آیا تیم روبن آموریم میتواند چهار برد بدون باختشان را ادامه بدهند؟ به رقابت سهشنبه با ناتینگهام فارست و پیشبینیها میپردازیم.
امیرحسین محمودی، فوتبال لب– ابرکامپیوتر اوپتا، احتمال 42.9 درصدی برد خانگی برای ناتینگهام فارست در نظر گرفته است.فارست در هشت بازی اخیر خانگی خود، بدون شکست بوده است، با شش برد.
ناتینگهام فارست علیه منچستریونایتد: دید کلی
برونو فرناندز در چهار بازی گذشته خود برابر چهار تیم بالای جدول، گل (3) و پاس گل (3) به ثمر رسانده است. منچستریونایتد، شب سه شنبه، کار سختی در سیتی گراند برابر ناتینگهام فارست دارد. ناتینگهام فارستی که در تلاش برای رسیدن به قدمی بزرگتر برای کسب سهمیه چمپیونزلیگ است.
تیم نونو اسپریتو سانتو، بعد از برد 4-2 برابر ایپسوییچ تاون قبل از تعطیلات ملی، در رده سوم قرار دارد. گل اول را نیکولا میلنکوویچ به ثمر رساند. به دنبال آن دو گل آنتونی الانگا و سپس ژوتا سیلوا، برد را در پورتمن رود، مسجل کرد.
در آخر هفته، با برد برایتون در ضربات پنالتی، سومین صعود خود به مرحله بعد با ضربات پنالتی را تجربه کردند. آنها برای اولینبار در 34 سال گذشته به مرحله نیمه نهایی رسیدند.
فارست اکنون به سیتی گراند برمیگردد. آنها در هشت بازی اخیر پریمیرلیگشان بدون شکست بودهاند. با شش برد. این بیشترین تعداد برد خانگی آنها در 24 بازی خانگی گذشتهشان بوده است.
ناتینگهام فارست از مارچ 2023 تاکنون، در زمینشان بیشتر از 9 برد کسب نکردهاند.
با اینحال، ممکن است در نقطه ای، موفقیتشان کم سرعت شود. فارست با XG 37.5، توانسته 49 گل به ثمر برساند. با 11.5 گل بیشتر، عملکرد فراتر از حد انتظاری داشتند.
آنالیز بازیکنان ناتینگهام فارست
مرکز موفقیت کمپین ناتینگهام فارست، مورگان گیبس-وایت بوده است. کسی که در دو بازی گذشته ناتینگهام فارست گلزنی کرده است. تنها بازیکنانی که در سه بازی پیاپی توانستهاند پاس گل ثبت کنند، استیو استون (آپریل 1995)، ایان وان (نوامبر 1995)، خود گیبس-وایت (آپریل 2024) و الانگا (ژانویه 2025) هستند.
کریس وود با مصدومیت از تعطیلات ملی به تیم برگشت و نتوانست در برابر برایتون حضور داشته باشد. با توجه به اینکه ناتینگهام فارست فرایند ریکاوری روزانه او را طی میکند، نونو اعتراف کرد که وضعیت مهاجمش خوب نیست.
آنالیز بازیکنان منچستریونایتد
تیم روبن آموریم قبل از تعطیلات ملی، به آسانی کاندیدای سقوط، لسترسیتی را شکست داد. برونو فرناندز پاس هر دو گل راسموس هویلون و آلخاندرو گارناچو را ساخت. سپس در دقیقه نود گلزنی کرد.
فرناندز در چهار بازی اخیر پریمرلیگ خود، سه گل و پاس گل به ثبت کرده است. او تنها دوبار بیشتر از این مقدار مشارکت در گل داشت، (پنج از فوریه تا ژوئن 2020 و شش از دسامبر 2022 تا فوریه 2023).
گل گارناچو و هویلون هم آسودگی خاطر این دو را به همراه داشت. این اولین گل گارناچو در 17 بازی گذشتهاش بود. هویلون اولین گل خود را در 14 بازی اخیر در پریمیرلیگ را به ثمر رساند.
با این حال، گارناچو در هیچ بازی پریمیرلیگ به صورت پیوسته گلی به ثمر نرسانده است. درحالی که هویلون آخرین گل خود را در می 2024 به ثمر رساند.
اگر یونایتد میخواهد به بردهای پیاپیاش در پریمیرلیگ ادامه دهد، این زوج باید عملکرد خوبی از خود نشان دهند. این عملکرد باید در خارج از خانه هم ادامه پیدا کند. آخرین برد پیاپی آنها در خارج خانه به فوریه 2024 برمیگردد (3). در کنار ایپسوییچ و ساوتهمپتون، یونایتد تیم سومی است که در فصل 2024/25 برد پیاپی در بازیهای لیگ نداشته است.
آموریم همچنان در کرنرهای دفاعی ضعف دارد. منچستریونایتد از 45.5 XGC (شانس گل خورده)، 40 گل خورده است. 5.5 گل کمتر از آنچه انتظار میرفت.
ناتینگهام فارست و منچستریونایتد: رو در رو
یونایتد دو بازی اخیر برابر ناتینگهام فارست را باخته است. بیشتر از 13 تقابل گذشته (10 برد، 2 مساوی، 1 باخت)
از سمت دیگر فارست، بازی فصل گذشته را به لطف گل نیکلاس دومنیگز و گیبس-وایت برنده شد. آخرین بردهای پیاپی منچستریونایتد در سیتی گراند به فصلهای 1988-89 و 1989-90 بازمیگردد.
فارست همچنین در 7 دسامبر در اولدترافورد با نتیجه 3-2 پیروز شد. هویلون بعد از گل ابتدایی میلنکوویچ، در دقیقه 18 گل زد. سپس گیبس-وایت و وود گلزنی کردند و سپس فرناندز در دقیقه 61 گل دوم یونایتد را به ثمر رساند.
این برد میتواند میزبان را برای دبل کردن منچستریونایتد ترغیب کند. این اولین دبل آنها برابر منچستریونایتد از زمان سرمربیگری برایان کلاف در فصل 1991-92 میباشد.
ناتینگهام فارست و منچستریونایتد: پیش بینی
احتمال برد فارست بیشتر است. آنها از ده هزار پیشبینی ابر کامپیوتر اوپتا، 42.9 درصد برد کسب کرده است.
یونایتد 31.1 درصد شانس برد در سیتی گراند را دارد. در حالی که مساوی 26درصد در نظر گرفته شده است.
ترکیب احتمالی دو تیم ناتینگهام فارست و منچستر یونایتد
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – با کمی دقت و بازنگری، میتوان به طور خلاصه گفت که تفاوتهای بین یورگن کلوپ و آرنه اسلات عمدتاً از شیوه های تعامل آنها با دوگانگی هایی مانند پیشگامی و واکنش پذیری، بازی تهاجمی و صبر و حوصله، ریسک پذیری و احتیاط، و مواردی از این دست ناشی میشود. نتیجه تحلیل ها نشان داد که اسلات بهعنوان مربی آگاهانه تر عمل میکند. این مقاله نیز احتمالا به نتیجهگیری های مشابهی ختم شود. زیرا نحوه سازماندهی تیم در حالت بدون مالکیت توپ، تا حد زیادی نشاندهنده نحوه چینش و تنظیمات آنها در زمان مالکیت توپ است.
بازیسازی از عقب — ایجاد فضا
بیایید بحث را با بازیسازی از عقب زمین شروع کنیم. این تاکتیک به مرحلهای از بازی اشاره دارد که توسط دروازهبان آغاز میشود. در فاز بازیسازی از عقب زمین (وقتی گردش توپ با دروازهبان شروع میشود)، معمولاً بازیکنان بازیساز (مدافعان و هافبک های مرکزی) تا حدی از بقیه تیم جدا میشوند. این در حالی است که خط حمله تا حد ممکن بالا میایستند و خط دفاعی حریف را ثابت نگه میدارند تا نتوانند برای پشتیبانی از پرس، به جلو بیایند.
هدف این تاکتیک، حرکت در عمق و روبهجلو تا حد ممکن است تا فاصله بیشتری بین خطوط لاینآپ حریف ایجاد شود. این کار، فضای بیشتری برای بازیکنان در فاز بازیسازی بازی فراهم میکند. این اثر خصوصاً بین بازیکنان خط اول پرس و خط دوم پرس (ساپورتکننده) آنها رخ میدهد.
شناخته شده ترین مربی که از این تاکتیک استفاده میکند، روبرتو دیزربی است.
شاختار دونتسکِ روبرتو دیزربی، مثالی است که در آن جایگیری بازیکنان در عمق زمین و نزدیک به دروازه خودی، به افراط رسید. میتوان روزنه عظیم ایجاد شده در فضای زمین را مشاهده کرد. در صورت تصمیم خط اول پرس حریف برای ایجاد فشار، حریف آماده استفاده از روزنه های خالی است.
اهمیت جایگیری
بخشی از بازی مقابل برنتفورد، در دقیقه 32، لیورپول توپ را لو داد. در همین حال فضای عظیم ایجاد شده بین خطوط را مشاهده میکردیم. پس از بازپسگیری توپ، لیورپول بلافاصله خود را در موقعیتی مییابد که به دلیل جدایی تاکتیکی بازیکنان بازیسازِ حمله از مهاجمان، قادر به پیشروی در این فضاها میشود.
همچنین در آن صحنه از بازی شاهد مزایای ورود هافبکها به محوطه ۱۸ قدم بودیم. پویایی مک آلیستر در این انتقال توپ تهاجمی (ارسال پاس و حرکت به جلو) بسیار ارزشمند است.
یک نمونه شماتیک از چگونگی ایجاد فضا از طریق جایگیری در عمق بازیکنان بازیساز.
در صحنه ای که اشاره کردیم، سوبوسلای همان امکان را دارد که به شماره ۷ و شماره ۱۰ در این تصویر اعطا شد. یعنی گزینه نفوذ به عمق برای ایجاد موقعیت های پویا باقی ماندن در موقعیت بالا برای جدال بر سر توپ دوم. البته در صورتی که تیم تصمیم به بازی بلند بگیرد.
هرچه فضایی که یک تیم باید در هنگام اجرای پرس کاور کند بیشتر باشد، اثربخشی پرس کاهش مییابد.
شروع پرس مهم است؟
این بخشی از دلیل موضوعی است که چرا تیمها اغلب ترجیح میدهند پرس خود را زمانی آغاز کنند که توپ به نواحی کناری زمین منتقل میشود. چرا که در این مناطق فضای کمتری وجود دارد. همچنین در آنجا زوایای کمتری برای تیم حریف جهت پیشبرد توپ قابل استفاده است.
اثر دیگر جایگیری در عمق بازیکنان بازیساز، ایجاد فضای خالی برای هافبک های بالایی است. این کار این امکان را میدهد تا با شروع جریان توپ، بتوانند از موقعیتهای بالاتر خود به این فضاها وارد شوند.
این استفاده از حرکت هدفمند بازیکنان به فضای خالی برای دریافت توپ، امکانات متنوعی ایجاد میکند که سرعت جریان بازی را افزایش میدهد. این کار چیزی به نام ” حرکات بدون توپ ” خلق میکند:
نیم چرخش: دریافت توپ و بلافاصله چرخیدن به منظور فرار از فشار و انتقال توپ به فضای خالی (مانند رایان گراونبرخ)
ترکیب سه نفره: الگوی پاسکاری میان سه بازیکن. معمولاً با هدف دستیابی به بازیکنی آزاد به کار میرود. بازیکنی که در موقعیت بهتری از لحاظ زمان و فضا جهت اجرای یک اقدام رو به جلو قرار دارد.
یک – دو: پاسکاری بین دو بازیکن که معمولاً برای ایجاد شرایطی طراحی شد که یک بازیکن بتواند از وضعیت تنگ و پر فشار خارج شود.
در مورد چگونگی ایجاد فضا در مرحله بازیسازی از عمق زمین صحبت کردیم. حالا نگاهی مکنیم به نوع ساختار هایی که آرنه اسلات وقتی توپ از دروازهبان میشود، استفاده میکند.
چینش مدنظر آرنه اسلات
به نظر میرسد آرنه اسلات این آرایش های بازیسازی را ترجیح میدهد: 4–1، 4–2، 3–3.
ویژگی اصلی این ساختارها تمایل شکل تیم به گسترش یا کاهش عرض زمین با استفاده از فولبک ها است. همراه با اصرار بر حفظ برتری عددی در اطراف توپ تا جایی که ممکن باشد.
