Tag Archives: پادکست فوتبالی

توماس فرانک استثنایی: “سس مخفی”، تمرین وقت اضافه و بازی ریسک

امیرحسین محمودی، فوتبال‌لب – اتفاقی که خبرساز شد، سخنرانی هیجان‌انگیز توماس فرانک در رختکن برنتفورد بود.

توماس فرانک، عالی می‌نوازد

تاریخ ۹ دسامبر، بعد از شکست 4 گله نیوکاسل برابر برنتفورد در جی‌تک کامیونیتی استادیوم این سخنرانی انجام شد. بعد از این برد، برنتفورد هفتمین پیروزی خانگی خود در هشت بازی اخیر را به دست آورد. اما به جای قدردانی از ستارگان گل‌زن این بازی (برایان امبومو و یانوئه ویسا)، فرانک توجه خود و تیمش را به بازیکنانی که کمتر به آن‌ها توجه می‌شود، معطوف کرد.

کاپیتان تیم، کریستین نورگارد، برای انجام صدمین بازی خود با پیراهن برنتفورد مورد تشویق قرار گرفت. همچنین ایتان پینوک برای 200مین بازی خود مورد تقدیر قرار گرفت. تعویضی‌های بازی، یعنی میکل دمزگارد و کوین شاده برای توانایی بالای خود برای قدرت تمام‌کنندگی مورد ستایش قرار گرفتند و همچنین بن می، مدافع تیم، برای قدرت تهیج تیم و رهبری‌اش، با اینکه در دقیقه ۸۷ وارد زمین شد، مورد تحسین قرار گرفت.

این ویدیو بعد از وایرال شدن، واکنش‌های زیادی را در بر داشت. فوتبالیست سابق، پیتر کراوچ، اظهار داشت که اگر همچنان فوتبال بازی می‌کرد، علاقه شدیدی به بازی کردن زیر نظر فرانک داشت. توماس فرانکی که همانند تیمش درحال تبدیل شدن به ستاره‌ی درحال خیزش در پریمیرلیگ است (برنتفورد در حال حاضر یازدهم لیگ و بالاتر از تیم‌هایی مانند منچستریونایتد، تاتنهام و وستهم یونایتد است).

آیا شایعات درمورد فرانک درست است؟

اما آیا واقعا بازی کردن و کار کردن با توماس فرانک دوست‌داشتنی است؟ ویژگی‌های او به عنوان یک رهبر چیست و چگونه می‌تواند بهترین استفاده را از بازیکنان خود بکند؟

مصاحبه با بازیکنان سابق و کنونی زیر نظر او، و همچنین همکاران اون می‌تواند ما را به فهمیدن این مهم راهنمایی کند.

پنتوس جنسن (مدافع و کاپیتان سابق برنتفورد در سال‌های 2019 تا 2023) قطعا در این لیست وجود دارد.

او اظهار داشت که:

او یک دوست همیشگی و بهترین مربی‌ای است که داشته‌ام. او یک انسان محشر است، وارد رختکن می‌شود و به همه انرژی می‌دهد. به عنوان یک سرمربی، نحوه توسعه و پیدا کردن راه‌حل‌های جدید و شجاع بودن در امتحان این راهکار‌ها او را به یکی از بهترین‌ها در پریمیرلیگ تبدیل کرده است. با توجه به بودجه کم و اسکوادش دیوانه‌وار است. او فقط در یک سال این کار را انجام نداده و او و تیمش به اندازه‌ کافی باهوش هستند که اوضاع را تغییر دهند. این (روش‌ها) همه را متحیر می‌کند. من به عنوان کسی به برنتفورد آمدم که میخواستم بدرخشم و خود را نشان دهم، (اما فرانک مرا) تبدیل به یک رهبر کرد و مردم من را به عنوان یک کاپیتان و انسانی خوب میشناختند. شکلی که او مرا عوض کرد، هیچوقت فراموشش نمی‌کنم.

ذهنیت درست، انعطاف زیاد

علاقه برای ریسک کردن، توجه او به جزئیات و ذهنیت برنده داشتن برای هر مسابقه (حتی برابر منچسترسیتی و لیورپول) حتی بر روی بازیکنان هم تاثیرگذار بود.
توماس فرانک قبل از این‌که سرمربی جوانان دانمارک شود، در کشورش معلم بود. او سپس مربی تیم براندبی شد و در سال 2016 به برنتفورد آمد، ابتدا در نقش دستیار و سپس سرمربی در سال 2018.

طبق گفته‌ها، “مثبت‌اندیشی” در کمپین برنتفورد، رکن مهمی در پیشرفت آن‌هاست.

بن می، مدافع برنتفورد می‌گوید:

به یاد می‌آورم وقتی در زمان برد، مساوی یا باخت با توماس صحبت می‌کردم، از او می‌پرسیدم که آیا من برای پرتاب توپ‌ها مناسب هستم؟ و او پاسخ می‌داد:(آره، همیشه این کار رو بکن، اصلا درباره‌ش شک نکن) و این همیشه برای من افزایش روحیه داشت.

می اظهار داشت که توجه فرانک به جزئیات بیشترین مقداری بود که در طول کریرش تجربه کرده، به عنوان مثال به این‌که چه زمانی پاس بدهد یا کمی طول بدهد و لمس توپ بیشتری داشته باشد، به جای اینکه مستقیما بعد از دریافت توپ پاس بدهد.

می اضافه کرد:

او به چیزهایی فکر می‌کند که شاید دیگران نکنند، او از شنیدن ایده‌های مختلف استقبال می‌کند، چیزی که عالی است. او همیشه سعی می‌کند ایده بازیکنان را به هیئت مدیره منتقل کند. در نهایت، او دانش زیادی درباره فوتبال دارد.

تاکتیک، تکنیک و درک توماس فرانک

برایان ریمر، دستیار فرانک در سال‌های 2018 تا 2022 و اکنون مربی تیم ملی دانمارک، این گزاره‌ها را تائید می‌کند. به گفته او، رئیس سابقش درک بالایی از تاکتیک و تکنیک در فوتبال دارد و درک او از وضعیت انسانی نیز قابل توجه است:

توماس انسان آرامی است و در کار کردن با بقیه خوب. گاهی می‌بینیم سرمربی‌هایی که به اندازه توماس در باشگاهی حضور دارند، کم کم بی‌حوصله می‌شوند، اما همچنان تمام تیم حامی توماس هستند.

به همین خاطر است که اون انقدر در ساخت پایه قوی‌ است، در ساخت همبستگی.
ریمر در ادامه گفت:

او هر دیدار را با جمله (امروز چه روز زیبایی است) شروع می‌کند. مهم نیست که هوا آفتابی، بارانی یا سرد باشد. او همیشه گفتگو را با این جمله شروع می‌کند. به نظرم او میخواهد به همه یادآوری کند (گوش کنید، ما یک زندگی خارق‌العاده داریم. ما خیلی خوشبختیم. بیاید ارزش آن را قدر بدانیم و هر روز بهترین خود را ارائه کنیم.)

ریمر دمزگارد را مثال می‌زند، کسی که 2022 از سمپدوریا خریده شد. بازیکنی که صبر فرانک را مثمر ثمر واقع کرد:

بعضی از مربیان تسلیم می‌شوند و می‌گویند (قرار نیست کار کند) و او را می‌فروختند. اما توماس کیفیت میکل را متوجه شد و با او کار کرد، صحبت کرد و الان از مزایای آن استفاده می‌کند. چنین ابعادی از توماس برای من، یادآور قدرت او هستند.

پدر خانواده

ساخت رابطه نزدیک با بازیکنان در داخل و خارج زمین، همیشه یک تم مهم در هفت‌سال مربی‌گری او در برنتفورد بوده است.

برای مثال، در دسامبر گذشته، فرانک ناتان کالینز را بعد از باخت ۴ بر ۱ برابر ولوز به ماشینش در راه خانه، دعوت می‌کند. بازی‌ای که مدافع دو اشتباه منجر به گل داشت. پیام کاملا واضح بود: کالینز حمایت کامل فرانک را داشت. او در فصل 2024-25 عملکرد محشری داشت.

فرانک پیشنهاد حمایت خصوصی و عمومی را به آیوان تونی بعد از محرومیتش از فوتبال به دلیل دست داشتن در قمار را داد و بعد از پایان محرومیتش، در هفته اول بازگشت او به تمرینات، کمکش کرد تا به روند بازی کردن برگردد.

توماس فرانک دوست داشتنی
فرانک در تلاش برای حمایت از تونی بعد از اتفاقات انضباطی

هیچ سوالی درباره میزان قدرت فرانک در برنتفورد وجود ندارد، اما این او را از بازیکنان دور نمی‌کند. او در تابستان 2023، به همراه تونی، پینوک، ویتالی ینلت، مدز روزلو و فیل گیلس (مدیر ورزشی برنتفورد) در گرند پریکس بریتانیا شرکت کرد. او همچنین چندین بار کادر مربی‌گری خود را به شام دعوت کرده است.

حامی و تحت حمایت تیم

لوک دنیلز، دروازه‌بان دوم برنتفورد در سال‌های 2017 تا 2021، درباره فرانک گفت:

او کسی است که می‌شود نشست و باهاش قهوه خورد. درباره اتفاقات هفته صحبت می‌کردیم و او از خانواده‌ات از تو می‌پرسید. ماشین من را چندین بار دزدیدند و او به من گفت سعی کن اوضاع رو راست و ریست کنی و مطمئن شد که من هوای خانواده‌ام را دارم. هیچوقت مشکلی برای زدنِ در اتاق او (و صحبت کردن) وجود نداشت.

ریمر می‌گوید:

فرانک کسی بود که همیشه می‌توانست به عقبه یک ماجرا نگاه کند و بگوید:(خیلی خب، آروم باشید. بیاید ببینیم اینجا چه اتفاقاتی افتاد.) ممکن بود هر نوع موضوعی مطرح شود، از وضعیت آیون تونی تا اتفاقات شادی مانند پدر شدن یکی از بازیکنان. من اولین کسی بودم که می‌گفتم:(باشه، بازیکنمون پدر شده، ولی اون باید این بعدازظهر بازی کنه!) ولی توماس می‌دانست چه زمانی باید بگه که بازیکن لازمه کنار خانواده‌ش باشه. اون خیلی آرومه و در رفتار با بازیکنا خیلی خوبه.

این رویکرد تنها به بازیکنان اطلاق نمی‌شود، بلکه کادر هم در برمی‌گیرد. در ویدیویی که هفته بعد از رختکن، در رسانه اجتماعی تیم برنتفورد منتشر شد، فرانک از تمام آشپزهای باشگاه با گفتن اسامی آن‌ها، در وعده کریسمس تشکر کرد. او اشاره کرد که آشپزها با پختن این وعده‌های خوب، به تیمش خوشحالی کسب سه و نیم امتیاز را می‌دهند.

در خارج از فوتبال، فرانک از گشت و گذار و همچنین سفر کردن لذت می‌برد. او همچنین مانند باقی سرمربیان پریمیرلیگ، علاقه به بازی پدل دارد و گاهی با کادر تیمش در زمین ورزشی برنتفورد این بازی را انجام می‌دهد.

ریمر، وقتی که در برنتفورد بود، با خانواده فرانک زندگی می‌کرد:”اتمسفر دنجی در خانه او وجود داشت. همیشه چیزی در آن خانه جریان دارد. فوتبال همیشه از تلویزیون درحال پخش است، عصرها بورد گیم انجام می‌شد.”

ریمر اشاره می‌کند که توماس فرانک برای روز بازی که آن را “منطقه جنگی” می‌نامد، کاملا مشتاق است. اما هیچوقت کنترلش را بعد از بازی، از دست نمی‌دهد:

بعضی از مربیان را می‌بینیم که بعد از بازی یا بین دو نیمه داد و فریاد به را می‌اندازند، من هیچوقت توماس را این‌طور ندیده‌ام. او همیشه قبل از بازی، در رختکن (قبل شروع بازی) و بعد از آن آرام است. اما بین دو نیمه همه چیز فرق می‌کند، به نظرم هیچکس نباید هیولایی که در درون اوست را دستکم بگیرد.

رشد موفقیت‌آمیز برنتفورد

بی‌عدالتی است اگر تمام موفقیت برنتفورد را مدیون فرانک بدانیم. نحوه به خدمت‌گیری خاص باشگاه، که با استفاده از مدل دیتای منحصر به‌فرد، توسط مالک، متیو بنهام شکل گرفت، مورد حسادت کل لیگ است.
بنهام شبکه Smartodds (که یک شبکه تامین دیتا و توصیه شرطبندی به کاربران است) را به برنتفورد وارد کرد. این شبکه حدود 85هزار بازیکن در سراسر جهان را مورد بررسی قرار می‌دهد. آن‌ها شش مدل بررسی بازیکن و 16 موقعیت قرارگیری بازیکن (نه 11) را مورد بازبینی قرار می‌دهند.

ارقام در این باشگاه، که از نظر تاریخی زیر سایه همسایه‌های پول‌دارتر و بزرگ‌ترشان زندگی کرده‌اند و در رده‌های بالاتر رقابت می‌کنند، بسیار مهم و حیاتی است. اما توانایی فرانک در ایجاد توازن در عملکردشان با اسکوادی نه چندان نخبه، بسیار مهم است.
او فرهنگ باشگاه را “سس مخفی” نام‌گذاری کرده، اما خود فرانک ذهن فوتبالی هوشمندی دارد.

ریمر می‌گوید:

اون نشان داد که در حوزه تاکتیکال چه مربی توانمندی‌ست و این‌که چطور می‌تواند ایده‌های درون سرش را به این سرعت به زمین بازی وارد کند، محشر است. اگر می‌خواهید در پریمیرلیگ بقا بیابید، باید این توانایی را داشته باشید.

توماس فرانک
شکی در توانایی‌های من منیجمنت توماس فرانک وجود ندارد، اما او همچنین ذهن تاکتیکی قوی‌ای دارد

به عقیده ریمر، برنتفورد زیر نظر فرانک، از یک تیم چمپیونشیپی به دنبال تسلط در زمین با در دست داشتن توپ، به یک تیم عمل‌گراتر پریمیرلیگی تبدیل شد. این عملکرد حتی بعد از فروش آیوان تونی به الاهلی ادامه پیدا کرد، به طوری که در 15 بازی خانگی‌شان، 30 گل به ثمر رسانده‌اند.

