بهنظر میرسد که لسترسیتی و برندون راجرز هر روز یک قدم به پایان همکاری با یکدیگر نزدیکتر میشوند.
در شب گذشته و پس از چهارمین شکست فصل در برابر منچستریونایتد، علامت سوالها درباره آینده لسترسیتی کمی پررنگتر شد.
کیارش غریبی، فوتبال لب – این اوضاع بد لسترسیتی حتی صدای هواداران روباهها را هم درآورد و طرفداران حاضر در کینگ پاور پس از سوت پایان مسابقه، بازیکنان و مربی تیم خود را “هو” کردند. حتی خود راجرز هم از شرایط راضی نیست. او در کنفرانس پس از مسابقه اذعان کرد:
“این تیم، تیم سالهای گذشته نیست”.
شاید حق با راجرز باشد. قطعا لسترسیتی یکی از موفقترین تیمهای دهه اخیر فوتبال انگلستان بوده است. هرچه که باشد، آنها با کسب یک پریمیرلیگ و افای کاپ از منچستریونایتد و تاتنهام موفقیتهای مهمتری در چند سال اخیر کسب کردهاند.
اما حالا اوضاع بر وفق مراد روباهها نیست. از لحاظ مالی، لسترسیتی وضعیت چندان مناسبی ندارد. در این تابستان آنها وسلی فوفانا و کسپر اشمایکل، دو تن از مهمترین بازیکنان اسکواد خود را از دادهاند و در روز پایانی پنجره نقل و انتقالاتی ووت فائس از رمس را جذب کردند.
بهنظر میرسد راجرز نیز راه اسکات پارکر را در پیش گرفته و شب گذشته درباره نارضایتی خود از مالکیت باشگاه گفت:
” باوجود احترامی که برای آنها قائل هستم، اما ما به هیچ وجه نتوانستیم ترکیب خود را تقویت کنیم. من ناراحتی هواداران را درک میکنم. اینکه ببینید بقیه تیمها بازیکنان جدیدی را اضافه کنند اما باشگاه مورد علاقه شما نه، سخت است”.
در آن سمت ماجرا، سران لستر نیز اوقات سختی را پشت سر میگذارند. آنها در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات مختلف میباشند و طبق گفته خودشان، تمام تلاش خود را جهت خروج باشگاه از بحران انجام میدهند.
چندی پیش بود که آنها در طی بیانیهای اعلام کردند که قصد فروش باشگاه را ندارند و تلاش میکنند تا با تصمیمهای کوتاهمدت، آینده باشگاه را نجات دهند.
تقریبا سرمایهگذاریهای کلان روی بازیکنان بالا ۳۰ سال در فوتبال تبدیل به تابو شده بود اما در این تابستان اوضاع کمی فرق داشت.
کیارش غریبی، فوتبال لب – در سالیان اخیر باشگاههای فوتبال تلاش کردهاند تا از خرج پولهای هنگفت برای بازیکنان بالا ۳۰ سال خودداری کنند. اما شرایط کمی فرق کرده است. انگار که دوباره زور عنصر تجربه به قدرت جوانی چربیده. برخلاف اتفاقی که در سالهای اخیر افتاده بود، بازار نقل و انتقالات بازیکنان مثبت ۳۰ سال در ۶ ماه گذشته بسیار داغ بوده است.
برای مثال کیران تریپیر در زمستان ۲۰۲۲ و در ۳۱ سالگی توسط نیوکسل به خدمت گرفته شد. یا فیلیپه کوتینیویی که در آستانه ۳۰ سالگی به صورت قرضی به استون ویلا پیوست و قرارداد خود را در ابتدای تابستان دائمی کرد.
همچنین کاسمیرو، کالیدو کولیبالی و روبرت لواندوفسکی از آن دسته بازیکنانی بودند که با انتقالهایی گران قیمت در این تابستان از تیمی به تیمی دیگر منتقل شدند.
اما چرا؟ از خرید های هیجانی میتوان به عنوان عامل اصلی این انتقالها نام برد. برخی از این خرید ها حاصل عملکرد بد تیمها در بازی های ابتدایی فصل میباشند. زمانی که نیاز به یک بازیکن شدیدا احساس میشود و باشگاه روی قابل دسترسترین گزینه ممکن میگذارد.
بیشک، یکی دیگر از دلایل این قضیه واقعبینی میباشد. از هر طرفی که بخواهیم به داستان نگاه کنیم، بازیکنان جوانتر هیچگاه کاملا کافی نیستند و عنصر تجربه در خیلی از مواقع تفاوتها را ایجاد میکند. پس طبیعی است باشگاهی مانند چلسی در کنار بازیکنان جوانی مانند کیرنی چوکووئمکا و چزاره کاسادی به دنبال جذب امثال کولیبالی و اوبامیانگ باشد.
با این وجود باشگاههایی مانند لیورپول و منچسترسیتی که از ابتدا با برنامهای مشخص شده پا به پنجره تابستانی میگذارند، هرگز نیاز به چنین خرید هایی پیدا نمیکنند. اکنون حدود ۶ سال میشود که سران لیورپول هیچ بازیکن بالا ۳۰ سالی را برای ۳ خط جلوئی خود خریداری نکردهاند. همچنین از آخرین باری که منچسترسیتی برای بازیکن بالا ۳۰ سالی پولی خرج کرد به بیش از یک دهه پیش بازمیگردد.
