امیرحسین محمودی، فوتبال لب– قبل از اینکه بخواهیم مشکل منچستر یونایتد در این هفته را بررسی کنیم، باید دو نکته را به یاد داشته باشیم. اول اینکه در این باشگاه فقط یک مشکل وجود ندارد. دوم اینکه هر چند مشکل باشد، برونو فرناندز یکی از آنها نیست. همیشه باید این موضوع را تأکید کنیم. مخصوصاً در این مواقع نادر که او بیشتر به تیم ضرر میزند تا کمک، همانطور که یکشنبه در ورزشگاه کروین کاتیج این اتفاق افتاد.
نگاهی نزدیکتر
برای مثال، فصل گذشته را در نظر بگیرید. آن فصل احتمالاً بهترین عملکرد فرناندز برای یونایتد بود؛ حداقل بعد از اولین فصل کاملش. اما شروع خوبی نداشت. او تا وقفهی بینالمللی ماه اکتبر فقط یک پاس گل در لیگ ثبت کرده بود، مقابل ساوتهمپتون. اولین گل او هم زمانی به ثمر رسید که اریک تنهاخ اخراج شد. در آن زمان، مثل حالا، بهترین پیشبینی این بود که برونو فرناندز دوباره به فرم خوبش برمیگردد. و در نهایت این اتفاق افتاد. اما تفاوت این است که آن زمان او در خط میانی دو نفره بازی نمیکرد. بهراحتی میشود تساوی ناامیدکنندهی 1-1 روز یکشنبه مقابل فولام را گردن فرناندز انداخت. او در دو صحنهی تعیینکنندهی بازی نقش داشت: پنالتی از دسترفته در نیمهی اول که توپ را بالای دروازه زد. همچنین عدم توجه به یارگیری امیل اسمیترو که با یک فرار دیرهنگام، گل مساوی را در دقیقهی 73 به ثمر رساند.
برونو فرناندز حین ضربه پنالتی
برونو فرناندز؛ مشکل خط میانی یونایتد؟
آنچه برای هفتهها و ماههای آینده نگرانکنندهتر است، سهولت کار فولام در عبور مکرر از خط هافبک منچستریونایتد بود. هافبکی متشکل از برونو فرناندز و کاسمیرو، سپس فرناندز و میسن ماونت، و در ادامه فرناندز و مانوئل اوگارته. اما همیشه با حضور فرناندز. این دقیقاً همان برنامهی بازی مارکو سیلوا از ابتدا بود؛ چیزی که الکس ایووبی بعدها تأیید کرد. او پس از بازی به اسکای اسپورت گفت: «ما میدانستیم میتوانیم از دو هافبک آنها عبور کنیم و مدافعان مرکزیشان جلو میکشند. ما امروز از این موضوع استفاده کردیم.»
روبن آموریم گفت که پنالتی از دسترفتهی فرناندز تا حدی به خاطر «مسئولیت زیاد» او بود. اما سرمربی یونایتد در 9ماه گذشته، بهویژه از نظر تاکتیکی، مسئولیتهای بیشتری را به کاپیتان خود سپرده است. آموریم فصل گذشته فرناندز را عقبتر از قبل قرار داد تا به بازیسازی نامطمئن یونایتد کمک کند. اما در این حالت، تأثیر او در نزدیکی محوطهی جریمهی حریف کاهش یافت. آموریم، متئوس کونیا و برایان امبومو را به خدمت گرفت؛ تا حدی برای تقسیم این بار به برونو فرناندز کمک کنند.
خرید امبومو و کونیا؛ به ضرر برونو
اما نکتهای که در نقل و انتقالات تابستانی یونایتد به چشم نیامد، این بود که دو بازیکنی که توانایی اجرای سیستم آموریم را نشان دادند، تقریباً در پستهای غیرطبیعی خود بازی میکنند تا با تاکتیک فعلی هماهنگ بشوند.
کمتر کسی معتقد است که خرید متئوس کونیا و برایان امبومو غیرضروری بود. مخصوصاً بعد از ثبت رکوردِ منفی 44 گل در لیگ برتر فصل گذشته. اما همیشه این خطر وجود دارد تا با عقب بردن فرناندز و استفاده از آماد در پست وینگبک راست، همان اندک خلاقیت یونایتد در فصل پیش کاهش پیدا کند. بله، ضعف در تمامکنندگی برای آموریم گران تمام شد. (هیچ تیمی در لیگ برتر کمتر از یونایتد عملکردی مطابق با xG آنها را نداشت) بنابراین خرید گلزنان قابل اعتماد ضروری بود. اما مجموع xG تنها 52.6، نشان میدهد که یونایتد حتی در خلق موقعیت هم مشکل داشت؛ آماری در حد تیمهای نیمهی پایینی جدول.
مشکل گلزنی همچنان پابرجاست.
این مشکل در فصل جدید هم ادامه دارد. یونایتد هفتهی گذشته مقابل آرسنال شوتهای زیادی زد، اما هیچکدام موقعیت صددرصدی نبود. با وجود برتری ظاهری، تیم آموریم به ندرت توانست این برتری را به نتیجه تبدیل کند. یک هفته بعد، به جز 15 دقیقهی ابتدایی که کونیا بدشانس بود که گل نزد، یونایتد مقابل فولام کاملاً بیاثر بود. سیلوا بعد از بازی گفت: «تمام خطرات یونایتد در نیمهی دوم از روی ضربات ایستگاهی بود، نه بیشتر.» این حرف بیراه نبود.تنها «موقعیت بزرگ» یونایتد در این بازی، طبق تعریف اوپتا، از یک شوت بلند دروازهبان آلتای بایندیر ایجاد شد. در مقابل، فرناندز فقط یک بار پاس گلساز داد. برای کونیا در همان دقیقهی اول، آن هم از راه دور.
وقتی قرار گرفتن کاپیتان یونایتد در پست عقبتر (همانطور که در نقشهی لمس توپ او مشهود است) باعث افت شدید خلاقیت تیم است سخت است که این اقدام را حمایت کرد. این موضوع حتی غیرقابلدفاعتر میشود، وقتی مانع پیشرفت یک استعداد ویژه از آکادمی باشگاه شود.
لمس توپهای برونو فرناندز برابر فولام
دردسر تاکتیکی آموریم!
کوبی ماینو که برابر آرسنال روی نیمکت بود، دوباره یکشنبه بدون حضور در زمین ماند. چرا؟ ساده است. آموریم بعد از بازی تأیید کرد: «او حالا برای این پست با برونو رقابت میکند.» آموریم حتی در طول بازی مقابل کروین کاتیج به استفاده از زوج فرناندز-ماینو فکر نکرد و ظاهراً در آینده هم قصد چنین کاری ندارد. تصور اینکه چنین زوجی هم بهراحتی مثل بقیه ترکیبهای یکشنبه مغلوب شود، سخت نیست. اما مهارتهای ماینو و فرناندز آنقدر متفاوت است که این سؤال ایجاد میشود: چرا آنها برای یک پست رقابت میکنند؟ و آیا این نقش واقعاً برای هیچکدام مناسب است؟قرار دادن بهترین بازیکن یونایتد، با استعدادترین محصول آکادمی و یک خط حملهی جدید در یک ترکیب، در این سیستم کاملاً غیرعملی است.
آموریم در منچستر چه خواهد کرد؟
اما اگر منچستریونایتد با خرید دو هافبک هجومی در تابستان، این مسیر را انتخاب کرد. برونو فرناندز هم با رد پیشنهاد الهلال برای بازی در لیگ حرفهای عربستان، چنین تصمیمی گرفت.
چه بلایی بر سر برونو فرناندز خواهد آمد؟
در طول هفتهی گذشته، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه باشگاه الاتحاد نیز به جذب این بازیکن 30 ساله علاقهمند است. اما انتظار نمیرود فرناندز قبل از پایان مهلت نقل و انتقالات در دوشنبهی آینده، از یونایتد جدا شود. منابع نزدیک به فوتبال عربستان نیز نسبت به واقعی بودن این شایعات تردید دارند. فرناندز در ابتدای همین پنجرهی نقل و انتقالاتی تصمیم گرفت در اولدترافورد بماند و هیچ نشانهای وجود ندارد که این تصمیم تغییر کند.در این شرایط، یونایتد باید راهی پیدا کند تا نقاط قوت زیاد فرناندز را برجسته کند و نقاط ضعفش را پوشش دهد. این به معنی یافتن یک زوج مناسب در خط میانی یا حتی بازنگری کامل در نقش عمیق فعلی برای او است. آنچه قطعی است اینکه آموریم مشکلات زیادی برای حل کردن دارد، بدون اینکه بهترین و مهمترین بازیکنش را هم به یکی از این مشکلات تبدیل کند.
یوسف جوانشیر، فوتباللب – در ۲۰ فوریه ۲۰۲۴، تقریباً دو ماه پس از اعلام اولیه و ۱۵ ماه پس از آنکه خانوادهی گلیزر تمایل خود را به فروش کامل یا جزئی باشگاه اعلام کرد. شرکت Trawlers Limited متعلق به سر جیم رتکلیف، خرید ۲۷.۷% از سهام باشگاه منچستریونایتد را نهایی کرد. این خرید، آن جدایی کامل از خانوادهی گلیزر که بسیاری از هواداران یونایتد آرزویش را داشتند نبود. در نظر بسیاری، این موضوع یک گام آشکار به سوی پیشرفت به حساب میآمد. پس از یک دهه افول، باشگاه میتوانست بالاخره به آینده امیدوار باشد.
حال، کمی بیش از یک سال بعد، سایهی ناامیدی دوباره بر تلاشهای باشگاه برای پیشرفت سنگینی میکند. جدول پریمیرلیگ، بهتنهایی نشان میدهد که وضعیت باشگاه از زمان فروش آن، به خانوادهی گلیزر در سال ۲۰۰۵، هیچگاه تا این اندازه وخیم نیست. یونایتد اکنون در رتبهی سیزدهم قرار دارد. پیشرفت اخیر آنها در لیگ اروپا و برد ۳-۰ مقابل لسترسیتی کمی اوضاع را بهتر کرد. اما دید کلی چیز دیگریست. شکستهای خانگی متوالی سرمربی تازهواردی که با مصدومیت بازیکنان و کمبود مهرههای مناسب برای سیستم خود مواجه است. همچنین، نگرانیهایی وجود دارد که رتکلیف، مانند کسانی که سهامشان را از آنها خرید، نداند چگونه باید باشگاه را به شکوه ورزشی سابق خود، بازگرداند.
باشگاه همچنان در بازار بورس وارد شده است. بنابراین بیش از هر باشگاه انگلیسی دیگری میتوان وضعیت مالی پشتصحنهی آن را به شکل منظم بررسی کرد.
یکسالگی رتکلیف در منچستریونایتد
در فاصلهی یک روز مانده به یکسالگی مدیریت رتکلیف، منچستریونایتد گزارش مالی سهماههی دوم (Q2) خود برای فصل جاری را منتشر کرد. گزارشی که بازهی زمانی اول ژوئیه تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۴ را پوشش میدهد. این گزارش در عین حال قابل پیشبینی و شگفتانگیز بود. درآمد باشگاه با وجود کاهش قابل توجه درآمدهای تلویزیونی به دلیل غیبت در لیگ قهرمانان اروپا و دور بودن از کسب سهمیهی فصل آینده، همچنان مطابق با پیشبینیها باقی ماند. با این حال، بدهیهای باشگاه بسیار زیاد است. پرداختهای بهره همچنان بر تراز مالی اثر منفی میگذارد. با وجود صحبتها در مورد کاهش هزینهها، باشگاه همچنان زیانده است.
روبن آموریم سرمربی منچستریونایتد در برد مقابل لسترسیتی
یونایتد، مانند هر کسبوکار زیانده دیگری، تلاش کرد تا مزایای شاخصهای مالی دیگری، غیر از سود خالص را برجسته کند. همچنین، گزارش Q2 اخیر نیز همین روند را ادامهدار نشان میدهد. شاخص مورد علاقهی یونایتد EBITDA تعدیلشده است. یعنی سود پیش از بهره، مالیات، استهلاک و کاهش ارزش، با تعدیلاتی که سود حاصل از فروش بازیکن و سایر موارد استثنایی را حذف میکند. ماه گذشته، باشگاه از پیشبینی مثبت EBITDA تعدیلشدهی خود، خبر داد. آنها در «سطح بالای بازهی قبلاً اعلامشدهی ۱۴۵ تا ۱۶۰ میلیون پوند (۱۸۸.۴ تا ۲۰۷.۹ میلیون دلار)» قرار دارند. اما باقی اعداد و ارقام چیز چندان دلگرمکنندهای ارائه نمیدهند.
صحبت دربارهی شاخصهای مالی مثبت زمانی ناهمخوان به نظر میرسد که اخبار منتشرشده از باشگاه از یک دور دیگر اخراج کارکنان و پذیرش این موضوع توسط باشگاه نزد گروه هواداری «۱۹۵۸» نشانمیدهند که منچستریونایتد در خطر نقض قوانین سودآوری و پایداری مالی (PSR) قرار دارد.
چگونه میتوانیم افزایش EBITDA را با این واقعیتها تطبیق دهیم؟ شاید وارن بافت، رئیس شرکت برکشایر هاتاوی و سرمایهگذار مشهور جهانی، بهترین پاسخ را داده باشد:
ارجاع به EBITDA باعث میشود تنمان بلرزد. آیا مدیران فکر میکنند پری دندونی، هزینهی سرمایهگذاری را پرداخت میکند؟
منچستریونایتد چقدر در خطر نقض قوانین PSR است؟
اینکه چهارمین باشگاه پردرآمد جهان باز هم نگران نقض قوانین PSR است، نشاندهندهی میزان ریختوپاش و اتلاف منابع در اولدترافورد طی سالهای اخیر است. یونایتد همچنان مانند یک باشگاه حاضر در لیگ قهرمانان هزینه میکند. این درحالیست که در ۵ فصل از ۱۱ فصل گذشته، در این رقابتها حضور نداشته است.