ریمر گفت:

همان‌طور که در مورد‌های دیگر دیدیم، اگر به پریرمرلیگ بیایید و در حوزه کیفیت بازی در مقایسه با تیم‌های دیگر، کمی ابتدایی بازی کنید، میتواند برایتان مشکل‌ساز باشد. پس برنتفورد تبدیل به تیمی قدرتمند از نظر ضدحمله‌ شد که به نظر من روش درستی بود.

تحسین مرد دانمارکی

ریمر همچنین فرانک را به خاطر تغییر فرمت از 4-3-3 به 3-5-2، در ابتدای حضورش در برنتفورد، تحسین می‌کند. تصمیمی که در ابتدا شکننده به نظر می‌رسید. او ده‌بازی ابتدایی، از مربی به سرمربی (جایگزین دین اسمیت در 2018)، هشت بازی را باخت. سه سال بعد، به پریمیرلیگ راه یافت.

دنیلز درباره فرانک می‌گوید:

توماس به شدت در جزئیات دقت می‌کند. او همه چیز را زیر و رو می‌کند، همه چیز آنالیز شده‌ است. ما قبلا گل‌های زیادی می‌خوردیم، پس مجبور بودیم از حریف گل‌های بیشتری بزنیم

فرانک هر روز ساعت شش صبح بیدار می‌شود، به دنبال راه‌های کوچکی برای منفعت برنتفورد می‌گردد. مثال بارز این فصل، حمله سریع از شروع بازی و گلزنی بود.

او همچنین زمان تمرین را وقف آمادگی برای دقایق پایانی مسابقات می‌کند، مشخصا با این دید که برنتفورد از دقیقه ۹۰ به بعد چطور بازی کند. به این خاطر که دقایق اضافه زیادی توسط داوران اخذ می‌شود. برنتفورد سریع حمله می‌کند و از این که در محوطه ۱۸ قدم حریف حداقل دو بازیکن، بین دو تیرک و بین دروازه‌بان حریف قرار داشته باشند، اطمینان حاصل می‌کند.

چهره‌ی تاکتیکی فرانک

در مصاحبه‌های گذشته، فرانک درباره اهمیت انعطاف به نسبت حریف صحبت می‌کند. او به نسبت راسل مارتین (ساوتهمپتون) و انژ پستکغلو (تاتنهام) در مورد عدم تغییر ذهنیت اصلی، کمتر مورد انتقاد است.

پیچش‌های تاکتیکی فرانک همیشه هم جوابگو نیست. برابر فولهام، با تعویض امبومو با می، فشار تهاجمی تیم کم شد و نتیجه ۱-۰ با باخت ۲-۱ عوض شد.

برایان امبومو از بازیکنان مدنظر توماس فرانک
برایان امبومو بازیکن مهمی برای تاکتیک فرانک محسوب می‌شود

بهرحال، توماس فرانک جزو سرمربیانی است که اکنون توسط مدیران و تیم‌های پریمیرلیگی به عنوان یک شخصیت باهوش، دوست داشتنی و همراه با شرایط در نظر گرفته می‌شود.

او در تابستان، بین گزینه‌های جانشین اریک‌ تن‌هاخ، سرمربی یونایتد بود. او همچنین زمانی که هلندی در ماه اکتبر اخراج شد، در لیست جانشینانی که دن اشورث تهیه کرده بود، حضور داشت.

در آخرین مصاحبه با اتلتیک، فرانک اظهار داشت که در برنتفورد خوشحال است. او این عقیده را دارد که زندگی خوبی دارد و وضعیتش از این بهتر نمی‌شود، اما همچنین گفت که نمی‌داند که در آینده چه رخ می‌دهد.

ریمر می‌گوید که فرانک آمادگی قدم بعدی با به هدایت گرفتن باشگاهی بزرگ‌تر را دارد، اما آیا توانایی کنترل ستاره‌های حاضر در این تیم‌ها را هم دارد؟

او کسی نیست که با ستاره‌ها به مشکل بخورد. من باور دارم که او شخصیت و هوش لازم برای کنترل این دست از چالش‌ها را دارد.

برای شنیدن تحلیل‌های صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!

علاقه‌ FSG به مالاگا چه معنایی می‌تواند برای لیورپول داشته باشد؟

FSG مسئولیت بزرگی بر روی دوش ادواردز گذاشته

نیما حیدری مقدم، فوتبال لب– از زمان انتصاب مایکل ادواردز به‌عنوان مدیر اجرایی فوتبال در گروه ورزشی فن‌وی (Fenway Sports Group یا همان FSG) در مارس 2024، مشخص شده است که مالکیت چند باشگاهی به آنفیلد آمده است. ادواردز، مدیر ورزشی پیشین لیورپول، با این باور است که باشگاه چاره‌ای جز گسترش ندارد. این کار آن‌ها در لیگ برتر و فراتر از آن «رقابت پذیر» باقی نگه می‌دارد. او به مجموعه FSG بازگشت. هدف، یک برنامه جاه‌طلبانه برای سرمایه‌گذاری در یک باشگاه دیگر است. روز شنبه، گزارشی مبنی بر بررسی FSG برای معامله‌ای برای خرید تیم مالاگا از لیگ دسته دوم اسپانیا منتشر شد. در حال حاضر چه می‌دانیم؟

هدف خیزش FSG دقیقاً چیست؟

برنامه‌های چندباشگاهی FSG اساساً به معنای همگام شدن با رویه رایج در لیگ برتر است. اکنون بیش از نیمی از 20 تیم حاضر در لیگ برتر انگلیس با حداقل یک باشگاه اروپایی دیگر رابطه دارند. این الگو در دو سال گذشته در حال گسترش است. این اقدام لیورپول برای همراهی با رقابت دیگران است. همان‌طور که مایک گوردون، رئیس FSG، پس از انتصاب ادواردز در سال گذشته، در ایمیلی به کارکنان توضیح داد.

گوردون نوشت: «فوتبال جهانی در سال‌های اخیر به شدت تغییر کرده است. به‌طور فزاینده‌ای پیچیده شده و چالش‌های فراوانی ایجاد کرده است. برای باقی‌ماندن در رقابت، باید هر راه‌حلی را برای کسب برتری شناسایی کنیم. در این راستا، مایکل (ادواردز) از تمام ابزارهای موجود استفاده خواهد کرد و پیش‌تر شناسایی باشگاهی دیگر به عنوان یک کانال مؤثر برای تقویت عملیات کلی و پیشبرد جاه‌طلبی‌های رقابتی‌مان را آغاز کرده است.»

لیورپول پیش‌تر در مقابل روندی که مالکیت باشگاه منچسترسیتی ایجاد کرده بود، مقاومت می‌کرد. این مالکیت 13 تیم در سراسر جهان، تحت چتر سیتی فوتبال گروپ (City Football Group یا CFG)، از جمله خیرونا در اسپانیا، پالرمو در ایتالیا، و نیویورک سیتی در ایالات متحده گرد آورده است. پذیرفته شده که مزایای مدل چندباشگاهی قابل نادیده گرفتن نیست. گوردون افزود: «این امر به هیچ وجه از تمرکز، توجه، مراقبت، و مهم‌تر از همه، سرمایه‌گذاری در لیورپول نمی‌کاهد. در واقع، ما این مسیر را به‌عنوان راهی که می‌تواند باشگاه ما را برای آینده تقویت کند، می‌بینیم.»

FSG مالاگا را میخواهد

علاقه دیرین

مدت‌ها است که گروه ورزشی فن‌وی (Fenway Sports Group یا FSG) آماده خرید یک باشگاه فوتبال دیگر برای اداره آن در کنار لیورپول است. ارتباط‌هایی با چهار باشگاه در برزیل (کروزِیرو، بوتافوگو، آتلِتیکو پارانائِنسه و اینترناسیونال) وجود داشت، اما بیلی هوگان، مدیر اجرایی لیورپول، در سال 2023 اشاره کرد که این موضوع دیگر اولویت نیست. هوگان در کنفرانس Sports Pro Media APAC در سنگاپور، گفت: «برای برخی باشگاه‌ها، (مالکیت چندباشگاهی) منطقی است. اما در حال حاضر، تمرکز ما بر روی کاری است که در لیورپول انجام می‌دهیم.» درِ این موضوع هرگز بسته نشد، اما بازگشت ادواردز فرصتی مناسب برای پیشبرد این استراتژی فراهم کرد. فرصت گسترش مجموعه FSG عاملی برای کاهش تردید اولیه ادواردز نسبت به بازگشت به لیورپول بود.

ادواردز پس از انتصاب خود، در بیانیه‌ای از FSG گفت: «یکی از بزرگ‌ترین عوامل در تصمیم من، تعهد به خرید و نظارت بر یک باشگاه اضافی و گسترش این بخش از FSG است. من معتقدم که این کار، برای باقی‌ماندن در رقابت، سرمایه‌گذاری و گسترش پرتفوی فوتبال فعلی ضروری است.» جمله آخر کلیدی است. برای لیورپول، این دیگر یک انتخاب استراتژیک نیست، بلکه ضروری است.

چرا مالاگا مورد توجه است؟

یک الگو در باشگاه‌های لیگ برتر برای خرید تیم وجود دارد: به اندازه‌ای بزرگ باشند که بتوانند در بالاترین سطح مسابقات داخلی رقابت کنند، بدون اینکه خریدشان هزینه هنگفتی داشته باشد. بازار آمریکای جنوبی، به‌ویژه برزیل، پیش‌تر توسط FSG ارزیابی شده بود، اما ترجیح برای اولین گام، همیشه تیمی در اروپا بود.

برگزیت و رأی بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا (EU) در سال 2016، به پیچیدگی‌هایی در جذب بازیکن منجر شده است. گرفتن مجوز کار برای بازیکنان خارجی برای پیوستن به باشگاه‌های انگلیسی دشوارتر شده است. مالکیت یک باشگاه در یک کشور عضو اتحادیه اروپا به دور زدن این قوانین کمک می‌کند. و فرصتی برای بازیکنی فراهم می‌کند تا معیارهای صلاحیت خود برای بریتانیا را در یک لیگ دیگر به دست آورد. همچنین می‌تواند خانه‌ای موقت برای بازیکنان زیر 18 سال آینده‌دار اروپا ایجاد کند، که دیگر واجد شرایط برای امضای قرارداد با باشگاه‌های انگلیسی نیستند.

توانایی بازگشت وجود دارد؟

فشار برای تشکیل شراکت با باشگاه‌های اروپایی در سال‌های پس از برگزیت اتفاقی نبوده است. برای FSG، مالاگا به خوبی در این چارچوب جا می‌گیرد. این حرکت با علاقه گروه به خرید تیم‌هایی با سنت‌های قوی و پتانسیل رشد، مشابه علاقه قبلی‌اش به بوردو، هماهنگ است. در ژوئیه سال گذشته، FSG پس از مذاکرات «جامع و سازنده با تمام طرف‌های ذی نفع» از خرید باشگاه فرانسوی عقب‌نشینی کرد.

مالاگا تاریخچه‌ای از تیمی ثابت در لالیگا و پیشینه رقابت در اروپا را دارد. اما در سال‌های اخیر افت کرده است و به سطح سوم فوتبال اسپانیا سقوط کرده است. آن‌ها فصل گذشته به دسته دوم ارتقا یافتند. FSG معتقد است که فرصتی برای بازگرداندن این باشگاه وجود دارد. باشگاهی که در سال 2013 به مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا رسید.

هیئتی از FSG در فوریه از مقر مالاگا به عنوان بخشی از این فرآیند بازدید کرد. هنوز هیچ چیزی قطعی نشده است و هرگونه معامله برای مالاگا بی‌دردسر نخواهد بود. همان‌طور که “درموت کورگان” در روز شنبه گزارش داد، یک قاضی از سال 2020 باشگاه را کنترل کرده است. مسائل حقوقی پیچیده مربوط به فروش به گروه محلی BlueBay Hotels، که در حال حاضر مالک تقریباً نیمی از سهام باشگاه است وجود دارد. دادستان‌های قضایی، همچنین در حال تحقیق درباره ادعای سوءاستفاده از بودجه باشگاه در دوران ریاست تاجر قطری، “عبدالله بن ناصر آل‌ثانی” هستند، که بر بی‌گناهی خود تأکید کرده است.

FSG به نظر می‌رسد که گزینه‌های متعددی را بررسی می‌کند. آن‌ها در سال گذشته تحقیقات لازم و بازدیدهای حضوری از چند باشگاه اسپانیایی انجام داده است. از جمله لوانته، الچه، اسپانیول، ختافه و وایادولید، در حالی که بازار فرانسوی نیز به‌عنوان محور اصلی ارزیابی‌هایشان بوده است.

مزایای مدل چند باشگاهی برای لیورپول چیست؟

این اصطلاحی نیست که مدیران اجرایی دوست داشته باشند از آن استفاده کنند. به‌ویژه که برای تیم‌های سطح پایین‌تر هرم چندباشگاهی، بسیار تحقیرآمیز است. اما امکان استفاده از این تیم‌های دیگر به‌عنوان «باشگاه‌های تغذیه‌ای» جذابیت بیشتری برای کسانی که در لیگ برتر حضور دارند، پیدا کرده است.

علاوه بر برتری که در جذب جوانان ایجاد می‌کند، این مدل همچنین فرصتی برای توسعه استعدادهای خود لیورپول فراهم می‌کند. کنترل بیشتری بر پیشرفت یک بازیکن جوان، زمانی که به یک باشگاه شریک قرض داده می‌شود، وجود دارد. مدل چندباشگاهی، از تمام تیم‌هایش می‌خواهد که به یک سبک بازی کنند.

تاد بولی، مالک مشترک چلسی، در سال 2023 انگیزه‌هایش را به خوبی خلاصه کرد. او گفت: «هدف ما این است که مطمئن شویم می‌توانیم مسیر را برای ستارگان جوانمان به‌سوی بازی در زمین چلسی هموار کنیم. در حالی که بازی واقعی و زمان حضور در زمین را برایشان فراهم کنیم.»

بازیکنان جوان می‌توانند به باشگاه‌های شریک قرض داده شوند، در حالی که می‌دانند در سطوح رقابتی، فرصت‌ها و دقایقی برای بازی وجود دارد. چیزی که همیشه نمی‌توان آن را بدیهی تلقی کرد. این به این معنا نیست که آن بازیکن در نهایت در بزرگ‌ترین باشگاه مجموعه بازی کند، اما به افزایش ارزش خودش و دیگر بازیکنان کمک خواهد کرد. در این دوران، با قوانین سخت‌گیرانه‌تر درباره سود و پایداری (Profit and Sustainability Rules یا PSR)، این دستاوردها می‌توانند تفاوت ایجاد کنند.

