Tag Archives: لیورپول

لیگ برتر و مالکان غیر‌انگلیسی؛ علاقه روزافزون آمریکایی‌ها به فوتبال انگلیس

مالکان آمریکایی لیورپول و منچستریونایتد
چهار تیم از "بیگ سیکس" انگلستان مالکیت عمده آمریکایی دارند.

عماد معمار، فوتبال لب– وقتی لیگ برتر انگلیس در سال ۱۹۹۲ از سایر ساختارهای فوتبال این کشور جدا شد، ۲۲ باشگاه این لیگ در اولین فصل فعالیت خود ۲۰۵ میلیون پوند درآمد ایجاد کردند. بازیکنان نیز به طور متوسط هفته‌ای ۲٬۰۵۰ پوند درآمد داشتند. سی سال بعد، با افزایش ۲۸۵۰ درصدی درآمد به ۶.۱ میلیارد پوند رسید و متوسط دستمزد بازیکنان به ۹۳٬۰۰۰ پوند در هفته افزایش یافت. به نظر می‌رسد علاوه بر تورم، سرمایه‌گذاری‌‌های سنگین آمریکایی‌ها هم دلیل این جهش باشند.

تغییرات عمده در مدیریت باشگاه‌های لیگ با ظهور آمریکایی‌ها

در قلب این رشد خارق‌العاده، یک انقلاب آمریکایی نهان است. در فصل آغازین لیگ برتر، فوتبال هنوز در حال بهبود از فجایع فاجعه‌های استادیوم هیلزبرو و هیسل بود. مالکان معمولاً از منطقه محلی و با پیشینه تجاری بودند. تنها سرمایه‌گذار خارجی، سام هامان در ویمبلدون بود. یک میلیونر لبنانی که این باشگاه را از روی هوس خریداری کرد و بعدها گزارش شد که به تنیس علاقه بسیار بیشتری داشت. آن فصل با قهرمانی منچستریونایتد (تحت هدایت الکس فرگوسن) در سطح اول فوتبال انگلیس به پایان رسید.

اکنون، با قبول شدن پیشنهاد خرید اورتون توسط گروه فریدکین (پیش از این گروه، مالکیت اورتون با فرهاد مشیری بود) ۱۲ باشگاه از ۲۰ باشگاه لیگ برتر تحت کنترل یا بخشی از مالکیت سرمایه‌گذاران آمریکایی خواهند بود.

چهار مورد از «بیگ سیکس» لیگ برتر در مالکیت آمریکایی‌ها هستند – منچستر یونایتد، لیورپول، آرسنال و چلسی. در حالی که پنجمی، منچسترسیتی، دارای سهم اقلیتی قابل توجهی از سوی آمریکا است. استون ویلا، فولام، بورنموث، کریستال پالاس، وستهام، برنلی و لیدز یونایتد نیز دارای درجات مختلفی از مالکیت آمریکایی هستند.

قمار آمریکایی‌ها روی باشگاه‌های کوچکتر

و این مسئله تنها به باشگاه‌های پرزرق و برق در سطح اول انگلیس محدود نمی‌شود. سرمایه‌گذاری آمریکایی در سطوح پایین‌تر هرم فوتبال نیز قابل توجه بوده است. از جمله این موارد می‌توان به خرید پرسر و صدای باشگاه رکسهم (که در آن زمان در لیگ غیرحرفه‌ای بازی می‌کرد) توسط بازیگران هالیوود، رایان رینولدز و راب مک‌الهنی، و همچنین خرید باشگاه بیرمنگام‌سیتی توسط سرمایه‌گذاران آمریکایی از جمله تام بردی، برنده هفت سوپربول اشاره کرد. سرمایه‌گذاری آمریکایی در فوتبال به تنوع جغرافیایی گسترده‌ای از جمله کارلایل و کراولی در انگلیس و ابردین و ادینبرو در اسکاتلند نیز رسید.

اما دلیل این علاقه شدید آمریکایی‌ها به فوتبال انگلیس چیست؟ و نگرانی‌ها از اینکه این مالکان آمریکایی ممکن است برای «آمریکایی کردن» سنت‌های لیگ برتر تبانی کنند چقدر واقعی است؟

اولین باشگاه با مالکیت آمریکایی

منچستریونایتد اولین باشگاه لیگ برتر انگلیس بود که تحت مالکیت آمریکایی‌ها قرار گرفت، و این ماجرا به خاطر اختلاف بر سر یک اسب شروع شد!

در سال ۲۰۰۵، منچستریونایتد توسط سرمایه‌گذاران مختلفی، از جمله دو تاجر ایرلندی که مالک اسب‌های مسابقه‌ای هم بودند، یعنی جان مگنیر و جی.پی. مک‌منوس، اداره می‌شد. الکس فرگوسن، سرمربی وقت یونایتد و دوست قدیمی این دو، معتقد بود که مالکیت اسب مسابقه‌ای معروف “راک آو جبل‌الطار”، بین آن‌ها مشترک است. اما مگنیر و مک‌منوس این ادعا را قبول نداشتند. این اختلاف آن‌قدر بالا گرفت که آن‌ها تصمیم گرفتند سهام خود در باشگاه را بفروشند.

خانواده گلیزر، از میامی آمریکا و مالک تیم فوتبال آمریکایی تامپا بی باکنیرز در NFL بودند. آن‌ها پیش‌تر شروع به خرید تدریجی سهام یونایتد کرده بودند. اما فروش ناگهانی سهام ایرلندی‌ها فرصتی طلایی برای مالکوم گلیزر فراهم کرد. او با پرداخت ۷۹۰ میلیون پوند (معادل حدود ۱.۵ میلیارد پوند امروزی) کنترل باشگاه را به دست بگیرد.

هوش اقتصادی مالکوم گلیزر

مالکان آمریکایی شیاطین سرخ

این واقعیت که گلیزر پول کافی برای خرید سهام منچستریونایتد نداشت، مشکلی قابل حل بود. در دنیای فوتبال حرفه‌ای انگلیس پیش از تأسیس لیگ برتر، منچستریونایتد باشگاهی بود که هیچ بدهی نداشت. این باشگاه هزینه‌های خود را بدون استفاده از موقعیتش به عنوان یکی از معروف‌ترین باشگاه‌های فوتبال جهان تأمین می‌کرد.

این وضعیت برای گلیزر فرصتی طلایی ایجاد کرد. او از این موقعیت استفاده کرد و یک خرید اهرمی (LBO) ترتیب داد. در این روش، خود باشگاه منچستریونایتد با گرفتن وامی بیش از ۶۰۰ میلیون پوند، که با تضمین دارایی‌های خودش (مانند ورزشگاه، برند و سایر دارایی‌های ارزشمند) تأمین شد، عملاً خودش را خرید. به عبارت دیگر، گلیزر با استفاده از اعتبار و ارزش مالی خود باشگاه، وامی گرفت تا سهام آن را تصاحب کند، بدون اینکه نیاز باشد خودش سرمایه هنگفتی تأمین کند. این معامله در سال ۲۰۰۵ نهایی شد و به این ترتیب، منچستریونایتد که تا آن زمان بدهی نداشت، ناگهان با بدهی قابل توجهی مواجه شد که باید بازپرداخت می‌شد.

ساده ترین گام برای افزایش درآمدزایی باشگاه

با وجود فشار بازپرداخت سود بالای این وام، یونایتد تحت هدایت فرگوسن همچنان به موفقیت‌هایش ادامه داد. سرالکس سه عنوان قهرمانی پیاپی لیگ برتر در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ و همچنین قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا در ۲۰۰۸ را به دست آورد. در این میان، گلیزرها احساس کردند که قیمت بلیت‌ها پایین است. با افزایش آن‌ها، درآمدزایی روز بازی برای آن‌ها از ۶۶ میلیون پوند در فصل ۲۰۰۴/۰۵ به بیش از ۱۰۱ میلیون پوند در فصل ۲۰۰۷/۰۸ رسید.

گلیزرها همچنین به دنبال افزایش درآمدهای تجاری بودند. آن‌ها دفتری در لندن راه‌اندازی کردند و با رویکردی جهانی، قراردادهای اسپانسری متنوعی از برندهای خوراکی گرفته تا تولیدکنندگان تراکتور و لاستیک امضا کردند. کاری که باعث دو برابر شدن درآمد تجاری آن‌ها شد.

اما در این دنیای جدید که هدفش “حداکثر بهره‌برداری از دارایی” بود، بدهی‌ها همچنان باقی ماندند. از طرفی هواداران یونایتد هم به شدت به مالکان آمریکایی خود بدبین بودند. پس از مرگ مالکوم گلیزر در سال ۲۰۱۴، باشگاه به شش فرزند او رسید. برادران آورام و جوئل گلیزر نیز به عنوان رئیس مشترک انتخاب شدند.

بدهی‌هایی که پس از یک دهه هم تمام نشدند

سر جیم رتکلیف

امروز، با وجود عرضه بخشی از سهام باشگاه در بورس نیویورک و فروش ۲۷.۷ درصد از سهام به میلیاردر بریتانیایی، سر جیم رتکلیف، یونایتد همچنان بیش از ۵۴۶ میلیون پوند بدهی دارد. شایان ذکر است که باشگاه از زمان خرید در سال ۲۰۰۵، در مجموع ۹۶۹ میلیون پوند سود وام پرداخت کرده است. با این حال، ارزش فعلی باشگاه که حدود ۵ میلیارد پوند (۶.۵۵ میلیارد دلار) برآورد می‌شود، نشان‌دهنده سرمایه‌گذاری بسیار هوشمندانه‌ای برای خانواده گلیزر بوده است.

در حالی که قیمت خرید باشگاه‌های فوتبال در اروپا به ارقام بی‌سابقه‌ای رسیده، این باشگاه‌ها در مقایسه با تیم‌های برتر ورزش‌های آمریکایی همچنان ارزان به نظر می‌رسند. طبق فهرست سالانه فوربس از با‌ارزش‌ترین تیم‌های ورزشی جهان، تیم‌های فوتبال آمریکایی (NFL)، بیسبال (MLB) و بسکتبال (NBA) ده رتبه برتر را در اختیار دارند. این یعنی تنها سه باشگاه لیگ برتر انگلیس – منچستریونایتد، لیورپول و منچسترسیتی – در میان ۵۰ تیم برتر قرار دارند.

با میانگین ارزش ۵.۱ میلیارد دلار برای تیم‌های NFL و ۳.۹ میلیارد دلار برای تیم‌های NBA، بسیاری از باشگاه‌های فوتبال انگلیسی همچنان از نگاه سرمایه‌گذاران آمریکایی گزینه‌هایی مقرون‌به‌صرفه به حساب می‌آیند.

ریسک سقوط و تاثیر آن در سرمایه گذاری بلند مدت

لیگ برتر انگلستان با سه جایگاه سقوط در پایان هر فصل، از زمان آغاز به کارش تاکنون ۵۱ تیم مختلف را در خود دیده است. تنها شش تیم آرسنال، تاتنهام، چلسی، منچستر یونایتد، لیورپول و اورتون از ابتدا تاکنون همیشه در این لیگ حضور داشته‌اند،. همچنین آرسنال صدمین سال حضور مداوم خود در سطح اول فوتبال انگلستان را جشن گرفت.

تیم‌های دیگر لیگ برتر، تجربه‌های پر فراز و نشیبی از سقوط و صعود را پشت سر گذاشته‌اند. اولدهام اتلتیک که در دو فصل اول لیگ برتر حضور داشت، حالا در سطح پنجم فوتبال انگلستان به سر می‌برد. در مقابل، لوتون تاون که تا سال ۲۰۱۴ در سطح پنجم بود، در سال ۲۰۲۳ به لیگ برتر صعود کرد. اگرچه آن‌ها در پایان فصل گذشته دوباره سقوط کردند.

تفاوت دو سیستم رقابتی مختلف

اگرچه مقایسه تیم‌های فوتبال با تیم‌های بسکتبال و فوتبال آمریکایی دشوار است، اما تفاوت مالی بین یک لیگ باز با سیستم سقوط و صعود و یک لیگ بسته، وقتی به فوتبال زنان در دو سوی اقیانوس اطلس نگاه می‌کنیم، آشکار می‌شود.

انجل سیتی، تیم فوتبال زنان مستقر در لس‌آنجلس، که در سال ۲۰۲۲ به لیگ ملی فوتبال زنان (NWSL) پیوست و هنوز جامی در این لیگ نبرده، ماه گذشته به قیمت ۲۵۰ میلیون دلار (معادل ۱۸۸ میلیون پوند) به باب ایگر، مدیرعامل دیزنی، و ویلو بی، روزنامه‌نگار تلویزیونی، واگذار شد. گران‌ترین معامله در تاریخ ورزش حرفه‌ای زنان.

در مقایسه، چلسی که هفت بار قهرمان سوپرلیگ زنان انگلیس شده و یکی از موفق‌ترین تیم‌های اروپا به شمار می‌رود، ارزش تیم زنان خود را در اوایل تابستان امسال ۱۵۰ میلیون پوند (معادل ۱۹۶ میلیون دلار) تخمین زد. اگرچه عوامل متعددی در این تفاوت قیمت نقش دارند، اما اطمینان از اینکه انجل سیتی همیشه در لیگ برتر فوتبال زنان آمریکا حضور خواهد داشت و به‌طور برابر از درآمدهای آن بهره‌مند می‌شود، باعث شده که مالکان جدیدش به پایداری بلندمدت این معامله بسیار مطمئن باشند.

علاقمندی روزافزون آمریکایی‌ها به فوتبال زنان

جذابیت بیشتر برای سرمایه‌گذاران آمریکایی، امکان ورود همزمان به دو بازار است. یکی بازار تثبیت‌شده (فوتبال مردان) و دیگری بازاری نوپا و در حال رشد (فوتبال زنان). در آمریکا، تیم‌های برتر مردان و زنان کاملاً از هم جدا هستند. اما در اروپا، بیشتر تیم‌های برتر زنان به باشگاه‌های مردان وابسته‌ هستند، به استثنای المپیک لیون زنان، که هشت بار قهرمان لیگ قهرمانان زنان شده و در فوریه ۲۰۲۴، پس از خرید اکثریت سهام توسط میکله کانگ، تاجر کره‌ای-آمریکایی، از باشگاه مردان فرانسوی جدا شد.

در حالی که علاقه به سوپرلیگ زنان انگلیس (WSL) و در نتیجه ارزش آن به‌سرعت در حال افزایش است، فوتبال زنان در انگلیس همچنان در مقایسه با مخاطبان لیگ برتر که پربیننده‌ترین لیگ ورزشی جهان با حدود ۱.۸۷ میلیارد بیننده در هفته در ۱۸۹ کشور است، در سایه قرار دارد.

این ارقام حتی در مقایسه با لیگ ملی فوتبال آمریکایی (NFL) که در حال حاضر از نظر قراردادهای پخش، باارزش‌ترین لیگ ورزشی است، بسیار چشمگیر است. این موضوع ممکن است حسادت NFL به رشد لیگ برتر را توضیح دهد. شاید به همین دلیل است که برخی از مالکان تیم‌های آمریکایی، اقدام به خرید باشگاه‌های لیگ برتر کرده‌اند.

برای بسیاری از تماشاگران شدت و رقابت بالای اکثر مسابقات لیگ برتر که تا حدی نتیجه تهدید سقوط و پاداش صعود به رقابت‌های اروپایی است، این لیگ را بسیار جذاب کرده است. با این حال، سرمایه‌گذاران میلیاردر به دنبال اعداد تضمین‌شده هستند. آن‌ها از ریسک کردن، به‌ویژه ریسک مالی موجود در لیگ برتر و لیگ فوتبال انگلیس، بیزارند.

رویای سوپرلیگ با درآمدزایی به سبک آمریکایی

طرح انقلابی سوپرلیگ پرز که بسیار بحث برانگیز بود.

در آوریل ۲۰۲۱، دوازده باشگاه برتر اروپایی (شش تیم از انگلیس، سه تیم از اسپانیا و سه تیم از ایتالیا) از ایجاد سوپرلیگ اروپا (ESL) خبر دادند. این رقابت جدید که قرار بود در وسط هفته برگزار شود، یک رقابت بسته و درآمدزا با (حداکثر) ۱۵ تیم دائمی و پنج تیم اضافی که هر سال از اروپا به آن ملحق می‌شدند، طراحی شده بود. به گفته جوئل گلیزر، یکی از نیروهای اصلی پشت این طرح و رئیس مشترک منچستر یونایتد:

“با گردهم آوردن بهترین باشگاه‌ها و بازیکنان جهان برای رقابت با یکدیگر در طول فصل، سوپرلیگ اروپا دوره جدیدی برای فوتبال اروپا باز خواهد کرد، با تضمین رقابت و امکانات در سطح جهانی و فراهم کردن حمایت مالی بیشتری برای باشگاه های شرکت کننده

مشکل پیش‌ روی شش باشگاه بزرگ لیگ برتر این است که در حال حاضر محدودیت سهمیه برای حضور در لیگ قهرمانان اروپا وجود دارد. بنابراین، آن‌ها فکر کردند چرا ریسک عدم صعود به این رقابت را حذف نکنیم؟ با این حال، این پیشنهاد به‌سرعت از سوی هواداران سراسر اروپا، نهادهای حاکم بر فوتبال و لیگ‌ها محکوم شد. همه آن‌ها پیشنهاد ESL را تهدیدی برای کیفیت و یکپارچگی لیگ‌های داخلی خود می‌دیدند. پس از اعتراضات گسترده هواداران، از جمله در استمفوردبریج، منچسترسیتی اولین باشگاهی بود که از این طرح خارج شد. در عرض چند روز، بقیه باشگاه‌های انگلیسی نیز به دنبال آن از این طرح کناره‌گیری کردند.

سوپرلیگ از چه طریقی درآمد باشگاه‌ها را بیشتر می‌کرد؟

بر اساس شرایط پیشنهادی ESL، باشگاه‌های بنیان‌گذار برای همیشه حضورشان در این رقابت تضمین می‌شد. حضور تضمین‌شده به معنای درآمدهای تضمین‌شده است. شکاف مالی کنونی بین شش باشگاه بزرگ و دیگر اعضای لیگ برتر، که در فصل ۲۰۲۲/۲۳ به طور متوسط ۳۹۶ میلیون پوند بود، به‌سرعت افزایش می‌یافت.