اینکه یونایتد دقیقاً چقدر به نقض PSR نزدیک است، به حدسهای تحلیلی بستگی دارد. با این وجود که مانند تقریباً همهی باشگاهها، یونایتد هم محاسبهی دقیق PSR خود را منتشر نمیکند. اما نگاهی به صورتهای مالی فصل گذشته کافی است تا دلیل نگرانیهایی که در راهروهای اولدترافورد شنیده میشود را درک کنیم.
زیان بیسابقه شیاطین سرخ
بر اساس برآوردThe Athletic، منچستریونایتد تنها حدود ۱۶ میلیون پوند حاشیهی مجاز در چهارچوب قوانین PSR (قوانین سودآوری و پایداری مالی) داشت. این فقط در صورتی است، که بتوان هزینهی ۳۴.۶ میلیون پوندی مربوط به خرید سهام توسط رتکلیف را از زیانهای باشگاه کسر کرد. نه باشگاه منچستریونایتد و نه لیگ برتر، این کسر را تأیید نکردند. اما با این وجود، بهسختی میتوان تصور کرد که یونایتد چگونه توانسته مطابق با الزامات PSR سرپا بماند.
در طول سهسالهی ارزیابی مالی که تا پایان فصل گذشته ادامه داشت، منچستریونایتد مجموعاً ۳۱۲.۹ میلیون پوند زیان پیش از مالیات ثبت کرد. خبر خوب برای فصل جاری، این است که زیان ۱۴۹.۶ میلیون پوندی فصل ۲۲-۲۰۲۱ از محاسبات جاری حذف میشود. بنابراین تخمین زده میشود که باشگاه میتواند در حدود ۱۳۳ میلیون پوند در این فصل زیان دهد و همچنان با قوانین PSR لیگ برتر سازگار باشد.
رکورد جدید یونایتد
در فصل گذشته، درآمد منچستریونایتد به رکورد جدیدی رسید. آنها با رقم ۶۶۱.۸ میلیون پوند، نسبت به سال قبل، ۱۳.۴ میلیون پوند یا معادل ۲% افزایش داشت. این رقم در نگاه اول خوب به نظر میرسد. اما درآمدزایی یونایتد دیگر مثل گذشته مورد تحسین نیست. بین سالهای ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴، منچستریونایتد بیشترین درآمد را در فوتبال جهان داشت. در ۲۸ فصل پس از آغاز لیگ برتر از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۲۰، یونایتد پردرآمدترین باشگاه انگلیسی بود. بهجز در دو سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ که تنها به دلیل فروش املاک آرسنال در زمین ورزشگاه قدیمی هایبوری، این رتبه را از دست داد.
از فصل ۲۱-۲۰۲۰ به بعد، منچسترسیتی جایگاه نخست را از یونایتد گرفت و فاصلهی درآمدی هم رشد چشمگیری داشت. در فصل قبل، درآمد سیتی ۵۳.۲ میلیون پوند بیشتر از یونایتد بود. این در حالی بود که یونایتد از درآمد لیگ قهرمانان نیز بهرهمند بود. درآمد تجاری سیتی بیش از ۴۰ میلیون پوند بیشتر از یونایتد است. این موضوع بهگونهاست که تنها در سال ۲۰۱۹، یونایتد ۴۸ میلیون پوند از این نظر جلوتر بود.
درآمدهای تجاری سیتی خود جای بحث جداگانهای دارد، اما رشد درآمد یونایتد در این بخش کند است. با وجود اینکه گزارشهای فصل دوم مالی (Q2) رشد تجاری را نشان میدهد، عملکرد ضعیف تیم در زمین بالاخره تأثیر خودش را میگذارد. قرارداد تأمین لباس با شرکت آدیداس، نشان میدهد که اگر یونایتد از فصل ۲۶-۲۰۲۵ به بعد نتواند به لیگ قهرمانان راه یابد، پرداخت سالانه آدیداس ۱۰ میلیون پوند کاهش مییابد.
خارجشدن از باتلاق یا فرورفتن در مرداب؟
یونایتد پیشبینی میکند که درآمد فصل جاری آنها بین ۶۵۰ تا ۶۷۰ میلیون پوند خواهد بود. موضوعی که در گزارش Q2 نیز تکرار شد، هرچند معلوم نیست دقیقاً به چه شکلی انجام شود. درآمدهای پخش بازیهای این فصل قطعاً از رقم ۲۲۱.۷ میلیون پوند سال گذشته کمتر خواهد بود. تا پایان دسامبر، این رقم ۵۲.۹ میلیون پوند نسبت به سال گذشته کاهش داشت. درآمدهای حاصل از روز مسابقه و بخش تجاری کمی افزایش داشتند. اما اینکه بتوانند کاهش درآمد پخش را جبران کنند، هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد.
با این حال باشگاه به آینده امیدوار است. یکی از نکات مثبت گزارش فصل دوم، رشد درآمد تجاری حتی در فصلی ضعیف از نظر فوتبالی بود. یونایتد، قرارداد حامی پیراهن ۷۵ میلیون دلاری با شرکت Snapdragon در ماه اوت را عامل این رشد معرفی کرد. برخلاف قرارداد با آدیداس، در قرارداد با Snapdragon، جریمهای برای عدم راهیابی به لیگ قهرمانان در نظر گرفته نشد.
صاحب جشن، در جشن حضور ندارد!
نکتهای که در جشن گرفتن این قرارداد نادیده گرفته شد، این است که اعضای کلیدی تیم اسپانسرینگ که این قرارداد را به سرانجام رساندند، از باشگاه جدا شدند. از جمله ویکتوریا تیمپسون، مدیر ارشد گروهها و شراکتهای منچستریونایتد. این تغییرات در بخش تجاری ادامهدار هم بود. فلورنس لافای، مدیر تجاری و جیمز هالروید، مدیر توسعه تجاری هم اخراج شدند.
درآمد پخش یونایتد این فصل ممکن بود حتی کمتر شود، اگر جذابیت همیشگی باشگاه نبود. هزینههای مربوط به پخش تلویزیونی بازیهای لیگ برتر که بر اساس تعداد پخش زنده بازیها بین باشگاهها تقسیم میشود، حدود ۱۲.۵% از کل درآمد توزیعی لیگ را شامل میشود. این رقم در چرخه قراردادهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹، بین ۱۶ تا ۱۷% بود.
سهم بزرگ منچستریونایتد در پخش تلوزیونی
از آغاز این چرخه تا فصل ۲۴-۲۰۲۳ (بهجز فصل آشفته کرونایی ۲۰-۲۰۱۹)، از ۲۶۶ بازی لیگ یونایتد، ۱۹۴ بازی بهصورت زنده پخش شد. رقمی که تنها لیورپول با ۲۰۱ بازی از آن جلوتر است. در نتیجه، یونایتد دومین سهم بزرگ را از صندوق پخش تلویزیونی به دست آورد. همچنین درآمد آنها از این جهت، به ۱۹۴.۴ میلیون پوند رسید. یعنی حدود یک میلیون پوند بهازای هر بازی زنده. همین صندوق باعث شده کف درآمدی یونایتد بالا بماند. حتی در شرایط کنونی پرآشوب، تا تاریخ ۲۸ آوریل، بازیهای یونایتد ۲۶ بار بهصورت زنده پخش شدند؛ که بیشترین تعداد بین تیمهای دیگر لیگ است (مشترک با آرسنال و لیورپول).
اختلاف فاحش در کسب جوایز مالی به نسبت رقبا
درآمد یونایتد از دستاوردهای داخلی رشد چندانی به خود ندید. اما اختلاف واقعی در سطح بینالمللی است. تا پایان فصل گذشته، منچستریونایتد در طول یک دهه از حضور در لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا، ۵۰۴ میلیون یورو درآمد کسب کرد. در مقابل، منچسترسیتی ۹۰۴ میلیون یورو به دست آورد و لیورپول و چلسی نیز، در رقابتهای اروپایی درآمد بیشتری از یونایتد داشتند. در مجموع، ۱۰ باشگاه در این دوره بیش از یونایتد از مسابقات یوفا درآمد داشتند.
حتی اگر یونایتد این فصل قهرمان لیگ اروپا میشد، جایزهی نقدی آن به ۴۰ میلیون پوند هم نمیرسید. با این حال، چنین قهرمانی یک سود مالی بزرگ در پی داشت که از مسیر جایگاه یونایتد در پریمیرلیگ قابل دستیابی نیست؛ یعنی بازگشت به لیگ قهرمانان. از منظر مالی، قهرمانی در لیگ اروپا باید اولویت اصلی یونایتد در این فصل باشد.
با اینکه رتکلیف با افزایش قیمت بلیتها جنجال به پا کرد، اما از منظر مالی، تأثیر مثبت آنها مشخص شد. تا پایان دسامبر، یونایتد از ۱۵ بازی خانگی خود در این فصل (۱۰ بازی لیگ برتر، ۳ بازی لیگ اروپا و ۲ بازی جام اتحادیه) حدود ۷۸.۵ میلیون پوند درآمد روز مسابقه داشت. ابن موضوع، نسبت به سال قبل، ۳.۵ میلیون پوند (۵ درصد) افزایش یافته است. درآمد هر بازی خانگی نیز بیشتر شد: از ۵ میلیون پوند در فصل قبل، به ۵.۲ میلیون پوند در این فصل رسید. آن هم در حالی که فصل قبل شامل بازیهای لیگ قهرمانان هم بود. انتظار میرود این درآمد در فصل ۲۶-۲۰۲۵ حتی بیشتر شود، چرا که به گفتهی The Athletic، قیمت بلیتهای فصلی یونایتد فصل آینده ۵ درصد دیگر افزایش خواهد یافت.
خرجهای در سطح لیگ قهرمانان، واقعیت مجازی
یکی از مشکلات اصلی در اولدترافورد ساده است؛ کمبود نقدینگی. منچستریونایتد همیشه توانایی بالایی در تولید نقدینگی داشت. با اینکه هنوز هم جریان نقد عملیاتی قابل توجهی دارد (۱۲۱.۱ میلیون پوند در فصل گذشته)! اما خرجهای سنگین برای نقلوانتقالات مشکلساز شدند. جریان نقدی آزاد (FCF) یونایتد در سالهای اخیر کاهش زیادی داشته است. FCF در اصل، پولی است که پس از پرداخت هزینههای سرمایهای باقی میماند؛ که در مورد یونایتد بیشتر شامل هزینههای خرید بازیکن میشود.
FCF یونایتد در فصل ۲۴-۲۰۲۳ با سقوطی ۹۰ میلیون پوندی وارد محدوده منفی شد. بهجز دوران کرونا، این بدترین وضعیت مالی در اولدترافورد بود و دلیل اصلی سیاستهای کاهش هزینه تحت مدیریت رتکلیف است. به زبان ساده، اگرچه یونایتد در عملیات روزمره درآمد زیادی دارد. اما هزینههای عظیم نقلوانتقالی از آن فراتر رفتند. در فصل گذشته، هزینهی نقدی خالص یونایتد برای نقلوانتقالات ۱۵۳.۷ میلیون پوند بود و فقط در نیمه اول این فصل، این رقم به ۱۶۴.۳ میلیون پوند رسید.
با همهی اینها، تا پایان دسامبر، یونایتد هنوز ۳۰۰.۱ میلیون پوند بابت نقلوانتقالات به دیگر باشگاهها بدهکار بود. از این میان، ۱۶۷.۹ میلیون پوند باید تا پایان سال ۲۰۲۵ پرداخت شود. بهجز چلسی (که جزئیات بدهیهای نقلوانتقالی را منتشر نمیکند، اما بدهیهای سنگینش مشخص است)، هیچ باشگاه دیگری در لیگ برتر به اندازهی یونایتد در این زمینه بدهی ندارد.
بدهیها، تقصیر مدیر قبلی است!
رتکلیف اخیراً دربارهی تأثیر این بدهیها گفت: «اینها همه چیزهایی هستند که از گذشته به ما رسیدند، چه خوشمان بیاید چه نه، آنها را به ارث بردهایم و باید حلشان کنیم.» این بدهیهای جاری، که یونایتد راهی برای گریز از آنها ندارد، مستقیماً با تصمیم باشگاه برای کاهش تعداد کارکنان در اولدترافورد مرتبط است.
با اینحال، خرجهای یونایتد در نقلوانتقالات پس از ورود مالک جدید کاهش نیافت. تابستان ۲۰۲۴، باشگاه ۲۱۹ میلیون پوند دیگر برای خرید بازیکن هزینه کرد و با اینکه خرجهای ژانویه محدود به ۳۷.۷ میلیون پوند بود، این سومین فصل پیاپی است که یونایتد بیش از ۲۰۰ میلیون پوند برای خرید بازیکن هزینه میکند.
میزان هزینهی نقلوانتقالات لزوماً معیار موفقیت نیست (دستمزدها معیار بهتری هستند). اما اینکه باشگاهی این همه خرج کند و همچنان اینقدر ضعیف عمل کند، نشاندهندهی سالها سوءمدیریت است. متأسفانه برای رتکلیف و INEOS، در سال اول مدیریتشان، نشانهای از پایان این ولخرجیهای بیثمر دیده نمیشود.
عملکرد ضعیف بازیکنان به نسبت دستمزدشان
صحبت از دستمزدها که میشود، باید گفت حقوق پرداختی یونایتد در فصل گذشته باز هم افزایش یافت. هرچند رقم ۳۶۴.۷ میلیون پوندی آن پایینتر از رکورد ۳۸۴.۲ میلیون پوندی سال ۲۰۲۲ بود. اما این نکته زیاد جالب به نظر نمیرسد. چون تیم عملکردی بهمراتب پایینتر از حد انتظار داشت و تنها در رده هشتم لیگ برتر قرارگرفت و در همان مرحله گروهی لیگ قهرمانان حذف شد. آن هم در حالی که یونایتد سومین دستمزد بالای لیگ را پرداخت میکرد. این دومین بار در سه فصل اخیر بود که یونایتد پنج رتبه پایینتر از جایگاه دستمزدیاش در جدول لیگ قرار گرفت.