اشتراک‌گذاری تحلیل‌ها و داده‌های استعدادیابی در چارچوب مدل چندباشگاهی وجود دارد. که شبکه جستجو را گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌کند. همان‌طور که گروه ردبول (Red Bull Group)، مالک تیم‌هایی مانند لایپزیگ آلمان و سالزبورگ اتریش، این کار را به طرز چشمگیری انجام داد. همه این‌ها به هدف اعلام‌شده گوردون برای تقویت لیورپول بازمی‌گردد.

FSG و مشکلات

همه چیز همیشه شیرین و دلپذیر نیست، همان‌طور که مالکین Blue Co چلسی در مالکیت باشگاه فرانسوی استراسبورگ متوجه شده‌اند، هواداران بی‌قرار، نارضایتی خود را آشکارا بیان کرده‌اند. با این حال، اوضاع این فصل بهتر است. پیروزی آن‌ها مقابل لیون در روز جمعه آن‌ها را به رتبه پنجم لیگ 1، بالاترین سطح فوتبال باشگاهی فرانسه، رساند.

همچنین در سال‌های اخیر، اعتراضاتی در لیون، علیه گروه فوتبال ایگل (Eagle Football Group) متعلق به جان تکستور در حال انجام است. این اعتراضات در لوریان، جایی که گروه سرگرمی فوتبال بلک نایت (Black Knight Football Entertainment) حاضر است، جریان دارد. گروهی که بیل فولی، مالک بورنموث، سهام‌دار آن است.

سایرین نیز زمانی که دو باشگاه از یک گروه در یک رقابت اروپایی با یکدیگر روبه‌رو شده‌اند، با مشکلاتی مواجه شده‌اند.

راه‌حل کج‌دار و مریض

یوفا ، نهاد حاکم بر فوتبال اروپا، مسابقه بین باشگاه‌های شریکی را ممنوع کرده است و این قانون در فصل گذشته مشکلاتی ایجاد کرد. برای مثال، زمانی که برایتون و رویال یونیون سن‌ژیلوآز (Royale Union Saint-Gilloise) بلژیک هر دو به لیگ اروپا راه یافتند. در نهایت، برایتون توانست در این مسابقه شرکت کند، زیرا یوفا متقاعد شد که مالک آن، تونی بلوم (Tony Bloom)، تأثیر قاطعانه‌ای بر یونیون ندارد. استون ویلا نیز با همین مشکل مواجه شد، زیرا باشگاه شریک پرتغالی آن‌ها، ویتوریا گیمارش (Vitoria Guimaraes)، فصل گذشته به لیگ کنفرانس اروپا راه یافت. مالکان ویلا، ناسف ساویریس (Nassef Sawiris) و وس ادنز (Wes Edens)، مجبور شدند سهم خود در ویتوریا را کاهش دهند تا با قوانین یوفا مطابقت کنند.

لیورپول، به‌طور غیرمستقیم، مشکلاتی را با میلان و تولوز (Toulouse) تجربه کرد. شرکت RedBird Capital Partners، که 11 درصد از سهام FSG را در اختیار دارد، کنترل این باشگاه‌ها را بر عهده دارد و توانست یوفا را متقاعد کند که هر دو باشگاه می‌توانند در مسابقات آن شرکت کنند. شرایطی که یوفا برای تمامی این موارد در نظر گرفته است، این است که پس از پنجره نقل و انتقالات تابستان گذشته، هیچ باشگاه مالک مشترک، نباید بین خود بازیکن رد و بدل کنند.

آیا FSG همان مدل مورد استفاده رقبایی مانند گروه فوتبال سیتی (City Football Group یا CFG) و BlueCo را می‌خواهد؟

اساس کار مشابه خواهد بود: ایجاد شراکت‌های مفید و بهره‌برداری از مزایای رقابتی آن‌ها. با این حال، تکرار مدل CFG نیازمند منابع و زمان قابل‌توجهی است. CFG بیش از یک دهه است که در این زمینه فعالیت می‌کند و در آمریکای شمالی، جنوبی، استرالیا، آسیا و اروپا ریشه دوانده است. تأثیر آن بسیار گسترده است. در حالی که این رویکرد در حال تقلید است، هیچ‌کس تمایلی برای تکرار گستردگی آن نشان نداده است و از FSG، که سازمانی آگاه به محدودیت‌های مالی خود است، انتظار نمی‌رود که این کار را امتحان کند.

BlueCo، که چلسی را در سال 2022 خریداری کرد، در تابستان 2023 با خرید استراسبورگ مأموریت چندباشگاهی خود را آغاز کرد و انتظار می‌رود باشگاه‌های بیشتری به این مجموعه بپیوندند. FSG هنوز مشخص نکرده که برنامه‌هایش برای مدل چندباشگاهی تا چه اندازه بلندپروازانه خواهد بود، اما ادواردز معتقد است که گسترش ضروری است و شاید مالاگا بتواند آغاز این مسیر باشد.

تغییر زندگی ترنت الکساندر-آرنولد پس از طغیان هواداران لیورپول

از ستایش تا خیانت: سقوط یک قهرمان محلی

آرنولد

علیرضا خلیلی، فوتبال‌لب – الکساندر-آرنولد، از آکادمی لیورپول به تیم اصلی آمد. او در ۳۴۹ بازی خود ۸۶ پاس گل و ۲۲ گل به ثمر رساند. همواره از او به‌عنوان نمادی از وفاداری و هویت شهر لیورپول یاد می‌شد. با این حال، تصمیم او برای ترک تیم محبوبش بدون دریافت هیچ هزینه انتقالی، احساسات هواداران را جریحه‌دار کرد. بسیاری از طرفداران قدیمی، مانند مایکل ویکهام، این اقدام را «بی‌احترامی به باشگاهی که او را ساخت» توصیف کردند و معتقدند اعلام این خبر در میانه رقابت‌های قهرمانی لیگ برتر، تمرکز تیم را برهم زد.

میراث در مقابل جاهطلبی: چرا مادرید؟

انتقال به رئال مادرید برای الکساندر-آرنولد فرصتی استثنایی محسوب می‌شود. او که تمامی جام‌های مهم از جمله لیگ قهرمانان اروپا و لیگ برتر را با لیورپول فتح کرده، اکنون به‌دنبال تقویت میراث فردی خود است. در مصاحبه‌ای با اسکای اسپورتس، او بر آرزوی کسب توپ طلا تأکید کرد. موضوعی که برخی هواداران آن را نشانه بیتوجهی به ارزش‌های جمعی تیم تفسیر کردند. از سوی دیگر، همکاری با ستارگانی چون جود بلینگهام و کیلیان امباپه در مادرید، فرصتی بی‌نظیر برای رشد حرفه‌ای اوست .

مقایسه با پیشینیان: درس‌هایی از گذشته

واکنش تند هواداران لیورپول به تصمیم ترنت، یادآور خروج استیو مک‌منه‌من در سال ۱۹۹۹ به مادرید است. مک‌منه‌من که دو بار قهرمان لیگ قهرمانان با مادرید شد، هرگز جایگاه سابق خود در دل هواداران لیورپول را بازنیافت. حتی استیون جرارد، اسطوره این تیم، در سال ۲۰۱۰ به انتقال به مادرید نزدیک شد، اما وفاداری‌اش مانع از این تصمیم شد. این مقایسه‌ها نشان می‌دهد که هویت محلی در لیورپول اهمیتی فراتر از موفقیت‌های فردی دارد.

انتقاد از مدیریت باشگاه: چرا اجازه دادند آرنولد رایگان برود؟

بسیاری از تحلیل‌گران، خروج الکساندر-آرنولد را نتیجه بی‌کفایتی مدیریت لیورپول در تمدید قرارداد می‌دانند. پاتریک اوهانلون، هوادار قدیمی، معتقد است: «اگر او رایگان برود، لیورپول نمی‌تواند ادعا کند که از نام او سود مالی نبرده است. او ۲۲ سال به این باشگاه خدمت کرده و هیچ بدهی به هواداران ندارد» . این در حالی است که ارزش بازار او حدود ۸۰ میلیون پوند برآورد می‌شود .

آینده مبهم: آیا آرنولد می‌تواند دوباره محبوب شود؟

اگرچه الکساندر-آرنولد اکنون به «دشمن عمومی شماره یک» لیورپول تبدیل شد. برخی معتقدند تاریخ داوری نهایی را انجام خواهد داد. فرزر واتسون، روزنامه‌نگار ورزشی، می‌گوید: «خشم هواداران نشان‌دهنده تناقض در ذهنیت آن‌هاست. ترنت ۳۴۹ بازی برای لیورپول انجام داد و حق دارد چالش جدیدی را تجربه کند» . موفقیت در مادرید ممکن است خاطرات تلخ را کمرنگ کند، اما به‌گفته مایکل فیتزهاریس، هواداران هرگز انتقال رایگان او را نخواهند بخشید.

زندگی ترنت الکساندر-آرنولد، از آن روزی که هواداری جوان نام او را بر پشت پیراهنش دید تا امروز که همان پیراهن به نماد خشم تبدیل شده، تحولی شگرف را تجربه کرده است. این داستان نه‌تنها درباره انتخاب‌های یک فوتبالیست، بلکه درباره تعارض بین وفاداری محلی و جاهطلبی جهانی است. چه او در مادرید به اوج برسد یا نه، میراث او در لیورپول همواره با این فصل از تاریخ گره خواهد خورد.

فارکه «۱۰۰٪ مطمئن» است که لیدز به پریمیرلیگ صعود خواهد کرد

علیرضا خلیلی، فوتبال‌لب – دنیل فارکه، سرمربی لیدز یونایتد، با وجود از دست دادن فرصت صدرنشینی در چمپیونشیپ، اعلام کرد که «کاملاً مطمئن» است تیمش فصل آینده در لیگ برتر انگلیس بازی خواهد کرد.

تساوی دیرهنگام سوانزی در الند رود

گل تساوی‌بخش زان ویپوتنیک در دقیقه ۹۶، سوانزی سیتی را به تساوی ۲-۲ مقابل لیدز رساند. همین امر باعث شد این تیم با ۲ امتیاز کمتر از شفیلد یونایتد (صدرنشین جدید) قرار گیرد. شفیلد با پیروزی ۳-۱ مقابل کاونتری در روز جمعه به رده اول صعود کرد.

لیدز اواخر ماه گذشته با پیروزی در برامال لین، ۵ امتیاز از شفیلد پیش بود. اما با کسب تنها ۶ امتیاز از ۵ بازی اخیر، حالا در رده دوم جدول قرار دارد و تنها با اختلاف گل از برنلی (سوم) پیش است.

فارکه: «صعود قطعی است»

فارکه در کنفرانس خبری تأکید کرد:

ما مراحل بسیار زیادی را پشت سر گذاشتیم و اکنون در آخرین قدم هستیم که همیشه سختترین مرحله است. هرگز تضمینی برای موفقیت وجود ندارد، اما ما قبلاً در چنین موقعیتی بودهایم. میدانم رهبری جدول گاهی چقدر پیچیده است، اما میدانم برای عبور از این مرحله چه چیزی لازم است. ما همه تلاشمان را میکنیم تا بازیکنان بهترین شانس را برای برد این قدم نهایی داشته باشند.

او افزود:

این فصل ما پیشتاز بودهایم و هنوز هم اگر ببریم، در میان دو تیم اول خواهیم بود، چون برنلی و شفیلد باید مقابل هم بازی کنند.

لیدز: از رکورد به تساوی

لیدز شروع ایده‌آلی داشت و برندن آرونسون در دقیقه اول گلزنی کرد. در ادامه، ایان مزلیر دروازه‌بان لیدز یک ضربه پنالتی را مهار کرد، اما اشتباهش منجر به گل تساوی هری دارلینگ شد. سپس ویلی گنونتو با به ثمر رساندن گل دوم، امید به پیروزی را زنده کرد. اما ویپوتنیک در دقایق پایانی بازی را مساوی کرد.

این تساوی در تضاد آشکار با شادی هواداران لیدز پس از پیروزی‌های متوالی مقابل ساندرلند و شفیلد در هفته‌های گذشته بود.

فارکه

واکنش فارکه به عملکرد تیم

فارکه در مصاحبه با BBC Radio Leeds گفت:

ورزش همیشه آسان نیست. در یک فصل طولانی، گاهی اوقات شکست می‌خورید. واکنش تیم ما به گل تساوی اول حیرتانگیز بود. بازیکنان ذخیره هم تأثیرگذار بودند، مخصوصاً گنونتو که نزدیک بود قهرمان بازی شود.

لیدز با ۲ امتیاز کمتر از شفیلد، اما با بازی در دست، هنوز شانس بالایی برای صعود مستقیم دارد.

رقابت فشرده بین ۳ تیم برتر (شفیلد، لیدز، برنلی) تا پایان فصل ادامه خواهد داشت.

بهترین گل‌زن‌های هر تیم در پریمیرلیگ

دنی ولبک گل‌زن

آروین منصوری، فوتبال‌لب – گل پیروزی بخش دنی ولبک برای برایتون در برابر بورنموث در 25 فوریه 2025 باعث شد که او با پاسکال گروس به عنوان بهترین گل‌زن تاریخ باشگاه در با 30 گل در پریمیرلیگ برابری کند.

ولبک آخرین گل‌زن 51 باشگاهی است که در پریمیرلیگ بازی کردند، اما بهترین بازیکن در هر یک از این تیم‌ها چه کسی است؟

بهترین گل‌زن هر باشگاه در تاریخ لیگ برتر چه کسی هست؟

در لیست زیر بازیکنانی هستند که بیشترین گل را برای هر یک از 51 باشگاهی که از سال 1992 در لیگ برتر بازی کردند به ثمر رساندند.

هری کین تنها بازیکنی است که حداقل 200 گل برای یک باشگاه در این رقابت‌ها به ثمر رسانده است. کاپیتان انگلیس پیش از اینکه از این باشگاه جدا شود، 213 بار برای اسپرز گل‌زنی کرده بود.

هری کین بهترین گل‌زن

تنها 10 باشگاه حداقل 100 گل برای یک بازیکن در پریمیرلیگ دیدند. در حالی که آلن شیرر تنها بازیکنی است که حداقل 100 گل برای دو باشگاه در این رقابت‌ها توانست به ثمر برساند.

شیرر یکی از دو بازیکنی است که در کنار کریس وود در صدر جدول گل‌زن‌های پریمیرلیگ برای دو باشگاه جداگانه قرار دارد. بازیکن نیوزیلندی رکورد خود را در ناتینگهام فارست (33 گل) با گل‌زنی مقابل فولام در 15 فوریه 2025 افزایش داد. این مهاجم همچنین با زدن 49 گل در رقابت برای کلارتز، از بهترین‌های برنلی بود.