جان استونز بازیکن منچسترسیتی مقابل هواداران

برای مثال، این باشگاه‌ها می‌توانستند حق پخش برخی از بازی‌های خانگی ESL را مستقیماً به هواداران بفروشند، به جای اینکه از طریق یک شبکه پخش‌کننده این کار را انجام دهند. ناگهان، هوادارانی که اپلیکیشن رسمی باشگاه را دانلود کرده‌اند یا در لیست ایمیل آن‌ها هستند، بسیار ارزشمندتر می‌شود. این افراد کسانی هستند که بیش از همه مایل‌اند بازی‌های تیم مورد علاقه‌شان را به‌صورت پرداخت به‌ازای هر نمایش تماشا کنند و این امر درآمد را بیشتر افزایش می‌دهد.

در عین حال، سقف دستمزد پیشنهادی ESL مانع از آن می‌شد که بازیکنان تمام این درآمدهای افزایش‌یافته را به شکل دستمزدهای بالاتر دریافت کنند. این مورد، این امکان را به باشگاه‌ها می‌داد که سودآوری بیشتری ثبت کنند و مالکیت آن‌ها حتی پرسودتر از قبل شود.

تکاپوی آمریکایی‌ها برای قدرت بیشتر

منچستر یونایتد و لیورپول، که مالکیت آمریکایی دارند، پیش‌تر در دوران قرنطینه‌های کووید با طرحی به نام (Project Big Picture) تلاش کرده بودند ارزش سرمایه‌گذاری خود را افزایش دهند. این طرح پیشنهاد کاهش تعداد تیم‌های لیگ برتر و حذف یکی از دو جام داخلی را مطرح می‌کرد. آن‌ها می‌خواستند از این طریق زمان بیشتری برای باشگاه‌های بزرگ‌تر فراهم شود و بتوانند تورهای پرسودتر و بازی‌های اروپایی مقابل حریفان سرشناس ترتیب دهند.

مهم‌تر از همه، این پروژه باعث تغییر در حاکمیت فوتبال انگلیس می‌شد. طبق این پیشنهاد، شش باشگاه بزرگ از حقوق رأی بیشتری برخوردار می‌شدند و در نتیجه می‌توانستند تأثیر قابل‌توجهی بر نحوه اداره فوتبال انگلستان داشته باشند.

تمرکز قدرت آمریکایی یا رقابت جذاب‌تر انگلیسی؟

هر تلاشی برای افزایش تمرکز قدرت، نگرانی‌هایی درباره کاهش تعادل در رقابت ایجاد می‌کند. موضوعی که باعث می‌شود تیم‌های کمتری شانس قهرمانی داشته باشند و بازی‌های کمتری هیجان انگیز شوند. این مشکلی است که برخی دیگر از لیگ‌های بزرگ اروپایی، از جمله لیگ ۱ فرانسه، با آن روبرو هستند. جایی که سلطه پاری سن ژرمن باعث کاهش علاقه پخش‌کنندگان شده است.

بنابراین، اگرچه تاکنون تلاش‌های تحت رهبری آمریکا برای تغییر ساختار لیگ برتر ناکام ماند، بعید است که این ایده‌ها برای همیشه دست نیافتنی باشند. ترس تقریباً همگانی هواداران، این است که اگر چنین طرح‌هایی موفق شوند، جذابیت لیگ کاهش خواهد یافت.

همچنین شواهدی از فوتبال زنان وجود دارد که نشان می‌دهد ساختار لیگ بسته آمریکا تحت فشار نیروهای جهانی فوتبال می‌باشد. لیگ ملی فوتبال زنان (NWSL) اخیراً اعلام کرد که سیستم درفت (انتخاب بازیکن) را حذف می‌کند.

باشگاه‌های برتر فوتبال زنان آمریکا برخی از بازیکنان برجسته خود را به دلیل نبود محدودیت‌های مشابه قوانین استخدامی در اروپا به سایر لیگ‌ها از دست می‌دهند. در یک ورزش حرفه‌ای واقعاً جهانی مانند فوتبال، رقابت بین‌المللی همیشه تمایل به بی‌ثبات کردن لیگ‌های بسته دارد.

با همه این دردسرها، چرا هنوز آمریکایی‌ها به خریدن باشگاه در انگلیس ادامه می‌دهند؟

آیا این به این معناست که مالکان آمریکایی و دیگر ثروتمندان لیگ برتر که به دنبال کاهش ریسک‌های خود هستند، در نهایت در حال مبارزه در یک نبرد بازنده‌اند؟ و اگر چنین است، با توجه به ریسک‌های بالقوه مالی و حتی شخصی در مالکیت یک باشگاه فوتبال، چرا آن‌ها همچنان به خرید این باشگاه‌ها ادامه می‌دهند؟

انگیزه‌ها تا حدی مالی، تا بخشی فناوری و همان‌طور که همیشه در مالکیت ورزشی صادق بوده، تا حدی ناشی از خودنمایی است.

اقتصاد آمریکا در سال‌های اخیر بسیار سریع‌تر از اقتصاد اتحادیه اروپا یا بریتانیا رشد کرده است. در نتیجه، بسیاری از افرادی که از این رشد سود برده‌اند، پول نقد مازادی دارند و اینجا فوتبال به یک پیشنهاد جذاب تبدیل می‌شود. در واقع، باشگاه‌های فوتبال در مقایسه با صنایع دیگر در برابر رکودهای اقتصادی مقاوم‌تر هستند و ارزش خود را بهتر حفظ می‌کنند.

از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۸، دوره‌ای که اقتصاد بریتانیا بیش از دو برابر شد، ارزش کل باشگاه‌های لیگ برتر ۳۰ برابر افزایش یافت. بسیاری از هواداران به حمایت از یک باشگاه خاص وابسته‌اند. این امر باعث می‌شود بزرگ‌ترین باشگاه‌ها در برابر تغییرات اقتصادی مقاوم‌تر از دیگر صنایع باشند. اگرچه فوتبال، مانند بسیاری از بخش‌های صنعت سرگرمی، در دوران قرنطینه‌های کووید آسیب دید، با وجود چالش‌هایی که بازی‌ها در استادیوم‌های خالی ایجاد کردند، هیچ باشگاهی ورشکست نشد.

علاوه بر این، نرخ تبدیل دلار آمریکا تا همین اواخر بسیار مطلوب بوده و سرمایه‌گذاری‌های آمریکایی در بریتانیا و اروپا را برای سرمایه‌گذاران آمریکایی ارزان‌تر کرده است.

بنابراین، در حالی که هواداران منچستر یونایتد معتقدند خانواده گلیزر برای این باشگاه خوب نبوده‌اند، منچستر یونایتد برای گلیزرها سودآور بوده است. همچنین گروه ورزشی فن‌وی (FSG) که در سال ۲۰۱۰ لیورپول را به قیمت ۳۰۰ میلیون پوند خرید، تقریباً تمام این مبلغ را از طریق فروش سهام‌های کوچک‌تر بازیافت کرده و همچنان مالک اکثریت لیورپول باقی مانده است.

انقلاب بزرگ در مالکیت شیرهای لندن با مالکیت آمریکایی

تاد بولی مالک آمریکایی چلسی و وارث آبراموویچ

با این حال، قیمت ۲.۵ میلیارد پوندی که کنسرسیوم آمریکایی کلیرلیک- تاد بولی در می ۲۰۲۲ برای خرید چلسی پرداخت کرد، بازارها را شگفت‌زده کرد.

این فروش که پس از توقیف دارایی‌های رومن آبراموویچ، مالک الیگارش روس این باشگاه، توسط دولت بریتانیا به دنبال تهاجم به اوکراین انجام شد، کمتر از یک سال پس از فروش نیوکاسل یونایتد توسط مایک اشلی، بنیان‌گذار اسپورتس دایرکت، به صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان سعودی به قیمت ۳۰۵ میلیون پوند (تقریباً دو برابر درآمد سالانه این باشگاه) صورت گرفت. با این حال، کلیرلیک- بولی حاضر شدند بیش از پنج برابر درآمد سالانه چلسی را برای خرید این باشگاه بپردازند، حتی با وجود وضعیت مالی متزلزل آن.

کلیرلیک یک گروه سرمایه‌گذاری خصوصی است که هدف اصلی آن کسب سود برای سرمایه‌گذارانش است. اکثر سرمایه‌گذاران این‌چنینی معمولاً بر کاهش هزینه‌ها تمرکز دارند. مالکان چلسی اما با استراتژی هزینه‌های بالا و ایده‌های جدید ساختار مالی، مانند ارائه قراردادهای طولانی‌تر به بازیکنان برای دور زدن قوانین سودآوری و پایداری مالی فوتبال وارد شدند. هرچند این باگ قانونی بعداً رفع شد و یوفا، نهاد حاکم بر فوتبال اروپا، طول قراردادها را برای اهداف مقررات مالی به پنج سال محدود کرد.

موقعیت چلسی در یکی از گران‌قیمت‌ترین مناطق لندن، همراه با موفقیت‌های این تیم در زمین بازی تحت مالکیت آبراموویچ، قطعاً به جذابیت آن افزود. اما دلایل دیگری نیز وجود دارد که چرا کلیرلیک، همراه با تاجر میلیاردر بولی، حاضر شدند چنین مبلغ هنگفتی برای این باشگاه بپردازند.

از هالیوود تا متاورس

در حالی که برخی هواداران بریتانیایی ممکن است سریال «تد لاسو» را داستانی خیالی و کمی شیرین درباره دخالت آمریکایی‌ها در فوتبال انگلیس بدانند، این سریال جذابیت این ورزش را در آمریکا افزایش داده است. همین‌طور مستند «به رکسهم خوش آمدید» که داستان دو صعود پیاپی قدیمی‌ترین باشگاه فوتبال ولز را تحت مالکیت غیرمنتظره هالیوودی رایان رینولدز و راب مک‌الهنی دنبال می‌کند.

رشد علاقه آمریکا به فوتبال انگلیس در قرارداد رکوردشکن حقوق رسانه‌ای لیگ برتر در سال ۲۰۲۲ منعکس شد. طبق گزارش‌ها شبکه NBC Sports برای قرارداد شش‌ساله جدید خود ۲.۷ میلیارد دلار (۲.۰۶ میلیارد پوند) پرداخت کرده است.

سرمایه‌گذاری روی واقعیت مجازی

اما علاوه بر اینکه فوتبال یکی از معدود «تجربیات زنده تلویزیونی مشترک» را ارائه می‌دهد که جایگاه‌های تبلیغاتی پرسودی دارند، ممکن است فرصت‌های بیشتری برای پوشش پشت‌صحنه لیگ برتر وجود داشته باشد. مشابه آنچه در پوشش بازی‌های NBA در آمریکا مشاهده می‌شود، جایی که بازیکنان بلافاصله پس از بازی‌ها در رختکن مصاحبه می‌شوند.

طبق آخرین گزارش سالانه منچستریونایتد، این باشگاه اکنون «جامعه جهانی ۱.۱ میلیارد هوادار و دنبال‌کننده» دارد. چنین اعدادی باعث می‌شود که مالکان این باشگاه و دیگران نسبت به پتانسیل متاورس برای ارائه تجربه‌ای مشابه حضور در روز مسابقه، خوش‌بین باشند.

همسایه آن‌ها، منچسترسیتی، در سال ۲۰۲۲ با امضای قرارداد متاورس با سونی، قدم جدیدی در دنیای مجازی برداشت. واقعیت مجازی می‌تواند به هواداران در سراسر جهان این حس را بدهد که در یک مسابقه زنده حضور دارند، کنار دوستانشان نشسته‌اند و همراه با جمعیت هم‌خوانی می‌کنند.

برخی سرمایه‌گذاران حتی مطمئن‌ هستند که پیشرفت‌های فناوری آواتار به سبک گروه آبا (ABBA) روزی به هواداران امکان می‌دهد تا شبیه‌سازی‌های سه‌بعدی زنده از مسابقات لیگ برتر را در استادیوم‌های سراسر جهان تماشا کنند.

تلاش آمریکایی‌ها برای برگزاری بازی ها در کشورهای دیگر

در کوتاه‌مدت، نشانه‌هایی وجود دارد که مسابقات رقابتی با حضور تیم‌های برتر مردان انگلیس ممکن است به‌زودی در آمریکا یا مکان‌های دیگر برگزار شود. تاد بولی، یکی از مالکان چلسی، پیش‌تر پیشنهاد داد که برخی از عناصر ورزش‌های آمریکایی مانند (All-Star) برای افزایش درآمد در فوتبال ترکیب شوند. در واقع، در سال ۲۰۰۸، لیگ برتر به‌طور آزمایشی ایده «بازی سی‌ونهم» در خارج از کشور را مطرح کرد. ایده ای که به‌سرعت رد شد.

مالکان آمریکایی بیرمنگام سیتی مشتاق بودند که بازی این فصل لیگ یک EFL مقابل رکسهم را در آمریکا برگزار کنند، اما این پیشنهاد نیز چندان پیش نرفت. تام ورنر، رئیس لیورپول، می‌گوید مصمم است که بازی‌ها در خارج از کشور برگزار شود و تغییرات اخیر در کتاب قوانین فیفا، نهاد حاکم جهانی فوتبال، می‌تواند این پیشنهاد را آسان‌تر کند.

مزایای بالقوه برگزاری بازی‌ها در خارج از کشور شامل درآمدهای بالاتر در روز مسابقه، افزایش آگاهی از برند و بهبود حقوق پخش است. این طرح احتمالاً با مخالفت شدید هواداران محلی روبرو خواهد شد. حداقل مالکان آمریکایی می‌دانند که در آمریکا با همان دشمنی‌ای که در انگلیس به دلیل افزایش قیمت بلیت‌های روز مسابقه با آن مواجه شده‌اند، روبرو نخواهند شد.

وقتی لیونل مسی، اسطوره آرژانتینی، در سال ۲۰۲۳ به تیم جدید MLS، اینتر میامی، پیوست، قیمت بلیت‌های فصل تقریباً دو برابر شد. در حالی که در انگلیس مخالفت‌های صوتی با افزایش قیمت بلیت‌ها وجود دارد، این موضوع در کاهش حضور تماشاگران در بازی‌های مقابل حریفان باکیفیت تأثیری نداشته است. برای مثال استون ویلا برای دیدار لیگ قهرمانان مقابل بایرن مونیخ تا ۹۷ پوند قیمت‌گذاری کرد.

کریس هک، مدیر عملیات ویلا، از این قیمت‌ها دفاع کرد و گفت که برای رقابت‌پذیر ماندن باشگاه، تصمیمات دشواری باید اتخاذ شود.

درآمد روز مسابقه منچستر یونایتد در هر فصل لیگ برتر ( بر حسب میلیون پوند)

درآمد روز مسابقه منچستر یونایتد در هر فصل لیگ برتر ( بر حسب میلیون پوند)

درآمدزایی یا رضایت هوادار؟ آمریکایی‌ها به کدام یک اهمیت بیشتری می‌دهند؟

در طول دهه ۲۰۱۰، با افزایش سریع درآمدهای پخش، بسیاری از مالکان لیگ برتر تلاش چندانی برای افزایش قیمت بلیت‌ها و ایجاد تنش با پایگاه هواداران وفادار خود نکردند. در واقع، منچستریونایتد در فصل ۲۰۲۱-۲۲، زمانی که فوتبال از همه‌گیری کرونا خارج می‌شد، درآمد روز مسابقه‌اش تفاوت چندانی با فصل ۲۰۱۰-۱۱ نداشت.

با این حال، این آتش‌بس ناپایدار بین هواداران و مالکان به پایان رسید. توقف نسبی رشد درآمدهای پخش از سال ۲۰۱۷، همراه با قوانین کنترل هزینه که شروع به تأثیرگذاری بر توانایی باشگاه‌ها برای صرف هزینه در خرید بازیکنان و دستمزدها کرده‌اند، رویکرد باشگاه‌ها را نسبت به کاهش قیمت بلیت‌ها تغییر داده است. این امر منجر به افزایش قابل‌توجه قیمت بلیت‌های تکی و بلیت‌های فصلی توسط برخی باشگاه‌ها شده است.

با این حال، هواداران دارای بلیت فصلی و دیگر هواداران محلی در مقایسه با هواداران خارجی و گردشگران، که درآمدزایی بیشتری دارند، پول کمی برای باشگاه‌ها تولید می‌کنند. این هواداران خارجی ممکن است تنها یک بار در فصل تیم مورد علاقه خود را به‌صورت زنده تماشا کنند. آن‌ها اما وقتی به استادیوم می‌آیند، نه‌تنها احتمال بیشتری دارد که قیمت‌های بالاتر روز مسابقه را بپردازند، بلکه هزینه بیشتری برای خرید محصولات، خدمات پذیرایی و دیگر پیشنهادات باشگاه صرف می‌کنند.

نسل امروزی مالکان آمریکایی لیگ برتر، که به دنبال سود حداکثری هستند و توسط خانواده گلیزر پیشگام شده‌اند (کسانی که دریافتند «استفاده حداکثری از دارایی» به معنای چیزی فراتر از تماشای دویدن بازیکنان فوتبال است) درک کرده‌اند که ارزش بسیار بیشتری از تیم‌های فوتبال انگلیسی می‌توان استخراج کرد. هواداران وفادار محلی ممکن است از این موضوع خوششان نیاید، اما انقلاب آمریکایی‌ها در فوتبال انگلیس هنوز به پایان نرسیده است.

