نیکان میرزائی، فوتبال لب– بر اساس پیشبینیهای انجام شده، شانس پیروزی منچسترسیتی در دربی امروز 43.8% تخمین زده شد. این درحالی است که منچستر یونایتد به دنبال ثبت اولین دو پیروزی متوالی خود در لیگ برتر مقابل سیتی از فصل 2020-2019 میباشد. منچسترسیتی در 10 بازی از 18 دیدار اخیر لیگ برتر بین دو تیم به پیروزی رسید.
خاطره دربی گذشته که در دسامبر در اولدترافورد برگزار شد، هنوز زنده است. در آن بازی، آماد دیالو با گل دقیقه 90 خود، کامبک دیرهنگامی را برای شیاطین سرخ تکمیل کرد و منچستریونایتد موفق شد با نتیجه 2-1 از سیتی پیشی بگیرد. این پیروزی هیجانانگیز، امیدهای هواداران یونایتد را برای تکرار موفقیت در دیدار امروز افزایش داد.
برگشت بازی توسط منچستریونایتد
شاگردان پپ گواردیولا پس از ضربه سر یوشکو گواردیول در نیمه اول در مسیر کسب سه امتیاز مورد نیاز بودند. تا اینکه داخل محوطه جریمه توسط ماتئوس نونس بروی آماد دیالو خطا صورت گرفت و برونو فرناندز، کاپیتان منچستریونایتد، ضربه پنالتی را به گل تبدیل نمود.
امتیازها ظاهرا قرار بود تقسیم شود، اما یونایتد پس از این گل بازی را در دست گرفت. پاس بلند لیساندرو مارتینز پشت خط دفاعی منچسترسیتی، به آماد رسید. او هم بدون هیچ تردیدی، توپ را درون دروازهی ادرسون قرارداد و کامبک شیاطین را تکمیل کرد. این یکی از مهمترین گلهای آماد، از زمان نشستن آموریم روی نیمکت قرمزها بود.
این نتیجه، تنها 40 روز پس از آنکه آموریم، سرمربی سابق اسپورتینگ، این تیم را به پیروزی 4-1 در مقابل سیتی در لیگ قهرمانان اروپا رساند، بدست آمد. به این ترتیب، سرمربی منچستریونایتد اکنون قصد دارد پس از یورگن کلوپ، با لیورپول (دوبار)، و توماس توخل با چلسی در فصل 2020-21، تبدیل به سومین سرمربیای شود که گواردیولا را در سه دیدار متوالی شکست میدهد.
اما منچستریونایتد و آموریم نتوانستند آن برد به یاد ماندنی دز اتحاد را استمرار ببخشند. باخت 1-0 آنها به ناتینگهام فارست در روز سه شنبه، سیزدهمین شکست فصل آنها در لیگ بود.
رکورد های شگفت انگیز منچستر یونایتد/سیتی
دستیابی به رکورد باشگاهی که در فصل گذشته ثبت شد، چالشی بزرگ برای منچستر یونایتد است. با این حال، پیروزی در زمین منچسترسیتی، که همیشه کاری دشوار به نظر میرسد، با گل قاطعانه آنتونی الانگا، محصول آکادمی منچستر یونایتد، ممکن شد.
در تمامی رقابتهای این فصل، تنها لسترسیتی (26 بار) بیش از منچستر یونایتد (23 بار) گل اول را دریافت کرده است. این آمار نشاندهنده مشکلات یونایتد در هر دو خط حمله و دفاع است، چرا که آنها اغلب در نیمه دوم جدول ردهبندی از نظر عملکرد ضعیفتر ظاهر شدند.
با این حال، برونو فرناندز همچنان نقطه قوت این تیم بوده است. کاپیتان منچستر یونایتد امیدوار است با عملکرد درخشان خود، تیمش را به پیروزی دیگری در دربی منچستر برساند و فرم قوی خود در اولدترافورد را حفظ کند.
فرناندز در این فصل 21 گل (12 گل + 9 پاس گل) در تمام رقابتها برای یونایتد در اولدترافورد به ثمر رساند. اگر او در این بازی پاس گل بدهد، برای سومین بار در کارنامه خود به رکورد دو رقمی گل و پاس گل در یک فصل دست خواهد یافت. او پیش از این در فصلهای 2021-2020 و 2023-2022 نیز به این موفقیت دست یافت.
فرناندز با این کار، از تمام بازیکنان دیگر منچستر یونایتد از فصل 1993-1992 پیشی خواهد گرفت. پیش از او، تنها دوایت یورک (98-1999: 12 گل و 10 پاس گل) و کریستیانو رونالدو (07-2006: 14 گل و 11 پاس گل) چنین آماری را ثبت کردند.
وضعیت مصدومیت منچستر یونایتد بهبود یافته است
مشکلات مصدومیت منچستر یونایتد تا حدی کاهش پیدا کرد. هری مگوایر، میسون مانت و لنی یورو همگی پس از مصدومیت، در بازی مقابل ناتینگهام فارست به ترکیب بازگشتند. آلتای بایندیر نیز در شکست ۱-۰ روز سهشنبه در ترکیب حضور داشت. کوبی ماینو ممکن است در این آخر هفته به میدان بازگردد، و لوک شاو نیز انتظار میرود به زودی بازی کند. از سوی دیگر، جانی ایوانز و آیدن هیون همچنان در حال بازتوانی هستند.
عملکرد اخیر منچسترسیتی
منچسترسیتی با پیروزی راحت ۲-۰ مقابل لسترسیتی در روز چهارشنبه، جایگاه خود در رده پنجم جدول را تثبیت کرد. جک گریلیش (اولین گل لیگ برترش از دسامبر ۲۰۲۳) و عمر مارموش گلهای این بازی را به ثمر رساندند.
آمار دفاعی و تهاجمی منچسترسیتی
میانگین گل دریافتی: ۱.۳۳ گل در هر بازی (بالاترین رقم در دوران پپ گواردیولا)
میانگین گلزنی: ۱.۹ گل در هر بازی لیگ (امیدوارکننده برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان)
از دست دادن امتیازهای قهرمانی
منچسترسیتی در این فصل ۱۶ امتیاز از امتیازهای ممکن را از دست داد، که بدترین عملکرد آنها در زیر نظر پپ محسوب میشود. رکورد قبلی آنها ۱۳ امتیاز در فصلهای ۲۰۲۱-۲۰۲۰ و ۲۰۲۳-۲۰۲۲ بود. جالب اینجاست که سه امتیاز از این امتیازها، در بازی خانگی دربرابر منچستریونایتد اتفاق افتاد. بنابراین، انتقامجویی میتواند انگیزهای قوی برای تیم مهمان باشد.
منچستریونایتد در بازی وسط هفتهای مهمان پدیده این فصل لیگ برتر، ناتینگهام فارست بود. جایی که آنها سیزدهمین شکست این فصل خود را با نتیجه 0-1 ثبت کردند. رکورد بیشترین شکست آنها در یک فصل از لیگ برتر، مربوط به سال پیش با 14 شکست بود. اما با توجه به اینکه هنوز 8 بازی دیگر تا پایان فصل لیگ دارند، احتمال شکستن رکورد قبلیشان بسیار زیاد است.
از زمان اولین بازی شیاطین سرخ تحت هدایت روبن آموریم در 24 نوامبر، (تساوی 1-1 در مقابل ایپسویچ) آنها از 19 مسابقه تنها موفق به کسب 22 امتیاز شدند. حاصل عملکرد آنها در این بازه زمانی 9 شکست و 6 پیروزی بود.
نتایج به ما نشان میدهد که آموریم در حال حاضر ضعیفترین آمار را در قامت مربی شیاطین سرخ (از زمان شروع پریمیرلیگ) دارد. پایینترین درصد برد (31.6%) و کمترین میزان امتیاز به ازای هر بازی (1.16). نفر دوم از این حیث، رالف رانگنیک بود با 1.54 امتیاز به ازای هر بازی!
سقوط یک پادشاهی
سقوط یونایتد اما، تنها مربوط به دوره آموریم نیست. از زمان خداحافظی سر الکس در فصل 13-2012، آنها در سراشیبی سقوط قرار گرفتند. یونایتد پله پله از جمع مدعیان لیگ خارج شد.
آنها تحت هدایت 10 مربی مختلف در 448 بازی لیگ برتری، تنها موفق به کسب 786 امتیاز شدند. 209 امتیاز کمتر از همشهریشان با 995 امتیاز. همچنین لیورپول، آرسنال، چلسی و حتی تاتنهام هم امتیازات بیشتری کسب کردهاند.
به طور شگفتانگیزی، شکست مقابل ناتینگهام فارست، صد و چهاردهمین شکست منچستریونایتد در لیگ برتر از زمان جدایی فرگوسن بود. این با تعداد شکستهای آنها در دوران حضور فرگوسن در این رقابتها (بدون در نظر گرفتن نتایج دسته اول انگلیس) برابری میکند.
موضوع نگرانکنندهتر این است که این تعداد شکست در تقریباً نصف تعداد بازیها رقم خورده. فرگوسن در 810 بازی خود به عنوان سرمربی منچستریونایتد در لیگ برتر 114 بار شکست خورد، در حالی که 10 مربی پس از او این تعداد شکست را تنها در 448 مسابقه تجربه کردند.
آینده مربی پرتغالی منچستریونایتد چه خواهد شد؟
آموریم ممکن است به لطف عملکرد خوب منچستریونایتد در رقابتهای اروپایی نجات پیدا کند. چرا که شیاطین سرخ در مرحله یکچهارم نهایی لیگ اروپا حضور دارند، اما او در فصلی سهیم بوده که میتواند بدترین فصل لیگ برتری آنها در نسلهای اخیر باشد.
این فصل بدترین امتیاز آنها در تاریخ لیگ برتر خواهد بود، مگر اینکه یونایتد هر هشت بازی باقیمانده خود در لیگ برتر را پیروز شود، (که بعید به نظر میرسد) آنها حتی از رکورد 60 امتیازی فصل گذشته تحت هدایت اریک تنهاخ نیز پایینتر خواهد رفت.
آنها هنوز به 11 امتیاز از هشت بازی پایانی خود نیاز دارند تا حداقل به رکورد 48 امتیازی فصل برسند، فصلی که آخرین باری بود که یونایتد کمتر از 50 امتیاز کسب کرد. همچنین، آن فصل آخرین باری بود که منچستریونایتد در نیمه پایینی جدول قرار گرفت و در رتبه سیزدهم ایستاد.
