قطر، میزبان جام جهانی ۲۰۲۲ پس از ماهها برنامهریزی و اردوهای مختلف به اولین تیم حذف شده از این جام تبدیل شد.
مهران فرهادی، فوتبال لب – تیم ملی قطر، قهرمان قاره آسیا و میزبان جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، باوجود اردوهای آمادهسازی با کیفیت، با دو باخت متوالی برابر اکوادور و سنگال، اولین تیم حذف شده این جام لقب گرفت.
قطریها که تحت هدایت فلیکس سانچز، سرمربی اسپانیایی خود امیدهای زیادی برای صعود از گروه خود در جام جهانی داشتند خیلی زود از مسابقات کنار گذاشته شدند. در هیچ یک از این دو بازی قطر شباهتی به تیم قهرمان آسیا سال ۲۰۱۹ و یا تیم مسابقات دوستانه برگزار شده در چند وقت اخیر نداشت. اما بگذارید از 12 سال پیش شروع کنیم. جایی که قطر رسما به عنوان میزبان جام جهانی 2022 معرفی شد.
در سال 2010 بود که قطر به طور رسمی به عنوان میزبان جام جهانی 2022 معرفی شد. از همان موقع بود که آنها در کنار شروع ساخت و آمادهسازی سختافزارها به پرورش استعدادها و ساخت تیم ملیای قدرتمند پرداختند.
برای مثال قطریها شروع به بازسازی کمپ اسپایر که در سال 2004 ساخته شده بود کردند و آن را تبدیل به یکی از مجهزترین کمپهای تمرینی جهان کردند. کمپی که از روز اول با هدف ساخت و پرورش استعدادهای داخلی و ارائه آنها به فوتبال اروپا ساخته شد. امروزه تیمهایی نظیر بایرن مونیخ و بارسلونا اردوهای آمادهسازی خود در تابستان را در این کمپ سپری میکنند.
فلیکس سانچز، سرمربی 46 ساله آنها از سال 2006 تا کنون با فوتبال قطر همکاری میکند. قطریها سانچز را در سن 30 سالگی از لاماسیا، مهد آن روزهای استعدادهای فوتبال جهان به قطر آوردند و وظیفه مربیگری و پرورش نسل جدیدی از قطر در کمپ اسپایر را به این مربی واگذار کردند.
پس از هفت سال کار با انواع بازیکنان مختلف نهایتا در سال 2014 او به عنوان سرمربی تیم زیر 19 سالههای قطر انتصاب شد و در همان سال قطریها را به عنوان قهرمانی زیر 19 سالههای آسیا رساند و پنج سال بعد با تعدادی از استعدادهای همان تیم، قهرمان جام ملتهای آسیا شد. اما هدف اصلی جام جهانی بود. جامی که تمام این 12 سال فوتبال قطر در راستای موفقیت در آن، قدم برمیداشت.
قطریها که به عنوان قهرمان آسیا وارد مسابقات میشدند میخواستند تا نمایش مقتدرانهای در اولین حضور خود در تاریخ جامهای جهانی داشته باشند. آنها از ۶ ماه پیش استارت اردو ها را زدند. اردوهایی که باعث شد ۷ هفته ابتدایی سوپرلیگ قطر بدون ملیپوشان قطری برگزار شود. مقصد اول قطریها جایی نبود جز زادگاه سرمربیشان؛ اسپانیا. سپس عازم اتریش شدند و در نهایت اردو را در قطر به اتمام رساندند.
آنها طی این مدت با شیلی، گواتمالا، هوندوراس، پاناما، آلبانی جامائیکا، غنا و مراکش بازی کردند و در اکثر این دیدارها تیم پیروز میدان بودند. مسئلهای که روز به روز امید شاگردان سانچز برای صعود از گروه را افزایش میداد.
اما قطری که در دو بازی ابتدایی جام دیدیم، کوچکترین شباهتی به تیم قهرمان آسیا یا تیمی که تا نیمه نهائی عربکاپ پیش رفته بود نداشت. آن تیم با پلنهای متنوع هنگام به دست داشتن مالکیت حالا از حفظ توپ برای دقایقی هرچند کوتاه عاجز بود و به راحتی توپ را از دست میداد و هیچ سازمان دفاعی مستحکمی نداشت و خب طبیعتا نتیجه کار نمیتوانست چیزی جز حذف زودهنگام آنها از مسابقات باشد.
حالا قطر به عنوان اولین تیم حذف شده جام جهانی ۲۰۲۲ شناخته میشود. به نظر قطریها باید این جام را به باد فراموشی بسپارند و از همین حالا برنامهای برای ۴ سال آینده آماده کنند. برنامهای که آنها را برای دومین بار در تاریخشان به بزرگترین تورنومنت فوتبال جهان بیاورد و موفقیت در آن را برایشان میسر کند.