لیورپول و مشکلات خط دفاع: نقطات ضعف مشهود مدافع عنوان قهرمانی

بازیکنان دفاعی لیورپول
فندایک و کوناته دو دفاع لیورپول


محمد حسام کیانی نیا، فوتبال لب– فصل گذشته، لیورپول برای دریافت چهار گل در پرمیرلیگ به 9 بازی زمان نیاز داشت. امسال، لیورپول تنها پس از گذشت دو بازی چهار گل دریافت کرد. همچنین با احتساب جام خیریه، شش بار دروازه تیم اسلوت باز شد.
این موضوع فاصله‌ی زیادی تا یک بحران دارد. لیورپول یکی از سه باشگاه لیگ برتر است که هنوز رکورد صددرصد برد دارد. پس از گذشت دو بازی؛ همچنین، سه بازی نمونه‌ی خیلی کوچکی برای نتیجه‌گیری‌های کلی است. لیورپول هنوز نتوانسته از حضور همزمان گراونبرخ و مک آلیستر که محور خط میانی سال گذشته اش بودند بهره ببرد.
با این حال، نشانه‌های هشداردهنده‌ای وجود دارد. اسلوت پیش از بازی مقابل آرسنال باید فکری برای این وضع بکند.

وضعیت ناپایدار کوناته


کوناته در این فصل و در واقع، در بازی‌های پیش‌فصل لیورپول اصلاً مطمئن به نظر نرسیده است.این یک مشکل جدید نیست. این ملی‌پوش فرانسوی از زمانی که فصل گذشته به‌دلیل مصدومیت زانو یک ماه را از دست داد، افت کرده است. اما او همچنین به‌خاطر وضعیت قراردادش زیر ذره‌بین باشگاه های علاقه مند و رسانه ها قرار دارد. او در 12 ماه پایانی قراردادی است که در سال 2021 امضا کرد. همچنین لیورپول به مارک گهی از کریستال پالاس علاقه‌مند است.
کوناته مقصر دو گل از چهار گل در دو بازی اخیر لیورپول بوده. اولی، گل تساوی بورنموث بود؛ جایی که او در درگیری با آنتوان سمنیو ناکام ماند و سپس در لبه‌ی محوطه جریمه جا ماند. البته در دفاع از کوناته باید گفت لیورپولی ها به شکل عجیبی عقب تر از مهاجمان بورنموث بودند.

بازیکنان لیورپول در محوطه بورنموث

با این حال، با وجود این‌که مدافعان میانی در موقعیت خوبی قرار داشتند، به عقب‌نشینی ادامه دادند. فن دایک و کوناته به سمنیو اجازه دادند بدون هر گونه دخالت ضربه را روانه دروازه کند.

دومین اشتباه مقابل نیوکاسل بود.کوناته در نبرد هوایی ضعیف برابر دن برن روی ضربۀ آزاد بلند نیک پوپ، به گل تساوی ویلیام اوسولا منجر شد. باز هم، کوناته در موقعیت درستی قرار داشت، اما در عمل ناکام ماند و نبرد را به مدافع نیوکاسل باخت.

نباید عملکرد فن دایک را نادیده گرفت

در حالی که ویرجیل فن دایک از زمانی که در جام خیریه عملکردی پایین‌تر از حد معمول داشت، در لیگ درخشیده است. او ثبت 30 توپ‌گیری در دو بازی اخیرش داشته؛ اما کوناته همچنان به اشتباهات عجیب خود ادامه می‌دهد.

اگرچه او گاهی در بازیسازی موفق بوده، اما در مراحل ابتدایی مقابل بورنموث یک پاس به عقب اشتباه داد که به کرنر منجر شد. همچنین یک پاس ضعیف داشت که توسط ساندرو تونالی قطع و منجر به یک موقعیت حمله خطرناک شد.

او همچنین خیلی راحت در هوا توسط آنتونی گوردون شکست خورد، که این موضوع منجر به یک موقعیت شد. در انتها باعث شد سوبوسلای، یک دخالت در آخرین لحظه انجام دهد تا از گل جلوگیری کند.

او تنها 60 درصد از دوئل‌هایش در دو بازی موفقیت آمیز بود. اما از یک مدافع قهرمان انگلیس انتظار می‌رود که پس از شروعی سخت در فصل، به فرم خوب خود در فصول گذشته بازگردد.

ضعف کرکز در دوئل ها

شروع زندگی در آنفیلد برای میلوش کرکز چندان هموار نبوده است. او اوایل این تابستان با حدود 45 میلیون پوند (60 میلیون دلار) به لیورپول منتقل شد. او بابت اکت دفاعی‌اش در گل اول نیوکاسل مورد انتقاد قرار گرفت. کرکز توسط برونو گیمارش تحت فشار قرار گرفت و وضعیت بدن کرکز در موقعیت اشتباهی بود و منجر به گلزنی گیمارش پس از عملکرد بد کرکز در مواجهه با او شد.

گل‌هایی که از طریق سانتر‌هایی که به تیر دوم ارسال می‌شوند به ثمر می رسند، مسئله‌ای است که اسلوت و کادر فنی او باید در نظر بگیرند. به‌ویژه اگر کرکز به شکلی فزاینده به هدف تیم‌های رقیب تبدیل شود. علاوه بر این، توانایی هوایی آرسنال در ضربات ایستگاهی، آزمونی جدی در دیدار این هفته خواهد بود.

ضعف کرکز در توپ های ارسالی

هشدار اولیه در نیمه نخست دیدار مقابل نیوکاسل نمایان شد؛ جایی که گوردون توانست در نبرد هوایی کرکز را مغلوب کند و ضربه سر خود را تنها اندکی بالای دروازه بفرستد.

او همچنین در ابتدای دیدار مقابل بورنموث نزدیک بود توسط سمنیو غافلگیر شود، اما مهاجم ضربه‌ی خود را با بی‌دقتی به بالای دروازه فرستاد.

مدافع ملی‌پوش مجارستانی در ابتدای کار با سه مهاجم سریع و دریبل‌زن یعنی اسماعیلا سار، سمنیو و آنتونی الانگا رو به رو شد. بنابراین برای کرکز شروع آسانی برایش نبوده. او به‌طور کلی در برابر این چالش عملکرد مناسبی داشته، اما الانگا در نیمه نخست با ارسال چندین سانتر خطرناک، مشکلاتی برایش ایجاد کرد.

الحاق به یک تیم جدید آسان نیست. کرکز نیز همان دشواری‌های تطبیق را تجربه می‌کند که فلوریان ویرتز پشت سر می گذارد، با این تفاوت که در پستی دیگر بازی میکند. تاکنون هنوز شاهد تأثیرگذاری کرکز در بخش هجومی بازی نبوده‌ایم و او بیشتر نقشی ایستا در خط دفاعی داشته.

بازیکنی که کرکز برای جانشینی او به تیم اضافه شد، یعنی اندی رابرتسون، نیز پس از انتقال از هال‌سیتی زمان نیاز داشت تا خود را با شرایط یک باشگاه سطح بالا وفق دهد. اگر کرکز همان مسیر پیشرفت رابرتسون را دنبال کند، جای چندان نگرانی نخواهد بود.

گردش توپ برای لیورپول نسخه 2.0

پس از آنکه لیورپول برابر بورنموث و کریستال پالاس چهار گل را بر اثر از دست دادن توپ و اشتباهات فردی دریافت کرد، این بار برابر نیوکاسل موفق شد مانع از گل‌خوردن با چنین ماهیتی شود.

با این حال، همچنان لحظاتی وجود داشت که تیم اسلوت توپ را از دست داد و در انتقال های توپ در جریان بازی غافلگیر شد. تفاوت دیدار با شاگردان ادی هاو این بود که بازیکنان لیورپول توانستند جایگاه خود را دوباره پیدا کنند و در ادامه حملات حریف را خنثی کنند. هرچند در برخی صحنه‌ها به دفاع‌های لحظه آخری نیاز شد.

اسلوت از عملکرد گراونبرخ، سوبوسلای و ویرتز در پیروزی دوستانه برابر اتلتیک بیلبائو ابراز رضایت داشت و به محدود شدن موقعیت‌های بازیِ در جریان برای حریف اشاره کرد. البته آرسنال حریفی سطح بالاتر است، اما چینش تیم متوازن به نظر می‌رسید. ممکن است در صورت غیبت مجدد مک آلیستر در برابر آرسنال مجددا شاهد حضور سوبوسلای در خط هافبک در کنار گراونبرخ و ویرتز باشیم. هرچند به گفته اسلوت مک آلیستر به بازی می‌رسد و باید ببینیم آیا اسلوت از سه نفر همیشگی خودش در فصل گذشته استفاده خواهد کرد و ویرتز پس از چند عملکرد دور از انتظار به نیمکت منتقل میشود یا سوبوسلای پس از عملکرد درخشان برابر نیوکاسل مجددا در فولبک راست قرار بگیرد و گراونبرخ و مک آلیستر و ویرتز خط سه نفره هافبک را تشکیل می‌دهند.

مشکل لیورپول در ضربات آزاد

ضربات ایستگاهی آزمونی بزرگ در دیدار یکشنبه برابر آرسنالی خواهد بود که در این بخش تخصص دارد. دیدیم که چگونه سیستم دفاعی لیورپول در برابر ضربات ایستگاهی نیوکاسل توانست بمباران هوایی حریف را خنثی کند. اما زمانی که موفق نبود؛ دقیقاً همان زمانی که خط دفاعی بیش از حد جلو آمد و نیوکاسل توانست گل تساوی را به ثمر برساند. همچنین در دیدار برابر اتلتیک بیلبائو نیز خط دفاعی بیش از حد جلو بودند و همین مسئله منجر به دریافت گل از روی یک ضربه آزاد شد.

همچنین در بازی برابر نیوکاسل هم و صحنه به ثمر رسیدن گل دوم همون طور که بالا اشاره کردم اوسولا به خوبی مهار نشده بود و ضعف کوناته در نبرد هوایی هم منجر به این گل شد. این مشکل لیورپول از زمان حضور اسلات در این تیم وجود داشته است. برای مثال در بازی رفت برابر نیوکاسل در فصل گذشته اشتباه خط دفاع حین ضربه آزاد منجر به گل تساوی بخش فابیان شار در دقیقه 90 بازی شد.

نحوه پرس لیورپول نسخه 2.0

جای تعجب ندارد که با توجه به تغییرات در خط حمله لیورپول، این تیم دیگر آن نیروی پرس‌کننده قدرتمند فصل گذشته تحت هدایت اسلوت و پیش‌تر در دوران یورگن کلوپ را ندارد. ماشین پرسینگ منسجمی که با محوریت سوبوسلای و لوئیس دیاز عمل می‌کرد، اکنون با ویرتز و اکیتیکه پرس میکند که همچنان در حال شکل دادن درک متقابل بین یکدیگر هستند که در زمان مالکیت توپ و یا زمانی که توپ در اختیار حریف هست چکار کنند.

هیچ‌یک از رقبای اخیر لیورپول شبیه آرسنالِ یکشنبه نخواهند بود؛ تیمی که حملات خود را از عقب زمین سازمان‌دهی می‌کند. با این وجود، در دیدار برابر نیوکاسل لحظاتی دلگرم‌کننده دیدیم که نشان می‌دهد لیورپول در حال پیدا کردن راه خود در ایجاد موقعیت پس از توپ‌گیری‌های موفق در نیمه حریف است.

در نخستین نمونه، اکیتیکه یک تلاش برای دفع توپ در نزدیکی محوطه جریمه نیوکاسل را قطع کرد و همین منجر به شوت ویرتز شد که نیک پوپ آن را مهار کرد. در نمونه‌ی دوم، گراونبرخ با واکنشی سریع توانست پرتاب اوت تریپیر را قطع کند و آغازگز گلی باشد که خود به ثمر رساند.

صحنه گل گراونبرخ بازیکن لیورپول برابر نیوکاسل

نمونه‌ی محدود بازی‌ها در ابتدای فصل، زمانی که تغییراتی در پست‌های کلیدی رخ داده، نباید مبنایی برای نتیجه‌گیری درباره‌ی آشفتگی دفاعی لیورپول باشد. با این حال، مهم این است که اطمینان حاصل شود این وضعیت صرفاً یک نوسان موقت باقی بماند. با این دیدگاه، نیاز به بهبودهایی هم‌زمان در سطح تیمی و فردی و هماهنگی بازیکنان لازم است.

چرا باشگاه‌های لیگ برتر بازیکنان خود را با قیمت‌های بالاتر می‌فروشند؟

ژوائو پدرو مهاجم نوک چلسی
نونی مادوئکه بازیکن آرسنال تیم لیگ برتر انگلیس

آرین اختری، فوتبال‌لب – در فوتبال حرفه‌ای، بازار نقل‌وانتقالات نقش کلیدی در موفقیت مالی باشگاه‌ها دارد. اما یک سؤال مهم وجود دارد:
چرا باشگاه‌های لیگ برتر انگلیس بازیکنان خود را بسیار بهتر و گران‌تر می‌فروشند، در حالی که باشگاه‌هایی مانند بارسلونا اغلب دچار ضرر یا انتقال رایگان بازیکن می‌شوند؟ برای مثال باشگاه چلسی در روزهای اخیر نونی مادوئکه را با را با مبلغی حدود 52 میلیون پوند به فروش رسانده. مبلغی بالا برای بازیکنی که در فصل گذشته پریمیرلیگ مجموعا ۲,۰۴۷ دقیقه کرده. در این نوشته به بررسی دلایل این تفاوت می‌پردازدیم. از ساختار اقتصادی گرفته تا برندینگ بازیکنان و نقش مدیریت علمی در فوتبال مدرن.

۱. قدرت مالی لیگ برتر انگلیس

لیگ برتر انگلیس

لیگ برتر انگلیس ثروتمندترین لیگ فوتبال دنیاست.
فقط قرارداد حق پخش تلویزیونی بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵، بیش از ۵ میلیارد پوند ارزش دارد.

این درآمد بالا به باشگاه‌ها اجازه می‌دهد تا با خونسردی وارد مذاکرات فروش شوند. آن‌ها عجله‌ای برای فروش ندارند و می‌توانند ارزش واقعی بازیکن را حفظ کنند. در مقابل، باشگاه‌هایی مانند بارسلونا به دلیل بدهی‌های سنگین و بحران مالی، اغلب ناچار به فروش ارزان بازیکنان هستند.

۲. مدیریت حرفه‌ای و آنالیز اقتصادی

باشگاه‌های لیگ برتر مانند شرکت‌های بزرگ اداره می‌شوند.
آن‌ها از تیم‌های تخصصی تحلیل‌گر استفاده می‌کنند که با مدل‌های آماری و اقتصادی، قیمت‌گذاری بازیکنان را انجام می‌دهند. بر اساس پژوهش MDPI در سال 2022، در بیش از ۸۰٪ انتقالات لیگ برتر، تحلیل داده محور نقش اصلی در تعیین قیمت داشته است. اما باشگاه‌هایی مانند بارسلونا، مخصوصاً تا پیش از ۲۰۲۱، بارها به دلیل تصمیمات غیرتحلیلی و سیاست‌های نادرست باشگاه، متضرر شده‌اند.

در سوی مقابل، باشگاه‌هایی مثل بارسلونا تا پیش از سال ۲۰۲۱ تصمیمات نقل‌وانتقالی خود را بیشتر بر اساس هیجان، فشار هوادار و سیاست داخلی اتخاذ می‌کردند. نتیجه‌اش؟ خریدهای گران و کم‌بازده‌ای مثل کوتینیو، دمبله و گریزمان.

۳. بازار داخلی پرتحرک در لیگ برتر

بازیکنان لیگ برتر

یکی از مزایای منحصربه‌فرد لیگ برتر، بازار داخلی فعال بین باشگاه‌هاست.
تیم‌هایی مثل برایتون، استون ویلا یا وست‌هم، خریدار بازیکنان باشگاه‌های بزرگ‌تر هستند و گاهی برای یک بازیکن متوسط، مبلغی فراتر از ارزش بازار پرداخت می‌کنند. بر اساس گزارش CBS Sports در سال 2023 بیش از ۴۰٪ از خریدهای داخلی لیگ برتر، بالاتر از قیمت جهانی انجام شده‌اند.

اما در لالیگا، به‌جز رئال مادرید و اتلتیکو، باقی باشگاه‌ها توان پرداخت مبالغ بالا را ندارند. همین امر قدرت فروش باشگاه‌هایی مثل بارسلونا را محدود می‌کند.

۴. برندینگ بازیکن، یک ابزار سودآور در بازار نقل‌وانتقالات فوتبال

در دنیای امروز فوتبال، ارزش بازیکنان دیگر فقط به توانایی‌های فنی یا آماری آن‌ها محدود نمی‌شود. برند شخصی، شهرت در فضای مجازی و قابلیت تجاری‌سازی (commercialization)، نقش حیاتی در تعیین قیمت بازیکن دارند. باشگاه‌های لیگ برتر انگلیس، به‌خصوص تیم‌هایی مانند منچستریونایتد، آرسنال و چلسی، این موضوع را به‌خوبی درک کرده‌اند و با بهره‌گیری از تیم‌های تخصصی بازاریابی و تولید محتوا، از هر بازیکن—حتی نیمکت‌نشین‌ها—یک برند قابل فروش می‌سازند.

فعالیت بازیکنان در فضای دیجیتال

بر اساس مطالعه دانشگاه والنسیا در سال ۲۰۲۲، بازیکنانی که بیش از ۵ میلیون دنبال‌کننده در شبکه‌های اجتماعی دارند، به‌طور میانگین ۱۵ تا ۲۰ درصد گران‌تر از ارزش تخمینی خود به فروش می‌رسند. این اختلاف به دلیل توان تجاری بالای چنین بازیکنانی است: تبلیغات، فروش پیراهن، جذب اسپانسر و افزایش ترافیک رسانه‌ای.

برای مثال میسون مانت که در سال ۲۰۲۳ از چلسی به منچستریونایتد منتقل شد، با قیمتی حدود ۵۵ میلیون پوند فروخته شد. با وجود افت عملکرد او در فصل آخر، برند شخصی مانت در شبکه‌های اجتماعی، محبوبیت بین هواداران و حضور فعال رسانه‌ای باعث شد قیمت او از آنچه بازار انتظار داشت، بالاتر برود.