بازی بعدی یونایتد، دربی منچستر مقابل سیتی در اولدترافورد است، که روز یکشنبه برگزار میشود. با توجه به اینکه آنها در دیدار رفت این فصل موفق به شکست سیتی در اتحاد شدند. این مسابقه فرصتی است تا برای اولینبار از فصل 2019-20، موفق به کسب دبل مقابل رقیب همشهری خود شوند. یونایتد و آموریم هر دو به یک نتیجه مثبت در این بازی نیاز دارند.
حالا که کریستال پالاس به نیمهنهایی جام حذفی رسید، سخت است باور کنیم که اولین بردشان در لیگ برتر را تا اواخر اکتبر کسب نکرده بودند.
محمدرضا حیدری فوتبال لب-کریستال پالاس در جام اتحادیه دو برد مقابل تیمهای چمپیونشیپ کسب کرد، اما پیش از پیروزی حیاتی برابر تاتنهام در نهمین بازی لیگ، فشارها در سلهرست پارک رو به افزایش بود.
حالا آن روزهای سخت به خاطراتی دور تبدیل می شوند و هواداران و باشگاه پس از پیروزی درخشان ۳-۰ مقابل فولام با هیجان به سفر به ومبلی فکر میکنند. پالاس آخرین بار در سال ۲۰۲۲ به نیمهنهایی جام حذفی رسید.
این تیم هرگز قهرمان جام حذفی نشده و دو بار در فینال شکست خورده است؛ یکبار در سال ۱۹۹۰ و بار دیگر در ۲۰۱۶. اما حالا هواداران میتوانند رؤیای کسب اولین جام بزرگ تاریخ باشگاه را در سر بپرورانند. باشگاهی که تاریخ تأسیس آن، بسته به اینکه کدام تاریخنگار را باور کنید، به سال ۱۸۶۱ بازمیگردد.
این تحول چشمگیر را الیور گلاسنر، سرمربی تیم رقم زد. از آغاز سال ۲۰۲۵، تنها لیورپول (۱۱ برد) بیش از کریستال پالاسِ گلاسنر (۱۰ برد) در تمامی رقابتها پیروز شده است. پالاس همچنین با ثبت ۸ کلینشیت، بیش از هر تیم دیگری در لیگ برتر در ثبت کلین شیت موفق است.
فصلی سخت برای کریستال پالاس
گلاسنر از همان ابتدا میدانست که شروع فصل چالشبرانگیز خواهد بود؛ تابستانی که در آن مایکل اولیسه، ستاره تیم، راهی بایرن مونیخ شد، بسیاری از بازیکنان درگیر تورنمنتهای بزرگ بودند و چهار بازیکن هم در روز پایانی نقلوانتقالات به تیم اضافه شدند.
طول کشید تا همه این عوامل سر و سامان بگیرند، اما در سیستم مورد اعتماد 3-4-2-1 گلاسنر، پالاس تیمی منظم و قدرتمند است و با شتابی مثبت به هفتههای پایانی فصل میرسد. پالاس در ۱۵ بازی اخیر خود تنها دو بار باخت که این آمار با توجه به اینکه آنها در کل فصل فقط سه برد خانگی در لیگ داشتهاند، تحسینبرانگیزتر به نظر میرسد.
خط دفاع سه نفره کریستال پالاس متشکل از کریس ریچاردز، ماکسنس لاکروآ و مارک گهی یکی از مستحکمترین خطوط دفاعی لیگ برتر محسوب میشود.
لحظات سرنوشتساز در راه است؛ ومبلی در انتظار پالاس
بیبیسی اسپورت از گلاسنر پرسید که آیا بازی مقابل فولام (جایی که پالاس در دقایق ابتدایی تحت فشار بود اما در نهایت قدرتمند به کار خود پایان داد) بازتابی از روند فصل و پایانی هیجانانگیز برای آن است؟
گلاسنر پاسخ داد: “فصل هنوز تمام نشده است. اگر این پایان کار باشد، راضی نخواهم بود. فکر میکنم این فقط آغاز سرنوشت سازترین مقطع فصل ماست. دو ماه پیش رو داریم و امیدوارم ۱۲ بازی دیگر در پیش باشد. نکته مثبت این است که تیم در شرایط خوبی قرار دارد و بازیکنان آماده هستند. این دو ماه را کنار هم خواهیم بود، بازیهای زیادی داریم و میتوانیم دوباره به بهترین فرم خود برسیم.
امروز، بهویژه در دقایق ابتدایی، از این سطح فاصله داشتیم. باید در بهترین شرایط خود باشیم تا بیشترین تعداد پیروزی ممکن را به دست آوریم.” هواداران کریستال پالاس در حال سرود خواندن درباره سفر به ومبلی بودند، اما گلاسنر ترجیح داد درباره احتمال قهرمانی در این ورزشگاه ملی صحبت نکند.
او گفت: “نمیخواهم درباره قهرمانی حرف بزنم، چون حتی در بازی بعدی هم نمیتوانیم جامی ببریم. این فقط نیمهنهایی است. وقتی وارد یک رقابت حذفی میشوید، فرقی ندارد که در دور اول حذف شوید یا نیمهنهایی، چون هدف همیشه قهرمانی است. رسیدن به نیمهنهایی یک دستاورد بزرگ است. بهویژه در ومبلی، چرا که همیشه جو خاصی دارد.”
اهمیت بالای ابرچی ازه
گلاسنر گفت که تاکنون سه بار به ومبلی رفتم و هر سه بار از مترو استفاده کردم. دو بار برای تماشای بازی تیم ملی انگلیس و یک بار هم وقتی دخترش را برای کنسرت تیلور سوئیفت به آنجا رساند.
یکی از این بازدیدها دوشنبه شب بود، زمانی که او تماشاگر گلزنی ابریچی اِزه در اولین بازی ملیاش برابر لتونی بود. اِزه برای تطبیق با شرایط پالاس پس از جدایی اولیسه زمان برد و گل او مقابل فولام تنها پنجمین گلش در این فصل بود.
گلاسنر گفت: “فکر میکنم ابز فصل عجیبی را پشت سر میگذارد. در لیگ برتر گلهای زیادی نزده، اما موقعیتهای زیادی داشته است. در بسیاری از صحنهها بدشانس بود (گلهای مردود، توپهایی که تغییر مسیر دادهاند، ضرباتی که به تیر خوردند) اما همیشه به تلاشش ادامه می دهد.
با مصدومیتهایی هم مواجه شد، آن هم مصدومیتهای عجیب. فکر میکنم گلش مقابل لتونی، اولین گل ملیاش، برای او از نظر شخصی اهمیت زیادی داشت و به او کمک کرد.
او همیشه اعتمادبهنفس دارد. همه میدانیم که تمامکنندگی فوقالعادهای دارد و میتواند به خوبی با پای راست خود به سمت دروازه برود. ما به این کیفیت، بهویژه در ضربات نهایی، نیاز داریم و امروز هم به ما کمک کرد.”
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – ابر رایانه اپتا لیورپول را با احتمال پیروزی 66.3% شانس اصلی این مسابقه معرفی کرد. این درحالیست که شاگردان دیوید مویس در 9 بازی اخیر، هیچ شکستی را متحمل نشدند.
نگاه کلی به نبرد لیورپول و همشهری خود
اورتون به دنبال این است که برای اولین بار از فصل 2020/21 در هر دو دیدار رفت و برگشت مقابل لیورپول، کیش و مات نشود. لیورپول تنها یک بار در 24 بازی خانگی اخیر خود در پریمیرلیگ مقابل اورتون شکست خورد و در کنار آن، 14 برد، 9 تساوی کسب کرد. قرمزها پنج بازی از شش بازی خانگی اخیر خود را پیروز از میدان خارج شدند.
از حواشی آخرین دربی در گودیسون پارک چه خبر؟
ضربه والی جیمز تارکوفسکی در واپسین لحظات بازی، پایان دراماتیکی را به آخرین دربی مرسی ساید در گودیسون پارک در فوریه گذشته بخشید.
اورتون با کسب تساوی 2-2 در دقایق پایانی، از لیورپولی 2 امتیاز گرفت که در مسیر قهرمانی بیستم خود است. به جرات میتوان گفت که تافیها در بیشتر دقایق آن دیدار تیم بهتری بودند، به طوری که شوتهای بیشتری (10 شوت در برابر 6 شوت لیورپول) داشتند و شانسهای گلزنی حریف را به 0.62 گل مورد انتظار (xG) محدود کردند. این کمترین مجموع xG بود که قرمزها در یک بازی این فصل لیگ داشتند.
بنظر میرسید که یک بار دیگر محمد صلاح ناجی پیروزی قرمزها شد تا اینکه جیمز تارکوفسکی با گلزنی در دقیقه 97:07 دومین گل دیر هنگام را به لیورپول در یک بازی پریمیرلیگی زد. البته این آمار برای زمانی است که اپتا از فصل 2006/07 شروع به ثبت دادهها کرد. آخرین گل دیرهنگام به لیورپول توسط رابین فن پرسی با پیراهن آرسنال در آوریل 2011 در دقیقه 97:10 بود.
درگیری های دیدار لیورپول و اورتون:
حتی بررسی طولانی توسط سیستم وار هم نتوانست از التهاب شور و حرارت گودیسون پارک بکاهد. در همین حال و پس از سوت پایان بازی، آتش خشم و نفرت بازیکنان دو تیم شعلهور شد. هنگامی که عبدولای دوکور برای تمسخر به سوی سکوهای لیورپولیها رفت، کرتیس جونز به نشانه اعتراض به سمت او دوید و با این بازیکن درگیر شد. این تنش و درگیری باعث شد تا مایکل اولیور هردو بازیکن را با کارت قرمز از زمین اخراج کند.
درگیریها به همینجا ختم نشد! هنگامی که آرنه اسلات و سیپکه هولشوف قصد داشتند نارضایتی خود را با داور مسابقه در میان بگذارند، با کارت قرمز ماکیل اولیور مواجه شدند.
کارت قرمز، یار همیشگی دربی مرسیساید
با احتساب کارت قرمز بازیکنان، دربی مرسیساید با 25 کارت قرمز، بیشترین کارت قرمز را نسبت به هر مسابقه دیگری در تاریخ پریمیرلیگ دارا است. همچنین اورتون به تنهایی 17 اخراجی که در برابر لیورپول دارد. این بیشترین تعداد اخراجی است که یک تیم در برابر تیم دیگر در این رقابتها خلق کرد.
آرنه اسلات اعتراف کرد که نباید در گودیسون آرامش خود را از دست میداد، هرچند که احساس میکرد تصمیمات عمدتاً به ضرر تیمش بود. این مربی هلندی امیدوار است که در بازی برگشت در آنفیلد انتقام بگیرد. لیورپول در حال حاضر تنها یک بار در قرن بیست و یکم در آنفیلد از اورتون باخته است.
