عسل رضائی-فوتبال لب،به نقل از Opta analyst ،در طول مساوی برایتون در مقابل چلسی در اوایل مارس، نیکیتا پریس با پاس گل خود به ماریسا اولیسلاگرس، تبدیل به پنجمین بازیکن تاریخ سوپرلیگزنان انگلیس شد که به آمار صد تاثیر مستقیم بر روی گل (مجموع پاس و پاس گل) رسید و نام خود را در فوتبال زنان جاودانه کرد. به این بهانه نگاهی داشته باشیم به ستارگانی که به این دستاورد رسیدهاند.
ویویانه میدما؛بازیکنی برای رسیدن به اولینهای فوتبال زنان
علیرغم مصدومیت طولانی رباط صلیبی در فصل گذشته که باعث شد فصل را از دست بدهد، اما انتقال او در تابستان گذشته به منچسترسیتی فرصت دوباره درخشش و بازگشت به فرم همیشگی زن یخی فراهم کرد. پنجم مارس نیز با پاسگل خودش به خدیجه شاو، زوج تهاجمی خودش در دیدار مقابل وستهم به رکورد ۱۲۲ تاثیر مستقیم بر گلهای سوپرلیگ را ثبت کرد تا نام خود را در لیست 100 گلههای فوتبال زنان قرار دهد.
با حضور از فصل ۲۰۱۷/۲۰۱۸ در انگلیس و سپری کردن حدود ۸ سال در سطح اول این کشور ستاره هلندیها نفر سوم در صف میانگین دقایق در تاثیرگذاری بر گلهای این لیگ با آمار هر ۱۰۲ دقیقه یک تاثیرگذاری پشت سر سم کر(۹۵) و بانی شاو(۸۰) ایستادهاست.
بهترین عملکرد این بازیکن در فصل ۲۰۱۸/۲۰۱۹ رقم خورد. جایی که آرسنال به رهبری جو مونتومورو، لیگ را فتح کرد و ویویانه میدما با ۲۲ گل و ۱۰ پاسگل تبدیل به مهمترین مهره توپچیها شد. رکوردی که دستنیافتنی به نظر میرسد. همچنین میدما در پنج فصل مختلف توانست با بیش از بیست تاثیرگذاری بر گلها تنها بازیکن تاریخ لیگ باشد که به این موفقیت دستیافته است.
بث مید؛آچارفرانسه آرسنال و انگلیس
همتیمی سابق میدما در آرسنال یعنی بث مید، دومین بازیکنی است که توانست این میزان موثر واقع شود(۶۷ گل و۴۷پاسگل). رقابتهای فصل ۲۰۱۸/۲۰۱۹ منتهی به آخرین قهرمانی آرسنال در wsl شد. زمانی برای اثبات وینگر انگلیسی نیز بود. آمار ۱۹ تاثیرگذاری مستقیم بر گلها یکی از بهترین عملکردهای وی بود.
در حالی بث مید، فصل ۲۰۲۱/۲۰۲۲ با آمار ۱۱ گل و۸ پاسگل را به پایان رساند که، بار دیگر پیش از برگزاری یورو۲۰۲۲ انگلیس توانست موفقیت پیشین را بازآفرینی کند. ۱۹ تاثیر در فصل نشان از آمادگی فوق العاده او داشت که در نهایت همراه با عنوان قهرمانی یورو کفش طلا و توپ طلای یورو را نیز برای مید به همراه داشت. ۱۰ اثرگذاری بر گلها در یک دوره جام ملتهای اروپا او را تبدیل به رکورددار این رقابتها کرد.
ساخت ۳۵۰ شانس گل در لیگ حداقل ۱۰۹ بار بیشتر از هر بازیکن دیگری در فضای فوتبال زنان است. میانگین ۲.۰۷ ساخت شانس در هر بازی و میانگین ۰.۶۷ اثرگذاری مستقیم در هر بازی بینظیر به نظر میرسد. ستاره آرسنال با ثبت سه پاسگل دیگر میتواند به رکورد ۵۰ دستیابد.
بثنی انگلند در چلسی؛الماسی که به آن کمتر توجه میکنید
سومین فرد این لیست در این لیست بثنی انگلند است(۸۲ گل و ۲۴ پاسگل). بازیکنی که رتبه دوم بیشترین گلزنی(۸۲) را نیز به خود اختصاص دادهاست. بازیکن سابق چلسی اکنون در تاتنهام در سایه به رکوردزنیها ادامه میدهد. دوری یا نیمکتنشینی او در تیم ملی انگلیس مانع نشد تا انگلند از کورس رکوردها جا بماند. همانگونه که اخیرا تبدیل به اولین بازیکن سوپرلیگ شد که دروازه نوزده تیم مختلف را باز میکند. به ثمر رساندن بیش از بیست و پنج گل برای دو تیم مختلف نیز دیگر رکورد اوست تا این بازیکن با رکوردهای مختلف در تاریخچه فوتبال زنان نام خود را ماندگار کند.
۱۸ تاثیرگذاری روی گلها در فصل ۲۰۱۹/۲۰۲۰ شروعی برای پنج قهرمانی متوالی چلسی در لیگ شد. ثبت یک گل بعد از هر ۱۰۵ دقیقه و ۵۲ لمس توپ بخشی از سابقه درخشان انگلند است.
چلسی و فران کربی؛ جان تری فوتبال زنان
قطعا نُه سال حضور در چلسی، فرصت بسیار مناسبی برای چهارمین بازیکن دارای این رکورد است. فران کربی زمانی آبیها را ترک کرد، که با ۱۱۵ گل در تمام رقابتها، خاطرهای خوش برای هواداران به جا گذاشت.
بالاترین میزان دقت در شوتها(۲۲.۵) بین حاضران این لیست عدد ۶۶ گل و ۳۵ پاسگل را برای او به همراه داشت. ساخت یا به ثمر رساندن یک گل در هر ۷۹ دقیقه شگفت انگیز به نظر میرسد.
فصل که دومین قهرمانی از پنج قهرمانی متوالی را برای چلسی به ارمغان آورد، بهترین عملکرد کربی نیز بود. ۲۸ اثر مستقیم او به قهرمانی چلسی نیز منجر شد. ستاره انگلیسی در جدول گلزنان نیز، بعد از سمکر(۲۱) و میدما(۱۸) با ۱۶ گل سومین گلزن برتر لیگ بود.
نیکیتا پریس؛ بازی برای پنج تیم متفاوت در انگلیس و پنجمین عضو کلاب اسطورهها
آخرین بازیکنی که توانست به جمع 100 گلههای سوپرلیگ بپیوندد، نیکیتا پریسی بود که در اورتون، منچسترسیتی، آرسنال، منچستریونایتد و برایتون توپ زد. پریس دارای بیشترین شوت(۴۸۰) پس از میدما(۴۸۸) در این لیست است. پیش از وقفه دوساله حضور در سوپرلیگ زنان و با پیراهن سیتی در فصل ۲۰۱۸/۲۰۱۹ آمار ۲۶ تاثیر را به ثبت رساند که بهترین عملکرد اوست. میانگین هر ۸۴ دقیقه یک گل بهترین میانگین گل به ازای دقیقه بازی در یک فصل برای یک بازیکن در این لیست است.
بازیکنانی که میتوانند به این دستاورد برسند
جردن نوبز و لارن همپ مشترکا با ۸۹ تاثیرگذاری مورد انتظارترین افراد در دستیابی به این آمار هستند. همپ اما با توجه با سن و سال کمتر و میزان بازیها به عنوان یار فیکس شانس بیشتری دارد. او نیز میتوانست در صورت نبود مصدومیت در این فصل به این باشگاه بپیوندد.
همپ با عملکرد ۵۱ گل و ۳۸ پاسگل تبدیل به جوانترین بازیکنی شد که بیش از پنجاه گل به ثمر رساند. اگر بدبیاری و مصدومیت همراه او نشود میتواند جوانترین بازیکن فوتبال زنان در راه رسیدن به این رکورد نیز شود.
نوبز (۵۸ گل و ۳۱ پاسگل) اما با ۲۰۵ بار پوشیدن پیراهن انگلیسیها در WSL تنها بازیکنی است که بیش از بار به میدان رفته است. میلی برایت نزدیکترین بازیکن به او در این امر، فقط در ۱۶۴ مسابقه حضور یافته است.
مهران قهرمانی-فوتبال لب، رودریگو، بازیکن جوان و بااستعداد رئال مادرید، نقشی کلیدی در تیم ایفا میکند. اما به نظر میرسد که همچنان آنطور که شایسته است، مورد تقدیر قرار نمیگیرد. او کارهای زیادی برای بهبود عملکرد رئال مادرید انجام میدهد، اما به اندازهای که باید، دیده نمیشود. در این مقاله به نقش او در تیمی که دوباره به دنبال قهرمانی در لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا است، میپردازیم.
رودریگو در میان ستارگان کهکشانی
در تیمی پر از ستارههای بزرگ مانند رئال مادرید، رودریگو کمتر به چشم میآید. او نه کیلیان امباپه است، نه وینیسیوس جونیور و نه جود بلینگهام. برخلاف این سه ابرستاره که پس از انتقال امباپه به اسپانیا در تابستان گذشته با لقب “BMV” توسط رسانههای محلی شناخته میشوند، رودریگو در مرکز توجه نیست. این سه نفر همانهایی هستند که پیراهنهای بیشتری میفروشند، هواداران را به ورزشگاه میکشانند و در نهایت گلهایی میزنند که رئال مادرید را به تیم پیروز تبدیل میکند.
اما این که خط حمله فعلی رئال را یک “سهگانه” بنامیم، بیانصافی است؛ بهویژه نسبت به رودریگو که با وجود فروتنی، از استعداد زیادی برخوردار است. در واقع این خط حمله، یک “چهارگانه” است و نادیده گرفتن این موضوع برای بسیاری از افراد، از جمله خود رودریگو، آزاردهنده است. پس از تساوی 1-1 مقابل مایورکا در ماه آگوست، که رودریگو تنها گل تیمش را به ثمر رساند، در شبکههای اجتماعی نوشت: “هفته گذشته درباره سهگانه بلینگهام، امباپه و وینی صحبت کردند، اما باید حرف R از رودریگو را هم به این ترکیب اضافه کنند. ما یک چهارگانه از مهاجمان داریم و سایر اعضای تیم. همه در بازیها اهمیت دارند و ارزش خود را در مسابقات مختلف نشان خواهند داد.” او بعداً این پست را بهخاطر حفظ هماهنگی تیمی پاک کرد، اما این اقدام نیز نشاندهنده شخصیت او در تلاش برای بهبود تیم است.
عدم حضور رودریگو در لیست توپ طلا
این دیدگاه که رودریگو به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد، چندان غیرمعمول نیست. او همچنان کم ارزش ترین بازیکن (از دیدگاه مردم و رسانه) در بین چهار مهاجم اصلی است. اگر قرار باشد یکی از این چهار نفر جایگزین شود، بیشتر مردم معتقدند که آن شخص رودریگو خواهد بود. حتی در لیست نامزدهای توپ طلای 2024 نیز تنها او از این چهار نفر جایی نداشت، با اینکه نقشی کلیدی در تیمی که دوگانه قهرمانی بهدست آورد، ایفا کرده بود. خودش در این باره گفت: “فکر میکنم حقم بود… اما من تصمیمگیرنده نیستم.”
ارزشگذاری و بهای همتیمیها به رودریگو
با این حال، درون تیم هیچ تردیدی در مورد اهمیت او وجود ندارد. پس از پیروزی رئال مادرید مقابل منچسترسیتی در پلیآف لیگ قهرمانان، جود بلینگهام در مصاحبهای با شبکه CBS آمریکا گفت: “او بسیار دستکم گرفته شده است. برای من، او احتمالاً بااستعدادترین و فنیترین بازیکن تیم است. کارهایی که با توپ انجام میدهد، ما را شگفتزده میکند. او لذتبخشترین همتیمی است.” بلینگهام همچنین به فداکاریهای رودریگو اشاره کرد: “پست مورد علاقهاش مانند وینی، سمت چپ است. اما او برای کمک به تیم، در سمت راست بازی میکند که موقعیت طبیعیاش نیست و هرگز شکایتی ندارد.”
فداکاری و چندپستی بودن، نقاط قوت یا ضعف؟
این صحبتهای بلینگهام دلایلی را روشن میکند که چرا رودریگو به اندازه برخی از همتیمیهایش مورد ستایش قرار نمیگیرد: او بازیکنی چندپسته است و برای تیم فداکاری میکند. این ویژگیها معمولاً مختص بازیکنان کهکشانی نیست. بعید است که امباپه، زینالدین زیدان یا کریستیانو رونالدو برای بهتر شدن عملکرد رودریگو، رائول و گرت بیل، حاضر باشند از پست اصلی خود کنار بکشند؛ حتی اگر این به معنی موفقیت بیشتر تیم در بازیها باشد.
رودریگو؛ وینگر راست چپ پا!