اما برندینگ فقط به بازیکن محدود نمی‌شود. باشگاه‌های انگلیسی، با استفاده از مستندهای اختصاصی مثل “All or Nothing” (آمازون) یا تولید محتوا برای یوتیوب، حتی چهره‌هایی مانند مربیان، تیم پزشکی، یا بازیکنان جوان را وارد چرخه برندینگ می‌کنند. این استراتژی باعث افزایش آگاهی جهانی از نام بازیکنان می‌شود—و هرچه شهرت بیشتر، قیمت بالاتر. برخلاف باشگاه‌هایی مانند بارسلونا یا اتلتیکو مادرید که هنوز عمدتاً بر روی سابقه ورزشی بازیکن تمرکز دارند، باشگاه‌های لیگ برتر از قدرت رسانه، الگوریتم شبکه‌های اجتماعی و سبک زندگی بازیکنان به‌عنوان ابزاری برای افزایش ارزش آن‌ها در بازار استفاده می‌کنند.

در نتیجه، یک بازیکن متوسط در لیگ برتر ممکن است فقط به خاطر برند شخصی‌اش با قیمتی فروخته شود که بازیکنان مطرح لالیگا به آن نمی‌رسند.

فروش موفق بازیکنان در لیگ برتر انگلیس نتیجه‌ی ترکیب عوامل مختلف است:

  • قدرت مالی و استقلال باشگاه‌ها
  • تحلیل داده‌محور و تصمیم‌گیری علمی
  • بازار داخلی پرتحرک
  • و برندینگ هوشمندانه بازیکنان

در مقابل، باشگاه‌هایی مانند بارسلونا برای بازسازی موقعیت مالی خود، نیاز به اصلاحات اساسی در ساختار اقتصادی و سیاست‌های نقل‌وانتقال دارند.

جمع‌بندی نهایی

فروش بازیکنان در فوتبال اروپا فقط به کیفیت فنی آن‌ها بستگی ندارد، بلکه ترکیبی از اقتصاد، مدیریت، بازاریابی و قدرت لیگ است.

باشگاه‌های لیگ برتر انگلیس به دلیل:

قدرت مالی و درآمدهای هنگفت تلویزیونی
مدیریت حرفه‌ای و تصمیم‌گیری داده‌محور
بازار داخلی پویا و رقابتی
برندینگ قوی بازیکنان و استفاده از رسانه‌های اجتماعی

می‌توانند حتی بازیکنان متوسط را با قیمت‌های بالاتر از ارزش واقعی‌شان بفروشند.

در مقابل، باشگاه‌هایی مثل بارسلونا با مشکلات مالی، ساختار مدیریتی ضعیف و محدودیت بازار داخلی، توان رقابت در این سطح را از دست داده‌اند. نمونه‌های زیادی از فروش بازیکنان با ضرر مالی (مثل کوتینیو یا دمبله) نشان می‌دهد که بدون استراتژی تجاری و برندینگ قوی، حتی یک باشگاه بزرگ تاریخی هم نمی‌تواند در بازار مدرن نقل‌وانتقالات موفق عمل کند.

پس در فوتبال امروز، فقط مهارت ورزشی کافی نیست؛ اقتصاد، بازاریابی و رسانه تعیین می‌کنند که یک بازیکن چقدر می‌ارزد.

لیورپول چگونه به اعضای جدید در راستای وفق پیدا کردن با فضای تیم کمک می‌کند

امیرمحمد کلانتری، فوتبال لب – زمانی که آرنه اسلات در تابستان گذشته به لیورپول پیوست، به اندازه‌ای مشغولیت داشت که به ندرت فرصت پختن شام را پیدا می‌کرد. مواد غذایی موجود در یخچال خانه‌اش معمولا دست نخورده باقی می‌ماندند. بسته‌ی غذای آماده‌ای که توسط آشپزان مرکز تمرینی آکسا ارائه می‌شود، جایگزین سریع‌تری محسوب می‌شد.

در لیورپول نگران آشپزی نباشید!

نخستین روز آرنه اسلات در باشگاه لیورپول

در لابه‌لای تلاش برای یافتن فرمول قهرمانی، آرنه اسلات مشغول ساختن ارتباطی قوی با باشگاه جدیدش و استقرار در آپارتمانی در چشر (شهرستانی در شمال غربی انگلیس) بود. غذای آماده اما مغذی که توسط کارکنان باشگاه ارائه می‌شد، به او این امکان را داد تا بدون دردسر برای آشپزی، در منزل به کارهایش برسد. کارهایی مانند آنالیز حریفان در بازی‌های آینده.

لیورپول درحال جا انداختن بازیکنان جدید…

در این تابستان، لیورپولی‌ها در حال جا انداختن چندین انتقال پر سر و صدایی هستند که برای افزودن به کیفیت تیم به اینجا آمدند. فلورین ویرتز، الماس درخشان فوتبال آلمان، با مبلغ رکوردشکن 116 میلیون پوندی، به آنفیلد آمد. هوگو اکیتیکه، میلوش کرکز و جرمی فریمپونگ نیز همراه با ویرتز، مجموعا در حدود 300 میلیون پوند برای لیورپول هزینه داشتند.

فلورین ویرتز، بازیکن جدید لیورپول

گیورگی مامارداشویلی پس از گذراندن انتقال قرضی در والنسیا، به لیورپول ملحق شد. فردی وودمن (به‌صورت رایگان) و آرمین پچی نیز سایر دروازه‌بانان جدیدالورود قرمزها بودند. با نزدیک شدن به ماه سپتامبر و پایان پنجره‌ی تابستانی، احتمال جذب بازیکنان جدید همچنان وجود دارد.

دپارتمان مراقبت از بازیکنان باشگاه، همیشه در کنار تیم

درگذشت غم‌انگیز دیوگو ژوتا، تابستان چالش‌ برانگیزی را برای دپارتمان مراقبت از بازیکنان لیورپول رقم زد. این واحد بر روی رفاه بازیکنان و خانواده‌های آن‌ها تمرکز دارد. یکی از وظایف کلیدی آن‌ها کمک به بازیکنان برای احساس راحتی در محیط جدید، کاهش استرس زندگی خارج از زمین و آشنا کردن تازه‌واردها با فرهنگ باشگاه است.

فرایند آشنایی با فرهنگ باشگاه، شامل ارائه‌ی توضیحاتی درباره‌ی رویدادهای کلیدی تاریخ باشگاه است؛ خصوصا فاجعه‌ی هیلزبورو در سال 1989 که بازیکنان از تأثیر این تراژدی بر باشگاه و شهر آگاه می‌شوند.

سال‌هاست که آن‌ها در مراسم سالانه‌ی یادبودی که در آنفیلد برگزار می‌شود شرکت می‌کنند. اما همه‌ی بازیکنان نیاز به توضیحات کامل ندارند و اغلب این کار به تدریج توسط کارکنان قدیمی باشگاه انجام می‌شود.

ساختمانی که به افزایش اتحاد تیم کمک می‌کند!

دپارتمان مراقبت از بازیکنان که سه عضو دارد، تحت نظارت «جین گریفیتز» قراردارد که دفتر کارش در پایگاه تمرینی باشگاه در کرکبی قرار دارد.

مایکل ادواردز در سال 2020 (که در آن زمان مدیر ورزشی لیورپول بود و اکنون مدیرعامل فوتبال گروه فنوی اسپورتس است) در مصاحبه با سایت رسمی لیورپول، گفت: «این واقعیت که بازیکنان می‌توانند از پله‌های اصلی بالا بروند و همچنان از کنار دفتر جین رد شوند و سری به او بزنند، هنگام طراحی ساختمان یک نکته‌ی کلیدی بود».

از نظر ادواردز، این طراحی به ایجاد حس همبستگی بین تیم و کارکنان کمک می‌کرد.

وظایف دپارتمان مراقبت از بازیکنان لیورپول به چه شکل است؟

تیم مراقبت از بازیکنان عمدتاً بر فراهم کردن بهترین محیط ممکن برای بازیکنان و خانواده‌های نزدیک آن‌ها متمرکز است. آن‌ها به بازیکنان جدید کمک می‌کنند تا مسکن مناسب پیدا کنند و سپس پرداخت هزینه‌های مربوطه را آغاز می‌کنند. این تیم در تنظیم قراردادهای اجاره، بیمه و خدمات درمانی شخصی برای همراهان بازیکنان کمک می‌کند و اطمینان حاصل می‌کند که آن‌ها بتوانند هرچه سریع‌تر و راحت‌تر خانه‌ای جدید برای خود دست‌وپا کنند.

تیم مراقبت از بازیکنان به‌صورت نزدیک با نمایندگان بازیکنان همکاری می‌کند و زمان می‌گذارد تا هر بازیکن و نیازهای خاص او را بشناسد.

ایجنت یکی از ستاره‌های لیورپول که به دلیل مسائل حرفه‌ای نمی‌خواهد که نامش فاش شود، گفت: «بخش مراقبت از بازیکنان لیورپول بی‌نظیر است. آنها هر کاری برای بازیکنان انجام می‌دهند و در مواقع لازم ما را در جریان می‌گذارند. همه‌چیز به‌صورت بسیار روان پیش می‌رود».

روند تطبیق اعضای تازه وارد با شرایط و محیط جدید

وقتی اسلات تابستان گذشته از فاینورد به لیورپول تغییر مکان داد، خانواده‌اش را در هلند باقی گذاشت، چون دو فرزندش در مراحل مهمی از تحصیل بودند. او ابتدا در یک آپارتمان زندگی می‌کرد و سپس به یک خانه نقل مکان کرد. بازیکنان دیگر هم معمولاً روند مشابهی را طی می‌کنند.

برای افرادی مانند جرمی فریمپونگ، که در هفت سالگی به منچستر نقل مکان کرد و با منطقه آشناست، شرایط تطبیق آسان‌تر است. او در منچستر زندگی خواهد کرد که به نزدیکانش از جمله خانواده، تیم پشتیبانی و آشپز خصوصی‌اش نزدیک باشد. او از قبل چند بازیکن تیم را از تیم ملی هلند و رفاقت در فضای فوتبالی می‌شناسد، که این موضوع نیز کمک شایانی می‌کند.

در رابطه با ویرتز و اکیتیکه که برای اولین بار به بریتانیا نقل مکان می‌کنند، تیم مراقبت از بازیکنان همیشه آماده‌ی کمک به حل هرگونه مشکل در رابطه با سازگاری در فضای جدید است.

بررسی‌هایی که روی ویرتز صورت گرفت، نشان می‌دهد که او دارای ذهنیتی قوی و روحیه‌ای پولادین می‌باشد. بنابراین، نگرانی خاصی در رابطه با او وجود ندارد. با این حال، هرگونه کمک و پشتیبانی اضافی باعث می‌شود که بازیکنان بخش زیادی از تمرکز خود را بر روی عملکردشان معطوف کنند و از همان آغاز تاثیرگذار واقع شوند.

مزیت داشتن یک کادر مراقبت مجهز، چیزی که از نان شب واجب‌تر است!

هزینه‌های نقل‌وانتقال سرسام‌آور، سطح انتظارات و فشارها را افزایش می‌دهد و در اینجا جزئیات کوچک اهمیت پیدا می‌کنند. لیورپول مزیت داشتن تیم مراقبت مجهزی را که می‌تواند تمام نیازها از جمله تسهیل فرآیند درخواست ویزا برای بازیکنان نیازمند را برطرف کند، به خوبی درک کرده است.

این موضوع تا حدی برای مامارداشویلی که خانواده‌ی جوانی دارد و پچی 20 ساله نیز صادق است. هر دو تازه‌وارد این کشور محسوب می‌شوند. مامارداشویلی سال گذشته یادگیری زبان انگلیسی را برای آمادگی نقل‌مکانش آغاز کرد و همچنین مطالعه‌ی تاریخچه‌ی باشگاه را شروع نمود، اما در زمینه‌ی اسکان به کمی کمک نیاز داشت.

گیورگی مامارداشویلی، دروازه‌بان لیورپول

پچی از دوران حضورش در آکادمی پوشکاش به محیط تیم اصلی عادت داشت. به همین دلیل به او گفتند که پس از انتقال، به تور هنگ کنگ و ژاپن خواهد پیوست تا فرآیند ادغامش تسهیل شود. انتظار نمی‌رود او در فصل آینده برای جایگاهی در تیم اصلی رقابت کند، اما در باشگاه تمرین خواهد کرد تا احتمالاً سال آینده به صورت قرضی به تیمی دیگر برود.

ایجاد فضایی کاملا دوستانه، صریح و شفاف برای ایجاد ارتباط بهتر

صحبت‌های هوشمندانه و راهنمایی‌های اسلات برای افرادی مثل ویرتز، اکیتیکه و فریمپونگ، هنگام تصمیم‌گیری برای آینده‌شان بسیار حیاتی بود. پس از گذشت یک سال موفقیت‌آمیز در باشگاه، کلمات او از مفهوم بالایی برخوردار است، بنابراین وقتی دقیقاً توضیح داد که هر بازیکن در کجای برنامه‌های آینده او جای می‌گیرد، هر دو تحت تأثیر قرار گرفتند و هیجان‌زده شدند.

ویرجیل فن‌دایک، به‌عنوان کاپیتان، همیشه از بازیکنان جدید از طریق مجموعه‌ای از گفتگوهای دوستانه در زمین تمرین یا اخیراً در تورها، استقبال می‌کند. بازی‌های پینگ‌پنگ و ورق نیز باعث همبستگی بیشتر تیم می‌شود، همانند زمانی که دور از خانواده‌هایشان هستند و در گروه کار می‌کنند.

دلیل ورود سریع لیورپول به بازار چه بود؟!

آرنه اسلات و ریچارد هیوز، مدیر ورزشی باشگاه، اصرار داشتند تا بخش عمده‌ای از نقل‌وانتقالات خود را زودتر انجام دهند تا بازیکنان جدید زمان کافی برای سازگاری داشته باشند. همانطور که اندی رابرتسون هفته‌ی گذشته اشاره کرد، نشانه‌های اولیه از بازیکنان جدید، مثبت هستند.

رابرتسون در مصاحبه‌ی اختصاصی با سایت لیورپول اظهار داشت:

«بچه‌ها واقعاً خوب جا افتادند. طوری رفتار می‌کنند که انگار ماه‌هاست اینجا هستند. این واقعاً رضایت‌بخش است. وقتی به چهار بازیکن باتجربه‌تر، یعنی من، آلیسون، فن‌دایک و صلاح نگاه می‌کنید، ما این مسئولیت را بر عهده می‌گیریم که شرایط را تا حد امکان برای سازگاری آن‌ها آسان کنیم و کمک کنیم تا با تیم ادغام شوند».

او ادامه داد: «ما به این موضوع، یعنی کمک به آن‌ها برای اسکان، پیدا کردن خانه و حتی سازگار شدن با خانواده‌هایشان، افتخار می‌کنیم. می‌دانیم این مسائل چقدر اهمیت دارند».

آرنه اسلوت چگونه تیمش را آماده مسابقات می‌کند؟ از حمام‌های یخ تا چکاپ سلامتی

آرنه اسلوت در تمرینات لیورپول

مربی جدید با شیوه‌هایی متفاوت


عماد معمار، فوتبال‌لب – از زمان روی کار آمدن آرنه اسلوت به عنوان مربی لیورپول، فرآیندی به اسم “بیدارسازی بدن” به بخش مهمی از روتین بازیکنان تبدیل شده است.
مربی هلندی و دستیارانش تمرینات تنفسی را مثل تمارین عادی، پیش از مسابقات تدارک می‌بینند.حمام‌های یخ هم جزوی از فرآیند ریکاوری بعد از هر مسابقه هستند.

اندرو رابرتسون پس از پیروزی تیمش مقابل ولورهمپتون به خبرنگاران گفت:
ما از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنیم. کارکنان تیم واقعا عالی عمل می‌کنند تا ما را برای هر بازی آماده کنند و مطمئن شوند که تا حد ممکن سرحال هستیم.
یک تغییر جدید برای بازیکنان، این است که آن‌ها بر خلاف زمان یورگن کلوپ اجازه دارند شب قبل از مسابقات خانگی را در منزل خود استراحت کنند.
با وجود موفقیت‌های پرشمار یورگن کلوپ در بندر مثل رکورد 68 بازی شکست ناپذیری متوالی در بازی‌های خانگی لیگ، سخت به نظر می‌رسید که چنین تغییراتی باعث بهبود عملکرد تیم شوند اما آرنه اسلوت بر این باور است که بازیکنان اینگونه می‌توانند استراحت بهتری داشته باشند.

آرنه اسلوت در لیورپول

پیش از برتری ۳-۰ بندرنشینان مقابل شیطاین سرخ، تعدادی از بازیکنان لیورپول که منزل‌شان در منطقه چشایر بود، به جای اقامت در هتلی نزدیک الدترافورد، در خانه‌هایشان ماندند.

برای بازی‌های خانگی, بازیکنان هنوز زمان زیادی را با یکدیگر می‌گذرانند. مثلا برای بازی‌هایی که غروب شروع می‌شوند، بازیکنان حوالی ظهر دور هم جمع می‌شوند.
به نظر می‌رسد شیوه اسلوت جواب داده است. لیورپول با اسلوت فصل موفقی را گذرانده و آن‌ها فاتح لیگ برتر شده‌اند. آن‌ها حتی در بازی‌های تایم ظهر، پس از بازی‌های لیگ قهرمانان هم عملکرد خوبی داشته‌اند (چیزی که یورگن کلوپ بار‌ها از آن شکایت کرده بود)

تدابیر اسلوت و دستیارانش برای رفع مشکلات گذشته

در دفتر کار اسلات در کمپ تمرینی آکسا در کرکبی، چندین مانیتور روی دیوار نصب شده تا او بتواند تاکتیک‌ها و موقعیت‌های ضربات ایستگاهی را تحلیل کند.

اتاق بغلی متعلق به مربیان است و به یک سالن ارائه متصل می‌شود؛ جایی که اسلات به‌طور مداوم جلسات گروهی و انفرادی با بازیکنان برگزار می‌کند. این جلسات اگرچه مکرر هستند، اما معمولاً کوتاه و مختصرند، چرا که اسلات ترجیح می‌دهد پیام‌هایش را صریح و کوتاه بیان کند.

بازیکنان کم‌کم با سبک آرام اما رک اسلات آشنا می‌شوند؛ او به وضوح نقاط قوت و بخش‌های قابل بهبود هر بازیکن را توضیح می‌دهد. اما به جای صرفاً گفتن خواسته‌هایش، دوست دارد با استفاده از ویدئو، مثال‌های عینی نشان دهد. به همین خاطر، او ارتباط تنگاتنگی با تیم تحلیل ویدئویی باشگاه دارد.