کاردیف سیتی با جوردون موچ که در فصل 2013-2014 هفت گل برای باشگاه ولزی به ثمر رساند، رکورد کم‌ترین گل‌زده تاریخ لیگ برتر را دارد.

لیست گل‌زن‌های برتر

آرسنال – تیری آنری (175)
استون ویلا – گابریل آگبونلاهور (74)
بارنزلی – نیل ردفرن (10)
بیرمنگام سیتی – میکائیل فورسل (29)
بلکبرن روورز – آلن شیرر (112)
بلکپول – دی جی کمبل (13)
بولتون واندررز – کوین دیویس (68)
بورنموث – جاشوا کینگ (48)
بردفورد سیتی – دین وینداس (13)
برنتفورد – یوان ویسا (39)
برایتون اند هوو آلبیون – پاسکال گروس و دنی ولبک (30)
برنلی – کریس وود (49)
کاردیف سیتی – جردون موچ (7)
چارلتون اتلتیک – جیسون اول (34)
چلسی – فرانک لمپارد (147)
کاونتری سیتی – دیون دوبلین (61)
کریستال پالاس – ویلفرد زاها (68)
دربی کانتی – دین استوریج (32)
اورتون – روملو لوکاکو (68)
فولام – کلینت دمپسی (50)
هادرسفیلد تاون – استیو مونیه (9)
هال سیتی – نیکیکا جلاویچ (12)
ایپسویچ تاون – مارکوس استوارت (25)
لیدز یونایتد – مارک ویدوکا (59)
لسترسیتی – جیمی واردی (143)
لیورپول – محمد صلاح (180)

لوتون تاون – کارلتون موریس (11)
منچسترسیتی – سرخیو آگوئرو (184)
منچستریونایتد – وین رونی (183)
میدلزبورو – همیلتون ریکارد (31)
نیوکاسل یونایتد – آلن شیرر (148)
نوریچ سیتی – کریس ساتون (33)
ناتینگهام فارست – کریس وود (33)
اولدهام اتلتیک – گریم شارپ (16)
پورتسموث – یاکوبو (28)
کوئینز پارک رنجرز – لس فردیناند (60)
ریدینگ – کوین دویل (19)
شفیلد یونایتد – برایان دین (15)
شفیلد ونزدی – مارک برایت (48)
ساوتهمپتون – متیو لو تیسیه (100)
استوک سیتی – پیتر کراچ (45)
ساندرلند – کوین فیلیپس (61)
سوانسی سیتی – گیلفی سیگوردسون (34)
سویندون تاون – یان اگ فیورتوف (12)
تاتنهام هاتسپر – هری کین (213)
واتفورد – تروی دینی (47)
وست برومویچ آلبیون – پیتر اودموینگی (30)
وستهم یونایتد – مایکل آنتونیو (68)
ویگان اتلتیک – هوگو رودالگا (24)
ویمبلدون – دین هولدزورث (58)
ولورهمپتون واندررز – رائول خیمنز (40)

آیا هیچ بازیکنی به شکستن رکورد بهترین گل‌زن باشگاه نزدیک است؟

یوآن ویسا ممکن است در حال حاضر با 39 گل برنتفورد بهترین گل‌زن این تیم لندنی در پریمیرلیگ باشد. اما هم تیمی‌اش برایان امبومو تنها دو گل با این آمار فاصله دارد (37) و یک گل بیشتر از رکورددار قبلی آیون تونی که 36 گل برای این باشگاه به ثمر رساند. احتمالاً تا پایان فصل درگیری بین این زوج وجود دارد.

اولی واتکینز 71 گل برای استون ویلا به ثمر رسانده است که پس از گابی آگبونلاهور در رده دوم قرار دارد. ملی پوش انگلیسی تنها با سه گل دیگر با رکورد آگبونلاهور در ویلا (74) برابری می کند.

روملو لوکاکو به عنوان برترین گلزن اورتون در لیگ برتر (68 گل) تاج را در اختیار دارد، اما دومینیک کالورت-لوین با 57 گل اکنون 11 گل خارج از خانه است. این آمار برابر با تیم کیهیل در باشگاه است، اما چهار عدد از مجموع 60 دانکن فرگوسن کمتر است.

برای هر مهاجم معمولی، کسری 105 گل اختلاف مضحکی برای غلبه بر آن خواهد بود، اما ارلینگ هالند طبیعی نیست. این بازیکن نروژی در حال حاضر 83 گل در منچسترسیتی به ثمر رسانده و در حال حاضر به دنبال 184 گل سرخیو آگوئرو در این باشگاه است. چند فصل دیگر و او ممکن است به آمار آرژانتینی نزدیک شود.

مایکل آنتونیو در رده‌بندی تاریخ وستهم برای گل‌های لیگ برتر پیشتاز است (68)، اما با مصدومیت شدیدی که آینده او در این باشگاه را زیر سوال می‌برد، جارود بوون می‌تواند از تعداد گل‌هایش پیشی بگیرد. بوون در حال حاضر 18 گل خارج از خانه (50 گل) دارد اما سن و سالی در کنار خود دارد.

رئال مادرید تحت تاثیر رسانه‌های اسپانیایی؟

رئال مادرید به سوی الکساندر آرنولد

آرین اختری، فوتبال‌لب – در جدیدترین قسمت پادکست The Athletic FC، ایو اکنوولی‌یر به همراه فیل هِی و گی‌یرمو رای، نویسنده ویژه رئال مادرید، درباره تأثیر رسانه‌های اسپانیایی در کمک به رئال برای جذب اهداف نقل‌ و انتقالاتی‌اش و اینکه چگونه ترنت الکساندر-آرنولد می‌تواند جانشین ایده‌آلی برای تونی کروس باشد، صحبت کردند. یک نسخه با ویرایش‌ از متن مصاحبه به اختصار منتشر شد.

شیوه نقل و انتقالات رئال مادرید

آیو:

گی‌یرمو، یک سؤال کوتاه درباره شیوه نقل‌ و انتقالاتی رئال مادرید. تو درباره قراردادهای داوید آلابا، آنتونیو رودیگر و کیلیان امباپه صحبت کردی که همگی به‌صورت رایگان انجام شدند. باشگاه شاید این موضوع را انکار کند، اما نحوه استفاده آن‌ها از رسانه‌ها برای زمینه‌سازی چنین انتقال‌هایی جالب است. ما از دو سال پیش درباره ترنت می‌شنیدیم، پیش از آنکه این انتقال اصلاً ممکن باشد. به یاد دارم که ماجرای انتقال امباپه در حالی که هنوز در پاری‌سن‌ژرمن بود، مدت‌ها ادامه داشت. آن‌ها خیلی خوب می‌دانند که چگونه از این اهرم‌های فشار استفاده کنند تا به خواسته‌هایشان برسند، درست است؟

گی‌یرمو:

بله، گاهی حتی برای من هم این روند عجیب به نظر می‌رسد. یادم می‌آید درموت کوریگان (خبرنگار The Athletic در لالیگا) مقاله‌ای درباره نحوه پوشش رسانه‌های اسپانیایی از اهداف نقل‌ و انتقالاتی رئال مادرید نوشت. این یک رویه معمول برای رئال است. آن‌ها معمولاً اهداف خود را به رسانه‌ها درز می‌دهند، اما درعین‌حال، با احتیاط و در خفا عمل می‌کنند.

آن‌ها تقریباً دو سال روی این انتقال کار کرده‌اند و تا چند ماه پیش، هیچ‌کس واقعاً نمی‌دانست که این مذاکرات چقدر پیشرفته است. آنچه مشخص است این است که رئال مادرید روش متفاوتی برای انجام این کارها دارد و پیش از این بارها از این روش استفاده کرده است، مثلاً در مورد جود بلینگهام.

آن‌ها از بازیکنان فعلی خود، مانند بلینگهام، برای متقاعد کردن دیگران و ایفای نقش سفیر در جذب بازیکنان جدید استفاده می‌کنند. این یک روش واقعاً جالب است و ثابت شده که موفقیت‌آمیز است.

ترنت و جود، در رئال مادرید؟

آیو:

بله، باید بگویم که ترنت و جود دوستان بسیار صمیمی هستند، پس کاملاً متوجه منظورت می‌شوم. جود همان‌طور که می‌گویند، در نقش «ایجنت جود» ظاهر شد! فیل، بیایید خودمان را جای بازیکن بگذاریم. ترنت دوران حرفه‌ای فوق‌العاده‌ای داشته و حالا رئال مادرید به سراغش آمده است. هیچ‌کدام از ما واقعاً نمی‌دانیم چنین موقعیتی چه حسی دارد، اما این پیشنهادی است که رد کردنش بسیار سخت خواهد بود، نه؟

فیل:

دقیقاً همین‌طور است، و البته این پیشنهاد برای رئال مادرید راحت‌تر از اکثر باشگاه‌های دیگر اروپایی است. آن‌ها در این زمینه بسیار هوشمندانه عمل می‌کنند، درست همان‌طور که در ماجرای امباپه هم دیدیم. صحبت درباره نقش رسانه‌ها باعث شد به رودری هم فکر کنم. انتقال او هم ناگهان مطرح شد، و پیش از آنکه دچار پارگی رباط صلیبی شود، از او به‌عنوان یکی از اهداف آینده رئال مادرید یاد می‌شد. به نظر می‌رسد که آن‌ها بسیار ماهرانه زمینه‌سازی می‌کنند و می‌دانند که این داستان‌ها در رسانه‌ها جا می‌افتند و تبدیل به بخشی از روایت می‌شوند.

این روش لزوماً باعث قطعی شدن انتقال‌ها نمی‌شود، اما وقتی بازیکنان یا باشگاه‌ها احساس کنند که تحت تأثیر این فضا قرار گرفته‌اند، مقاومت در برابر آن دشوار می‌شود. از دیدگاه ترنت الکساندر-آرنولد، این یک انتقال بزرگ است-یک انتقال فوق‌العاده. او کاملاً می‌داند که وارد چه فضایی می‌شود، از وضعیت تیم آگاه است و می‌داند که در رئال مادرید چه میزان توجه و فشاری بر دوش او خواهد بود.

این موضوع چیزهای زیادی را درباره رئال مادرید نشان می‌دهد؛ اینکه می‌توانند بازیکنانی مثل امباپه و ترنت الکساندر-آرنولد را متقاعد کنند که شجاعت این را داشته باشند که صبر کنند و به‌صورت آزاد از باشگاهشان جدا شوند، در حالی که می‌دانند این تصمیم در باشگاهی که ترک می‌کنند، بسیار ناپسند خواهد بود. اما رئال مادرید آن اعتبار و نفوذ را دارد، و به همین دلیل می‌تواند چنین کارهایی را انجام دهد.

جانشین کارواخال؟ یا بیش‌تر!

گی‌یرمو:

بله، کاملاً درست است. همچنین از دیدگاه کادر فنی، باید گفت که آن‌ها الکساندر-آرنولد را فقط به‌عنوان یک مدافع معمولی یا یک دفاع راست عادی نمی‌بینند. نباید این انتقال را فقط به‌عنوان «آن‌ها جانشین دنی کارواخال را جذب کردند» در نظر بگیریم، و این همان چیزی است که این انتقال را مهم‌تر می‌کند.

زیرا پس از جدایی تونی کروس، این احساس در رئال مادرید شکل گرفت که خط میانی و بخش بازی‌سازی تیم نیاز به تقویت دارد. کادر فنی کارلو آنجلوتی معتقد است که با حضور ترنت الکساندر-آرنولد، بازی‌سازی رئال مادرید بهبود خواهد یافت و همچنین روی ضربات ایستگاهی نیز تأثیر مثبتی خواهد گذاشت.

آن‌ها بیشتر روی جنبه هجومی او تمرکز دارند، زیرا می‌دانند که از نظر مهارت‌های دفاعی، ممکن است کمی ضعف داشته باشد، اما همچنان می‌تواند یک مهره بسیار قدرتمند در فاز هجومی باشد.

برای شنیدن تحلیل‌های صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!

آرنه اسلات، یک مربی آگاه

آرنه اسلات، سرمربی هلندی لیورپول

امیر محمد کلانتری، فوتبال‌لب –  با کمی دقت و بازنگری، می‌توان به طور خلاصه گفت که تفاوت‌های بین یورگن کلوپ و آرنه اسلات عمدتاً از شیوه های تعامل آنها با دوگانگی هایی مانند پیشگامی و واکنش پذیری، بازی تهاجمی و صبر و حوصله، ریسک پذیری و احتیاط، و مواردی از این دست ناشی میشود. نتیجه تحلیل ها نشان داد که اسلات به‌عنوان مربی آگاهانه تر عمل می‌کند. این مقاله نیز احتمالا به نتیجه‌گیری های مشابهی ختم شود. زیرا نحوه سازماندهی تیم در حالت بدون مالکیت توپ، تا حد زیادی نشان‌دهنده نحوه چینش و تنظیمات آنها در زمان مالکیت توپ است.

بازیسازی از عقب — ایجاد فضا

بیایید بحث را با بازیسازی از عقب زمین شروع کنیم. این تاکتیک به مرحله‌ای از بازی اشاره دارد که توسط دروازه‌بان آغاز می‌شود. در فاز بازیسازی از عقب زمین (وقتی گردش توپ با دروازه‌بان شروع می‌شود)، معمولاً بازیکنان بازیساز (مدافعان و هافبک‌ های مرکزی) تا حدی از بقیه تیم جدا می‌شوند. این در حالی است که خط حمله تا حد ممکن بالا می‌ایستند و خط دفاعی حریف را ثابت نگه می‌دارند تا نتوانند برای پشتیبانی از پرس، به جلو بیایند.

هدف این تاکتیک، حرکت در عمق و روبه‌جلو تا حد ممکن است تا فاصله بیشتری بین خطوط لاین‌آپ حریف ایجاد شود. این کار، فضای بیشتری برای بازیکنان در فاز بازیسازی بازی فراهم می‌کند. این اثر خصوصاً بین بازیکنان خط اول پرس و خط دوم پرس (ساپورت‌کننده) آن‌ها رخ می‌دهد.

شناخته‌ شده‌ ترین مربی که از این تاکتیک استفاده میکند، روبرتو دیزربی است.