سرانجام پس از دو سال و نیم دوری از لالیگا، ارنستو والورده با اتلتیک بیلبائو به این رقابتها بازگشت تا تنور لیگ امسال را داغتر از همیشه کند. اما او چه تغییراتی در این تیم ایجاد کرده است؟
رضا حسینی، فوتبال لب – سفید و سرخپوشان باسکی، سال قبل را با مارسلینو در رتبه هشتم جدول به پایان رساندند و تنها به 3 امتیاز دیگر احتیاج داشتند تا به جای ویارئال راهی لیگ کنفرانس شوند. بعد از انتخابات ریاست باشگاه اتلتیک بیلبائو در تابستان، مارسلینو از کار برکنار شد. سپس، رقابتی برای جانشینی او بین دو مربی سابق بیلبائو یعنی مارچلو بیلسا و ارنستو والورده درگرفت. در نهایت این والورده بود که جایگاه را تصاحب کرد و برای سومین بار بر روی نیمکت سن مامس نشست. شیرها امسال شروع بهتری داشتند. آنها در چهار بازی اول خود، دو برد، یک تساوی کسب کردهاند، سه بازی اول را بدون گل خورده پشت سر گذاشتهاند و در رتبهی ششم قرار دارند. در این مقاله به تاثیر والورده بر سیستم بازی اتلتیک بیلبائو خواهیم پرداخت.
تغییر در چینش اولیه
مارسلینو دیوانهوار عاشق سیستم 4-4-2 بود. فارغ از اتفاقات بازی یا سبک تاکتیکی تیم حریف، در نهایت مارسلینو سیستم 4-4-2 را انتخاب میکرد. فصل گذشته، مارسلینو در 96 درصد بازیها از سیستم 4-4-2 استفاده کرد. تنها چینش متفاوت او، 4-4-1-1 بود که یکی از مهاجمان کمی عقبتر و پشت مهاجم دیگر بازی میکرد. این لجاجت و عدم انعطاف در تغییر شکل چیزی است که کمتر در فوتبال مدرن و روز دنیا اتفاق میافتد.
بیلبائو اما تحت هدایت والورده، انعطاف بیشتری از خود نشان داده است. با اینکه سیستم پایهی آنها 4-2-3-1 بوده است، تا همین جای فصل از سیستمهای 4-3-3 و 4-4-2 نیز بهره گرفتهاند. ظاهرا والورده اعتقاد دارد که با توجه به قدرت و سبک بازی حریفان میتواند از چینشهای متفاوتی استفاده کند. البته باید ببینیم در آینده از دفاع سه نفره هم استفاده خواهد کرد یا خیر. بیایید کمی با تاکتیکهایی که امسال در سن مامس به اجرا گذاشته است آشنا شویم.
چینش 4-3-3 هجومی
مانند آنچه در زمان حضور والورده در نیوکمپ سراغ داریم، در اینجا هم سبک بازی پوزیشنال را میبینیم. در فاز تهاجمی و به خصوص در فاز طراحی حمله، سیستم اولیهی بیلبائو از اهمیت بالایی برخوردار است. اینجا در 15 ثانیه بازی اول اتلتیکو بیلبائو در برابر مایورکا میتوان شباهت چینش بیلبائو با ساختار مورد علاقهی گواردیولا را مشاهده کرد.
در فاز طراحی، مدافعان میانی از همدیگر فاصله میگیرند تا دروازهبان به مرکز این دو آمده و در بازیسازی شرکت کند. در این حالت، مدافعان کناری کمی بالاتر میروند؛ البته در حدی که فاصلهی مناسبی برای دریافت توپ داشته باشند. بازیکن پست شش درست قبل از خط اول فشار حریف قرار میگیرد. دو هافبک مرکزی دیگر به جلوتر رفته و در بین شکاف خط هافبک تیم مدافع قرار گرفته و آنها را به عقب میرانند.
یکی دیگر از ویژگیهایی که والورده همراه خود از کاتالونیا به باسک سوغات آورده است، سرسختی او برای ادامهی این ساختار در فازهای حمله است. صرف نظر از اینکه او 4-2-3-1 یا 4-4-2 را اجرا کند، فاز طراحی در سیستم 4-3-3 اجرا میشود.