یک روز از قرعهکشی لیگ قهرمانان اروپای سال 2022/3 گذشته است و بحثهای زیادی در مورد قرعهکشی در جریان میباشد. اما هنوز صحبتها در مورد جادوی برنابئو در سال گذشته به پایان نرسیده است. به راستی چه راز تاکتیکی در پشت قهرمانی رئال مادرید نهفته بود؟
قهرمانی رئال مادرید در لیگ قهرمانان 2022
رضا حسینی، فوتبال لب – در نشست خبری قبل از بازی فینال پاریس، خبرنگاران نظر آنجلوتی را در مورد لیورپول پرسیدند. در آن روز ،کارلتوی کارکشته تنها زبان به تمجید از لیورپول و یورگن کلوپ گشود و از شور و هیجان بالا و سازماندهی خوب رقیب گفت. اما در مصاحبهی بعد از بازی و قهرمانی رئال مادرید، آنجلوتی محافظهکاری را کنار گذاشت و حرفهایی زد که چیزهای بیشتری را برای دوستداران فوتبال فاش کرد. او گفت که رمزگشایی از لیورپول سادهتر از دیگر حریفان بود. شخصیت ثابت قرمزها باعث شد که رئالیها بدانند چه استراتژی را اتخاذ کنند و چگونه برای فینال آماده شوند.
یوفا تجزیه و تحلیل جامعی از لیگ قهرمانان سال گذشته ارائه داده است که 125 مسابقه را پوشش میدهد و نظرات 23 کارشناس از جمله گرت ساوتگیت، سرمربی تیم ملی انگلیس در آن وجود دارد. این گزارش نشان میدهد که چگونه رئال توانست بر روندهای تاکتیکی دیگر تیمها فائق آید و قهرمان مسابقات شود. بخشی از این گزارش را مرور میکنیم تا با عوامل قهرمانی رئال بیشتر آشنا شویم.
واگذاری فضا به حریفان
برای کلوپ و دیگر مربیانی که تیمهای بزرگ اروپا را هدایت میکنند، دفاع از بالا، پرس سنگین، گرفتن فضا و غنیمت شمردن فرصتها فلسفهی اصلی بازی در سالیان اخیر بوده است. منچسترسیتی، بایرن مونیخ و لیورپول همگی در لیگ قهرمانان اروپا، خط دفاع خود را بالا نگه داشتند. در طول مراحل حذفی، در زمانی که صاحب توپ نبودند، آخرین مدافع آنها به ترتیب 45.5 متر، 44.4 متر و 43.6 متر از خط دروازه فاصله داشت. این سه تیم بالاترین آمار را از این حیث در مجموع مسابقات داشتند.
در مقابل، رئال مادرید عقب نشست. این مولفه برای آنها 35.2 متر بود که در بین 16 تیم پایانی، رتبهی دهم را کسب کردند. از آنجایی که آنچلوتی به جای پرس سنگین و فشار بر روی توپ، دقت را در اولویت قرار داده بود، رقبای رئال به راحتی در زمین حرکت میکردند. یوفا میزان فضایی که تیمها در هنگام مالکیت توپ به تسخیر خود در میآوردند را محاسبه کرد و مشخص گردید که فقط شریف و دیناموکیف بیشتر از رئال مادرید به حریفان خود فضا دادند. به سادگی میتوان نتیجه گرفت که مادریدیها در این فصل نه تنها برنامهای برای مالکیت توپ نداشتند، بلکه تصمیمی به اشغال فضاهای موجود در زمین نیز نداشته و جمع شدن در زمین و استفاده از حداقل فضای موجود را در دستور کار خود قرار داده بود.
فابیو کاپلو، یکی از کارشناسان یوفا و یکی از مربیان سابق رئال، این مسئله را یک انتخاب عملگرایانه بر اساس بازیکنان موجود رئال میداند. بارزترین مثال شاید در خط هافبک رئال باشد. مثلث هافبک رئال در آن تورنومنت که شامل کاسمیرو 30 ساله، تونی کروس 32 ساله و لوکا مودریچ 36 ساله بود، سالها در جامهای متفاوتی در کنار یکدیگر بازی کرده بودند. همانگونه که کاپلو میگوید، این هافبکها دیگر نه جوان هستند و نه چندان سریع. پس آنجلوتی تصمیم گرفت به انتخابی عملگرایانه دست بزند.
نجاتهای کورتوا
اما هر زمان که رئالیها نتوانستند حریف را در چنگ خود نگه دارد، برای نجات دست به دامن پرشهای بلند دروازهبان خود شدند. کاری که تیبو کورتوا به درستی از پس انجام آن بر آمد و چهرهی برتر فینال شد. دروازهبان سابق چلسی که از نادیده گرفته شدن خود در انگلیس دلگیر بود، در شب فینال 9 سیو انجام داد تا مانع از قهرمانی لیورپول شود. این بهترین رکورد یک دروازهبان در تمامی فینالهای لیگ قهرمانان اروپا بود.
همچنین کورتوا با 59 سیو، بیش از هر دروازه بان دیگری در این رقابت ها سیو انجام داد. بر طبق آمار انتظار گل (xG) حریفان رئال مادرید، کورتوا مانع از به ثمر رسیدن 4.63 گل حریفان رئال گردید که این بهترین آمار دروازهبانهای حاضر در فصل گذشتهی لیگ قهرمانان بود.
راندمان بالای تهاجمی رئال مادرید، عامل مهم کامبکهای دقایق پایانی
در آن سوی زمین نیز رئال عملکرد بهتری نسبت به میانگین داشت. کریم بنزما، مهاجم فرانسوی کهکشانیها با حمایت دو وینگر برزیلی یعنی رودریگو و وینیسیوس جونیور، بسیار بیرحم بود. بر روی کاغذ، xG رئال مادرید پس از مرحله گروهی 21.78 بود. با این حال، در زمین آنها موفق شدند 29 بار توپ را به دروازهی حریفان برسانند. این گلها اکثرا در موقعیتی به دست میآمدند که رئالیها عقب نشسته و صبورانه در جستجوی موقعیت بودند. این اقدام بر خلاف دو روش مورد استفادهی دیگر حریفان آنها بود یعنی نه مانند حملات برقآسای بعضی رقبا که با فشار بالا و پرس انجام میدادند و نه مانند تیمهای ضعیف و با روش حملات مستقیم.