شاختار دونتسکِ روبرتو دی‌زربی، مثالی است که در آن جایگیری بازیکنان در عمق زمین و نزدیک به دروازه خودی، به افراط رسید. میتوان روزنه عظیم ایجاد شده در فضای زمین را مشاهده کرد. در صورت تصمیم خط اول پرس حریف برای ایجاد فشار، حریف آماده استفاده از روزنه های خالی است.

اهمیت جایگیری

بخشی از بازی مقابل برنتفورد، در دقیقه 32، لیورپول توپ را لو داد. در همین حال فضای عظیم ایجاد شده بین خطوط را مشاهده می‌کردیم. پس از بازپس‌گیری توپ، لیورپول بلافاصله خود را در موقعیتی می‌یابد که به دلیل جدایی تاکتیکی بازیکنان بازیسازِ حمله از مهاجمان، قادر به پیشروی در این فضاها می‌شود.

مک آلیستر زیر نظر آرنه اسلات

همچنین در آن صحنه از بازی شاهد مزایای ورود هافبک‌ها به محوطه ۱۸ قدم بودیم. پویایی مک آلیستر در این انتقال توپ تهاجمی (ارسال پاس و حرکت به جلو) بسیار ارزشمند است.

یک نمونه شماتیک از چگونگی ایجاد فضا از طریق جایگیری در عمق بازیکنان بازیساز.

در صحنه ای که اشاره کردیم، سوبوسلای همان امکان را دارد که به شماره ۷ و شماره ۱۰ در این تصویر اعطا شد. یعنی گزینه‌ نفوذ به عمق برای ایجاد موقعیت‌ های پویا باقی ماندن در موقعیت بالا برای جدال بر سر توپ‌ دوم. البته در صورتی که تیم تصمیم به بازی بلند بگیرد.

هرچه فضایی که یک تیم باید در هنگام اجرای پرس کاور کند بیشتر باشد، اثربخشی پرس کاهش می‌یابد.

شروع پرس مهم است؟

این بخشی از دلیل موضوعی است که چرا تیم‌ها اغلب ترجیح میدهند پرس خود را زمانی آغاز کنند که توپ به نواحی کناری زمین منتقل میشود. چرا که در این مناطق فضای کمتری وجود دارد. همچنین در آنجا زوایای کمتری برای تیم حریف جهت پیشبرد توپ قابل استفاده است.

اثر دیگر جایگیری در عمق بازیکنان بازیساز، ایجاد فضای خالی برای هافبک های بالایی است. این کار این امکان را میدهد تا با شروع جریان توپ، بتوانند از موقعیت‌های بالاتر خود به این فضاها وارد شوند.

گراونبرخ زیر نظر آرنه اسلات

این استفاده از حرکت هدفمند بازیکنان به فضای خالی برای دریافت توپ، امکانات متنوعی ایجاد میکند که سرعت جریان بازی را افزایش میدهد. این کار چیزی به نام ” حرکات بدون توپ ” خلق میکند:

  • نیم‌ چرخش‌: دریافت توپ و بلافاصله چرخیدن به‌ منظور فرار از فشار و انتقال توپ به فضای خالی (مانند رایان گراونبرخ)
  • ترکیب سه نفره: الگوی پاسکاری میان سه بازیکن. معمولاً با هدف دستیابی به بازیکنی آزاد به کار میرود. بازیکنی که در موقعیت بهتری از لحاظ زمان و فضا جهت اجرای یک اقدام رو به جلو قرار دارد.
  • یک – دو: پاسکاری بین دو بازیکن که معمولاً برای ایجاد شرایطی طراحی شد که یک بازیکن بتواند از وضعیت تنگ و پر فشار خارج شود.

در مورد چگونگی ایجاد فضا در مرحله بازیسازی از عمق زمین صحبت کردیم. حالا نگاهی مکنیم به نوع ساختار هایی که آرنه اسلات وقتی توپ از دروازه‌بان می‌شود، استفاده می‌کند.

چینش مدنظر آرنه اسلات

به نظر میرسد آرنه اسلات این آرایش‌ های بازیسازی را ترجیح می‌دهد: 4–1، 4–2، 3–3.

ویژگی اصلی این ساختارها تمایل شکل تیم به گسترش یا کاهش عرض زمین با استفاده از فولبک ها است. همراه با اصرار بر حفظ برتری عددی در اطراف توپ تا جایی که ممکن باشد.

از آنجایی که ساختار تیمی همیشه به شکلی افراطی به جهت سمتی که توپ در آن قرار دارد حرکت میکند تا در صورت از دست دادن توپ، محافظت شوند و فضایی در سمت مقابل ایجاد کنند که به راحتی قابل استفاده باشد. پس میتوان به ترنت الکساندر آرنولد و ویرجیل فن‌دایک فکر کرد. این دو بازیکن بیشترین سوئیچ های بازی را در لیگ انجام دادند. برای درک بهتر این موضوع، ترنت ۱۰ بار پاس مورب به کودی خاکپو و ۶ پاس به رابرتسون ارسال کرده است. در حالی که فن‌دایک ۷ جا به جایی منطقه بازی به سمت محمد صلاح را انجام داد. این فضا به صورت جمعی ایجاد میشود و سپس توسط فرد یا افراد مورد استفاده قرار میگیرد.

قندایک زیر نظر آرنه اسلات

هنگام مشاهده بازیکنان خاص در تیم آرنه اسلات (که ویرجیل فن‌دایک می‌تواند مثال بارزی باشد)، همواره قصد نمایش بازی و حرکات تکنیک-تاکتیکی وجود دارد. این به تیم اجازه میدهد توپ را به شیوه‌ای ساختاریافته، زیبا و پویا پیش ببرد.

تکنیک-تاکتیکی

تکنیک-تاکتیکی اصطلاحی است که به اقدامات فنی خاصی اشاره دارد که توسط یک بازیکن اجرا میشود تا تیم بتواند ایده تاکتیکی را عملی کند. در ادامه نمونه‌هایی از این رفتارها آورده شده است:

  • مکث روی توپ قبل از انجام حرکت بعدی. ایجاد مکث عمدی پس از دریافت توپ برای جلب فشار حریف و در نتیجه ایجاد فضای خالی در مناطق بالایی که قابل استفاده است.
  • استفاده از جهت‌گیری بدن برای فریب حریف. جهتگیری بدن به یک سمت خاص برای فریب حریف و جلب فشار از آن جهت، سپس ارسال پاس به جهت مخالف.
  • استفاده از کف پا برای پنهان‌سازی جهت پاس بعدی. قراردادن کف پا روی توپ به‌منظور مخفی نگهداشتن جهت پاس یا شوت بعدی (معمولاً توسط دروازه‌بانان، اما مدافعان مرکزی نیز این تکنیک را اجرا میکنند).
  • اهمیت جایگیری هافبک‌های مرکزی. جایگیری هافبک‌های مرکزی در سطوح مختلف به جهت ایجاد زاویه پاس متنوع و همچنین کمک به فضاسازی در ساختار دفاعی حریف، برای پیشروی راحت‌تر در هنگام حمله.

تمام این جزئیات فنی، حرکات فردی هستند که کیفیت اجرای طرح تاکتیکی را تعیین میکنند. اگر مدافعان شما نتوانند با شگرد های انفرادی، زاویه مطلوب برای ارسال پاس به جلو را ایجاد کنند، اجرای هدف تمرکز بازیکنان در مرکز زمین، چه معنایی دارد؟

یورگن کلوپ قبل از آرنه اسلات

در دوران یورگن کلوپ، تأکید کمتری بر حفظ کنترل در هنگام مالکیت توپ وجود داشت. فلسفه کلی او مبتنی بر پیشبرد سریع توپ به منطقه بعدی در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با استفاده از روشی ذاتاً آشفته بود. کنترل روند بازی از طریق پرسینگ فشرده و همان پرس پس از از دست دادن توپ).

ارتباط، لینک و گردش توپ عرضی با استفاده از فولبک های تیم

این بخش به بررسی جایگیری فولبک ها در مرحله بازیسازی اختصاص دارد. در مورد اینکه چگونه آنها نه تنها به خنثی کردن پرس حریف کمک می‌کنند بلکه با استفاده از ارتباط افقی، می‌توانند از طریق بازی کوتاه، بلند یا اطراف فشار حریف بازی کنند.

برای شروع بحث، در اینجا نقل قولی از آرنه اسلات آورده شده است که به‌خوبی مزایای موقعیت نسبی فولبک ها را خلاصه می‌کند:

اگر فولبک ها همه در خط طولی قرار بگیرند و شما به آنها پاس دهید، آنها بسیار از سایر بازیکنان دور هستند و مدت زیادی طول می‌کشد تا توپ به آنجا برسد.”

بنابراین، اگر بازیکنان نزدیک‌تر به یکدیگر بازی کنند، توپ سریع‌تر از پای بازیکن به پای دیگری می‌رود و این به حریف زمان کمتری برای دفاع می‌دهد.

اکنون، قبل از اینکه ادامه دهیم، باید بفهمیم که ارتباط افقی چیست.

اغلب شما پاس‌های سریع افقی به طرفین در خط دفاعی را مشاهده کرده اید. این تاکتیک، همراه با حرکات پویای بازیکن دریافت‌کننده برای قرار گرفتن در موقعیتی که رو به جلو دریافت را انجام دهد، اهمیت خود را به وضوح نشان می‌دهد.

شما می‌توانید توپ را به صورت بهینه از یک سمت به سمت دیگر جابه‌جا کنید تا در صورتی که تیم حریف به اندازه کافی سریع نبوده باشد و بلوک دفاعی خود را برای جلوگیری از عمل پیشرونده‌ی شما جابه‌جا نکرده باشد، بتوانید پروگرسیو پاس ها را از میان یا اطراف بلوک دفاعی حریف ارسال کنید.

بنابراین، در اصل اتصال افقی مستقیماً میزان توانایی یک تیم دفاع‌کننده در حفظ فشردگی افقی را می‌سنجد، که معیاری است برای سنجش اینکه یک تیم چقدر خوب می‌تواند از سمتی به سمت دیگر حرکت کند، در حالی که فاصله‌ی مناسبی از توپ را حفظ می‌کند.

فولبک ها

آرنه اسلات زیر نظر صلاح

برای شروع، چندین عامل وجود دارد که آرنه اسلات هنگام تصمیم‌گیری درباره نحوه قرارگیری مدافعان کناری خود در نظر می‌گیرد. در این بخش از بحث، می‌خواهیم روی دو عامل اصلی تمرکز کنیم

وقتی فشار تیم مقابل زیاد است، معمولاً مشاهده می‌کنیم که فولبک ها به یاران خود در مرکز زمین نزدیک‌تر قرار می‌گیرند تا فاصله انتقال توپ کاهش یابد. این کار باعث می‌شود توپ با سرعت بیشتری بین بازیکنان جا به‌ جا شود و فشار حریف را بی‌اثر کند.

اگر توپ در سمت چپ بازی شود، اغلب می‌بینیم که ترنت الکساندر آرنولد به خط میانی برمی‌گردد و به عنوان پیووت دوم در کنار رایان گراونبرخ قرار می‌گیرد. این کار برای ایجاد یک گزینه پاس افقی دیگر انجام می‌شود تا از فضای ایجادشده در اثر جا به جایی حریف به سمت توپ استفاده شود.

جهت پرس حریف مهم‌ترین عامل است. حریف چند بازیکن را در خط پرس اول خود قرار داده است؟ ۲ بازیکن؟ ۳ بازیکن؟ این مسئله تأثیر مستقیمی دارد. زیرا منطقی نیست که ۴ بازیکن در خط دفاعی داشته باشیم در حالی که حریف فقط ۲ بازیکن را برای پرس بالا می‌فرستد.

موقعیت گیری فولبک ها در عمق زمین، برای آنها امکان ارسال پاس مورب را فراهم می‌کند. از دیدگاه بازیسازی (و حتی در یک‌سوم نهایی)، پاس‌ های مورب زمانی حیاتی هستند که می‌خواهیم شرایطی ایجاد کنیم که هافبک‌ها توپ را رو به‌ جلو دریافت کنند یا در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند توپ را به جلو حرکت دهند.

جمع‌بندی

برای به پایان رساندن این بحث، باید به چند نکته توجه کنیم. در سیستم آرنه اسلات ، رویکرد لیورپول در مرحله بازیسازی واضح و قابل تکرار بوده است، چیزی که در سطوح تیمی، گروهی و فردی مشهود است.

چه در جایگری در عمق بازیکنان بازیساز برای ایجاد فضا جهت بهره‌گیری از توانایی‌ های حمل توپ رایان گراونبرخ و چه در استفاده از ارتباط افقی برای فراهم کردن امکان ارسال پاس‌های مورب توسط فولبک ها، روش‌های آرنه اسلات عمدی و مؤثر هستند.

بهتر است شباهت‌ های آن را با سیستم مربیانی مانند روبرتو دیزربی، پپ گواردیولا و البته یورگن کلوپ مقایسه کنیم تا درک بهتری از قابل تکرار بودن اصول او داشته باشیم.

برای شنیدن تحلیل‌های صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!

دروازه‌بان‌ها و نقش تحولی آن‌ها

عادات پاسکاری در میان دروازه‌بان ها تغییر کرده, اما تا چه حد؟

عماد معمار، فوتبال‌لب – این یک واقعیت ثابت شد که نقش دروازه‌بان‌ها در طول 20 سال گذشته تغییر چشمگیری کرد. اما در اینجا ما این تحولات را با امار و اعداد بررسی می‌کنیم. انقلاب فوتبال در قرن جدید, جایگاه دروازه‌بان را به کلی عوض کرد.

آنچه که زمانی به عنوان آخرین لایه دفاعی در نظر گرفته می‌شد, امروزه تبدیل به اولین خط حمله شده است. به نحوی که دروازه‌بانان امروزه بیشتر از هر زمان دیگری صاحب توپ هستند و نقش کلیدی‌ای در طراحی حرکات هجومی تیم‌هایشان دارند.

بازیسازی از عقب به یک اصطلاح معروف و یک شیوه بیلدآپ تبدیل شد که موفقیت یا عدم موفقیت آن تا حد بسیار زیادی (اگر نگوییم کاملا) به تسلط دروازه‌بان روی توپ بستگی دارد.

احتمالا هیچ یک از این اطلاعات برای شما جدید نیست و دلایل این تحول هم به احتمال زیاد چیز تازه‌ای نیستند. موفقیت پپ گواردیولا در سال 2016 باعث شد تا در لیگ برتر, تمرکز زیادی به مالکیت توپ معطوف شود. درست 3 سال بعد, قانون‌گذاران فوتبال قانونی که طبق آن, ضربات دروازه باید به بیرون از محوطه جریمه ارسال می‌شدند را حذف کردند. اما شاید شواهد آماری این موضوع برای شما جدید باشد.