فصل
رتبه لیگ
رتبه دستمزد
عملکرد نسبت به دستمزد
۲۰۱۳–۱۴
۷
۱
۶-
۲۰۱۴–۱۵
۴
۲
۲-
۲۰۱۵–۱۶
۵
۱
۴-
۲۰۱۶–۱۷
۶
۲
۴-
۲۰۱۷–۱۸
۲
۱
۱-
۲۰۱۸–۱۹
۶
۱
۵-
۲۰۱۹–۲۰
۳
۳
۰
۲۰۲۰–۲۱
۲
۳
۱
۲۰۲۱–۲۲
۶
۱
۵-
۲۰۲۲–۲۳
۳
۴
۱
۲۰۲۳–۲۴
۸
۳
۵-
این جدول البته به نکته مهمی درباره هزینههای کارکنان غیر فوتبالی اشاره نمیکند. یونایتد یکی از بزرگترین کارفرماهای دنیای فوتبال است. در فصل گذشته، این باشگاه بهطور میانگین ۸۱۱ نیروی تماموقت غیر فوتبالی داشت که بیشترین در لیگ، با لیورپول در رده دوم (۷۸۲ نفر) قرار دارد.
عملکرد افتضاح و مدیریت غلط منچستریونایتد
تعداد کمی از باشگاههای انگلیسی، جزئیات تقسیمبندی دستمزد بازیکنان و سایر کارکنان را منتشر میکنند. اما گزارشی از یوفا در سال ۲۰۲۴ (که بعداً حذف شد) نشان میداد که در فصل ۲۰۲۲–۲۳، تنها ۳۳% از درآمد منچستریونایتد صرف پرداخت به بازیکنان شد. این موضوع بدین معناست که دستمزد سایر کارکنان حدوداً به ۱۱۵ میلیون پوند میرسید (رقمی حتی بیشتر از کل دستمزد باشگاه برنتفورد در آن فصل).
چه خوشایند باشد چه نه، دلیل تعدیل ۴۰۰ تا ۴۵۰ نیروی انسانی در یونایتد توسط رتکلیف همین است. عملکرد ضعیف این باشگاه در نقلوانتقالات طی سالهای اخیر باعث شد تا باشگاه وارد بحران شود. از آنجا که امکان بازنگری در حقوق بازیکنان یا بدهیهای مرتبط با خرید آنها وجود ندارد، باشگاه سراغ هزینههایی رفت که میتواند بلافاصله کاهش دهد (حتی اگر این تصمیمها تلخ باشد).
سقوط تدریجی و دردناک شیاطین سرخ
نگاهی به سود حاصل از فروش بازیکنان در سالهای اخیر نشان میدهد که یونایتد نهتنها نسبت به تیمهای برتر لیگ برتر عملکرد ضعیفی داشته، بلکه حتی از سطح میانه جدول هم پایینتر است.
رم در یک شب ساخته نشد و منچستریونایتد نیز در یک شب از هم نپاشید. خرید اهرمی این باشگاه در حدود ۲۰ سال گذشته، بلافاصله ترازنامه مالی باشگاه را دگرگون کرد. اما سالها مدیریت ضعیف طول کشید تا یونایتد به وضعیت تأسفبار کنونی برسد. تعدیل نیرو و افزایش قیمت بلیتها تصمیمهای نامحبوبی هستند. زمانیکه اینها با اتلاف منابع در بخش فوتبال همراه میشود، این احساس ایجاد میشود که دیگران باید تاوان اشتباهات مالکیت را بدهند. و درواقع نیز همینطور است. با وجود بدهیهای سنگین، درآمدهای ثابت و نیاز به تأمین ۲ میلیارد پوند برای ساخت ورزشگاه جدید، اگر یونایتد خیلی زود در زمینهی فوتبالی تغییری ایجاد نکند، تصمیمهای سختتری در راه خواهد بود. هشدار اخیر رتکلیف درباره اینکه باشگاه ممکن است «تا کریسمس ورشکسته شود»، اگرچه اغراقآمیز بود، اما خطر مالی در این باشگاه کاملاً حس میشود.
هیچوقت قرار نبود این مشکلات بهسرعت حل شوند و اگرچه جهتگیری جدیدی در باشگاه شکل گرفته؛ اما اوضاع ابتدایی بسیار پرتنشتر از آن چیزی بود که انتظار میرفت. هواداران و مدیران جدید بهشدت به تغییر جریان امیدوارند و این تغییر هرچه زودتر رخ دهد، به سود باشگاه خواهد بود.
با باخت اخیر یونایتد، در فینال لیگ اروپا در برابر تاتنهام در سنمامس، تقریبا امید این تیم برای بودجه فصل آینده نیز به هالهای از ابهام درآمد. همچنین آنها در لیگ، با قرارگیری در رتبه 16ام، تقریبا تمام امید خود برای درآمدزایی در این فصل و همچنین فصل آینده را از دست دادند.
ایلیا بهزاد اول، فوتبال لب– بیشک روز 15 آوریل 1989، در تقویم تاریخ فوتبال به عنوان یکی از روزهای تاریک و تاثیرگذار شناخته میشود. هیلزبورو، فاجعهای که در نیمهنهایی جام حذفی فصل 88/89 انگلستان رخ داد. این نه تاریخ باشگاه لیورپول و تشکیلات هواداری این تیم، بلکه به طور کلی فوتبال بریتانیا را تحت تأثیر قرار داد. شاید باید شکلگیری لیگ برتر انگلیس به شیوه مدرن را از پیامدهای یکی از تلخترین روزهای تاریخ فوتبال بدانیم.
ارزیابی یک فاجعه
36 سال قبل در چنین روزی، ورزشگاه اختصاصی تیم شفیلد ونزدی، هیلزبورو، میزبان دیدار نیمهنهایی جام حذفی بین تیمهای ناتینگهام فارست و لیورپول بود. ازدحام جمعیت در جایگاه لیورپول، مرگ 97 هوادار عاشق قرمزهای مرسیساید را رقم زد. با وجود گذشت بیش از سه دهه از این تراژدی، هنوز زخم این حادثه برای هواداران لیورپول تازه است. شاید یکی از دلایل آن، سه دهه مبارزه بازماندگان این فاجعه و خانواده قربانیان برای پاسداشت حقیقت باشد. حقیقتی که از ابتدا، به عمد، اشتباه نمایان شد. در نهایت اما، پس از سالها تلاش و ممارست، برای همگان شفاف شد. پرونده فاجعه هیلزبورو، همچنان طولانیترین پرونده قضایی در تاریخ بریتانیا محسوب میشود. در سالروز این فاجعه، به بازخوانی اتفاقات تلخ در ورزشگاه هیلزبورو و پیامدهای قضایی آن میپردازیم.
شاید هر انسانی میتوانست به راحتی این موضوع را تشخیص دهد که ورزشگاه هیلزبورو، امکان میزبانی مصاف دو تیم پرهوادار و بزرگ فوتبال بریتانیا را ندارد. نردههای قدیمی و کوچک بخش ورودی جایگاه هواداران لیورپول در هیلزبورو، از همان لحظات پیش از آغاز بازی موجب ازدحام شدید در جایگاه هواداران شد. با ورود تعداد بیشتری از هواداران، این ازدحام شدت گرفت.
چه اتفاقی در هیلزبورو رخ داد؟
پلیس که متوجه ازدحام شدید هواداران شد، تصمیم گرفت در اقدامی عجیب، جایگاه مخصوص برای خروج هواداران را برای ورود هواداران باز کند. این موضوع، تنش و ازدحام در جایگاه هواداران لیورپول را افزایش داد. به طور معمول، ماموران پلیس در هر ورزشگاه، پس از پُر شدن یک جایگاه، در ورودی آن را میبندند. با این کار، هواداران به قسمتهای دیگر ورزشگاه هدایت میشوند. اما در روز نحس هیلزبورو، هیچ خبری از مأموران پلیس در ورودی جایگاه هواداران لیورپول نبود.
در مسابقهای که تنها 5 دقیقه به طول انجامید، هواداران لیورپول برای تماشای صعود تیمشان به فینال جام حذفی، بیپروا به جایگاه خود هجوم بردند. اما نمیدانستند که برخی دیگر از هواداران نزدیک به فنس، زیر پای آنها در حال له شدن هستند. افسر پلیسی به نام اندرو ادیسون، که به درون تونل برای بیرون کشیدن مردم رفت، گفت: “همه از ترس شلوارشان را خیس کرده بودند. همه جا بوی تهوع به مشام میرسید. دو کپه از اجساد در ردیف جلو بودند. دستی از میان جنازهها بیرون زده بود. بعد از پاکسازی، معلوم شد متعلق به یک کودک است.”
دیوید لکی، یکی از کسانی است که در بالکن شماره 3 گیر افتاد. او به یاد دارد که شخصی به نام توماس هوارد، 39 ساله، کارگر کارخانه مواد شیمیایی و پدر سه فرزند در کنارش بود. اطراف او در اثر ازدحام جمعیت فشرده شد. او فریاد میزد: “پسرم پسرم!” ولی متاسفانه هم او و هم تامی، پسر 14 سالهاش، در اثر فشار جمعیت زیر دست و پا ماندند.
چه عوامل خارجیای در هیلزبورو دخیل بود؟
هنوز چهار سال از فاجعه ورزشگاه هیسل در جدال بین لیورپول و یوونتوس نگذشته بود. فاجعهای که منجر به مرگ 39 هوادار یوونتوس در فینال جام باشگاههای اروپا شد. این اتفاق، محرومیت 5 ساله باشگاههای انگلیسی از مسابقات اروپایی را به دنبال داشت. تصاویر هولناک از ورزشگاه هیلزبورو، باعث شد تا نیروهای پلیس، مسئولان برگزاری بازی و حتی رسانهها از تقصیرات خود شانه خالی کنند.
پلیس منطقه یورکشایر جنوبی، مسئولیت برقراری نظم و امنیت هواداران در این مسابقه را برعهده داشت. آنها برای سالها، با دروغهایی عجیب و باورنکردنی سعی کردند تا هولیگانیسم را تنها عامل این فاجعه بزرگ معرفی کنند. همچنان، پس از 36 سال، ملامت قربانیان از سوی پلیس یورکشایر، تیترهای روزنامه سان علیه لیورپول (که منجر به تحریم این روزنامه از سوی باشگاه لیورپول و مردم مرسیساید شد) و مطالب نادرست در رسانهها، ترامای جمعی بازماندگان این حادثه محسوب میشود. شعارهای هواداران رقیب در تمسخر ماجرای هیلزبورو با استناد به این مطالب، یکی از شوکهکنندهترین اتفاقات این سالهای فوتبال انگلیس بوده است.
سیستم قضایی انگلیس، از جمله برخی قاضیان رده بالا، برای سالهای متوالی سعی کردند جای متهم و قربانی را در این پرونده تغییر دهند. روشی که از همان ابتدا پلیس یورکشایر در پیش گرفت. همین اصرار سیستم قضایی به اثبات حقیقت وارونه پلیس، طولانیترین پرونده قضایی بریتانیا را رقم زد.
دادخواهی، دفاع، مجازات!
ناتوانی سیستم قضایی بریتانیا در کشف حقیقت، خانواده قربانیان را مجبور کرد تا برای 27 سال، اعتراضات و دادخواهی مرگ عزیزان خود داشته باشند.
تشخیص پلیس و سیستم حقوقی انگلیس برای تصادفی اعلام کردن مرگ این افراد در سال 1991. سرانجام پس از 27 سال و در سال 2016، با استناد به بیش از 400 هزار صفحه سند از 80 سازمان، این رای وتو شد. در پایان یک پرونده طولانی، تلخ و جنجالی، دادگاه اعلام کرد 96 هوادار لیورپول در این حادثه به دلیل کوتاهی مسئولین کشته شدند. در سال 2021، اندرو دواین که در زمان حادثه 22 سال سن بیشتر نداشت، به دلیل صدمات مغزی ناشی از این اتفاق درگذشت. تعداد قربانیان این حادثه به 97 نفر افزایش پیدا کرد.
اما نکته تلخ اینجاست: با وجود اثبات کشته شدن این 97 قربانی عاشق فوتبال که بین 10 تا 67 سال سن داشتند، هیچ فردی به طور جدی محاکمه نشد. دیوید داکنفیلد، رئیس پلیس یورکشایر جنوبی و مسئول برقراری امنیت این مسابقه، در سال 2016 طی هفت روز دادگاه، از شاهد به متهم تبدیل شد. او به اتهام قتل عمد، محاکمه گشت. اما سه سال بعد، در دادگاهی مجدد تبرئه شد تا خانوادههای قربانیان، بار دیگر طلب دادخواهی کنند. موضوع جایی عجیب میشود که بیشتر درباره دروغهای پلیس یورکشایر درباره این فاجعه بدانیم.
مورد عجیب پلیسها در هیلزبورو!
داکنفیلد در اظهارات خود به اتحادیه فوتبال انگلیس، دستورات خود راجع به باز کردن گیت خروجی را کتمان کرده بود. اما بعدها در دادگاه مشخص شد که شخص وی، دستور باز کردن گیت مخصوص خروج هواداران را صادر کرده است. داکنفیلد، پلیس یورکشایر را متقاعد کرد تا با داستانی جعلی منکر هرگونه قصور و کوتاهی پلیس شوند. او در عوض گناه را به گردن طرفداران انداخت.
تلاش پلیس برای مقصر اعلام کردن مردم بیگناه و خانوادههای آنها، که سالها در دادگاه برای اثبات بیگناهی میجنگیدند، تماشایی بود.
وکیل مدافع داکنفیلد، جان بگز، هواداران را به رفتارهای خشن و عدم توجه به اخطار پلیس متهم میکرد. او حتی نوعی فرهنگ هولیگانیسم را به آنها نسبت میداد. رفتار او باعث انزجار خانواده بازماندگان شد. اما بگز تنها نبود. پلیس یورکشایر جنوبی، بارها در مصاحبهها، مردم را به رفتار ناهنجار، به خاطر افراط در مصرف الکل و عدم همکاری با نیروی پلیس متهم کرد.