از آنجایی که ساختار تیمی همیشه به شکلی افراطی به جهت سمتی که توپ در آن قرار دارد حرکت میکند تا در صورت از دست دادن توپ، محافظت شوند و فضایی در سمت مقابل ایجاد کنند که به راحتی قابل استفاده باشد. پس میتوان به ترنت الکساندر آرنولد و ویرجیل فندایک فکر کرد. این دو بازیکن بیشترین سوئیچ های بازی را در لیگ انجام دادند. برای درک بهتر این موضوع، ترنت ۱۰ بار پاس مورب به کودی خاکپو و ۶ پاس به رابرتسون ارسال کرده است. در حالی که فندایک ۷ جا به جایی منطقه بازی به سمت محمد صلاح را انجام داد. این فضا به صورت جمعی ایجاد میشود و سپس توسط فرد یا افراد مورد استفاده قرار میگیرد.
هنگام مشاهده بازیکنان خاص در تیم آرنه اسلات (که ویرجیل فندایک میتواند مثال بارزی باشد)، همواره قصد نمایش بازی و حرکات تکنیک-تاکتیکی وجود دارد. این به تیم اجازه میدهد توپ را به شیوهای ساختاریافته، زیبا و پویا پیش ببرد.
تکنیک-تاکتیکی
تکنیک-تاکتیکی اصطلاحی است که به اقدامات فنی خاصی اشاره دارد که توسط یک بازیکن اجرا میشود تا تیم بتواند ایده تاکتیکی را عملی کند. در ادامه نمونههایی از این رفتارها آورده شده است:
مکث روی توپ قبل از انجام حرکت بعدی. ایجاد مکث عمدی پس از دریافت توپ برای جلب فشار حریف و در نتیجه ایجاد فضای خالی در مناطق بالایی که قابل استفاده است.
استفاده از جهتگیری بدن برای فریب حریف. جهتگیری بدن به یک سمت خاص برای فریب حریف و جلب فشار از آن جهت، سپس ارسال پاس به جهت مخالف.
استفاده از کف پا برای پنهانسازی جهت پاس بعدی. قراردادن کف پا روی توپ بهمنظور مخفی نگهداشتن جهت پاس یا شوت بعدی (معمولاً توسط دروازهبانان، اما مدافعان مرکزی نیز این تکنیک را اجرا میکنند).
اهمیت جایگیری هافبکهای مرکزی. جایگیری هافبکهای مرکزی در سطوح مختلف به جهت ایجاد زاویه پاس متنوع و همچنین کمک به فضاسازی در ساختار دفاعی حریف، برای پیشروی راحتتر در هنگام حمله.
تمام این جزئیات فنی، حرکات فردی هستند که کیفیت اجرای طرح تاکتیکی را تعیین میکنند. اگر مدافعان شما نتوانند با شگرد های انفرادی، زاویه مطلوب برای ارسال پاس به جلو را ایجاد کنند، اجرای هدف تمرکز بازیکنان در مرکز زمین، چه معنایی دارد؟
در دوران یورگن کلوپ، تأکید کمتری بر حفظ کنترل در هنگام مالکیت توپ وجود داشت. فلسفه کلی او مبتنی بر پیشبرد سریع توپ به منطقه بعدی در کوتاهترین زمان ممکن و با استفاده از روشی ذاتاً آشفته بود. کنترل روند بازی از طریق پرسینگ فشرده و همان پرس پس از از دست دادن توپ).
ارتباط، لینک و گردش توپ عرضی با استفاده از فولبک های تیم
این بخش به بررسی جایگیری فولبک ها در مرحله بازیسازی اختصاص دارد. در مورد اینکه چگونه آنها نه تنها به خنثی کردن پرس حریف کمک میکنند بلکه با استفاده از ارتباط افقی، میتوانند از طریق بازی کوتاه، بلند یا اطراف فشار حریف بازی کنند.
برای شروع بحث، در اینجا نقل قولی از آرنه اسلات آورده شده است که بهخوبی مزایای موقعیت نسبی فولبک ها را خلاصه میکند:
اگر فولبک ها همه در خط طولی قرار بگیرند و شما به آنها پاس دهید، آنها بسیار از سایر بازیکنان دور هستند و مدت زیادی طول میکشد تا توپ به آنجا برسد.”
بنابراین، اگر بازیکنان نزدیکتر به یکدیگر بازی کنند، توپ سریعتر از پای بازیکن به پای دیگری میرود و این به حریف زمان کمتری برای دفاع میدهد.
اکنون، قبل از اینکه ادامه دهیم، باید بفهمیم که ارتباط افقی چیست.
اغلب شما پاسهای سریع افقی به طرفین در خط دفاعی را مشاهده کرده اید. این تاکتیک، همراه با حرکات پویای بازیکن دریافتکننده برای قرار گرفتن در موقعیتی که رو به جلو دریافت را انجام دهد، اهمیت خود را به وضوح نشان میدهد.
شما میتوانید توپ را به صورت بهینه از یک سمت به سمت دیگر جابهجا کنید تا در صورتی که تیم حریف به اندازه کافی سریع نبوده باشد و بلوک دفاعی خود را برای جلوگیری از عمل پیشروندهی شما جابهجا نکرده باشد، بتوانید پروگرسیو پاس ها را از میان یا اطراف بلوک دفاعی حریف ارسال کنید.
بنابراین، در اصل اتصال افقی مستقیماً میزان توانایی یک تیم دفاعکننده در حفظ فشردگی افقی را میسنجد، که معیاری است برای سنجش اینکه یک تیم چقدر خوب میتواند از سمتی به سمت دیگر حرکت کند، در حالی که فاصلهی مناسبی از توپ را حفظ میکند.
فولبک ها
برای شروع، چندین عامل وجود دارد که آرنه اسلات هنگام تصمیمگیری درباره نحوه قرارگیری مدافعان کناری خود در نظر میگیرد. در این بخش از بحث، میخواهیم روی دو عامل اصلی تمرکز کنیم
وقتی فشار تیم مقابل زیاد است، معمولاً مشاهده میکنیم که فولبک ها به یاران خود در مرکز زمین نزدیکتر قرار میگیرند تا فاصله انتقال توپ کاهش یابد. این کار باعث میشود توپ با سرعت بیشتری بین بازیکنان جا به جا شود و فشار حریف را بیاثر کند.
اگر توپ در سمت چپ بازی شود، اغلب میبینیم که ترنت الکساندر آرنولد به خط میانی برمیگردد و به عنوان پیووت دوم در کنار رایان گراونبرخ قرار میگیرد. این کار برای ایجاد یک گزینه پاس افقی دیگر انجام میشود تا از فضای ایجادشده در اثر جا به جایی حریف به سمت توپ استفاده شود.
جهت پرس حریف مهمترین عامل است. حریف چند بازیکن را در خط پرس اول خود قرار داده است؟ ۲ بازیکن؟ ۳ بازیکن؟ این مسئله تأثیر مستقیمی دارد. زیرا منطقی نیست که ۴ بازیکن در خط دفاعی داشته باشیم در حالی که حریف فقط ۲ بازیکن را برای پرس بالا میفرستد.
موقعیت گیری فولبک ها در عمق زمین، برای آنها امکان ارسال پاس مورب را فراهم میکند. از دیدگاه بازیسازی (و حتی در یکسوم نهایی)، پاس های مورب زمانی حیاتی هستند که میخواهیم شرایطی ایجاد کنیم که هافبکها توپ را رو به جلو دریافت کنند یا در موقعیتی قرار بگیرند که بتوانند توپ را به جلو حرکت دهند.
جمعبندی
برای به پایان رساندن این بحث، باید به چند نکته توجه کنیم. در سیستم آرنه اسلات ، رویکرد لیورپول در مرحله بازیسازی واضح و قابل تکرار بوده است، چیزی که در سطوح تیمی، گروهی و فردی مشهود است.
چه در جایگری در عمق بازیکنان بازیساز برای ایجاد فضا جهت بهرهگیری از توانایی های حمل توپ رایان گراونبرخ و چه در استفاده از ارتباط افقی برای فراهم کردن امکان ارسال پاسهای مورب توسط فولبک ها، روشهای آرنه اسلات عمدی و مؤثر هستند.
بهتر است شباهت های آن را با سیستم مربیانی مانند روبرتو دیزربی، پپ گواردیولا و البته یورگن کلوپ مقایسه کنیم تا درک بهتری از قابل تکرار بودن اصول او داشته باشیم.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
عادات پاسکاری در میان دروازهبان ها تغییر کرده, اما تا چه حد؟
عماد معمار، فوتباللب – این یک واقعیت ثابت شد که نقش دروازهبانها در طول 20 سال گذشته تغییر چشمگیری کرد. اما در اینجا ما این تحولات را با امار و اعداد بررسی میکنیم. انقلاب فوتبال در قرن جدید, جایگاه دروازهبان را به کلی عوض کرد.
آنچه که زمانی به عنوان آخرین لایه دفاعی در نظر گرفته میشد, امروزه تبدیل به اولین خط حمله شده است. به نحوی که دروازهبانان امروزه بیشتر از هر زمان دیگری صاحب توپ هستند و نقش کلیدیای در طراحی حرکات هجومی تیمهایشان دارند.
بازیسازی از عقب به یک اصطلاح معروف و یک شیوه بیلدآپ تبدیل شد که موفقیت یا عدم موفقیت آن تا حد بسیار زیادی (اگر نگوییم کاملا) به تسلط دروازهبان روی توپ بستگی دارد.
احتمالا هیچ یک از این اطلاعات برای شما جدید نیست و دلایل این تحول هم به احتمال زیاد چیز تازهای نیستند. موفقیت پپ گواردیولا در سال 2016 باعث شد تا در لیگ برتر, تمرکز زیادی به مالکیت توپ معطوف شود. درست 3 سال بعد, قانونگذاران فوتبال قانونی که طبق آن, ضربات دروازه باید به بیرون از محوطه جریمه ارسال میشدند را حذف کردند. اما شاید شواهد آماری این موضوع برای شما جدید باشد.
اهمیت بازیسازی در دروازهبانها
افزایش اهمیت بازیسازی از خط دفاعی در دو دههی گذشته را میتوان با بررسی افزایش تعداد پاسهای موفق در نیمهی دفاعی زمین در بالاترین سطح فوتبال نشان داد. نمودارهای زیر تغییرات این آمار را برای هر یک از پنج لیگ برتر اروپا از فصل 07-2006 به صورت میانگین در هر بازی نمایش میدهند.
این تغییر بیشتر از همه در لیگ برتر انگلیس مشهود است. جایی که در فصل 07-2006 به طور میانگین در هر بازی, 221.9 پاس موفق در یک سوم دفاعی رد و بدل میشد. اما در فصل 25-2024 این عدد به 385.6 پاس در هر بازی رسید. که این یک افزایش 73.8 درصدی است. در حالی که بقیه لیگها در بازه زمانی مشابه, پیشرفتی بیش از 55.2 درصد را تجربه نکردند. صرف نظر از اینکه این مورد چقدر میتواند باعث یکنواختی رقابتها شود. همیشه در آمارها جزئیات بسیاری وجود دارند که در این مقاله ما بررسی خواهیم کرد. چگونه عادات دروازهبان در این سالیان دچار تغییر شد.
برای مثال, در زیر ما نقشه پاس Nicky Weaver, دروازهبان منچسترسیتی در فصل 07-2006 را داریم.
اما چرا او؟ چون دقت پاس 44.24 درصدی او, نزدیکترین مقدار به میانگین لیگ (44.25%) برای دروازهبانانی با حداقل 1000 دقیقه حضور در زمین بود. پس میتوانیم عملکرد او را با تقریب خوبی به عنوان نمایندهی آن دوره در نظر بگیریم.
و حالا ما رابرت سانچزی را داریم که با دقت 69.44% نزدیکترین عملکرد نسبت به میانگین (69.04%) را دارد.
تفاوتها چشمگیر هستند. همانطور که انتظارش را داشتید، اما ظهور این تغییرات بهصورت کاملاً واضح (البته مقدار زیادی رنگ خاکستری و قرمز هم در آن میتوان دید) واقعاً نشان میدهد که چگونه فوتبال در این زمینه دستخوش تحول شد.
قوانین جدید، مشکلساز یا کمککننده؟
بدون شک، حذف قوانینی که دروازهبان را وادار میکردند تا ضربات دروازه را به خارج از محوطه جریمه ارسال کنند، نقش کلیدی در تغییر عادات بازی داشت. اما این تغییرات پیش از آن نیز آغاز شدند.
دادههای اپتا درباره دقت پاس دروازهبانها تا فصل 04-2003 بازمیگردد. از آن زمان تا فصل11-2010, میانگین دقت پاس دروازهبان در محدوده 40 درصد باقی ماند و تنها به حداکثر 45.95% رسید.