با این حال، اگرچه برخی معتقدند که در صورت نیاز به قربانی کردن یکی از مهاجمان، این قربانی رودریگو خواهد بود. اما نباید فراموش کرد که او در پستی غیرطبیعی بازی میکند. او در جناح راست بازی میکند، که باعث میشود هنگام حرکت به داخل زمین به سمت پای ضعیفتر خود برود. اما حتی در این شرایط نیز او گلهای مهمی به ثمر رسانده است. به عنوان مثال، در بازی رفت مرحله یکهشتم نهایی لیگ قهرمانان برابر اتلتیکو مادرید، او با یک ضربه زیبا با پای چپ نشان داد که هرچند عملکردش با پای چپ ضعیفتر است، اما هنوز هم خطرناک است.
آمار و ارقام رودریگو
از زمان اولین بازیاش در سپتامبر ۲۰۱۹، رودریگو در ۱۶۹ بازی به عنوان بازیکن اصلی و ۸۷ بازی به عنوان ذخیره، ۱۱۳ مشارکت در گل داشته است. تنها کریم بنزما (۱۶۷) و وینیسیوس (۱۵۹) در این مدت آمار بیشتری دارند. در فصل جاری لالیگا، تنها لامین یامال از بارسلونا (۲۴) و وینیسیوس (۱۹) بیشتر از رودریگو (۱۸) پس از حمل توپ حداقل پنج متری، موقعیت گل ایجاد کردهاند. این نشان میدهد که او تا چه اندازه در ایجاد موقعیتها موثر است. رودریگو بهطور میانگین هر ۱۳۶ دقیقه یک گل یا پاس گل ثبت کرده است که تنها کمی ضعیف تر از وینیسیوس (۱۲۵.۱ دقیقه) و بلینگهام (۱۱۵.۱ دقیقه) است. او همچنین در لیگ قهرمانان اروپا ۲۵ گل به ثمر رسانده و به چهارمین بازیکن جوان تاریخ بعد از لیونل مسی، کیلیان امباپه و رائول گونزالس تبدیل شده که برای یک تیم خاص در این رقابتها به این تعداد گل دست یافته است.
نقش کلیدی رودریگو در تاکتیک تیم
با این حال، در شرایط فعلی، رودریگو همچنان از ستارگان اصلی رئال مادرید فاصله دارد. با حضور امباپه و وینیسیوس، مادرید دو تا از بهترین مهاجمان چپپای جهان را در اختیار دارد و طبیعی است که تیم به سمت چپ متمایل باشد. در این فصل لالیگا، ۴۲.۴ درصد از موقعیتهای گلزنی مادرید از سمت چپ ایجاد شده است – بالاترین میزان در لیگ – در حالی که تنها ۲۹.۱ درصد از سمت راست شکل گرفته است. آمار گلزنی نیز این تفاوت را نشان میدهد: امباپه ۲۹ گل و ۵ پاس گل، وینیسیوس ۱۹ گل و ۱۰ پاس گل، در حالی که رودریگو از سمت راست ۱۴ گل و ۸ پاس گل ثبت کرده است.
اما این آمار نباید از اهمیت رودریگو کم کند. با توجه به اینکه امباپه و وینیسیوس در یک منطقه مشابه بازی میکنند و در ابتدا برای هماهنگی با هم مشکل داشتند، نقش رودریگو حتی مهمتر شد. او با بازی در سمت دیگر زمین، فضا را باز کرده و به دیگر مهاجمان اجازه میدهد تا راحتتر حرکت کنند. تنها لامین یامال از بارسلونا (۲۴) و وینیسیوس (۱۹) بیشتر از رودریگو (۱۸) پس از حمل توپ حداقل پنج متری، موقعیت گل ایجاد کردهاند. این موضوع نشان میدهد که رودریگو تا چه حد برای تلاش مجدد رئال مادرید در فتح دوگانه لیگ و لیگ قهرمانان اروپا اهمیت دارد.
اعتماد آنچلوتی به رودریگو
کارلو آنچلوتی همیشه به رودریگو اعتماد داشته است. از زمان بازگشت سرمربی ایتالیایی به رئال در سال ۲۰۲۱، تنها فدریکو والورده (۱۹۹ بازی) بیشتر از رودریگو (۱۹۷ بازی) به میدان رفته است. این دو بازیکن تنها کسانی بودند که در تمامی ۱۳ بازی مسیر قهرمانی لیگ قهرمانان فصل گذشته حضور داشتند. با توجه به حضور مهاجمان متعدد و باکیفیت، بزرگترین مشکل رئال مادرید بهنظر میرسد توازن دفاعی باشد. این تیم در ۱۱ بازی اخیر تنها دو کلینشیت داشته است. برخی معتقدند که شاید بهتر بود یک بازیکن دفاعی به ترکیب اضافه شود. اما عملکرد رودریگو در این فصل به حدی خوب بوده که، همانند سایر اعضای خط حمله رئال، نمیتوان او را از ترکیب کنار گذاشت.حقیقت این است که دیگر وقت آن رسیده که این بازیکن برزیلی توجه و تحسینی را که شایسته آن است، دریافت کند. زیرا همانطور که جود بلینگهام در واکنش به گلایه رودریگو از لقب “BMV” در شبکههای اجتماعی خود نوشت: “فقط احمقها حرف R را فراموش میکنند.”
رضا حسینی، فوتبال لب– تنها دو مسابقه از فصل جدید گذشته و تا همینجا پر بوده از حواشی، داستانهای داغ و چندین برنده متفاوت. در آستانهی گرندپری ژاپن که سومین مسابقه فصل 2025 فرمول یک است، بحثهای زیادی در جریان است.
یوکی سونودا، راننده ژاپنی، برای اولینبار در گرندپری خانگیاش با تیم ردبول مسابقه خواهد داد؛ لاوسن به تیم سابقش برگشته است. سوالات زیادی مطرح است. آیا رقابت بین همتیمیهای مکلارن، وارد مرحلهی حساستری میشود؟ و آیا مرسدس، فراری یا ردبول میتوانند در ژاپن برای پیروزی با آنها رقابت کنند؟ اگر میخواهید بدانید این آخر هفته باید به کجای پیست نگاه کنید، با ما همراه باشید.
جمع ژاپنیها حسابی جمع شد
تیم آلپین اعلام کرد که ریو هیراکاوا، که یکی از رانندگان ذخیره این تیم در فصل 2025 است. در تمرین اول (FP1) گرندپری ژاپن پشت فرمان خودروی A525 خواهد نشست. او در مقابل تماشاگران خانگی خود رانندگی خواهد کرد.
هیراکاوا پیشتر در آخرین مسابقهی فصل گذشته در ابوظبی رانندگی کرده بود. او نخستین تجربهی حضور خود در یک جلسه تمرینی فرمول یک را با تیم مکلارن پشت سر گذاشت. او سابقهای طولانی در رقابتهای مختلف اتومبیلرانی، از جمله مسابقات تکنفره و استقامت دارد. هیراکاوا در سال 2022 قهرمان مسابقه 24 ساعته لمان شد. او همچنین دوبار عنوان قهرمانی “کلاس هایپرکار” را در مسابقات استقامت قهرمانی جهان FIA به دست آورد.
اکنون، پس از انجام تستهای فرمول یک برای تیمهای مکلارن و هاس، هیراکاوا در گرندپری خانگی قرار گرفته. او در پیست سوزوکا، برای اولینبار پشت فرمان یک خودروی 2025 قرار خواهد گرفت. او در این جلسه، جایگزین جک دوهان خواهد شد.
هیرکاوا در مصاحبهای گفت:
“بسیار هیجانزده هستم و نمیتوانم برای رانندگی با A525 در تمرین اول این هفته صبر کنم. فرمول یک در ژاپن همیشه برایم خاص بوده است. حالا اینکه بتوانم در یکی از جلسات این هفته رانندگی کنم، یک رؤیای واقعی است. همه چیز را آماده کردهام، چند روز پیش در مرکز “انستون کار” با شبیهساز را انجام دادیم و قرار است از این تجربه لذت ببرم. امیدوارم شرایط آبوهوایی خوب باشد. این یک جلسه کوتاه خواهد بود، اما من نهایت تلاشم را برای تیم خواهم کرد تا در تنظیمات خودرو بازخورد مفیدی ارائه دهم.”
ریو هیراکاوا
سونودا و رسیدن به آرزوی چندساله
هفته گذشته، تنها پس از دو گرندپری، ردبول تأیید کرد که تغییراتی در ترکیب رانندگانش ایجاد شده است. یوکی سونودا به عنوان همتیمی مکس وشتپن به تیم اصلی پیوست و لیام لاوسن به تیم “ریسینگ بولز” برگشت. این تصمیم هیجان و توجه زیادی را پیش از مسابقه خانگی رانندهی ژاپنی به دنبال داشته است. رانندهی ژاپنی، بالاخره در فصل پنجم حضورش در فرمول یک، فرصتی پیدا کرد تا برای تیم اصلی ردبول رقابت کند.
با این حال، مسیر پیش روی سونودا آسان نیست. همانطور که لیام لاوسن در مسابقات ابتدایی فصل، ( و پیش از او، سرجیو پرز) متوجه شد، ماشین فعلی ردبول واقعاً خودروی سختی برای کنترل و هماهنگ شدن است. کریستین هورنر، مدیر تیم، تأکید کرده که تجربهی سونودا میتواند در روند توسعهی خودرو مؤثر باشد. اما این که حتی مکس وشتپن هم گاهی در پیدا کردن ریتم و سرعت مشکل داشته، نشان میدهد شرایط تا چه اندازه پیچیده است.
با این حال، پایان مسابقهی قبلی در چین نشانههایی از امید را به همراه داشت. وشتپن در استینت نهایی بسیار رقابتی ظاهر شد و از آن بهعنوان یک نقطهی مثبت یاد کرد. حالا سونودا، امیدوار است بتواند هرچه سریعتر با شرایط هماهنگ شود و قطعاً در سوزوکا، با حمایت بینظیر هوادارانش، برای این کار انگیزهی زیادی خواهد داشت.
یوکی سونودا
واکنش لاوسن چه خواهد بود؟
در سوی دیگر ماجرا، ارتقای سونودا به معنای آن است که لیام لاوسون باید با ناامیدیِ کنار گذاشتهشدن از ردبول، کنار بیاید. آن هم پس از آغازی دشوار در این فصل. رانندهی نیوزیلندی در هر دو مسابقهی ابتدایی، عملکرد بدی داشت و تیم هم تصمیم گرفت خیلی زود دست به تغییر بزند.
در ابتدا، لاوسن، به دلیل عملکرد فوقالعادهای که در طول ۱۱ مسابقه با تیم ریسینگ بولز از خود نشان داده بود، نسبت به سونودا در اولویت قرار گرفت. حالا او دوباره به همان تیم بازمیگردد تا سعی کند اعتماد به نفسش را بازیابد.
خودِ وشتپن هم در چین از لاوسن حمایت کرد و گفت که به نظرش خودروی “ریسینگ بولز” راحتتر از ردبول رانده میشود. او فکر میکرد همتیمیاش در آن ماشین سریعتر خواهد بود تا در RB21 فعلی ردبول. حالا لاوسن این فرصت را دارد تا درستی این حرف را ثابت کند.
او به محیطی برمیگردد که برایش آشناست. نهتنها پیش از این نتایج خوبی در آن تیم گرفته، بلکه این مجموعه در گذشته به رانندگانی که بعد از حضور در کنار وشتپن به این تیم برگشتهاند، کمک کرده تا دوباره مسیر پیشرفتشان را پیدا کنند. مثل پیر گسلی که پس از تجربهای سخت در ردبول در سال ۲۰۱۹، موفق شد اعتبارش را دوباره بهدست آورد.
لاوسن قطعاً انگیزه دارد تا شروعی قدرتمند داشته باشد، اما مثل سونودا، با چالش بزرگ تطبیق سریع با خودرویی جدید روبهرو است؛ آن هم در پیستی که اشتباهات را به سختی مجازات میکند.
لیام لاوسن
نبرد رانندگان مکلارن بر سر قهرمانی
مکلارن طی سالهای اخیر نیازی به تغییر راننده نداشته است؛ اما هر چه جلوتر برویم، مدیریت لندو نوریس و اسکار پیاستری بهخاطر رقابت تنگاتنگشان برای قهرمانی، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. پس از نمایش درخشان پیاستری در چین، حالا هر دوی این رانندهها، یک پیروزی در کارنامه خود دارند؛ اما در حال حاضر این نوریس است که با ۱۰ امتیاز برتری نسبت به همتیمیاش، در جدول قهرمانی رانندگان جلوتر قرار دارد.
در ژاپن سال گذشته، نوریس عملکرد خوبی در تعیین خط داشت و سوم شد که در نهایت مسابقه را در ردهی پنجم به پایان رساند؛ ولی پیاستری نتوانست با همتیمی بریتانیاییاش همسطح شود و به رتبهی هشتم بسنده کرد. با این حال، مسیر پیشرفت پیاستری در دو سال گذشته بسیار سریع و چشمگیر بوده و مسابقهی این هفته یک آزمون دیگر برای سنجش میزان رشد او خواهد بود.