پیروزی مقابل اورتون دیوید مویس چندان هم آسان نیست!
گفتن آسانتر از عمل کردن است. چرا که تیم دیوید مویس در 9 بازی اخیر متوالی لیگ شکست ناپذیر بوده است. این طولانی ترین سریال شکست ناپذیری برای اورتون از فصل 2016/17 تحت هدایت رونالد کومان است.
آخرین بار که نوار شکست ناپذیری های اورتون از این طولانیتر شد، دسامبر 2013 بود (10 بازی). آنها در فوریه 2010 نیز با نوار 9 بازی شکست ناپذیری در مقابل لیورپول قرار گرفتند که در نهایت با یک گل بازی را در آنفیلد واگذار کردند. دیوید مویس در آن زمان هدایت تافیها را بر عهده داشت.
لیورپول میخواهد از این بازی بهعنوان پلی برای بازگشت به روند پیروزیهای خود پس از حذف از لیگ قهرمانان و شکست در فینال جام اتحادیه، استفاده کند. با این حال، قرمزها با 12 امتیاز فاصله از آرسنال در صدر جدول لیگ قرار دارند و آماده و مشتاق هستند تا در خانه با حمایت هواداران به میدان بروند.
مویس، ناکام مطلق در مقابل لیورپول
مویس هیچکدام از 19 بازی خارج از خانهاش در پریمیرلیگ برابر لیورپول را نبرده است. این آمار بیشترین تعداد ناکامی در پیروزی در مقابل یک رقیب خاص در خارج از خانه است. دیوید مویس در مقابل چلسی نیز چنین آماری دارد. در اولین دوران مربیگری در اورتون، دیوید مویس 5 باخت و 6 تساوی در آنفیلد کسب کرد. آخرین آن در ماه می 2013 با نتیجه 0-0 بود.
وضعیت مصدومان اورتون
اورتون در هفتههای اخیر توانست برخی از بازیکنان خود را که دچار مصدومیت شدند را به تیم بازگرداند. هرچند هنوز مشخص نیست که آیا این بازی برای ایلیمان اندیایه، که در دیدار رفت دچار مصدومیت شد، و دوایت مکنیل خیلی زود خواهد بود یا خیر. این در حالی است که دومینیک کالورت لوین همچنان غایب است.
تساوی و ضربات ایستگاهی، قوت قلب تافی ها
اورتون تنها یک پیروزی از شش بازی اخیر خود کسب کرد (همراه پنج تساوی).
اورتون 41٪ از گلهای خود در این فصل لیگ را از ضربات ایستگاهی غیر از پنالتی (13/32) به ثمر رساند که بالاترین آمار در لیگ است. گل اول آنها توسط بتو در دیدار رفت در گودیسون پارک نیز از یک ضربه آزاد سریع خلق شد.
در مقابل، لیورپول کمترین سهم از گلهای خود در این فصل را از ضربات ایستگاهی غیر از پنالتی با تنها 6٪ (4/69) به ثمر رساند. با این حال، لیورپول نیازی به تکیه بر ضربات ایستگاهی ندارد.
رد پای ستاره لیورپول در دربی مرسی ساید
اصلیترین تهدید اورتون، محمد صلاح است. او در هفت دربی مرسیساید اخیر خود در لیگ برتر مستقیماً در هشت گل (شش گل و دو پاس گل) تاثیر داشت. او در بازی رفت در گودیسون پارک هم گل زد و هم پاس گل داد. تنها بازیکنانی که در هر دو بازی لیگ خود مقابل اورتون در یک فصل هم گل زدند و هم پاس گل دادند، کریس ساتن در فصل 1993/94 و آلن شیرر در فصل 1994/95 بودند. صلاح به دنبال ثبت این آمار است.
تنها استیون جرارد (9) بیشتر از صلاح (8) در دربیهای مرسیساید در لیگ گل زده است. با توجه به عدم قطعیت درباره قرارداد جدید وینگر مصری در آنفیلد، این ممکن است آخرین حضورش در این بازی مهم باشد، بنابراین او قصد دارد رکورد جرارد را پشت سر بگذارد.
وضعیت مصدومان لیورپول
آلیسون بکر و رایان گراونبرخ به دلیل مصدومیت، زودتر از بقیه اردوی تیم ملی را ترک کردند. اما بنظر میرسد هردوی آنها برای بازی در دسترس باشند.
کانر بردلی به تمرینات بازگشت اما احتمالاً این بازی خیلی برای او زود خواهد بود، بنابراین جرل کوانسا ممکن است به بازی در سمت راست دفاعی ادامه دهد بهویژه در غیاب ترنت الکساندر آرنولد که مصدوم است.
آمار نبرد لیورپول و اورتون
از 120بازی انجامشده در گودیسون پارک، تساوی 2-2 در فوریه باعث شد آمار قبل از بسته شدن درهای این استادیوم قدیمی در ماه می، برابر بماند: هر دو تیم 41 بار برنده شدند (و 38 مرتبه مساوی). اما در آنفیلد، آمار کاملاً یکطرفه است.
لیورپول در 3 بازی خانگی اخیر خود مقابل اورتون در لیگ برتر با نتیجه 2-0 پیروز شده است. آخرین باری که آنها بردهای پیاپی بیشتری در مقابل تافیها در بازیهای خانگی داشتند، بین سالهای 1990 تا 1994 بود (5 برد متوالی). همچنین، آنها در آن دوره هرگز این کار را بدون دریافت گل عملی نکردند.
در واقع، لیورپول تنها یکی از 24 بازی خانگی اخیر خود مقابل اورتون در لیگ برتر را باخته است (14برد، 9 تساوی) و در 5 بازی از 6 بازی اخیر در آنفیلد پیروز بود.
لیورپول اکنون 99 برد در این رقابت دارد. اگر این بازی را ببرند، پنجمین تیم در تاریخ لیگ انگلیس خواهند بود که 100 بار مقابل یک حریف خاص پیروز میشوند (آرسنال 111 برد مقابل اورتون، منچستریونایتد 106برد مقابل استون ویلا، لیورپول 103برد مقابل استون ویلا، آرسنال 100برد مقابل منچسترسیتی).
از سوی دیگر، دیوید مویس تنها 4 بازی از 38 بازی خود مقابل لیورپول در لیگ برتر را برده است (10 تساوی و 24 باخت) که درصد برد او فقط 10.5% است. بدترین رکورد او مقابل هر حریفی در این لیگ.
پیشبینی بازی لیورپول مقابل اورتون
از 65 دیدار پریمیرلیگی بین اورتون و لیورپول، 26 بازی با تساوی به پایان رسید که پس از چلسی مقابل منچستریونایتد (با 27 تساوی)، این رقابت بیشترین تعداد تساوی را در تاریخ لیگ دارد. جالب اینجاست که اورتون در این فصل نیز با 13تساوی، بیشترین تعداد مساوی را در بین تمام تیم های لیگ دارد و حتی در 4 بازی اخیرش نیز مساوی کرد.
اما مدل پیشبینی اپتا احتمال تساوی را پایین ارزیابی میکند و تنها در 18.8% از شبیهسازیهای داده محور، بازی با تساوی به پایان رسیده است.
تاریخ ۹ دسامبر، بعد از شکست 4 گله نیوکاسل برابر برنتفورد در جیتک کامیونیتی استادیوم این سخنرانی انجام شد. بعد از این برد، برنتفورد هفتمین پیروزی خانگی خود در هشت بازی اخیر را به دست آورد. اما به جای قدردانی از ستارگان گلزن این بازی (برایان امبومو و یانوئه ویسا)، فرانک توجه خود و تیمش را به بازیکنانی که کمتر به آنها توجه میشود، معطوف کرد.
کاپیتان تیم، کریستین نورگارد، برای انجام صدمین بازی خود با پیراهن برنتفورد مورد تشویق قرار گرفت. همچنین ایتان پینوک برای 200مین بازی خود مورد تقدیر قرار گرفت. تعویضیهای بازی، یعنی میکل دمزگارد و کوین شاده برای توانایی بالای خود برای قدرت تمامکنندگی مورد ستایش قرار گرفتند و همچنین بن می، مدافع تیم، برای قدرت تهیج تیم و رهبریاش، با اینکه در دقیقه ۸۷ وارد زمین شد، مورد تحسین قرار گرفت.
این ویدیو بعد از وایرال شدن، واکنشهای زیادی را در بر داشت. فوتبالیست سابق، پیتر کراوچ، اظهار داشت که اگر همچنان فوتبال بازی میکرد، علاقه شدیدی به بازی کردن زیر نظر فرانک داشت. توماس فرانکی که همانند تیمش درحال تبدیل شدن به ستارهی درحال خیزش در پریمیرلیگ است (برنتفورد در حال حاضر یازدهم لیگ و بالاتر از تیمهایی مانند منچستریونایتد، تاتنهام و وستهم یونایتد است).
آیا شایعات درمورد فرانک درست است؟
اما آیا واقعا بازی کردن و کار کردن با توماس فرانک دوستداشتنی است؟ ویژگیهای او به عنوان یک رهبر چیست و چگونه میتواند بهترین استفاده را از بازیکنان خود بکند؟
مصاحبه با بازیکنان سابق و کنونی زیر نظر او، و همچنین همکاران اون میتواند ما را به فهمیدن این مهم راهنمایی کند.
پنتوس جنسن (مدافع و کاپیتان سابق برنتفورد در سالهای 2019 تا 2023) قطعا در این لیست وجود دارد.
او اظهار داشت که:
او یک دوست همیشگی و بهترین مربیای است که داشتهام. او یک انسان محشر است، وارد رختکن میشود و به همه انرژی میدهد. به عنوان یک سرمربی، نحوه توسعه و پیدا کردن راهحلهای جدید و شجاع بودن در امتحان این راهکارها او را به یکی از بهترینها در پریمیرلیگ تبدیل کرده است. با توجه به بودجه کم و اسکوادش دیوانهوار است. او فقط در یک سال این کار را انجام نداده و او و تیمش به اندازه کافی باهوش هستند که اوضاع را تغییر دهند. این (روشها) همه را متحیر میکند. من به عنوان کسی به برنتفورد آمدم که میخواستم بدرخشم و خود را نشان دهم، (اما فرانک مرا) تبدیل به یک رهبر کرد و مردم من را به عنوان یک کاپیتان و انسانی خوب میشناختند. شکلی که او مرا عوض کرد، هیچوقت فراموشش نمیکنم.