اما از فصل 12-2011 به بعد، این درصد تقریباً هر فصل افزایش یافت تا اینکه سال گذشته به اوج خود یعنی 69.5% رسید. این فصل نیز 68.9% است که دومین درصد بالای ثبتشده محسوب میشود، اما همچنان ممکن است افزایش یابد.
بزرگترین افزایش بین دو فصل از نظر درصدی در فصل 20-2019 رخ داد. زمانی که میانگین دقت پاس از 56.2% به 61.4% جهش کرد. چرا که تیمها شروع به آزمایش حفظ ضربات دروازه در محدوده محوطه جریمه خود کردند.
در لیگ برتر این فصل، دو تیم بهطور ویژه به اجرای این سبک پایبند هستند.
باشگاه چلسی، سانچز، 84% از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه بازی میکند. که بیشترین درصد در بین 20 تیم لیگ برتر در این فصل محسوب میشود. این رقم آنها را کمی بالاتر از تاتنهام قرار میدهد، که 82% از ضربات دروازه خود را در داخل محوطه جریمه ارسال میکنند.
با این حال، این ارقام نشاندهندهی تمرکز هر دو تیم بر بازیسازی از خط دفاعی هستند. اگرچه تاتنهام درصد کمی کمتر از چلسی از ضربات دروازه را درون محوطه جریمه بازی میکند، اما شاگردان آنژه پوستکوگلو تنها 6% از این ضربات را مستقیماً به خارج از یکسوم دفاعی ارسال کردهاند.
در مقابل، چلسی 14% از ضربات دروازه خود را به یکسوم میانی و حمله میفرستد، که نشان میدهد تاتنهام حتی نسبت به آنها نیز پایبندتر به این سبک بازی است.
بازیسازی، نقش جدید دروازهبانها
اینها بهطور قابلتوجهی بارزترین نمونهها از بازیسازی از خط دفاعی با پاسهای کوتاه از دروازهبان در شروع مجدد هستند.
هر تیم دیگری حداقل 22% از ضربات دروازه خود را خارج از یکسوم دفاعی بازی میکند، و 13 تیم بیش از 40% از ضربات دروازه خود را خارج از یکسوم دفاعی ارسال میکنند.
اما اجازه ندهید که این موضوع شما را فریب دهد تا فکر کنید بازیسازی از خط دفاعی یک مد گذرا بوده که در حال کنار رفتن است.
در واقع، از 17 تیمی که در لیگ برتر این فصل و فصل گذشته رقابت کردهاند، 11 تیم نسبت به فصل 24-2023 درصد بیشتری از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه بازی میکنند.
البته که تغییرات مدیریتی تأثیر زیادی در این زمینه دارند. برای مثال، افزایش 34.7 درصدی چلسی از فصل گذشته به وضوح تحت تأثیر انتصاب انزو مارسکا در تابستان قرار گرفته است.
اما تیمهایی نیز وجود دارند که عاداتشان بدون تغییر در کادر فنی تکامل یافته است. برنتفورد (+16 درصد) تیمی است که بزرگترین تغییر تناسبی در بازیسازی از ضربات دروازه داخل محوطه جریمه خود را تجربه کرده است. توماس فرانک در هر چهار فصل اخیر باشگاه در لیگ برتر مسئول بوده است و این فصل بیشترین سهم از مالکیت توپ (48%) را به ثبت رساندهاند. بدون شک، دقت بیشتر در ضربات دروازه نقش مهمی در این تغییر دارد.
محوطه جریمه، آغازگر بازیسازی
وقتی به لیگ بهطور کلی در فصل 2024-25 نگاه میکنیم، بهطور میانگین، تیمها 50.7% از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه حفظ میکنند، که نسبت به 44.6% در فصل گذشته افزایش یافته است. بنابراین، با وجود تمرکز ظاهری بیشتر بر روی انتقالات سریع، ضد حملات و فوتبال مستقیم، پاسهای کوتاه از خط دفاعی همچنان روند رو به رشدی دارد.
اما این بدان معنا نیست که استثنائاتی وجود ندارد.
آرسنال همان سرمربی فصل گذشته را دارند و در این فصل ضربات دروازه خود را خیلی کمتر از فصل قبل وامحوطه جریمه بازی کردهاند، با کاهش 15.8 درصدی.
توپچی ها یکی از تیمهای جالب در این زمینه هستند زیرا به طور کلی تصور میشود که در حفظ توپ مرتب و منظم هستند، اما در واقع تعداد تیمهایی که ضربات دروازهشان را بلندتر از آرسنال بازی میکنند، چندان زیاد نیست.
در فصل 25-2024، 52% از ضربات دروازه این تیم خارج از یکسوم دفاعی بازی شد. که آنها را در این معیار در جایگاه هفتم قرار میدهد. در فصل 24-2023، آنها در جایگاه چهاردهم بودند و تنها 36.5% از ضربات دروازهشان را خارج از یکسوم دفاعی بازی کرده بودند.
تغییر قابلتوجهی در منچستریونایتد نیز مشاهده شد.
دارو یا درد؟
آندره اونانا پیش از فصل 24-2023 به منظور مؤثرتر کردن بازیسازی از خط دفاعی به منچستریونایتد پیوست. او در فصل گذشته این تغییر به 62% از ضربات دروازهشان که درون محوطه جریمه بازی شده بود، منجر شد.
اما این فصل، توزیع ضربات دروازهها بهطور مساوی بین ضربات درون محوطه جریمه و خارج از آن تقسیم شد. به طوری که 48% از ضربات دروازهشان خارج از یکسوم دفاعی بازی شده است. این تغییر به وضوح نشاندهندهی تغییر رویکرد سرمربی جدید، روبن آموریم، است. که به نظر میرسد میخواهد تیم در یکسوم دفاعی خود ریسک کمتری کند. که با توجه به فرم ضعیف تیم تحت هدایت او، قابل درک است.
با این حال، در واقع اونانا تنها 26% از ضربات دروازهاش را درون محوطه جریمه خود بازی کرد. ارقام منچستریونایتد در این زمینه، با این حال، تحت تأثیر این واقعیت قرار دارند. که 59 ضربه دروازه توسط بازیکنان دیگر زده شد. و از این تعداد 58 ضربه در داخل محدوده محوطه جریمه پاس داده شده است.
همانطور که از مکانهای نهایی ضربات دروازه اونانا در زیر میبینید، او معمولا بازی را به جناح چپ برده و تقریباً هرگز به جناح راست نمیبرد. در حالی که در فصل 24-2023، پخش ضربات او بسیار متنوعتر بود.
متز سلز نیز مستثنی نماند!
تغییرات عادات متز سلز از فصل گذشته به این فصل را نمیتوان نادیده گرفت.
در فصل 24-2023، دروازهبان ناتینگهام فارست 42.6% از ضربات دروازهاش را – که هفتمین درصد بزرگ در لیگ بود – به همتیمیهایش در محوطه جریمه خود ارسال کرد. اما در این فصل، این درصد به شدت کاهش یافت و به 16.7% رسید.
این تغییرات نشاندهندهی تبدیل شدن ناتینگهام فارست به تیمی بسیار مستقیمتر و متمرکز بر ترنزیشن ها از زمان انتصاب نونو اسپیریتو سانتو در دسامبر ۲۰۲۳ است، بهویژه در این فصل.
آیا این یادآوری از دوران گذشته است؟ شاید، اما نادیده گرفتن این موضوع به عنوان دلیلی بر کمبود تفکر، ضرر بزرگی به واقعیت وارد میکند که فارست در این فصل بسیار موفق بود. و بخش زیادی از این موفقیت به این برمیگردد که نونو فوراً پس از انتصابش نیاز به “بازی سریع” با تاکتیکهای مستقیم را شناسایی کرد.
سلز قطعاً برای همین رویکردخریداری شد، با این که میانگین مسافت ضربات دروازهاش در فصل 25-2024 به 52.9 متر رسید که طولانیترین مسافت در بین افرادی است که حداقل 50 ضربه دروازه زدند.
دروازهبان رکوردداری از بندر
سپس جوردن پیکفورد را داریم، که به طور معمول به خاطر ضربات دروازه بسیار بلند معروف است. وقتی تمام انواع پاسها در نظر گرفته میشوند، (نه فقط ضربات دروازه)، دروازهبان اورتون ۴۵ توپ به محوطه جریمه حریف ارسال میکند که ۱۹ مورد بیشتر از هر دروازهبان دیگری است.
آرون رمزدیل هم شایسته یادآوری ویژهای است. با وجود اینکه برای تیم ساوتهمپتون بازی میکند که از سبک بازی مبتنی بر مالکیت توپ استفاده کرده، او در جایگاه سوم برای طولانیترین میانگین ضربات دروازه (51.8 متر) قرار دارد. به طور مشابه، رمزدیل – به طرز شگفتانگیزی – به طور میانگین 9.0 توپ بلند به پل اونواچو ارسال میکند برای هر 90 دقیقهای که این مهاجم نیجریهای در زمین است؛ بعد از او، پیکفورد با 5.0 توپ بلند به دامینیک کالورت-لوین در هر90 دقیقه در رتبه بعدی قرار دارد.
به هر حال، باید گفت که اینها استثنا هستند.
طول میانگین پاسهای دروازهبانها در جریان بازی از فصل24-2023 افزایش یافت. اما تفاوت آن جزئی است و هنوز هم در راستای کاهش عمومی در طی دورهای است که Opta این دادهها را از آن زمان (از فصل 14-2013) ثبت کردند.
در آن زمان، میانگین مسافت 40.5 متر بود؛ در فصل 25-2024، این مقدار به 29.7 متر کاهش یافت. به طور مشابه، طول ضربات دروازه همچنان کاهش مییابد، به طوری که میانگین این فصل 33.3 متر است که تقریباً سه متر کوتاهتر از فصل 24-2023 (36.1 متر) و تقریباً 23 متر کوتاهتر از فصل 14-2013 (56 متر) است.
پاداش یا هزینه برای دروازهبان؟
ولی این سوال همیشه وجود دارد که آیا این ریسک, ارزش پاداشش را دارد یا نه؟
این اتفاق تصادفی نیست که turnover ها – بازپسگیری توپ در فاصله 40 متری از دروازه حریف – که منجر به شوت و گل میشود، در 15 سال گذشته به طور قابل توجهی افزایش داشت.
مسلماً، این فقط به دلیل بازی از عقب یا دروازهبانهای نامناسب که سعی در حفظ توپ دارند، نیست، اما بدون شک این سبک ریسکپذیر بازی تأثیرگذار بوده است.
هیچوقت پاسخ قطعی برای بحث ریسک در برابر پاداش وجود نخواهد داشت، زیرا دیدگاهها از تیم به تیم و بازیکن به بازیکن متفاوت خواهد بود. بنابراین، مگر اینکه هر باشگاه دقیقا به همان شیوه بازی کند. ذهنیت و نظر شخصی همیشه حاکم خواهد بود.
اما در همینجا است که جذابیت فوتبال پنهان است. مطمئناً، ممکن است برخی احساس کنند که ورزش به سمت یکنواخت تر شدن رفت – و شاید هم چنین باشد، چه کسی میتواند بگوید؟ – اما هنوز هم به اندازه کافی ظرافت و تحول مداوم وجود دارد که اوضاع را جالب نگه دارد.
برای مثال به منچسترسیتی نگاه کنید. بسیاری ممکن است آنها را به عنوان تیمی که بیشتر از همه به بازی از عقب علاقه دارد در دورهای که چنین سبکی غالب است، در نظر بگیرند. اما ادرسون این فصل رکورد جدیدی برای بیشترین پاس گل ثبتشده توسط یک دروازهبان در یک فصل لیگ برتر (3) به ثبت رساند و هر سه پاس گل او شامل توپهای بلند بود.
نوآوری و تلاش برای یک قدم جلوتر بودن از بقیه همیشه اجزای حیاتی در ترکیب همیشه در حال تغییر فوتبال سطح بالا خواهند بود.
اما قرار نیست که نتوانید با الهام از گذشته، نوآوری کنید.
نیکان میرزائی، فوتبال لب– منچستریونایتد در روز باکسینگ دی با نتیجه 2-0 مغلوب ولوز شد و به روند بد در لیگ برتر ادامه داد. آنها باید امیدوار باشند که روبن آموریم بتواند آنها را از طریق این طوفانی که پیشبینی کرده بود، راهنمایی کند.
مولینو صحنه آخرین شرمساری منچستریونایتد در روز پنجشنبه بود. پنجمین شکست آنها در تمام رقابتها تحت هدایت روبن آموریم و چهارمین باخت در لیگ برتر در پنج دوره گذشته.