تا اینجای فصل، یا با دستور تیمی مکلارن و یا به واسطهی روند مسابقه، هنوز رقابت چرخ به چرخ نوریس و پیاستری را ندیدهایم. آیا ممکن است اولین رقابت واقعی بین دو مدعی قهرمانی در فصل ۲۰۲۵ همین آخر هفته اتفاق بیفتد؟ اگر این اتفاق بیفتد، سوزوکا بهترین صحنه برای آن خواهد بود؛ پیستی که بهخاطر طراحی خاص، پیچهای پرسرعت و تغییر مسیرهای سریع، در میان رانندگان محبوبیت زیادی دارد. حالوهوای بینظیری که تماشاگران ژاپنی در آن ایجاد میکنند را هم به این ترکیب اضافه کنید تا بدانید که ممکن است با یکی از تماشاییترین رقابتهای فصل در همین آخر هفته روبهرو شویم.
در حالی که رقابت میان دو رانندهی مکلارن از ابتدای فصل پیشبینی میشد، چیزی که کمتر انتظارش میرفت، شروع کمفروغ فراری در دو مسابقهی نخست بود.
تیم فرد واسور، یکی از مدعیان اصلی برای قهرمانی در هر دو بخش معرفی شده بود؛ بهویژه با توجه به هیجان و توجه زیادی که حضور لوئیس همیلتون در کنار چالز لکلرک به همراه داشت. اما در دو رقابت اول، فراری با چیزی که انتظارش را داشتیم، فاصلهی زیادی داشت.
پس از یک آخر هفتهی سخت در ملبورن، فراری در چین رقابتیتر ظاهر شد، اما نتوانست عملکرد خوب روز شنبه را در مسابقهی اصلی تکرار کند؛ لکلرک پنجم شد و همیلتون در جایگاه ششم از خط پایان گذشت. اما ساعاتی بعد، هر دو خودروی فراری از مسابقه دیسکوالیفای (حذف) شدند؛ اتفاقی که برای اولین بار در تاریخ این تیم رخ داد. در نتیجه، فراری حالا در جدول سازندگان در ردهی پنجم قرار دارد، همامتیاز با تیم چهارم یعنی ویلیامز و ۶۱ امتیاز عقبتر از مکلارن در همین ابتدای فصل.
تیم فراری
ساینز و جستجوی پاسخ در ویلیامز در گرندپری ژاپن
اگر چه ویلیامز همامتیاز با فراری در ردهی چهارم جدول تیمی قرار دارد، اما این شروع امیدوارکننده هنوز به گاراژ کارلوس ساینز در تیم ویلیامز نرسیده است.
ساینز در تستهای پیشفصل بسیار رقابتی به نظر میرسید و از اینکه به آسانی با ساختار ویلیامز هماهنگ شده بود، ابراز رضایت میکرد. او در استینت اول گرندپری استرالیا نیز سرعت خوبی داشت؛ اما پس از تصادف در ابتدای آن مسابقه، روند او دچار افت شد.
رانندهی اسپانیایی در گرندپری دوم در شانگهای، از عملکرد ضعیفش متعجب بود؛ او نمیتوانست درک کند چرا کنترل خودرو تا این حد دشوار شده، در حالی که در اوایل سال رابطهی خوبی با آن برقرار کرده بود. ساینز برای مسابقه، تنظیماتی نزدیک به همتیمیاش الکس آلبون را انتخاب کرد، اما با مشکلات متفاوتی روبهرو شد. شروع این فصل برای بسیاری از رانندگان دشوار بود، چرا که باید در جریان دو مسابقهی پشت سر هم – که یکی از آنها اسپرینت هم داشت – با تیمهای جدید و شرایط تازه سازگار میشدند. با این حال، حالا که حدود ۱۰ روز فرصت برای بررسی دادهها وجود داشته، ساینز بهدنبال بازگشت به همان اعتمادبهنفس و امیدواری ابتدایی فصل است.
حالا که کریستال پالاس به نیمهنهایی جام حذفی رسید، سخت است باور کنیم که اولین بردشان در لیگ برتر را تا اواخر اکتبر کسب نکرده بودند.
محمدرضا حیدری فوتبال لب-کریستال پالاس در جام اتحادیه دو برد مقابل تیمهای چمپیونشیپ کسب کرد، اما پیش از پیروزی حیاتی برابر تاتنهام در نهمین بازی لیگ، فشارها در سلهرست پارک رو به افزایش بود.
حالا آن روزهای سخت به خاطراتی دور تبدیل می شوند و هواداران و باشگاه پس از پیروزی درخشان ۳-۰ مقابل فولام با هیجان به سفر به ومبلی فکر میکنند. پالاس آخرین بار در سال ۲۰۲۲ به نیمهنهایی جام حذفی رسید.
این تیم هرگز قهرمان جام حذفی نشده و دو بار در فینال شکست خورده است؛ یکبار در سال ۱۹۹۰ و بار دیگر در ۲۰۱۶. اما حالا هواداران میتوانند رؤیای کسب اولین جام بزرگ تاریخ باشگاه را در سر بپرورانند. باشگاهی که تاریخ تأسیس آن، بسته به اینکه کدام تاریخنگار را باور کنید، به سال ۱۸۶۱ بازمیگردد.
این تحول چشمگیر را الیور گلاسنر، سرمربی تیم رقم زد. از آغاز سال ۲۰۲۵، تنها لیورپول (۱۱ برد) بیش از کریستال پالاسِ گلاسنر (۱۰ برد) در تمامی رقابتها پیروز شده است. پالاس همچنین با ثبت ۸ کلینشیت، بیش از هر تیم دیگری در لیگ برتر در ثبت کلین شیت موفق است.
فصلی سخت برای کریستال پالاس
گلاسنر از همان ابتدا میدانست که شروع فصل چالشبرانگیز خواهد بود؛ تابستانی که در آن مایکل اولیسه، ستاره تیم، راهی بایرن مونیخ شد، بسیاری از بازیکنان درگیر تورنمنتهای بزرگ بودند و چهار بازیکن هم در روز پایانی نقلوانتقالات به تیم اضافه شدند.
طول کشید تا همه این عوامل سر و سامان بگیرند، اما در سیستم مورد اعتماد 3-4-2-1 گلاسنر، پالاس تیمی منظم و قدرتمند است و با شتابی مثبت به هفتههای پایانی فصل میرسد. پالاس در ۱۵ بازی اخیر خود تنها دو بار باخت که این آمار با توجه به اینکه آنها در کل فصل فقط سه برد خانگی در لیگ داشتهاند، تحسینبرانگیزتر به نظر میرسد.
خط دفاع سه نفره کریستال پالاس متشکل از کریس ریچاردز، ماکسنس لاکروآ و مارک گهی یکی از مستحکمترین خطوط دفاعی لیگ برتر محسوب میشود.
لحظات سرنوشتساز در راه است؛ ومبلی در انتظار پالاس
بیبیسی اسپورت از گلاسنر پرسید که آیا بازی مقابل فولام (جایی که پالاس در دقایق ابتدایی تحت فشار بود اما در نهایت قدرتمند به کار خود پایان داد) بازتابی از روند فصل و پایانی هیجانانگیز برای آن است؟
گلاسنر پاسخ داد: “فصل هنوز تمام نشده است. اگر این پایان کار باشد، راضی نخواهم بود. فکر میکنم این فقط آغاز سرنوشت سازترین مقطع فصل ماست. دو ماه پیش رو داریم و امیدوارم ۱۲ بازی دیگر در پیش باشد. نکته مثبت این است که تیم در شرایط خوبی قرار دارد و بازیکنان آماده هستند. این دو ماه را کنار هم خواهیم بود، بازیهای زیادی داریم و میتوانیم دوباره به بهترین فرم خود برسیم.
امروز، بهویژه در دقایق ابتدایی، از این سطح فاصله داشتیم. باید در بهترین شرایط خود باشیم تا بیشترین تعداد پیروزی ممکن را به دست آوریم.” هواداران کریستال پالاس در حال سرود خواندن درباره سفر به ومبلی بودند، اما گلاسنر ترجیح داد درباره احتمال قهرمانی در این ورزشگاه ملی صحبت نکند.
او گفت: “نمیخواهم درباره قهرمانی حرف بزنم، چون حتی در بازی بعدی هم نمیتوانیم جامی ببریم. این فقط نیمهنهایی است. وقتی وارد یک رقابت حذفی میشوید، فرقی ندارد که در دور اول حذف شوید یا نیمهنهایی، چون هدف همیشه قهرمانی است. رسیدن به نیمهنهایی یک دستاورد بزرگ است. بهویژه در ومبلی، چرا که همیشه جو خاصی دارد.”
اهمیت بالای ابرچی ازه
گلاسنر گفت که تاکنون سه بار به ومبلی رفتم و هر سه بار از مترو استفاده کردم. دو بار برای تماشای بازی تیم ملی انگلیس و یک بار هم وقتی دخترش را برای کنسرت تیلور سوئیفت به آنجا رساند.
یکی از این بازدیدها دوشنبه شب بود، زمانی که او تماشاگر گلزنی ابریچی اِزه در اولین بازی ملیاش برابر لتونی بود. اِزه برای تطبیق با شرایط پالاس پس از جدایی اولیسه زمان برد و گل او مقابل فولام تنها پنجمین گلش در این فصل بود.
گلاسنر گفت: “فکر میکنم ابز فصل عجیبی را پشت سر میگذارد. در لیگ برتر گلهای زیادی نزده، اما موقعیتهای زیادی داشته است. در بسیاری از صحنهها بدشانس بود (گلهای مردود، توپهایی که تغییر مسیر دادهاند، ضرباتی که به تیر خوردند) اما همیشه به تلاشش ادامه می دهد.
با مصدومیتهایی هم مواجه شد، آن هم مصدومیتهای عجیب. فکر میکنم گلش مقابل لتونی، اولین گل ملیاش، برای او از نظر شخصی اهمیت زیادی داشت و به او کمک کرد.
او همیشه اعتمادبهنفس دارد. همه میدانیم که تمامکنندگی فوقالعادهای دارد و میتواند به خوبی با پای راست خود به سمت دروازه برود. ما به این کیفیت، بهویژه در ضربات نهایی، نیاز داریم و امروز هم به ما کمک کرد.”
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – با اعتراف پپ گواردیولا به اهمیت روزافزون انتقال توپ، بررسی میکنیم که چگونه حملات سریع و مستقیم بیش از هر زمان دیگری بر فوتبال پریمیرلیگ تأثیر میگذارند.
ترنزیشن، دشمن قهرمان سالیان اخیر پریمیرلیگ
انتقال توپها همواره دشمن پپ گواردیولا بودهاند. بین تمام جنبههای تاکتیکی، این عنصر همیشه چیزی بوده که او بیشتر از هرچیز از آن هراس داشته است. در مقابل، برای بسیاری از رقبای او در طول سالها، انتقال توپ سلاحی بسیار مفید محسوب میشود.
در دورانی که گواردیولا برای نخستین بار سبک تاکتیکی خاص خود که از یوهان کرویف موسوم به تیکی تاکا و فوتبال مالکانه (juego-de-posición football) الهام گرفته بود را در بارسلونا پایهگذاری میکرد، ژوزه مورینیو در اوج قدرت خود بود.
آقای خاص در نقطه مقابل پپ قرار داشت. مالکیت توپ برای او یک ریسک محسوب میشد. با این حال عدم مالکیت توپ، نقطه قوتی بود که میشد با انتقالهای سریع از آن بهرهبرداری کرد.
هر دو مربی دوران بسیار موفقی را در هدایت بهترین تیمهای جهان سپری کردند. آنها با سبک های کاملاً متفاوت، بزرگترین جامها را فتح کردند.
گواردیولا در چهار سال هدایت بارسلونا، سه بار قهرمان لالیگا شد. او دو بار نیز لیگ قهرمانان اروپا را بالای سر برد.
مورینیو، تنها لکه سیاه پپ در بارسلونا!
سبک دفاع محور و مبتنی بر انتقال سریع مورینیو، هرچند به اندازه تاکتیک خاص گواردیولا موفق نبود، اما او مسئول تنها فصلی بود که گواردیولا در قهرمانی لالیگا ناکام ماند.
همچنین یکی از دو باری که گواردیولا در مراحل حذفی چمپیونزلیگ ناکام ماند، مربوط به اینتر ژوزه مورینیو بود (فصل ۲۰۰۹/۱۰ و در مرحله نیمه نهایی). دیگر ناکامی گواردیولا با بارسلونا در چمپیونزلیگ، همراه شد با قهرمانی غیرمنتظره روبرتو دی ماتئو با چلسی در سال ۲۰۱۲.
در آن دوران، دو قطب کاملاً متضاد، گواردیولا و مورینیو، بر قله فوتبال جهان حکمرانی میکردند.
درحالی که مورینیو در آن سالها الهامبخش گروه کوچکتری از مربیان بود، گواردیولا به کلی بازی را متحول کرد.