چیزی که بعدا اثبات شد، کاملا عکس صحبتهای آنها را نشان میداد. اصرار افسران پلیس یورکشایر، به مقصر دانستن مردم و خانوادههایشان در حادثه، چهرهای زشت و غیرقابل اعتماد از پلیس را برای مردم ترسیم کرد. مردم بارها در مجامع عمومی از دروغ گویی آنها حرف زدند.
داکنفیلد، کسی که هیچ نمیدانست!
نکته جالب اینکه سر بازرس پیتر رایت، یکی از مأموران ارشد پلیس یورکشایر جنوبی، برایان مول را اخراج کرد. او یکی از ماهرترین و کاربلدترین فرماندهان پلیس بود. برایان مول 19 روز قبل از برگزاری این مسابقه، به دلایلی نامعلوم اخراج شد. متهم ردیف اول داستان، یعنی داکنفیلد، جای مول را گرفت.
داکنفیلد بعدها اعتراف کرد که آشنایی کاملی با شرایط برگزاری امن یک مسابقه فوتبال نداشته است. او اوراق مربوط به عملیات اضطراری در زمان وقوع حادثه را مطالعه نکرده بود و حتی از زمین محل برگزاری بازی نیز بازدید نکرد. او پس از 26 سال، به این موضوع اقرار کرد که وظیفه خود را نمیدانست. بزرگترین پشیمانی وی، به تعویق نینداختن زمان شروع بازی بود. با این کار، نظم و آرامش در ورزشگاه برقرار میشد و حتی ازدحام هواداران نیز کمتر میشد.
اتفاقی که در فینال لیگ قهرمانان 2022 و پس از ازدحام هواداران لیورپول و رئال مادرید در پاریس رقم خورد و بازی، با تأخیر آغاز شد. هر چند که اتفاقات همین مسابقه هم برای هواداران قدیمی لیورپول، زخم کهنه فاجعه هیلزبورو را تازه کرد و حتی باعث خودکشی 2 هوادار این تیم نیز شد. داکنفیلد پذیرفت در حالیکه مردم بیگناه زیر دست و پا له میشدند، او مشغول دروغ بافی بوده است. داستانهایی درباره تماشاچیان بدون بلیط یا نابودی دروازهها توسط هولیگانها. چیزهایی که هیچگاه در اذهان عمومی مورد قبول واقع نشد.
همکاری پلیس، رسانه و شیطان.
از همان لحظات ابتدایی پس از حادثه، پروندهسازی پلیس یورکشایر برای متهم کردن قربانیان آغاز شد. از عکاسی از قوطیهای آبجو، تا دستور پزشکی قانونی برای تست الکل و آزمایش خون از اجساد قربانیان. حتی پلیس توانست نشریه سان را قانع کند که هواداران مست و هولیگان، با نیروهای پلیس درگیر شدند و با ادرار روی آنها، مانع از امدادرسانی به موقع شدند.
داکنفیلد و رفقا در اداره پلیس، و زمانی که برای آرامش خود به الکل پناه آوردند، ایده مست بودن هواداران به ذهنشان رسید و فردای آن روز، داکنفیلد دلیل استقرار در اتاق کنترل را رفتارهای غیر عادی هواداران مست اعلام کرد. و هیچ اشارهای به عدم توانایی در کنترل تونل توسط خود و افسران زیردستش نکرد.
آیا جواب داد؟
سرانجام، پس از 27 سال تلاش مستمر خانواده قربانیان، رأی تاریخی قصور پلیس در این ماجرا صادر شد. یک گروه تحقیقاتی مستقل برای بررسی شواهد تشکیل شد. آنها بعد از 3 سال بررسی گسترده نشان دادند قصور پلیس در کنترل اوضاع عامل اصلی فاجعه بوده. ضمن این که در صورت حضور به موقع اورژانس و امکانات پزشکی، 41 نفر از حادثهدیدگان، شانس بقا داشتند.
در نهایت هیئت منصفه تجدید نظر در سال ۲۰۱۶، حکم داد که هواداران به شکل غیرقانونی به دلیل خطاهای پلیس کشته شدهاند. اما بیگناه اعلام شدن متهم ردیف اول در سال 2019، باعث شد تا زخم این سانحه، همچنان برای هواداران لیورپول تازه بماند.
مارگارت آسپیینال، مسئول گروه حمایت از خانواده قربانیان هیلزبورو که پسرش جیمز را در این حادثه از دست داد میگوید: «97 نفر به شکلی غیرقانونی کشته شدند و هیچکس مسئولیتش را نپذیرفت؛ فکر میکنید ما چه حسی داریم؟ ما 30 سال از عمر خود را برای جنگیدن گذاشتیم وگرنه آنها از این ماجرا قسر در میرفتند. این بزرگترین فاجعه تاریخ است. ما پلیس، رسانه و دولت را در هر زمانی روبروی خود میدیدیم. ما جهنم را به چشم خود دیدیم.»
ریچی گریوز یکی از بازماندگان حادثه که در آن زمان 23 ساله بود، هنوز با آثار ناشی از این حادثه دست و پنجه نرم میکند و در زمان اولین محاکمه، او به عنوان یکی از مسئولان این فاجعه شناسایی شد. او در این رابطه گفت: «من به شدت بابت اینکه به شکل اشتباه به عنوان مقصر شناخته شدم احساس پریشانی میکردم. من سعی کردم مدارکی را نشان دهم و به خانوادههای داغدار کمک کنم؛ این یک تجربه وحشتناک بود. من با آشفتگی کامل دادگاه را ترک کردم.»
لیورپول علیه انگلستان
در زمان اولین محاکمه، گریوز به دلیل لهجه لیورپولی خود توسط پلیسها و وکلای دادگستری نیز مورد تمسخر قرار میگرفت. سالها بعد، گریوز کمپینی را بین خانوادههای قربانیان برای جلوگیری از پنهان کردن حقیقت از سوی پلیس و دادگاه تشکیل داد.
او همچنین به طور مستمر به فروشگاه واقع در ورزشگاه آنفیلد (که توسط خانواده قربانیان هیلزبورو اداره میشود) سر میزد. او همچنین طی سالها تلاش کرده تا در مدارس مختلف راجع به این موضوع صحبت کند اما گاهی توهینهای هواداران رقیب به دلیل هواداری او از لیورپول، وی را ناامید میکند.
در سال 2017، جیمز جونز اسقف بازنشسته اهل لیورپول، در گزارشی جالب توجه از دولت خواست تا برای وضع قانونی به نام «قانون هیلزبورو» در قوانین بریتانیا اقدام کنند. این قانون پیشنهادی، افسران پلیس و نهاد قانون در این کشور را موظف به شفافیت میکند.
اما در سال 2023 و پس از شش سال سکوت، دولت به این درخواست واکنش نشان داد و پذیرش این قانون را رد کرد. گزارش سال 2017 ، با عنوان “حفظ آرایش قدرت غیرپاسخگو” از سوی جیمز جونز (اسقف سابق لیورپول) 25 توصیه را ارائه میکرد که 11 مورد از آنها مستقیماً مربوط به پلیس بود.
رد شدن این درخواست از سوی دولت، بار دیگر موجی از ناامیدی را در بین خانواده قربانیان ایجاد کرد. البته در همان زمان، اعلام شد که برای جلوگیری از حوادث پس از فاجعه هیلزبورو که مدارک از بین رفته یا نابود شدند، آیین نامه جدیدی برای مدیریت سوابق و اطلاعات پلیس و همین طور دستورالعمل جدیدی برای افسران رابط خانواده تدوین خواهد شد.
تکاپوی قانون هیلزبورو.
در طول تمام این سالها که کمپینهای مختلفی از سوی خانوادههای داغدار شکل گرفت، هیچکدام از آنها نتوانست به خوبی عدالت را در این خصوص تجربه کنند. خانواده قربانیان بارها در زمانهای مختلف، برای احقاق حق خود و دادخواهی در مکانهای مختلف و دادگاه، دست به اعتراض و تظاهرات زدند اما تا امروز، این اقدامات منجر به تصویب قانون هیلزبورو نشده است.
برای اثبات مشکلات سیستم قضایی، همین بس که تدوین و انتشار گزارش مستقل فاجعه هیلزبورو توسط پروفسور فیل اسکراتون که از سال 1989 روی آن کار میکرد 23 سال طول کشید. انتشار این اسناد در سال 2012، گامی بلند برای کشف حقیقت در خصوص این فاجعه و تغییر رای دادگاه بود. البته که پیگیری مجدد اسناد و مدارک قصور پلیس نیز با مداخلات سیاسی دو وزیر وقت یعنی اندی بورنهام و ماریا ایگل در سال 2010 اتفاق افتاد.
چند هفته پس از انتشار دوباره گزارش، قاضیان رده بالا تصمیم گرفتند بار دیگر پرونده را به جریان بندازند. پیش از این، درخواست تجدیدنظر ابتدایی قربانیان مبنی بر واکاوی دوباره سانحه در سال 1993 رد شد.
مبارزه تا آخرین نفس.
فاجعه هیلزبورو، تغییری اساسی در طراحی و مدیریت ورزشگاههای انگلیس ایجاد کرد. فنسها برای همیشه از ورزشگاهها برداشته شدند، و باشگاهها ملزم شدند تا جایگاههای نشسته برای هواداران ایجاد کنند تا از تکرار چنین حوادث تلخی جلوگیری شود. سه سال بعد از این حادثه، باشگاههای انگلیسی مکلف شدند تا درآمد خود را صرف امنیت ورزشگاههای خود بکنند و حق پخش مسابقات خود را به طور قانونی به اسکای بفروشند تا لیگ برتر انگلیس به شکل مدرن و امروزی آن آغاز شود. این، آغازی بر ثروتمند شدن باشگاههای انگلیسی بر پایه حمایت هواداران خود بود و شاید اگر حادثه هیلزبورو رخ نمیداد، شاهد ساخت و امنسازی ورزشگاههای مدرن انگلیس نبودیم.
یک دقیقه سکوت ورزشگاه همواره پرسروصدای آنفیلد در ابتدای مسابقه این هفته لیورپول و وستهم، به خوبی ثابت میکند که زخم ماجرای تلخ هیلزبورو همچنان پس از 36 سال برای هواداران واقعی لیورپول تازه است. زخمی که زندگی 97 نفر را گرفت و سه دهه زندگی بازماندگان را تحت شعاع قرار داد. بازماندگانی که طی این 36 سال، سختترین لحظات را تجربه کردند. از متهم شدن به عامل شکلگیری این حادثه، تا کنار آمدن با دروغهای پلیس و سیستم قضایی و 23 سال تاخیر برای انتشار حقایق مرگ نزدیکان آنها. بازماندگانی که با همبستگی خود طی سه دهه اخیر در شرایط سخت و کمپینهای حمایتی خود، توانستند رای دادگاه را تغییر دهند اما همچنان، با وجود گذشت 36 سال از این ماجرا، به دنبال اجرای عدالت و تغییر در قوانین هستند.
وامهای مالکان: از توسعه استادیوم تا ابزار دور زدن قوانین
علیرضا خلیلی، فوتباللب – بر اساس آخرین گزارشهای مالی، شش باشگاه لیگ برتر بیش از ۱۰۰ میلیون پوند به مالکان یا شرکتهای وابسته بدهی دارند. این وامها بهطور عمده برای ساخت یا نوسازی استادیومها استفاده شدهاند، اما همیشه اینگونه نیست:
تعداد
باشگاه
مبلغ وام (میلیون پوند)
هدف اصلی
1
اورتون
۴۵۰.۸
تبدیل به سهام پس از فروش
2
آرسنال
۳۲۴.۱
بازپرداخت بدهیهای دوران پاندمی
3
برایتون
۲۹۹.۷
توسعه زیرساخت و تیمسازی
4
چلسی
۱۴۶.۱
نامشخص
نمونههای کلیدی:
برایتون:
مالک تونی بلوم تا ژوئن ۲۰۲۲، ۴۰۶.۴ میلیون پوند به باشگاه وام داده بود.
علیرغم ساخت استادیوم ۱۰۱ میلیون پوندی در ۲۰۱۱، ۱۰۶.۷ میلیون پوند از این بدهی در دو فصل اخیر بازپرداخت شده است.
این بازپرداخت اگرچه بر رعایت PSR تأثیری نداشت، اما جریان نقدی باشگاه را تحت فشار قرار داد.
آرسنال:
تا ۲۰۲۰، تمام بدهیهای آرسنال خارجی و ناشی از ساخت استادیوم امارات بود.
در دوران پاندمی، مالکان با بازپرداخت زودهنگام ۲۰۲ میلیون پوندی بدهیها (و هزینه ۳۲.۲ میلیون پوندی) به نجات مالی باشگاه آمدند.
مدلهای مالی متفاوت: از سهام تا وام خارجی
FILE PHOTO: Soccer Football – Premier League – Manchester City v Tottenham Hotspur – Etihad Stadium, Manchester, Britain – February 13, 2021 General view of a corner flag before the match Pool via REUTERS/Rui Vieira
۱. منچسترسیتی و نیوکاسل:
بدون بدهی به مالکان، تأمین مالی از طریق سهام و سرمایهگذاری مستقیم.
مزیت: اجتناب از فشار بدهی و بهره.
چالش: وابستگی به جیب عمیق مالکان.
۲. تاتنهام هاتسپر:
نمونه بارز اتکا به وام خارجی: ۸۵۱.۴ میلیون پوند بدهی برای ساخت استادیوم.
سالانه ۲۹.۷ میلیون پوند صرف سود این وامها میشود.
۳. چلسی و اورتون:
استفاده از وامهای بدون بهره برای پوشش کسری بودجه یا تبدیل به سهام.
آیا وامهای مالکان «مزیت رقابتی» ایجاد میکنند؟
موافقان:
وامهای بدون بهره یا کمبهره، میلیونها پوند صرفهجویی در هزینههای مالی ایجاد میکند.
مثال: اگر وام ۴۵۰ میلیون پوندی اورتون با نرخ بازار محاسبه میشد، فشار مالی باشگاه را فلج میکرد.
مخالفان:
این وامها لزوماً رایگان نیستند. بازپرداخت آنها میتواند جریان نقدی را مختل کند (نمونه: برایتون).
برخی باشگاهها مانند آرسنال، تنها در شرایط بحرانی (مثل پاندمی) به مالکان متکی شدهاند.