رئال مادرید به طور متوسط 16.2 ثانیه قبل از هر گل توپ را در اختیار داشت که این میزان بیش از هر تیم دیگری است که به مرحله حذفی رسیده بود. باز هم آمار رئال در تضاد با رقیب آنها در فینال یعنی لیورپول است. تیم کلوپ به طور متوسط 9.5 ثانیه قبل از اینکه دروازه را فتح کند، توپ را در اختیار داشت.
با این حال، اندازهگیری برخی دیگر از عناصر موفقیت رئال سختتر است. آنها در حالی که 15 دقیقه به پایان بازی یک هشتم نهایی مقابل پاریسن ژرمن باقی مانده بود، شروع به کار کردند. در حالی که 10 دقیقه به پایان بازی مرحله یک چهارم نهایی مقابل چلسی مانده بود، شروع به گلزنی کردند و در حالی که تنها 5 دقیقه وقت اضافه مقابل منچسترسیتی باقی مانده بود، دست به کار بزرگ و برگرداندن بازی زدند. هر بار در آخرین لحظات از مخمصه گریختند و به دور بعدی رفتند. خوش شانسی بینظیر یا آمادگی ذهنی فوقالعاده؟ یا کمی از هر دو؟ پاسخ به این سوال میتواند به ساعتها بحث و جدل منتهی شود.
شاید به همین دلیل است که آنچلوتی پس از فینال مصاحبهی خود را ساده و خلاصه برگزار کرد. او گفت: وینیسیوس یک گل زد، کورتوا چند سیو کرد، پایان ماجرا! اگرچه این که رئال چگونه به آنجا رسید، بسیار ساده نبود.
در حالی که فقط ۴ روز تا پایان پنجره نقل و انتقالاتی باقی مانده، لیورپول هنوز دست به ترمیم یکی از بزرگترین مشکلات خود نزده است.
کیارش غریبی، فوتبال لب – شاید با نگاه به لیست هافبکهای لیورپول، نیاز این تیم به یک بازیکن جدید در میانه میدان احساس نشود اما لیورپول نیازی جدی به بازیکنانی جدید برای این ناحیه دارد.
وقتی از یورگن کلوپ درباره هافبکهای تیمش سوال شد، او پاسخ داد
“وقتی همه آنها در دسترس باشند من نیز راضی خواهم بود اما باز هم در هر شرایطی، ما به دنبال تقویت خود هستیم. بازیکنی که به خومت میگیریم باید بازیکن مناسبی باشد و اگر این بازیکن مناسب در دسترس نباشد، ما به گزینههای موجود در تیم فکر میکنیم. البته که الان مصدومیتهای زیادی داریم، اضافه کردن یک هافبک به تیم گزینه جالبی محسوب میشود”.
اما کمی به اوضاع میانه میدان شاگردان کلوپ بپردازیم. از زمان آغاز فصل پیش فقط کریستال پالاس(۱۰ هافبک) بیشتر از لیورپول(۹ هافبک) بازیکنان مختلفی را در سه پست وسط زمین به کار گرفته است و در حال حاضر نیز با خروج قرضی تایلر مورتون و اضافه شدن فابیو کاروالیو، لیورپدل ۹ هافبک را در اختیار دارد.
بهنظر نمیرسد که ۹ بازیکن برای چنین محدودهای از زمین تعداد کمی باشد. حتی منچسترسیتی که عمق اسکوادش زبانزد همه اهالی فوتبال میباشد، ۷ بازیکن بزرگسال را برای خط هافبک خود در اختیار دارد. به تصویر زیر توجه کنید.
باتوجه به تصویر بالا، جدا از سن بالای برخی از هافبکهای این تیم، بازیکنانی مانند کرتیس جونز، هاروی الیوت، نبی کیتا و الکس اوکسلید چمبرلین حتی موفق به انجام ۲۰ بازی در طول فصل هم نمیشوند.
کیتا و چمبرلین در طی دوران حضور خود در لیورپول، هیچگاه موفق به انجام نصف بازیهای لیورپول در پریمیرلیگ هم نشدهاند.
اما حتی اگر آنها را گزینههای قابل دسترسی برای لیورپول بدانیم، باز هم میلنر، چمبرلین و کیتا در سال پایانی قرارداد خود قرار دارند. تیاگو و هندرسون بیشاز ۳۰ سال دارند و فابینیو نیز بهزودی وارد دهه چهارم زندگی خود میشود. با توجه به همه اینها، لیورپول باید خیلی زودتر از این برای تقویت خط میانی خود اقدام میکرد.
تیاگو اما یکی از بازیکنانی بود که در تابستان ۲۰۲۰ به منظور تقویت خط هافبک سرخهای آنفیلد خریداری شد. تیاگو شروع درخشانی در لیورپول نداشت و بخش زیادی از فصل را به دلیل مصدومیت از دست داد اما با شروع فصل گذشته و کاهش مصدومیتها، تیاگو به ستاره خط هافبک لیورپول تبدیل شد.
تصویر بالا کاملا گویا کیفیتی میباشد که تیاگو به وسط زمین لیورپول اضافه کرده است. از همین منظر هیچ تعجبی ندارد که لیورپول در ۲۷ بازی گذشته که تیاگو بازی را از ابتدا آغاز کرده، متحمل هیچ شکستی نشده است.
با این وجود هافبک اسپانیایی لیورپول هنوز با فشار تمرینات یورگن کلوپ و لیگ برتر انگلستان کنار نیامده و در طی این دو سال با مصدومیتهای بسیاری مواجه شده است.
از همینرو هواداران لیورپول خرید یک هافبک در روز های پایانی نقل و انتقالات را مسئلهای ضروری تلقی میکنند. طبق گزارش برخی منابع، آنها پرس و جو هایی درباره متئوس نونز هافبک تیم اسپورتینگ لیسبون انجام دادند اما ولورهمپتون از هفتهها قبل به توافقات اولیه با اسپورتینگ رسیده بود و نهایتا هافبک پرتغالی را به خدمت گرفت.