آقای نابغه، آغازگر دوران جدیدی از فوتبال پریمیرلیگ.
تأثیر شگرف او حتی پس از پیوستن به منچسترسیتی در ۲۰۱۶ ادامه پیدا کرد. امروز فوتبال انگلیس کاملاً با زمان ورود او متفاوت است.
در آن سالها، گواردیولا بهخاطر اصرار بر بازی سازی از دفاع و تحت فشار قرار گرفتن مدافعانش، مورد تمسخر قرار میگرفت. اما امروزه تقریباً همه تیمها بخش قابل توجهی از ضربات دروازه خود را کوتاه آغاز میکنند.
در فصل پیش از ورود او به انگلیس، ۷۴.۲٪ از ضربات دروازه به نیمه حریف ختم میشد. این رقم در فصل جاری به ۳۸.۶٪ کاهش یافته است.
پپ گواردیولا، الهام بخش در محدوده ای فراتر از پریمیرلیگ
گواردیولا تنها مسئول این تغییرات نیست. با این حال، نقش بسیار بزرگی در تحول فوتبال طی دهه گذشته داشته است. مطمئناً، درحالی که او همه چیز را در پریمیرلیگ و اروپا فتح میکرد، بقیه نیز از او پیروی کردند.
امروزه کاملاً عادی است که حتی تیمهای لیگ دو و سطوح آماتور نیز از دفاع بازیسازی کننید. در طول نزدیک به نه سال حضورش در پریمیرلیگ، او بیش از هر فرد دیگری بر فوتبال تأثیر گذاشت.
صبر کنید! انتقال توپ ها و حملات مستقیم همچنان بخش مهمی از فوتبال انگلیس باقی ماندهاند
همیشه تیمهایی بودهاند که با بازی غیر هجومی موفق بودهاند. ضدیت با سبک گواردیولا هرگز کاملاً از بین نرفته است.
این سبک بازی هرگز به اندازه فصل ۲۰۲۴/۲۵ تأثیرگذار نبوده است. در این فصل پریمیرلیگ بیش از هر زمان دیگری، فوتبال با چاشنی ضدحمله برای گواردیولا و سیتی که درگیر یک فصل غیر منتظره ضعیف هستند، مشکل آفرین شده است.
تنها ساوتهمپتون، وستهم (هر دو ۳۸) و برنتفورد (۳۵)، بیشتر از سیتی (۳۴) شوت ناشی از ضد حمله های سریع دریافت کردهاند. آنها تاکنون ۹ باخت در لیگ داشتهاند. این تعداد باخت برابر با بیشترین تعداد باخت گواردیولا در یک فصل است. هنوز ۹ بازی تا پایان فصل باقی مانده است.
تأثیر و موفقیت تیمهایی با سبک بازی حمله در عمق، این سؤال را به وجود آورده که فوتبال به کدام سمت میرود. این چیزی است که خود گواردیولا در مصاحب های با TNT Sports اوایل امسال به آن اشاره کرد:
امروز، فوتبال مدرن به سبک بورنموث، نیوکاسل، برایتون و لیورپول است. فوتبال مدرن دیگر پوزیشنال نیست.
بورنموث در این فصل با فوتبال پرس از بالا و پرسرعت خود که شامل تصاحب توپ در زمین حریف و رساندن سریع توپ به جلو برای گلزنی است، موفقیت زیادی پیدا کرد.
از سوی دیگر، ناتینگهام فارست با سبک افراطی ضدحمله، در رده سوم جدول قرار دارد و به سمت سهمیه چمپیونزلیگ پیش میرود. آنها با میانگین مالکیت توپ ۳۹.۵٪، کمترین سهم مالکیت را در پریمیرلیگ دارند.
افزایش ضد حمله های سریع در لیگ
در واقع، ضدحملههای سریع در کل پریمیرلیگ افزایش یافتهاند. فصل جاری با میانگین ۱.۸۴ ضدحمله منجر به شوت در هر بازی، بیشترین میزان از زمان شروع ثبت آمار (از ۲۰۰۶/۰۷) را دارد. تعداد بیشتر این ضد حمله ها نیز به گل منجر میشوند (۰.۳ گل در هر بازی).
این فصل همچنین بالاترین درصد شوتهای ناشی از ضدحملههای سریع در تاریخ پریمیرلیگ (۱۰.۲٪) و بالاترین درصد گلهای حاصل از این ضدحملهها (۷.۱٪) را به خود اختصاص داد.
این آمار در فصل ۲۰۱۵/۱۶ به ترتیب در پایینترین حد خود (۳.۷٪ و ۱.۴٪) بود. حتی این آمار در فصل ۲۰۲۱/۲۲ نیز تنها ۵.۰٪ و ۳.۷٪ بود. اما امروز، کارایی و استفاده از ضدحمله در فصل جاری به بالاترین حد تاریخ رسید.
یک واکنش قابل پیشبینی؟
شاید این روند، نتیجهای منطقی باشد. با تسلط روزافزون فوتبال مالکانه، همواره احتمال یک واکنش متقابل وجود داشت. هرچند فوتبال سریع و مبتنی بر انتقال توپ هرگز بهطور کامل به حاشیه نرفت، اما آمار نشان میدهد که با تقلید تیمهای بیشتر از سبک گواردیولا، تأثیر آن در سطوح بالای فوتبال کاهش یافت. اما در مقابل، لو بلاک نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد.
برای تیمهایی با منابع محدودتر از تیمهایی مثل سیتی، عقبنشینی و تحمل فشار تنها راه پیروزی بود.
لوبلاک همیشه بخش مهمی از فوتبال بوده، اما هرچه تیمهای مسلط بر توپ ثروتمندتر، بهتر و قویتر شدند، تیمهای ضعیفتر مجبور شدند سازمانیافتهتر و منظمتر عمل کنند.
درخشش سیتی به رقبا یادآوری میکرد که کوچکترین اشتباه یا ایجاد کمترین فضا میتواند مرگبار باشد. و اگر از این تیم عقب میافتادند، راه بازگشت به بازی برایشان حتی سختتر میشد.
اهمیت ترنزیشن در فوتبال امروز
این مسئله باعث شد اهمیت ضدحملهها و انتقال توپ بیش از پیش افزایش یابد. برای تیمهایی که در رده تیم های واقعا تراز اول قرار نداشتند، تنها راه شکستن لو بلاک حریف، حمله سریع و سازمانیافته بلافاصله پس از به دست آوردن توپ بود تا حریف را در وضعیت نامنظم غافلگیر کنند. کیفیت این ضدحملهها به شدت در حال افزایش است. تا جایی که گواردیولا حتی این فصل اعتراف کرده که از «بازی در این شرایط ضدحمله کمی هراس دارد.»
نمونه موفق: بورنموث و آندونی ایرائولا
بورنموث و سرمربی آن، آندونی ایرائولا، این فصل بهخاطر عملکرد درخشانشان مورد تحسین قرار گرفتهاند. آنها با پرسینگ شدید و سازمانیافته، رکورددار کانتر پرس (پرسی که ظرف ۲ ثانیه پس از از دست دادن توپ اعمال میشود) با ۱۸۲۲ اقدام در کل (۶۲.۸ در هر بازی) و همچنین بیشترین شوت پس از تصاحب توپ در ۴۰ متری دروازه حریف (۵۷ مورد) در پریمیرلیگ میباشند.
آنها مانند ناتینگهام فارست با دفاع عقب نشسته بازی نمیکنند و حملات خود را از فواصل طولانی شروع نمیکنند. هرچند counter-attacking و transitional attacks دقیقاً یکسان نیستند، اما از این نظر شبیه هستند که هر دو شامل حمله سریع پس از بازپسگیری توپ میشوند. در این فصل لیگ برتر، فقط ناتینگهام فارست با میانگین سرعت حملات ۲.۰۸ متر بر ثانیه، از بورنموث (۲.۰۵ متر بر ثانیه) سریعتر بوده است.
ایرائولا صراحتاً بیان کرده که اولین اولویت بازیکنانش پس از تصاحب توپ، پیشروی سریع به سمت جلو با هدف مستقیم گلزنی است.
او سال گذشته به اسکای اسپرت گفت:
اولین کاری که پس از بازپسگیری توپ انجام میدهیم، رساندن سریع آن به بازیکن پست ۹ است. چون معمولاً در آن لحظه، حریف در ضعیفترین موقعیت دفاعی قرار دارد و فضاهای بهتری پیدا میکنید.
این استراتژی مؤثر بوده است. بورنموث با ۱۹۶ شوت در ضدحملهها، بیشترین آمار را در پریمیرلیگ دارد و برای اولین بار در آستانه صعود به رقابتهای اروپایی است. نباید آنها را بر اساس پنج شکست در شش بازی اخیر قضاوت کرد. باید در نظر گرفت که علیرغم پیشبینی های بدبینانه پیش از شروع فصل، تنها پنج امتیاز با چهار تیم برتر فاصله دارند.
اما بورنموث تنها تیمی نیست که از ضدحملهها بهره میبرد. لیورپول، صدرنشین مقتدر لیگ، احتمالاً چندبعدیترین تیم پریمیرلیگ است. آنها هم در بازی با مالکیت توپ مسلط هستند و هم بهترین تیم در زمینه ترنزیشین در لیگ محسوب میشوند.
آمار لیورپول در زمینه ضد حمله:
رتبه دوم شوتهای پس از ضدحمله (۱۷۹ مورد) پس از بورنموث در پریمیرلیگ
صدرنشین گلهای پس از ضدحمله با ۳۱ گل (حداقل ۱۰ گل بیشتر از هر تیم دیگر)
۱۱٪ از کل شوتهای آنها از ضدحملههای سریع بوده است (بالاترین درصد لیگ)
۱۹٪ از گلهایشان از همین موقعیتها به ثمر رسید (رتبه دوم پس از ولورهمپتون با ۲۰٪)
رکوردهای تاریخی لیورپول در فصل جاری:
۱۳ گل از ضدحملههای سریع که رکورد تمام ادوار از فصل ۲۰۰۶/۰۷ است.
۵۶ شوت از ضد حمله های سریع که رکوردی جدید محسوب میشود.
در حالی که هنوز ۹ بازی باقیمانده است، قهرمان آینده پریمیرلیگ به بهترین شکل ممکن از ترنزیشین بهره میبرد. شاید بهتر از هر تیم دیگری در سالهای اخیر.
در دورانی که سبک بازی با مالکیت توپ پپ گواردیولا و منچسترسیتی بر فوتبال مسلط بوده، این فصل شاهد تأثیر چشمگیرتر ضدحملههای سریع نسبت به سالهای گذشته هستیم.
اما چرا سبک ضد حمله این چنین ثمربخش شد؟
برخی استدلال میکنند که این سبک بازی (ضدحمله) کمخطرتر از استفاده از خط دفاعی بالا و ایجاد فضای پشت سر مدافعان است. قطعاً خط دفاعی جسورانه و بالا، برای تاتنهام آنژ پوستکوغلو جواب نداده است. تیمی که با ۱۵ باخت در ۲۹ بازی این فصل، بیشتر از آنکه به رقابتهای اروپایی فکر کند، درگیر جدال برای بقا است. آمار نشان میدهد تیمهایی که ضدحمله را بهطور مؤثر به کار میگیرند، شکستناپذیرتر هستند، ویژگیای که قطعاً در مورد تاتنهام صدق نمیکند.
در ۷۸ مورد ثبت شده از گلزنی تیمها با حداقل یک ضدحمله سریع در مسابقات پریمیرلیگ در این فصل، تنها در ۱۳ مورد آن تیمها در بازی شکست را پذیرفتند. که نرخ باخت را به 16.7% میرساند.
بررسی ها نشان داده است وقتی تیمی گل میزند اما بدون ضدحمله، نرخ باخت به 26.1% تغییر میکند.
به عبارت دیگر، تیمی که با ضدحمله گل میزند، سختتر شکست میخورد تا تیمی که از طریق دیگر گلزنی میکند. شاید امروز تمرکز بر دفاع محکم به جای فشار برای گل های بیشتر، ایده بهتری باشد.
همینطور این واقعیت وجود دارد که موقعیتهای حاصل از ضدحملهها عموماً کیفیت بالاتری دارند. میانگین امید گلزنی (xG) در شوتهای حاصل از موقعیت ضدحمله در این فصل 0.17 است که بالاتر از شوتهای در جریان بازی (0.12 xG) و موقعیتهای شروع مجدد (0.09 xG) میباشد. میانگین کلی xG تمام شوتها در مسابقات پریمیرلیگ این فصل 0.11 است.
این یعنی شوتهای ضدحمله هم کیفیت بالاتری دارند و هم احتمال پیروزی تیم را بیشتر میکنند. هرچند این تحلیل کاملاً منصفانه نیست، چون ایجاد فرصتهای ضدحمله سختتر و کمتعدادتر است. با این حال، آمار نشان میدهد ضدحملههای سریع و مستقیم ارزش امتحان کردن را دارند. همانطور که جدول لیگ هم تأیید میکند. با حضور لیورپول و ناتینگهام در میان سه تیم برتر.