پارادوکس منچسترسیتی:
این باشگاه در فاصله ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۳ حدود ۹۸۴.۸ میلیون پوند از مالکان دریافت کرد (عمدتاً از طریق سهام).
اگر قوانین PSR آن زمان وجود داشت، منچسترسیتی با «تخلف بزرگ» مواجه میشد.
پیوند چالشهای حقوقی با آینده لیگ برتر
دو جبهه نبرد:
۱. چالش APT (معاملات اشخاص وابسته):
منچسترسیتی خواهان بررسی وامهای بدون بهره، مشابه قراردادهای اسپانسری وابسته است.
پیروزی احتمالی سیتی میتواند قوانین لیگ برتر را تضعیف و به رقبایی مانند آرسنال و برایتون آسیب بزند.
۲. پرونده ۱۳۰ اتهام اصلی:
این چالشها رسماً به پرونده اصلی مرتبط نیستند، اما هر شکست لیگ برتر در دادگاه، موضع سیتی را در پرونده بزرگتر تقویت میکند. سناریوهای محتمل:
اگر لیگ برتر بازنده شود:
قوانین مالی به دهه ۲۰۰۰ بازمیگردند؛ عصر سلطه باشگاههای با مالکان ثروتمند.
اگر لیگ برتر پیروز شود:
نظارت بر کلیه معاملات مالی تشدید میشود؛ محدودیتهای سختتر برای همه باشگاهها.
آزمونی برای تعادل قدرت
این مناقشه تنها درباره پول نیست؛ بلکه نبردی برای تعریف عدالت در لیگ برتر است. آیا لیگ برتر میتواند قوانینی ایجاد کند که هم از باشگاههای کوچک محافظت کند و هم جذابیت سرمایهگذاری را حفظ نماید؟ پاسخ این پرسش آینده فوتبال انگلستان را شکل خواهد داد.
عماد معمار, فوتبال لب– هر اوج گرفتنی, سقوطی دارد. در این مقاله ما به بررسی سقوط پرمیرلیگی ها میپردازیم؛ تیم هایی با بیشترین تعداد سقوط در تاریخ پرمیر لیگ.
از زمان شکل گیری فرمت جدید لیگ برتر در سال 1992, تنها 7 باشگاه سقوط را تجربه نکرده اند. 6 تا از آنها یعنی منچستر یونایتد, آرسنال, تاتنهام, لیورپول, اورتون و چلسی پایه های ثابت لیگ بودند. آخرین تیم اضافه شده به لیست, برایتون است. البته آنها از فصل 18-2017 به لیگ برتر راه پیدا کردند و از آن زمان به دسته پایینتر نرفتند. میتوان به برنتفورد هم اشاره کرد اما از جایی که سابقه آنها کمتر از 5 فصل کامل است, در این آمار به حساب نمی آیند.
اما همانقدر که در انگلیس تیم های ثابت قدم هستند , تیم های آسانسوری هم وجود دارند. در اینجا ما روند این تیم هارا زیر ذره بین میگیریم.
باشگاه هایی با بیشترین تعداد سقوط از زمان تاسیس پرمیرلیگ
نوریچ سیتی و وست بروموریچ؛ الگوی سقوط در پرمیرلیگی ها
نوریچ سیتی با 6 بار سابقه سقوط به دسته پایینتر, جلوتر از بقیه تیم ها, بهترین تعریف برای باشگاه اسانسوری است. آنها اما طبیعتا سابقه بیشترین صعود به سطح اول پرمیر لیگ را هم دارند. اخرین سقوط آنها در فصل 21-2020 بود؛ آنها در حالی فصل را در رتبه آخر تمام کردند که فصل پیش از آن, قهرمان چمپیونشیپ شده بودند. در واقع آنها از 3 دفعه آخری که آنها به پرمیر لیگ راه پیدا کردند, دقیقا فصل بعد طعم تلخ سقوط را چشیدند.
وست بروم با 5 بار تجربه این اتفاق, در یک قدمی نوریچ قرار میگیرد. پس از تجربه فصل های رویایی خود از 2010 تا 2017, آنها وارد سال های سیاهی شدند. آنها نخستین صعودشان به لیگ برتر را در فصل 03-2002 جشن گرفتند اما شادی آنها با دوام نبود و در همان فصل اول به دسته پایینتر بازگشتند. پیش از آخرین سقوطشان در فصل 21-2020, آنها بین سال های 2005 تا 2009, مثال بارزی از یک باشگاه آسانسوری بودند.
لستر سیتی و بلکبرن به ترتیب با تجربه 4 و 2 سقوط, تنها باشگاه هایی هستند که هم شیرینی قهرمانی و هم تلخی سقوط را چشیده اند.
سایر تیم ها
برنلی, میدلزبورو, شفیلد یونایتد, ساندرلند, واتفورد با 4 بار سقوط رکوردی منحصر به فرد در اختیار دارند،سپس بیرمنگام, بولتن, کریستال پالاس, فولهام, هال سیتی, ناتینگهام فارست, کویینز پارک رنجرز با 3 بار پست سر آن ها هستند.
کاردیف, چارلتون, دربی کانتی, ایپسویچ تاون, لیدز یونایتد, منچستر سیتی, نیوکاسل یونایتد, ردینگ, ساوتهمپتون, وستهم یونایتد, ولوز با 2 بار و استون ویلا, بارنزلی, بلکپول, بورنموث, بردفورد, کاونتری, هادرزفیلد, اولدهام, پورتموث, شفیلد ونزدی, استوک سیتی, سوانزی سیتی, سوییندون تاون, ویگان اتلتیک, ویمبلدون, لوتون تاون با 1 بار تیم هایی هستند که به سمت سطح پایین تر رفتند.
باشگاه هایی با بیشترین تعداد سقوط در سطح اول انگلیس(در تمامی زمان ها)
واضح است که لیگ برتر انگلیس قدمتی بیش از 33 سال دارد. پس با در نظر گرفتن کل فصل ها آمار به شکل دیگری خواهد بود.
بیرمنگام و لستر سیتی با 12 بار, رکورد دار این زمینه هستند. آنها در دوران حضور خود در لیگ برتر انگلیس بیش از هرچیزی سقوط را به نمایش گذاشتند. همچنین از سایر تیم های حاضر در لیست نیز در این امر فعال تر بودند.
آخرین حضور بیرمنگام در پرمیر لیگ در فصل 11-2010 بود. آن ها پس از سقوط در آن فصل مدت زیادی را در چمپیونشیپ گذراندند و به نظر می رسید بالاخره سطح مناسب خود را یافتند و در آن به ثبات رسیدند! با این حال, دوره 13 ساله حضور آنها در چمپیونشیپ در فصل 24-2023 با سقوط به لیگ وان به پایان رسید.
حضور سیتیزن ها در این لیست هم جالب توجه است. اکثر طرفداران فوتبال با شنیدن نام منچسترسیتی به یاد روز های خوش تیم آبی پوش یورکشایر از زمان مالکیت اماراتی می افتند، علیرغم موفقیت های پیاپی آنها در فصول پیشین, سیتیزن ها در تاریخ خود 10 بار حس تلخ سقوط را چشیدند.
سایر تیم ها:
وست بروم با 11 بار سقوط به سطح پایین تر نام خود را در این بحث ماندگار کردند، پس از آن ها بولتن با 10 بار حضور در جایگاه های پایین و از دست دادن صلاحیت حضور در لیگ قرار دارد. با عبور از بولتون، برنلی, میدلزبورو, نوریچ سیتی, شفیلد یونایتد, شفیلد ونزدی و ساندرلند با 9 بار در این لیست حضور دارند. دربی کانتی با 8 بار تجربه طعم سراشیبی در نزدیکی آن ها قرار دارد.
لیدز یونایتد, ناتینگهام فارست, استوک سیتی و ولوز با 7 بار سقوط عملکردی به نسبت قابل قبول تر نسبت به سایر تیم های نامبرده دارند، هرچند این آمار برای فرار از این لیست کافی نیست. چلسی, کریستال پالاس, نیوکاسل یونایتد, ناتس کانتی, پرستون نورث اند و وستهم 6 بار طرفداران خود را ناامید کردند و استون ویلا, بلکبرن, کاردیف سیتی, فولام, منچستر یونایتد, کویینز پارک رنجرز و واتفورد با 5 بار سقوط در رده بعدی این لیست قرار دارند.
منچستریونایتد در بازی وسط هفتهای مهمان پدیده این فصل لیگ برتر، ناتینگهام فارست بود. جایی که آنها سیزدهمین شکست این فصل خود را با نتیجه 0-1 ثبت کردند. رکورد بیشترین شکست آنها در یک فصل از لیگ برتر، مربوط به سال پیش با 14 شکست بود. اما با توجه به اینکه هنوز 8 بازی دیگر تا پایان فصل لیگ دارند، احتمال شکستن رکورد قبلیشان بسیار زیاد است.
از زمان اولین بازی شیاطین سرخ تحت هدایت روبن آموریم در 24 نوامبر، (تساوی 1-1 در مقابل ایپسویچ) آنها از 19 مسابقه تنها موفق به کسب 22 امتیاز شدند. حاصل عملکرد آنها در این بازه زمانی 9 شکست و 6 پیروزی بود.
نتایج به ما نشان میدهد که آموریم در حال حاضر ضعیفترین آمار را در قامت مربی شیاطین سرخ (از زمان شروع پریمیرلیگ) دارد. پایینترین درصد برد (31.6%) و کمترین میزان امتیاز به ازای هر بازی (1.16). نفر دوم از این حیث، رالف رانگنیک بود با 1.54 امتیاز به ازای هر بازی!
سقوط یک پادشاهی
سقوط یونایتد اما، تنها مربوط به دوره آموریم نیست. از زمان خداحافظی سر الکس در فصل 13-2012، آنها در سراشیبی سقوط قرار گرفتند. یونایتد پله پله از جمع مدعیان لیگ خارج شد.
آنها تحت هدایت 10 مربی مختلف در 448 بازی لیگ برتری، تنها موفق به کسب 786 امتیاز شدند. 209 امتیاز کمتر از همشهریشان با 995 امتیاز. همچنین لیورپول، آرسنال، چلسی و حتی تاتنهام هم امتیازات بیشتری کسب کردهاند.
به طور شگفتانگیزی، شکست مقابل ناتینگهام فارست، صد و چهاردهمین شکست منچستریونایتد در لیگ برتر از زمان جدایی فرگوسن بود. این با تعداد شکستهای آنها در دوران حضور فرگوسن در این رقابتها (بدون در نظر گرفتن نتایج دسته اول انگلیس) برابری میکند.
موضوع نگرانکنندهتر این است که این تعداد شکست در تقریباً نصف تعداد بازیها رقم خورده. فرگوسن در 810 بازی خود به عنوان سرمربی منچستریونایتد در لیگ برتر 114 بار شکست خورد، در حالی که 10 مربی پس از او این تعداد شکست را تنها در 448 مسابقه تجربه کردند.
آینده مربی پرتغالی منچستریونایتد چه خواهد شد؟
آموریم ممکن است به لطف عملکرد خوب منچستریونایتد در رقابتهای اروپایی نجات پیدا کند. چرا که شیاطین سرخ در مرحله یکچهارم نهایی لیگ اروپا حضور دارند، اما او در فصلی سهیم بوده که میتواند بدترین فصل لیگ برتری آنها در نسلهای اخیر باشد.
این فصل بدترین امتیاز آنها در تاریخ لیگ برتر خواهد بود، مگر اینکه یونایتد هر هشت بازی باقیمانده خود در لیگ برتر را پیروز شود، (که بعید به نظر میرسد) آنها حتی از رکورد 60 امتیازی فصل گذشته تحت هدایت اریک تنهاخ نیز پایینتر خواهد رفت.
آنها هنوز به 11 امتیاز از هشت بازی پایانی خود نیاز دارند تا حداقل به رکورد 48 امتیازی فصل برسند، فصلی که آخرین باری بود که یونایتد کمتر از 50 امتیاز کسب کرد. همچنین، آن فصل آخرین باری بود که منچستریونایتد در نیمه پایینی جدول قرار گرفت و در رتبه سیزدهم ایستاد.
بازی بعدی یونایتد، دربی منچستر مقابل سیتی در اولدترافورد است، که روز یکشنبه برگزار میشود. با توجه به اینکه آنها در دیدار رفت این فصل موفق به شکست سیتی در اتحاد شدند. این مسابقه فرصتی است تا برای اولینبار از فصل 2019-20، موفق به کسب دبل مقابل رقیب همشهری خود شوند. یونایتد و آموریم هر دو به یک نتیجه مثبت در این بازی نیاز دارند.
محمدرضا حسینخانی، فوتبال لب – بررسی تیتیها در لیگ بیست و چهارم در فصلی که میلیونها عاشق به دنبال مهره گمشده ۵۵ سال هواداری در لیگ داخلی هستند. تراکتور پس از مدتها جام را بالا میبرد!
دراگان اسکوچیچ
سرمربی کروات تراکتور، با سابقه صعود به لیگ برتر با بابلیها و جام جهانی با تیم ملی ایران، تا مرد شماره یک فصل تاثیرگذار تراکتور.
دراگان اسکوچیچ، جرات برعهده گرفتن تیم مارک ویلموتس که با یک مساوی از مقدماتی درحال حذف بود را داشت. او روزهای درخشانی با ملیپوشان رغم زد و مقدمهساز رزرو بلیط قطر ۲۰۲۲ برای ایران شد.
سرانجام پس از بیلطفی فدراسیون فوتبال به او، کارلوس کیروش جانشین هدایت تیم ملی برای جام جهانی شد، که پس از ارائه نمایش به شدت ضعیف در قطر، بازهم از دور گروهی این تورنومنت بالا نرفت.
اسکوچیچ پس از پایان جام جهانی سکوت خود را شکست و بیان کرد:
“آنها مثل سگ من را بیرون کردند، دیگر برنمیگردم.”
سرانجام در ۱۹ تیر ۱۴۰۳ اسکو با انگیزه اولین قهرمانی تراکتور و همچنین اثبات خود به فدراسیون برای اشتباهی که در انتخاب کیروش به جای او داشتند به تراکتور پیوست.