در حالی که این بازی، حداقل این نکته را داشت، که یونایتد تقریباً تمام نیمه دوم را پس از سومین کارت قرمز فصل برونو فرناندز پرس کرد؛ اما برای کسب نتیجه کافی نیست.
وضعیت آنها تیره و تار است. تنها بازی لیگ برتر در پنج بازی اخیر خود که شکست نخورده بودند، برابر منچسترسیتی بود. که به طرز قابل توجهی نامرتب بود، مطمئناً نشانهای از خوش شانسی در مورد آن پیروزی وجود داشت.
از آن زمان، یونایتد از بورنموث در خانه شکست خورده است، و حالا ولوز. شکست آنها کاملاً مشخص بود – حتی اگر فرناندز اخراج نمیشد، به نظر نمیرسید که مردان آموریم سه امتیاز کسب کنند.
مشکلات منچستریونایتد
به ثمر رساندن گل یک مشکل است و از طرف دیگر آنها را با سرعت زیادی موقعیت از دست میدهند. این تحلیل پیشرفته نیست، اما بدیهی است که فرمولی برای موفقیت است.
آنها در روز کریسمس برای اولینبار در تاریخ لیگ برتر در نیمه آخر جدول لیگ برتر در روز کریسمس به مصاف ولوز رفتند و اکنون نتایج قوی لازم است تا اطمینان حاصل شود که سال جدید را در نیمه اول تمام میکنند.
آموریم از ابتدا مشخص بود که احتمالاً زندگی برای یونایتد قبل از اینکه بهتر شود، سختتر میشود و در حال حاضر، آنها احساس میکنند که در حال غرق شدن هستند.
مشکلات آنها در زمین در حال افزایش است، مارکوس رشفورد مفید نیست. و مهمتر از همه، نتایج اکنون بدتر از زمان اریک تنهاخ نشان داده شده است.
حرفهای آموریم
آموریم در ابتدای این ماه پیش از رویارویی با آرسنال گفت: “لحظات سختی خواهیم داشت و در برخی بازیها تاکتیکمان فاش میشود، من این را میدانم.
میدانم که مربی منچستریونایتد بودن و گفتن این چیزها در کنفرانسهای مطبوعاتی واقعاً سخت است – و ما میخواهیم همیشه برنده شویم، مهم نیست چه باشد – اما میدانیم که در مقایسه با آرسنال در نقطهای متفاوت هستیم.
من دوست دارم چیزهای مختلفی بگویم، اما باز هم باید بگویم طوفان خواهد آمد.”
ببینید، اینجاست که نشانه کمی از زوال نشان می دهد.
شکست روز پنجشنبه به این معنی بود که آموریم اولین سرمربی منچستریونایتد بود که از والتر کریکمر در ژانویه 1932 (6/10) 5 بازی از 10 بازی اول خود را در تمام رقابتها باخت.
به طور مشابه، یونایتد در 10 بازی اول آموریم دو بازی بیشتر از 10 بازی پایانی تنهاخ شکست داده است.
البته نکته اصلی در تلاش آموریم برای مدیریت انتظارات در آن هفتههای اولیه، این واقعیت بود که او قصد داشت هویتی در تیم ایجاد کند و با ترکیبی متفاوت بازی می کرد. همیشه مشکلاتی وجود دارد و او تقریباً به ماه اول سلطنت خود مانند یک پیش فصل نزدیک شده است.
واضح است که برای اشتباه کردن انتصاب آموریم خیلی زود است. واضح است که چیزهای زیادی در مورد سرمربی سابق اسپورتینگ وجود دارد؛ اکثر مسائل در باشگاه قبل از ورود او وجود دارد. اگرچه بدون شک هواداران یونایتد شروع به تعجب خواهند کرد که چقدر بدتر خواهد شد.
وضع منچستریونایتد در جدول
ممکن است غیرقابل تصور به نظر برسد، اما از زمانی که آموریم به خدمت گرفته شد، یونایتد از همین تعداد بازی لیگ تنها 7 امتیاز کسب کرده است. تنها با نگاهی به آن بازه زمانی، آنها در رده پانزدهم جدول قرار میگیرند و بیش از دو تا از تیمهای پایینتر از خود بازی کردهاند.
بدیهی است، ابررایانه Opta هنوز هم به احتمال زیاد رتبه چهار برتر (0.6٪) را بیشتر از پایان سه پایین (0.1٪) می بیند، اما در 10000 شبیه سازی فصل خود، یونایتد با 2.2٪ در رتبه شانزدهم قرار گرفت – که این باعث افزایش امتیاز می شود. تهدید به نبرد سقوط
عملکرد ولوز
ولوز با اخراج گری اونیل در حالی که تقریباً محکوم به سقوط به نظر میرسید، اکنون تحت هدایت ویتور پریرا، سرمربی جدید، دو برد بدون گل به دست آورده است. مطمئناً، تیم لستر که آنها را شکست دادند در شرایط سخت خود قرار دارند و یک نفر از منچستریونایتد اخراج شد، اما وولوز به سرعت نتیجه را محکم کرد.
حتی زمانی که بازی 11 بر 11 مقابل یونایتد بود، ولوز در مولینو از بین دو تیم منسجمتر به نظر میرسید. آنها شجاعانه دفاع میکردند، در خط میانی سرسخت بودند و شماره 10 آنها – ماتئوس کونیا – نمایش اجرا میکرد.
برخی از هواداران یونایتد در روز پنجشنبه تعجب می کردند که چرا آموریم نتوانست تأثیر فوری مشابهی را ایجاد کند.
ما باید به خاطر داشته باشیم که هر موقعیتی بسیار مهم است و مطمئناً هیچ فرصتی برای همه وجود ندارد، اگرچه هرچه مشکلات یونایتد بیشتر شود، این بازسازی سختتر خواهد بود.
به عنوان مثال، از دست دادن فوتبال اروپا، به شدت بر پولی که آنها می توانند در بازار نقل و انتقالات خرج کنند، تأثیر می گذارد. با توجه به اینکه این تیم برای تن هاخ ساخته شده است، بازیکنان جدید مورد نیاز هستند تا انتظارات آموریم را برآورده کنند.
آروین منصوری، فوتبال لب– منچستریونایتد که تا دقیقه 88 بازنده دربی اعلام میشد، در دو دقیقه، دو گل به ثمر رساند تا یک کامبک کابوسوار برای رقیبش رقم بزند، تا منچسترسیتی به روند بدش ادامه بدهد.
آماد دیالو ستاره نمایش بود. ابتدا یک پنالتی به دست آورد، که برونو فرناندز آن را به گل تبدیل کرد. سپس در دقیقه 90؛ گل پیروزیبخش منچستریونایتد را به ثمر رساند. سیتی بعد از این باخت، 8 بازی از 11 بازی اخیر خود را باخت.
یونایتد خیلی کند بود و تا دقیقه 62 نتوانست یک شوت به سمت دروازه سیتی بزند، اما سیتی فقط کمی بهتر بود. حتی گل ابتدایی آنها نیز اتفاقی بود.
گل اول سیتی از روی کرنر کوتاهی بود که کوین دیبروینه زد، گوندوگان توپ را برگرداند و بعد، دیبروینه با سانتری که بعد از برخورد به پای دیالو کات برداشت، روی سر واردیول فرود آمد آن را درون دروازه قرار داد.
توپ راه خود را به یوشکو واردیول پیدا کرد، باعث شد چهارمین گل فصل خود در لیگ برتر را به ثمر برساند. تا در میان گلزنان سیتی به ارلینگ هالند (13)، نزدیک شود.
این گل به این معنی بود که تنها ولوز (9) و ساوتهمپتون (6) تا اینجای فصل لیگ برتر، بیشتر از منچستریونایتد؛ از زمان انتصاب آموریم (4 گل) از کرنر گل دریافت کردهاند.
یونایتد در نیمه دوم، با هدف هجومی بیشتری به میدان رفت اما تا اواخر بازی فرصت ایجاد نکرد. فرناندز بهترین موقعیت خود را، پس از پاس راسموس هویلوند به بالای دروازه فرستاد.
دیالو الهام بخش برگشت دیرهنگام بود. او روی اشتباه ماتئوس نونس یک پنالتی برنده شد، سپس گل پیروزی دراماتیک را به ثمر رساند. یونایتد اکنون تنها 5 امتیاز با سیتی فاصله دارد.
قهرمان، نتوانست از لغزش لیورپول و آرسنال در روز شنبه استفاده کند. اکنون با انجام یک بازی بیشتر، 9 امتیاز با صدر اختلاف دارند. راه درازی در پیش است، اما سخت است که ببینیم سیتی پس از این دوره همچنان ادعا کند که در رقابت قهرمانی قرار دارد.
آروین منصوری، فوتبال لب– در سال های اخیر، بحث در مورد دادهها تقریباً به یک گزینه رایج گفتگوی فوتبال تبدیل شده است. شما به سختی می توانید به آمار تهاجمی اشاره کنید و نامی از صلاح نبرید.
صلاح از زمان امضای قرارداد با لیورپول در سال 2017، با گلزنی و خلق موقعیت هایی برای قرمزها در انگلستان، و افتخار آفرینی برای کشورش، بسیار تاثیر گذار بوده.
و او هنوز همان شکلی است. همین هفته گذشته، او در پیروزی 2-1 لیورپول مقابل برایتون؛ به صد و شصت و چهارمین گل خود در لیگ برتر رسید که او را بالاتر از رابی فاولر، قهرمان سابق و به رده هشتم جدول گلزنان تاریخ این رقابتها رساند.
با پاس گل و 165 گل خود در پیروزی 2-0 مقابل استون ویلا در روز شنبه، صلاح به اولین بازیکنی در پنج لیگ معتبر اروپا در این فصل تبدیل شد، که در آمار گل (10) و پاس گل (10) دو رقمی شده است. این کار را فقط در 17 بازی انجام داد.
روز بعد عمر مرموش، هموطنش و ستاره آینتراخت فرانکفورت در آن صحنه به او پیوست. این به مردم اجازه داد تا بار دیگر بگویند: «فقط محمد صلاح در تمام رقابتها در این فصل دو رقمی برای گل و پاس گل دریافت کرده است.»
لیورپول زندگی خود را پس از یورگن کلوپ، آتشین آغاز کرده است و آرنه اسلات در 9 بازی از 11 بازی اول خود در لیگ برتر را پیروز شده است. در حالی که آنها همچنین به مرحله یک چهارم نهایی جام EFL رسیده اند و در صدر لیگ قرار دارند. در لیگ قهرمانان اروپا، به عنوان تنها تیم با چهار برد از چهار بازی رسیدند.
جای تعجب نیست که صلاح یکی از مهره های کلیدی در رساندن آنها به نقطهای بوده است که پس از پیروزی مقابل ویلا، با پنج امتیاز اختلاف در صدر لیگ برتر قرار دارند.
تنها در 2019-2020 (31 امتیاز- 10 برد و 1 باخت) – زمانی که آنها لیگ را بردند – پس از 11 بازی در یک فصل لیگ برتر، لیورپول امتیاز بیشتری کسب کرده است.
در مقابل تیم اونای امری، پاس گل صلاح، برای داروین نونیز کاملا عمدی نبود. او در تلاش بود تا قبل از اینکه توسط لئون بیلی سرنگون شود، خودش را به دروازه برساند، با این حال که نونیز با توپ آرام میدوید و دروازه را پیدا میکرد اما نمیتوانست شوت بزند، این هوشیاری صلاح بود که اون موقعیت رو خلق کرد.
گل صلاح، کلاسیک بود. پس از قطع توپ از دیگو کارلوس در نیمه راه، او قبل از اینکه خودش را جمع و جور کند و برنده جایزه یاشین، امیلیانو مارتینز را پشت سر بگذارد، به سمت دروازه دوید.
صلاح در یک بازی لیگ برتر برای سی و پنجمین بار هم گل زد و هم پاس گل داد و او را تنها یک پشت سر وین رونی (36) گذاشت که بیشترین بازی را در تاریخ این رقابت ها انجام داد.
این یکی دیگر از عملکردهای سازنده این بازیکن 32 ساله بود، پس از اینکه سه پاس گل سه شنبه گذشته به لیورپول کمک کرد تا در لیگ قهرمانان اروپا بایرلورکوزن، قهرمان آلمان را با نتیجه 4-0 شکست دهد.
دو رقمی شدن او برای هر دو گل و پاس گل تنها در 17 بازی، او را سریعترین بازیکنی کرد که در 40 فصل اخیر برای لیورپول انجام داده است. لوئیس سوارز با 23 بازی (14-2013) سریعترین بازیکن بعدی است.