اتلتیک بیلبائو در مقابل کادیز با سیستم 4-2-3-1 بازی کرد. در این بازی، اویهان سانست در کنار میکل وسگا دو هافبک دفاعی تیم بودند. با این حال همانطور که در تصویر بالا مشاهده میکنید، زمانی که بیلبائو در فاز طراحی حمله بود، سانست در عرض بازیکن پست 8 تیم یعنی ایکر مونیایین به سمت بالا حرکت میکرد و وسگا به عنوان “سینگل پیوت” در عقب باقی میماند. حتی میتوان گفت که قرار دادن بازیکنی همچون سانست، که تفکر تهاجمی دارد و سال قبل گاهی به عنوان مهاجم نیز به میدان رفته است، به عنوان یکی از دو هافبک دفاعی نشان میدهد که برنامهی والورده این است که این بازیکن 22 ساله را جلوتر قرار دهد تا بتواند تاثیر بیشتری داشته باشد. بیلبائو برای انتقال توپ از عقب به جلوی زمین، از بازی در عرض استفاده میکند. آنها اغلب از بازی ترکیبی سریع برای غلبه بر پرس از بالای حریف بهره میگیرند.
بازی ترکیبی بیلبائو معمولاً توسط مدافعان کناری، وینگرها و بازیکن پست 6 آنها اجرا میشود. با بررسی نقشه پاس این تیم در بازی آنها مقابل کادیز میتوان مشاهده کرد که بازیکن پست 6 به سمت توپ میرود تا پاس را از بازیکنان کناری دریافت کند.
آنچه مشهود است تعداد بالای پاس از مدافعان کناری، وینگرها و خط دفاعی به وسگا در میانهی زمین است. فازغ از اینکه کادیزیها کدامیک از کجای زمین شروع به پرس و چیدن بلوک دفاعی میکردند، بیلبائو برای عبور از این بلوک دفاعی، اقدام به گردش زیاد توپ کرده است. با جلو رفتن توپ در زمین در هنگام حملهی بیلبائو، شکل چینش اولیهی آنها یعنی 4-3-3، دستخوش تغییر میشود. البته این مسئله، امری طبیعی در سبک بازی پوزیشنال است. آرایش اولیه هرگز در هنگام مالکیت توپ ثابت نیست.
تصویر بالا، شکل اولیهی طراحی حملهی بیلبائو در جلوی زمین را نشان میدهد. به طور کلی، وینگر چپ، آلخاندرو برنگوئر، به لب خط میرود و وینگر راست در نیم فضا قرار میگیرد. در این بازی از اینیاکی ویلیامز به عنوان وینگر راست استفاده شده بود. پستی که در بازیهای دیگر توسط برادرش نیکو اشغال شد. این دو برادر با سرعت بالای خود به خوبی در بین و پشت خطوط دفاعی حریف حرکت میکنند. در همین حین و با اضافه شدن دو بازیکن پست 8 به جلوی زمین، بیلبائو چهار بازیکن در این منطقه از زمین دارد. جالب اینجاست که مدافعان کناری تا زمانی که توپ به یک سوم پایانی نرسد، چندان به جلو حرکت نمیکنند. این را میتوان در نقشهی حرکت بازیکنان مشاهده کرد:
این تصویر، شبکهی پاسهای اتلتیک بیلبائو و موقعیت بازیکنان را در پیروزی یک بر صفر آنها مقابل والنسیا به تصویر میکشد. میتوان دید که مدافعان کناری بسیار عقب بازی کردهاند؛ در حالی که هافبکها و مهاجمان بین خطوط قرار گرفته و نزدیک به هم میمانند. در اغلب لحظات چینش تیم 4-1-5 نامتقارن است. اما آنها چگونه با این ساختار دست به ایجاد موقعیت میزنند؟
سانترها و حرکات سریع پشت خطوط دفاعی
استفاده از نقاط قوت بازیکنان، یکی از مهمترین فاکتورهای مربیگری است و والورده، این اصل را به خوبی رعایت میکند. یکی از روشهای بیلبائو برای عبور از سد دفاعی حریفان، استفاده از توپهای هوایی پشت دفاع حریف است. استفاده از سرعت بازیکنی مانند ایناکی ویلیامز روشی فوقالعاده برای انجام این کار است، زیرا این بازیکن بدون شک یکی از سریع ترین و قدرتمندترین مهاجمان لالیگا است. ویلیامز به خوبی از بین کانالهای دفاعی حریف فرار میکند و میانبری ساده و موثر برای رساندن توپ به پشت دفاع یا درون یک سوم دفاعی حریفان است.
این پاسها میتواند از هر بازیکنی که در موقعیت عقب زمین قرار دارد برای ویلیامز ارسال شود اما غالبا فولبکها هستند که پاس را در بین کانالهای دفاعی برای او میفرستند. با بررسی نقشهی پاسهای بیلبائو در بازی با والنسیا میتوان دریافت که ارسال توپ از فولبک راست آنها یعنی دیمارکوس به ویلیامز، روشی رایج برای جلو بردن توپ توسط مردان والورده بوده است.