ذهنیت درست، انعطاف زیاد
علاقه برای ریسک کردن، توجه او به جزئیات و ذهنیت برنده داشتن برای هر مسابقه (حتی برابر منچسترسیتی و لیورپول) حتی بر روی بازیکنان هم تاثیرگذار بود. توماس فرانک قبل از اینکه سرمربی جوانان دانمارک شود، در کشورش معلم بود. او سپس مربی تیم براندبی شد و در سال 2016 به برنتفورد آمد، ابتدا در نقش دستیار و سپس سرمربی در سال 2018.
طبق گفتهها، “مثبتاندیشی” در کمپین برنتفورد، رکن مهمی در پیشرفت آنهاست.
بن می، مدافع برنتفورد میگوید:
به یاد میآورم وقتی در زمان برد، مساوی یا باخت با توماس صحبت میکردم، از او میپرسیدم که آیا من برای پرتاب توپها مناسب هستم؟ و او پاسخ میداد:(آره، همیشه این کار رو بکن، اصلا دربارهش شک نکن) و این همیشه برای من افزایش روحیه داشت.
می اظهار داشت که توجه فرانک به جزئیات بیشترین مقداری بود که در طول کریرش تجربه کرده، به عنوان مثال به اینکه چه زمانی پاس بدهد یا کمی طول بدهد و لمس توپ بیشتری داشته باشد، به جای اینکه مستقیما بعد از دریافت توپ پاس بدهد.
می اضافه کرد:
او به چیزهایی فکر میکند که شاید دیگران نکنند، او از شنیدن ایدههای مختلف استقبال میکند، چیزی که عالی است. او همیشه سعی میکند ایده بازیکنان را به هیئت مدیره منتقل کند. در نهایت، او دانش زیادی درباره فوتبال دارد.
تاکتیک، تکنیک و درک توماس فرانک
برایان ریمر، دستیار فرانک در سالهای 2018 تا 2022 و اکنون مربی تیم ملی دانمارک، این گزارهها را تائید میکند. به گفته او، رئیس سابقش درک بالایی از تاکتیک و تکنیک در فوتبال دارد و درک او از وضعیت انسانی نیز قابل توجه است:
توماس انسان آرامی است و در کار کردن با بقیه خوب. گاهی میبینیم سرمربیهایی که به اندازه توماس در باشگاهی حضور دارند، کم کم بیحوصله میشوند، اما همچنان تمام تیم حامی توماس هستند.
به همین خاطر است که اون انقدر در ساخت پایه قوی است، در ساخت همبستگی. ریمر در ادامه گفت:
او هر دیدار را با جمله (امروز چه روز زیبایی است) شروع میکند. مهم نیست که هوا آفتابی، بارانی یا سرد باشد. او همیشه گفتگو را با این جمله شروع میکند. به نظرم او میخواهد به همه یادآوری کند (گوش کنید، ما یک زندگی خارقالعاده داریم. ما خیلی خوشبختیم. بیاید ارزش آن را قدر بدانیم و هر روز بهترین خود را ارائه کنیم.)
ریمر دمزگارد را مثال میزند، کسی که 2022 از سمپدوریا خریده شد. بازیکنی که صبر فرانک را مثمر ثمر واقع کرد:
بعضی از مربیان تسلیم میشوند و میگویند (قرار نیست کار کند) و او را میفروختند. اما توماس کیفیت میکل را متوجه شد و با او کار کرد، صحبت کرد و الان از مزایای آن استفاده میکند. چنین ابعادی از توماس برای من، یادآور قدرت او هستند.
پدر خانواده
ساخت رابطه نزدیک با بازیکنان در داخل و خارج زمین، همیشه یک تم مهم در هفتسال مربیگری او در برنتفورد بوده است.
برای مثال، در دسامبر گذشته، فرانک ناتان کالینز را بعد از باخت ۴ بر ۱ برابر ولوز به ماشینش در راه خانه، دعوت میکند. بازیای که مدافع دو اشتباه منجر به گل داشت. پیام کاملا واضح بود: کالینز حمایت کامل فرانک را داشت. او در فصل 2024-25 عملکرد محشری داشت.
فرانک پیشنهاد حمایت خصوصی و عمومی را به آیوان تونی بعد از محرومیتش از فوتبال به دلیل دست داشتن در قمار را داد و بعد از پایان محرومیتش، در هفته اول بازگشت او به تمرینات، کمکش کرد تا به روند بازی کردن برگردد.
فرانک در تلاش برای حمایت از تونی بعد از اتفاقات انضباطی
هیچ سوالی درباره میزان قدرت فرانک در برنتفورد وجود ندارد، اما این او را از بازیکنان دور نمیکند. او در تابستان 2023، به همراه تونی، پینوک، ویتالی ینلت، مدز روزلو و فیل گیلس (مدیر ورزشی برنتفورد) در گرند پریکس بریتانیا شرکت کرد. او همچنین چندین بار کادر مربیگری خود را به شام دعوت کرده است.
حامی و تحت حمایت تیم
لوک دنیلز، دروازهبان دوم برنتفورد در سالهای 2017 تا 2021، درباره فرانک گفت:
او کسی است که میشود نشست و باهاش قهوه خورد. درباره اتفاقات هفته صحبت میکردیم و او از خانوادهات از تو میپرسید. ماشین من را چندین بار دزدیدند و او به من گفت سعی کن اوضاع رو راست و ریست کنی و مطمئن شد که من هوای خانوادهام را دارم. هیچوقت مشکلی برای زدنِ در اتاق او (و صحبت کردن) وجود نداشت.
ریمر میگوید:
فرانک کسی بود که همیشه میتوانست به عقبه یک ماجرا نگاه کند و بگوید:(خیلی خب، آروم باشید. بیاید ببینیم اینجا چه اتفاقاتی افتاد.) ممکن بود هر نوع موضوعی مطرح شود، از وضعیت آیون تونی تا اتفاقات شادی مانند پدر شدن یکی از بازیکنان. من اولین کسی بودم که میگفتم:(باشه، بازیکنمون پدر شده، ولی اون باید این بعدازظهر بازی کنه!) ولی توماس میدانست چه زمانی باید بگه که بازیکن لازمه کنار خانوادهش باشه. اون خیلی آرومه و در رفتار با بازیکنا خیلی خوبه.
این رویکرد تنها به بازیکنان اطلاق نمیشود، بلکه کادر هم در برمیگیرد. در ویدیویی که هفته بعد از رختکن، در رسانه اجتماعی تیم برنتفورد منتشر شد، فرانک از تمام آشپزهای باشگاه با گفتن اسامی آنها، در وعده کریسمس تشکر کرد. او اشاره کرد که آشپزها با پختن این وعدههای خوب، به تیمش خوشحالی کسب سه و نیم امتیاز را میدهند.
در خارج از فوتبال، فرانک از گشت و گذار و همچنین سفر کردن لذت میبرد. او همچنین مانند باقی سرمربیان پریمیرلیگ، علاقه به بازی پدل دارد و گاهی با کادر تیمش در زمین ورزشی برنتفورد این بازی را انجام میدهد.
ریمر، وقتی که در برنتفورد بود، با خانواده فرانک زندگی میکرد:”اتمسفر دنجی در خانه او وجود داشت. همیشه چیزی در آن خانه جریان دارد. فوتبال همیشه از تلویزیون درحال پخش است، عصرها بورد گیم انجام میشد.”
ریمر اشاره میکند که توماس فرانک برای روز بازی که آن را “منطقه جنگی” مینامد، کاملا مشتاق است. اما هیچوقت کنترلش را بعد از بازی، از دست نمیدهد:
بعضی از مربیان را میبینیم که بعد از بازی یا بین دو نیمه داد و فریاد به را میاندازند، من هیچوقت توماس را اینطور ندیدهام. او همیشه قبل از بازی، در رختکن (قبل شروع بازی) و بعد از آن آرام است. اما بین دو نیمه همه چیز فرق میکند، به نظرم هیچکس نباید هیولایی که در درون اوست را دستکم بگیرد.
رشد موفقیتآمیز برنتفورد
بیعدالتی است اگر تمام موفقیت برنتفورد را مدیون فرانک بدانیم. نحوه به خدمتگیری خاص باشگاه، که با استفاده از مدل دیتای منحصر بهفرد، توسط مالک، متیو بنهام شکل گرفت، مورد حسادت کل لیگ است. بنهام شبکه Smartodds (که یک شبکه تامین دیتا و توصیه شرطبندی به کاربران است) را به برنتفورد وارد کرد. این شبکه حدود 85هزار بازیکن در سراسر جهان را مورد بررسی قرار میدهد. آنها شش مدل بررسی بازیکن و 16 موقعیت قرارگیری بازیکن (نه 11) را مورد بازبینی قرار میدهند.
ارقام در این باشگاه، که از نظر تاریخی زیر سایه همسایههای پولدارتر و بزرگترشان زندگی کردهاند و در ردههای بالاتر رقابت میکنند، بسیار مهم و حیاتی است. اما توانایی فرانک در ایجاد توازن در عملکردشان با اسکوادی نه چندان نخبه، بسیار مهم است. او فرهنگ باشگاه را “سس مخفی” نامگذاری کرده، اما خود فرانک ذهن فوتبالی هوشمندی دارد.
ریمر میگوید:
اون نشان داد که در حوزه تاکتیکال چه مربی توانمندیست و اینکه چطور میتواند ایدههای درون سرش را به این سرعت به زمین بازی وارد کند، محشر است. اگر میخواهید در پریمیرلیگ بقا بیابید، باید این توانایی را داشته باشید.
شکی در تواناییهای من منیجمنت توماس فرانک وجود ندارد، اما او همچنین ذهن تاکتیکی قویای دارد
به عقیده ریمر، برنتفورد زیر نظر فرانک، از یک تیم چمپیونشیپی به دنبال تسلط در زمین با در دست داشتن توپ، به یک تیم عملگراتر پریمیرلیگی تبدیل شد. این عملکرد حتی بعد از فروش آیوان تونی به الاهلی ادامه پیدا کرد، به طوری که در 15 بازی خانگیشان، 30 گل به ثمر رساندهاند.
ریمر گفت:
همانطور که در موردهای دیگر دیدیم، اگر به پریرمرلیگ بیایید و در حوزه کیفیت بازی در مقایسه با تیمهای دیگر، کمی ابتدایی بازی کنید، میتواند برایتان مشکلساز باشد. پس برنتفورد تبدیل به تیمی قدرتمند از نظر ضدحمله شد که به نظر من روش درستی بود.