یکی دیگر از بازیکنانی که نامش مدام کنار نام لیورپول میآید، جود بلینگهام است. بسیاری از خبرنگاران نزدیک لیورپول، آن بازیکن مناسب که کلوپ در مصاحبههای خود به او اشاره میکند را بلینگهام میدانند. بهنظر نمیرسد که دورتموند راضی به جدایی این هافبک با ارزش خود در پنجره آتی بشود و لیورپول از حالا خود را آماده انتقال هافبک انگلیسی در پنجره نقل و انتقالاتی تابستانی ۲۰۲۳ میکند.
پس از فصلی پرفراز و نشیب، حالا لیدز یونایتد جانی دوباره گرفته و با چهرهای جدید و متفاوت پا به فصل جدید پریمیرلیگ گذاشته است.
کیارش غریبی، فوتبال لب – پس از باخت سنگین چهار بر صفر در بازی خانگی برابر تاتنهام بود که سران لیدز مجبور به اخراج مارسلو بیلسا شدند. تصمیمی که آندرهآ رادریزانی درباره آن گفت:
” این سختترین تصمیمی بود که تا به حال برای لیدز گرفتم”
البته که خداحافظی با تئوریسین آرژانتینی سخت بود. بیلسا در ژوئن ۲۰۱۸ به لیدز پیوست و فقط پس از ۲ سال به حسرت ۱۶ ساله لیدزی ها مبنی بر حضور دوباره در پریمیرلیگ پایان داد. او همچنین دو فصل نسبتا خوب را با رزهای سفید در سطح اول فوتبال انگلستان گذراند اما بهنظر میآمد وقت رفتن رسیده باشد.
بیلسا در ۶ بازی نهایی خود به عنوان سرمربی لیدز یونایتد، فقط ۱ امتیاز کسب کرده بود و تنها ۲ امتیاز با منطقه سقوط فاصله داشت. قرار بود تا او پس از باخت شش بر صفر مقابل لیورپول اخراج شود اما مدیران باشگاه باز هم به او اعتماد کردند تا نهایتا یک هفته بعد و پس از شکست سنگین مقابل تاتنهام، صبر آنها نیز به اتمام رسید و بیلسا را اخراج کردند. یک روز بعد، جسی مارش مربی سابق لایپزیگ، به عنوان سرمربی لیدز یونایتد منصوب شد.
مارش موفق شد تا با ۳ امتیاز بیشتر نسبت به برنلی رده هجدهمی، لیدز را در لیگ برتر انگلستان نگه دارد.
اما چه چیزی انقدر آنها را نسبت به فصل گذشته متفاوت کرده است؟ قطعا از پنجره بسیار خوب لیدزیها در تابستان میتوان به عنوان یکی از دلایل مهم این تغییر نام برد. آنها با فروش ستاره های خود، رافینیا و کلوین فیلیپس به بارسلونا و منچسترسیتی با مبالغ ۴۹ و ۴۱ میلیون پوند پول قابل توجهی را به بودجه تابستانی خود اضافه کردند. آنها از این پول برای خرید بازیکنانی مانند برندون آرونسون، راسموس کریستنسن، تایلر آدامز، مارک روکا و … استفاده کردند. تمام این خرید ها حدود ۱۱۶ میلیون یورو برای لیدز هزینه داشت که آنها را به دوازدهمین باشگاه پرخرج تابستان تبدیل کرد.
نکته جالب اینخرید ها در ۳ بازیکنی است که از باشگاههای زیرمجموعه ردبول به خدمت گرفته شدهاند. با توجه به سابقه مربیگری او در لایپزیگ، بهنظر مارش نیاز به بازیکنانی داشته که با فوتبالی که او از تیمش طلب میکند آشنایی کافی را داشته و تعلیم دیده شده باشند.
در سه بازی گذشته لیگ، آنها عملکرد های بسیار خوب و مناسبی را به نمایش گذاشتهاند. در هفته اول موفق به شکست ولورهمپتون سختکوش برونو لاژه شدند. در هفته دوم با وجود دو گل برتری، به یک امتیاز در برابر ساوتهمپتون قناعت کردند و در هفته سوم ضمن حفظ اولین کلینشیت فصل، موفق به پیروزی سه بر صفر در برابر شاگردان توماس توخل شدند.
جک هریسون و رودریگو بازیکنانی بودند که در لیدز نسخه مارش، پررنگترین نقش را داشتند و تبدیل به کلیدیترین مهرههای آنان در خط حمله شدند. البته باوجود همه این تغییرات، بهنظر میرسد لیدز یونایتد هنوز از لحاظ دفاعی آسیبپذیر است و با مشکلات زیادی در عقب زمین خود دست و پنجه نرم میکند.
خریدهای بزرگ، مسائل مالی پیچیده و ریسکهای بسیار؛ تابستان بارسلونا مطمئناً آرام نبوده است. لاپورتا بارسلونا را از چاله در خواهد آورد یا آنها را به ته چاه ویل بدهکاری خواهد انداخت؟
رضا حسینی، فوتبال لب – فرانک کسیه، آندریاس کریستنسن، روبرت لواندوفسکی، رافینیا و ژول کونده همگی با حدود 200 میلیون پوند به بارسلونا آمدهاند، علیرغم اینکه باشگاه بیش از یک میلیارد پوند بدهی دارد. بارسلونیها برای کاهش فشار مالی در کوتاه مدت و کسب اجازهی ثبت قراردادهای جدید خود، درصدی از حقوق تلویزیونی آینده خود و همچنین تقریبا نیمی از سهام واحد تولید رسانه ای خود “بارسا استودیوز” را فروختند. اما رویکرد رئیس باشگاه خوان لاپورتا منجر به این اتهام شده است که او با آینده بلند مدت باشگاه قمار میکند.
بارسا در یک چاه عمیق گرفتار شده است و سعی می کند از آن خارج شود. آیا هر کاری که انجام می دهند درست است؟ نه. آیا آنها کاری را که قرار است انجام دهند، انجام می دهند؟ بیشتر، بله.