آنالیزورها، ستون های اصلی تصمیمات فنی اسلوت

دنیل اسپریت مسئول تحلیل مسابقات و توسعه بازیکنان برتر است و بخشی از کارش، استخراج لحظات کلیدی بازی همزمان با پخش زنده است. کار او, این قابلیت را به اسلوت می‌دهدکه قبل از صحبت با رسانه‌ها، تصاویر را بررسی کند. خود او می‌گوید این روش به صحبت‌هایش اعتبار بیشتری می‌بخشد.

تحلیل‌گران در طول هفته با ارائه داده‌های کلیدی، مستقیماً بر تصمیمات اسلات برای آماده‌سازی تیم تأثیر گذاشتند. در مقاطعی از فصل، مثلا در بازی مقابل ولوز و بولونیا، تاکتیک کرنرهای لیورپول به سمت داخل تنظیم شد، چون تحلیل‌ها، با همکاری آرون بریگز (مربی جدید ضربات ثابت) نشان می‌داد این روش احتمال گلزنی را بالاتر می‌برد.

پیروزی ۳-۱ مقابل میلان در سان سیرو هم نمونه دیگری از این هماهنگی بود. جایی که گل‌های کوناته و فن دایک از ضربات ایستگاهی، حاصل هدف‌گذاری روی محوطه شش‌قدم بود.

فندایک در تیم آرنه اسلوت

پیشنهادات آنالیزور ها برای اسلوت بسیار بااهمیت هستند.
برای مثال در بازی افتتاحیه فصل مقابل ایپسویچ تاون، تصمیم اسلوت برای دفاع کردن فولبک‌هایش در عمق بیشتر و به صورت متراکم تر، حاصل گفتگو با آنالیزورها بود.

ترکیبی از نظم و آزادی عمل

اگرچه رایان گرونبرخ تحت هدایت اسلات به دلیل توانایی‌اش در دریبل‌ و حمل توپ های طولانی خوش درخشیده، اما در برخی بازی‌ها، استراتژی حریفان این امکان را برای او سخت‌تر کرده است. اسلوت اغلب درباره دوئل‌ها صحبت می‌کند و در بازی مقابل بولونیا تصمیم گرفت که لیورپول به صورت نفر به نفر دفاع کند، که در تئوری، برای بازیکنی مثل گراونبرخ سخت‌تر بود تا از فشار رها شود و کارهای همیشگی خود را انجام دهد.

با این حال، همان‌طور که الکسیس مک آلیستر، همبازی گرونبرخ در هافبک، در کنفرانس مطبوعاتی پیش از آن بازی گفت:
«ما سعی می‌کنیم ساختار مشخصی داشته باشیم و بدانیم هم‌تیمی‌هایمان در کجا قرار خواهند گرفت، اما در عین حال آزادی عمل هم داریم.»

اسلوت توضیح داد که می‌خواهد بازیکنانش «ساختار را حس کنند». او تأکید کرد که اگرچه انتظار دارد بازیکنان بدون توپ از دستوراتش پیروی کنند، اما این موضوع در زمان مالکیت توپ متفاوت است.

او گفت:
«وقتی توپ را نداریم، جایی برای آزادی عمل وجود ندارد. فقط سخت کوشی و انجام وظیفه است. اما وقتی صاحب توپ هستیم، به ویژه در یک‌سوم آخر زمین، به کیفیت فردی بازیکنان هم تکیه می‌کنیم. ما تا حد امکان آن‌ها را در موقعیت‌های مشخصی قرار می‌دهیم که ناشی از ساختار است، اما در نهایت ارتباط زیادی با کیفیت فردی بازیکنان دارد.»

آرنه اسلوت

فندایک پس از پیروزی مقابل بولونیا به خبرنگاران گفت:
«جلسات زیادی داریم. جلسات ویدیویی متعدد که دقیقاً به ما نشان می‌دهد اسلوت چه انتظاری دارد، چه کارهایی را خوب انجام می‌دهیم و چه بخش‌هایی نیاز به بهبود دارد.»

خونسردی در حین صراحت

اگرچه اسلات در بیشتر دوران حضورش در آنفیلد تاکنون آرامش خود را حفظ کرده، اما گه‌گاه نشانه‌هایی از خشم نیز در او دیده می‌شود.

فندایک در این باره توضیح داد:
«گاهی اوقات (اسلوت) در صورت لزوم صدایش را بالا می‌برد. اما اینطور نیست که بی‌دلیل فریاد بزند. او بلافاصله می‌تواند به ما نشان دهد: “به این نگاه کن، اینجا چه کار می‌کنی؟ باید این کار را می‌کردی”. این ویژگی خوبی است.»

پس از بازی ولورهمپتون، اسلوت مانند تمام بازی‌های قبلی‌اش در لیورپول، ارزیابی خود را کوتاه و مختصر بیان کرد. بازیکنان یکشنبه را تعطیل بودند، در حالی که اسلات به بررسی اشکالات بازی در مولینو (علیرغم کسب سه امتیاز) پرداخت.

اسلات پیش از بازی بولونیا گفت:
«زیاد عصبانی نمی‌شوم. فکر هم نمی‌کنم هر روز از کوره در رفتن ایده خوبی باشد، چون در این صورت بازیکنان پس از مدتی می‌گویند: “باز هم شروع کرد به فریاد زدن”. این روش جواب نمی‌دهد. به نظر من بهتر است به آن‌ها نشان دهیم دقیقاً چه کاری را اشتباه انجام داده‌اند.»

شاهکار تیم داده‌ای قرمزها


زمانی که لیورپول به دنبال جایگزینی برای یورگن کلوپ بود، مدل‌های داده‌محور اسلات را در سه حوزه کلیدی در صدر فهرست قرار دادند:

سبک بازی, سابقه بهبود عملکرد فوتبالیست‌ها در فاینورد و پیشگیری از مصدومیت (با روش‌های تمرینی خاص و مدیریت حجم کاری بازیکنان)

نکته جالب این بود که این نتایج علی‌رغم وزن منفی مدل دیتای لیورپول برای لیگ هلند (به دلیل سطح پایین‌تر نسبت به لیگ‌های اروپایی بزرگ) به دست آمد، که این مطلب, توانایی چشمگیر مربی هلندی را در این فاکتورها نشان می‌دهد.

تفاوت‌های کلیدی در تحلیل حریفان:

در حالیکه کلوپ در جلسات آنالیز بیشتر بر تاکتیک‌ها و تهدیدات تیمی حریف تمرکز می‌کرد، اسلوت بیشتر روی تحلیل فردی بازیکنان مهم حریف و نقاط ضعف برجسته آن‌ها است.

اسلوت قبل از جلسات توجیهی، با داده‌های کامل حاضر می‌شود و گاهی از تخته سفید برای نمایش موارد زیر استفاده می‌کند:

نقاط قوت حریف که باید خنثی شوند.
ضعف‌هایی که باید مورد هدف قرار گیرند.

نقش دستیاران اسلات:

اشپیگه هولشوف مسئول جلسات فردی یا جلسات گروهی کوچک است. مثلا جلسه 4 نفره ای با حضور مدافعین میانی تیم شکل گرفت تا آن‌ها با وظایف جدید خود آشنا شوند.

آرنه اسلوت

روال جدید تمرینات تحت هدایت آرنه اسلات

بازبینی دقیق جلسات تمرین
اسلوت پس از اتمام هر جلسه تمرین، ویدیوها را مرور می‌کند تا نقاط قابل بهبود را شناسایی کند. اگرچه او در جزئیات وسواس دارد و روزهای تمرین نسبت به زمان کلوپ طولانی‌تر هستند، اما تمرینات در مقایسه با دوران کلوپ با فشار کمتری انجام می‌شود تا خطر مصدومیت کمتر شود. همچنین زمان بیشتری در سالن بدنسازی با برنامه‌های فردی که تیم پزشکی و عملکرد تنظیم کرده‌اند، صرف می‌شود.

روتین جلسات تمرین

اکنون برای بازیکنان اجباری است که صبحانه را به صورت گروهی در کرکبی میل کنند. یک روز معمولی حدود ساعت 9:45 صبح با بررسی وضعیت سلامت آغاز می‌شود. بازیکنان اطلاعاتی مانند کیفیت خواب خود را در یک اپلیکیشن ثبت می‌کنند. قبل از شروع تمرین اصلی که دو ساعت بعد آغاز می‌شود، جلساتی شامل یوگا و هیدروتراپی ممکن است برگزار شود.

تمرینات معمولاً حدود یک ساعت و نیم طول می‌کشد و بازیکنان تا ساعت 3 بعدازظهر به خانه بازمی‌گردند. روز قبل از مسابقه، اسلوت جلسه‌ای نسبتاً طولانی‌تر برگزار می‌کند و در این مرحله ترکیب تیمی که انتخاب کرده است مشخص می‌شود.

پیش از بازی بولونیا، از تیم لیورپول عکس‌هایی منتشر شد که در حال دویدن به دنبال توپ‌های تنیس قرارگرفته روی مخروط‌ها بودند و سپس از میان یک دروازه می‌گذشتند. این تمرین شامل دویدن‌های کوتاه و سریعی بود که اسلوت در طول بازی‌ها انتظار دارد. او به تمرینات تک‌به‌تک علاقه دارد، زیرا معتقد است این تمرینات رقابت بین بازیکنان را افزایش می‌دهد، به‌ویژه در روز مسابقه که جو جدی‌تر می‌شود و تمرکز افزایش می‌یابد.

روش‌های اسلوت لزوماً انقلابی نیستند، اما با دقت و ظرافت تنظیم شده‌اند. آزمایش‌های سخت‌تری در پیش است، اما در حال حاضر این روش‌ها برای او مؤثر واقع شده‌اند.

رئال مادرید و ژابی آلونسو: آیا الان زمان مناسبی است؟

ژابی آلونسو سرمربی کنونی بایرن لورکوزن

نیما حیدری مقدم، فوتبال لب- پس از هدایت بایر لورکوزن به کسب دوگانه تاریخی بدون شکست در فصل گذشته، که شامل اولین قهرمانی بوندسلیگا در تاریخ باشگاه و پایان سلطه 11 ساله بایرن مونیخ بود، تنها مسئله زمان بود که ژابی آلونسو به شدت با بزرگان اروپا مرتبط شود.

با توجه به انتظارات مبنی بر ترک رئال مادرید توسط کارلو آنجلوتی در پایان فصل، یا حتی زودتر بسته به نتایج، به نظر می رسد آلونسو آماده برداشتن گام بعدی بزرگ در حرفه مربی‌گری خود است.

آیو آکینوولره به همراه گیلرمو رای، نویسنده رئال مادرید، و توماس هیل لوپز-منچرو به بحث درباره این موضوع پرداختند که آیا الان زمان مناسب برای بازگشت این مربی 43 ساله به مادرید است و آیا او آمادگی تحمل فشارهای مربی‌گری یکی از بزرگترین باشگاه های جهان را دارد.

شرایط و سابقه ژابی آلونسو

آیو آکینوولره معتقد است ژابی آلونسو پس از فصل تاریخی خود با بایرلورکوزن و قهرمانی در بوندسلیگا، در این فصل نیز عملکرد قابل قبولی داشته. خوب یا عالی نه! صرفا قابل قبول. از نگاه او و بسیاری دیگر از کارشناسان ژابی می‌خواهد خود را در صحنه بزرگتری محک بزند و در مقابل فلورنتینو پرز به عنوان یک فرد بسیار کمالگرا و پرتوقع حضور دارد.

در مقابل توماس هیل معتقد تصمیم بر اینکه آیا واقعا زمان مناسبی برای حضور ژابی آلونسو در باشگاه سفید پوش مادریدی است یا خیر، بسیار سخت است؛ اما این نظر فقط مربوط به سرمربی جوان اسپانیایی نیست و به تمامی سرمربیان مارکت قابل تعمیم است، چرا که کار در رئال شرایط و فشار های منحصر به فردی دارد.

هیل بر این باور است که ژابی که با انتخاب مسیری هوشمندانه مدت زیادی را در سوسیداد و لورکوزن برای یادگیری گذرانده و با رد کردن پیشنهاداتی همچون لیورپول و بایرن مونیخ نشان داده که منتظر رئال مادرید است. با توجه به تجربه و دستاورد های او، هم اکنون می‌تواند گزینه‌ای مناسب برای رئال مادرید باشد.

ژابی آلونسو در حال دست دادن با فریمپونگ بازیکن لورکوزن

زمینه های مربی‌گری در رئال مادرید

ژابی آلونسو ورودی مشابه زیدان افسانه‌ای به رئال خواهد داشت، یک ورود کاریزماتیک و احتمالا شروع با نتایج فوق‌العاده. او هم‌اکنون نسبت به زمانی که زیدان سرمربی رئال مادرید شد تجربه بیش‌تری دارد و در تیمی مانند لورکوزن موفق به کسب قهرمانی شده است. با این حال تمامی این نظرات فقط با پا گذاشتن ژابی آلونسو به برنابئو، این بار در قامت سرمربی، ممکن خواهد بود.

از نگاه هیل، ژابی آلونسو توانایی منحصر به فردی در مدیریت و کنترل فشارها دارد. پس از اثبات این موضوع در دوران بازی خود، با خیالی آسوده و بر اساس توانایی‌های منحصر به فرداش به مربی‌گری می‌پردازد. بازیکنان در سراسر جهان برای شخص ژابی آلونسو احترام خاصی قائل‌اند. جدای از این مسائل او با یک شخصیت کاریزماتیک به عنوان سرمربی و یک افسانه فوتبال، ارتباط خوبی با بازیکنان می‌گیرد. ارتباطی که باعث می‌شود آن‌ها در زمین برای سرمربی خود جان دهند. از نگاه هیل سابقه فوتبالی او با قرار گرفتن در کنار شخصیتش، به او شخصیتی برنده می‌دهد. این مسئله برای جا انداختن فلسفه فوتبالی آلونسو و کسب موفقیت کافی‌ست.

آکینوولره ضمن تایید سخنان توماس هیل، افزود کاریزما و ابهت ژابی آلونسو محدود به دوران مربی‌گری او نیست و مربی اسپانیایی این مسئله را در دوران بازی خود نیز به نمایش گذاشت. با این حال کنترل و مدیریت رختکن پر از ستاره رئال بسیار با لورکوزن متفاوت است. او معتقد است با توجه به احتمال ثبت فصلی بدون جام، ممکن است ژابی آلونسو چالش‌های زیادی در مقابل خود ببییند.

ژابی آلونسو، بازیکن و مربی

گیلرمو معتقد است تجربه حضور در رئال مادرید و آشنایی با فضای باشگاه قطعا به ژابی کمک خواهد کرد. علاوه بر این تجربه کار در آکادمی سوسیداد بیان‌گر ارتباط خوب او با آکادمی است. اما همچنان تجربه کار در مادرید چیزی متفاوت از کار در لورکوزن، حتی با کسب قهرمانی، خواهد بود.

گیلرمو افزود:

یادم می‌آید سال گذشته با یکی از منابع ارشد رئال مادرید در مورد آینده ژابی آلونسو صحبت می‌کردم. او جمله مهمی به من گفت: “ما می‌فهمیم که ژابی یک سال دیگر در لورکوزن می‌ماند، چون در آنجا چیزی برای از دست دادن ندارد و هر کاری بکند برای باشگاه مثبت است.”

او معتقد است کسب قهرمانی با لورکوزن نکته مهمی بود. در مادرید به غیر از قهرمانی و کسب عناوین، تقریباً هیچ چیز دیگری “مثبت” محسوب نمی‌شود. در سایر باشگاه‌ها، پیشرفت و رشد تیم باعث رضایت می‌شود، اما اینجا حتی اگر هواداران یا مدیران از سبک بازی انتقاد کنند، در نهایت تنها چیزی که می‌خواهند پیروزی و جام است. ژابی باید با این واقعیت کنار بیاید، در حالی که همزمان تغییرات زیادی در تیم رخ می‌دهد.

ژابی آلونسو در حال تمرین با تیم

اگر رئال مادرید مجبور شود برای جذب او مبلغی پرداخت کند، فشار حتی بیشتر هم خواهد شد. با وجود بحث‌ها درباره قرارداد مبتنی بر اعتماد، گزارش‌هایی از آلمان حاکی از وجود بند خرید در قرارداد او با بایر لورکوزن است. اگر رئال مجبور شود برای یک مربی مانند بازیکنان پول پرداخت کند، انتظارات به شدت افزایش می‌یابد و مردم خواهند گفت: “اگر اینطور برای یک مربی هزینه می‌کنیم، پس باید نتیجه فوری بگیرد.”

راز خطرناک بودن لیورپول و سایر تیم‌ها پس از دفاع روی کرنرها

امیر محمد کلانتری، فوتبال‌لب – طبیعت چرخشی تکامل تاکتیکی در فوتبال به این معناست که وقتی چیزی مد روز میشود، فقط کمی موضوع زمان است تا بقیه هم به آن برسند. در این مقاله به موضوع افزایش ضد حملات حاصل از دفاع روی کرنرها در پریمیرلیگ و خصوصا در تیم لیورپول خواهیم پرداخت.

افزایش ضدحمله ها پس از دفاع بر روی کرنرها

تمرکز بیشتر بر روی حمله از ضربات کرنر در پریمیرلیگ در دو فصل اخیر، در کنار ظهور متخصصان ضربات ایستگاهی، همراه با افزایش تعداد گل های حاصل از کرنرها بود.
با این حال، جنبه دفاع روی کرنرها نیز به همان اندازه مهم است. تهدید اخیر حمله از کرنرها در لیگ برتر انگلیس به طور منطقی با تمرکز بیشتر روی دفاع از کرنرها دنبال میشود. آیا این استراتژی جواب داد؟

اول باید نرخ گلزنی به ازای هر 100 ضربه کرنر در هر فصل را بررسی کنیم. بررسی آمار به ازای هر کرنر به ما امکان میدهد مقایسه عادلانه ای بین فصل های مختلف داشته باشیم. زیرا ممکن است تعداد کرنرها در سال های مختلف متفاوت باشد.