تحسین مرد دانمارکی
ریمر همچنین فرانک را به خاطر تغییر فرمت از 4-3-3 به 3-5-2، در ابتدای حضورش در برنتفورد، تحسین میکند. تصمیمی که در ابتدا شکننده به نظر میرسید. او دهبازی ابتدایی، از مربی به سرمربی (جایگزین دین اسمیت در 2018)، هشت بازی را باخت. سه سال بعد، به پریمیرلیگ راه یافت.
دنیلز درباره فرانک میگوید:
توماس به شدت در جزئیات دقت میکند. او همه چیز را زیر و رو میکند، همه چیز آنالیز شده است. ما قبلا گلهای زیادی میخوردیم، پس مجبور بودیم از حریف گلهای بیشتری بزنیم
فرانک هر روز ساعت شش صبح بیدار میشود، به دنبال راههای کوچکی برای منفعت برنتفورد میگردد. مثال بارز این فصل، حمله سریع از شروع بازی و گلزنی بود.
او همچنین زمان تمرین را وقف آمادگی برای دقایق پایانی مسابقات میکند، مشخصا با این دید که برنتفورد از دقیقه ۹۰ به بعد چطور بازی کند. به این خاطر که دقایق اضافه زیادی توسط داوران اخذ میشود. برنتفورد سریع حمله میکند و از این که در محوطه ۱۸ قدم حریف حداقل دو بازیکن، بین دو تیرک و بین دروازهبان حریف قرار داشته باشند، اطمینان حاصل میکند.
چهرهی تاکتیکی فرانک
در مصاحبههای گذشته، فرانک درباره اهمیت انعطاف به نسبت حریف صحبت میکند. او به نسبت راسل مارتین (ساوتهمپتون) و انژ پستکغلو (تاتنهام) در مورد عدم تغییر ذهنیت اصلی، کمتر مورد انتقاد است.
پیچشهای تاکتیکی فرانک همیشه هم جوابگو نیست. برابر فولهام، با تعویض امبومو با می، فشار تهاجمی تیم کم شد و نتیجه ۱-۰ با باخت ۲-۱ عوض شد.
برایان امبومو بازیکن مهمی برای تاکتیک فرانک محسوب میشود
بهرحال، توماس فرانک جزو سرمربیانی است که اکنون توسط مدیران و تیمهای پریمیرلیگی به عنوان یک شخصیت باهوش، دوست داشتنی و همراه با شرایط در نظر گرفته میشود.
او در تابستان، بین گزینههای جانشین اریک تنهاخ، سرمربی یونایتد بود. او همچنین زمانی که هلندی در ماه اکتبر اخراج شد، در لیست جانشینانی که دن اشورث تهیه کرده بود، حضور داشت.
در آخرین مصاحبه با اتلتیک، فرانک اظهار داشت که در برنتفورد خوشحال است. او این عقیده را دارد که زندگی خوبی دارد و وضعیتش از این بهتر نمیشود، اما همچنین گفت که نمیداند که در آینده چه رخ میدهد.
ریمر میگوید که فرانک آمادگی قدم بعدی با به هدایت گرفتن باشگاهی بزرگتر را دارد، اما آیا توانایی کنترل ستارههای حاضر در این تیمها را هم دارد؟
او کسی نیست که با ستارهها به مشکل بخورد. من باور دارم که او شخصیت و هوش لازم برای کنترل این دست از چالشها را دارد.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
نیما حیدری مقدم، فوتبال لب– از زمان انتصاب مایکل ادواردز بهعنوان مدیر اجرایی فوتبال در گروه ورزشی فنوی (Fenway Sports Group یا همان FSG) در مارس 2024، مشخص شده است که مالکیت چند باشگاهی به آنفیلد آمده است. ادواردز، مدیر ورزشی پیشین لیورپول، با این باور است که باشگاه چارهای جز گسترش ندارد. این کار آنها در لیگ برتر و فراتر از آن «رقابت پذیر» باقی نگه میدارد. او به مجموعه FSG بازگشت. هدف، یک برنامه جاهطلبانه برای سرمایهگذاری در یک باشگاه دیگر است. روز شنبه، گزارشی مبنی بر بررسی FSG برای معاملهای برای خرید تیم مالاگا از لیگ دسته دوم اسپانیا منتشر شد. در حال حاضر چه میدانیم؟
هدف خیزش FSG دقیقاً چیست؟
برنامههای چندباشگاهی FSG اساساً به معنای همگام شدن با رویه رایج در لیگ برتر است. اکنون بیش از نیمی از 20 تیم حاضر در لیگ برتر انگلیس با حداقل یک باشگاه اروپایی دیگر رابطه دارند. این الگو در دو سال گذشته در حال گسترش است. این اقدام لیورپول برای همراهی با رقابت دیگران است. همانطور که مایک گوردون، رئیس FSG، پس از انتصاب ادواردز در سال گذشته، در ایمیلی به کارکنان توضیح داد.
گوردون نوشت: «فوتبال جهانی در سالهای اخیر به شدت تغییر کرده است. بهطور فزایندهای پیچیده شده و چالشهای فراوانی ایجاد کرده است. برای باقیماندن در رقابت، باید هر راهحلی را برای کسب برتری شناسایی کنیم. در این راستا، مایکل (ادواردز) از تمام ابزارهای موجود استفاده خواهد کرد و پیشتر شناسایی باشگاهی دیگر به عنوان یک کانال مؤثر برای تقویت عملیات کلی و پیشبرد جاهطلبیهای رقابتیمان را آغاز کرده است.»
لیورپول پیشتر در مقابل روندی که مالکیت باشگاه منچسترسیتی ایجاد کرده بود، مقاومت میکرد. این مالکیت 13 تیم در سراسر جهان، تحت چتر سیتی فوتبال گروپ (City Football Group یا CFG)، از جمله خیرونا در اسپانیا، پالرمو در ایتالیا، و نیویورک سیتی در ایالات متحده گرد آورده است. پذیرفته شده که مزایای مدل چندباشگاهی قابل نادیده گرفتن نیست. گوردون افزود: «این امر به هیچ وجه از تمرکز، توجه، مراقبت، و مهمتر از همه، سرمایهگذاری در لیورپول نمیکاهد. در واقع، ما این مسیر را بهعنوان راهی که میتواند باشگاه ما را برای آینده تقویت کند، میبینیم.»
علاقه دیرین
مدتها است که گروه ورزشی فنوی (Fenway Sports Group یا FSG) آماده خرید یک باشگاه فوتبال دیگر برای اداره آن در کنار لیورپول است. ارتباطهایی با چهار باشگاه در برزیل (کروزِیرو، بوتافوگو، آتلِتیکو پارانائِنسه و اینترناسیونال) وجود داشت، اما بیلی هوگان، مدیر اجرایی لیورپول، در سال 2023 اشاره کرد که این موضوع دیگر اولویت نیست. هوگان در کنفرانس Sports Pro Media APAC در سنگاپور، گفت: «برای برخی باشگاهها، (مالکیت چندباشگاهی) منطقی است. اما در حال حاضر، تمرکز ما بر روی کاری است که در لیورپول انجام میدهیم.» درِ این موضوع هرگز بسته نشد، اما بازگشت ادواردز فرصتی مناسب برای پیشبرد این استراتژی فراهم کرد. فرصت گسترش مجموعه FSG عاملی برای کاهش تردید اولیه ادواردز نسبت به بازگشت به لیورپول بود.
ادواردز پس از انتصاب خود، در بیانیهای از FSG گفت: «یکی از بزرگترین عوامل در تصمیم من، تعهد به خرید و نظارت بر یک باشگاه اضافی و گسترش این بخش از FSG است. من معتقدم که این کار، برای باقیماندن در رقابت، سرمایهگذاری و گسترش پرتفوی فوتبال فعلی ضروری است.» جمله آخر کلیدی است. برای لیورپول، این دیگر یک انتخاب استراتژیک نیست، بلکه ضروری است.
چرا مالاگا مورد توجه است؟
یک الگو در باشگاههای لیگ برتر برای خرید تیم وجود دارد: به اندازهای بزرگ باشند که بتوانند در بالاترین سطح مسابقات داخلی رقابت کنند، بدون اینکه خریدشان هزینه هنگفتی داشته باشد. بازار آمریکای جنوبی، بهویژه برزیل، پیشتر توسط FSG ارزیابی شده بود، اما ترجیح برای اولین گام، همیشه تیمی در اروپا بود.
برگزیت و رأی بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا (EU) در سال 2016، به پیچیدگیهایی در جذب بازیکن منجر شده است. گرفتن مجوز کار برای بازیکنان خارجی برای پیوستن به باشگاههای انگلیسی دشوارتر شده است. مالکیت یک باشگاه در یک کشور عضو اتحادیه اروپا به دور زدن این قوانین کمک میکند. و فرصتی برای بازیکنی فراهم میکند تا معیارهای صلاحیت خود برای بریتانیا را در یک لیگ دیگر به دست آورد. همچنین میتواند خانهای موقت برای بازیکنان زیر 18 سال آیندهدار اروپا ایجاد کند، که دیگر واجد شرایط برای امضای قرارداد با باشگاههای انگلیسی نیستند.
توانایی بازگشت وجود دارد؟
فشار برای تشکیل شراکت با باشگاههای اروپایی در سالهای پس از برگزیت اتفاقی نبوده است. برای FSG، مالاگا به خوبی در این چارچوب جا میگیرد. این حرکت با علاقه گروه به خرید تیمهایی با سنتهای قوی و پتانسیل رشد، مشابه علاقه قبلیاش به بوردو، هماهنگ است. در ژوئیه سال گذشته، FSG پس از مذاکرات «جامع و سازنده با تمام طرفهای ذی نفع» از خرید باشگاه فرانسوی عقبنشینی کرد.
مالاگا تاریخچهای از تیمی ثابت در لالیگا و پیشینه رقابت در اروپا را دارد. اما در سالهای اخیر افت کرده است و به سطح سوم فوتبال اسپانیا سقوط کرده است. آنها فصل گذشته به دسته دوم ارتقا یافتند. FSG معتقد است که فرصتی برای بازگرداندن این باشگاه وجود دارد. باشگاهی که در سال 2013 به مرحله یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا رسید.
هیئتی از FSG در فوریه از مقر مالاگا به عنوان بخشی از این فرآیند بازدید کرد. هنوز هیچ چیزی قطعی نشده است و هرگونه معامله برای مالاگا بیدردسر نخواهد بود. همانطور که “درموت کورگان” در روز شنبه گزارش داد، یک قاضی از سال 2020 باشگاه را کنترل کرده است. مسائل حقوقی پیچیده مربوط به فروش به گروه محلی BlueBay Hotels، که در حال حاضر مالک تقریباً نیمی از سهام باشگاه است وجود دارد. دادستانهای قضایی، همچنین در حال تحقیق درباره ادعای سوءاستفاده از بودجه باشگاه در دوران ریاست تاجر قطری، “عبدالله بن ناصر آلثانی” هستند، که بر بیگناهی خود تأکید کرده است.