سانتر کردن یکی از راههای دیگر تیم والورده برای پشت سر گذاشتن دفاع عقب نشستهی حریفان و ایجاد موقعیت بر روی دروازهی آنهاست. گرچه این روش خیلی ساده به نظر میرسد، اما فرمول مشخصی وجود دارد که بیلبائو از آن برای ارسال مناسب استفاده میکند. در بخش قبل در این مورد صحبت کردیم که چطور باسکیها تمایل دارند تا در هنگام طراحی حمله بر اساس بازی پوزیشنال، چهار بازیکن خود را در بین خطوط دفاعی حریف قرار دهند. دلیل این امر این است که والورده میخواهد شماره 6 و بازیکنان خط دفاع توپ را به این چهار بازیکن برسانند. بازیکنانی که در فضای بین خطوط حرکت میکنند و به دنبال زاویهای مناسب برای دریافت توپ میگردند.
دو تصویر بالا، نمونهی بینقصی از استفاده از بازیکنان بیلبائو بین خطوط دفاعی حریف است. وسگا در راهروهای مرکزی با مونیاین سریع یک و دو بازی کرده است. در اینجا، وسگا یک یک و دوی سریع با مونیایین در دالان مرکزی انجام میدهد. به طور طبیعی، والنسیا بلوک دفاعی خود را برای متراکم کردن فضای بین خط میانی و خط دفاعی جمع کرده است. این مسئله موجب ایجاد فضای بسیار زیادی در کنارهها شده است. مدافع کناری بیلبائو، یوری برچیچه، با دیدن این مسئله به سرعت به جلو حرکت کند تا با تغییر سریع منطقهی بازی، در انتهای زمین صاحب توپ شود. این توپ به جایی نرسید ولی به والنسیا هشدار داد که بیلبائو میتواند روی این الگو خطرناک باشد.
تا اینجای فصل، اتلتیک بیلبائو به طور میانگین در هر بازی 18 سانتر انجام داده است. با توجه به آمار نسبتا مناسب دقت 34 درصدی در سانترهای باسکیها، به طور متوسط در هر بازی 6.29 سانتر آنها موفق بوده است. میانگین xG آنها در حال حاضر 1.6 در هر بازی است و 5 گل در 4 بازی اول به ثمر رساندهاند. این آمار نشان میدهد که مطمئناً در روزهای اولیهی بازگشت والورده به سن مامس مشکل اساسی از لحاظ گلزنی و ایجاد فرصت وجود نداشته است.
پرس کردن و انتقال سریع توپ
در حالیکه والورده عملکرد تیم در هنگام تصاحب توپ و همچنین آرایش تاکتیکی تیم را بهبود بخشیده است، عملکرد خوب تیم در هنگام بازی بدون توپ را حفظ کرده است. در زمان مارسلینو، بیلبائو عملکرد بسیار خوبی در هنگام پرس از بالای زمین از خود نشان میداد. آنها در فصل گذشته یکی از شناختهشدهترین تیمهای اروپا در زمینهی پرس کردن بودند. در زمان مارسلینو، بیلبائو به صورت منطقهای فشار میآورد و گزینههای پاس به مرکز را قطع میکرد تا حریف مجبور به استفاده از عرض زمین شود. در این هنگام، آنها با استفاده از خطوط کناری زمین به عنوان یک مدافع اضافی، حریف خود را به دام میانداختند و به شدت فضا را تنگ میکردند تا توپ را از حریف باز پس بگیرند.
از زمان برگشت والورده به بیلبائو، این مربی باتجربه با درک مفید بودن این روش دفاعی، کماکان به همین سبک دست به پرس حریفان، دام پهن کردن برای آنها و بازپسگیری توپ میزند. با دقت در تصویر زیر، میتوان دید که تنها گل بیلبائو در برابر والنسیا از همین سبک دفاعی به دست آمد.
والنسیا مجبور به بازی در عرض شد. مردان والورده به سزعت به سمت توپ حرکت کرده و تمام مسیرهای پاس را مسدود کردند. بازیکن والنسیا سعی کرد که هوشمندانه عمل کند و توپ را از بالای تله پرسینگ عبور دهد. اما ویلیامز هوشیار بود و مسیر توپ را قطع کرد.
بعد از گرفتن توپ، بیلبائو به سرعت فاز انتقال را انجام داد. در نهایت برنگوئر در سمت چپ صاحب توپ شد و با یک شوت به تیر نزدیک، گل را به ثمر رساند. این یک پایان خوب برای پرس به روش مارسلینو بود.