لاپورتا در حال تکرار چرخهی بیعیب و نقصی است که در اولین دورهی حضور او در باشگاه، موفقیت زیادی به ارمغان آورد. همه یا هیچ. در آن زمان هم او مانند اکنون، پیشینیان را مقصر گرفتاریهایی که به ارث برده بود میدانست. اکنون نیز لاپورتا تیغ تیز انتقادات را به سمت بارتومئو نشانه رفته است. آشکار است که در دوران رئیس سابق، تصمیمات فاجعهباری در بخش ورزشی از جمله تمدید قراردادهای پرهزینه برای بازیکنان مشهور گرفته شد که خود بارتومئو نیز این اشتباهات را قبول دارد. اما همه چیز بد نبود.
همیشه یک جنگ داخلی در بارسلونا بین دو طرف که دائماً برای قدرت میجنگند، وجود داشته است که اکنون توسط بارتومئو و ساندرو راسل از یک سو (تشکیلات کاتالونیا) و لاپورتا از سوی دیگر نمایندگی میشوند. این مسئله، اغلب رئیس باشگاه را مجبور میکند که برای خشنود کردن هواداران و رسانهها به سمت تصمیمات کوتاه مدت برود و آیندهنگری نداشته باشد.
در نهایت بارسلونا با گرفتن قرض و فروش بخشهایی از باشگاه، پول خرید بازیکنان را تهیه کرد. مشکل اما ثبت نام آنها بود؛ زیرا باشگاه باید ضمن پرداخت دستمزد خریدهای جدید، قوانین سختگیرانهی لالیگا در زمینهی فیرپلی مالی را نیز رعایت کند. با این حال، اکنون تحت قانون 1/1 لالیگا، با صرفهجویی هر پنی توسط باشگاه، بارسلونا میتواند آن پول را روی بازیکنان جدید سرمایهگذاری کند. در حالی که در گذشته و طبق قانون 1/4، آنها میتوانستند یک چهارم پولی که صرفهجویی میکنند را صرف حقوق بازیکنان جدید کنند. به عنوان مثال، اکنون اگر جرارد پیکه در نهایت با کاهش شدید دستمزد خود موافقت کند – کاری که به نظر میرسید انجام شده است اما در روزهای اخیر کند شده – به ثبت نام کونده کمک میکند؛ بازیکنی که احتمالاً به جای خود او بازی خواهد کرد.
لاپورتا ترجیح داده است که بیشتر پول موجود را خرج کند تا یک تیم قوی جمع کند او باور دارد که موفقیت در زمین، پول و شرکای جدید را به همراه خواهد آورد و این مسئله به پرداخت دستمزدها و هزینههای نقل و انتقالات در آینده کمک میکند و این موضوع نیز موفقیت را به ارمغان خواهد آورد که موجب آمدن بهترین بازیکنان به تیم خواهد شد و این داستان به همین ترتیب ادامه پیدا خواهد کرد. این همان چرخهی بیعیب و نقص موفقیتی است که لاپورتا در ذهن دارد. بارسلونا معتقد است که موفقیت در زمین نشان دهنده 30 تا 40 درصد ارزش برند آنهاست و برند آنها آنقدر قوی است که تا زمانی که بازیکنان بزرگ پیراهن آنها را بپوشند، یک یا دو سال بدون موفقیت چشمگیر نیز دوام خواهند آورد.
آنهایی که کل طرح را مشابه لاپورتا نمیبینند، از آینده میترسند. در سال 2003، زمانی که لاپورتا برای اولین بار به این باشگاه آمد، بارسلونا 170 میلیون یورو درآمد داشت که در مقایسه با سایر باشگاههای اروپایی در میانه جدول قرار داشت. در آن زمان پتانسیل زیادی برای افزایش درآمد توسط تصمیمات هوشمندانه وجود داشت. با این حال، اکنون بارسلونا از نظر درآمد در بالاترین حد ممکن است و این برند در قویترین حالت خود قرار دارد. به دست آوردن جام های بزرگ، باعث رشد بیشتر درآمد در کوتاه مدت نخواهد شد. اساساً، باشگاه در حال حاضر راههای سنتی کسب درآمد را به حداکثر رسانده است – حقوق تلویزیونی، بازارگردانی و تبلیغات، بلیط. تنها راه واقعی برای ایجاد رشد در میان مدت و بلند مدت از طریق فعالیتهای دیجیتالی باشگاه است که لاپورتا به تازگی تقریبا 50 درصد از این تجارت را فروخته است. بنابراین دیدگاه لاپورتا خطرات زیادی را به همراه دارد و البته محتاج موفقیت در زمین بازی است.
آنها چقدر میتوانند در میدان مسابقه موفق باشند؟ لواندوفسکی، نماد جدید آنها، رونالدینیو نیست. موفقیت دوره اول لاپورتا نیز بر اساس ساختههای لاماسیا و البته مسی بود. پدری چیزی شبیه آندرس اینیستا است، اما نمیتوان امثال ژاوی، بوسکتس، پویول یا چیزی نزدیک به مسی را در تیم پیدا کرد. این تیم کیفیت بالایی دارد و بر اساس این کیفیت اکثر بازی ها را پیروز خواهد شد. چیزی که مشخص نیست این است که آنها در مقابل بزرگترین تیمها چگونه عمل خواهند کرد.
اما اگر آنها در زمین مسابقه موفق نشوند، چه اتفاقی میافتد؟ بانک سرمایهگذاری گلدمن ساکس در حال اعطای 2 میلیارد یورو در قالب وامهای مختلف به باشگاه است و به نظر میرسد که در صورت لزوم آن را افزایش نیز خواهد داد. ضمن اینکه اعتباری که برای بازسازی استادیوم در نظر گرفته شده است (1.5 میلیارد یورو)، برای بارسلونا بسیار عالی است؛ زیرا آنها تا زمانی که شروع به کسب درآمد از تاسیسات جدید نکنند، نیازی به بازپرداخت آن ندارند. با این حال اگر همه چیز به درستی پیش نرود، احتمالا باشگاه به بخش خصوصی سپرده خواهد شد. در هر صورت، بارسلونا دیگر به طور کامل به کسانی که بلیت استادیوم را در دست دارند تعلق ندارد. آنها مالکیت باشگاه را با کسانی که قسمتهایی از باشگاه را خریداری کردهاند شریک شدهاند.