محمد صلاح در این فصل در 17 بازی برای لیورپول 10 گل و 10 پاس گل به ثبت رسانده است.
این سریعترین رقمی است که هر بازیکنی در 40 فصل گذشته برای لیورپول به دو رقم گل و پاس گل رسیده است.
سریعترین، لوئیس سوارز در 23 بازی در سال 14-2013 بود.
برای نشان کردن روند “فقط محمد صلاح” ، فقط هری کین (24)، مرموش (24) و رابرت لواندوفسکی (21) در تمام رقابتهای این فصل در بین بازیکنان پنج لیگ برتر، تعداد گلهای بیشتری نسبت به صلاح دارند.
این چهارمین فصل متوالی است که صلاح در هر دو گل و پاس گل دو رقمی میشود، و همچنین از زمانی که بیش از هفت سال پیش به مرسی ساید آمده است، در حال حاضر در بهترین دوران خود برای گلزنی در هر 90 گل است.
صلاح، با 20 گلزنی در تنها 1347 دقیقه، میانگین گل یا پاس گل را در هر 67.5 دقیقه در این فصل در تمام رقابت ها ثبت کرده است. اولین کمپین پر شور او در این باشگاه در فصل 18-2017، که در آن 44 گل به ثمر رساند و 14 پاس گل دیگر به ثبت رساند، میانگین حضور او در هر 71 دقیقه بود.
صلاح همیشه گل می زند و کارنامه او همیشه شامل ایجاد موقعیت در سطح بالا بوده است. او در هر فصل در لیورپول به غیر از فصل 2020-2021 که پاس گلهایش (شش عدد) دو رقمی نشده بود. اگرچه به نظر می رسد او این فصل را با بالاترین آمار خود برای قرمزها در یک دوره به پایان برساند. صلاح فقط به 7 پاس گل دیگر نیاز دارد تا بهترین بازگشت خود را که 16 پاس گل در فصل 2022-2023 انجام داد، شکست دهد.
او و مرموش تنها بازیکنانی هستند که در این فصل در پنج لیگ برتر اروپا در تمام رقابتها دو رقمی شدهاند، در حالی که تنها هفت بازیکن در این لیگها شانس بیشتری نسبت به صلاح (30) از بازی آزاد ایجاد کردهاند.
او مطمئناً در این فصل دوباره مرد اصلی لیورپول بوده است. در مقایسه با هم تیمی هایش، صلاح تقریباً دو برابر هر کس دیگری گلزنی کرده است (لوئیز دیاز – 11) و حداقل 9 موقعیت بیشتر از هر کس دیگری از بازی آزاد ایجاد کرده است (کودی گاکپو – 21) که 30 موقعیت او 12 تا بیشتر از خالق همیشگی لیورپول، ترنت الکساندر-آرنولد (18 ساله) است.
او در 100 سکانس تهاجمی بازی باز و شوت پایانی در تمامی مسابقات شرکت داشته است که حداقل 24 سکانس بیشتر از هر بازیکن دیگر لیورپول است. درگیری در سکانس هجومی از شوت ها، موقعیت های ایجاد شده و ایفای نقش در ایجاد یک شوت تشکیل شده است.
تمام این اوصاف، به نظر می رسد شکی وجود ندارد که صلاح هنوز در اوج یا نزدیک به اوج بازی خود است، که این موضوع باعث نگرانی هواداران لیورپول می شود که قرارداد او در پایان فصل به پایان می رسد.
شاید قابل درک باشد که باشگاه عجله ای برای پیشنهاد قرارداد جدید به او در تابستان نداشته است. فرم صلاح به همان اندازه ناامید کننده بود که قهرمانی لیورپول در فصل 2023-2024 کم رنگ شد.
او فقط یک بار در لیگ برتر بین روز سال نو و بازی خانگی مقابل منچسترسیتی در 10 مارس بازی کرد. صلاح از زمانی که بازگشت تا پایان فصل، تنها 3 گل در 11 بازی لیگ به ثبت رساند، با یک پنالتی در تساوی 2-2 مقابل منچستریونایتد و یک گل و یک پاس گل در پیروزی 4-2 مقابل تاتنهام پس از آن. عنوان قهرمانی لیگ مدتها بود که از دیدگان ناپدید شده بود.
با این حال، اگر در مورد سطوح صلاح، نحوه کار او در سیستم اسلات و اینکه آیا او هنوز هم ارزش پول بیشک قابل توجهی را که برای تمدید قراردادش خواهد داشت، وجود داشت، مطمئناً دیگر وجود ندارد.
فصل گذشته گاهی اوقات صلاح به دلیل باز ماندن بیش از حد مورد انتقاد قرار می گرفت. میتوانید از نقشههای منطقه لمسی او در زیر از فصل گذشته و این فصل ببینید که، اگر چیزی باشد، او در حال حاضر کمتر در مرکز بازی میآید.
با این حال، او بیشتر در سمت راست محوطه جریمه وارد فضا انجام میشود و همانطور که نقشه درگیری گل او نشان میدهد، بهترین کارش را در آنجا انجام میدهد.
گزارش ها حاکی از آن است که لیورپول واقعاً در حال مذاکره با صلاح، همراه با ویرجیل فن دایک و الکساندر آرنولد است که قراردادهای آنها نیز تابستان آینده به پایان می رسد. قدرت دست مصری بدون شک در هفتههای اخیر بیشتر شده است، که منجر به این شد که یک هوادار در بازی روز شنبه تابلویی را در دست گرفت که روی آن نوشته شده بود: «او یک کمان شلیک میکند. حالا به مو خمیرش را بدهید» با اشاره به جشن گل کمان او.
بهره وری صلاح از زمانی که او به لیورپول آمد، قابل توجه نبوده است. او 221 گل و 97 پاس گل در 366 بازی برای این باشگاه به ثبت رسانده و هرگز کمتر از 23 بار در یک فصل گلزنی نکرده است.
تا کی می تواند در این سطح ادامه دهد؟ این حدس هر کسی است، اما اگر بازیکنی از شک و تردید بهره برده باشد، مطمئناً اوست. هواداران لیورپول مطمئنا امیدوارند که پادشاه مصر برای مدت طولانی بر آنها سلطنت کند.
آروین منصوری، فوتبال لب– ضربه ایستگاهی زنان بسیاری در تاریخ لیگ برتر وجود داشته که به زیبایی هرچه تمامتر توپ را از بالای سر مدافعان حریف وارد دروازه میکردند. در لیست این بازیکنان نام های بزرگی از جمله دیوید بکهام، جیمز وارد پروز، تیری هانری، کریستیانو رونالدو، استیون جرارد، فرانک لمپارد و… مشاهده میشود.
دیوید بکهام بیشترین تعداد گل را از ضربات ایستگاهی با 18 گل در تاریخ پریمیر لیگ ثبت کرده است. ستاره سابق منچستریونایتد در 9 فصل لیگ انگلیس در 265 بازی 18 بار از ضربات آزاد ایستگاهی برای تیمش گلزنی کرد.
بکهام در 2 فصل اول حضورش حتی یک گل هم از روی ضربات مستقیم ایتگاهی به ثمر نرساند. اولین گل ضربه ایستگاهی او برای منچستریونایتد در شکست 6-3 برابر ساوهمپتون، در 26 اکتبر 1996 به ثمر رسید. یکی از بدنام ترین شکستهای منچستریونایتد در لیگ برتر، که دیوید بکهام 48مین حضورش در لیگ را تجربه میکرد.
گل های ضربات ایستگاهی دیوید بکهام در لیگ جزیره
مقابل ساوتهمپتون – 26 اکتبر 1996 مقابل لیورپول – 6 دسامبر 1997 مقابل لسترسیتی – 15 اوت 1998 مقابل اورتون – 21 مارس 1999 مقابل استون ویلا – 1 می 1999 مقابل لسترسیتی – 18 مارس 2000 مقابل وستهم یونایتد – 1 آوریل 2000 مقابل ساوتهمپتون – 22 آوریل 2000 مقابل ایپسویچ تاون – 22 اوت 2000 مقابل وستهم یونایتد – 26 اوت 2000 مقابل لیدز یونایتد – 21 اکتبر 2000 مقابل کاونتری سیتی – 4 نوامبر 2000 مقابل منچستر سیتی – 18 نوامبر 2000 مقابل فولام – 19 اوت 2001 مقابل بلکبرن روورز – 22 اوت 2001 مقابل ساوتهمپتون – 13 ژانویه 2002 مقابل ساندرلند – 2 فوریه 2002 مقابل اورتون – 11 مه 2
بکهام شش گل دیگر در ضربات ایستگاهی برای رئال مادرید و 1 گل برای آث میلان در سری آ به ثمر رساند، اما هرگز برای پاریس سن ژرمن گلی به ثمر نرساند. با زدن 7 گل از ضربه ایستگاهی برای لس آنجلس گلکسی در ام ال اس، بکهام با 32 گل از ضربه ایستگاهی به کریر خود پایان داد.
جیمز وارد پروز-17گل ضربه ایستگاهی
جیمز وارد پراوز هفدهمین گل خود را در لیگ برتر از ضربه ایستگاهی را در پیروزی شگفت انگیز ساوتهمپتون مقابل چلسی در استمفوردبریج در 18 فوریه 2023 به ثمر رساند. این گل، تنها گل بازی بود. ششمین باری که جیمز وارد پروز با گل کردن یک ضربه ایستگاهی در بازی برنده میشود.
اکنون بیش از یک سال از ضربه ایستگاهی جیمز در لیگ انگلیس میگذرد، جیمز نتوانست هیچ کدام از 15 ضربه ایستگاهی که در فصل 24-2023 در وستهام به دست آورد را گل کند.
13 گل از 17 گل ضربات ایستگاهی او در بیرون از خانه بوده است، مخصوصا 8 گل آخر. این به این معنی است که او پرکارترین بازیکن در گل کردن ضربات ایستگاهی خارج از خانه است؛ 2 گل بیشتر از بکهام.
اولین تلاش او برای گلزنی از ضربه ایستگاهی در لیگ برتر در 2 نوامبر 2013 انجام شد؛ حدود 10 سال پیش. بعد از آن او %13.4 ضربات ایستگاهی اش را به سمت دروازه فرستاده و از 127 شوت 17 گل ثبت کرد. در این بازه زمانی، او 9 گل بیشتر از هربازیکن دیگری در 5 لیگ معتبر اروپایی به نام خود ثبت کرده. او را با بازیکنی مانند کریستیانو رونالدو مقایسه کنید، (4.9% تبدیل، 8 گل). مشخص است که ضربات ایستگاهی جیمز وارد پروز کشنده است!
گلهای ضربات ایستگاهی جیمز وارد پروز در لیگ جزیره
مقابل وست برومویچ آلبیون – 16 ژانویه 2016 مقابل وست برومویچ آلبیون – 3 فوریه 2018 مقابل منچستریونایتد – 2 مارس 2019 مقابل تاتنهام هاتسپر – 9 مارس 2019 مقابل واتفورد – 30 نوامبر 2019 مقابل واتفورد – 28 ژوئن 2020 مقابل استون ویلا – 1 نوامبر 2020 مقابل استون ویلا – 1 نوامبر 2020 مقابل منچستریونایتد – 29 نوامبر 2020 مقابل نیوکاسل یونایتد – 6 فوریه 2021 مقابل کریستال پالاس – 15 دسامبر 2021 مقابل ولورهمپتون واندررز – 15 ژانویه 2022 مقابل لیدز یونایتد – 2 آوریل 2022 مقابل برایتون اند هاو آلبیون – 24 آوریل 2022 مقابل فولام – 31 دسامبر 2022 مقابل اورتون – 14 ژانویه 2023 مقابل چلسی – 18 فوریه 2023
تنها مسی(41) و رونالدو(31) گل های بیشتری از ضربات ایستگاهی به ثمر رساندند. اما تنها بازیکنی که توانست از گلهای پروز عبور کند. هافبک برزیلی، دیگو است که در این فاکتور توانست 15.5% از ضربات ایستگاهی خود را گل کند.
جانفرانکو زولا، تیری هانری و کریستیانو رونالدو-12 گل ضربه ایستگاهی
منصفانه است که بگوییم سه بازیکنی که در تاریخ لیگ جزیره 12 گل از ضربات ایستگاهی زدهاند، بااستعدادترین بازیکنانی هستند که تا به حال در این رقابت ها بازی کردهاند.
متاسفانه برای جانفرانکو زولا، آمار و اطلاعاتی به طور کامل ثبت نشده، داده های ضربات ایستگاهی سری آ ایتالیا ما را به اندازه کافی به عقب برنمیگرداند. جادوگر ایتالیا، تا قبل از 30 سالگی؛ اولین بازی خود را در لیگ برتر انجام نداد، بنابراین جالب است که او در طول هفت فصل حضورش در لیگ جزیره گلهای ضربه ایستگاهی زیادی به ثمر رساند.
