها را پرس میکنند تا باز پس گیری انجام دهند. دقیقا خلاف چیزی که از تاتنهام تحت هدایت سرمربی های قبلی سراغ داریم. او در دو فصلی که هدایت سلتیک را برعهده داشت میانگین ۶۷ و ۶۹ درصد مالکیت توپ را بدست آورد.
آنطور که پیداست آنکه کار سختی برای تغییر فلسفه تاتنهام پس از تجربه مربیانی از جمله کونته و ژوزه مورینیو دارد. با توجه به سبک این مربی فصل جذابی در انتظار هواداران این باشگاه است البته اگر مانع بزرگی مثل دنیل لوی اجازه دهد!
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!