چینش؛ ترکیبی از جوانهای با انگیزه و بازیکنان با تجربه
سنگربان اصلی، علیرضا بیرانوند، با انتقالی جنجالی از پرسپولیس به تراکتور پیوست و توانست روزهای پرفروغ خودش را ادامه دهد. هم اکنون بیرانوند با ۱۴ کلینشیت در صدر رقابت کسب دستکش طلایی است.
تیم اسکو در چینش اصلی دفاع خود از محمد نادری-شجاع خلیلزاده-عارف آقاسی-دانیال اسماعیلیفر استفاده میکند. در خط هافبک، که به عقیده کارشناسان متعدد، عامل اصلی موفقیت تراکتور قلمداد میشود از ریکاردو آلوز-ایگور پوستونسکی-مهدی ترابی بهره میگیرد. در فاز هجومی نیز، مهدی هاشم نژاد-تومیسلاو اشترکالی-امیرحسین حسینزاده بازی میکنند.
تراکتور در دفاع؛ ترکیبی از تجربه و استقامت
تلفیق شجاع خلیلزاده ۳۴ ساله و عارف آقاسی ۲۸ ساله، تیم را در دوئلهای زمینی و هوایی موفق کرده است.
دو فولبک کناری اسکو، (اسماعیلی فر و نادری) پیستونهای پیش رونده این تیم در عقب زمین هستند. با توجه به توانایی در ارسال از جناحین، بار هجومی تیم از کنارهها را به دوش بکشند. با این حال نقطه ضعف تیم اسکو، دفاع اشتباههای فردی شجاع خلیلزاده در دفع توپ و خطاهای پر تعداد است.
اسکوچیچ، بر خلاف دیگر مربیان حاضر در ایران، به جای هجوم از کنارهها، بیشتر سعی در ایجاد خلق موقعیت از عمق دارد. به همین علت، دانیال و نادری اجازه بیش از حد جلو رفتن را ندارند و نمیتوان از کنارهها به تراکتور آسیب رساند. در نتیجهی این امر تراکتور در ۲۳ مسابقه تنها ۱۱ گل دریافت کرده است و از این بابت بهترین تیم لیگ است. مهدی شیری تعویضی قابل اعتماد و البته در خدمت تیم اسکو برای دفاع است که توانایی بازی کردن در هر دو سمت بکهای تیم را دارد.
از سمت دیگر علیرضا آرتا و عارف غلامی نیز در مسیر این فصل به ترکیب ملحق شدند که با توجه به تایم بازی آنها میتوان مدعی شد که مرد کروات اعتقادی به آنها ندارد.
نقطه برتری تراکتور؛ دابل پیوت پرتغالی-کروات
با نظر شخصی سرمربی، ایگور پوستونسکی ۲۹ ساله به عنوان هافبک دفاعی به ایران آمد.
از همان ابتدای فصل خودش را به عنوان مهرهای باکیفیت و فراتر از سطح پست 6 های ایرانی نشان داد و یکی از بهترین پست ششهای فصل با تشکیل پیوت با ریکاردو آلوز توانست به خوبی نقشههای اسکو را عملی کند.ایگور در تیم نقش هافبک تخریبچی و ایستا با هدف حفظ توپ بازی میکند و در کنار خود یکی از بهترین پلیمیکرهای تاریخ لیگ برتر را میبیند.
در نقطهای که بسیاری از تیمها با خریدهای هنگفت و متعدد خارجی به دنبال ایجاد تفاوت هستند این مرد پرتغالی به خوبی به عنوان بازیساز در تیم اسکو، تخریبچی در تیم بردیوف و همینطور رجیستا در تیم خمز ایفا کرد.
مهدی ترابی نیز با تجربه و تکنیک خود کاملترین خط میانی را شکل داد. وینگر سابق پرسپولیس و سایپا با ۴۵ پاس کلیدی از امیرحسین حسینزاده با ۴۲ پاس و رامین رضائیان با ۳۹ پاس کلیدی جلوتر قرار دارد.
سید مهدی حسینی به همراه پوریا پور علی از دیگر نفرات میانی تراکتور به شمار میروند. حسینی به علت پارگی رباط صلیبی ادامه فصل را از دست داد همینطور سرمربی تا این مقطع از فصل چندان روی پوریا پورعلی حساب نکرده است.
اسکواد پلیر و یار شفیق دراگان اسکوچیچ در خط هافبک، همانند پست دفاع مهدی شیری است که تجربه بازی در پست ۶ و ۸ تیم را در این فصل دارد و عملکرد نسبتا قابل قبولی را در مواقع لزوم از خود نشان داده.
تراکتور در حمله؛ بیرحم در متلاشی کردن دفاع حریفان اما کم دقت در گل کردن موقعیتهای گلزنی
مهدی هاشم نژاد به عنوان وینگر راست ۲۱ ساله یکی از بهترین فصل های فوتبالی خود را سپری میکند.
وینگر سابق انزلیچیها با جایگیری درست، دریبل به موقع و حمل توپ با سرعت بالا یکی از مهرههای تاثیر گذار تیم میباشد که از جمله بازیکنان آندرریتد ایران به شمار میرود.
امیرحسین حسینزاده که توانست پس از دوران ناموفق در بلژیک مجددا خود را به تیم ملی برساند. به عقیده کارشناسان متعدد بهترین بازیکن این فصل لیگ برتر میباشد که توانسته با هوش بالا، قدرت دریبلینگ و همچنین در ارائه بازی بدون توپ تراکتور را از لحاظ خلق موقعیت از تمامی تیمهای حاضر جلوتر ببرد.
ترابی و حسین زاده مشترکا با ۶ پاس گل در صدر بهترین پاسورهای ایران هستند.
تومیسلاو اشترکال نیز فوروارد مرکزی تیم به عنوان بازیکن پشت به دروازه همچنین موفقیت در دوئلهای هوایی کمک بزرگی به تراکتور میکند. اما همچنان خلا تراکتور در مهاجم فرصت طلب و زهر دار حس میشود.
سوکول چیکالشی در ابتدای فصل و دوماگوی دروژدگ در ادامه فصل توانستهاند در روزهای بد مهاجم کروات کار را برای تیم دربیاورند.
همچنین سجاد عاشوری و محمد قنبری از دیگر نفرات هجومی تراکتور هستند.
بهترین گلزنان تیم؛ تومیسلاو ۸ گل، هاشم نژاد ۷ گل و امیرحسین ۶ گل
این در حالی است که هیچکدام از ۳۸ گل تراکتور از روی نقطه پنالتی به ثمر نرسیده است.
انبوهی تجربه برای اسکوچیچ؛ حاصل چندین سال مربیگری در لیگ خلیج فارس
دراگان اسکوچیچ، با دو چینش ۴.۲.۳.۱ و ۴.۴.۲ توانسته در فصلی که مربیان لیگ برتری ثبات لازم ندارند با بهترین نفرات ثبات و آرامش را به تیم خود بدهد.
در چینش ۴.۲.۳.۱ حسینزاده و ترابی به صورت چرخشی به عنوان پشت مهاجم و وینگر چپ ایفای نقش میکنند.
با توجه به شیوه بازی لو بلاک تیمهای مقابل تراکتور که عمدتا پرتعداد و با ۵ دفاع بازی میکنند این امکان برای تراکتور فراهم نیست که از کنارهها خلق موقعیت جدیای روی دروازه داشته باشد.
پس به کارگیری کار تیمی از مرکز و پاسهای عمقی از استراتژیهای مهم تراکتور مقابل تیمهای میانه و ته جدولی میباشد.
همچنین تراکتور به خوبی میتواند از موقعیتهای گلزنی در منطقه ۱۴ زمین حریف، برای هافبکها بعد از توپهای برگشتی فراهم کند. به همین علت نقش مهدی ترابی در تیم چشم غیرقابل چشمداشت است.
از برج آزادی به شاهگؤلی؛ دست روی نبض، میلیونها پرشور در انتظار انفجار
اکنون چشم میلیونها طرفدار عاشق در آذربایجان به چند هفته پایانی کورس ۳ اسبه قهرمانیست.
جایی که تراکتور با ۵۱ امتیاز و یک بازی کمتر ۲ امتیاز نسبت به سپاهان و ۴ امتیاز از پرسپولیس پیشتاز هستند.
تراکتور در حساسترین بازیهای باقی مانده خود در استادیوم سهند به مصاف استقلال تهران میرود و با تیم جور یحیی گلمحمدی باید در اهواز رودررو شود.
لازمه قهرمانی تیم اسکوچیچ مشخص است. بدون در نظر گرفتن نتایج تیمهای مدعی، فوتبال خوب ارائه کنید، برنده شوید و قهرمانی را جشن بگیرید.
برای شنیدن تحلیلهای هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش دهید.
حالا که کریستال پالاس به نیمهنهایی جام حذفی رسید، سخت است باور کنیم که اولین بردشان در لیگ برتر را تا اواخر اکتبر کسب نکرده بودند.
محمدرضا حیدری فوتبال لب-کریستال پالاس در جام اتحادیه دو برد مقابل تیمهای چمپیونشیپ کسب کرد، اما پیش از پیروزی حیاتی برابر تاتنهام در نهمین بازی لیگ، فشارها در سلهرست پارک رو به افزایش بود.
حالا آن روزهای سخت به خاطراتی دور تبدیل می شوند و هواداران و باشگاه پس از پیروزی درخشان ۳-۰ مقابل فولام با هیجان به سفر به ومبلی فکر میکنند. پالاس آخرین بار در سال ۲۰۲۲ به نیمهنهایی جام حذفی رسید.
این تیم هرگز قهرمان جام حذفی نشده و دو بار در فینال شکست خورده است؛ یکبار در سال ۱۹۹۰ و بار دیگر در ۲۰۱۶. اما حالا هواداران میتوانند رؤیای کسب اولین جام بزرگ تاریخ باشگاه را در سر بپرورانند. باشگاهی که تاریخ تأسیس آن، بسته به اینکه کدام تاریخنگار را باور کنید، به سال ۱۸۶۱ بازمیگردد.
این تحول چشمگیر را الیور گلاسنر، سرمربی تیم رقم زد. از آغاز سال ۲۰۲۵، تنها لیورپول (۱۱ برد) بیش از کریستال پالاسِ گلاسنر (۱۰ برد) در تمامی رقابتها پیروز شده است. پالاس همچنین با ثبت ۸ کلینشیت، بیش از هر تیم دیگری در لیگ برتر در ثبت کلین شیت موفق است.
فصلی سخت برای کریستال پالاس
گلاسنر از همان ابتدا میدانست که شروع فصل چالشبرانگیز خواهد بود؛ تابستانی که در آن مایکل اولیسه، ستاره تیم، راهی بایرن مونیخ شد، بسیاری از بازیکنان درگیر تورنمنتهای بزرگ بودند و چهار بازیکن هم در روز پایانی نقلوانتقالات به تیم اضافه شدند.
طول کشید تا همه این عوامل سر و سامان بگیرند، اما در سیستم مورد اعتماد 3-4-2-1 گلاسنر، پالاس تیمی منظم و قدرتمند است و با شتابی مثبت به هفتههای پایانی فصل میرسد. پالاس در ۱۵ بازی اخیر خود تنها دو بار باخت که این آمار با توجه به اینکه آنها در کل فصل فقط سه برد خانگی در لیگ داشتهاند، تحسینبرانگیزتر به نظر میرسد.
خط دفاع سه نفره کریستال پالاس متشکل از کریس ریچاردز، ماکسنس لاکروآ و مارک گهی یکی از مستحکمترین خطوط دفاعی لیگ برتر محسوب میشود.
لحظات سرنوشتساز در راه است؛ ومبلی در انتظار پالاس
بیبیسی اسپورت از گلاسنر پرسید که آیا بازی مقابل فولام (جایی که پالاس در دقایق ابتدایی تحت فشار بود اما در نهایت قدرتمند به کار خود پایان داد) بازتابی از روند فصل و پایانی هیجانانگیز برای آن است؟
گلاسنر پاسخ داد: “فصل هنوز تمام نشده است. اگر این پایان کار باشد، راضی نخواهم بود. فکر میکنم این فقط آغاز سرنوشت سازترین مقطع فصل ماست. دو ماه پیش رو داریم و امیدوارم ۱۲ بازی دیگر در پیش باشد. نکته مثبت این است که تیم در شرایط خوبی قرار دارد و بازیکنان آماده هستند. این دو ماه را کنار هم خواهیم بود، بازیهای زیادی داریم و میتوانیم دوباره به بهترین فرم خود برسیم.
امروز، بهویژه در دقایق ابتدایی، از این سطح فاصله داشتیم. باید در بهترین شرایط خود باشیم تا بیشترین تعداد پیروزی ممکن را به دست آوریم.” هواداران کریستال پالاس در حال سرود خواندن درباره سفر به ومبلی بودند، اما گلاسنر ترجیح داد درباره احتمال قهرمانی در این ورزشگاه ملی صحبت نکند.
او گفت: “نمیخواهم درباره قهرمانی حرف بزنم، چون حتی در بازی بعدی هم نمیتوانیم جامی ببریم. این فقط نیمهنهایی است. وقتی وارد یک رقابت حذفی میشوید، فرقی ندارد که در دور اول حذف شوید یا نیمهنهایی، چون هدف همیشه قهرمانی است. رسیدن به نیمهنهایی یک دستاورد بزرگ است. بهویژه در ومبلی، چرا که همیشه جو خاصی دارد.”
اهمیت بالای ابرچی ازه
گلاسنر گفت که تاکنون سه بار به ومبلی رفتم و هر سه بار از مترو استفاده کردم. دو بار برای تماشای بازی تیم ملی انگلیس و یک بار هم وقتی دخترش را برای کنسرت تیلور سوئیفت به آنجا رساند.
یکی از این بازدیدها دوشنبه شب بود، زمانی که او تماشاگر گلزنی ابریچی اِزه در اولین بازی ملیاش برابر لتونی بود. اِزه برای تطبیق با شرایط پالاس پس از جدایی اولیسه زمان برد و گل او مقابل فولام تنها پنجمین گلش در این فصل بود.