انتقال سریع که میراث دوران مارسلینو میباشد، کماکان عنصری اصلی در تیم والورده است. بیلبائو به گونهای برنامهریزی شده است که بتواند عقبتر دفاع کند و به محض بازپسگیری توپ، به حیفان حمله کند. والورده هم قصد ندارد که تیمش این قابلیت مفید را از دست بدهد. در هنگام دفاع از عقب زمین هم باسکیها همچنان بسیار تهاجمی دفاع میکنند و به دنبال گرفتن توپ در بلوک 4-4-2 خود میباشند.
با این حال، هنگامی که مالکیت توپ به دست میآید، بازیکنانی مانند برادران ویلیامز، سانست، برنگوئر و مونیایین، همگی از سرعت و قدرت هجومی خود برای حرکت درون فضاها استفاده میکنند و امیدوارند که در ضد حمله به گل برسند.
جمعبندی
در حال حاضر والورده موفق شده که اتلتیک بیلبائو را تبدیل به تیمی بهتر کند. در حالی که هنوز در روزهای اولیهی لیگ هستیم، تیم در حرکت رو به جلو بسیار خطرناکتر به نظر میرسد و در زمینهی حفظ توپ هم نسبت به زمان مارسلینو بهتر عمل میکند. با این حال، سرمربی جدید نقشهی قدیمی را به طور کامل از بین نبرده است و فقط به آن اضافه کرده است. کاری که والورده انجام داده است، بهبود عملکرد باسکیها و به خصوص در هنگام بازی با توپ است. کماکان راه درازی در پیش است، اما هواداران باشگاه مطمئناً میتوانند از دورنمای رقابت برای به دست آوردن یکی از جایگاههای اروپایی هیجانزده باشند.
ولورهمپتون تعداد بازیکنان پرتغالی زیادی را در اختیار دارد و همین علامت سوالهای زیادی را در ذهن فوتبال دوستان ایجاد کرده است.
کیارش غریبی، فوتبال لب – در حال حاضر، ۱۰ بازیکن پرتغالی در اسکواد ولورهمپتون حضور دارد. این عدد از ۳ برابر تعداد بازیکنان بریتانیایی گرگها هم بیشتر میباشد.
ولی چرا؟ میتوان گفت شروع این ماجرا در سال ۲۰۱۶ بوده است. هنگامی که کمپانی فوسون چین، با مبلغی به ارزش ۴۵ میلیون پوند باشگاه ولورهمپتون را خریداری کرد.
اما واقعا چین چه ربطی به پرتغال دارد؟ قضیه از آنجایی جالب میشود که این کمپانی سرمایهگذاری چینی، حدود ۱۵ درصد از سهام شرکت Gestifute Agency Company را در اختیار دارد. کمپانیای که خورخه مندز، سوپر ایجنت دنیای فوتبال موسس آن میباشد.
خورخه مندز یکی از بزرگترین و بانفوذ ترین ایجنتهای مستطیل سبز میباشد که وکالت بازیکنانی نظیر رافائل لیائو، خامس رودریگز، برناردو سیلوا و کریستیانو رونالدو را برعهده دارد. تقریبا ۸۰ درصد از موکلهای او پرتغالی زبان میباشند.
به دلیل شراکت در این کمپانی، مندز و سران چینی فوسون رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند و این خورخه مندز بود که آنها را به خرید ولورهمپتون علاقهمند کرد.
از همینرو مندز نفوذ زیادی بر مالکان این تیم دارد. در روز های اول مالکیت چینیها بر ولوز بود که مندز به آنها پیشنهاد استخدام نونو اسپریتو، سرمربی سابق والنسیا و بنفیکا را ارائه کرد و سران ولوز هم دست به این پیشنهاد نه نگفتند. اسپریتو و مندز سابقه طولانیای با یکدیگر داشتند و از دوران بازیکنی نونو، بایکدیگر همکاری میکردند.
حالا و با حضور نونو، یکی از نزدیکترین دوستان مندز و رابطه خوب ایجنت پرتغالی با سران ولوز، این اجازه را به او میداد تا برای انتقال موکلهایش به باشگاه انگلیسی، کار راحتتری داشته باشد و این آغازی بود بر قصه پرتغالیها در ولورهمپتون.
از همینرو، طی ۴ سال حضور نونو اسپریتو سانتو در ولورهمپتون، ۱۵ عدد از موکلان مندز به این تیم منتقل شدند. برخی از آنها مانند روبن نوس و رائول خیمنز تبدیل به ستاره گرگها شدند و برخی مانند نلسون سمدو ناامید کننده ظاهر شدند.
پس از جدایی نونو اسپریتو، سران ولوز باز هم به سراغ مندز رفتند و این بار برونو لاژه، سرمربی پرتغالی بنفیکا، گزینه پیشنهادی این سوپر ایجنت به آنها بود.