اهمیت بازی‌سازی در دروازه‌بان‌ها

افزایش اهمیت بازی‌سازی از خط دفاعی در دو دهه‌ی گذشته را می‌توان با بررسی افزایش تعداد پاس‌های موفق در نیمه‌ی دفاعی زمین در بالاترین سطح فوتبال نشان داد. نمودارهای زیر تغییرات این آمار را برای هر یک از پنج لیگ برتر اروپا از فصل 07-2006 به صورت میانگین در هر بازی نمایش می‌دهند.

این تغییر بیش‌تر از همه در لیگ برتر انگلیس مشهود است. جایی که در فصل 07-2006 به طور میانگین در هر بازی, 221.9 پاس موفق در یک سوم دفاعی رد و بدل می‌شد. اما در فصل 25-2024 این عدد به 385.6 پاس در هر بازی رسید. که این یک افزایش 73.8 درصدی است. در حالی که بقیه لیگ‌ها در بازه زمانی مشابه, پیشرفتی بیش از 55.2 درصد را تجربه نکردند. صرف نظر از اینکه این مورد چقدر می‌تواند باعث یکنواختی رقابت‌ها شود. همیشه در آمارها جزئیات بسیاری وجود دارند که در این مقاله ما بررسی خواهیم کرد. چگونه عادات دروازه‌بان‌ در این سالیان دچار تغییر شد.

برای مثال, در زیر ما نقشه پاس Nicky Weaver, دروازه‌بان منچسترسیتی در فصل 07-2006 را داریم.

اما چرا او؟ چون دقت پاس 44.24 درصدی او, نزدیک‌ترین مقدار به میانگین لیگ (44.25%) برای دروازه‌بانانی با حداقل 1000 دقیقه حضور در زمین بود. پس می‌توانیم عملکرد او را با تقریب خوبی به عنوان نماینده‌ی آن دوره در نظر بگیریم.

و حالا ما رابرت سانچزی را داریم که با دقت 69.44% نزدیک‌ترین عملکرد نسبت به میانگین (69.04%) را دارد.

تفاوت‌ها چشمگیر هستند. همانطور که انتظارش را داشتید، اما ظهور این تغییرات به‌صورت کاملاً واضح (البته مقدار زیادی رنگ خاکستری و قرمز هم در آن می‌توان دید) واقعاً نشان می‌دهد که چگونه فوتبال در این زمینه دستخوش تحول شد.

قوانین جدید، مشکل‌ساز یا کمک‌کننده؟

بدون شک، حذف قوانینی که دروازه‌بان را وادار می‌کردند تا ضربات دروازه را به خارج از محوطه جریمه ارسال کنند، نقش کلیدی در تغییر عادات بازی داشت. اما این تغییرات پیش از آن نیز آغاز شدند.

داده‌های اپتا درباره دقت پاس دروازه‌بان‌ها تا فصل 04-2003 بازمی‌گردد. از آن زمان تا فصل11-2010, میانگین دقت پاس دروازه‌بان در محدوده 40 درصد باقی ماند و تنها به حداکثر 45.95% رسید.

اما از فصل 12-2011 به بعد، این درصد تقریباً هر فصل افزایش یافت تا اینکه سال گذشته به اوج خود یعنی 69.5% رسید. این فصل نیز 68.9% است که دومین درصد بالای ثبت‌شده محسوب می‌شود، اما همچنان ممکن است افزایش یابد.

بزرگ‌ترین افزایش بین دو فصل از نظر درصدی در فصل 20-2019 رخ داد. زمانی که میانگین دقت پاس از 56.2% به 61.4% جهش کرد. چرا که تیم‌ها شروع به آزمایش حفظ ضربات دروازه در محدوده محوطه جریمه خود کردند.

در لیگ برتر این فصل، دو تیم به‌طور ویژه به اجرای این سبک پایبند هستند.

باشگاه چلسی، سانچز، 84% از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه بازی می‌کند. که بیشترین درصد در بین 20 تیم لیگ برتر در این فصل محسوب می‌شود. این رقم آن‌ها را کمی بالاتر از تاتنهام قرار می‌دهد، که 82% از ضربات دروازه خود را در داخل محوطه جریمه ارسال می‌کنند.

با این حال، این ارقام نشان‌دهنده‌ی تمرکز هر دو تیم بر بازی‌سازی از خط دفاعی هستند. اگرچه تاتنهام درصد کمی کمتر از چلسی از ضربات دروازه را درون محوطه جریمه بازی می‌کند، اما شاگردان آنژه پوستکوگلو تنها 6% از این ضربات را مستقیماً به خارج از یک‌سوم دفاعی ارسال کرده‌اند.

در مقابل، چلسی 14% از ضربات دروازه خود را به یک‌سوم میانی و حمله می‌فرستد، که نشان می‌دهد تاتنهام حتی نسبت به آن‌ها نیز پایبندتر به این سبک بازی است.

بازی‌سازی، نقش جدید دروازه‌بان‌ها

این‌ها به‌طور قابل‌توجهی بارزترین نمونه‌ها از بازی‌سازی از خط دفاعی با پاس‌های کوتاه از دروازه‌بان در شروع مجدد هستند.

هر تیم دیگری حداقل 22% از ضربات دروازه خود را خارج از یک‌سوم دفاعی بازی می‌کند، و 13 تیم بیش از 40% از ضربات دروازه خود را خارج از یک‌سوم دفاعی ارسال می‌کنند.

اما اجازه ندهید که این موضوع شما را فریب دهد تا فکر کنید بازی‌سازی از خط دفاعی یک مد گذرا بوده که در حال کنار رفتن است.

در واقع، از 17 تیمی که در لیگ برتر این فصل و فصل گذشته رقابت کرده‌اند، 11 تیم نسبت به فصل 24-2023 درصد بیشتری از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه بازی می‌کنند.

البته که تغییرات مدیریتی تأثیر زیادی در این زمینه دارند. برای مثال، افزایش 34.7 درصدی چلسی از فصل گذشته به وضوح تحت تأثیر انتصاب انزو مارسکا در تابستان قرار گرفته است.

اما تیم‌هایی نیز وجود دارند که عادات‌شان بدون تغییر در کادر فنی تکامل یافته است. برنتفورد (+16 درصد) تیمی است که بزرگ‌ترین تغییر تناسبی در بازی‌سازی از ضربات دروازه داخل محوطه جریمه خود را تجربه کرده است. توماس فرانک در هر چهار فصل اخیر باشگاه در لیگ برتر مسئول بوده است و این فصل بیشترین سهم از مالکیت توپ (48%) را به ثبت رسانده‌اند. بدون شک، دقت بیشتر در ضربات دروازه نقش مهمی در این تغییر دارد.

محوطه جریمه، آغازگر بازی‌سازی

وقتی به لیگ به‌طور کلی در فصل 2024-25 نگاه می‌کنیم، به‌طور میانگین، تیم‌ها 50.7% از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه حفظ می‌کنند، که نسبت به 44.6% در فصل گذشته افزایش یافته است. بنابراین، با وجود تمرکز ظاهری بیشتر بر روی انتقالات سریع، ضد حملات و فوتبال مستقیم، پاس‌های کوتاه از خط دفاعی همچنان روند رو به رشدی دارد.

اما این بدان معنا نیست که استثنائاتی وجود ندارد.

آرسنال همان سرمربی فصل گذشته را دارند و در این فصل ضربات دروازه خود را خیلی کمتر از فصل قبل وامحوطه جریمه بازی کرده‌اند، با کاهش 15.8 درصدی.

توپچی ها یکی از تیم‌های جالب در این زمینه هستند زیرا به طور کلی تصور می‌شود که در حفظ توپ مرتب و منظم هستند، اما در واقع تعداد تیم‌هایی که ضربات دروازه‌شان را بلندتر از آرسنال بازی می‌کنند، چندان زیاد نیست.

در فصل 25-2024، 52% از ضربات دروازه این تیم خارج از یک‌سوم دفاعی بازی شد. که آن‌ها را در این معیار در جایگاه هفتم قرار می‌دهد. در فصل 24-2023، آن‌ها در جایگاه چهاردهم بودند و تنها 36.5% از ضربات دروازه‌شان را خارج از یک‌سوم دفاعی بازی کرده بودند.

تغییر قابل‌توجهی در منچستریونایتد نیز مشاهده شد.

دارو یا درد؟

آندره اونانا پیش از فصل 24-2023 به منظور مؤثرتر کردن بازی‌سازی از خط دفاعی به منچستریونایتد پیوست. او در فصل گذشته این تغییر به 62% از ضربات دروازه‌شان که درون محوطه جریمه بازی شده بود، منجر شد.

اما این فصل، توزیع ضربات دروازه‌ها به‌طور مساوی بین ضربات درون محوطه جریمه و خارج از آن تقسیم شد. به طوری که 48% از ضربات دروازه‌شان خارج از یک‌سوم دفاعی بازی شده است. این تغییر به وضوح نشان‌دهنده‌ی تغییر رویکرد سرمربی جدید، روبن آموریم، است. که به نظر می‌رسد می‌خواهد تیم در یک‌سوم دفاعی خود ریسک کمتری کند. که با توجه به فرم ضعیف تیم تحت هدایت او، قابل درک است.

با این حال، در واقع اونانا تنها 26% از ضربات دروازه‌اش را درون محوطه جریمه خود بازی کرد. ارقام منچستریونایتد در این زمینه، با این حال، تحت تأثیر این واقعیت قرار دارند. که 59 ضربه دروازه توسط بازیکنان دیگر زده شد. و از این تعداد 58 ضربه در داخل محدوده محوطه جریمه پاس داده شده است.

همانطور که از مکان‌های نهایی ضربات دروازه اونانا در زیر می‌بینید، او معمولا بازی را به جناح چپ برده و تقریباً هرگز به جناح راست نمی‌برد. در حالی که در فصل 24-2023، پخش ضربات او بسیار متنوع‌تر بود.

متز سلز نیز مستثنی نماند!

تغییرات عادات متز سلز از فصل گذشته به این فصل را نمی‌توان نادیده گرفت.

در فصل 24-2023، دروازه‌بان ناتینگهام فارست 42.6% از ضربات دروازه‌اش را – که هفتمین درصد بزرگ‌ در لیگ بود – به هم‌تیمی‌هایش در محوطه جریمه خود ارسال کرد. اما در این فصل، این درصد به شدت کاهش یافت و به 16.7% رسید.

این تغییرات نشان‌دهنده‌ی تبدیل شدن ناتینگهام فارست به تیمی بسیار مستقیم‌تر و متمرکز بر ترنزیشن ها از زمان انتصاب نونو اسپیریتو سانتو در دسامبر ۲۰۲۳ است، به‌ویژه در این فصل.

آیا این یادآوری از دوران گذشته است؟ شاید، اما نادیده گرفتن این موضوع به عنوان دلیلی بر کمبود تفکر، ضرر بزرگی به واقعیت وارد می‌کند که فارست در این فصل بسیار موفق بود. و بخش زیادی از این موفقیت به این برمی‌گردد که نونو فوراً پس از انتصابش نیاز به “بازی سریع” با تاکتیک‌های مستقیم را شناسایی کرد.

سلز قطعاً برای همین رویکردخریداری شد، با این که میانگین مسافت ضربات دروازه‌اش در فصل 25-2024 به 52.9 متر رسید که طولانی‌ترین مسافت در بین افرادی است که حداقل 50 ضربه دروازه زدند.

دروازه‌بان رکوردداری از بندر

سپس جوردن پیکفورد را داریم، که به طور معمول به خاطر ضربات دروازه بسیار بلند معروف است. وقتی تمام انواع پاس‌ها در نظر گرفته می‌شوند، (نه فقط ضربات دروازه)، دروازه‌بان اورتون ۴۵ توپ به محوطه جریمه حریف ارسال می‌کند که ۱۹ مورد بیشتر از هر دروازه‌بان دیگری است.

آرون رمزدیل هم شایسته یادآوری ویژه‌ای است. با وجود اینکه برای تیم ساوتهمپتون بازی می‌کند که از سبک بازی مبتنی بر مالکیت توپ استفاده کرده، او در جایگاه سوم برای طولانی‌ترین میانگین ضربات دروازه (51.8 متر) قرار دارد. به طور مشابه، رمزدیل – به طرز شگفت‌انگیزی – به طور میانگین 9.0 توپ بلند به پل اونواچو ارسال می‌کند برای هر 90 دقیقه‌ای که این مهاجم نیجریه‌ای در زمین است؛ بعد از او، پیکفورد با 5.0 توپ بلند به دامینیک کالورت-لوین در هر90 دقیقه در رتبه بعدی قرار دارد.

به هر حال، باید گفت که این‌ها استثنا هستند.

طول میانگین پاس‌های دروازه‌بان‌ها در جریان بازی از فصل24-2023 افزایش یافت. اما تفاوت آن جزئی است و هنوز هم در راستای کاهش عمومی در طی دوره‌ای است که Opta این داده‌ها را از آن زمان (از فصل 14-2013) ثبت کردند.

در آن زمان، میانگین مسافت 40.5 متر بود؛ در فصل 25-2024، این مقدار به 29.7 متر کاهش یافت. به طور مشابه، طول ضربات دروازه همچنان کاهش می‌یابد، به طوری که میانگین این فصل 33.3 متر است که تقریباً سه متر کوتاه‌تر از فصل 24-2023 (36.1 متر) و تقریباً 23 متر کوتاه‌تر از فصل 14-2013 (56 متر) است.

پاداش یا هزینه برای دروازه‌بان؟

ولی این سوال همیشه وجود دارد که آیا این ریسک, ارزش پاداشش را دارد یا نه؟

این اتفاق تصادفی نیست که turnover ها – بازپس‌گیری توپ در فاصله 40 متری از دروازه حریف – که منجر به شوت و گل می‌شود، در 15 سال گذشته به طور قابل توجهی افزایش داشت.

مسلماً، این فقط به دلیل بازی از عقب یا دروازه‌بان‌های نامناسب که سعی در حفظ توپ دارند، نیست، اما بدون شک این سبک ریسک‌پذیر بازی تأثیرگذار بوده است.

هیچ‌وقت پاسخ قطعی برای بحث ریسک در برابر پاداش وجود نخواهد داشت، زیرا دیدگاه‌ها از تیم به تیم و بازیکن به بازیکن متفاوت خواهد بود. بنابراین، مگر اینکه هر باشگاه دقیقا به همان شیوه بازی کند. ذهنیت و نظر شخصی همیشه حاکم خواهد بود.