نیوکاسل در دوران مهمی در تاریخ خود قرار دارد، در این مطلب بررسی میکنیم که آیا این مسیر درست و اصولی است یا مانند خیلی از پروژههای دیگر به جایی نمیرسد.
ایلیا میری، فوتبال لب – عربستان هم همانند همتایان ثروتمند دیگر خود در خاورمیانه، نیوکاسل را برای خرید انتخاب کردند. انتخابی که اوایل به خاطر موانعی نهایی نشده بود ولی در نهایت مشکلات برطرف و اتحادیه فوتبال انگلیس با واگذاری مالکیت نیوکاسل به یک کنسرسیوم سعودی موافقت کرد.
در سال 2020 بیشتر از 80 نفر از اعضای پارلمان انگلستان درخواستی را امضا کردند تا خواهان علنی کردن دلیل ممانعت لیگ جزیره از مالکیت نیوکاسل به صندوق عمومی عربستان سعودی شوند.
این تعداد شامل 29 نماینده قدرتمند حوزه شمال شرقی میشد.شک و تردید های بسیاری درمورد سابقه افتضاح عربستان سعودی درباره حقوق بشر وجود داشت با این حال این افراد از این موضوع که صندوق سرمایهگذاری عربستان آماده سرمایه گذاری میلیونها پوند برای پروژه های خود در سراسر این منطقه عقب مانده و ضعیف است خبر دار بودند.
هیچ تعجبی نداشت که دولت از این مالکیت سعودی که در اکتبر نهایی شد، حمایت نکرد. همچنین تعدادی از باشگاه های لیگ برتر در برابر تغییراتی که میدانستند ممکن است باعث بازگشت دوباره نیوکاسل به لیگ قهرمانان شود، مقاومت کردند. با توجه به محدود بودن سهمیه های اروپایی جای تعجب ندارد که آرسنال، چلسی، لیورپول، منچسترسیتی، منچستریونایتد و خصوصا تاتنهام از این ایده که تیم ادی هاو از پایین جدول جدا و به جایگاه ویژه لیگ برتر منتقل شود، استقبال نکنند.
تاد بولی، مالک چلسی، اظهار داشت:
” با انتقال مالکیت نیوکاسل، تاپ سیکس لیگ به تاپ سون افزایش پیدا میکند.”
مدیران جدید باشگاه با ذهنیتی بسیار هوشمندانه و منطقی نیوکاسل را مدیریت کردهاند که در طول دوران مالکیت پر زرق و برق و بی برنامه مایک اشلی دیده نشده بود. افرادی هم پیشبینی کرده بودند که آماندا استِیولی، مدیری که مسئولیت اداره روزمره این باشگاه را برعهده داشت، عملکرد بدی در پنجره زمستانی داشته باشد که از این لحاظ هم نا امید شدند .
به جای سرعت بخشیدن به مسیر رو به سقوط باشگاه از طریق خریدن بازیکنانی پر توقع و از کار افتاده، استیولی با عملکردش تمامی منتقدان را حیرتزده کرد.
با مدیریت درست پنجره زمستانی تغییرات بسیاری مثل جذب تریپیر، دَن بِرن، مت تارگت، کریس وود و برونو گیمارش همراه بود، او تمامی بخشهای ترکیب اصلی هاو کرد.
این باور که مدیران استیولی در ریاض و جده، علاقه مند به زرق و برق هستند و صرفا قرار است پول زیادی را هزینه کنند و در نهایت هم این تیم به جایی نرسد، کاملا غلط و کلیشهای بود. در عوض، باشگاهی که قبلا حواشی بیرون از زمینش بیشتر از دستاوردهای درون زمین بود به جایی رسید که مهمترین حاشیه آنها در این تابستان این بود که ماکسیمین فراری خودش را در پارکینگ مخصوص سرمربی پارک کرده.
ادی هاو مربیای است که در رسانه ها آرام و بی حاشیه است و قطب مخالف مربیان سابق نیوکاسل است که روزهای دیوانهواری سپری کرده بودند. در حالی که جو کینییر بارها به خبرنگارها توهین میکرد و آلن پاردو وسط بازی با سر به دیود میلر، هافبک هالسیتی، ضربه زد.
نکته جالب درباره مربی حال حاضر نیوکاسل علاقه متعصبانه و دیوانهوار او به گروه موسیقی A-ha در 1980 میلادی است. او در نوامبر سال گذشته جانشین استیو بروس شد و تیم از هم پاشیده او را در پایان فصل به رتبه خوب یازدهم رساند.
در حالی که مالکان او شاید این موفقیت را با پول خرج کردن در دوبی جشن بگیرند، هاو همسر و سه فرزندش را برای لذت بردن از آرامش و سکوت به کالیفرنیای جنوبی برد.
او در طول این تعطیلات با تلفن مشغول ۲ انتصاب جدید و کاملا عاقلانه از سوی هیئت مدیره بود: دن اَشورث (مدیر فوتبال) و دارن ایلز (مدیر اجرایی). اشورث در برایتون و اتحادیه فوتبال نقش داشت و ایلز از آتلانتا یونایتد آمد تا در مدیریت ثروتمندترین باشگاه جهان کمک کند.
برجستهترین خرید آنها تا امروز جذب اسون بوتمن، مدافع سابق لیل، به همراه نیک پوپ، دروازهبان انگلیسی سابق برنلی، بوده است. همچنین یک مهاجم و هافبک دیگر در فهرست خرید آنها قرار دارد. در حال حاضر آماندا استیولی زمان خوبی دارد تا روی اهداف بلندپروازانه تر که شامل حرفهای کردن تیم زنان نیوکاسل میشود تمرکز کند.