از فصل 2007/08 که اُپتا شروع به جمع آوری آمار کرد، بیش ترین تعداد گل به ازای هر 100 کرنر در فصل گذشته با رقم 4.2 به ثبت رسید.

این عدد در فصل جاری به طور چشمگیری کاهش یافت و به 3.3 گل به ازای هر 100 کرنر رسید. پایین ترین رقم از فصل 2019/20 تاکنون.

علاوه بر این، میانگین کیفیت موقعیت‌های ایجادشده از کرنرها در این فصل کاهش پیدا کرد. با نگاه به گل مورد انتظار به ازای هر 100 کرنر در لیگ، رقم فصل جاری (3.6) در مقایسه با سه فصل گذشته پایین تر است. این نشان دهنده بهبود عملکرد تیم‌ها در دفاع روی کرنرها در فصل جاری است. (البته ممکن است کاهشی در جنبه تهاجمی تیم‌ها نیز موجود باشد، بنابراین نمیتوان با قطعیت نظر داد)

نحوه دفاع روی کرنرها

دو روند خاص در دو فصل اخیر، استفاده از کرنرهای کوتاه و برنامه های تهاجمی با بازیکنان مستقر در لبه محوطه جریمه بوده است. برای خنثی کردن این تاکتیک‌ها، تیم‌های در حال دفاع یک یا دو بازیکن را نزدیک نقطه پنالتی قرار می‌دهند.

با ترکیب عوامل فوق، تا حدی توضیح برای افزایش جزئی ضدحمله‌ تیم‌ها هنگام دفاع روی کرنرها در لیگ در فصل جاری به دست می‌آید.

بهبود ظاهری در دفاع از کرنرها در سطح لیگ، منجر به فرصت‌های بیشتر برای ضدحمله شده است. این واقعیت که یک یا دو بازیکن در موقعیت دفاعی بالاتر در محوطه جریمه قرار دارند، احتمال موفقیت در انتقال سریع به حمله را افزایش می‌دهد.

با بررسی ضدحمله‌های ناشی از کرنرها در لیگ انگلیس که بعنوان مالکیت توپ پس از دفاع روی کرنر تعریف می‌شود و در نیمه خودی آغاز و در عرض 15 ثانیه به یک شوت یا لمس توپ در محوطه جریمه حریف منجر می‌شود، نرخ ضدحمله به ازای هر 100 کرنر در فصل جاری (3.1) نسبت به دو فصل قبل بالاتر است.

لیورپول، گل سرسبد ترنزیشن در فصل جاری!

یکی از تیم‌هایی که در فصل جاری پریمیرلیگ در ضدحمله‌های پس از دفاع روی کرنرها بیشترین خطر را ایجاد کرده، لیورپول است. تیم آرنه اسلات در موقعیت‌ ترنزیشن عملکرد درخشانی دارد. به محض دفع کرنر حریف، این موضوع آنها را به تیمی خطرناک تبدیل می‌کند.

بر اساس آمار ضدحمله به ازای دفاع روی هر 100 کرنر در این فصل لیگ، لیورپول با نرخ 9.3 در صدر جدول قرار دارد.

ضد حمله به ازای دفاع از هر 100 کرنر در فصل جاری با حضور لیورپول در صدر.

علاوه بر تهدید آنها در موقعیت‌ ترنزیشن، استحکام دفاعی لیورپول در مقابله با کرنرها، فرصت‌های بیشتری برای ضدحمله در اختیارشان قرار میدهد. در فصل جاری، تیم اسلات با آمار 1.6 گل خورده به ازای هر 100 کرنر، سومین آمار گل خورده کم و با شاخص 2.7 گل مورد انتظار به ازای هر 100 کرنر، دومین میزان گل‌های مورد انتظار کم را در لیگ انگلیس به خود اختصاص داد.

نحوه دفاع لیورپول روی کرنرها

در دفاع روی کرنرها، لیورپول محمد صلاح و وینگر چپ خود (دیاز یا خاکپو) را در موقعیت‌ های نزدیک نقطه پنالتی و تیرک نزدیک دروازه مستقر می‌کند تا در صورت امکان ضدحمله، بتوانند سریع حرکت خود را آغاز کنند.

چینش لیورپول هنگام دفاع روی کرنر در بازی مقابل وستهم

در صورت احتمال اجرای کرنر کوتاه توسط حریف، وینگر چپ لیورپول (دیاز یا خاکپو) مسئول دفاع از آن خواهد بود، در حالی که محمد صلاح همچنان در موقعیت خود نزدیک نقطه پنالتی باقی می‌ماند.

چینش لیورپول هنگام دفاع روی کرنر در بازی مقابل فولام

با این حال، یکی دیگر از طرح‌های دفاعی لیورپول استفاده از آرنولد برای پوشش گزینه کرنر کوتاه است. در این حالت وینگر چپ در موقعیت نزدیک تیرک اول قرار می‌گیرد و صلاح همچنان در جایگاه معمول خود مستقر می‌شود.

توانایی پاس‌دهی آرنولد ابزار مفید دیگری برای انتقال به موقعیت تهاجمی است. قراردادن او در این نقش دفاعی همزمان به ضدحمله‌ نیز کمک می‌کند.

چینش لیورپول هنگام دفاع روی کرنر در بازی مقابل بورنموث

لیورپول در فصل جاری لیگ دو گل از ضدحمله‌های پس از دفاع روی کرنر به ثمر رساند که جایگیری صلاح و دیاز نقش کلیدی در این گل‌ها داشت.

در این نمونه که در بازی مقابل برنتفورد در آگوست اتفاق افتاد، هنگامی که سانتر ماتیاس ینسن توسط کوناته دفع شد، صلاح نزدیک نقطه پنالتی قرار داشت و دیاز مسئول پوشش گزینه کرنر کوتاه بود.

چینش لیورپول هنگام دفاع روی کرنر در بازی مقابل برنتفورد

جایگیری اولیه صلاح و دیاز آنها را در موقعیت مناسبی قرار می‌دهد تا هنگام دفع کرنر بتوانند ضدحمله را آغاز کنند.

صلاح در شروع انتقال توپ سعی می‌کند دیاز را پیدا کند، اما ویتالی جانلت پاس او را قطع می‌کند. از روی خوش شانسی، ژوتا توپ را تصاحب می‌کند و پس از حمل آن، توپ را به دیاز می‌رساند. در نهایت گل را به ثمر می‌رسد.

جمع بندی

البته افزایش ضدحمله‌ها پس از دفاع روی کرنر فقط به تاکتیک‌های کرنر مربوط نیست. ماهیت هرچه بیشتر ترنزیشن پریمیرلیگ از فصل گذشته نیز عامل دیگری است.

امروزه اکثر تیم‌های پریمیرلیگ بازیکنانی دارند که از توانایی فیزیکی و مهارتی لازم برای درخشش در موقعیت‌ ترنزیشن برخوردارند. چه استقامت، چه سرعت و چه توانایی دریبل، دویدن از یک محوطه جریمه به دیگری برای اکثر بازیکنان لیگ کار غیرممکنی نیست.

اما دستورات تاکتیکی نقش مهمی در این روند دارد. همچنان که چرخه تاکتیک‌های کرنر ادامه می‌یابد، تیم‌ها روش‌های جدیدتری برای خنثی کردن سازماندهی دفاعی و کاهش تهدید ضدحمله‌ها پیدا خواهند کرد.

حقه کار این است که همیشه یک گام جلوتر از این چرخه تاکتیکی باشید.

دو سالِ دیگر: محمد صلاح به دنبال جاودانه کردن افتخاراتش در لیگ برتر

محمد صلاح

محمدرضا حسینخانی، فوتبال‌لب – جمعه‌ گذشته با تمدید قرارداد محمد صلاح برای دو فصل دیگر در لیورپول، حالا وقت آن است که آمار باورنکردنی او در آنفیلد را مرور کنیم! دو سال دیگر هم چشم جهان به «پادشاه مصری» خواهد بود که بر اریکه قدرت تکیه زده است.

صلاح که چهار ماه پیش از احتمال جدایی سخن می‌گفت، حالا با قاطعیت در لیورپول می‌ماند! لیورپول صبح جمعه رسماً اعلام کرد: محمد صلاح دو سال دیگر در آنفیلد می‌ماند! خبری شادی‌بخش برای هواداران و کابوسی جدید برای دفاع‌های لیگ برتر.

صلاح تقریباً همه چیز را با لیورپول فتح کرده است؛ یک عنوان لیگ برتر (که به زودی احتمالاً دومین قهرمانی هم اضافه خواهد شد)، یک لیگ قهرمانان اروپا، جام حذفی انگلیس، دو جام اتحادیه، سوپرکاپ خواهیم کرد. امیدوارم در آینده شاهد کسب افتخارات بیشتری باشیم.

اسلات خوشحال از ماندن صلاح

سرمربی لیورپول با چهره‌ای بشاش در کنفرانس خبری ظاهر شد:

قطعاً خوشحالم! صلاح سال‌هاست ارزش بی‌همتایش را برای تیم ثابت کرده. مثل همه هواداران، من هم از ماندن او دو سال دیگر خوشحالیم و امیدواریم یکشنبه هم مثل کل فصل، اهمیتش را نشان دهد!

کابوس خروج سه ستاره لیورپول با پایان قراردادها به نصف کاهش یافت؛ دست کم فصل آینده «پادشاه مصری» در آنفیلد خواهد درخشید! اگرچه تأثیرات او تاکنون حیرت‌انگیز بوده، اما این فرصت دو ساله‌ی اضافی برای درهم کوبیدن خطوط دفاعی لیگ برتر، بی‌شک بر عظمت یادگار او خواهد افزود.

یادتان می‌آید؟ وقتی لیورپول در ۲۰۱۷ صلاح را از چلسی گرفت، بسیاری شک داشتند! عملکرد او در استمفورد بریج با تنها ۴ گل در ۲۷ بازی اصلاً قابل توجه نبود، اما چه تحول شگفت‌انگیزی!

از فیورنتینا تا لیورپول

با این حال، او در دوران قرضی کوتاهش در فیورنتینا (سری آ) درخشید. سپس با انتقال به رم (ابتدا قرضی و بعد دائمی)، به یکی از مهیج‌ترین وینگرهای فوتبال اروپا تبدیل شد. لیورپول که پیش از پیوستن او به چلسی تلاش کرده بود او را جذب کند، سه سال بعد finalmente به هدفش رسید – در زمان‌بندی‌ای که بی‌شک عالی بود. صلاح از همان ابتدا تأثیرگذار بود و در اولین فصل بازگشت به انگلیس با 44 گل در 52 بازی همه را شوکه کرد؛ روندی که تا امروز ادامه دارد.

محمد صلاح در لیورپول

صلاح از زمان پیوستن به لیورپول در سال ۲۰۱۷ تاکنون، در تمام رقابتها ۳۹۴ بازی انجام داده که ۳۶۰ مورد آن به عنوان بازیکن اصلی بوده است. او با ۲۴۳ گل و ۱۱۰ پاس گل، به طور میانگین هر ۹۰ دقیقه یک بار تاثیر مستقیم روی گل داشته است – آماری خیره‌کننده برای چنین حجمی از بازی‌ها.

از ۲۴۳ گل او برای لیورپول، آمار به این ترتیب است:

  • – ۱۸۲ گل در لیگ برتر انگلیس
  • – ۴۵ گل در لیگ قهرمانان اروپا
  • – ۵ گل در لیگ اروپا
  • – ۶ گل در جام حذفی انگلیس (FA Cup)
  • – ۴ گل در جام اتحادیه (EFL Cup)
  • – ۱ گل در جام خیریه (Community Shield)

صلاح به سوی افسانه‌شدن

صلاح همچنین سه بار عنوان آقای گلی لیگ برتر را به دست آورد. به احتمال زیاد این فصل چهارمین عنوان را نیز کسب خواهد کرد. او در فصل ۲۵-۲۰۲۴ با ۲۷ گل زده در لیگ، حداقل ۶ گل از رقبایش پیش است و نزدیکترین رقیبش، ارلینگ هالند، اکنون به دلیل مصدومیت مچ پا از میادین دور است.

دو گل آخر او هر دو از روی نقطه پنالتی در پیروزی ۳-۱ مقابل ساوتهمپتون باعث شد صلاح از گوردون هاجسون سبقت بگیرد و به تنهایی در رده سوم جدول بهترین گلزنان تاریخ لیورپول قرار گیرد. او اکنون تنها از راجر هانت (۲۸۵ گل) و ایان راش (۳۴۶ گل) عقب است.

با امضای این قرارداد جدید، صلاح فرصت عالی‌ای به خود داده تا از راجر هانت پیشی بگیرد (فقط به ۴۳ گل دیگر نیاز دارد). هرچند سبقت گرفتن از ایان راش در صدر جدول همچنان چالشی بزرگ خواهد بود، اما چه بسا در آینده قرارداد دیگری هم تمدید شود!

با این حال، او هم‌اکنون بهترین میانگین گل به ازای هر دقیقه را در بین بازیکنان لیورپولی با حداقل ۱۰٫۰۰۰ دقیقه بازی دارد. میانگین صلاح (یک گل هر ۱۳۲ دقیقه) از اسطوره‌های سرخ‌ها مانند فرناندو تورس (۱۳۵ دقیقه)، لوئیز سوارز (۱۳۸ دقیقه)، مایکل اوون (۱۴۸ دقیقه) و رابی فاولر (۱۵۴ دقیقه) بهتر است.

مزیت اصلی او نه فقط توانایی گلزنی، بلکه قابلیت اطمینانش بوده است هم از نظر حضور مستمر و هم کیفیت به ثمر رساندن شانس‌ها. صلاح هیچ‌گاه کمتر از ۴۴ بازی در یک فصل برای لیورپول انجام نداده و کمترین آمار گلزنی او هم عددی قابل احترام (۲۳ گل) بوده که در فصل ۲۰-۲۰۱۹ و زمانی که لیورپول قهرمان لیگ برتر شد، به ثبت رسید.

عملکرد خوب و مستمر صلاح

صلاح در پنج فصل از هفت فصل اول حضورش در آنفیلد بیش از ۵۰ بازی انجام داد و در صورت حضور در حداقل شش بازی از هفت بازی باقیمانده این فصل (در حال حاضر ۴۵ بازی)، این رقم به شش فصل از هشت فصل ارتقا خواهد یافت. به طور مشابه، این فصل هم اکنون پنجمین فصل او با حداقل ۳۰ گل زده است (در حال حاضر ۳۲ گل).

و این واقعیت که صلاح یک تهدید دوگانه در خط حمله است؛ هم تکمیل‌کننده‌ای فوق‌العاده و هم خالق شانس‌هایی ناب. این فصل از نظر خلاقیت، بهترین فصل او در لیورپول محسوب می‌شود. با ۲۳ پاس گل در تمام رقابت‌ها، حداقل ۷ پاس گل بیشتر از فصل‌های قبل و رکوردی که او را در صدر بازیکنان ۵ لیگ برتر اروپا قرار داد، حتی بالاتر از رافینیا از بارسلونا با ۲۰ پاس گل.

جالب اینجاست که او در شش فصل از هشت فصل حضورش در لیورپول، حداقل ۱۰ پاس گل در لیگ برتر ثبت کرده است.

مصمم برای رکوردهای فردی!

محمد صلاح

این ستاره ۳۲ ساله مصمم است تا تمام رکوردهای ممکن را در این فصل به تسخیر درآورد:

  • تنها ۲ تأثیر گل (گل+پاس گل) با رکورد تاریخی لیگ برتر در یک فصل فاصله دارد.
  • با ۳ پاس گل دیگر، رکورد مشترک تیری آنری و کوین دی بروین را می‌شکند.
  • با ۱۰ گل دیگر، رکورد ارلینگ هالند برای بیشترین گل در یک فصل را جابجا می‌کند.

آمار صلاح در لیگ برتر به ویژه بی‌نظیر بوده است. از زمان بازگشتش در سال ۲۰۱۷، هیچ بازیکنی در لیگ برتر انگلیس آمار بهتری در این زمینه‌ها نداشته است:

  • ۱۸۲ گل (بیشترین)
  • ۲۶۸ تأثیر مستقیم در گل (گل + پاس گل)
  • ۷۷ پاس گل در بازی باز
  • ۴۸۱ شانس سازی در بازی باز
  • ۱,۰۲۵ شوت
  • ۲,۴۸۹ لمس توپ در محوطه حریف

موفق در تمامی رقابت‌ها

تنها در این فصل، او به رکورد بیشترین مشارکت در گل‌های تاریخ رقابت‌های لیگ برتر در یک فصل ۳۸ بازی‌ای رسید (۴۵ گل/پاس گل). در واقع، او در فصل ۲۵-۲۰۲۴ به طور میانگین در هر ۹۰ دقیقه ۱.۴۴ بار در گل‌ها مشارکت داشت که این بالاترین میزان برای هر بازیکن در یک فصل از تاریخ لیگ برتر است (با حداقل ۱۰۰۰ دقیقه بازی).

این بازیکن سابق چلسی با ۱۸۴ گل، به طور مشترک با سرخیو آگوئرو در رده پنجم جدول تمام‌ادوار بهترین گلزنان لیگ برتر انگلیس قرار دارد. او تنها ۳ گل کمتر از اندرو کول (۱۸۷ گل) در رده چهارم دارد و در آستانه تبدیل شدن به چهارمین بازیکن تاریخ لیگ برتر است که به مرز ۲۰۰ گل می‌رسد. با توجه به زمان زیادی که پیش رو دارد، به نظر می‌رسد به این رکورد دست خواهد یافت.

حتی پایین‌ترین آمار صلاح هم گواهی بر فوق‌العاده بودن او در لیگ برتر است. به عنوان مثال، کمترین تعداد گلی که او برای لیورپول در یک فصل به ثمر رساند، ۱۸ گل (در فصل ۲۴-۲۰۲۳) است. رقمی که از سال ۲۰۱۷ تاکنون تنها ۱۵ بازیکن غیر از خودش توانستند از آن پیشی بگیرند.