گلاسنر گفت: “فکر میکنم ابز فصل عجیبی را پشت سر میگذارد. در لیگ برتر گلهای زیادی نزده، اما موقعیتهای زیادی داشته است. در بسیاری از صحنهها بدشانس بود (گلهای مردود، توپهایی که تغییر مسیر دادهاند، ضرباتی که به تیر خوردند) اما همیشه به تلاشش ادامه می دهد.
با مصدومیتهایی هم مواجه شد، آن هم مصدومیتهای عجیب. فکر میکنم گلش مقابل لتونی، اولین گل ملیاش، برای او از نظر شخصی اهمیت زیادی داشت و به او کمک کرد.
او همیشه اعتمادبهنفس دارد. همه میدانیم که تمامکنندگی فوقالعادهای دارد و میتواند به خوبی با پای راست خود به سمت دروازه برود. ما به این کیفیت، بهویژه در ضربات نهایی، نیاز داریم و امروز هم به ما کمک کرد.”
نیما حیدری مقدم، فوتبال لب– از زمان انتصاب مایکل ادواردز بهعنوان مدیر اجرایی فوتبال در گروه ورزشی فنوی (Fenway Sports Group یا همان FSG) در مارس 2024، مشخص شده است که مالکیت چند باشگاهی به آنفیلد آمده است. ادواردز، مدیر ورزشی پیشین لیورپول، با این باور است که باشگاه چارهای جز گسترش ندارد. این کار آنها در لیگ برتر و فراتر از آن «رقابت پذیر» باقی نگه میدارد. او به مجموعه FSG بازگشت. هدف، یک برنامه جاهطلبانه برای سرمایهگذاری در یک باشگاه دیگر است. روز شنبه، گزارشی مبنی بر بررسی FSG برای معاملهای برای خرید تیم مالاگا از لیگ دسته دوم اسپانیا منتشر شد. در حال حاضر چه میدانیم؟
هدف خیزش FSG دقیقاً چیست؟
برنامههای چندباشگاهی FSG اساساً به معنای همگام شدن با رویه رایج در لیگ برتر است. اکنون بیش از نیمی از 20 تیم حاضر در لیگ برتر انگلیس با حداقل یک باشگاه اروپایی دیگر رابطه دارند. این الگو در دو سال گذشته در حال گسترش است. این اقدام لیورپول برای همراهی با رقابت دیگران است. همانطور که مایک گوردون، رئیس FSG، پس از انتصاب ادواردز در سال گذشته، در ایمیلی به کارکنان توضیح داد.
گوردون نوشت: «فوتبال جهانی در سالهای اخیر به شدت تغییر کرده است. بهطور فزایندهای پیچیده شده و چالشهای فراوانی ایجاد کرده است. برای باقیماندن در رقابت، باید هر راهحلی را برای کسب برتری شناسایی کنیم. در این راستا، مایکل (ادواردز) از تمام ابزارهای موجود استفاده خواهد کرد و پیشتر شناسایی باشگاهی دیگر به عنوان یک کانال مؤثر برای تقویت عملیات کلی و پیشبرد جاهطلبیهای رقابتیمان را آغاز کرده است.»
لیورپول پیشتر در مقابل روندی که مالکیت باشگاه منچسترسیتی ایجاد کرده بود، مقاومت میکرد. این مالکیت 13 تیم در سراسر جهان، تحت چتر سیتی فوتبال گروپ (City Football Group یا CFG)، از جمله خیرونا در اسپانیا، پالرمو در ایتالیا، و نیویورک سیتی در ایالات متحده گرد آورده است. پذیرفته شده که مزایای مدل چندباشگاهی قابل نادیده گرفتن نیست. گوردون افزود: «این امر به هیچ وجه از تمرکز، توجه، مراقبت، و مهمتر از همه، سرمایهگذاری در لیورپول نمیکاهد. در واقع، ما این مسیر را بهعنوان راهی که میتواند باشگاه ما را برای آینده تقویت کند، میبینیم.»
علاقه دیرین
مدتها است که گروه ورزشی فنوی (Fenway Sports Group یا FSG) آماده خرید یک باشگاه فوتبال دیگر برای اداره آن در کنار لیورپول است. ارتباطهایی با چهار باشگاه در برزیل (کروزِیرو، بوتافوگو، آتلِتیکو پارانائِنسه و اینترناسیونال) وجود داشت، اما بیلی هوگان، مدیر اجرایی لیورپول، در سال 2023 اشاره کرد که این موضوع دیگر اولویت نیست. هوگان در کنفرانس Sports Pro Media APAC در سنگاپور، گفت: «برای برخی باشگاهها، (مالکیت چندباشگاهی) منطقی است. اما در حال حاضر، تمرکز ما بر روی کاری است که در لیورپول انجام میدهیم.» درِ این موضوع هرگز بسته نشد، اما بازگشت ادواردز فرصتی مناسب برای پیشبرد این استراتژی فراهم کرد. فرصت گسترش مجموعه FSG عاملی برای کاهش تردید اولیه ادواردز نسبت به بازگشت به لیورپول بود.
ادواردز پس از انتصاب خود، در بیانیهای از FSG گفت: «یکی از بزرگترین عوامل در تصمیم من، تعهد به خرید و نظارت بر یک باشگاه اضافی و گسترش این بخش از FSG است. من معتقدم که این کار، برای باقیماندن در رقابت، سرمایهگذاری و گسترش پرتفوی فوتبال فعلی ضروری است.» جمله آخر کلیدی است. برای لیورپول، این دیگر یک انتخاب استراتژیک نیست، بلکه ضروری است.
چرا مالاگا مورد توجه است؟
یک الگو در باشگاههای لیگ برتر برای خرید تیم وجود دارد: به اندازهای بزرگ باشند که بتوانند در بالاترین سطح مسابقات داخلی رقابت کنند، بدون اینکه خریدشان هزینه هنگفتی داشته باشد. بازار آمریکای جنوبی، بهویژه برزیل، پیشتر توسط FSG ارزیابی شده بود، اما ترجیح برای اولین گام، همیشه تیمی در اروپا بود.
برگزیت و رأی بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا (EU) در سال 2016، به پیچیدگیهایی در جذب بازیکن منجر شده است. گرفتن مجوز کار برای بازیکنان خارجی برای پیوستن به باشگاههای انگلیسی دشوارتر شده است. مالکیت یک باشگاه در یک کشور عضو اتحادیه اروپا به دور زدن این قوانین کمک میکند. و فرصتی برای بازیکنی فراهم میکند تا معیارهای صلاحیت خود برای بریتانیا را در یک لیگ دیگر به دست آورد. همچنین میتواند خانهای موقت برای بازیکنان زیر 18 سال آیندهدار اروپا ایجاد کند، که دیگر واجد شرایط برای امضای قرارداد با باشگاههای انگلیسی نیستند.
توانایی بازگشت وجود دارد؟
فشار برای تشکیل شراکت با باشگاههای اروپایی در سالهای پس از برگزیت اتفاقی نبوده است. برای FSG، مالاگا به خوبی در این چارچوب جا میگیرد. این حرکت با علاقه گروه به خرید تیمهایی با سنتهای قوی و پتانسیل رشد، مشابه علاقه قبلیاش به بوردو، هماهنگ است. در ژوئیه سال گذشته، FSG پس از مذاکرات «جامع و سازنده با تمام طرفهای ذی نفع» از خرید باشگاه فرانسوی عقبنشینی کرد.
مالاگا تاریخچهای از تیمی ثابت در لالیگا و پیشینه رقابت در اروپا را دارد. اما در سالهای اخیر افت کرده است و به سطح سوم فوتبال اسپانیا سقوط کرده است. آنها فصل گذشته به دسته دوم ارتقا یافتند. FSG معتقد است که فرصتی برای بازگرداندن این باشگاه وجود دارد. باشگاهی که در سال 2013 به مرحله یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا رسید.
هیئتی از FSG در فوریه از مقر مالاگا به عنوان بخشی از این فرآیند بازدید کرد. هنوز هیچ چیزی قطعی نشده است و هرگونه معامله برای مالاگا بیدردسر نخواهد بود. همانطور که “درموت کورگان” در روز شنبه گزارش داد، یک قاضی از سال 2020 باشگاه را کنترل کرده است. مسائل حقوقی پیچیده مربوط به فروش به گروه محلی BlueBay Hotels، که در حال حاضر مالک تقریباً نیمی از سهام باشگاه است وجود دارد. دادستانهای قضایی، همچنین در حال تحقیق درباره ادعای سوءاستفاده از بودجه باشگاه در دوران ریاست تاجر قطری، “عبدالله بن ناصر آلثانی” هستند، که بر بیگناهی خود تأکید کرده است.
FSG به نظر میرسد که گزینههای متعددی را بررسی میکند. آنها در سال گذشته تحقیقات لازم و بازدیدهای حضوری از چند باشگاه اسپانیایی انجام داده است. از جمله لوانته، الچه، اسپانیول، ختافه و وایادولید، در حالی که بازار فرانسوی نیز بهعنوان محور اصلی ارزیابیهایشان بوده است.
مزایای مدل چند باشگاهی برای لیورپول چیست؟
این اصطلاحی نیست که مدیران اجرایی دوست داشته باشند از آن استفاده کنند. بهویژه که برای تیمهای سطح پایینتر هرم چندباشگاهی، بسیار تحقیرآمیز است. اما امکان استفاده از این تیمهای دیگر بهعنوان «باشگاههای تغذیهای» جذابیت بیشتری برای کسانی که در لیگ برتر حضور دارند، پیدا کرده است.
علاوه بر برتری که در جذب جوانان ایجاد میکند، این مدل همچنین فرصتی برای توسعه استعدادهای خود لیورپول فراهم میکند. کنترل بیشتری بر پیشرفت یک بازیکن جوان، زمانی که به یک باشگاه شریک قرض داده میشود، وجود دارد. مدل چندباشگاهی، از تمام تیمهایش میخواهد که به یک سبک بازی کنند.
تاد بولی، مالک مشترک چلسی، در سال 2023 انگیزههایش را به خوبی خلاصه کرد. او گفت: «هدف ما این است که مطمئن شویم میتوانیم مسیر را برای ستارگان جوانمان بهسوی بازی در زمین چلسی هموار کنیم. در حالی که بازی واقعی و زمان حضور در زمین را برایشان فراهم کنیم.»
بازیکنان جوان میتوانند به باشگاههای شریک قرض داده شوند، در حالی که میدانند در سطوح رقابتی، فرصتها و دقایقی برای بازی وجود دارد. چیزی که همیشه نمیتوان آن را بدیهی تلقی کرد. این به این معنا نیست که آن بازیکن در نهایت در بزرگترین باشگاه مجموعه بازی کند، اما به افزایش ارزش خودش و دیگر بازیکنان کمک خواهد کرد. در این دوران، با قوانین سختگیرانهتر درباره سود و پایداری (Profit and Sustainability Rules یا PSR)، این دستاوردها میتوانند تفاوت ایجاد کنند.
اشتراکگذاری تحلیلها و دادههای استعدادیابی در چارچوب مدل چندباشگاهی وجود دارد. که شبکه جستجو را گستردهتر و عمیقتر میکند. همانطور که گروه ردبول (Red Bull Group)، مالک تیمهایی مانند لایپزیگ آلمان و سالزبورگ اتریش، این کار را به طرز چشمگیری انجام داد. همه اینها به هدف اعلامشده گوردون برای تقویت لیورپول بازمیگردد.
FSG و مشکلات
همه چیز همیشه شیرین و دلپذیر نیست، همانطور که مالکین Blue Co چلسی در مالکیت باشگاه فرانسوی استراسبورگ متوجه شدهاند، هواداران بیقرار، نارضایتی خود را آشکارا بیان کردهاند. با این حال، اوضاع این فصل بهتر است. پیروزی آنها مقابل لیون در روز جمعه آنها را به رتبه پنجم لیگ 1، بالاترین سطح فوتبال باشگاهی فرانسه، رساند.
همچنین در سالهای اخیر، اعتراضاتی در لیون، علیه گروه فوتبال ایگل (Eagle Football Group) متعلق به جان تکستور در حال انجام است. این اعتراضات در لوریان، جایی که گروه سرگرمی فوتبال بلک نایت (Black Knight Football Entertainment) حاضر است، جریان دارد. گروهی که بیل فولی، مالک بورنموث، سهامدار آن است.
سایرین نیز زمانی که دو باشگاه از یک گروه در یک رقابت اروپایی با یکدیگر روبهرو شدهاند، با مشکلاتی مواجه شدهاند.
راهحل کجدار و مریض
یوفا ، نهاد حاکم بر فوتبال اروپا، مسابقه بین باشگاههای شریکی را ممنوع کرده است و این قانون در فصل گذشته مشکلاتی ایجاد کرد. برای مثال، زمانی که برایتون و رویال یونیون سنژیلوآز (Royale Union Saint-Gilloise) بلژیک هر دو به لیگ اروپا راه یافتند. در نهایت، برایتون توانست در این مسابقه شرکت کند، زیرا یوفا متقاعد شد که مالک آن، تونی بلوم (Tony Bloom)، تأثیر قاطعانهای بر یونیون ندارد. استون ویلا نیز با همین مشکل مواجه شد، زیرا باشگاه شریک پرتغالی آنها، ویتوریا گیمارش (Vitoria Guimaraes)، فصل گذشته به لیگ کنفرانس اروپا راه یافت. مالکان ویلا، ناسف ساویریس (Nassef Sawiris) و وس ادنز (Wes Edens)، مجبور شدند سهم خود در ویتوریا را کاهش دهند تا با قوانین یوفا مطابقت کنند.
لیورپول، بهطور غیرمستقیم، مشکلاتی را با میلان و تولوز (Toulouse) تجربه کرد. شرکت RedBird Capital Partners، که 11 درصد از سهام FSG را در اختیار دارد، کنترل این باشگاهها را بر عهده دارد و توانست یوفا را متقاعد کند که هر دو باشگاه میتوانند در مسابقات آن شرکت کنند. شرایطی که یوفا برای تمامی این موارد در نظر گرفته است، این است که پس از پنجره نقل و انتقالات تابستان گذشته، هیچ باشگاه مالک مشترک، نباید بین خود بازیکن رد و بدل کنند.