اما آیا این پایان سلطه بازی مالکانه گواردیولاست؟
آیا این نشانه تغییر روند است یا فقط یک استثنای فصلی است؟ شاید عملکرد ضعیف تر سیتی در این فصل پریمیرلیگ به دلیل تغییر نسل و حضور بازیکنان جدیدی باشد که میانگین سنی تیم را کاهش دادهاند.
پاسخ به این سؤال قطعیت ندارد، اما پیشبینی سقوط یکی از موفقترین سلطه های فوتبال، بسیار جسورانه است. با این حال، به نظر میرسد در فوتبال سطح بالا تمرکز بر انتقال ها نسبت به گذشته جایگاه بیشتری پیدا کرده است. اگر حتی گواردیولا خود این تغییر را بپذیرد، حتماً حقیقتی در آن وجود دارد، درست است؟
همچنین ممکن است هواداران پریمیرلیگ از طبیعت سریع حملات انتقالی لذت بیشتری ببرند. آنها این سبک فوتبال را راحتتر میپذیرند، به جای تیمهایی که سبکی شبیه به “کشتن رقیب با پاسهای بیشمار” گواردیولا بازی میکنند.
به همین ترتیب، وقتی بورنموث تحت هدایت مربیای موفق میشود که آشکارا از چیزی که بهعنوان “پاسهای مطمئن” مینامد، پاسهای قابل اطمینانی که مالکیت توپ را حفظ میکنند، همانچیزی که فلسفه پپ گواردیولا نیاز داشت، پذیرش این سبک فوتبال آسانتر است. و وقتی تیمی سبک هیجانانگیزی از فوتبال بازی میکند و موفق میشود، پذیرش این ایده که فوتبال به این سمت در حال حرکت است (یا باید باشد) سادهتر میشود.
تاریخ تاکتیکهای فوتبال همیشه چرخهای بوده است و ممکن است دوباره به چیزی شبیه به دوران طلایی مورینیو بازگردیم.
به همان اندازه ممکن است فوتبال اکنون چنان پیشرفته شده باشد که تیمهای برجسته باید در همه جنبههای بازی برتری پیدا کنند. برای تسلط بر لیگ برتر این فصل، لیورپول ناچار بود که بهترین تیم از نظر حملات سریع و روبهجلو باشد، و احتمالاً قهرمانان آینده نیز مجبور خواهند بود چنین باشند.
محمد حیدری فوتبال لب – دین هویسن در ماه نوامبر حتی در ترکیب بورنموث جایی نداشت، اما هفته گذشته در لیگ ملتهای اروپا برای اسپانیا، قهرمان اروپا، درخشید. بدون شک این مدافع جوان سال شگفتانگیزی را پشت سر میگذارد.
مصدومیتها در ماههای اخیر، چند فرصت برای دین هویسن ایجاد کردند، اما او با عملکردی فوقالعاده از این فرصتها بهره برد. آخرین وقفه بازیهای ملی، فرصت بزرگی برای دین هویسن رقم زد. این مدافع ۱۹ ساله به دلیل مصدومیت اینیگو مارتینز از بارسلونا به تیم ملی اسپانیا دعوت شد. سپس، مصدومیت پائو کوبارسی در نیمه نخست دیدار یکچهارم نهایی لیگ ملتها مقابل هلند باعث شد او اولین بازی ملیاش را تجربه کند.
هویسن در مجموع ۴۹ دقیقه از آن بازی را به میدان رفت و آنقدر خوب کار کرد که در دیدار برگشت در ترکیب اصلی قرار گرفت. او در نهایت تمام ۱۲۰ دقیقه را بازی کرد و اسپانیا با پیروزی در ضربات پنالتی به جمع چهار تیم پایانی لیگ ملتهای اروپا در تابستان امسال راه یافت.
نکته جالب اینجاست که مدافع ملی پوش اسپانیا تا همین چهار ماه پیش حتی بازیکن ثابت بورنموث هم نبود. او تابستان گذشته از یوونتوس به این تیم پیوست. در انتقالی که اکنون با مبلغ اولیه ۱۲.۸ میلیون پوند (که ممکن است به ۱۵.۳ میلیون پوند برسد) یک خرید فوقالعاده به نظر میرسد.
او در ماههای اول حضورش در انگلیس فرصتهای محدودی پیدا کرد. از جمله آزمونی بزرگ در سپتامبر، زمانی که در ترکیب اصلی برابر لیورپول قرار گرفت. با این حال، بورنموث در هیچیک از پنج بازیای که هویسن بیش از ۲۵ دقیقه در آن حضور داشت، پیروز نشد. از جمله سه بازی که او ۹۰ دقیقه کامل در میدان بود.
مصدومیت ها به نفع هویسن!
اما مصدومیت جدی همسترینگ مارکوس سِنِسی، مدافع میانی اصلی بورنموث، فرصت دیگری به هویسن داد و این بار او از آن نهایت استفاده را برد.
عملکردی درخشان و گل سهامتیازی در پیروزی ۱-۰ مقابل تاتنهام در اوایل دسامبر، هرگونه تردید درباره توانایی این مدافع جوان برای بازی در لیگ برتر را از بین برد. هویسن همیشه حمایت آندونی ایرائولا، سرمربی تیم، را داشت. اما هواداران لیگ برتر معمولاً انتظار دارند که یک نوجوان خارجی برای تطبیق با فیزیکیترین لیگ دنیا با مشکل مواجه شود. بهویژه مدافعی با فیزیک لاغر و بلندقد مانند او.
هویسن از نظر ظاهری شبیه مدافعان سنتی لیگ برتر نیست. چهرهای جوان دارد و برخی ممکن است تصور کنند که مهاجمان فیزیکی بهراحتی میتوانند او را تحت فشار بگذارند. اما با قامت ۱۹۸ سانتیمتری، جثه لاغر او میتواند گمراهکننده باشد. چیزی که مشخص است، این است که او بازیکن ضعیفی نیست. چالشهای فیزیکی لیگ برتر هیچگاه مانعی برای او نبوده است.
برعکس، در واقع هویسن هیچگاه از نبردهای فیزیکی فرار نمیکند و در مواجهه با برخی از بهترین مهاجمان جهان کاملاً آرام و مسلط بوده است. از میان مدافعان لیگ برتر که این فصل حداقل ۱۵۰۰ دقیقه بازی کردهاند، تنها هفت نفر بیشتر از او در دوئلهای هوایی شرکت کردهاند. او ۵۹.۳% از نبردهای هوایی خود را برده است.
برای درک بهتر این آمار، او از نظر موفقیت در نبردهای هوایی همسطح گابریل ماگالائس، مدافع تنومند آرسنال است. او اندکی بالاتر از دو مدافع توانمند دیگر، یان پل فن هکه و مارک گهی (هر دو ۵۹.۱%) قرار دارد.
هویسن، قابل اعتماد با توپ
همچنین او در میان مدافعان میانی، رتبه سوم را در ارتکاب خطاها به ازای هر ۹۰ دقیقه (۱.۲) دارد. (اگر بازیکنانی که در حال حاضر برای تیمهای انتهای جدول لیگ برتر بازی میکنند را کنار بگذاریم، او در این زمینه در صدر قرار میگیرد). او در حال حاضر شش کارت زرد دریافت کرده است. پنج تای آنها به دلیل خطاهای تاکتیکی بوده (یکی هم به دلیل بحث با حریف). این آمار ممکن است لزوماً جنبههای مثبت زیادی نداشته باشد، اما به خوبی نشان میدهد که هویسن چطور به جنبه فیزیکی بازی نزدیک میشود. او واقعاً برای نبرد آماده است.
او یک فوتبالیست استثنایی است. برای رسیدن به تیم ملی اسپانیا در سن ۱۹ سالگی و سپس به قدری خوب بازی کردن که لوئیس د لا فوئنته، سرمربی اسپانیا که بهطور علنی گفته قصد دارد به بازیکنانی که تابستان گذشته قهرمان اروپا شدند وفادار بماند، دچار دردسر انتخاب شود، باید بازیکن برجستهای باشید.
هویسن در کار با توپ بسیار راحت است. او بهترین درصد موفقیت پاس در میان بازیکنان بورنموث را که بیش از دو بازی در لیگ برتر این فصل انجام دادهاند، دارد (۸۴.۳٪). در تیم ملی اسپانیا که به پاسکاری معروف است، او ۹۰.۴٪ از پاسهای خود را در دیدار برگشت مقابل هلند در یکشنبه گذشته موفق ثبت کرد.
او صرفا پاس ایمن نمی دهد. دین در میان مدافعان میانی با ۱۵۰۰ دقیقه بازی در لیگ برتر این فصل، رتبه سوم را از نظر پاسهای پیشرونده به ازای هر ۹۰ دقیقه (۴.۰) دارد. (پاسهایی که در جریان بازی آغاز میشوند و از دو سوم هجومی زمین شروع میشوند. این پاسها حداقل ۲۵٪ توپ را به سمت دروازه حریف نزدیکتر میکنند.)
بدون تغییر در اسپانیا
در مقابل هلند، او در دقایق ابتدایی وقت اضافی با یک پاس بلند فوقالعاده از بالای خط دفاعی هلند، پاس گل بازی را داد. او لامینه یامال را برای گل سوم اسپانیا که تیمش را ۳-۲ پیش انداخت، به جلو فرستاد. هویسن همچنین در ایجاد موقعیت گل به شدت مشارکت داشت.
نباید خیلی عجیب باشد که او در کار با توپ اینقدر ماهر است. هویسن در پنج سالگی به اسپانیا رفت و در دوران ژاوی، آندرس اینیستا و تیمهای قهرمان بارسلونا و اسپانیا در آنجا بزرگ شد. بنابراین آموزش فوتبالی او در مالاگا قطعاً تمرکز زیادی بر حفظ توپ داشته است. حتی اگر تسلطش به این سطح بازی هنوز هم بسیار شگفتانگیز باشد. نباید تعجبآور باشد که او اینچنین راحت در تیم ملی اسپانیا تحت هدایت د لا فوئنته بازی کرد.
با این حال، دین هویسن همچنان اول و مهمتر از هر چیز یک مدافع است. در این زمینه نیز هویسن به خاطر درک بالای خود از بازی برجسته است. میان تمام مدافعانی که این فصل حداقل ۱۵۰۰ دقیقه در لیگ برتر بازی کردهاند، او پس از یان بدنارک از ساوتهمپتون (۲.۳) رتبه دوم را از نظر قطع توپ به ازای هر ۹۰ دقیقه (۲.۲) تصاحب می کند. در عین حال تنها جرد برانتویت از اورتون (۶.۹) میانگین بیشتری در انجام دفع توپها به ازای هر ۹۰ دقیقه نسبت به او (۶.۷) ثبت رسانده است. هویسن همچنین در دفع توپ با سر به ازای هر ۹۰ دقیقه (۳.۳) رتبه پنجم را دارد. او در مسدود کردن شوتها به ازای هر ۹۰ دقیقه (۱.۳) رتبه هفتم را دارد.
دین هویسن لایق جایگاه خود است
واضح است که او در حالی که بازیکن بسیار قابلی نیز هست از درگیر شدن در موقعیتهای فیزیکی نمیترسد. احتمالاً به همین دلیل است که هلند تلاش کرد تا او را متقاعد کند که نظرش را تغییر دهد. آینده بینالمللی خود را به کشور زادگاه و والدینش اختصاص دهد، نه اسپانیا، هرچند در نهایت در این تلاش شکست خوردند.
ممکن است وقتی لوئیس د لا فوئنته آیمرک لاپورت، مارتینز و کوبارسی را در دسترس داشته باشد، هویسن دوباره در رتبه پایینتری در فهرست قرار گیرد. اما با این حال، این تصمیم نشان داد که سرمربی اسپانیا هویسن را به جای رائول آسنسیو ۲۲ ساله و فوقالعاده که این فصل در قلب خط دفاع رئال مادرید و در غیاب ادر میلیتائو در کانون توجه قرار گرفت، انتخاب می کند.
مربیان تیمهای ملی معمولاً مدافعان تیمهای بزرگتر را ترجیح میدهند. جرارد پیکه از بارسلونا و سرخیو راموس از رئال مادرید سالها مدافعان مرکزی اسپانیا بودند. گرت ساوتگیت در طول دوران مربیگریاش فشار زیادی برای تغییر وجود داشت. اما او بیشتر از دیگران به جان استونز از منچسترسیتی و هری مگوایر از منچستریونایتد وفادار بود. قهرمانی ایتالیا در یورو نیز با خط دفاع مرکزی بازیکنان یوونتوس به دست آمد. شروع به بازی در دفاع مرکزی برای یک کشور بزرگ زمانی که برای یک باشگاه بزرگ بازی نمیکنی، معمولاً نیازمند چیزی خاص است.