FSG به نظر میرسد که گزینههای متعددی را بررسی میکند. آنها در سال گذشته تحقیقات لازم و بازدیدهای حضوری از چند باشگاه اسپانیایی انجام داده است. از جمله لوانته، الچه، اسپانیول، ختافه و وایادولید، در حالی که بازار فرانسوی نیز بهعنوان محور اصلی ارزیابیهایشان بوده است.
مزایای مدل چند باشگاهی برای لیورپول چیست؟
این اصطلاحی نیست که مدیران اجرایی دوست داشته باشند از آن استفاده کنند. بهویژه که برای تیمهای سطح پایینتر هرم چندباشگاهی، بسیار تحقیرآمیز است. اما امکان استفاده از این تیمهای دیگر بهعنوان «باشگاههای تغذیهای» جذابیت بیشتری برای کسانی که در لیگ برتر حضور دارند، پیدا کرده است.
علاوه بر برتری که در جذب جوانان ایجاد میکند، این مدل همچنین فرصتی برای توسعه استعدادهای خود لیورپول فراهم میکند. کنترل بیشتری بر پیشرفت یک بازیکن جوان، زمانی که به یک باشگاه شریک قرض داده میشود، وجود دارد. مدل چندباشگاهی، از تمام تیمهایش میخواهد که به یک سبک بازی کنند.
تاد بولی، مالک مشترک چلسی، در سال 2023 انگیزههایش را به خوبی خلاصه کرد. او گفت: «هدف ما این است که مطمئن شویم میتوانیم مسیر را برای ستارگان جوانمان بهسوی بازی در زمین چلسی هموار کنیم. در حالی که بازی واقعی و زمان حضور در زمین را برایشان فراهم کنیم.»
بازیکنان جوان میتوانند به باشگاههای شریک قرض داده شوند، در حالی که میدانند در سطوح رقابتی، فرصتها و دقایقی برای بازی وجود دارد. چیزی که همیشه نمیتوان آن را بدیهی تلقی کرد. این به این معنا نیست که آن بازیکن در نهایت در بزرگترین باشگاه مجموعه بازی کند، اما به افزایش ارزش خودش و دیگر بازیکنان کمک خواهد کرد. در این دوران، با قوانین سختگیرانهتر درباره سود و پایداری (Profit and Sustainability Rules یا PSR)، این دستاوردها میتوانند تفاوت ایجاد کنند.
اشتراکگذاری تحلیلها و دادههای استعدادیابی در چارچوب مدل چندباشگاهی وجود دارد. که شبکه جستجو را گستردهتر و عمیقتر میکند. همانطور که گروه ردبول (Red Bull Group)، مالک تیمهایی مانند لایپزیگ آلمان و سالزبورگ اتریش، این کار را به طرز چشمگیری انجام داد. همه اینها به هدف اعلامشده گوردون برای تقویت لیورپول بازمیگردد.
FSG و مشکلات
همه چیز همیشه شیرین و دلپذیر نیست، همانطور که مالکین Blue Co چلسی در مالکیت باشگاه فرانسوی استراسبورگ متوجه شدهاند، هواداران بیقرار، نارضایتی خود را آشکارا بیان کردهاند. با این حال، اوضاع این فصل بهتر است. پیروزی آنها مقابل لیون در روز جمعه آنها را به رتبه پنجم لیگ 1، بالاترین سطح فوتبال باشگاهی فرانسه، رساند.
همچنین در سالهای اخیر، اعتراضاتی در لیون، علیه گروه فوتبال ایگل (Eagle Football Group) متعلق به جان تکستور در حال انجام است. این اعتراضات در لوریان، جایی که گروه سرگرمی فوتبال بلک نایت (Black Knight Football Entertainment) حاضر است، جریان دارد. گروهی که بیل فولی، مالک بورنموث، سهامدار آن است.
سایرین نیز زمانی که دو باشگاه از یک گروه در یک رقابت اروپایی با یکدیگر روبهرو شدهاند، با مشکلاتی مواجه شدهاند.
راهحل کجدار و مریض
یوفا ، نهاد حاکم بر فوتبال اروپا، مسابقه بین باشگاههای شریکی را ممنوع کرده است و این قانون در فصل گذشته مشکلاتی ایجاد کرد. برای مثال، زمانی که برایتون و رویال یونیون سنژیلوآز (Royale Union Saint-Gilloise) بلژیک هر دو به لیگ اروپا راه یافتند. در نهایت، برایتون توانست در این مسابقه شرکت کند، زیرا یوفا متقاعد شد که مالک آن، تونی بلوم (Tony Bloom)، تأثیر قاطعانهای بر یونیون ندارد. استون ویلا نیز با همین مشکل مواجه شد، زیرا باشگاه شریک پرتغالی آنها، ویتوریا گیمارش (Vitoria Guimaraes)، فصل گذشته به لیگ کنفرانس اروپا راه یافت. مالکان ویلا، ناسف ساویریس (Nassef Sawiris) و وس ادنز (Wes Edens)، مجبور شدند سهم خود در ویتوریا را کاهش دهند تا با قوانین یوفا مطابقت کنند.
لیورپول، بهطور غیرمستقیم، مشکلاتی را با میلان و تولوز (Toulouse) تجربه کرد. شرکت RedBird Capital Partners، که 11 درصد از سهام FSG را در اختیار دارد، کنترل این باشگاهها را بر عهده دارد و توانست یوفا را متقاعد کند که هر دو باشگاه میتوانند در مسابقات آن شرکت کنند. شرایطی که یوفا برای تمامی این موارد در نظر گرفته است، این است که پس از پنجره نقل و انتقالات تابستان گذشته، هیچ باشگاه مالک مشترک، نباید بین خود بازیکن رد و بدل کنند.
آیا FSG همان مدل مورد استفاده رقبایی مانند گروه فوتبال سیتی (City Football Group یا CFG) و BlueCo را میخواهد؟
اساس کار مشابه خواهد بود: ایجاد شراکتهای مفید و بهرهبرداری از مزایای رقابتی آنها. با این حال، تکرار مدل CFG نیازمند منابع و زمان قابلتوجهی است. CFG بیش از یک دهه است که در این زمینه فعالیت میکند و در آمریکای شمالی، جنوبی، استرالیا، آسیا و اروپا ریشه دوانده است. تأثیر آن بسیار گسترده است. در حالی که این رویکرد در حال تقلید است، هیچکس تمایلی برای تکرار گستردگی آن نشان نداده است و از FSG، که سازمانی آگاه به محدودیتهای مالی خود است، انتظار نمیرود که این کار را امتحان کند.
BlueCo، که چلسی را در سال 2022 خریداری کرد، در تابستان 2023 با خرید استراسبورگ مأموریت چندباشگاهی خود را آغاز کرد و انتظار میرود باشگاههای بیشتری به این مجموعه بپیوندند. FSG هنوز مشخص نکرده که برنامههایش برای مدل چندباشگاهی تا چه اندازه بلندپروازانه خواهد بود، اما ادواردز معتقد است که گسترش ضروری است و شاید مالاگا بتواند آغاز این مسیر باشد.
علیرضا خلیلی، فوتباللب – دنیل فارکه، سرمربی لیدز یونایتد، با وجود از دست دادن فرصت صدرنشینی در چمپیونشیپ، اعلام کرد که «کاملاً مطمئن» است تیمش فصل آینده در لیگ برتر انگلیس بازی خواهد کرد.
تساوی دیرهنگام سوانزی در الند رود
گل تساویبخش زان ویپوتنیک در دقیقه ۹۶، سوانزی سیتی را به تساوی ۲-۲ مقابل لیدز رساند. همین امر باعث شد این تیم با ۲ امتیاز کمتر از شفیلد یونایتد (صدرنشین جدید) قرار گیرد. شفیلد با پیروزی ۳-۱ مقابل کاونتری در روز جمعه به رده اول صعود کرد.
لیدز اواخر ماه گذشته با پیروزی در برامال لین، ۵ امتیاز از شفیلد پیش بود. اما با کسب تنها ۶ امتیاز از ۵ بازی اخیر، حالا در رده دوم جدول قرار دارد و تنها با اختلاف گل از برنلی (سوم) پیش است.
فارکه: «صعود قطعی است»
فارکه در کنفرانس خبری تأکید کرد:
ما مراحل بسیار زیادی را پشت سر گذاشتیم و اکنون در آخرین قدم هستیم که همیشه سختترین مرحله است. هرگز تضمینی برای موفقیت وجود ندارد، اما ما قبلاً در چنین موقعیتی بودهایم. میدانم رهبری جدول گاهی چقدر پیچیده است، اما میدانم برای عبور از این مرحله چه چیزی لازم است. ما همه تلاشمان را میکنیم تا بازیکنان بهترین شانس را برای برد این قدم نهایی داشته باشند.
او افزود:
این فصل ما پیشتاز بودهایم و هنوز هم اگر ببریم، در میان دو تیم اول خواهیم بود، چون برنلی و شفیلد باید مقابل هم بازی کنند.
لیدز: از رکورد به تساوی
لیدز شروع ایدهآلی داشت و برندن آرونسون در دقیقه اول گلزنی کرد. در ادامه، ایان مزلیر دروازهبان لیدز یک ضربه پنالتی را مهار کرد، اما اشتباهش منجر به گل تساوی هری دارلینگ شد. سپس ویلی گنونتو با به ثمر رساندن گل دوم، امید به پیروزی را زنده کرد. اما ویپوتنیک در دقایق پایانی بازی را مساوی کرد.
این تساوی در تضاد آشکار با شادی هواداران لیدز پس از پیروزیهای متوالی مقابل ساندرلند و شفیلد در هفتههای گذشته بود.
واکنش فارکه به عملکرد تیم
فارکه در مصاحبه با BBC Radio Leeds گفت:
ورزش همیشه آسان نیست. در یک فصل طولانی، گاهی اوقات شکست میخورید. واکنش تیم ما به گل تساوی اول حیرتانگیز بود. بازیکنان ذخیره هم تأثیرگذار بودند، مخصوصاً گنونتو که نزدیک بود قهرمان بازی شود.
لیدز با ۲ امتیاز کمتر از شفیلد، اما با بازی در دست، هنوز شانس بالایی برای صعود مستقیم دارد.