آیا FSG همان مدل مورد استفاده رقبایی مانند گروه فوتبال سیتی (City Football Group یا CFG) و BlueCo را میخواهد؟
اساس کار مشابه خواهد بود: ایجاد شراکتهای مفید و بهرهبرداری از مزایای رقابتی آنها. با این حال، تکرار مدل CFG نیازمند منابع و زمان قابلتوجهی است. CFG بیش از یک دهه است که در این زمینه فعالیت میکند و در آمریکای شمالی، جنوبی، استرالیا، آسیا و اروپا ریشه دوانده است. تأثیر آن بسیار گسترده است. در حالی که این رویکرد در حال تقلید است، هیچکس تمایلی برای تکرار گستردگی آن نشان نداده است و از FSG، که سازمانی آگاه به محدودیتهای مالی خود است، انتظار نمیرود که این کار را امتحان کند.
BlueCo، که چلسی را در سال 2022 خریداری کرد، در تابستان 2023 با خرید استراسبورگ مأموریت چندباشگاهی خود را آغاز کرد و انتظار میرود باشگاههای بیشتری به این مجموعه بپیوندند. FSG هنوز مشخص نکرده که برنامههایش برای مدل چندباشگاهی تا چه اندازه بلندپروازانه خواهد بود، اما ادواردز معتقد است که گسترش ضروری است و شاید مالاگا بتواند آغاز این مسیر باشد.
آروین منصوری، فوتبال لب– سخت کوشی برای آندریاس پریرا مهم است. با توجه به چالشهای مختلفی که او در زندگی حرفهای خود با آن روبرو بوده است، در کنترل مشکلات خوب است.
برای پریرا، مسیر سختی برای جایگاهی که اکنون به آن رسیده است، وجود داشته است. او در تلاش برای موفقیت در فوتبال اروپا و برنده شدن جام حذفی با فولهام، به عنوان یکی از خلاقترین هافبکهای لیگ برتر است. پریرا امیدوار است که با برزیل به جام جهانی 2026 برود. هنگامی که در سال 2011 سر الکس فرگوسن، او را متقاعد کرد که در دوران نوجوانی به منچستریونایتد بپیوندد، به او رویاهای بزرگتری نشان داده شده بود.
پریرا در منچستریونایتد: فراز و فرودها
پس از تقریباً 11 سال حضور در یونایتد، به نظر میرسید که رویای او برای بازی در انگلیس به پایان رسیده است. او اولین بازی خود را در سال 2014 برای تیم اصلی انجام داد. پس از تنها 75 بازی برای یونایتد، سرانجام در سال 2022 به دوران حضور خود در منچستر پایان داد. دوران قرضی در اسپانیا، ایتالیا و در نهایت برزیل، جایی که او به فلامنگو کمک کرد تا به افتخار کوپا لیبرتادورس برسد. به نظر میرسید که این بازیکن پتانسیل بالقوه در دوران جوانی خود را نشان نداده بود.
اما پس از صعود فولهام به لیگ برتر؛ یک تماس تلفنی از مارکو سیلوا، رویای این هافبک را نجات داد.
آغاز فصلی جدید
پریرا به Opta Analyst می گوید: «من همیشه یک ارتباط قوی را در اینجا احساس می کردم. من همیشه دوست داشتم برگردم. این اولین جایی بود که کشورم را به خاطرش ترک کردم، بنابراین احساس میکردم که انگلیس خانه من است.
همیشه این اطمینان را داشتم که میتوانم اینجا بازی کنم، اما لحظهی خاص [دریافت آن تماس تلفنی] بود. زیرا مارکو کسی بود که در ابتدا به من ایمان داشت و او بود که به من فرصت بازگشت را داد.»
این شانسی است که پریرای 29 ساله، باید از آن بهترین استفاده را بکند.
دستاورد فولهام
او یکی از بخشهای کلیدی تیم فولهام بوده است. آنها خود را به عنوان یک قدرت در لیگ برتر نشان دادهاند. به سختی امکان سقوط در سه فصل پس از صعود برای آنها وجود دارد. وضعیت اسفبار باشگاههای صعود کرده، هم در فصول گذشته و هم این فصل، نشان میدهد که فولهام چه دستاوردی داشته. فقط برند لنو و آنتونی رابینسون در این مدت دقایق بیشتری نسبت به پریرا برای فولهام به میدان رفتهاند.
قرارگیری پریرا در فولهام از زمان پیوستنش به تیم در سال 2022
عملکرد پریرا در پریمیرلیگ
او بیشتر این دقایق را به عنوان میدفیلد تهاجمی بازی کرده است. اگرچه ورود امیل اسمیت-رو از آرسنال در تابستان گذشته فرصتهای او را در این فصل محدود کرده است. با این وجود، از زمان صعود فولهام، تنها پنج بازیکن در کل لیگ برتر فرصتهای بیشتری نسبت به او ایجاد کردهاند.
فهرست این پنج بازیکن: برونو فرناندز، مارتین اودگارد، بوکایو ساکا، کوین دی بروین و محمد صلاح. او یکی از بهترین موقعیتسازان لیگ برتر است. پریرا با آخرین پاس گل خود در پیروزی مقابل وولوز در وسط هفته، نشان داد که میتواند چه کارهایی انجام دهد. یک توپ ارسالی زیبا برای گل زودهنگام رایان سسنیون در بازی.
نقشه گل رایان سسنیون برابر ولوز و بازیسازی پریرا
پریرا می گوید: “من از ایجاد فرصت برای هم تیمیهایم لذت میبرم. این چیزی است که من در زمین بیشتر از هر چیزی از آن لذت می برم.
من واقعاً به اعداد و ارقام توجه نمیکنم، اما همیشه میخواهم در آن دسته از بازیکنان باشم. دوست ندارم خودم را مقایسه کنم، اما میخواهم همیشه حرکتهای بازیکنانی مانند برونو و دیبروین را شبیهسازی کنم.
من مدتی با برونو بازی کردم و همیشه به حرکتهای دیبروین نگاه میکنم. اینکه چگونه او برای ایجاد موقعیت به فضا میرود، من همیشه این نوع کلیپها را تماشا میکنم.”
نحوه تمرین پریرا
اگر انتقادی از پریرا وجود داشته باشد، احتمالاً به این دلیل است که او اغلب سعی میکند پاسهای سختی بدهد. اما احتمالاً این چیزی نیست که سیلوا بخواهد از آن جلوگیری کند، زیرا میترسد تاثیر کلی او را بر بازیها کاهش دهد.
با این حال، بخش عمدهای از مهمترین دستاوردهای خلاقانه پریرا از طریق نمایش خوب او در ضربات ایستگاهی به دست میآید.
توپهای مرده بخشی از بازی هستند که همیشه مشهورترین یا پر زرق و برقترین نیستند. این بازیکن برزیلی از پدر آیندهاندیشاش، مارکوس، (که خودش یک فوتبالیست حرفهای سابق است) برای عالی بودنش در ضربات ایستگاهی قدردانی میکند.
پریرا می گوید: «این چیزی است که مدتی پیش برای من شروع شد. پدرم همیشه از من حمایت میکرد و میگفت: “با تکنیکی که دارم باید کرنرهای بهتری بزنم، ضربات آزاد بهتری بزنم.” بنابراین شروع به تمرین کردم.»
غنیمت شماری
فولهام از این مزیت بهره میبرد. پریرا با مجموعهای از معیارهای مختلف خلاقانه، در صدر جدول لیگ برتر است. از زمانی که به فولهام پیوست، او بیش از هر بازیکن دیگری در لیگ برتر، موقعیتهای کرنر (90) و موقعیتهای توپ مرده (104) ایجاد کرده است. او همچنین از نظر تعداد کرنرهایی که با اولین ضربه پس از ارسال او به گل تبدیل شده است، در صدر قرار دارد (9) و از نظر تعداد کل گلهایی که هم تیمیهایش پس از ضربه کرنر به ثمر رسانده اند (18) تنها پس از ساکا (20) در رتبه دوم قرار دارد.
نقشه پاس گلهای فولهام از روی نقطه کرنر، از سال 2022 تاکنون
کرنر مهم است!
پریرا می گوید: «اینجا در فولهام، مارکو من را فوراً در کرنر قرار داد و ما همیشه آنها را تمرین میکنیم. و همچنین ما افراد فوقالعاده زیادی داریم که می خواهند توپ را با سر بزنند و این کار من را آسانتر می کند.»
پریرا باعث میشود که خلق موقعیتها از کرنرها بسیار آسانتر از تصویر برنامهریزی دقیقی باشد که این روزها اغلب در لیگ برتر مشاهده میکنیم.
پریرا میگوید: «هیچ مربی تعیینشده برای ضربات ایستگاهی وجود ندارد. یک آنالیزور که من با او صحبت میکنم، در مورد اینکه کجا می توان توپ را گذاشت و کجا گذاشتن توپ راحتتر است، به من کمک میکند و ما بهترین گزینهها را بررسی میکنیم. اما همچنان مارکو سرمربی است. او بر همه چیز نظارت میکند و تصمیم میگیرد. ما مناطق خاصی داریم که میدانم میتوانند خطرناک باشند، اما معمولاً با بازیکنی صحبت میکنم که میدانم قرار است به منطقه خاصی برود و سعی میکنم توپ را برایشان بفرستم.»
در حالی که اکثر باشگاهها ترجیح میدهند کرنرهای چرخشی داشته باشند و بسته به اینکه کرنر در کدام سمت زمین باشد، بین چپپاها و راستپاها جابهجا میشود. فولام تقریباً بین این دو تقسیم کاملاً مساوی است. آنها از زمانی که به سطح بالاتر راه یافتهاند، از این نظر به 50٪-50٪ نزدیکتر از هر تیم دیگری هستند. فقط به این دلیل است که پریرا از هر دو طرف توپ میزند، بنابراین نمایش او مفید است.
پرسینگ، رکن مهم در پریمرلیگ
با این حال، بازی مدرن برای یک هافبک خلاق بسیار بیشتر از خلق شانس است. اخلاق کاری پریرا به او کمک کرده تا در این زمینه موفق شود. او در همان اوایل حضور در یونایتد مشخص کرده بود که دقیقاً چه چیزی از او بدون مالکیت درخواست میشود.
او میگوید: «پرسینگ چیزی است که وقتی به انگلیس آمدم یاد گرفتم. من در آکادمی جوانان پیاسوی آیندهوون بازی میکردم و پرسینگ زیادی در آنجا انجام نمیدادم. اما وقتی به یونایتد رفتم، مربیای به نام وارن جویس داشتم که ویدیوهایی از وین رونی و کارلوس توز و نحوه دویدن آنها به دنبال توپ را به من نشان داد.
او به من کمک کرد تشخیص دهم که باید آن نوع گرسنگی را شبیه سازی کنم، تا بازیکنی باشم که می تواند پرس را آغاز کند. میدیدید که آنها بلافاصله پس از قطع توپ در زمین حریف، چندین گل به ثمر میرساندند.
بازپسگیری مالکیت پریرا در یک سوم دفاعی حریف، از سال 2022 تاکنون
من توانایی فنی را داشتم، بنابراین فکر کردم که این ایده خوبی است که سعی کنم آن را در بازی خود قرار دهم.»
توانایی پریرا در پرس
از زمان انتقال به فولام، پریرا در بین 20 بازیکن برتر لیگ برتر از نظر پرس، پرس در یک سوم میانی زمین، پرس در یک سوم پایانی زمین، پرسهای منجر به برگرداندن مالکیت و مسافت طی شده در حین پرس، در بین 20 بازیکن برتر لیگ برتر قرار دارد. درک تاکتیکی و توانایی او در رهبری چیزی است که سیلوا علناً در مورد آن صحبت کرده است، و زمانی که او بازی نمیکند، گاهی اوقات آشکار است که فولام در رهبری در زمین خود دچار مشکل است.
کار بزرگ مارکو سیلوا
سیلوا هنگام بازی تیمش روی تمام جزئیات وسواس دارد (به قول پریرا “یک کمال گرا”) و به وضوح از بازیکن برزیلی تا حدی به دلیل توانایی او در اجرای دستوراتش بدون توپ خوشش میآید. اما او همچنین میخواهد مهاجمانش با آزادی بازی کنند. او کار استثنایی انجام داده است و فولام در یکی از بهترین فصلهای تاریخ خود در کورس سهمیه حضور دارد، نهم لیگ برتر و تنها چهار امتیاز فاصله با رتبه پنجم.
ابرکامپیوتر Opta به آنها شانس 3.2 درصدی برای قرار گرفتن در بین 5 تیم برتر می دهد که طبق شرایط، احتمالاً برای صعود به لیگ قهرمانان کافی است.
پریرا میگوید:«3.2٪؟ بنابراین، یک شانس وجود دارد! ما میدانیم که [کسب سهمیه] لیگ قهرمانان دشوار خواهد بود، اما ما رویای یک مقام اروپایی را داریم، میخواهیم برای آن تلاش کنیم. ما فقط بازی به بازی را فشار میآوریم، اما مطمئناً این در پس ذهن ماست.»
مقصد بعدی؛ ومبلی
با توجه به اینکه تعداد زیادی از تیمهای بزرگ در این فصل از جام حذفی خارج شده اند، دری به روی تیمی مانند فولهام باز شده است. این اولین جام مهم باشگاه خواهد بود، اما چرا نباید این سالی باشد که آنها سرانجام به انتظار خود پایان دهند؟
پریرا میگوید: «ما به رفتن در جام حذفی فکر میکنیم. ما میدانیم که سخت خواهد بود، اما قطعاً این چیزی است که رویای آن را داریم.»
این محصول فعلی یک تیم بسیار هیجانانگیز فولام است که طرفدارانش از خود میپرسند که آیا میتوانند در این فصل کاری واقعاً خاص انجام دهند؟ این یک دستاورد تاریخی خواهد بود، اما پریرا به تحقق آن کمک کرده است.