یک چهارم گلهای او از ضربه ایستگاهی در لیگ جزیره در یک بازی به ثمر رسید و زولا یک ضربه ایستگاهی در سه بازی مختلف لیگ جزیره در سپتامبر 2002 برای چلسی به ثمر رساند؛ تنها بازیکنان دیگری که در طول یک ماه در چند بازی موفق به گلزنی شدهاند، وین رونی(سپتامبر2013) و یان هارت(مه2001) هستند.
تیری هانری در هر یک از شش فصل آخر حضورش در لیگ جزیره در این باشگاه ضربه ایستگاهی به ثمر رساند. زمانی که او برای 4 بازی لیگ در فصل 2012-2011 بازگشت، حتی فرصتی برای اضافه کردن به آمار خود نداشت. 12گل او از ضربه ایستگاهی در لیگ جزیره برای آرسنال یک رکورد باشگاهی در این رقابتها است و تعداد گلهای او دو برابر بیشتر از پر کارترین بازیکنان بعدی، الکسیس سانچز و رابین فن پرسی( هر دو 5 گل) است.
کریستیانو رونالدو، 12 گل برای منچستر یونایتد در لیگ جزیره به ثمر رساند! 11 مورد در اولین دوره حضورش در باشگاه بین24-2003 و 09-2008 بود. در آن شش فصل، اسطوره پرتغالی، با 11 ضربه، 3 تا بیشتر از هانری در آرسنال، بیشترین گل را در لیگ برتر از ضربات ایستگاهی به ثمر رساند.
رونالدو همچنان سومین بازیکنی جوانی است که ضربه ایستگاهی در لیگ جزیره به ثمر میرساند. تلاش او برای یونایتد مقابل پورتسموث در نوامبر 2003 در حالی انجام شد که او فقط 18 سال و 269 روز سن داشت، تنها گرت بیل و رابی فاولر در سنین پایینتر در این رقابتها موفق به گلزنی شدهاند.
رونالدو در طول دوران حرفهای خود، 33 گل از ضربات ایستگاهی در پنج لیگ برتر اروپایی به ثمر رسانده. 20 بار در رئال مادرید در لالیگا، 12 بار در منچستریونایتد و فقط یکی در یوونتوس در سری آ. این آمار از سال 04-2003( اولین فصل حضورش در یونایتد) کمتر از لیونل مسی(41) و 13 تا بیشتر از بازیکن بعدی، اندره پیرلو(20) است.
سباستین لارسون و لوران رابرت-11 گل ضربه ایستگاهی
از بین بازیکنانی که حداقل 25 گل در لیگ جزیره به ثمر رساندهاند،هیچ کس نسبت به سباستین لارسون (42%_11 از 26) نسبت به ضربات آزاد مستقیم بیشتر گلزنی نکرده است. شش گل اول از ضربات ایستگاهی برای بیرمنگام سیتی به ثمر رسید، در حالی که پنج گل آخر در پیراهن ساندرلند بود.
اگر لوران رابرت برای مدت بیشتری در لیگ جزیره بازی می کرد، شاید میتوانست بکهام را برای عنوان پرکارترین بازیکن ضربات ایستگاهی به چالش بکشد. از بین 15 بازیکنی که در این رقابت 8 گل یا بیشتر از ضربه آزاد به ثمر رساندهاند، رابرت ستاره سابق نیوکاسل سریعترین گل های خود را از ضربات ایستگاهی به ثمر رسانده است. یک گل در هر 994 دقیقه بازی!
رابرت یکی از تنها دو بازیکنانی بود، که در کنار بکهام در فصل 01-2000 که یک فصل لیگ برتر پنج گل به ثمر رساند. او در فصل 2002-2001 پنج گل برای نیوکاسل به ثمر رساند و به آنها کمک کرد تا در پایان فصل چهارم شوند.
رابرت به خاطر قدرتی که میتوانست از ضربات خود ایجاد کند، شهرت داشت و اکثر گل های او از ضربات ایستگاهی از طریق “راکت” و از طریق پای چپ او به دست میآمد. فقط برای اینکه بفهمید او با چه شدتی توانست به توپ ضربه میزد، باید از هم تیمی سابقش اولیویه برنارد بپرسید.
یان هارت و مورتن گامست پدرسن-10 گل ضربه ایستگاهی
هر دو بازیکن تعداد گل های لیگ برتر نسبتاً متوسطی داشتند، اما از ضربات آزاد مستقیم فوق العاده قوی بودند.
یان هارت، مدافع کناری سابق لیدز، 10 گل از 28 گل خود در لیگ جزیره از روی ضربات ایستگاهی به ثمر رساند(36%)، در حالی مسلما یکی از بهترین بازیکنان تاریخ مسابقات، مورتن گامست پدرسن، 29 درصد از گل های خود را از ضربات ایستگاهی به ثمر رساند.
پس از کسب دومین قهرمانی در چهار سال اخیر با اسپورتینگ لیسبون، توجه باشگاههای بزرگ فوتبال اروپا به روبن آموریم جلب شد، و حالا؛ منابع مختلف خبری، پیوستن این سرمربی ۳۹ ساله و جوان پرتغالی را به منچستریونایتد تأیید میکنند. آموریم اسپورتینگ را به ویترین جذابیت لیگ پرتغال تبدیل کرده و در این فصل، آنها با ۳۰ گل زده و ۲ گل خورده در ۹ پیروزی از ۹ هفته ابتدایی، عملکرد فوقالعاده و بینقصی داشتهاند. پیش از آغاز فصل، آموریم مذاکراتی با دو باشگاه لیگ برتری دیگر یعنی لیورپول و وستهم داشت و حتی در ماه آوریل برای مذاکره با وستهم به لندن نیز سفر کرد اما در نهایت، تصمیم به تمدید قرارداد با اسپورتینگ گرفت. در این مطلب، به دلایل توجه باشگاههای بزرگ به آموریم میپردازیم.
معمار اسپورتینگ نوین
رشد آموریم به عنوان سرمربی سریع و غیرمنتظره شکل گرفت؛ او که مربیگری خود را سال ۲۰۱۸ در سطح سوم فوتبال پرتغال با تیم “کاسا پیا” آغاز کرده بود، سه ماه پیش از قبول هدایت تیم اصلی براگا در ژانویه ۲۰۲۰ روی نیمکت تیم دوم آنها نشست. با کسب ۱۰ پیروزی در ۱۳ بازی روی نیمکت براگا، توجه اسپورتینگ لیسبون به آموریم که سابقه بازی در بنفیکا داشت جلب شد و او در ۳۶ سالگی، تبدیل به پنجمین سرمربی اسپورتینگ طی دو سال حضور شد. آموریم در اولین سال حضورش، به رده چهارم لیگ رسید اما در دومین فصل، برای نخستین بار در ۱۹ سال اسپورتینگ را به قهرمانی در لیگ پرتغال رساند. اسپورتینگ در دوران آموریم، به دو قهرمانی در لیگ کاپ پرتغال هم رسیده اما بیشک دستاورد قابلتوجه او، تبدیل شدن اسپورتینگ به تیم اول پرتغال بعد از سالها ناکامی بودن است.
با استفاده از دادههای ClubElo ( که معیاری برای قدرت تیمهاست) میتوان رده اسپورتینگ در دهه گذشته به این سمت را اندازهگیری کرد و همانطور که در نمودار پیداست، اسپورتینگ زیر نظر آموریم به قدرتمندترین فرم خود در یک دهه اخیر رسیدن است. او در دوران حضور خود روی نیمکت اسپورتینگ، جسارت و عطش خود برای به کار گرفتن بازیکنان جوانی چون گونسالو ایناسیو، ماتئوس نونس، عثمان دیاموند و نونو مندس را نشان داده است و این موضوع منجر به افزایش کیفیت تیم با توجه به داشتههای آنها شده است.
برونو فرناندز تنها یک ماه پیش از انتصاب آموریم به منچستریونایتد منتقل شد اما انتقال مندس به پاریسنژرمن، نونس به ولورهمپتون، پدرو پورو به تاتنهام، مانوئل اوگارته بازیکن فصل منچستریونایتد به پاریسنژرمن و ژائو پالینیا به فولام، بخشی از درآمدزاییهاس اسپورتینگ از طریق فروش بازیکنان ارتقاء یافته در دوران آموریم بوده است. آموریم در دوران حضور خود, سبک بازی باثبات و مشخصی داشته و این یکی از دلایل موفقیت این تیم به شمار میرود؛ حالا سوال اینجاست که سبک بازی آموریم در اسپورتینگ چگونه بوده است؟
آشنایی با سبک بازی آموریم
روی کاغذ تیم آموریم با ۳-۴-۳ یا ۱-۲-۴-۳ مبتنی بر مالکیت بالا، تنوع برنامههای هجومی و ساختار دفاعی مستحکم بازی میکند. در بازیسازی، آنها از هافبکهایی در خطوط مختلف زمین استفاده میکنند تا کار انتقال توپ از دفاع به حمله از طریق کانال میانی سریعتر شکل بگیرد. وینگبکها در این سیستم بالا و لی خط. بازی میکنند تا به دنبال ایجاد فضا در خط دفاعی حریف باشند و جلوتر از آنها، دو هافبک تهاجمی در نیمفضاها به دنبال خلق موقعیت و نزدیک شدن به تک مهاجم تیم هستند.
در زمین بازیسازی از عقب، آموریم معمولاً از بازیکنان خود میخواهد در سیستم ۲-۲-۲-۴ قرار بگیرند. در فصل گذشته، مدافع میانی این تیم یعنی سباستین کواتس به خط میانی اضافه میشد تا کار با توپ و زوایای پاس بهتر شکل بگیرد. شناور بودن خط حمله تیم اسپورتینگ و ایدههای آنها در مقایسه با سایر تیمهای اروپا در این حوزه کاملا مشخص است. برای مثال در آمار «مقاومت پرس» که بر اساس لمس توپ در یکسوم ابتدایی زمین به ازای هر تکل حریف تعریف میشود، این تیم امتیاز ۹۸ از ۹۹ را به دست آورده است که نشان میدهد تیم اسپورتینگ توانایی زیادی در پرسگریزی دارد. در هفت لیگ برتر اروپایی، تنها منچسترسیتی و اینتر میلان بیش از اسپورتینگ با ۷۴.۹ لمس توپ به ازای هر تکل حریف عملکرد بهتری داشتهاند.
در زمان مالکیت توپ، تیم آموریم میتواند از طریق پاسهای کوتاه یا بازی مستقیم برای بازیکنان کناری، خلق موقعیت کنند. نمره گردش توپ این تیم، ۶۰ از ۹۹ هست که نشان میدهد این تیم به اندازه تیمهای تیمهای مسلط بر توپ در لیگهای معتبر اروپایی، کمتر به دنبال حفظ مالکیت توپ است اما این موضوع نشان میدهد که آموریم در زمان بازیسازی، برنامههای متنوعی را برای خلق موقعیت دنبال میکند.
با این حال، این نمره نشاندهنده حمله باحوصله اسپورتینگ نیز هست. هیچ تیمی در فصل گذشته لیگ پرتغال، حمله با بیش از ۱۰ پاس متوالی انجام نداده است و همزمان، هیچ تیم هم به اندازه آنها با ۷۴ حمله مستقیم، بازی طولی انجام نداده است که نشان از تطبیقپذیری تیم آموریم با شرایط بازی و تیم حریف دارد. برای مثال فصل گذشته مقابل تیمی با دفاع چند لایه از عقب زمین مانند ویتوریا گیمارش، اسپورتینگ با پاسهای تک ضرب و استفاده از فرار عمقی ویکتور گیوکرش دروازه حریف را باز کرد اما این مهاجم ملیپوش سوئدی با قد و قامت خود، تغییراتی را در سبک بازی این تیم ایجاد کرده است.
روش بازی اسپورتینگ در فصل 2023/24
حضور این بازیکن ۱۸۷ سانتیمتری در خط حمله اسپورتینگ، میل به بازی مستقیم در تیم آموریم را هم افزایش داده است و وقتی او گلزنی نکند، قدرت بدنی او و فرارهای عمقی وی برای سایر بازیکنان فضای مناسب ایجاد میکند. تنها هری کین از بایرن مونیخ و لوک دییونگ از آیندهوون فصل گذشته بیش از گیوکرش گل و پاس گل در هفت لیگ معتبر اروپایی ثبت کردند. گیوکرش، یکی از کلیدیترین بازیکنان فصل گذشته فوتبال اروپا بوده اما مسئله اصلی تیم اسپورتینگ، تغییر در سبک بازی باحوصله این تیم و بازیسازی با تنوع بیشتر در فصل گذشته بوده است. موضوعاتی که میتوان آن را در گراف زیر مشاهده کرد.