آینده در انتظار دین هویسن
حتی اگر مصدومیتها ابتدا دروازه را برای هویسن باز کرده باشند، او دوباره ثابت کرده که در چه سطحی قرار دارد. انتخاب شدن به عنوان مدافع مرکزی به جای آسنسیو، که تمام دقایق از دو دیدار رفت و برگشت رئال مادرید مقابل منچسترسیتی و اتلتیکو مادرید را بازی کرده و به طور منطقی میتوان فرض کرد که آمادهتر از هویسن برای بازی در یک مسابقه پر فشار در لیگ ملتها است، یک دستاورد واقعی است.
دین هویسن ندر بازی رفت در شرایط سختی قرار گرفت. اما توانست سر و صدای تماشاگران هلندی که از تصمیم او برای انتخاب اسپانیا ناراضی بودند را نادیده بگیرد. او توانیت نمایش ثابت و قابل اعتمادی از خود ارائه دهد. همچنین جایگاهش را در ترکیب اصلی نگه داشت و در بازی برگشت نیز دوباره درخشان ظاهر شد.
طبیعتاً این نمایشهای اخیر باعث شده که صحبتها درباره احتمال انتقال او از بورنموث که پیش از این در حال مطرح شدن بود، شدت بگیرد. گزارشها درباره بند فسخ ۵۰ میلیون پوندی او دلیل این است که صحبتها درباره اینکه باشگاه بورنموث بعد از تابستان قادر به حفظ او نخواهد بود، گسترش یابد. فهرست باشگاههای احتمالی علاقهمند به او شامل بیشتر تیمهای بزرگ دنیا میشود. رئال مادرید، بایرن مونیخ، چلسی، لیورپول، آرسنال، نیوکاسل و بارسلونا همگی به او علاقه دارند.
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – ابر رایانه اپتا لیورپول را با احتمال پیروزی 66.3% شانس اصلی این مسابقه معرفی کرد. این درحالیست که شاگردان دیوید مویس در 9 بازی اخیر، هیچ شکستی را متحمل نشدند.
نگاه کلی به نبرد لیورپول و همشهری خود
اورتون به دنبال این است که برای اولین بار از فصل 2020/21 در هر دو دیدار رفت و برگشت مقابل لیورپول، کیش و مات نشود. لیورپول تنها یک بار در 24 بازی خانگی اخیر خود در پریمیرلیگ مقابل اورتون شکست خورد و در کنار آن، 14 برد، 9 تساوی کسب کرد. قرمزها پنج بازی از شش بازی خانگی اخیر خود را پیروز از میدان خارج شدند.
از حواشی آخرین دربی در گودیسون پارک چه خبر؟
ضربه والی جیمز تارکوفسکی در واپسین لحظات بازی، پایان دراماتیکی را به آخرین دربی مرسی ساید در گودیسون پارک در فوریه گذشته بخشید.
اورتون با کسب تساوی 2-2 در دقایق پایانی، از لیورپولی 2 امتیاز گرفت که در مسیر قهرمانی بیستم خود است. به جرات میتوان گفت که تافیها در بیشتر دقایق آن دیدار تیم بهتری بودند، به طوری که شوتهای بیشتری (10 شوت در برابر 6 شوت لیورپول) داشتند و شانسهای گلزنی حریف را به 0.62 گل مورد انتظار (xG) محدود کردند. این کمترین مجموع xG بود که قرمزها در یک بازی این فصل لیگ داشتند.
بنظر میرسید که یک بار دیگر محمد صلاح ناجی پیروزی قرمزها شد تا اینکه جیمز تارکوفسکی با گلزنی در دقیقه 97:07 دومین گل دیر هنگام را به لیورپول در یک بازی پریمیرلیگی زد. البته این آمار برای زمانی است که اپتا از فصل 2006/07 شروع به ثبت دادهها کرد. آخرین گل دیرهنگام به لیورپول توسط رابین فن پرسی با پیراهن آرسنال در آوریل 2011 در دقیقه 97:10 بود.
درگیری های دیدار لیورپول و اورتون:
حتی بررسی طولانی توسط سیستم وار هم نتوانست از التهاب شور و حرارت گودیسون پارک بکاهد. در همین حال و پس از سوت پایان بازی، آتش خشم و نفرت بازیکنان دو تیم شعلهور شد. هنگامی که عبدولای دوکور برای تمسخر به سوی سکوهای لیورپولیها رفت، کرتیس جونز به نشانه اعتراض به سمت او دوید و با این بازیکن درگیر شد. این تنش و درگیری باعث شد تا مایکل اولیور هردو بازیکن را با کارت قرمز از زمین اخراج کند.
درگیریها به همینجا ختم نشد! هنگامی که آرنه اسلات و سیپکه هولشوف قصد داشتند نارضایتی خود را با داور مسابقه در میان بگذارند، با کارت قرمز ماکیل اولیور مواجه شدند.
کارت قرمز، یار همیشگی دربی مرسیساید
با احتساب کارت قرمز بازیکنان، دربی مرسیساید با 25 کارت قرمز، بیشترین کارت قرمز را نسبت به هر مسابقه دیگری در تاریخ پریمیرلیگ دارا است. همچنین اورتون به تنهایی 17 اخراجی که در برابر لیورپول دارد. این بیشترین تعداد اخراجی است که یک تیم در برابر تیم دیگر در این رقابتها خلق کرد.
آرنه اسلات اعتراف کرد که نباید در گودیسون آرامش خود را از دست میداد، هرچند که احساس میکرد تصمیمات عمدتاً به ضرر تیمش بود. این مربی هلندی امیدوار است که در بازی برگشت در آنفیلد انتقام بگیرد. لیورپول در حال حاضر تنها یک بار در قرن بیست و یکم در آنفیلد از اورتون باخته است.
پیروزی مقابل اورتون دیوید مویس چندان هم آسان نیست!
گفتن آسانتر از عمل کردن است. چرا که تیم دیوید مویس در 9 بازی اخیر متوالی لیگ شکست ناپذیر بوده است. این طولانی ترین سریال شکست ناپذیری برای اورتون از فصل 2016/17 تحت هدایت رونالد کومان است.
آخرین بار که نوار شکست ناپذیری های اورتون از این طولانیتر شد، دسامبر 2013 بود (10 بازی). آنها در فوریه 2010 نیز با نوار 9 بازی شکست ناپذیری در مقابل لیورپول قرار گرفتند که در نهایت با یک گل بازی را در آنفیلد واگذار کردند. دیوید مویس در آن زمان هدایت تافیها را بر عهده داشت.
لیورپول میخواهد از این بازی بهعنوان پلی برای بازگشت به روند پیروزیهای خود پس از حذف از لیگ قهرمانان و شکست در فینال جام اتحادیه، استفاده کند. با این حال، قرمزها با 12 امتیاز فاصله از آرسنال در صدر جدول لیگ قرار دارند و آماده و مشتاق هستند تا در خانه با حمایت هواداران به میدان بروند.
مویس، ناکام مطلق در مقابل لیورپول
مویس هیچکدام از 19 بازی خارج از خانهاش در پریمیرلیگ برابر لیورپول را نبرده است. این آمار بیشترین تعداد ناکامی در پیروزی در مقابل یک رقیب خاص در خارج از خانه است. دیوید مویس در مقابل چلسی نیز چنین آماری دارد. در اولین دوران مربیگری در اورتون، دیوید مویس 5 باخت و 6 تساوی در آنفیلد کسب کرد. آخرین آن در ماه می 2013 با نتیجه 0-0 بود.
وضعیت مصدومان اورتون
اورتون در هفتههای اخیر توانست برخی از بازیکنان خود را که دچار مصدومیت شدند را به تیم بازگرداند. هرچند هنوز مشخص نیست که آیا این بازی برای ایلیمان اندیایه، که در دیدار رفت دچار مصدومیت شد، و دوایت مکنیل خیلی زود خواهد بود یا خیر. این در حالی است که دومینیک کالورت لوین همچنان غایب است.
تساوی و ضربات ایستگاهی، قوت قلب تافی ها
اورتون تنها یک پیروزی از شش بازی اخیر خود کسب کرد (همراه پنج تساوی).
اورتون 41٪ از گلهای خود در این فصل لیگ را از ضربات ایستگاهی غیر از پنالتی (13/32) به ثمر رساند که بالاترین آمار در لیگ است. گل اول آنها توسط بتو در دیدار رفت در گودیسون پارک نیز از یک ضربه آزاد سریع خلق شد.
در مقابل، لیورپول کمترین سهم از گلهای خود در این فصل را از ضربات ایستگاهی غیر از پنالتی با تنها 6٪ (4/69) به ثمر رساند. با این حال، لیورپول نیازی به تکیه بر ضربات ایستگاهی ندارد.
رد پای ستاره لیورپول در دربی مرسی ساید
اصلیترین تهدید اورتون، محمد صلاح است. او در هفت دربی مرسیساید اخیر خود در لیگ برتر مستقیماً در هشت گل (شش گل و دو پاس گل) تاثیر داشت. او در بازی رفت در گودیسون پارک هم گل زد و هم پاس گل داد. تنها بازیکنانی که در هر دو بازی لیگ خود مقابل اورتون در یک فصل هم گل زدند و هم پاس گل دادند، کریس ساتن در فصل 1993/94 و آلن شیرر در فصل 1994/95 بودند. صلاح به دنبال ثبت این آمار است.
تنها استیون جرارد (9) بیشتر از صلاح (8) در دربیهای مرسیساید در لیگ گل زده است. با توجه به عدم قطعیت درباره قرارداد جدید وینگر مصری در آنفیلد، این ممکن است آخرین حضورش در این بازی مهم باشد، بنابراین او قصد دارد رکورد جرارد را پشت سر بگذارد.
وضعیت مصدومان لیورپول
آلیسون بکر و رایان گراونبرخ به دلیل مصدومیت، زودتر از بقیه اردوی تیم ملی را ترک کردند. اما بنظر میرسد هردوی آنها برای بازی در دسترس باشند.
کانر بردلی به تمرینات بازگشت اما احتمالاً این بازی خیلی برای او زود خواهد بود، بنابراین جرل کوانسا ممکن است به بازی در سمت راست دفاعی ادامه دهد بهویژه در غیاب ترنت الکساندر آرنولد که مصدوم است.
آمار نبرد لیورپول و اورتون
از 120بازی انجامشده در گودیسون پارک، تساوی 2-2 در فوریه باعث شد آمار قبل از بسته شدن درهای این استادیوم قدیمی در ماه می، برابر بماند: هر دو تیم 41 بار برنده شدند (و 38 مرتبه مساوی). اما در آنفیلد، آمار کاملاً یکطرفه است.
لیورپول در 3 بازی خانگی اخیر خود مقابل اورتون در لیگ برتر با نتیجه 2-0 پیروز شده است. آخرین باری که آنها بردهای پیاپی بیشتری در مقابل تافیها در بازیهای خانگی داشتند، بین سالهای 1990 تا 1994 بود (5 برد متوالی). همچنین، آنها در آن دوره هرگز این کار را بدون دریافت گل عملی نکردند.
در واقع، لیورپول تنها یکی از 24 بازی خانگی اخیر خود مقابل اورتون در لیگ برتر را باخته است (14برد، 9 تساوی) و در 5 بازی از 6 بازی اخیر در آنفیلد پیروز بود.
لیورپول اکنون 99 برد در این رقابت دارد. اگر این بازی را ببرند، پنجمین تیم در تاریخ لیگ انگلیس خواهند بود که 100 بار مقابل یک حریف خاص پیروز میشوند (آرسنال 111 برد مقابل اورتون، منچستریونایتد 106برد مقابل استون ویلا، لیورپول 103برد مقابل استون ویلا، آرسنال 100برد مقابل منچسترسیتی).
از سوی دیگر، دیوید مویس تنها 4 بازی از 38 بازی خود مقابل لیورپول در لیگ برتر را برده است (10 تساوی و 24 باخت) که درصد برد او فقط 10.5% است. بدترین رکورد او مقابل هر حریفی در این لیگ.
پیشبینی بازی لیورپول مقابل اورتون
از 65 دیدار پریمیرلیگی بین اورتون و لیورپول، 26 بازی با تساوی به پایان رسید که پس از چلسی مقابل منچستریونایتد (با 27 تساوی)، این رقابت بیشترین تعداد تساوی را در تاریخ لیگ دارد. جالب اینجاست که اورتون در این فصل نیز با 13تساوی، بیشترین تعداد مساوی را در بین تمام تیم های لیگ دارد و حتی در 4 بازی اخیرش نیز مساوی کرد.
اما مدل پیشبینی اپتا احتمال تساوی را پایین ارزیابی میکند و تنها در 18.8% از شبیهسازیهای داده محور، بازی با تساوی به پایان رسیده است.
مهران قهرمانی-فوتبال لب پیشنمایش، پیشبینیها و ترکیبهای بازی رئال مادرید در برابر رئال سوسیداد:
رئال مادرید در دیدار برگشت مرحله نیمه نهایی کوپا دل ری به مصاف رئال سوسیداد میرود.
گل اندریک باعث شد مادرید در دیدار رفت با نتیجه 1-0 در خانه حریف پیروز شود.
لوس بلانکوس تاکنون 20 بار قهرمان این رقابتها شده است.