اما در همین‌جا است که جذابیت فوتبال پنهان است. مطمئناً، ممکن است برخی احساس کنند که ورزش به سمت یکنواخت تر شدن رفت – و شاید هم چنین باشد، چه کسی می‌تواند بگوید؟ – اما هنوز هم به اندازه کافی ظرافت و تحول مداوم وجود دارد که اوضاع را جالب نگه دارد.

برای مثال به منچسترسیتی نگاه کنید. بسیاری ممکن است آن‌ها را به عنوان تیمی که بیشتر از همه به بازی از عقب علاقه دارد در دوره‌ای که چنین سبکی غالب است، در نظر بگیرند. اما ادرسون این فصل رکورد جدیدی برای بیشترین پاس گل ثبت‌شده توسط یک دروازه‌بان در یک فصل لیگ برتر (3) به ثبت رساند و هر سه پاس گل او شامل توپ‌های بلند بود.

نوآوری و تلاش برای یک قدم جلوتر بودن از بقیه همیشه اجزای حیاتی در ترکیب همیشه در حال تغییر فوتبال سطح بالا خواهند بود.

اما قرار نیست که نتوانید با الهام از گذشته، نوآوری کنید.

بارسلونا، رئال مادرید یا اتلتیکو؛ چه تیمی برنده لالیگا سال 2024-25 خواهد شد ؟

لالیگا به چه تیمی میرسد

نیما حیدری مقدم، فوتبال لب – مسابقه‌های قهرمانی در انگلستان و فرانسه تقریباً به اتمام رسیده‌اند، اما رقابت در لالیگا همچنان هیجان‌انگیز باقی مانده است. بارسلونا و رئال مادرید هر دو با ۶۰ امتیاز برابر هستند و اتلتیکو مادرید پس از شکست ۴-۲ مقابل تیم هانسی فلیک در روز یکشنبه، اکنون چهار امتیاز عقب‌تر از دو تیم پیشتاز قرار دارد.

هر تیم نقاط قوت خود را دارد. بارسلونا در حمله مهارت بی‌نظیری دارد، اتلتیکو همچنان در دفاع قوی است و رئال مادرید در جایی بین این دو قرار دارد و همیشه قادر به کسب نتیجه در لحظات کلیدی است.

اما کدام باشگاه در پایان فصل در ماه می در صدر جدول خواهد بود؟ پیش‌بینی‌های اوپتا بارسلونا را به‌عنوان قهرمان احتمالی قوی معرفی می‌کنند، اما برای دو تیم پایتخت اسپانیا نیز می‌توان شانس قائل شد.

آمار در لالیگا

بارسلونا در صدر لالیگا (28 بازی، 60 امتیاز)، کورس لالیگا

ممکن است قابل درک باشد که فکر کنید بارسلونا قرار بود بدون مشکل قهرمان لالیگا شود؛ به خصوص پس از شروعی طوفانی که فصل را رقم زدند. این تصور به ویژه بعد از پیروزی ۴-۰ خارج از خانه در برابر رئال مادرید در ماه اکتبر که آن را به ۱۰ برد و ۳۷ گل از ۱۱ بازی ابتدایی فصل رساند، تقویت شد.

همچنین، شما تنها کسی نبودید که احتمال دادید تیم هانسی فلیک، فقط دو ماه بعد، همه چیز را از دست بدهد. زیرا الکساندر سورلوث با یک گل دقیقه آخر برای اتلتیکو مادرید، فاصله تیم صدرنشین را به ۸ امتیاز کاهش داد.

این فصل از فوق‌العاده به عجیب نوسان داشته است. اما بارسلونا بالاخره فرم وحشتناک و تثبیت‌شده‌ای را پیدا کرده است. آن‌ها در سال ۲۰۲۵ شکست نخوردند، مجموعه‌ای از ۱۸ بازی، که حداقل در ۱۱ بازی از این ۱۸ بازی، سه گل یا بیشتر زده‌اند. آنها حتی انتقام خود را از اتلتیکو با بردی دیرهنگام در متروپولیتانو در یکشنبه گرفته‌اند و دوباره مسابقه قهرمانی را در دستان خود گرفتند.

یامال در لالیگا

فلیک، نقطه‌ی عطف بارسا

حضور فلیک در تابستان، شدت جدیدی به سبک مالکیت محور بارسلونا اضافه کرد. رویکردی که تلاش می‌کرد تیم‌های حریف را در سراسر زمین گسترش دهد. و سپس با پاس‌های دقیق از مدافعان میانی به بازی‌سازان تکنیکی از میان زمین ضربه بزند. هیچ‌کس بهتر از رافینیا نمی‌تواند ترکیب فیزیک و خلاقیت نزدیک را نمایندگی کند. او در این فصل ۲۷ گل و ۱۸ پاس گل ثبت کرد. از نقشی که به او آزادی داد تا هم در عمق زمین قرار گیرد و هم رو به جلو حرکت کند.

هیچ تیمی در پنج لیگ برتر اروپا به اندازه بارسلونا این فصل تلاش برای نفوذ به پشت خط دفاعی انجام نداده است. و همچنین هیچ بازیکنی بیش از رافینیا چنین کاری را نتوانست ثبت کند. او توانایی رسیدن به سرعت بالا را بارها و بارها نشان داد.

بارسلونا

پدری، عصای کاربردی در لالیگا

بازگشت پدری پس از مصدومیت، همچنین به تقویت خط حمله بارسلونا کمک کرد. او یک هافبک تنظیم‌کننده ریتم بازی است که از خلاقیت کافی برای باز کردن دفاع‌های فشرده برخوردار است. پاس معلق او برای فرمین لوپز در پیروزی ماه فوریه مقابل سویا، دقیقاً همان نوع توپی بود که در دوران افت میانه فصل خود از دست دادند. زیرا حریفان یاد گرفتند جمع‌تر بازی کنند تا فضای میانی را مقابل بارسلونا مسدود کنند.

با آمادگی و درخشش لامین یامال نیز، مهارت گلزنی لواندوفسکی در نوک خط حمله اغلب چیزی است که عملکردهای امیدوارکننده را به نتایج واقعی تبدیل می‌کند. این پایان‌بندی غریزی او بود که بازی را در روز شنبه تغییر داد. جایی که یک پاس تند و سریع را با سینه دریافت کرد و سپس با یک ضربه غیر منتظره توپ را به گوشه دروازه فرستاد. بدون آن لحظه الهام‌بخش، تیمش احتمالاً در جایگاه سوم قرار می‌گرفت.

آمار نشان می‌دهند که بارسلونا بهترین تیم در این فصل از لالیگا است. هیچ تیمی به حجم ایجاد موقعیت‌های آن‌ها نزدیک نمی‌شود. در حالی که اختلاف گل‌ های مورد انتظار که شاخص قابل اعتمادی برای قدرت تیم در طول فصل است. آن‌ها را بسیار جلوتر از رقبایشان نشان می‌دهد.

ایکس جی در لالیگا

تا ۱۰ بازی دیگر که نوبت دیدار مجدد با رئال مادرید فرا برسد. تیمی که آن‌ها پیشتر این فصل با نتایج ۴-۰ و ۵-۲ شکست دادند. اگر این روند خوب را حفظ کنند، اعتماد به نفس بالایی وجود خواهد داشت که بتوانند موفقیت خود را ادامه دهند.

رئال مادرید (۲۸ بازی، ۶۰ امتیاز)، کورس لالیگا

این باور رایج وجود دارد که رئال مادرید استاد زمان‌بندی فصل‌های خود است. به طوری که اغلب فصل را آهسته شروع می‌کند و سپس در ماه‌های تعیین‌کننده به اوج آمادگی می‌رسد. این تصور در لیگ قهرمانان اروپا همچنان معتبر است، جایی که آن‌ها بار دیگر به مراحل پایانی رسیدند، علی‌رغم پاییز ناامید کننده.

اما در داخل کشور، داده‌ها روند متفاوتی را نشان می‌دهند. برای چهارمین فصل متوالی لالیگا، امتیازات کسب‌شده رئال مادرید در هر بازی، در نیمه دوم فصل کاهش یافته است. با مساوی بودن امتیازات لوس بلانکوس و بارسلونا، افت این فصل، که شامل شکست‌های غافلگیرکننده مقابل اسپانیول و رئال بتیس است، ممکن است در رقابت قهرمانی تعیین‌کننده باشد.

لالیگا

با وجود ناپایداری‌هایشان، رئال مادرید همچنان محکم در رقابت قهرمانی حضور دارد. آمار حمله آن‌ها قابل قیاس با بارسلونا نیست. استحکام دفاعی اتلتیکو را نیز نداشتند، اما تیم آنچلوتی راه‌هایی برای حفظ جایگاه در صدر پیدا کرد.

پس از شروعی نامنظم، کیلیان امباپه اکنون در اوج آمادگی قرار دارد. او با دو گل در پیروزی خارج از خانه مادرید مقابل ویارئال در آخر هفته، مجموع گل‌های خود در لیگ را به ۲۰ رساند.

رئال مادرید در لالیگا

آنچلوتی، ذهنیت برتر

بر خلاف رقبای اصلی خود، رئال مادرید تحت هدایت آنچلوتی هرگز واقعاً یک سبک ثابت و قابل شناسایی را اتخاذ نکرده است. در عوض، این مربی ایتالیایی به مهاجمان فوق‌العاده بااستعداد خود اعتماد دارد تا راه‌حل‌ها را پیدا کنند و به آن‌ها آزادی لازم برای تجزیه دفاع حریفان می‌دهد.

این موضوع در آمار برتر آن‌ها در لالیگا برای “تلاش‌های فردی” و “حرکات پیشرو” منعکس شد. جایی که سه بازیکن جلو شامل وینیسیوس جونیور، امباپه و رودریگو در میان برترین بازیکنان برای حمل توپ به داخل محوطه جریمه قرار دارند.

رئال در لالیگا

این آزادی و انعطاف‌پذیری در حملات، به متخصصان قدرتمند یک‌در‌برابر‌یک رئال مادرید اجازه می‌دهد تا یک سمت زمین را به‌طور کامل تحت فشار قرار دهند و برتری عددی ایجاد کنند که کنترل آن بسیار دشوار است. به‌ویژه با توجه به سرعت و مستقیم بودن بازی آن‌ها.

آزادی مشروط و بهم‌ریختگی قابل مشاهده

به‌طور خاص، وینیسیوس جونیور و امباپه دوست دارند در سمت چپ زمین با هم ترکیب شوند. در حالی که جود بلینگام با دویدن‌های هوشمندانه از عمق، لایه‌ای اضافی از تهدید را به حملات اضافه می‌کند.

آمار رئال در لالیگا

با این حال، سبک آزاد و کم‌ساختار رئال مادرید بهایی نیز دارد. این تیم پس از، از دست دادن مالکیت توپ به طور تهاجمی فشار نمی‌آورد و اغلب بدون توپ، پراکنده و بدون سازماندهی باقی می‌ماند. به همین دلیل، بلینگام و فدریکو والورده مجبور هستند مسافت‌های بسیار طولانی‌ای را در خط میانی پوشش دهند. تا آزادی هجومی سه بازیکن جلویی را جبران کنند.

پاس بارسا در لالیگا

این آسیب‌پذیری توسط بارسلونا در دو شکست تحقیرآمیز ال‌کلاسیکو این فصل به شکلی بی‌رحمانه آشکار شد. جایی که لامین یامال و رافینیا در فضاهایی که مادرید خارج از مالکیت توپ باز گذاشت، درخشیدند. این یک نشانه نگران‌کننده پیش از دیدار حساس در ماه می است. اما مادرید همیشه به برنامه جایگزین خود تکیه دارد: تیبو کورتوا شکست‌ناپذیر.

دروازه‌بان بلژیکی در روز شنبه ۹ سیو انجام داد و به طور مداوم ضعف‌های دفاعی مادرید را پوشش داد، و در لحظات کلیدی این فصل، تیم را نجات داد. درخشش فردی نه یک سیستم تعریف‌شده که مدت هاست که نیروی محرکه پشت ویترین جام‌های مادرید بوده است. این احتمال وجود دارد که بار دیگر از این ذخایر استعداد خود برای کسب سی و هفتمین عنوان قهرمانی لالیگا بهره ببرند.

کورتوا در لالیگا

اتلتیکو مادرید (۲۸ بازی، ۵۶ امتیاز) کورس لالیگا

کمتر تیمی به اندازه اتلتیکو مادرید، هفت روزی به این اندازه طاقت‌فرسا را تجربه کرده است.

انگار شکست ۲-۱ مقابل ختافه دو یکشنبه پیش به اندازه کافی بد نبود، بازی‌ای که در دقیقه ۸۸ پیش بودند. شکست بحث‌برانگیز آن‌ها در ضربات پنالتی مقابل رقیب همیشگی، رئال مادرید در لیگ قهرمانان اروپا در میانه هفته، یکی از ناامیدکننده‌ترین لحظات ممکن بود.

چهار روز بعد، آن‌ها تلاش کردند دوباره با بارسلونا روبه‌رو شوند و با دو گل پیش افتادند، اما بار دیگر فروپاشیدند، به طور درمانده شاهد بودند که یک گل انحرافی در دقایق پایانی وقت اضافی وارد گوشه دور دروازه شد.

اگر اتلتیکو چیزی به وفور داشته باشد، آن “شخصیت” است. تحت هدایت دیگو سیمئونه و با بازی‌های مناسب و قابل‌برد که پس از وقفه بازی‌ های ملی در پیش دارند، سطح تمرکز پایین نخواهد آمد و باور تیم حفظ خواهد شد، تا زمانی که بتوانند ارتباط خود را با دو تیم بالای جدول حفظ کنند.

همان‌طور که همیشه، تیم‌های سیمئونه سرسخت و با تعهد دفاعی قوی هستند، با هافبک‌هایی مانند کانر گالاگر و رودریگو دی‌پال که دائماً با مدافعان کناری، وینگرها و مهاجمان در ارتباط هستند تا شکل تیمی مستحکمی را حفظ کنند. حتی ۲۳ گل در تمامی رقابت‌های این فصل برای گلزن برتر، جولیان آلوارز، کافی نبوده تا به طور کامل از شهرت خود به عنوان بازیکنی پرتلاش رهایی یابد؛ او توپ را تعقیب می‌کند و دویدن‌ها را به خط میانی دنبال می‌کند، میان لحظات درخشش سریع در محوطه جریمه.