رویکرد بدون توپ
هواداران منچستریونایتد که این روزها مشکلات دفاعی زیادی دارند؛ به شدت نگران تاکتیکهای دفاعی آموریم هستند. در زمان مالکیت توپ حریف، اسپورتینگ آموریم عملکرد مطلوبی داشته و فصل گذشته در مسابقات هفت لیگ معتبر اروپایی، تنها آرسنال و فاینورد امید گل بدون پنالتی کمتری نسبت به اسپورتینگ برای حریفان مهیا کردند. حریفان اسپورتینگ به طور میانگین در هر بازی، ۰.۷۸ امید گل بدون پنالتی خلق کردهاند. سیستم اسپورتینگ در دفاع، معمولاً ۱-۴-۵ یا ۳-۲-۵ است که اجازه نمیدهد بازیکنان حریف از عمق دفاع اسپورتینگ موقعیت خلق کنند و حریف را به کنارهها متمایل میکند.
استفاده اسپورتینگ از خط دفاع ۵ نفره به این معنا است که میتوان در لحظاتی این موضوع را دید که یکی از مدافعان میانی سمت چپ یا راست، برای پرس کردن مهاجمان حریف از پست خود خارج شود و مطمئن باشد که همتیمیها، پشت سر او را پوشش میدهند. با این وجود، پرس از بالا با نمره ۹۵ از ۹۹ و بالا بازی کردن تیم با نمره ۸۳ از ۹۹ نیز در دستور کار اسپورتینگ قرار دارد.
در لیگ پرتغال، تنها بنفیکا بیش از اسپورتینگ در یکسوم دفاعی حریف موفق به کسب توپ شده است. برای این سبک از بازی، نیاز به یک هافبک؛ با قابلیتهای مناسب در فاز تدافعی احساس میشود که پس از مانوئل اوگارته و ژائو پالینیا، این وظیفه به مورتن هیولمند ۲۵ ساله محول شده است. توانایی پوشش دادن کانالهای کناری، بازپسگیری توپ و جلوگیری از بازیسازی حریف نقش بزرگی در ایدههای خط میانی تیم آموریم دارند.
با توجه به اینکه بازیکنان کناری اسپورتینگ میل زیادی حضور در نقاط بالایی زمین دارند، محور دوگانه خط هافبک این تیم وظیفه مشخصی در پوشش دادن فضاهای کناری برای جلوگیری از ضدحملات حریف خواهد داشت. موضوعی که توسط هیولمند و براگانچا در تیم اسپورتینگ انجام میشود اما معلوم نیست آیا بازیکنانی چون اریکسن، کاسمیرو، اوگاته و ماینو میتوانند این وظیفه را در یونایتد انجام دهند یا خیر.
روش بازی اسپورتینگ در سالهای گذشته.
با این حال، این ضعف دفاعی در ایجاد کردن فضا در کانالهای کناری برای تیمهای حریف، میتواند در لیگ برتر انگلیس به یکی از نقاط ضعف منچستریونایتد تبدیل شود.
در نهایت، نمیتوان موفقیت آموریم در یونایتد بحرانزده این روزها را تضمین شده دانست، شرایط لیگ برتر انگلیس و لیگ پرتغال، تفاوتهای زیادی دارد. نهایتا؛ میتوان گفت که حتی در لیگ پرتغال نیز، تبدیل کردن یک تیم به یکی از بهترین تیمهای دفاعی و هجومی در فوتبال اروپا، نشاندهنده تواناییهای بالای یک سرمربی است.
در پایان، آموریم را باید یک رهبر کاریزماتیک که به رشد دادن بازیکنان جوان، پیشرفت دادن عملکرد بازیکنان و کسب افتخار مشهور است توصیف کرد؛ سرمربی جوانی که با این خصوصیات، حالا به دنبال ماجراجویی جدید در اولدترافورد خواهد بود.
هادی نوری، فوتبال لب – آیا مشکل هجومی آنها قابل حل بود؟ پپ همیشه از دراختیار داشتن میدفیلد استفاده میکرد. برای کارآیی بهتر این تفکر، بهترین بازیکنان خود را در آن ناحیه استفاده و اورلود میکرد. در دو فصل اخیر، با استفاده از جان استونز یا آکانجی، به نتیجهای به نام باکس میدفیلد رسید. به یک چینش چهار نفر مربعی، که اورلود را به بهترین شکل انجام میدادند و منجر به تقدیم ضد حمله به تیم حریف نیز نمیشدند.
تفاوت این چینش با اینورتد فولبکهای مورد استفاده در لیگ، مانند آرنولد یا تریپیر، این بود که استونز یا آکانجی ذاتا فولبک نبودند؛ بلکه پست تخصصی آنها دفاع وسط بود. به همین جهت، دابل پیوتی که با رودری تشکیل میدادند، بسیار کم نقصتر از بقیه بود. علت آن؟ فیزیک بدنی قابل قبول به دلیل پست تخصصی و استایل آنها!
مشکل هجومی؟ راه حل پپ؟
مشکل این چینش اما جایی بود که تیمها برای مقابله، کاملا اگرسیو از وسط زمین دفاع را آغاز میکردند. همین موضوع باعث تشکیل میدبلاک شلوغی میشد. در نتیجه توپ کمتری به هالند میرسید. پپ برای راه حل این موضوع دست به چه کاری زد؟ استفاده از خط دفاعی 4 نفره سنتی، با وجود نفوذ فولبکها!
زینچنکو پیش از این، از سیتی رفته بود و آکانجی حالا توانایی نفوذ خیلی خوبی نداشت. پس واردیول که هم سرعت و هم قدرت حمل توپ خوبی داشت به عنوان فولبک چپ شروع به کار کرد. همچنین نقش کایل واکر بعد از خروج کانسلو که فیزیک لازم را نداشت، مانند زینچنکو دوباره پررنگ شد. این دو فولبک با وینگرها، علی الخصوص با جرمی دوکو و فیل فودن، ترکیب خوبی میساختند.
این چینش مشکل هجومی را برطرف کرد، اما در بخش دفاعی خیر! زیرا داشتن یک خط دفاع 2 نفره باعث میشد تا آنها در ضدحملهها آسیب پذیر نشان دهند. نمود این قضیه را در سری گلهای دریافتیشان یا قفلشدن بازی در برابر تیمهایی همچون؛ رئال مادرید، آرسنال، لیورپول، چلسی، کریستال پالاس، استون ویلا و تاتنهام دیدیم. با وجود نقش قابل اعتمادی که جان استونز در این نقش جدید، از خود نشان داد؛ اما در نقش دفاعی خود چنان مستحکم نشان نداد.
امتحان چینش جدید دربرابر چلسی!
حال، در این فصل و دربازی برابر چلسی، پپ تمام 90 دقیقه را از دفاع 3 نفره استفاده کرد. ریکو لوییس وظیفه اینورت کردن را برعهده داشت و تشکیل دابل پیوت میداد. اما نه دقیقا در پوزیشنی که استونز قبلا قرار میگرفت! او علاوه بر وظیفه اصلی خود، به عنوان یک پست 8 باکس تو باکس بازی میکرد. وظیفه دیگر ریکو لوییز، پوشش زونهای کثیری در زمین مسابقه بود؛ که در هیت مپ این بازیکن نیز قابل مشاهده میباشد. او به عنوان یک بازیکن بالغ، کاملا خونسرد و با تجربه بازی کرد درحالیکه اصلا مشخص نبود که فقط 19 سال دارد.
حال شکل بازی اینگونه بود. در زمان هجوم، سیتی با تک پیوت بازی میکرد و یک لوزی در وسط زمین تشکیل میداد. کوین دی بروین برخلاف همیشه سمت چپ زمین بود و همین باعث ایجاد کلی موقعیت شد. از طرفی دیگر نیز، ریکو لوییس باکس تو باکس بود و وظایف پخش توپ و البته بادیگارد دی بروین و برناردو سیلوا بودن را به تناوب انجام میداد. دراین چینش، برناردو راس این لوزی قرارداشت.
چلسی در تله موش…
حال اگر چلسی میانه زمین را شلوغ میکرد و جلوی این همکاری را میگرفت، دفاع وسطهای سیتی یعنی واردیول و آکانجی که قدرت پا به توپ خوبی نیز دارند، میتوانستند از روبن دیاز یا ادرسون توپگیری کنند و با بردن توپ به کنارهها، موقعیت و بازیسازی را در اختیار وینگرهای سیتی، یعنی دوکو و ساویو قراردهند. که ساویو مصدوم شد و بین دو نیمه فودن وارد بازی شد.
اما! سیستم کماکان ادامه داشت و وینگرها مدام با فولبکهای چلسی در موقعیت یک در برابر یک قرار میگرفتند. که قدرت دریبلینگ بالای آن باعث خلق موقعیتهای زیادی شد. بدین صورت؛ دوکو 5 دریبل موفق از 10 تلاش، 1 پاس کلیدی از 61 لمس توپ. ساویو 3 دریبل موفق از 3 تلاش، 3 پاس کلیدی از 24 لمس توپ.
این موضوع به خودی خود تهدید هجومی بسیار بیشتری به نسبت گذشته که واکر و واردیول، باید جلوی فولبکهای حریف صاحب توپ میشدند، به همراه داشت. حال این که دفاع وسطهای رونده سیتی، فضای زیادی داشتند، بخاطر شلوغ شدن مرکز زمین باعث میشد موقع پرس کول پالمر مجبوربه پرس واردیول شده و از پوزیشن خود خارج شود. همین باعث ایجاد فضایی خوب، درست پشت سرش میشد. این موضوع باعث بیرون آمدن دی بروین از کاور شدو، و درنتیجه تبدیل شدن به اولین آپشن پاس میشد.
پارکی خلوت، استعارهای برای بیان میانه زمین چلسی!
دی بروین، وقتی توپ را میگرفت با دید خوبی که به کل زمین دارد، شروع به پخش توپهای موثر همیشگی خود و یا شروع به حرکت پا به توپ و موقعیت سازی مستقیم با شوت، یا پاس به هالند میکرد. همین اتفاق باعث میشد که وینگر سیتی که حالا دوکو، ساویو یا فودن باشند، قابلیت کات اینساید داشته باشند و در نیم فضاها تا فولبک چلسی که مالو گوستو یا کوکوریا باشد، در موقعیت تک به دو قرار گیرد و موقعیت سختی داشته باشد. این به خودی خود، حالتی نامتقارن درست میکند که در خط میانی که ریکو لوییس یکم عقبتر از کوین قرار میگیرد و از آن طرف نیز، جابجایی مدام وینگرها که مدام جناح بازی خود را عوض میکردند، خط دفاع چلسی را از پای درآورده بود.
مزایای این سیستم اینجا تمام نمیشد! وقتی چلسی شرایط را دید، سعی کرد این همه فضای عرضی را از بازیکنان سیتی بگیرد. پس یکی از هافبکهای خود را موظف به مراقبت از دی بروین میکند. دیگری را نیز به عنوان یار پرس برناردو سیلوا و یا نقش وینگر در لحظه قرار میدهد.
مشکل هجومی! گرگیجه در زمین فوتبال
نتیجه؟ سمت راست میدفیلد چلسی کاملا باز میشود و با یه سوییچ پلی ساده، جناح بازی را عوض میکند و از آن شلوغی خارج میشود. علت لمس توپ بیشتر دوکو نیز همین موضوع بود. به قدری این سوییچ انجام میشد تا توپ به ریکو لوییس میرسید که او نیز دوکو را صاحب توپ میکرد. تا در عدم حضور لاویا چون در سمتی دیگر مشغول بود، به خط دفاع چلسی نفوذ کند و اگر دوکو دقت بیشتری به خرج میداد، شوت او نیز گل میشد.
دوباره این موضوع باعث شد کول پالمر و انکونکو پرس پسیوتری اعمال کنن. بنابراین بالا بازی نمیکردند و انزو فرناندز نیز یارگیر اصلی کواچیچ شده بود، تا تک پیوت سیتی را از تمپو بازی خارج کند. حتی در دقایقی دو نفره کواچیچ را تحت پرس قرار میدادند که ارتباطهای او را قطع کنند؛ اما این لوزی خط میانی سیتی باعث شده بود تا همیشه در صحنهها، برتری 1 نفره داشته باشند. اگر کواچیچ نیز تحت پرس شدید قرارمیگرفت، باقی آزاد میشدند و مدافعین میانی، گزینههای بیشتری برای پاس داشتند.