با حضور لاژه در باشگاه، تغییری در سیستم نقل و انتقالاتی گرگها به وجود نیامد. هنوز مندز نقش زیادی در ورودیها و خروجیهای باشگاه داشت و کما فیالسابق بازیکنان پرتغالی زیادی راهی مالینیو میشدند.
در طول این ۲ پنجره تابستانی که برونو لاژه در ولورهمپتون حضور داشته، ۴ تن از موکلهای مندز نظیر خوزه سا، فرانسیسکو ترینکائو، متئوس نونز و گونچالو گوئدس وارد این باشگاه شدهاند.
به طور کلی در طی ۶ سال حضور مالکان چینی در این باشگاه، ۱۹ بازیکن که مندز وکالت آنها را برعهده داشته است به ولورهمپتون پیوستند. بازیکنانی که مجموعا بیش از ۳۳۰ میلیون پوند برای گرگها آب خوردند.
با این وجود، افراد داخل باشگاه، هرگونه نقش مندز در سیستم نقل و انتقالاتی باشگاه خود را تکذیب میکنند و در رسانهها از او به عنوان یک دوست و یک مشاور یاد میکنند.
تقریبا سرمایهگذاریهای کلان روی بازیکنان بالا ۳۰ سال در فوتبال تبدیل به تابو شده بود اما در این تابستان اوضاع کمی فرق داشت.
کیارش غریبی، فوتبال لب – در سالیان اخیر باشگاههای فوتبال تلاش کردهاند تا از خرج پولهای هنگفت برای بازیکنان بالا ۳۰ سال خودداری کنند. اما شرایط کمی فرق کرده است. انگار که دوباره زور عنصر تجربه به قدرت جوانی چربیده. برخلاف اتفاقی که در سالهای اخیر افتاده بود، بازار نقل و انتقالات بازیکنان مثبت ۳۰ سال در ۶ ماه گذشته بسیار داغ بوده است.
برای مثال کیران تریپیر در زمستان ۲۰۲۲ و در ۳۱ سالگی توسط نیوکسل به خدمت گرفته شد. یا فیلیپه کوتینیویی که در آستانه ۳۰ سالگی به صورت قرضی به استون ویلا پیوست و قرارداد خود را در ابتدای تابستان دائمی کرد.
همچنین کاسمیرو، کالیدو کولیبالی و روبرت لواندوفسکی از آن دسته بازیکنانی بودند که با انتقالهایی گران قیمت در این تابستان از تیمی به تیمی دیگر منتقل شدند.
اما چرا؟ از خرید های هیجانی میتوان به عنوان عامل اصلی این انتقالها نام برد. برخی از این خرید ها حاصل عملکرد بد تیمها در بازی های ابتدایی فصل میباشند. زمانی که نیاز به یک بازیکن شدیدا احساس میشود و باشگاه روی قابل دسترسترین گزینه ممکن میگذارد.
بیشک، یکی دیگر از دلایل این قضیه واقعبینی میباشد. از هر طرفی که بخواهیم به داستان نگاه کنیم، بازیکنان جوانتر هیچگاه کاملا کافی نیستند و عنصر تجربه در خیلی از مواقع تفاوتها را ایجاد میکند. پس طبیعی است باشگاهی مانند چلسی در کنار بازیکنان جوانی مانند کیرنی چوکووئمکا و چزاره کاسادی به دنبال جذب امثال کولیبالی و اوبامیانگ باشد.
با این وجود باشگاههایی مانند لیورپول و منچسترسیتی که از ابتدا با برنامهای مشخص شده پا به پنجره تابستانی میگذارند، هرگز نیاز به چنین خرید هایی پیدا نمیکنند. اکنون حدود ۶ سال میشود که سران لیورپول هیچ بازیکن بالا ۳۰ سالی را برای ۳ خط جلوئی خود خریداری نکردهاند. همچنین از آخرین باری که منچسترسیتی برای بازیکن بالا ۳۰ سالی پولی خرج کرد به بیش از یک دهه پیش بازمیگردد.
در حالی که فقط ۴ روز تا پایان پنجره نقل و انتقالاتی باقی مانده، لیورپول هنوز دست به ترمیم یکی از بزرگترین مشکلات خود نزده است.
کیارش غریبی، فوتبال لب – شاید با نگاه به لیست هافبکهای لیورپول، نیاز این تیم به یک بازیکن جدید در میانه میدان احساس نشود اما لیورپول نیازی جدی به بازیکنانی جدید برای این ناحیه دارد.