اتلتیکومادرید، پویاتر از گذشته

با این حال، این دقیقاً همان اتلتیکو مادرید قدیمی نیست، چرا که سیمئونه به طور فزاینده‌ای تلاش می‌کند کنترل بازی‌ها را با داشتن مالکیت توپ به دست بگیرد.

از آغاز فصل ۲۰۱۹-۲۰، میانگین مدت زمان مالکیت بی‌وقفه توپ توسط اتلتیکو مادرید تقریباً ۳۵ درصد افزایش به خود دید و به ۱۰.۱ ثانیه رسید. نمودار زیر نشان می‌دهد که آن‌ها تعداد پاس‌های بیشتری در هر توالی انجام می‌دهند و به طور کلی توپ را با سرعت و مستقیم به سمت دروازه حریف حرکت نمی‌دهند.

در تیم اتلتیکو اکنون هوش تاکتیکی و مهارت بیشتری وجود دارد. همراه با دویدن‌های بی‌وقفه‌ای که به آن عادت کرده‌ایم. تا به این تیم کمک کند مقابل تیم‌های دفاعی‌محور با داشتن مالکیت توپ استراحت کند.

مدیریت بازی اتلتیکو مادرید همچنین به آن‌ها اجازه داده تا فرم خود را حفظ کنند. با سیمئونه که بیشتر از اکثر مربیان توانسته بهره بهتری از نیمکت خود ببرد. بازیکنان ذخیره آن‌ها ۱۸ گل لیگ به ثمر رساندند، بیشتر از هر تیمی در پنج لیگ برتر اروپا. در همین حال، سورلوث با ۸ گل در صدر لیست بازیکنان قرار دارد؛ گزینه‌ای قدرتمند برای دریافت سانترها و بازیکنی سریع و با ضربات قوی که در انتقال‌های دیرهنگام در بازی تأثیرگذار است.

هفته‌ای طاقت‌فرسا بوده است، اما در حالی که رقبای قهرمانی آن‌ها با برنامه‌ای سنگین، سفرهای دشوار در لیگ قهرمانان اروپا پیش رو دارند، اتلتیکو زمان ارزشمندی برای بازیابی و حفظ طراوت خود در اختیار دارد. یک لغزش کافی است و تیم سیمئونه باید آماده باشد تا از فرصت استفاده کند.

آنتونیو نوسا: باید برای پاسخ به ابهامات و پرسش‌ها، حرفی برای گفتن می‌داشتم

آنتونیو نوسا، ستاره نو ظهور سرزمین وایکینگ ها

امیر محمد کلانتری، فوتبال‌لب – آنتونیو نوسا اخیراً در مصاحبه‌ای اظهار کرد که یک سال گذشته از لحاظ ذهنی برای او بسیار دشوار بوده است. در ژانویه ۲۰۲۴، نوسا، که آن زمان در کلوب بروژ بازی می‌کرد، در آستانه توافق برای انتقال به برنتفورد بود. او در ۱۷ سالگی در لیگ قهرمانان اروپا گلزنی کرد و در ۱۸ سالگی به تیم ملی نروژ دعوت شد. نوسا به عنوان یکی از ستاره‌ های آینده فوتبال شناخته می‌شد و انتقال به پریمیرلیگ و لندن، گامی هیجان‌انگیز در مسیر حرفه‌ای‌ او به نظر می‌رسید.

نوسا و رویایی که هرگز رنگ واقعیت به خود نگرفت!

انتقال نوسا به برنتفورد لغو شد. باشگاه در مرحله پایانی به شکلی غیرمنتظره از ادامه معامله انصراف داد و این تصمیم، مسیر رو به رشد حرفه او، که تا آن لحظه ثابت و امیدوارکننده بود را با تردید مواجه کرد.

نوسا

نوسا که اکنون ۱۹ سال دارد، در مصاحبه با نشریه The Athletic می‌گوید:

آن دوره واقعاً عجیب بود. اولویت من سلامت جسمانی‌ام و حل این مسئله بود. می‌خواستم بفهمم مشکل اصلی چیست. اما در نهایت مشخص شد هیچ مشکلی وجود ندارد. همه چیز را بررسی کردم و دوباره تمرکزم را به دست آوردم. برای یک بازیکن جوان، که آن موقع ۱۸ ساله بودم ، مطمئناً مقابله با چنین تجربه‌‌های ناشناخته‌ای سخت است. هضم این موضوع زمان می‌خواست. نمی‌گویم راحت بود، اما از آن گذشتم. فکر می‌کنم این اتفاق مرا قوی‌تر کرد.

نوسا در آن روزها روی حمایت خانواده و دوستانش حساب می‌کرد. او می‌گوید تمرکز اصلی‌اش ابتدا بازگشت به آمادگی جسمانی بود. سپس هدف او، برای اولین بار در مدت زمان کوتاه دوران حرفه‌ای خود، نادیده گرفتن جو منفی و تلاش برای یافتن نکات مثبت در این شرایط بود.

نوسا

او در ادامه می‌گوید:

در فوتبال باید چنین تجربه‌هایی داشته باشید تا بفهمید چه حسی دارد و ببینید می‌توانید از پس آن بر بیایید یا نه! بنظرم از این آزمون سربلند بیرون آمدم. شاید این اتفاق باعث رشد من شد. اکنون از جایگاهی که دارم بسیار راضی‌ام. پس با این اوصاف نمی‌توانم شکایتی داشته باشم.

نوسا در لایپزیش؛ پایانی برای آغازی نو!

او اکنون در لایپزیش آلمان حضور دارد. وقتی تیم‌های علاقه‌مند انگلیسی از پیگیری برای جذب نوسا منصرف شدند، که اتفاقاً برنتفورد تنها باشگاهی نبود که به او ابراز علاقه کرد، لایپزیش بی‌سروصدا وارد عمل شد. آلمانی‌ها این جوان نروژی را در آگوست ۲۰۲۴ با مبلغ ۲۱ میلیون یورو به خدمت گرفت. البته لایپزیش همیشه ترجیح می‌دهد معاملاتش را بی‌سروصدا انجام دهد. با این حال، عدم جنجال رسانه‌ای پیش از انتقال نوسا نشان می‌داد بازار او تا حدودی سرد شده است. این آثار معامله لغوشده با برنتفورد را نمایان می‌کرد.

با این حال، لایپزیش برای جذب نوسا قاطع بود.

نوسا در لایپزیش

نوسا در اولین فصل حضورش در بوندسلیگا بیش از ۱۴۰۰ دقیقه بازی کرد. او ۳ گل به ثمر رساند و ۳ پاس گل داده است. نوسا با شور و اشتیاق و ویژگی فنی خود بازی کرد و این عملکرد به بازسازی اعتبار و روحیه‌اش کمک کرد. او در تمام بازی‌های لیگ قهرمانان اروپا حضور داشت و روند صعودی‌اش تا زمان مصدومیت در فوریه مقابل سن پائولی ادامه یافت.

مصدومیتی از ناحیه زانو که خفیف تشخیص دادند. او و باشگاه نگرانی خاصی درباره بازگشتش ندارند و انتظار می‌رود تا پایان مارس به میادین بازگردد.

نوسا: احساس می‌کردم که چیزی برای اثبات خودم دارم.

آنتونیو نوسا، استعداد جدید بوندسلیگای آلمان

او اضافه کرد:

قطعاً احساس می‌کردم چیزی برای اثبات دارم. سوالات زیادی درباره آمادگی جسمانی‌ام مطرح بود. اینکه آیا اصلاً می‌توانم بازی کنم یا اینکه کاری از دستم برمی‌آید یا نه! نمی‌خواهم زیادی روی این موضوع تمرکز کنم یا انرژی‌ام را برایش هدر دهم. بازی کردن در این حجم از مسابقات و برداشتن این قدم به عنوان یک بازیکن، حس خوبی دارد. البته این حس خوب، اولویت من نیست.

این بیشتر بخاطر خودم بود تا بدانم می‌توانم از پس آن بربیایم. شاید (ماجرای سال گذشته) کمی شک به دلم انداخته بود. بنابراین اثبات این موضوع به خودم، بهترین بخش ماجرا بود. حالا می‌دانم که اشکالی ندارد، باید به راه خود ادامه دهم.

علاقه افراطی و بیش از حد نوسا به فوتبال!

نوسا به فوتبال اعتیاد دارد. او قبل از اینکه برای مصاحبه با نشریه The Athletic بیاید، تقریباً کل هفته را صرف تماشای بازی های چمپیونزلیگ کرده بود. مانند بقیه جهان، او هم مسحور بازی لیورپول مقابل پاریسن ژرمن بود. نوسا عادت دارد همزمان چند مسابقه را روی نمایشگر های مختلف تماشا کند. با این کار، هم بازیکنان موردعلاقه‌اش را زیر نظر می‌گیرد و هم پیشرفت دوستانش در اروپا، مانند آندریاس شلدراپ در بنفیکا، دنبال می‌کند.

به نظر می‌رسد جایی برای چیز دیگری در زندگی‌اش باقی نمانده است.

نوسا گلزنی خوب

نوسا در زندگی واقعی و در هنگام بازی با پلی‌استیشن با دوستانش، به مسابقات UFC علاقه دارد. با این حال فوتبال بر افق زندگی‌اش حاکم است. زندگی در لایپزیش، جایی که با دوست دخترش زندگی می‌کند، با روحیاتش سازگار است.

تیم مارکو رز فصل خوبی را پشت سر نمی‌گذارد. آن‌ها به نیمه‌نهایی جام حذفی آلمان راه یافتند. لایپزیش اکنون جزو ۴ تیم بالانشین بوندسلیگا نیست و برای بازگشت به چمپیونزلیگ می‌جنگند.

از لحاظ شخصی، این محیط مکانی مناسب برای رشد آنتونیو نوسا است. حتی اگر این مسیر تا حدی تحت تأثیر معامله ناموفق با برنتفورد باشد.

آنتونیو نوسا مدتی است که چشم‌انداز آینده را مدنظر دارد.

او وقتی ۱۳ سال داشت، به استابک در زادگاهش پیوست. او و والدینش در جنوب شهر زندگی می‌کردند، با فاصله یک سفر با قطار یا اتوبوس، که باعث می‌شد تنها هفته‌ای دو بار به صورت نیمه‌وقت در آکادمی باشگاه تمرین کند.

آنتونیو نوسا در استابک نروژ

اما این محدودیت به جای مانع شدن، خلاقیت فردی او را تقویت کرد. او همچنان در لیگ محلی بازی می‌کرد، اما وقتی در اسلو نبود، به تماشای کلیپ‌های یوتیوب اسطوره‌هایش، خصوصاً نیمار، می‌پرداخت. سپس آنچه یاد گرفته بود را در زمین‌ تکرار می‌کرد و به خصوصیات بازی خود می‌افزود.

امروز او با علاقه از آن روزها یاد می‌کند و در واقع، چیز زیادی تغییر نکرده است.

آنتونیو نوسا در این باره اینگونه می‌گوید:

آن‌ها بازیکنانی بودند که در کودکی الهام‌بخش من بودند. وقتی خانه یا مدرسه بودم، کامپیوترم را باز می‌کردم و اصلاً به کلاس توجهی نداشتم. می‌خواستم مثل آنها باشم و مثل آنها بازی کنم. این موضوع در کودکی حسابی من را خوشحال می‌کرد. حتی امروز هم عاشق تماشا کردن فوتبال هستم. این اشتیاق و پناهگاه شادی من است.

نوسا: تماشای بازی ستاره‌ها برای من فوق‌العاده تأثیر گذار بود.

او افزود:

انجام این کار برای من فوق‌العاده بوده و واقعاً به عنوان یک بازیکن رشد کردم. حالا در پست‌‌هایی بازی کردم که قبلاً هرگز تجربه نکرده بودم. در دوران پیشرفت، همیشه مهاجم چپ بودم، اما امروزه چند پسته بودن در فوتبال یک مزیت بزرگ است. به همین دلیل سعی می‌کنم بازی خودم در سمت راست را بهبود بخشم.

این روند هنوز در حال پیشرفت است تا به تسلط کامل برسم. احساس می‌کنم حمایت و راهنمایی‌های لازم را دریافت کردم.

یکی از مزایای حضور در لایپزیش این است که نوسا دیگر تنها ستاره درخشان تیم نیست. در این باشگاه، بنجامین شسکو آینده‌ای درخشان پیش رو دارد. ژاوی سیمونز بازیکنی خارق‌العاده است. لوئیس اوپندا نیز فصل گذشته با ۲۴ گل و ۷ پاس گل در ۳۳ بازی بوندسلیگا درخشید.

فصل ۲۵–۲۰۲۴ برای همه سخت بود. مصدومیت‌ها و از دست‌دادن اعتماد به‌ نفس در عملکرد تیم تأثیر گذاشت و مارکو رز تحت فشار است تا تابستان امسال جایگاهش را حفظ کند. با این حال، این تیم هنوز ترکیبی استعداد محور است که نوسا می‌تواند با بسیاری از بازیکنانش ارتباط برقرار کند.

نوسا توضیح می‌دهد:

بسیاری از بچه‌ها همزمان با من در این مرحله از حرفه‌شان قرار دارند. فکر می‌کنم این همکاری متقابل به رشدمان کمک می‌کند. وقتی افرادی همسن خودت را می‌بینی که همان مسیر را طی می‌کنند، شرایط یکدیگر را بهتر درک می‌کنید. این سفر را با هم طی می‌کنیم و بخشی از داستان آن‌ها بودن نیز لذت‌بخش است.

سفر نوسا تفاوت‌های خود را دارد

او همچنان یکی از امیدهای بزرگ فوتبال نروژ است و در مسیر این تیم برای جام جهانی ۲۰۲۶، آوردگاهی که از سال ۱۹۹۸ در آن حضور نداشتند، نقش کلیدی خواهد داشت.
بازگشت او به فرم مناسب، گفتمان حول محورش را تغییر داده است. حالا دوباره بحث بر سر فوتبال و محدوده پیشرفتش در این ورزش است. اما این به معنای بازگشت انتظارات و افزایش فشارهاست.

نوسا با پتانسیل بالا برای سایر تیم ها

با این حال، نوسا از این چالش نمی‌هراسد. در واقع، او این توجه و انتظار را بخشی از مسیرش می‌داند:

توقعات چیز خوبی هستند. وقتی در سطوح بالاتر بازی می‌کنی، توقعات هم بیشتر می‌شود و باید سعی کنی آن را بپذیری. به نوعی از این موضوع لذت می‌برم. اگر کار درستی انجام بدهی، مردم به هر حال درباره‌ات حرف می‌زنند.

برای شنیدن تحلیل‌های صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!