رقابت فشرده بین ۳ تیم برتر (شفیلد، لیدز، برنلی) تا پایان فصل ادامه خواهد داشت.
آروین منصوری، فوتباللب – گل پیروزی بخش دنی ولبک برای برایتون در برابر بورنموث در 25 فوریه 2025 باعث شد که او با پاسکال گروس به عنوان بهترین گلزن تاریخ باشگاه در با 30 گل در پریمیرلیگ برابری کند.
ولبک آخرین گلزن 51 باشگاهی است که در پریمیرلیگ بازی کردند، اما بهترین بازیکن در هر یک از این تیمها چه کسی است؟
بهترین گلزن هر باشگاه در تاریخ لیگ برتر چه کسی هست؟
در لیست زیر بازیکنانی هستند که بیشترین گل را برای هر یک از 51 باشگاهی که از سال 1992 در لیگ برتر بازی کردند به ثمر رساندند.
هری کین تنها بازیکنی است که حداقل 200 گل برای یک باشگاه در این رقابتها به ثمر رسانده است. کاپیتان انگلیس پیش از اینکه از این باشگاه جدا شود، 213 بار برای اسپرز گلزنی کرده بود.
تنها 10 باشگاه حداقل 100 گل برای یک بازیکن در پریمیرلیگ دیدند. در حالی که آلن شیرر تنها بازیکنی است که حداقل 100 گل برای دو باشگاه در این رقابتها توانست به ثمر برساند.
شیرر یکی از دو بازیکنی است که در کنار کریس وود در صدر جدول گلزنهای پریمیرلیگ برای دو باشگاه جداگانه قرار دارد. بازیکن نیوزیلندی رکورد خود را در ناتینگهام فارست (33 گل) با گلزنی مقابل فولام در 15 فوریه 2025 افزایش داد. این مهاجم همچنین با زدن 49 گل در رقابت برای کلارتز، از بهترینهای برنلی بود.
کاردیف سیتی با جوردون موچ که در فصل 2013-2014 هفت گل برای باشگاه ولزی به ثمر رساند، رکورد کمترین گلزده تاریخ لیگ برتر را دارد.
آیا هیچ بازیکنی به شکستن رکورد بهترین گلزن باشگاه نزدیک است؟
یوآن ویسا ممکن است در حال حاضر با 39 گل برنتفورد بهترین گلزن این تیم لندنی در پریمیرلیگ باشد. اما هم تیمیاش برایان امبومو تنها دو گل با این آمار فاصله دارد (37) و یک گل بیشتر از رکورددار قبلی آیون تونی که 36 گل برای این باشگاه به ثمر رساند. احتمالاً تا پایان فصل درگیری بین این زوج وجود دارد.
اولی واتکینز 71 گل برای استون ویلا به ثمر رسانده است که پس از گابی آگبونلاهور در رده دوم قرار دارد. ملی پوش انگلیسی تنها با سه گل دیگر با رکورد آگبونلاهور در ویلا (74) برابری می کند.
روملو لوکاکو به عنوان برترین گلزن اورتون در لیگ برتر (68 گل) تاج را در اختیار دارد، اما دومینیک کالورت-لوین با 57 گل اکنون 11 گل خارج از خانه است. این آمار برابر با تیم کیهیل در باشگاه است، اما چهار عدد از مجموع 60 دانکن فرگوسن کمتر است.
برای هر مهاجم معمولی، کسری 105 گل اختلاف مضحکی برای غلبه بر آن خواهد بود، اما ارلینگ هالند طبیعی نیست. این بازیکن نروژی در حال حاضر 83 گل در منچسترسیتی به ثمر رسانده و در حال حاضر به دنبال 184 گل سرخیو آگوئرو در این باشگاه است. چند فصل دیگر و او ممکن است به آمار آرژانتینی نزدیک شود.
مایکل آنتونیو در ردهبندی تاریخ وستهم برای گلهای لیگ برتر پیشتاز است (68)، اما با مصدومیت شدیدی که آینده او در این باشگاه را زیر سوال میبرد، جارود بوون میتواند از تعداد گلهایش پیشی بگیرد. بوون در حال حاضر 18 گل خارج از خانه (50 گل) دارد اما سن و سالی در کنار خود دارد.
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – با کمی دقت و بازنگری، میتوان به طور خلاصه گفت که تفاوتهای بین یورگن کلوپ و آرنه اسلات عمدتاً از شیوه های تعامل آنها با دوگانگی هایی مانند پیشگامی و واکنش پذیری، بازی تهاجمی و صبر و حوصله، ریسک پذیری و احتیاط، و مواردی از این دست ناشی میشود. نتیجه تحلیل ها نشان داد که اسلات بهعنوان مربی آگاهانه تر عمل میکند. این مقاله نیز احتمالا به نتیجهگیری های مشابهی ختم شود. زیرا نحوه سازماندهی تیم در حالت بدون مالکیت توپ، تا حد زیادی نشاندهنده نحوه چینش و تنظیمات آنها در زمان مالکیت توپ است.
بازیسازی از عقب — ایجاد فضا
بیایید بحث را با بازیسازی از عقب زمین شروع کنیم. این تاکتیک به مرحلهای از بازی اشاره دارد که توسط دروازهبان آغاز میشود. در فاز بازیسازی از عقب زمین (وقتی گردش توپ با دروازهبان شروع میشود)، معمولاً بازیکنان بازیساز (مدافعان و هافبک های مرکزی) تا حدی از بقیه تیم جدا میشوند. این در حالی است که خط حمله تا حد ممکن بالا میایستند و خط دفاعی حریف را ثابت نگه میدارند تا نتوانند برای پشتیبانی از پرس، به جلو بیایند.
هدف این تاکتیک، حرکت در عمق و روبهجلو تا حد ممکن است تا فاصله بیشتری بین خطوط لاینآپ حریف ایجاد شود. این کار، فضای بیشتری برای بازیکنان در فاز بازیسازی بازی فراهم میکند. این اثر خصوصاً بین بازیکنان خط اول پرس و خط دوم پرس (ساپورتکننده) آنها رخ میدهد.
شناخته شده ترین مربی که از این تاکتیک استفاده میکند، روبرتو دیزربی است.
شاختار دونتسکِ روبرتو دیزربی، مثالی است که در آن جایگیری بازیکنان در عمق زمین و نزدیک به دروازه خودی، به افراط رسید. میتوان روزنه عظیم ایجاد شده در فضای زمین را مشاهده کرد. در صورت تصمیم خط اول پرس حریف برای ایجاد فشار، حریف آماده استفاده از روزنه های خالی است.
اهمیت جایگیری
بخشی از بازی مقابل برنتفورد، در دقیقه 32، لیورپول توپ را لو داد. در همین حال فضای عظیم ایجاد شده بین خطوط را مشاهده میکردیم. پس از بازپسگیری توپ، لیورپول بلافاصله خود را در موقعیتی مییابد که به دلیل جدایی تاکتیکی بازیکنان بازیسازِ حمله از مهاجمان، قادر به پیشروی در این فضاها میشود.
همچنین در آن صحنه از بازی شاهد مزایای ورود هافبکها به محوطه ۱۸ قدم بودیم. پویایی مک آلیستر در این انتقال توپ تهاجمی (ارسال پاس و حرکت به جلو) بسیار ارزشمند است.
یک نمونه شماتیک از چگونگی ایجاد فضا از طریق جایگیری در عمق بازیکنان بازیساز.
در صحنه ای که اشاره کردیم، سوبوسلای همان امکان را دارد که به شماره ۷ و شماره ۱۰ در این تصویر اعطا شد. یعنی گزینه نفوذ به عمق برای ایجاد موقعیت های پویا باقی ماندن در موقعیت بالا برای جدال بر سر توپ دوم. البته در صورتی که تیم تصمیم به بازی بلند بگیرد.
هرچه فضایی که یک تیم باید در هنگام اجرای پرس کاور کند بیشتر باشد، اثربخشی پرس کاهش مییابد.
شروع پرس مهم است؟
این بخشی از دلیل موضوعی است که چرا تیمها اغلب ترجیح میدهند پرس خود را زمانی آغاز کنند که توپ به نواحی کناری زمین منتقل میشود. چرا که در این مناطق فضای کمتری وجود دارد. همچنین در آنجا زوایای کمتری برای تیم حریف جهت پیشبرد توپ قابل استفاده است.
اثر دیگر جایگیری در عمق بازیکنان بازیساز، ایجاد فضای خالی برای هافبک های بالایی است. این کار این امکان را میدهد تا با شروع جریان توپ، بتوانند از موقعیتهای بالاتر خود به این فضاها وارد شوند.
این استفاده از حرکت هدفمند بازیکنان به فضای خالی برای دریافت توپ، امکانات متنوعی ایجاد میکند که سرعت جریان بازی را افزایش میدهد. این کار چیزی به نام ” حرکات بدون توپ ” خلق میکند:
نیم چرخش: دریافت توپ و بلافاصله چرخیدن به منظور فرار از فشار و انتقال توپ به فضای خالی (مانند رایان گراونبرخ)
ترکیب سه نفره: الگوی پاسکاری میان سه بازیکن. معمولاً با هدف دستیابی به بازیکنی آزاد به کار میرود. بازیکنی که در موقعیت بهتری از لحاظ زمان و فضا جهت اجرای یک اقدام رو به جلو قرار دارد.
یک – دو: پاسکاری بین دو بازیکن که معمولاً برای ایجاد شرایطی طراحی شد که یک بازیکن بتواند از وضعیت تنگ و پر فشار خارج شود.
در مورد چگونگی ایجاد فضا در مرحله بازیسازی از عمق زمین صحبت کردیم. حالا نگاهی مکنیم به نوع ساختار هایی که آرنه اسلات وقتی توپ از دروازهبان میشود، استفاده میکند.
چینش مدنظر آرنه اسلات
به نظر میرسد آرنه اسلات این آرایش های بازیسازی را ترجیح میدهد: 4–1، 4–2، 3–3.
ویژگی اصلی این ساختارها تمایل شکل تیم به گسترش یا کاهش عرض زمین با استفاده از فولبک ها است. همراه با اصرار بر حفظ برتری عددی در اطراف توپ تا جایی که ممکن باشد.