وقتی از یورگن کلوپ درباره هافبکهای تیمش سوال شد، او پاسخ داد
“وقتی همه آنها در دسترس باشند من نیز راضی خواهم بود اما باز هم در هر شرایطی، ما به دنبال تقویت خود هستیم. بازیکنی که به خومت میگیریم باید بازیکن مناسبی باشد و اگر این بازیکن مناسب در دسترس نباشد، ما به گزینههای موجود در تیم فکر میکنیم. البته که الان مصدومیتهای زیادی داریم، اضافه کردن یک هافبک به تیم گزینه جالبی محسوب میشود”.
اما کمی به اوضاع میانه میدان شاگردان کلوپ بپردازیم. از زمان آغاز فصل پیش فقط کریستال پالاس(۱۰ هافبک) بیشتر از لیورپول(۹ هافبک) بازیکنان مختلفی را در سه پست وسط زمین به کار گرفته است و در حال حاضر نیز با خروج قرضی تایلر مورتون و اضافه شدن فابیو کاروالیو، لیورپدل ۹ هافبک را در اختیار دارد.
بهنظر نمیرسد که ۹ بازیکن برای چنین محدودهای از زمین تعداد کمی باشد. حتی منچسترسیتی که عمق اسکوادش زبانزد همه اهالی فوتبال میباشد، ۷ بازیکن بزرگسال را برای خط هافبک خود در اختیار دارد. به تصویر زیر توجه کنید.
باتوجه به تصویر بالا، جدا از سن بالای برخی از هافبکهای این تیم، بازیکنانی مانند کرتیس جونز، هاروی الیوت، نبی کیتا و الکس اوکسلید چمبرلین حتی موفق به انجام ۲۰ بازی در طول فصل هم نمیشوند.
کیتا و چمبرلین در طی دوران حضور خود در لیورپول، هیچگاه موفق به انجام نصف بازیهای لیورپول در پریمیرلیگ هم نشدهاند.
اما حتی اگر آنها را گزینههای قابل دسترسی برای لیورپول بدانیم، باز هم میلنر، چمبرلین و کیتا در سال پایانی قرارداد خود قرار دارند. تیاگو و هندرسون بیشاز ۳۰ سال دارند و فابینیو نیز بهزودی وارد دهه چهارم زندگی خود میشود. با توجه به همه اینها، لیورپول باید خیلی زودتر از این برای تقویت خط میانی خود اقدام میکرد.
تیاگو اما یکی از بازیکنانی بود که در تابستان ۲۰۲۰ به منظور تقویت خط هافبک سرخهای آنفیلد خریداری شد. تیاگو شروع درخشانی در لیورپول نداشت و بخش زیادی از فصل را به دلیل مصدومیت از دست داد اما با شروع فصل گذشته و کاهش مصدومیتها، تیاگو به ستاره خط هافبک لیورپول تبدیل شد.
تصویر بالا کاملا گویا کیفیتی میباشد که تیاگو به وسط زمین لیورپول اضافه کرده است. از همین منظر هیچ تعجبی ندارد که لیورپول در ۲۷ بازی گذشته که تیاگو بازی را از ابتدا آغاز کرده، متحمل هیچ شکستی نشده است.
با این وجود هافبک اسپانیایی لیورپول هنوز با فشار تمرینات یورگن کلوپ و لیگ برتر انگلستان کنار نیامده و در طی این دو سال با مصدومیتهای بسیاری مواجه شده است.
از همینرو هواداران لیورپول خرید یک هافبک در روز های پایانی نقل و انتقالات را مسئلهای ضروری تلقی میکنند. طبق گزارش برخی منابع، آنها پرس و جو هایی درباره متئوس نونز هافبک تیم اسپورتینگ لیسبون انجام دادند اما ولورهمپتون از هفتهها قبل به توافقات اولیه با اسپورتینگ رسیده بود و نهایتا هافبک پرتغالی را به خدمت گرفت.
یکی دیگر از بازیکنانی که نامش مدام کنار نام لیورپول میآید، جود بلینگهام است. بسیاری از خبرنگاران نزدیک لیورپول، آن بازیکن مناسب که کلوپ در مصاحبههای خود به او اشاره میکند را بلینگهام میدانند. بهنظر نمیرسد که دورتموند راضی به جدایی این هافبک با ارزش خود در پنجره آتی بشود و لیورپول از حالا خود را آماده انتقال هافبک انگلیسی در پنجره نقل و انتقالاتی تابستانی ۲۰۲۳ میکند.
پس از فصلی پرفراز و نشیب، حالا لیدز یونایتد جانی دوباره گرفته و با چهرهای جدید و متفاوت پا به فصل جدید پریمیرلیگ گذاشته است.