تیم بانوان نیوکاسل در دسته چهارم است اما شاگردان بکی لنگلی در مسیر صعود به سوپرلیگ زنان قرار دارند.
بازی آنها در می گذشته در سن جیمزز پارک برابر 22 هزار نفر در عربستان سعودی به صورت زنده پخش شد و باعث حیرت کسانی که این مالکان را به نقض حقوق بشر و ندادن آزادی و برابری برای زنان متهم میکردند شد.
این حرکت غیرمنتظره در زمینه حقوق زنان به عنوان انقلابی جدی در مدرنیزه شدن عربستان شناخته میشود.همچنیپ ترس گری نویل درباره شکاف ایجاد شده در رشد فوتبال در دو بخش شمالی و جنوبی از بین میرود. گری نویل در یک برنامه تحلیلی درباره جدا ماندن نیوکاسل از سایر باشگاهها وضعیت اقتصادی گستردهتر به سمت لندن” را علت اصلی دانست و گفت:
” آیا هیچ بازیکن درجه یکی میخواهد در شمال شرقی زندگی کند؟”
این موضوع که بوتمن نیوکاسل را به میلان ترجیح داد و گیمارش مدعی شده که نیوکاسل پتانسیلی بیشتر از آرسنال دارد، به نظر میرسد که جنجالیترین مالکان همین حالا به ارتقایی بیش از حد انتظار دست پیدا کردهاند.
دراین مقاله، به بازیکن هایی میپردازیم که باوجود گذشت دو ماه از پنجره نقل و انتقالات تابستانی، هنوز تکلیف تیم بعدی آنها مشخص نشده است.
کیارش غریبی، فوتبال لب – در هر پنجره نقل و انتقالاتی بازیکن های زیادی هستند که از ابتدا تا انتهای پنجره درگیر پروسه انتقال هستند و تکلیف تیم آینده آنها تا آخرین لحظات مجهول است. در این مقاله باهم، به شرایط چند تن از این بازیکنان معتبر در دنیای فوتبال خواهیم پرداخت.
فرنکی دییونگ: دقیقا ۱۰۰ روز پیش بود که هافبک هلندی برای اولین بار به منچستریونایتد لینک شد و طی این ۱۰۰ روز اخبار ضد و نقیض زیادی درباره این انتقال منتشر شدهاند. حدود یک ماه پیش منچستریونایتد پس از ۲ ماه مذاکره، به توافق نهائی با بارسلونا دست یافت اما خود بازیکن، هنوز راضی به انجام انتقال نشده است. چلسی نیز علاقهمند به جذب دیونگ میباشد و حتی حاضر به پرداخت ۸۵ میلیون یورو برای او نیز هست اما بازیکن به هیچ وجه، راضی به ترک بارسلونا نمیشود. با توجه به گزارش رسانههای متعدد، دلیل اصرار دییونگ به ماندن در بارسا، طلب ۱۷ میلیون یورویی او از باشگاه میباشد.
کریستیانو رونالدو: ستاره پرتغالی دنیای فوتبال که سال گذشته در انتقالی به ارزش ۱۵ میلیون یورو به منچستریونایتد بازگشت، حالا ساز جدایی کوک کرده و خواهان بازی در لیگ قهرمانان اروپا میباشد. ایجنت او خورخه مندز، بارها رونالدو را به باشگاههایی نظیر چلسی، بایرنمونیخ و اتلتیکومادرید پیشنهاد داد اما هر دفعه با پاسخ منفی آنها مواجه شد. حال باید دید رونالدو و ایجنتش راهی برای خروج از الدترافورد پیدا میکنند یا این بازیکن هم تا پایان قرارداد خود در جمع شیاطین سرخ باقی میماند.
پیر امریک اوبامیانگ: سران چلسی تا به حال بیش از ۱۵۰ میلیون یورو در این پنجره نقل و انتقالاتی هزینه کردهاند اما هنوز در خط آتش خود با کمبود هایی مواجه هستند. پیر امریک اوبامیانگ به عنوان یکی از گزینههای احتمالی جایگزینی روملو لوکاکو برای آبیها در نظر گرفته میشود. او که در ژانویه سال گذشته با قراردادی آزاد به بارسلونا پیوست، حالا و باوجود جذب لواندوفسکی توسط آبیاناریها، آینده مشخصی ندارد و به چلسی پیشنهاد شده است. بر خلاف منچستریونایتد، چلسی تا به الان شانس خرید مهاجم گابنی را رد نکرده است.
ممفیس دیپای: دیپای در تابستان ۲۰۲۱ با قراردادی آزاد از لیون به بارسلونا پیوست اما موفق به برآورده کردن انتظارات طرفداران بلوگرانا نبود. حالا به ایجنت بازیکن اطلاع داده شده که به دلیل تراکم زیاد بازیکنان در خط حمله، میتواند طی انتقالی رایگان، در همین پنجره بارسا را ترک کند. در سمت دیگر ماجرا، دیپای نیاز به بازی کردن مستمر دارد تا بتواند جایگاه خود در تیم ملی هلند برای جامجهانی پیشرو را حفظ کند.
وسلی فوفانا: باوجود جذب کولیبالی توسط آبیهای لندن، آنها هنوز به دنبال جذب مدافعی دیگر هستند و وسلی فوفانا، مدافع فرانسوی لستر را هدف اول خود برای تقویت این پست قرار دادهاند. چلسی دو پیشنهاد برای لسترسیتی ارسال کرده که هر دو توسط سران روباهها رد شده است اما آنها قصد عقبنشینی ندارنر و با پیشنهادی جدید باز خواهند گشت. ممکن است تا آنها رقم پیشنهاد بعدی را به بیش از ۸۰ میلیون پوند برسانند. خود بازیکن نیز مشتاق این انتقال میباشد و حتی از برندون راجرز درخواست کرده تا او را از لیست بازی هفته سوم لستر در برابر ساوتهمپتون کنار بگذارد.