تاریخ‌سازی یک مصری

او با ۲۷۱ مشارکت گل (گل زده + پاس گل) در رده پنجم جدول تاریخی لیگ برتر قرار دارد، اما نکته قابل توجه این است که حداقل ۱۴۶ بازی کمتر از چهار بازیکن بالاتر از خود در این جدول انجام داد. فقط با ۱ مشارکت گل دیگر (گل یا پاس) از رایان گیگز (۲۷۱) پیشی خواهد گرفت و با ۹ مشارکت دیگر هم فرانک لمپارد (۲۷۹) را پشت سر خواهد گذاشت.

مگر در صورت مصدومیت یا محرومیت، صلاح تا پایان این فصل به ۴۰۰ بازی برای لیورپول خواهد رسید. همچنین در شش بازی باقی‌مانده و دو فصل پس از آن، فرصت کافی دارد تا بر بسیاری از آمار و رکوردهای دیگر خود بیفزاید.

آمار گل‌های او به تفکیک:

  • ۱۹۹ گل با پای چپ قدرتمندش
  • ۳۵ گل با پای راست
  • ۹ گل با سر

نحوه به ثمر رساندن گل‌ها:

  • ۲۲۹ گل از داخل محوطه جریمه
  • ۱۴ گل از خارج محوطه جریمه
  • ۴۴ گل از روی نقطه پنالتی

تأثیر گل‌ها در بازی‌ها:

  • ۶۴ گل اولین گل بازی (گل آغازگر)
  • ۶۸ گل پیروزی‌بخش

محل به ثمر رساندن گل‌ها:

  • ۱۳۲ گل در آنفیلد
  • ۱۰۸ گل در بازی‌های خارج از خانه
  • ۲ گل در زمین‌های بیطرف
  • ۱ گل در بازی‌ای که به عنوان “خانگی” طبقه‌بندی شد، اما به دلیل همه‌گیری کووید-۱۹ در فصل ۲۰-۲۰۱۹ در بوداپست (در برابر آر‌بی لایپزیگ در لیگ قهرمانان اروپا) برگزار شد.

رقیب دوست‌داشتنی صلاح

به طرز جالبی، تیمی که صلاح بیشترین گل‌ها را با پیراهن لیورپول به ثمر رساند، منچستریونایتد است. او ۱۶ گل در برابر این رقیب دیرینه مرسی‌سایدی به ثمر رساند که ۳ گل بیشتر از هر تیم دیگری است. آمار گلزنی او در برابر سایر رقبا به این شرح است:

  • منچسترسیتی ۱۳ گل
  • تاتنهام هاتسپر ۱۳ گل
  • وست‌هم ۱۳ گل

اما مسلماً صلاح اولین کسی است که تأکید می‌کند موفقیت‌های درخشانش در لیورپول فقط بازتاب کیفیت فردی او نیست. او در این مسیر کمک‌های زیادی دریافت کرده است؛ برای مثال، بابی فیرمینو با پاس گل ۲۱ گل او را مهیا کرده که بیشتر از هر هم‌تیمی دیگری است. از سوی دیگر، سادیو مانه، دیگر عضو سه‌گانه هجومی معروف لیورپول در دوران یورگن کلوپ، بیشترین بهره را از پاس‌های گل صلاح برد. ۱۷ گل این مهاجم سنگالی در لیورپول با پاس صلاح به ثمر رسید.

صلاح همچنان دست نیافتنی

اگرچه لیورپول هنوز از حذف در لیگ قهرمانان اروپا توسط پاری‌سن‌ژرمن و باخت در فینال جام اتحادیه به نیوکاسل یونایتد دلگیر است، اما با ۶ بازی باقیمانده، ۱۳ امتیاز بالاتر از بقیه در صدر جدول لیگ برتر قرار دارد. بنابراین به احتمال زیاد اولین فصل حضور “اسلات” با یک جشن بزرگ به پایان خواهد رسید.

هواداران لیورپول را می‌توان بابت باز کردن زودهنگام شامپاین‌ها پس از شنیدن خبر تمدید قرارداد صلاح بخشید، و هواداران کاپ می‌توانند منتظر فرصت‌های بیشتری برای خواندن سرودهای ستایش‌آمیز خود برای “پادشاه مصری” باشند.

اما برای بقیه لیگ برتر، اگر بخواهیم به نقل از فیلسوف بزرگ ناتوریوس بی.آی.جی (Notorious B.I.G) جمله‌ای را بازنویسی کنیم، به نظر می‌رسد که “مو صلاح بیشتر، یعنی مشکلات بیشتر” در راه خواهد بود.

جنایت بی‌دقت؛ ۳۶ سال پس از فاجعه هیلزبورو

یادواره فاجعه هیلزبورو

ایلیا بهزاد اول، فوتبال لب– بی‌شک روز 15 آوریل 1989، در تقویم تاریخ فوتبال به عنوان یکی از روزهای تاریک و تاثیرگذار شناخته می‌شود. هیلزبورو، فاجعه‌ای که در نیمه‌نهایی جام حذفی فصل 88/89 انگلستان رخ داد. این نه تاریخ باشگاه لیورپول و تشکیلات هواداری این تیم، بلکه به طور کلی فوتبال بریتانیا را تحت تأثیر قرار داد. شاید باید شکل‌گیری لیگ برتر انگلیس به شیوه مدرن را از پیامدهای یکی از تلخ‌ترین روزهای تاریخ فوتبال بدانیم.

ارزیابی یک فاجعه

36 سال قبل در چنین روزی، ورزشگاه اختصاصی تیم شفیلد ونزدی، هیلزبورو، میزبان دیدار نیمه‌نهایی جام حذفی بین تیم‌های ناتینگهام فارست و لیورپول بود. ازدحام جمعیت در جایگاه لیورپول، مرگ 97 هوادار عاشق قرمزهای مرسی‌ساید را رقم زد. با وجود گذشت بیش از سه دهه از این تراژدی، هنوز زخم این حادثه برای هواداران لیورپول تازه است. شاید یکی از دلایل آن، سه دهه مبارزه بازماندگان این فاجعه و خانواده قربانیان برای پاسداشت حقیقت باشد. حقیقتی که از ابتدا، به عمد، اشتباه نمایان شد. در نهایت اما، پس از سال‌ها تلاش و ممارست، برای همگان شفاف شد. پرونده فاجعه هیلزبورو، همچنان طولانی‌ترین پرونده قضایی در تاریخ بریتانیا محسوب می‌شود. در سال‌روز این فاجعه، به بازخوانی اتفاقات تلخ در ورزشگاه هیلزبورو و پیامدهای قضایی آن می‌پردازیم.

شاید هر انسانی می‌توانست به راحتی این موضوع را تشخیص دهد که ورزشگاه هیلزبورو، امکان میزبانی مصاف دو تیم پرهوادار و بزرگ فوتبال بریتانیا را ندارد. نرده‌های قدیمی و کوچک بخش ورودی جایگاه هواداران لیورپول در هیلزبورو، از همان لحظات پیش از آغاز بازی موجب ازدحام شدید در جایگاه هواداران شد. با ورود تعداد بیشتری از هواداران، این ازدحام شدت گرفت.

هوادار لیورپول در جریان هیلزبورو

چه اتفاقی در هیلزبورو رخ داد؟

پلیس که متوجه ازدحام شدید هواداران شد، تصمیم گرفت در اقدامی عجیب، جایگاه مخصوص برای خروج هواداران را برای ورود هواداران باز کند. این موضوع، تنش و ازدحام در جایگاه هواداران لیورپول را افزایش داد. به طور معمول، ماموران پلیس در هر ورزشگاه، پس از پُر شدن یک جایگاه، در ورودی آن را می‌بندند. با این کار، هواداران به قسمت‌های دیگر ورزشگاه هدایت می‌شوند. اما در روز نحس هیلزبورو، هیچ خبری از مأموران پلیس در ورودی جایگاه هواداران لیورپول نبود.

در مسابقه‌ای که تنها 5 دقیقه به طول انجامید، هواداران لیورپول برای تماشای صعود تیمشان به فینال جام حذفی، بی‌پروا به جایگاه خود هجوم بردند. اما نمی‌دانستند که برخی دیگر از هواداران نزدیک به فنس، زیر پای آن‌ها در حال له شدن هستند. افسر پلیسی به نام اندرو ادیسون، که به درون تونل برای بیرون کشیدن مردم رفت، گفت: “همه از ترس شلوارشان را خیس کرده بودند. همه جا بوی تهوع به مشام می‌رسید. دو کپه از اجساد در ردیف جلو بودند. دستی‌ از میان جنازه‌ها بیرون زده بود. بعد از پاکسازی، معلوم شد متعلق به یک کودک است.”

دیوید لکی، یکی‌ از کسانی‌ است که در بالکن شماره 3 گیر افتاد. او به یاد دارد که شخصی به نام توماس هوارد، 39 ساله، کارگر کارخانه مواد شیمیایی و پدر سه فرزند در کنارش بود. اطراف او در اثر ازدحام جمعیت فشرده شد. او فریاد می‌زد: “پسرم پسرم!” ولی‌ متاسفانه هم او و هم تامی‌، پسر 14 ساله‌اش، در اثر فشار جمعیت زیر دست و پا ماندند.

افتادن هواداران لیورپول از بالکن

چه عوامل خارجی‌ای در هیلزبورو دخیل بود؟

هنوز چهار سال از فاجعه ورزشگاه هیسل در جدال بین لیورپول و یوونتوس نگذشته بود. فاجعه‌ای که منجر به مرگ 39 هوادار یوونتوس در فینال جام باشگاه‌های اروپا شد. این اتفاق، محرومیت 5 ساله باشگاه‌های انگلیسی از مسابقات اروپایی را به دنبال داشت. تصاویر هولناک از ورزشگاه هیلزبورو، باعث شد تا نیروهای پلیس، مسئولان برگزاری بازی و حتی رسانه‌ها از تقصیرات خود شانه خالی کنند.

پلیس منطقه یورک‌شایر جنوبی، مسئولیت برقراری نظم و امنیت هواداران در این مسابقه را برعهده داشت. آن‌ها برای سال‌ها، با دروغ‌هایی عجیب و باورنکردنی سعی کردند تا هولیگانیسم را تنها عامل این فاجعه بزرگ معرفی کنند. همچنان، پس از 36 سال، ملامت قربانیان از سوی پلیس یورک‌شایر، تیترهای روزنامه سان علیه لیورپول (که منجر به تحریم این روزنامه از سوی باشگاه لیورپول و مردم مرسی‌ساید شد) و مطالب نادرست در رسانه‌ها، ترامای جمعی بازماندگان این حادثه محسوب می‌شود. شعارهای هواداران رقیب در تمسخر ماجرای هیلزبورو با استناد به این مطالب، یکی از شوکه‌کننده‌ترین اتفاقات این سال‌های فوتبال انگلیس بوده است.

سیستم قضایی انگلیس، از جمله برخی قاضیان رده بالا، برای سال‌های متوالی سعی کردند جای متهم و قربانی را در این پرونده تغییر دهند. روشی که از همان ابتدا پلیس یورک‌شایر در پیش گرفت. همین اصرار سیستم قضایی به اثبات حقیقت وارونه پلیس، طولانی‌ترین پرونده قضایی بریتانیا را رقم زد.

خانوادگان قربانیان فاجعه هیلزبورو

دادخواهی، دفاع، مجازات!

ناتوانی سیستم قضایی بریتانیا در کشف حقیقت، خانواده قربانیان را مجبور کرد تا برای 27 سال، اعتراضات و دادخواهی مرگ عزیزان خود داشته باشند.

تشخیص پلیس و سیستم حقوقی انگلیس برای تصادفی اعلام کردن مرگ این افراد در سال 1991. سرانجام پس از 27 سال و در سال 2016، با استناد به بیش از 400 هزار صفحه سند از 80 سازمان، این رای وتو شد. در پایان یک پرونده طولانی، تلخ و جنجالی، دادگاه اعلام کرد 96 هوادار لیورپول در این حادثه به دلیل کوتاهی مسئولین کشته شدند. در سال 2021، اندرو دواین که در زمان حادثه 22 سال سن بیش‌تر نداشت، به دلیل صدمات مغزی ناشی از این اتفاق درگذشت. تعداد قربانیان این حادثه به 97 نفر افزایش پیدا کرد.

اما نکته تلخ این‌جاست: با وجود اثبات کشته شدن این 97 قربانی عاشق فوتبال که بین 10 تا 67 سال سن داشتند، هیچ فردی به طور جدی محاکمه نشد. دیوید داکنفیلد، رئیس پلیس یورک‌شایر جنوبی و مسئول برقراری امنیت این مسابقه، در سال 2016 طی هفت روز دادگاه، از شاهد به متهم تبدیل شد. او به اتهام قتل عمد، محاکمه گشت. اما سه سال بعد، در دادگاهی مجدد تبرئه شد تا خانواده‌های قربانیان، بار دیگر طلب دادخواهی کنند. موضوع جایی عجیب می‌شود که بیشتر درباره دروغ‌های پلیس یورک‌شایر درباره این فاجعه بدانیم.

عدالت خواهی خانوادگان قربانیان

مورد عجیب پلیس‌ها در هیلزبورو!

داکنفیلد در اظهارات خود به اتحادیه فوتبال انگلیس، دستورات خود راجع به باز کردن گیت خروجی را کتمان کرده بود. اما بعدها در دادگاه مشخص شد که شخص وی، دستور باز کردن گیت‌ مخصوص خروج هواداران را صادر کرده است. داکنفیلد، پلیس یورک‌شایر را متقاعد کرد تا با داستانی‌ جعلی منکر هرگونه قصور و کوتاهی پلیس شوند. او در عوض گناه را به گردن طرفداران انداخت.

تلاش پلیس برای مقصر اعلام کردن مردم بی‌گناه و خانواده‌های آن‌ها، که سال‌ها در دادگاه برای اثبات بی‌گناهی می‌جنگیدند، تماشایی بود.

وکیل مدافع داکنفیلد، جان بگز، هواداران را به رفتارهای خشن و عدم توجه به اخطار پلیس متهم می‌کرد. او حتی نوعی فرهنگ هولیگانیسم را به آن‌ها نسبت می‌داد. رفتار او باعث انزجار خانواده بازماندگان شد. اما بگز تنها نبود. پلیس یورک‌شایر جنوبی، بارها در مصاحبه‌ها، مردم را به رفتار ناهنجار، به خاطر افراط در مصرف الکل و عدم همکاری با نیروی پلیس متهم کرد.

چیزی که بعدا اثبات شد، کاملا عکس صحبت‌های آن‌ها را نشان می‌داد. اصرار افسران پلیس یورک‌شایر، به مقصر دانستن مردم و خانواده‌هایشان در حادثه، چهره‌ای زشت و غیرقابل اعتماد از پلیس را برای مردم ترسیم کرد. مردم بارها در مجامع عمومی از دروغ گویی آن‌ها حرف زدند.

داکنفیلد، کسی که هیچ نمی‌دانست!

نکته جالب این‌که سر بازرس پیتر رایت، یکی از مأموران ارشد پلیس یورک‌شایر جنوبی، برایان مول را اخراج کرد. او یکی از ماهرترین و کاربلدترین فرماندهان پلیس بود. برایان مول 19 روز قبل از برگزاری این مسابقه، به دلایلی نامعلوم اخراج شد. متهم ردیف اول داستان، یعنی داکنفیلد، جای مول را گرفت.

داکنفیلد بعدها اعتراف کرد که آشنایی کاملی با شرایط برگزاری امن یک مسابقه فوتبال نداشته است. او اوراق مربوط به عملیات اضطراری در زمان وقوع حادثه را مطالعه نکرده بود و حتی از زمین محل برگزاری بازی نیز بازدید نکرد. او پس از 26 سال، به این موضوع اقرار کرد که وظیفه خود را نمی‌دانست. بزرگ‌ترین پشیمانی وی، به تعویق نینداختن زمان شروع بازی بود. با این کار، نظم و آرامش در ورزشگاه برقرار می‌شد و حتی ازدحام هواداران نیز کم‌تر می‌شد.

تصویر ضبط شده از یک قربانی هیلزبورو

اتفاقی که در فینال لیگ قهرمانان 2022 و پس از ازدحام هواداران لیورپول و رئال مادرید در پاریس رقم خورد و بازی، با تأخیر آغاز شد. هر چند که اتفاقات همین مسابقه هم برای هواداران قدیمی لیورپول، زخم کهنه فاجعه هیلزبورو را تازه کرد و حتی باعث خودکشی 2 هوادار این تیم نیز شد. داکنفیلد پذیرفت در حالیکه مردم بی‌گناه زیر دست و پا له می‌شدند، او مشغول دروغ بافی بوده است. داستان‌هایی درباره تماشاچیان بدون بلیط یا نابودی دروازه‌ها توسط هولیگان‌ها. چیزهایی که هیچ‌‎‎گاه در اذهان عمومی مورد قبول واقع نشد.‌

همکاری پلیس، رسانه و شیطان.

از همان لحظات ابتدایی پس از حادثه، پرونده‌سازی پلیس یورکشایر برای متهم کردن قربانیان آغاز شد. از عکاسی از قوطی‌های آبجو، تا دستور پزشکی قانونی برای تست الکل و آزمایش خون از اجساد قربانیان. حتی پلیس توانست نشریه سان را قانع کند که هواداران مست و هولیگان، با نیروهای پلیس درگیر شدند و با ادرار روی آن‌ها، مانع از امدادرسانی به موقع شدند.

داکنفیلد و رفقا در اداره پلیس، و زمانی که برای آرامش خود به الکل پناه آوردند، ایده مست بودن هواداران به ذهن‌شان رسید و فردای آن روز، داکنفیلد دلیل استقرار در اتاق کنترل را رفتارهای غیر عادی هواداران مست اعلام کرد. و هیچ اشاره‌ا‌ی به عدم توانایی در کنترل تونل توسط خود و افسران زیردستش نکرد.