تلاش رئال مادرید برای رسیدن به فینال
رئال مادرید میخواهد دوباره به فینال کوپا دل ری برسد. در دیدار برگشت مرحله نیمه نهایی، آنها به مصاف رئال سوسیداد میروند. اندریک، بازیکن جوان برزیلی، در اولین فصل حضورش در مادرید مدت بازی کمی داشته است. اما در بازی رفت با یک گل زیبا باعث پیروزی تیم شد. تیم کارلو آنچلوتی تاکنون 20 بار قهرمان این جام شده است. آخرین قهرمانی آنها در سال 2023 بود. قبل از آن، از سال 2014 به بعد به فینال نرسیده بودند. رئال مادرید در آخرین بازی خود در یک بازی سخت توانست لگانس را 3-2 شکست دهد. با این حال، برد بارسلونا مقابل خیرونا باعث شد مادرید سه امتیاز از صدر جدول عقب بیفتد.
وضعیت رئال سوسیداد
رئال سوسیداد در سال 2020 برای دومین بار قهرمان این جام شد. اما فصل 2024/25 برای این تیم بسیار سخت بوده است. این تیم اخیراً با باخت در برابر منچستریونایتد از لیگ اروپا حذف شده است. اما با پیروزی مقابل رئال وایادولید در آخر هفته، به رتبه دهم لالیگا رسید.
نتایج اخیر دو تیم
رئال مادرید در 5 بازی اخیر خود، 4 پیروزی و 1 شکست (بازی برگشت چمپیونزلیگ برابر اتلتیکو مادرید) را در کارنامه خود دارد.
رئال سوسیداد نیز در 5 بازی آخر خود، 1 پیروزی، 2 تساوی و 2 شکست را در تجربه کرده است.
لالیگا: رئال سوسیداد 2-1 رئال وایادولید
لالیگا: رایووایکانو 2-2 رئال سوسیداد
لیگ اروپا: منچستریونایتد 4-1 رئال سوسیداد
لالیگا: رئال سوسیداد 0-1 سویا
لیگ اروپا: رئال سوسیداد 1-1 منچستریونایتد
جزئیات مسابقه
مکان: مادرید، اسپانیا
ورزشگاه: سانتیاگو برنابئو
تاریخ: سهشنبه 1 آوریل
ساعت شروع: 23:00 به وقت تهران
داور: خاویر آلبرولا روخاس
داور VAR: دنیل خسوس تروخیو سوارز
ترکیب رئال مادرید
در بازی آخر هفته، رئال مادرید تیبو کورتوا را در اختیار نداشت. این دروازهبان بلژیکی برای بازی برگشت هم آماده نیست. بنابراین، آندری لونین به احتمال زیاد در دروازه خواهد بود. آنچلوتی در بازی رفت از ترکیب چرخشی استفاده کرد. احتمالاً در بازی برگشت هم از همه بازیکنان اصلی استفاده نکند. وینیسیوس و رودریگو که تازه از سفر به آمریکای جنوبی برگشتهاند، ممکن است در ترکیب اصلی باشند. ادر میلیتائو و دنی کارواخال به دلیل مصدومیت تا پایان فصل غایب هستند. دنی سبایوس و فرلان مندی امیدوارند برای بازی مقابل آرسنال در لیگ قهرمانان آماده شوند.
آندر بارنتکسا که دوران سختی را در این فصل سپری کرده است، بعد از محرومیت دوباره به ترکیب بازمیگردد. او در کنار میکل اویارزابال و تاکفوسا کوبو در خط حمله خواهد بود. مارتین زوبیمندی هافبک میانی تیم است. او مورد توجه رئال مادرید و آرسنال قرار دارد. نایف آگورد، شرالدو بکر، آرسن زاخاریان و جون پاچکو احتمالا بازی نمیکنند. برایس مندز هم ممکن است غایب باشد.
رئال مادرید در هفتههای اخیر آسیبپذیر بوده است. در بازی آخر مقابل لگانس هم به سختی پیروز شد. فصل شلوغ مادرید با این بازی آغاز میشود. آنچلوتی باید تیم را به خوبی مدیریت کند. رئال سوسیداد در گذشته تیمی قدرتمند بود. اما این فصل عملکرد خوبی نداشته است. احتمال دارد مادرید چند موقعیت خوب به حریف بدهد، چون کورتوا را در اختیار ندارد. اما توان هجومی بالا ممکن است باز هم به پیروزی آنها کمک کند. پیشبینی: رئال مادرید 2-1 رئال سوسیداد
امیررضا قاسمی، فوتباللب – در دوران فوتبال انگلیس، «ویمبلدون» بهعنوان نمادی از روحیه مبارزه، جسارت و نوآوری شناخته میشد؛ دورهای که به «دوران کریزی گنگ» معروف شد. این مقاله به بررسی تحولات، ویژگیها و میراث این تیم افسانهای میپردازد.
ویمبلدون از کجا خلق شد؟
ویمبلدون، باشگاهی که در اوج موفقیتهایش در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی توانست جایگاه ویژهای در تاریخ فوتبال انگلیس کسب کند. این تیم با شیوه بازی جسورانه و غیرمتعارف خود، تماشاگران و منتقدان را شگفتزده کرد. اصطلاح «کریزی گنگ» نه تنها بیانگر سبک زندگی و رفتارهای متفاوت بازیکنان بود. بلکه منعکسکننده فلسفهای بود که در زمین بازی به کار گرفته میشد. فلسفهای که بر اعتماد به نفس، تیمی بودن و چالشپذیری در برابر قدرتهای بزرگتر تاکید داشت.
تاریخچه پیدایش روحیه کریزی گنگ
ویمبلدون از آغاز فعالیت خود با روحیهای متفاوت وارد عرصه فوتبال شد. در سالهای ابتدایی، این تیم با سرمایهگذاریهای کم و امکانات محدود، توانست با استفاده از استعدادهای بومی و تمرکز بر روحیه تیمی، به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کند. با گذر زمان، ترکیب بازیکنانی که شخصیتهای متفاوت و گاه عجیب و غریب داشتند، منجر به شکلگیری اصطلاح «کریزی گنگ» شد. این نام، به نوعی نشانی از شور و هیجان، جسارت در برخورد با مخالفان و عدم ترس از چالشهای بزرگ بود.
ویژگیهای منحصربهفرد سبک بازی ویمبلدون
ویژگیهای بارز دوران کریزی گنگ شامل تاکتیکهای دفاعی محکم، حملات سریع و اجرای ضربات پنالتی با روحیه جنگجویی بود. برخلاف تیمهای سنتی که بر روی بازی مدون و ساختاری تمرکز داشتند، ویمبلدون با بازی فیزیکی و مقاومت بالا، توانست بر غولهای فوتبال انگلیس چیره شود. بازیهای این تیم همیشه با ضربان قلب بالا و شور تماشاگران همراه بود و همین امر موجب شد تا روحیه تیم به یک افسانه تبدیل شود.
لحظات بهیادماندنی و مسابقات سرآشوب
شکوه واقعی دوران کریزی گنگ زمانی رقم خورد که ویبلدون در سال ۱۹۸۸ موفق به کسب قهرمانی در جام حذفی انگلستان شد. در فینال این رقابت، تیمی که با استعداد و ارادهٔ آهنین خود از پیش تعیینشدهها عبور کرده بود، موفق شد Liverpool را به چالش بکشد و پیروزی بزرگ به دست آورد. این موفقیت نه تنها نقطه عطفی در تاریخ باشگاه بود، بلکه نشان داد که روحیه و اتحاد تیمی میتواند از هر مانعی عبور کند.
تاثیر و میراث در دنیای فوتبال
دوران کریزی گنگ نه تنها تأثیری عمیق بر بازی ویمبلدون گذاشت، بلکه الهامبخش نسلهای بعدی نیز بود. سبک بازی و نگرش این تیم به فوتبال، نشان داد که با وجود منابع محدود و فشارهای اقتصادی، اراده و تیمی بودن میتواند به موفقیتهای بزرگ منجر شود. این فلسفه، در طول زمان الگویی برای سایر باشگاهها و حتی برای مربیان جوان به شمار آمد.
داستان ویمبلدون
داستان ویمبلدون در دوران کریزی گنگ، داستانی از شور، امید و مبارزه است؛ داستانی که نشان میدهد در دنیای فوتبال، هیچ چالش و مانعی غیرقابل عبور نیست. این دوره نه تنها در ذهن هواداران به عنوان نمادی از اراده و فداکاری ثبت شده است، بلکه یادآور میشود که در هر زمانی، روحیه تیمی و اعتماد به نفس میتواند معجزهای به پا کند.
با مرور این مقاله، میتوان دریافت که چگونه یک تیم با شرایط محدود توانست تاریخ را رقم بزند و به یکی از افسانههای واقعی فوتبال انگلیس تبدیل شود. داستان ویمبلدون و کریزی گنگ، درس بزرگی است برای هر کسی که باور دارد با اتحاد و تلاش میتوان به قلههای موفقیت دست یافت.
تاریخ ۹ دسامبر، بعد از شکست 4 گله نیوکاسل برابر برنتفورد در جیتک کامیونیتی استادیوم این سخنرانی انجام شد. بعد از این برد، برنتفورد هفتمین پیروزی خانگی خود در هشت بازی اخیر را به دست آورد. اما به جای قدردانی از ستارگان گلزن این بازی (برایان امبومو و یانوئه ویسا)، فرانک توجه خود و تیمش را به بازیکنانی که کمتر به آنها توجه میشود، معطوف کرد.
کاپیتان تیم، کریستین نورگارد، برای انجام صدمین بازی خود با پیراهن برنتفورد مورد تشویق قرار گرفت. همچنین ایتان پینوک برای 200مین بازی خود مورد تقدیر قرار گرفت. تعویضیهای بازی، یعنی میکل دمزگارد و کوین شاده برای توانایی بالای خود برای قدرت تمامکنندگی مورد ستایش قرار گرفتند و همچنین بن می، مدافع تیم، برای قدرت تهیج تیم و رهبریاش، با اینکه در دقیقه ۸۷ وارد زمین شد، مورد تحسین قرار گرفت.
این ویدیو بعد از وایرال شدن، واکنشهای زیادی را در بر داشت. فوتبالیست سابق، پیتر کراوچ، اظهار داشت که اگر همچنان فوتبال بازی میکرد، علاقه شدیدی به بازی کردن زیر نظر فرانک داشت. توماس فرانکی که همانند تیمش درحال تبدیل شدن به ستارهی درحال خیزش در پریمیرلیگ است (برنتفورد در حال حاضر یازدهم لیگ و بالاتر از تیمهایی مانند منچستریونایتد، تاتنهام و وستهم یونایتد است).
آیا شایعات درمورد فرانک درست است؟
اما آیا واقعا بازی کردن و کار کردن با توماس فرانک دوستداشتنی است؟ ویژگیهای او به عنوان یک رهبر چیست و چگونه میتواند بهترین استفاده را از بازیکنان خود بکند؟
مصاحبه با بازیکنان سابق و کنونی زیر نظر او، و همچنین همکاران اون میتواند ما را به فهمیدن این مهم راهنمایی کند.
پنتوس جنسن (مدافع و کاپیتان سابق برنتفورد در سالهای 2019 تا 2023) قطعا در این لیست وجود دارد.
او اظهار داشت که:
او یک دوست همیشگی و بهترین مربیای است که داشتهام. او یک انسان محشر است، وارد رختکن میشود و به همه انرژی میدهد. به عنوان یک سرمربی، نحوه توسعه و پیدا کردن راهحلهای جدید و شجاع بودن در امتحان این راهکارها او را به یکی از بهترینها در پریمیرلیگ تبدیل کرده است. با توجه به بودجه کم و اسکوادش دیوانهوار است. او فقط در یک سال این کار را انجام نداده و او و تیمش به اندازه کافی باهوش هستند که اوضاع را تغییر دهند. این (روشها) همه را متحیر میکند. من به عنوان کسی به برنتفورد آمدم که میخواستم بدرخشم و خود را نشان دهم، (اما فرانک مرا) تبدیل به یک رهبر کرد و مردم من را به عنوان یک کاپیتان و انسانی خوب میشناختند. شکلی که او مرا عوض کرد، هیچوقت فراموشش نمیکنم.
ذهنیت درست، انعطاف زیاد
علاقه برای ریسک کردن، توجه او به جزئیات و ذهنیت برنده داشتن برای هر مسابقه (حتی برابر منچسترسیتی و لیورپول) حتی بر روی بازیکنان هم تاثیرگذار بود. توماس فرانک قبل از اینکه سرمربی جوانان دانمارک شود، در کشورش معلم بود. او سپس مربی تیم براندبی شد و در سال 2016 به برنتفورد آمد، ابتدا در نقش دستیار و سپس سرمربی در سال 2018.
طبق گفتهها، “مثبتاندیشی” در کمپین برنتفورد، رکن مهمی در پیشرفت آنهاست.