استفاده از چینش نفر 12ام؛ راه حل نهایی برای حل مشکل هجومی، میانی و تدافعی
دوباره یک کار هوشمندانه از پپ شکل گرفت. هنگامیکه کواچیچ را تحت من مارک فرناندز دید، کواچیچ را به کنارهها میبرد تا انزو نیز با او به کنارهها برود و همین باعث ایجاد یک بزرگ در میان خط پرس چلسی میشد. همین موضوع باعث میشد تا استفاده از پیرسینگ پاس کاربرد زیادی در بازی سیتی ایفا کند. پیرسینگ پاس همان پاس عمقی خط شکن یا پرس شکن است.
در مورد همه حرف زده شد غیر از برناردو سیلوا. او کاملا فری روم (free roam) بود و هرجای زمین سر و کلهاش پیدا میشد. هرکسی که تصمیم میگرفت را صاحب توپ میکرد و گاهی اوقات ناگهان به داخل نفوذ میکرد. لحظهای نیم فضا بود، لحظهای نزدیک به وینگر، لحظهای نزدیک به دایره وسط زمین. خط دفاع و پرس چلسی انقدر با بقیه بازیکنها مشغول بودند، اصلا نمیدانستند برناردو را چکار کنند! پس بیخیال او شدند و برناردو هر اسبی که خواست تازاند و در نهایت یک پاس گل را نیز به نام خود ثبت کرد.
بدین شکل که شما به تصور اینکه گواردیولا همیشه در خط میانی نیازمند نفری اضافه است؛ اما در نهایت شاهد آزاد شدن یار خودی و در قبال آن، درگیری نفر حریف (داشتن نفر اضافه در تمام طول بازی) خواهید بود. گویا 12 نفر در برابر 11 نفر قرار گرفتهاند. انگار حریف یک اخراجی دارد و یار دوازدهم تیم پپ، نه تماشاگران و نه داور هستند.
نقاط ضعف سیستم پپ؟ دو نمره
نقطه ضعفی که به نظرم قابل مشاهده است، ترنزیشنهای خیلی سریع و ضد حملههای برق آساست! که چلسی توانایی همچین کاری را ندارد. اما برای مثال رئال مادرید سال گذشته توانست آن را اجرایی کند. اما آنها اکنون نه تونی کروس ندارند. همچنین بخاطر امباپه، بلینگام قابلیت حرکتهای آزادانه گذشته خود را نخواهد داشت. باید صبر کنیم و در انتظار بازی انها در لیگ داخلی در برابر آرسنال و لیورپول و شاید یونایتد، و عکس العمل هریک از سرمربیهای انها برابر سیتی باشیم.
شما برای تقابل با مشکل هجومی و تدافعی پیش رو، باید زیر 6 ثانیه توپ را از خط دفاعی خود، به باکس سیتی برسانید. آن هم با حداقل 2 بازیکن که مایند ست بازیکنانتان باید انقدر قوی باشد، که وقتی 90 دقیقه در حال دفاع کردن در مقابل به ظاهر 12 نفر هستند، در کسری از ثانیه ذهنیت خود را عوض کرده و انقدر سرپنجه باشند که حرکات رو به عقب خود را به حرکات رو به جلو، آن هم به قصد استفاده حداکثری از حداقل موقعیتها کنند.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید.
چرا افراد را تعلیم میدیم؟چرا رهبری میکنیم؟چه چیزی به ما انگیزه میده تا راز موفقیت گروهی باشیم؟ رانیری نمادی از رهبری و مدیریت است.
ملودی بیاتی، فوتبال لب– بستر شما هرچه باشد ، چه در دفتر ، چه در زمین تمرین, چه هدایت گروهی از کودکان زیر هشت سال یا ارسال تیم لستر سیتی به یک تور هیجان انگیز به لیگ برتر، رهبری یک هنر است که به استحکام، سازش و زیرکی نیاز دارد. کار هرکسی نخواهد بود ، اما به عنوان مربیان ، ما در موقعیت مربیگری و رهبری قرار داریم، چ خواسته ما باشد چه نه.
برخی از یک مربی درجه یک به عنوان «مدیر» یاد میکنند. عادت هشتم، در کتاب معرکه استفان کووی که بر روی پیدا کردن راه روش خود و کمک به دیگران تمرکز دارد ، نقل میشود که « افراد را نمیتوان مدیریت یا کنترل کرد، چیزها ،سیستم ها و ابزار مدیریت میشوند، اما مردم کنترل نمیشوند بلکه هدایت و تشویق میشوند.» این خط برایم بسیار جالب بود. چیز ترغیب کننده ای راجب سیستم ها و ساختار ها وجود ندارد اما قابل بحث است که میتوانند انضباط به یک مجموعه بیاورند. چگونه ان نظم ایجاد شده،چه کسی مسئول آن است، چه مفهومی برای افراد دارد، هر فرد درگیر با آن چگونه تفسیرش میکند و آن ساختار چ موضوعی را روایت میکند.
گوشه ای از دستاورد ها
داستان کلودیو رانیری به یکی از پر مخاطب ترین موضوعات ورزشی اخیر تبدیل شده است – و دلایل خوبی هم دارد. این مرد تیم فوتبال ناجور خود را به یکی از بهترین داستان ها در تاریخ تبدیل کرده. بسیاری از طرفداران فوتبال از فتوحات ناتینگهام فارست تحت رهبری برایان کلاف افسانه ای در دهه 1970 صحبت میکنند. (که درست است) اما در شرایط فعلی ، معتقد هستم که دستاورد های روباه ها هرچه که کلاف تونسته بود بدست آورد را ربود. دلیل آن این است که در سال 2016 ما در دوره ای زندگی میکنیم که بازی اساسا توسط پول خراب میشود که ناشی از سود ، خودخواهی و منابع مالی عظیمی است که تنها راه موفقیت بنظر می رسند، لستر دنیای فوتبال را زیرورو کرده است و موفقیت آن ها میتواند محرکی باشد که پارادایم فوتبال مدرن را دوباره تعریف می کند.
چیزی که رانیری ساخته علیرغم غیرقابل درک و بی قیاس بودن اش، بازیکنان آن را بسیار به رخ می کشند. بنظر می رسد که خود باوری ، اعتماد به نفس ، هماهنگی ، فرهنگ و کنار هم بودن عوامل اصول اصلی سازمان آن ها باشد. لستر ها گروهی از برادران هستند ، در سنگر باهم و البته در مهمانی های جیمی واردی باهم! چه فداکاری هایی که آن ها حاضر نیستند برای هم و تیم اشان بکنند! از بیرون بنظر می رسد که آن ها غرور و خودپرستی را از هدف جمعی خود حذف کرده اند.
ورودی نامحسوس رانیری و سرآغازی چشمگیر
اگر به این بپردازم که چرا مربیگری میکنم ، به رانیری به عنوان تعریف جادوی این شغل و البته رهبری نگاه خواهم کرد. همه ما فیلم های ورزشی را تماشا میکنیم که دنزل واشنگتن تیمی از مردان جوان را به سوی افتخار هدایت میکند، راکی بالبوا بر تمام مشکلات پیش رویش غلبه میکند تا عنوان سنگین وزن را کسب کند یا مارک والبرگ در باران و برف تمرین میکند تا به nfl راه یابد. از کلیشه ها بگذریم، ما عاشق این فیلم ها هستیم چون این حس رو القا میکنند که همه چیز امکان پذیر است. با این وجود، رانیری این جمله فانتزی و رویایی که هرچیزی امکان پذیر هست را در دنیای شگفت انگیز ورزش به حقیقت رساند.
کسپر اشمایکل در مصاحبه اخیر خود با اسکای اسپورت اشاره کرد که در هفته اول حضورش در لستر، رانیری پس از ورود، خود را به بازیکنان معرفی کرد و بیش از یک هفته عقب نشست و فقط تماشا کرد. چیزی را تغییر نداد، مشاهده کرد که بازیکناناش چه ویژگی های دارند. مقدار قابل توجهی از ساختار قبلی را حفظ کرد(با توجه به اینکه با باشگاه اشنایی داشت.) کم صحبت کرد. این تصمیم شاید کار شاق و پیچیده ای نباشد اما قطعا حرکتی زیرکانه بوده که تجربه، اعتماد به نفس و تسلط شخص را نشان می دهد. به عنوان مربیان، اگر ما عزت نفس نداشته باشیم، اوضاع برایمان سخت می شود. امکان خطا هست، باید بتوانیم هرج و مرج ها را کنترل کنیم و اشتباهات را بدون ترس بپذیریم. رانیری با ورودی بی سروصدا توانست برای خود زمان بخرد ، زمانی برای مشاهده و تحلیل و از همه مهمتر برای بازیکنانش.
از پیتزا تا پیروزی با رانیری
به خوبی مستند شده که در شروع فصل، لستر گل های زیادی به ثمر میرساند و تیم های برتر را شکست میداد، اما در دفاع آسیب پذیر بود – جالب است که حالا آن ها لیگ برتر را برده و خط دفاعی آن ها به محکم بودن معروف شده است. در هرحال ، همیشه به این راحتی نبوده، رانیری-با ذهنیتی قدیمی- به بازیکنانش قول پیتزا مجانی داد اگر که بتوانند دروازه را بسته نگه دارند! بعید است که این وعده وعید ها تنها عامل ها برای چرخش های دفاعی باشد؛ استفان کووی استدلال میکند که اینگونه انگیزه ها میتواند از لحاظ روانشناختی مضر باشد.
در هرحال، اگر رانیری از این محرک نیز استفاده نمیکرد(با توجه به اینکه این بازیکنان میتوانند یک پیتزا برای خودشون بخرند.) درواقع داشت گروه را به چالش میکشید و باور داشت تیماش توانایی دفاع داشتند. فقط نیاز بود نشانش بدهند. و البته کاشف به عمل آمد که رانیری در آخر برای بازیکنان پیتزایی نگرفت و مجبورشون کرد که پیتزاشون خودشون درست کنند، تا نشون بده که باید هرچیزی را که میخواهند بدست بیاورند ، آن ها نشان دادند که چقدر خوب از پس دفاع کردن برمیآیند. همانطور که کسپر اشمایکل گفت:«چهار نفر از دفاع کنندگان من بدون احساس شرمندگی دفاع میکنند و به متوقف کردن حریف افتخار میکنند.»
پند هایی از قهرمان ایتالیایی
خب، ما چه چیزی میتونیم از این مرد یاد بگیریم؟ کسی که با نام های «مرد متفکر» یا حتی در دایره طرفداران لستر «پدر خوانده» شناخته شده است. معتقدم رانیری به ما نشان داد که مهم نیست در حال حاضر چه تعداد صاحب نظر یا متفکر تاکتیکی مدرن در بازی حضور دارند، مهارت های ساده و ظرافت هایی که فرهنگ رهبری و پرورش دادن افراد رو به چنین هنری تبدیل میکند بسیار باارزش و مهم هستند. همه ما باور های خودمون راجب اینکه یک بازی چگونه باید انجام بشه داریم،چه به سبک مورینیو باشد یا گواردیولا، کلوپ یا سیمئونه، در هر حال بنظر میرسد درس های که میتوانیم از این قهرمان متمایز ایتالیایی یاد بگیریم عبارت است از:
شناخت بازیکنان خود
قابلیت سازگاری با محیط
حمایت، اعتماد و مراقبت بی وقفه از بازیکنان خود
•زیرک و ظریف بودن در ساخت تاکتیک های خود
فرهنگ و ساختار مستقلی ایجاد کنید
به ویژگی های خود آگاه باشید، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید
سخت کار کنید
از لحظه ها لذت ببرید
پایان دوره ای 37 ساله
دوران مربیگری اسطوره ایتالیایی، پس از 37 سال و با تجربه فراز و فرود های بسیار اعم از کار در رم و اینتر و قهرمانی اعجاب انگیز با لستر در لیگ برتر تا تجربه نه چندان موفق در فولام و واتفورد به پایان خواهد رسید. پیرمرد ایتالیایی اگرچه به مانند برایان کلاف، یوهان کرایوف یا سر مت بازبی خالق یک مکتب و تئوریسین نبود، اما شیوه کاری او، درسی فوق العاده برای همه مربیان است. رانیری جلو تر از مربیانی مثل کلوپ برای ارتباط خوب با بازیکنانش و جلو تر از بیلسا بابت تئوری مشخصش در فوتبال به یاد خواهد ماند. در نهایت میتوان او را با آرزوی خوش بدرقه کرد. بدرود پیرمرد ایتالیایی…