نود و هفت، عددی تلخ برای طرفداران لیورپول

آیا جواب داد؟

سرانجام، پس از 27 سال تلاش مستمر خانواده قربانیان، رأی تاریخی قصور پلیس در این ماجرا صادر شد. یک گروه تحقیقاتی مستقل برای بررسی شواهد تشکیل شد‌. آن‌ها بعد از 3 سال بررسی گسترده نشان دادند قصور پلیس در کنترل اوضاع عامل اصلی فاجعه بوده. ضمن این که در صورت حضور به موقع اورژانس و امکانات پزشکی، 41 نفر از حادثه‌دیدگان، شانس بقا داشتند.

در نهایت هیئت منصفه تجدید نظر در سال ۲۰۱۶، حکم داد که هواداران به شکل غیرقانونی به دلیل خطاهای پلیس کشته‌ شده‌اند. اما بی‌گناه اعلام شدن متهم ردیف اول در سال 2019، باعث شد تا زخم این سانحه، همچنان برای هواداران لیورپول تازه بماند.

مارگارت آسپیینال، مسئول گروه حمایت از خانواده قربانیان هیلزبورو که پسرش جیمز را در این حادثه از دست داد می‌گوید: «97 نفر به شکلی غیرقانونی کشته شدند و هیچکس مسئولیتش را نپذیرفت؛ فکر می‌کنید ما چه حسی داریم؟ ما 30 سال از عمر خود را برای جنگیدن گذاشتیم وگرنه آن‌ها از این ماجرا قسر در می‌رفتند. این بزرگ‌ترین فاجعه تاریخ است. ما پلیس، رسانه و دولت را در هر زمانی روبروی خود می‌دیدیم. ما جهنم را به چشم خود دیدیم.»

ریچی گریوز یکی از بازماندگان حادثه که در آن زمان 23 ساله بود، هنوز با آثار ناشی از این حادثه دست و پنجه نرم می‌کند و در زمان اولین محاکمه، او به عنوان یکی از مسئولان این فاجعه شناسایی شد. او در این رابطه گفت: «من به شدت بابت اینکه به شکل اشتباه به عنوان مقصر شناخته شدم احساس پریشانی می‌کردم. من سعی کردم مدارکی را نشان دهم و به خانواده‌های داغدار کمک کنم؛ این یک تجربه وحشتناک بود. من با آشفتگی کامل دادگاه را ترک کردم.»

عدالت خواهی خانوادگان قربانیان

لیورپول علیه انگلستان

در زمان اولین محاکمه، گریوز به دلیل لهجه لیورپولی خود توسط پلیس‌ها و وکلای دادگستری نیز مورد تمسخر قرار می‌گرفت. سال‌ها بعد، گریوز کمپینی را بین خانواده‌های قربانیان برای جلوگیری از پنهان کردن حقیقت از سوی پلیس و دادگاه تشکیل داد.

او همچنین به طور مستمر به فروشگاه واقع در ورزشگاه آنفیلد (که توسط خانواده قربانیان هیلزبورو اداره می‌شود) سر می‌زد. او همچنین طی سال‌ها تلاش کرده تا در مدارس مختلف راجع به این موضوع صحبت کند اما گاهی توهین‌های هواداران رقیب به دلیل هواداری او از لیورپول، وی را ناامید می‌کند.

در سال 2017، جیمز جونز اسقف بازنشسته اهل لیورپول، در گزارشی جالب توجه از دولت خواست تا برای وضع قانونی به نام «قانون هیلزبورو» در قوانین بریتانیا اقدام کنند. این قانون پیشنهادی، افسران پلیس و نهاد قانون در این کشور را موظف به شفافیت می‌کند.

اما در سال 2023 و پس از شش سال سکوت، دولت به این درخواست واکنش نشان داد و پذیرش این قانون را رد کرد. گزارش سال 2017 ، با عنوان “حفظ آرایش قدرت غیرپاسخگو” از سوی جیمز جونز (اسقف سابق لیورپول) 25 توصیه را ارائه می‌کرد که 11 مورد از آن‌ها مستقیماً مربوط به پلیس بود.

رد شدن این درخواست از سوی دولت، بار دیگر موجی از ناامیدی را در بین خانواده قربانیان ایجاد کرد. البته در همان زمان، اعلام شد که برای جلوگیری از حوادث پس از فاجعه هیلزبورو که مدارک از بین رفته یا نابود شدند، آیین نامه جدیدی برای مدیریت سوابق و اطلاعات پلیس و همین طور دستورالعمل جدیدی برای افسران رابط خانواده تدوین خواهد شد.

یادواره فاجعه هیلزبورو

تکاپوی قانون هیلزبورو.

در طول تمام این سال‌ها که کمپین‌‌های مختلفی از سوی خانواده‌های داغدار شکل گرفت، هیچکدام از آن‌ها نتوانست به خوبی عدالت را در این خصوص تجربه کنند. خانواده قربانیان بارها در زمان‌های مختلف، برای احقاق حق خود و دادخواهی در مکان‌های مختلف و دادگاه، دست به اعتراض و تظاهرات زدند اما تا امروز، این اقدامات منجر به تصویب قانون هیلزبورو نشده است.

برای اثبات مشکلات سیستم قضایی، همین بس که تدوین و انتشار گزارش مستقل فاجعه هیلزبورو توسط پروفسور فیل اسکراتون که از سال 1989 روی آن کار می‌کرد 23 سال طول کشید. انتشار این اسناد در سال 2012، گامی بلند برای کشف حقیقت در خصوص این فاجعه و تغییر رای دادگاه بود. البته که پیگیری مجدد اسناد و مدارک قصور پلیس نیز با مداخلات سیاسی دو وزیر وقت یعنی اندی بورنهام و ماریا ایگل در سال 2010 اتفاق افتاد.

چند هفته پس از انتشار دوباره گزارش، قاضیان رده بالا تصمیم گرفتند بار دیگر پرونده را به جریان بندازند. پیش از این، درخواست تجدیدنظر ابتدایی قربانیان مبنی بر واکاوی دوباره سانحه در سال 1993 رد شد.

مبارزه تا آخرین نفس.

فاجعه هیلزبورو، تغییری اساسی در طراحی و مدیریت ورزشگاه‌های انگلیس ایجاد کرد. فنس‌ها برای همیشه از ورزشگاه‌ها برداشته شدند، و باشگاه‌ها ملزم شدند تا جایگاه‌های نشسته برای هواداران ایجاد کنند تا از تکرار چنین حوادث تلخی جلوگیری شود. سه سال بعد از این حادثه، باشگاه‌های انگلیسی مکلف شدند تا درآمد خود را صرف امنیت ورزشگاه‌های خود بکنند و حق پخش مسابقات خود را به طور قانونی به اسکای بفروشند تا لیگ برتر انگلیس به شکل مدرن و امروزی آن آغاز شود. این، آغازی بر ثروتمند شدن باشگاه‌های انگلیسی بر پایه حمایت هواداران خود بود و شاید اگر حادثه هیلزبورو رخ نمی‌داد، شاهد ساخت و امن‌سازی ورزشگاه‌های مدرن انگلیس نبودیم.

یک دقیقه سکوت ورزشگاه همواره پرسروصدای آنفیلد در ابتدای مسابقه این هفته لیورپول و وستهم، به خوبی ثابت می‌کند که زخم ماجرای تلخ هیلزبورو همچنان پس از 36 سال برای هواداران واقعی لیورپول تازه است. زخمی که زندگی 97 نفر را گرفت و سه دهه زندگی بازماندگان را تحت شعاع قرار داد. بازماندگانی که طی این 36 سال، سخت‌ترین لحظات را تجربه کردند. از متهم شدن به عامل شکل‌گیری این حادثه، تا کنار آمدن با دروغ‌های پلیس و سیستم قضایی و 23 سال تاخیر برای انتشار حقایق مرگ نزدیکان‌ آن‌ها. بازماندگانی که با همبستگی خود طی سه دهه اخیر در شرایط سخت و کمپین‌های حمایتی خود، توانستند رای دادگاه را تغییر دهند اما همچنان، با وجود گذشت 36 سال از این ماجرا، به دنبال اجرای عدالت و تغییر در قوانین هستند.

یادواره هیلزبورو در فضای اطراف استادیوم

آرنه اسلات و ماجرای پشت پرده عجیب‌ترین ایده تاکتیکی او؛ شکستی ستودنی

امیر محمد کلانتری، فوتبال‌لب – در این مقاله به یکی از عجیب‌ترین ایده‌های تاکتیکی آرنه اسلات خواهیم پرداخت. به نقل از یک تیتر هلندی، این ایده یک شکست درخشان بود. به بیان دیگر، آرنه اسلات در طول ۳۰ سال فعالیت حرفه‌ای خود به عنوان بازیکن فوتبال و اکنون مربی، ایده‌های بهتری نیز در کارنامه داشت. ایده‌هایی که او را تا آستانه قهرمانی در پریمیرلیگ با لیورپول در این فصل قرار دادند.

بازگشت به دورانی که آرنه اسلات در زووله بود.

اسلات در آن زمان ۳۲ سال داشت و برای تیم زووله در لیگ دسته دوم هلند بازی می‌کرد. این حرکت بداهه‌ی او در شروع بازی چنان عجیب بود که رنه فن در گیژپ، بازیکن سابق تیم ملی هلند، در برنامه‌ی تلویزیونی خود نزدیک بود از شدت عصبانیت منفجر شود.

او خطاب به بینندگان گفت:

اگر این صحنه را به آندرس اینیستا (قهرمان جام جهانی با اسپانیا) نشان دهی، فکر می‌کند این یک ورزش کاملاً متفاوت است. این هیچ ربطی به فوتبال حرفه‌ای ندارد. اگر کسی در یک تیم آماتور  با ۱۲ تماشاچی نیز چنین کاری کند، بلافاصله از زمین اخراجش می‌کنند و همه می‌گویند: «این دیوانه است».

اشتیاق آرنه اسلات به تجربه ایده های جدید از همان ابتدا!

توضیح دادن آن صحنه در سال ۲۰۱۱ آسان نیست. زمانی که اسلات برای امتحان کردن ایده‌ای جدید و کمی عجیب، تایید مربیان تیمش در زووله را گرفت تا بازیکنان تیم مقابل را غافل‌گیر کند.

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، این ماجرا یادآور این است که اسلات حتی در جوانی هم یک تاکتیک شناس مشتاق بود. او دوست داشت خارج از چارچوب‌های معمول فکر کند.

همچنین ارزش ذکر دارد که او پس از طراحی این ایده، جسارت آن را داشت که آن را با آرت لانگلر (مربی وقت زووله) و دستیارش، یاپ استم (مدافع سابق منچستریونایتد و تیم ملی هلند) در میان بگذارد.

جان اورس، یکی دیگر از مربیان سابق زووله، با خندهای معنادارش به نشریه The Athletic می‌گوید:

اما این ایده همچنان مسخره بود. آرنه ایده‌های زیادی دارد. متاسفانه این یکی از بدترین‌هایش بود.

آرنه اسلات در تیم زووله هلند

طرح او این بود: بلافاصله بعد از شروع بازی، توپ را با یک ضربه سریع به بالا پرتاب کنند، سپس یک شوت قدرتمند به سمت نیمه‌ی زمین حریف بزنند تا توپ در محوطه‌ی جریمه فرود بیاید. همزمان با پرواز توپ در هوا، مهاجمان زووله باید با تمام سرعت به سمت محوطه‌ی جریمه می‌دویدند تا توپ را در لحظه‌ی فرود دریافت کنند. در بهترین حالت، آن را از زیر پای دروازه‌بان حریف عبور دهند. از همه مهمتر، بازیکنان در این موقعیت در آفساید گرفتار نمی‌شدند، چون همه‌ی آن‌ها پشت توپ قرار داشتند. اگر این تاکتیک جواب می‌داد، مدافعان حریف کاملاً غافل‌گیر می‌شدند.

جان اورس: ایده آرنه اسلات واقعا افتضاح بود!

اورس که حتی پس از گذشت بیش از یک دهه، هنوز کاملاً سردرگم به نظر می‌رسد، می‌گوید:

به نظر می‌رسد آن‌ها متوجه این نکته نبودند که اگر توپ را مستقیماً بعد از سوت مسابقه تا محوطه جریمه حریف شوت کنند، دروازه‌بان به راحتی می‌تواند آن را بگیرد. همچنین، توپ چقدر در هوا می‌ماند؟ شاید سه ثانیه؟ فقط فکر کنید بازیکنان چقدر باید سریع باشند تا به آن برسند. برای این کار به کسی نیاز دارید که رکورد جهانی دو را بشکند! نه. این ایده واقعاً افتضاح بود.

اما اگر آرنه اسلات، هافبک خلاق تیم، می‌توانست توپ را واقعاً به ارتفاع بالا بفرستد چه می‌شد؟ در تمرین‌ها، این حرکت به خوبی اجرا شد.


لانگلر اخیراً در مصاحبه‌ای با وینسنت دِوریس، روزنامه نگار روزنامه محلی دِ استنتور گفت:

حتی سه بار هم جواب داد. به همین خاطر، من و یاپ استم به هم گفتیم: “بیایید امتحانش کنیم.” البته شرط اصلی اجرای درست آن بود.

اما آنچه اتفاق افتاد ممکن است برای هواداران لیورپول که اسلات را در نخستین سال حضورش، بدون تاکتیک‌های عجیب در صدر جدول می‌بینند، تعجب آور باشد.

متأسفانه برای اسلات، اینترنت هرگز فراموش نمی‌کند و فیلم این اتفاق نشان می‌دهد اجرای این ایده در آن بازی حتی به پای نسخه تمرینی هم نرسید. ضربه اسلات برای بالا فرستادن توپ قابل قبول بود. اما بعد… همه چیز به فنا رفت.

لانگلر با خنده گفت:

آرنه می‌خواست توپ را به سمت محوطه جریمه حریف شوت کند، اما در عوض تقریباً توپ را مستقیم به بالا پرتاب کرد. توپ در واقع به سمت عقب و به ارتفاع بالا رفت، سپس پایین آمد و در لبه سمت چپ دایره مرکزی زمین در نیمه زووله فرود آمد. در حالی که صدای هلهله متعجب تماشاگران به گوش می‌رسید.

گوینده تلویزیون اعلام کرد:

بازی بین زووله و کامبور آغاز شده… و این صحنه واقعاً عجیب است. شاید از استرس باشد… چنین چیزی را به ندرت می‌بینید؛ لحظه‌ای به یاد ماندنی از آرنه اسلات.

جان اورس که در دهه ۱۹۷۰ برای آژاکس و فاینورد بازی می‌کرد، می‌گوید این فیلم هنوز در تلویزیون هلند پخش می‌شود:

آرنه در طول هفته با بازیکنان و مربیان دیگر در مورد این ایده صحبت کرد. گفت: “باید روش شروع بازی را عوض کنیم. اگر اینطوری انجامش دهیم، حیرت زده می‌شوند”. اما ضربه او دقیقاً آن چیزی نشد که می‌خواست. کاملاً اشتباه عمل کرد.

اسلات به نظر می‌رسد جهت گیری خود را اشتباه محاسبه کرد و توپ پشت سرش در منطقه‌ای خالی فرود آمد. این بازیکنان زووله بودند که غافل‌گیر شدند و در عرض چند لحظه، کامبور به حمله پرداخت.

آیا این دیوانگی منطقی پشت خود داشت؟

بن هندریکس که بین سال‌های ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ مربیگری زووله را برعهده داشت، توضیح می‌دهد:

گاهی ممکن بود حریفان خورشید در چشم‌شان باشد و نتوانند حرکت توپ را دنبال کنند. گاهی هم این روش او برای گفتن این بود که “بفرما، ما دوست داریم توپ دوم را داشته باشیم.” مردم اینجا به آن می‌خندیدند. او توپ را به بالا پرتاب می‌کرد و بعد (با خنده) زووووووووم! (با حرکتی شبیه پرتاب موشک) توپ را مستقیم به آسمان شلیک می‌کرد.

هندریکس به یاد می آورد که اسلات همیشه به دنبال راه‌های جدید برای کسب برتری بر حریفان زووله بود:

حتی وقتی می‌خوابید، به فوتبال فکر می‌کرد. همیشه ذهنی فوتبالی داشت و در اعتماد به نفس‌دادن به سایرین استاد بود.

لانگلر:

ایده این بود که با شوت کردن توپ به بالاترین حد ممکن به سمت محوطه جریمه، سه مهاجم ما به جلو بدوند و در لبه محوطه حاضر باشند. چه کسی میداند از این حرکت چه نتیجه ای حاصل می‌شد؟

البته از بیرون خنده دار به نظر می‌رسید. اگر از پیش زمینه ماجرا خبر نداشتی، حتما می‌گفتی: “اینا دقیقاً دارن چیکار میکنن؟ توپو مستقیم به هوا شوت کردن”. اما نه، این یک شکست درخشان بود و بهتر است بحث را همینجا تمام کنیم.

با این حال، اسلات قصد نداشت به همینجا بسنده کند. حداقل در ابتدا. مصمم تر از قبل، او دوباره همان تاکتیک را در همان سال امتحان کرد. اینبار هم حریف کامبور بود و نتیجه باز هم فاجعه بار شد.

اورس می‌گوید:

خودش را مسخره کرد. باورکردنی نبود.

و اضافه می‌کند شاید هدف این بود که «حریف از خنده بتکرد، تمرکزش را از دست بدهد و آن‌ها از این موقعیت سوءاستفاده کنند!

برای درک بهتر، اورس که دو دوره با اسلات همکاری داشته، او را مربی بهتری از کلوپ می‌داند و از افتخارش به عملکرد فوق‌العاده شاگرد سابقش در لیورپول می‌گوید. در حرف‌های او بجز تعجب و خنده، هیچ بدخواهی نیست.

آرنه اسلات سرمربی لیورپول

به گفته او، این ماجرا یادآوری است که حتی باهوش‌ترین افراد در فوتبال هم ممکن است اشتباه کنند:

یوهان کرایف، بهترین بازیکن و مربی، همیشه می‌گفت: “فوتبال بازی ساده‌ای می‌باشد اما اجرای ساده‌ی آن بسیار سخت است.” با این حال، گاهی بازیکنان یا مربیانی هستند که می‌خواهند دوباره فوتبال را اختراع کنند. و این ایده آرنه، نمونه‌ای از آن است.