از آنجایی که ساختار تیمی همیشه به شکلی افراطی به جهت سمتی که توپ در آن قرار دارد حرکت میکند تا در صورت از دست دادن توپ، محافظت شوند و فضایی در سمت مقابل ایجاد کنند که به راحتی قابل استفاده باشد. پس میتوان به ترنت الکساندر آرنولد و ویرجیل فندایک فکر کرد. این دو بازیکن بیشترین سوئیچ های بازی را در لیگ انجام دادند. برای درک بهتر این موضوع، ترنت ۱۰ بار پاس مورب به کودی خاکپو و ۶ پاس به رابرتسون ارسال کرده است. در حالی که فندایک ۷ جا به جایی منطقه بازی به سمت محمد صلاح را انجام داد. این فضا به صورت جمعی ایجاد میشود و سپس توسط فرد یا افراد مورد استفاده قرار میگیرد.
هنگام مشاهده بازیکنان خاص در تیم آرنه اسلات (که ویرجیل فندایک میتواند مثال بارزی باشد)، همواره قصد نمایش بازی و حرکات تکنیک-تاکتیکی وجود دارد. این به تیم اجازه میدهد توپ را به شیوهای ساختاریافته، زیبا و پویا پیش ببرد.
تکنیک-تاکتیکی
تکنیک-تاکتیکی اصطلاحی است که به اقدامات فنی خاصی اشاره دارد که توسط یک بازیکن اجرا میشود تا تیم بتواند ایده تاکتیکی را عملی کند. در ادامه نمونههایی از این رفتارها آورده شده است:
مکث روی توپ قبل از انجام حرکت بعدی. ایجاد مکث عمدی پس از دریافت توپ برای جلب فشار حریف و در نتیجه ایجاد فضای خالی در مناطق بالایی که قابل استفاده است.
استفاده از جهتگیری بدن برای فریب حریف. جهتگیری بدن به یک سمت خاص برای فریب حریف و جلب فشار از آن جهت، سپس ارسال پاس به جهت مخالف.
استفاده از کف پا برای پنهانسازی جهت پاس بعدی. قراردادن کف پا روی توپ بهمنظور مخفی نگهداشتن جهت پاس یا شوت بعدی (معمولاً توسط دروازهبانان، اما مدافعان مرکزی نیز این تکنیک را اجرا میکنند).
اهمیت جایگیری هافبکهای مرکزی. جایگیری هافبکهای مرکزی در سطوح مختلف به جهت ایجاد زاویه پاس متنوع و همچنین کمک به فضاسازی در ساختار دفاعی حریف، برای پیشروی راحتتر در هنگام حمله.
تمام این جزئیات فنی، حرکات فردی هستند که کیفیت اجرای طرح تاکتیکی را تعیین میکنند. اگر مدافعان شما نتوانند با شگرد های انفرادی، زاویه مطلوب برای ارسال پاس به جلو را ایجاد کنند، اجرای هدف تمرکز بازیکنان در مرکز زمین، چه معنایی دارد؟
در دوران یورگن کلوپ، تأکید کمتری بر حفظ کنترل در هنگام مالکیت توپ وجود داشت. فلسفه کلی او مبتنی بر پیشبرد سریع توپ به منطقه بعدی در کوتاهترین زمان ممکن و با استفاده از روشی ذاتاً آشفته بود. کنترل روند بازی از طریق پرسینگ فشرده و همان پرس پس از از دست دادن توپ).
ارتباط، لینک و گردش توپ عرضی با استفاده از فولبک های تیم
این بخش به بررسی جایگیری فولبک ها در مرحله بازیسازی اختصاص دارد. در مورد اینکه چگونه آنها نه تنها به خنثی کردن پرس حریف کمک میکنند بلکه با استفاده از ارتباط افقی، میتوانند از طریق بازی کوتاه، بلند یا اطراف فشار حریف بازی کنند.
برای شروع بحث، در اینجا نقل قولی از آرنه اسلات آورده شده است که بهخوبی مزایای موقعیت نسبی فولبک ها را خلاصه میکند:
اگر فولبک ها همه در خط طولی قرار بگیرند و شما به آنها پاس دهید، آنها بسیار از سایر بازیکنان دور هستند و مدت زیادی طول میکشد تا توپ به آنجا برسد.”
بنابراین، اگر بازیکنان نزدیکتر به یکدیگر بازی کنند، توپ سریعتر از پای بازیکن به پای دیگری میرود و این به حریف زمان کمتری برای دفاع میدهد.
اکنون، قبل از اینکه ادامه دهیم، باید بفهمیم که ارتباط افقی چیست.
اغلب شما پاسهای سریع افقی به طرفین در خط دفاعی را مشاهده کرده اید. این تاکتیک، همراه با حرکات پویای بازیکن دریافتکننده برای قرار گرفتن در موقعیتی که رو به جلو دریافت را انجام دهد، اهمیت خود را به وضوح نشان میدهد.
شما میتوانید توپ را به صورت بهینه از یک سمت به سمت دیگر جابهجا کنید تا در صورتی که تیم حریف به اندازه کافی سریع نبوده باشد و بلوک دفاعی خود را برای جلوگیری از عمل پیشروندهی شما جابهجا نکرده باشد، بتوانید پروگرسیو پاس ها را از میان یا اطراف بلوک دفاعی حریف ارسال کنید.
بنابراین، در اصل اتصال افقی مستقیماً میزان توانایی یک تیم دفاعکننده در حفظ فشردگی افقی را میسنجد، که معیاری است برای سنجش اینکه یک تیم چقدر خوب میتواند از سمتی به سمت دیگر حرکت کند، در حالی که فاصلهی مناسبی از توپ را حفظ میکند.
فولبک ها
برای شروع، چندین عامل وجود دارد که آرنه اسلات هنگام تصمیمگیری درباره نحوه قرارگیری مدافعان کناری خود در نظر میگیرد. در این بخش از بحث، میخواهیم روی دو عامل اصلی تمرکز کنیم
وقتی فشار تیم مقابل زیاد است، معمولاً مشاهده میکنیم که فولبک ها به یاران خود در مرکز زمین نزدیکتر قرار میگیرند تا فاصله انتقال توپ کاهش یابد. این کار باعث میشود توپ با سرعت بیشتری بین بازیکنان جا به جا شود و فشار حریف را بیاثر کند.
اگر توپ در سمت چپ بازی شود، اغلب میبینیم که ترنت الکساندر آرنولد به خط میانی برمیگردد و به عنوان پیووت دوم در کنار رایان گراونبرخ قرار میگیرد. این کار برای ایجاد یک گزینه پاس افقی دیگر انجام میشود تا از فضای ایجادشده در اثر جا به جایی حریف به سمت توپ استفاده شود.
جهت پرس حریف مهمترین عامل است. حریف چند بازیکن را در خط پرس اول خود قرار داده است؟ ۲ بازیکن؟ ۳ بازیکن؟ این مسئله تأثیر مستقیمی دارد. زیرا منطقی نیست که ۴ بازیکن در خط دفاعی داشته باشیم در حالی که حریف فقط ۲ بازیکن را برای پرس بالا میفرستد.
موقعیت گیری فولبک ها در عمق زمین، برای آنها امکان ارسال پاس مورب را فراهم میکند. از دیدگاه بازیسازی (و حتی در یکسوم نهایی)، پاس های مورب زمانی حیاتی هستند که میخواهیم شرایطی ایجاد کنیم که هافبکها توپ را رو به جلو دریافت کنند یا در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند توپ را به جلو حرکت دهند.
جمعبندی
برای به پایان رساندن این بحث، باید به چند نکته توجه کنیم. در سیستم آرنه اسلات ، رویکرد لیورپول در مرحله بازیسازی واضح و قابل تکرار بوده است، چیزی که در سطوح تیمی، گروهی و فردی مشهود است.
چه در جایگری در عمق بازیکنان بازیساز برای ایجاد فضا جهت بهرهگیری از توانایی های حمل توپ رایان گراونبرخ و چه در استفاده از ارتباط افقی برای فراهم کردن امکان ارسال پاسهای مورب توسط فولبک ها، روشهای آرنه اسلات عمدی و مؤثر هستند.
بهتر است شباهت های آن را با سیستم مربیانی مانند روبرتو دیزربی، پپ گواردیولا و البته یورگن کلوپ مقایسه کنیم تا درک بهتری از قابل تکرار بودن اصول او داشته باشیم.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
آروین منصوری، فوتبال لب– منچستریونایتد که تا دقیقه 88 بازنده دربی اعلام میشد، در دو دقیقه، دو گل به ثمر رساند تا یک کامبک کابوسوار برای رقیبش رقم بزند، تا منچسترسیتی به روند بدش ادامه بدهد.
آماد دیالو ستاره نمایش بود. ابتدا یک پنالتی به دست آورد، که برونو فرناندز آن را به گل تبدیل کرد. سپس در دقیقه 90؛ گل پیروزیبخش منچستریونایتد را به ثمر رساند. سیتی بعد از این باخت، 8 بازی از 11 بازی اخیر خود را باخت.
یونایتد خیلی کند بود و تا دقیقه 62 نتوانست یک شوت به سمت دروازه سیتی بزند، اما سیتی فقط کمی بهتر بود. حتی گل ابتدایی آنها نیز اتفاقی بود.
گل اول سیتی از روی کرنر کوتاهی بود که کوین دیبروینه زد، گوندوگان توپ را برگرداند و بعد، دیبروینه با سانتری که بعد از برخورد به پای دیالو کات برداشت، روی سر واردیول فرود آمد آن را درون دروازه قرار داد.
توپ راه خود را به یوشکو واردیول پیدا کرد، باعث شد چهارمین گل فصل خود در لیگ برتر را به ثمر برساند. تا در میان گلزنان سیتی به ارلینگ هالند (13)، نزدیک شود.
این گل به این معنی بود که تنها ولوز (9) و ساوتهمپتون (6) تا اینجای فصل لیگ برتر، بیشتر از منچستریونایتد؛ از زمان انتصاب آموریم (4 گل) از کرنر گل دریافت کردهاند.
یونایتد در نیمه دوم، با هدف هجومی بیشتری به میدان رفت اما تا اواخر بازی فرصت ایجاد نکرد. فرناندز بهترین موقعیت خود را، پس از پاس راسموس هویلوند به بالای دروازه فرستاد.
دیالو الهام بخش برگشت دیرهنگام بود. او روی اشتباه ماتئوس نونس یک پنالتی برنده شد، سپس گل پیروزی دراماتیک را به ثمر رساند. یونایتد اکنون تنها 5 امتیاز با سیتی فاصله دارد.
قهرمان، نتوانست از لغزش لیورپول و آرسنال در روز شنبه استفاده کند. اکنون با انجام یک بازی بیشتر، 9 امتیاز با صدر اختلاف دارند. راه درازی در پیش است، اما سخت است که ببینیم سیتی پس از این دوره همچنان ادعا کند که در رقابت قهرمانی قرار دارد.