بن می، مدافع برنتفورد میگوید:
به یاد میآورم وقتی در زمان برد، مساوی یا باخت با توماس صحبت میکردم، از او میپرسیدم که آیا من برای پرتاب توپها مناسب هستم؟ و او پاسخ میداد:(آره، همیشه این کار رو بکن، اصلا دربارهش شک نکن) و این همیشه برای من افزایش روحیه داشت.
می اظهار داشت که توجه فرانک به جزئیات بیشترین مقداری بود که در طول کریرش تجربه کرده، به عنوان مثال به اینکه چه زمانی پاس بدهد یا کمی طول بدهد و لمس توپ بیشتری داشته باشد، به جای اینکه مستقیما بعد از دریافت توپ پاس بدهد.
می اضافه کرد:
او به چیزهایی فکر میکند که شاید دیگران نکنند، او از شنیدن ایدههای مختلف استقبال میکند، چیزی که عالی است. او همیشه سعی میکند ایده بازیکنان را به هیئت مدیره منتقل کند. در نهایت، او دانش زیادی درباره فوتبال دارد.
تاکتیک، تکنیک و درک توماس فرانک
برایان ریمر، دستیار فرانک در سالهای 2018 تا 2022 و اکنون مربی تیم ملی دانمارک، این گزارهها را تائید میکند. به گفته او، رئیس سابقش درک بالایی از تاکتیک و تکنیک در فوتبال دارد و درک او از وضعیت انسانی نیز قابل توجه است:
توماس انسان آرامی است و در کار کردن با بقیه خوب. گاهی میبینیم سرمربیهایی که به اندازه توماس در باشگاهی حضور دارند، کم کم بیحوصله میشوند، اما همچنان تمام تیم حامی توماس هستند.
به همین خاطر است که اون انقدر در ساخت پایه قوی است، در ساخت همبستگی. ریمر در ادامه گفت:
او هر دیدار را با جمله (امروز چه روز زیبایی است) شروع میکند. مهم نیست که هوا آفتابی، بارانی یا سرد باشد. او همیشه گفتگو را با این جمله شروع میکند. به نظرم او میخواهد به همه یادآوری کند (گوش کنید، ما یک زندگی خارقالعاده داریم. ما خیلی خوشبختیم. بیاید ارزش آن را قدر بدانیم و هر روز بهترین خود را ارائه کنیم.)
ریمر دمزگارد را مثال میزند، کسی که 2022 از سمپدوریا خریده شد. بازیکنی که صبر فرانک را مثمر ثمر واقع کرد:
بعضی از مربیان تسلیم میشوند و میگویند (قرار نیست کار کند) و او را میفروختند. اما توماس کیفیت میکل را متوجه شد و با او کار کرد، صحبت کرد و الان از مزایای آن استفاده میکند. چنین ابعادی از توماس برای من، یادآور قدرت او هستند.
پدر خانواده
ساخت رابطه نزدیک با بازیکنان در داخل و خارج زمین، همیشه یک تم مهم در هفتسال مربیگری او در برنتفورد بوده است.
برای مثال، در دسامبر گذشته، فرانک ناتان کالینز را بعد از باخت ۴ بر ۱ برابر ولوز به ماشینش در راه خانه، دعوت میکند. بازیای که مدافع دو اشتباه منجر به گل داشت. پیام کاملا واضح بود: کالینز حمایت کامل فرانک را داشت. او در فصل 2024-25 عملکرد محشری داشت.
فرانک پیشنهاد حمایت خصوصی و عمومی را به آیوان تونی بعد از محرومیتش از فوتبال به دلیل دست داشتن در قمار را داد و بعد از پایان محرومیتش، در هفته اول بازگشت او به تمرینات، کمکش کرد تا به روند بازی کردن برگردد.
فرانک در تلاش برای حمایت از تونی بعد از اتفاقات انضباطی
هیچ سوالی درباره میزان قدرت فرانک در برنتفورد وجود ندارد، اما این او را از بازیکنان دور نمیکند. او در تابستان 2023، به همراه تونی، پینوک، ویتالی ینلت، مدز روزلو و فیل گیلس (مدیر ورزشی برنتفورد) در گرند پریکس بریتانیا شرکت کرد. او همچنین چندین بار کادر مربیگری خود را به شام دعوت کرده است.
حامی و تحت حمایت تیم
لوک دنیلز، دروازهبان دوم برنتفورد در سالهای 2017 تا 2021، درباره فرانک گفت:
او کسی است که میشود نشست و باهاش قهوه خورد. درباره اتفاقات هفته صحبت میکردیم و او از خانوادهات از تو میپرسید. ماشین من را چندین بار دزدیدند و او به من گفت سعی کن اوضاع رو راست و ریست کنی و مطمئن شد که من هوای خانوادهام را دارم. هیچوقت مشکلی برای زدنِ در اتاق او (و صحبت کردن) وجود نداشت.
ریمر میگوید:
فرانک کسی بود که همیشه میتوانست به عقبه یک ماجرا نگاه کند و بگوید:(خیلی خب، آروم باشید. بیاید ببینیم اینجا چه اتفاقاتی افتاد.) ممکن بود هر نوع موضوعی مطرح شود، از وضعیت آیون تونی تا اتفاقات شادی مانند پدر شدن یکی از بازیکنان. من اولین کسی بودم که میگفتم:(باشه، بازیکنمون پدر شده، ولی اون باید این بعدازظهر بازی کنه!) ولی توماس میدانست چه زمانی باید بگه که بازیکن لازمه کنار خانوادهش باشه. اون خیلی آرومه و در رفتار با بازیکنا خیلی خوبه.
این رویکرد تنها به بازیکنان اطلاق نمیشود، بلکه کادر هم در برمیگیرد. در ویدیویی که هفته بعد از رختکن، در رسانه اجتماعی تیم برنتفورد منتشر شد، فرانک از تمام آشپزهای باشگاه با گفتن اسامی آنها، در وعده کریسمس تشکر کرد. او اشاره کرد که آشپزها با پختن این وعدههای خوب، به تیمش خوشحالی کسب سه و نیم امتیاز را میدهند.
در خارج از فوتبال، فرانک از گشت و گذار و همچنین سفر کردن لذت میبرد. او همچنین مانند باقی سرمربیان پریمیرلیگ، علاقه به بازی پدل دارد و گاهی با کادر تیمش در زمین ورزشی برنتفورد این بازی را انجام میدهد.
ریمر، وقتی که در برنتفورد بود، با خانواده فرانک زندگی میکرد:”اتمسفر دنجی در خانه او وجود داشت. همیشه چیزی در آن خانه جریان دارد. فوتبال همیشه از تلویزیون درحال پخش است، عصرها بورد گیم انجام میشد.”
ریمر اشاره میکند که توماس فرانک برای روز بازی که آن را “منطقه جنگی” مینامد، کاملا مشتاق است. اما هیچوقت کنترلش را بعد از بازی، از دست نمیدهد:
بعضی از مربیان را میبینیم که بعد از بازی یا بین دو نیمه داد و فریاد به را میاندازند، من هیچوقت توماس را اینطور ندیدهام. او همیشه قبل از بازی، در رختکن (قبل شروع بازی) و بعد از آن آرام است. اما بین دو نیمه همه چیز فرق میکند، به نظرم هیچکس نباید هیولایی که در درون اوست را دستکم بگیرد.
رشد موفقیتآمیز برنتفورد
بیعدالتی است اگر تمام موفقیت برنتفورد را مدیون فرانک بدانیم. نحوه به خدمتگیری خاص باشگاه، که با استفاده از مدل دیتای منحصر بهفرد، توسط مالک، متیو بنهام شکل گرفت، مورد حسادت کل لیگ است. بنهام شبکه Smartodds (که یک شبکه تامین دیتا و توصیه شرطبندی به کاربران است) را به برنتفورد وارد کرد. این شبکه حدود 85هزار بازیکن در سراسر جهان را مورد بررسی قرار میدهد. آنها شش مدل بررسی بازیکن و 16 موقعیت قرارگیری بازیکن (نه 11) را مورد بازبینی قرار میدهند.
ارقام در این باشگاه، که از نظر تاریخی زیر سایه همسایههای پولدارتر و بزرگترشان زندگی کردهاند و در ردههای بالاتر رقابت میکنند، بسیار مهم و حیاتی است. اما توانایی فرانک در ایجاد توازن در عملکردشان با اسکوادی نه چندان نخبه، بسیار مهم است. او فرهنگ باشگاه را “سس مخفی” نامگذاری کرده، اما خود فرانک ذهن فوتبالی هوشمندی دارد.
ریمر میگوید:
اون نشان داد که در حوزه تاکتیکال چه مربی توانمندیست و اینکه چطور میتواند ایدههای درون سرش را به این سرعت به زمین بازی وارد کند، محشر است. اگر میخواهید در پریمیرلیگ بقا بیابید، باید این توانایی را داشته باشید.
شکی در تواناییهای من منیجمنت توماس فرانک وجود ندارد، اما او همچنین ذهن تاکتیکی قویای دارد
به عقیده ریمر، برنتفورد زیر نظر فرانک، از یک تیم چمپیونشیپی به دنبال تسلط در زمین با در دست داشتن توپ، به یک تیم عملگراتر پریمیرلیگی تبدیل شد. این عملکرد حتی بعد از فروش آیوان تونی به الاهلی ادامه پیدا کرد، به طوری که در 15 بازی خانگیشان، 30 گل به ثمر رساندهاند.
ریمر گفت:
همانطور که در موردهای دیگر دیدیم، اگر به پریرمرلیگ بیایید و در حوزه کیفیت بازی در مقایسه با تیمهای دیگر، کمی ابتدایی بازی کنید، میتواند برایتان مشکلساز باشد. پس برنتفورد تبدیل به تیمی قدرتمند از نظر ضدحمله شد که به نظر من روش درستی بود.
تحسین مرد دانمارکی
ریمر همچنین فرانک را به خاطر تغییر فرمت از 4-3-3 به 3-5-2، در ابتدای حضورش در برنتفورد، تحسین میکند. تصمیمی که در ابتدا شکننده به نظر میرسید. او دهبازی ابتدایی، از مربی به سرمربی (جایگزین دین اسمیت در 2018)، هشت بازی را باخت. سه سال بعد، به پریمیرلیگ راه یافت.
دنیلز درباره فرانک میگوید:
توماس به شدت در جزئیات دقت میکند. او همه چیز را زیر و رو میکند، همه چیز آنالیز شده است. ما قبلا گلهای زیادی میخوردیم، پس مجبور بودیم از حریف گلهای بیشتری بزنیم
فرانک هر روز ساعت شش صبح بیدار میشود، به دنبال راههای کوچکی برای منفعت برنتفورد میگردد. مثال بارز این فصل، حمله سریع از شروع بازی و گلزنی بود.
او همچنین زمان تمرین را وقف آمادگی برای دقایق پایانی مسابقات میکند، مشخصا با این دید که برنتفورد از دقیقه ۹۰ به بعد چطور بازی کند. به این خاطر که دقایق اضافه زیادی توسط داوران اخذ میشود. برنتفورد سریع حمله میکند و از این که در محوطه ۱۸ قدم حریف حداقل دو بازیکن، بین دو تیرک و بین دروازهبان حریف قرار داشته باشند، اطمینان حاصل میکند.
چهرهی تاکتیکی فرانک
در مصاحبههای گذشته، فرانک درباره اهمیت انعطاف به نسبت حریف صحبت میکند. او به نسبت راسل مارتین (ساوتهمپتون) و انژ پستکغلو (تاتنهام) در مورد عدم تغییر ذهنیت اصلی، کمتر مورد انتقاد است.
پیچشهای تاکتیکی فرانک همیشه هم جوابگو نیست. برابر فولهام، با تعویض امبومو با می، فشار تهاجمی تیم کم شد و نتیجه ۱-۰ با باخت ۲-۱ عوض شد.
برایان امبومو بازیکن مهمی برای تاکتیک فرانک محسوب میشود
بهرحال، توماس فرانک جزو سرمربیانی است که اکنون توسط مدیران و تیمهای پریمیرلیگی به عنوان یک شخصیت باهوش، دوست داشتنی و همراه با شرایط در نظر گرفته میشود.
او در تابستان، بین گزینههای جانشین اریک تنهاخ، سرمربی یونایتد بود. او همچنین زمانی که هلندی در ماه اکتبر اخراج شد، در لیست جانشینانی که دن اشورث تهیه کرده بود، حضور داشت.
در آخرین مصاحبه با اتلتیک، فرانک اظهار داشت که در برنتفورد خوشحال است. او این عقیده را دارد که زندگی خوبی دارد و وضعیتش از این بهتر نمیشود، اما همچنین گفت که نمیداند که در آینده چه رخ میدهد.
ریمر میگوید که فرانک آمادگی قدم بعدی با به هدایت گرفتن باشگاهی بزرگتر را دارد، اما آیا توانایی کنترل ستارههای حاضر در این تیمها را هم دارد؟
او کسی نیست که با ستارهها به مشکل بخورد. من باور دارم که او شخصیت و هوش لازم برای کنترل این دست از چالشها را دارد.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!