اتلتیکو مادرید نیز همچون بارسلونا در سال گذشته قافیه را به رئال مادرید باخته بود. اما تشکسازان مادریدی امسال سودای دیگری در سر دارند.
رضا حسینی، فوتبال لب – رئال مادرید و بارسلونا اسب خود را برای به دست آوردن قهرمانی لالیگا زین کردهاند؛ اما آیا امسال در لالیگا شاهد یک مسابقهی دو اسبه خواهیم بود؟ بعید به نظر میرسد. فعلا باید روی اتلتیکو هم شرطبندی کرد.
شاگردان سیمئونه سال گذشته نتوانستند از عنوان قهرمانی خود دفاع کنند و سایهای از تیم قهرمان سال قبل خود را نشان دادند و تنها به لطف اوجگیری در هفتههای پایانی توانستند در جمع چهار تیم برتر لیگ قرار گرفته و در لیگ قهرمانان امسال حاضر باشند. اما نشانههای دلگرمکنندهای برای لیگ پیش رو وجود دارد. خرید مولینا از اودینزه باید حفرهی ناشی از جدایی کایران تریپیه در دفاع راست را پر کند، در حالی که اکسل ویتسل، ملی پوش باتجربهی بلژیکی، میتواند سر و سامانی به مرکز زمین اتلتیکو مادرید دهد؛ اگر چه در بازی اول و بر خلاف تصور همگان، سیمئونه از ویتسل در مرکز خط دفاع سه نفره استفاده کرد و کیفیت خوبی را نیز از وی شاهد بودیم.
اتلتیکو مادرید در طول پیش فصل در گلزنی بسیار موفق عمل کرد و همهی حریفان را از دم تیغ گذراند. در این بین بازی ژائو فلیکس چشمنواز بوده است و نشان میدهد که مهاجم با استعداد پرتغالی آماده است تا در نهایت در این فصل استعداد خود را به طور کامل شکوفا سازد. موراتا نیز اکنون باتجربهتر شده است و در پیشفصل نیز آمار خوبی را از خود به جای گذاشت. همانطور که دیدیم در اولین بازی فصل نیز فلیکس سه پاس گل داد و موراتا دو گل از سه گل اتلتیکو در برابر ختافه را به ثمر رساند.
باید ببینیم که خریدهای جدید به کار اتلتیکو مادرید میآید و فلیکس میتواند به درخشش خود ادامه دهد و آیا سیمئونه میتواند استحکام دفاعی گذشته را که دوران ده سالهی سلطنتش در اتلتیکو را مرهون آن است، به دست آورد؟ اگر چنین شود، اتلتیکو تا آخرین پیچ مسابقه در کنار بارسلونا و رئال مادرید خواهد بود.
رئال مادرید به دنبال تکرار قهرمانی سال گذشته خود است ولی آیا به عنوان یک مدعی قهرمانی، بیش از حد به بنزما متکی نیستند؟
رضا حسینی، فوتبال لب – رئال مادرید که سال گذشته عنوان قهرمانی لالیگا را با 13 امتیاز اختلاف نسبت به تیم دوم به دست آورد، امسال نیز با قدرت پا به این مسابقات گذاشته است. قوهای سپید امیدوارند که بتوانند برای دومین سال پیاپی این عنوان را کسب کنند. پایتختنشینان آخرین بار در سالهای 2007 و 2008 موفق شده بودند که دو بار پیاپی قهرمان لالیگا شوند. آنها برای تقویت تیم خود، رودیگر را به صورت رایگان و بازیکن آزاد به خدمت گرفتند. همچنین شوامنی را با 80 میلیون یورو از موناکو خریداری کردند تا خط دفاع و هافبک خود را تقویت کنند.
دیگر برای همگان مسجل است که آنجلوتی علاقهی زیادی دارد که ترکیب همیشگی خود را داشته باشد و بازیها را با 11 نفر مورد علاقهی خود شروع کند؛ ولی با توجه به فصل طولانی پیش رو و وقفهای که به خاطر برگزاری بازیهای جام جهانی پیش خواهد آمد، کارلتو مجبور است تا بیشتر از سیستم چرخشی استفاده کند. پس بازیکنان تازه وارد مادرید به همراه کاماوینگا، والورده و رودریگو شانس بالایی جهت به دست آوردن زمان بیشتری برای بازی در ترکیب دارند.
در این بین تنها استثنا کریم بنزما است. شکست غیرمنتظره رئال در جذب کیلیان امباپه به این معنی است که بنزما تنها مهاجم مرکزی تیم است. لوکا یوویچ به فیورنتینا رفته و آنچلوتی هرگز به ماریانو دیاز اعتماد نکرده است. اتکای بیش از حد رئال مادرید در زمینهی گلزنی به بازیکنی که در دسامبر 35 ساله می شود، بزرگترین علامت سوال در مورد جاهطلبیهای رئال است.
با این حال برای مادریدیها کورسوی امیدی وجود دارد، ادن هازارد. مصدومیتهای پیاپی باعث شدند تا بلژیکی بعد از سه سال حضور در مادرید، تنها 6 گل به ثمر برساند. این باعث ناامیدی هواداران مادریدی و حتی خود او شده است. اما در انتهای فصل گذشته و بعد از قهرمانی رئال در لیگ قهرمانان، هازارد به طرفداران رئال قول داد که وقت جبران فرا رسیده است. حالا هازارد آماده است، با یک پیش فصل کامل و با حمایت آنجلوتی که قصد دارد از بلژیکی در یک نقش 9 کاذب استفاده کند. باید ببینیم که آیا او موفق میشود تا از این فرصت استفاده کند و در نهایت تبدیل به آن فوقستارهای شود که قبلاً در استمفورد بریج دیدهایم؟ اگر این اتفاق بیفتد، ترکیب رئال در تنها منطقهای که مادریدیها در آن آسیبپذیر به نظر میرسد، عمق مناسبی پیدا خواهد کرد.