کیارش غریبی، فوتبال لب – پس از باخت سنگین چهار بر صفر در بازی خانگی برابر تاتنهام بود که سران لیدز مجبور به اخراج مارسلو بیلسا شدند. تصمیمی که آندرهآ رادریزانی درباره آن گفت:
” این سختترین تصمیمی بود که تا به حال برای لیدز گرفتم”
البته که خداحافظی با تئوریسین آرژانتینی سخت بود. بیلسا در ژوئن ۲۰۱۸ به لیدز پیوست و فقط پس از ۲ سال به حسرت ۱۶ ساله لیدزی ها مبنی بر حضور دوباره در پریمیرلیگ پایان داد. او همچنین دو فصل نسبتا خوب را با رزهای سفید در سطح اول فوتبال انگلستان گذراند اما بهنظر میآمد وقت رفتن رسیده باشد.
بیلسا در ۶ بازی نهایی خود به عنوان سرمربی لیدز یونایتد، فقط ۱ امتیاز کسب کرده بود و تنها ۲ امتیاز با منطقه سقوط فاصله داشت. قرار بود تا او پس از باخت شش بر صفر مقابل لیورپول اخراج شود اما مدیران باشگاه باز هم به او اعتماد کردند تا نهایتا یک هفته بعد و پس از شکست سنگین مقابل تاتنهام، صبر آنها نیز به اتمام رسید و بیلسا را اخراج کردند. یک روز بعد، جسی مارش مربی سابق لایپزیگ، به عنوان سرمربی لیدز یونایتد منصوب شد.
مارش موفق شد تا با ۳ امتیاز بیشتر نسبت به برنلی رده هجدهمی، لیدز را در لیگ برتر انگلستان نگه دارد.
اما چه چیزی انقدر آنها را نسبت به فصل گذشته متفاوت کرده است؟ قطعا از پنجره بسیار خوب لیدزیها در تابستان میتوان به عنوان یکی از دلایل مهم این تغییر نام برد. آنها با فروش ستاره های خود، رافینیا و کلوین فیلیپس به بارسلونا و منچسترسیتی با مبالغ ۴۹ و ۴۱ میلیون پوند پول قابل توجهی را به بودجه تابستانی خود اضافه کردند. آنها از این پول برای خرید بازیکنانی مانند برندون آرونسون، راسموس کریستنسن، تایلر آدامز، مارک روکا و … استفاده کردند. تمام این خرید ها حدود ۱۱۶ میلیون یورو برای لیدز هزینه داشت که آنها را به دوازدهمین باشگاه پرخرج تابستان تبدیل کرد.
نکته جالب اینخرید ها در ۳ بازیکنی است که از باشگاههای زیرمجموعه ردبول به خدمت گرفته شدهاند. با توجه به سابقه مربیگری او در لایپزیگ، بهنظر مارش نیاز به بازیکنانی داشته که با فوتبالی که او از تیمش طلب میکند آشنایی کافی را داشته و تعلیم دیده شده باشند.
در سه بازی گذشته لیگ، آنها عملکرد های بسیار خوب و مناسبی را به نمایش گذاشتهاند. در هفته اول موفق به شکست ولورهمپتون سختکوش برونو لاژه شدند. در هفته دوم با وجود دو گل برتری، به یک امتیاز در برابر ساوتهمپتون قناعت کردند و در هفته سوم ضمن حفظ اولین کلینشیت فصل، موفق به پیروزی سه بر صفر در برابر شاگردان توماس توخل شدند.
جک هریسون و رودریگو بازیکنانی بودند که در لیدز نسخه مارش، پررنگترین نقش را داشتند و تبدیل به کلیدیترین مهرههای آنان در خط حمله شدند. البته باوجود همه این تغییرات، بهنظر میرسد لیدز یونایتد هنوز از لحاظ دفاعی آسیبپذیر است و با مشکلات زیادی در عقب زمین خود دست و پنجه نرم میکند.
دراین مقاله، به بازیکن هایی میپردازیم که باوجود گذشت دو ماه از پنجره نقل و انتقالات تابستانی، هنوز تکلیف تیم بعدی آنها مشخص نشده است.
کیارش غریبی، فوتبال لب – در هر پنجره نقل و انتقالاتی بازیکن های زیادی هستند که از ابتدا تا انتهای پنجره درگیر پروسه انتقال هستند و تکلیف تیم آینده آنها تا آخرین لحظات مجهول است. در این مقاله باهم، به شرایط چند تن از این بازیکنان معتبر در دنیای فوتبال خواهیم پرداخت.
فرنکی دییونگ: دقیقا ۱۰۰ روز پیش بود که هافبک هلندی برای اولین بار به منچستریونایتد لینک شد و طی این ۱۰۰ روز اخبار ضد و نقیض زیادی درباره این انتقال منتشر شدهاند. حدود یک ماه پیش منچستریونایتد پس از ۲ ماه مذاکره، به توافق نهائی با بارسلونا دست یافت اما خود بازیکن، هنوز راضی به انجام انتقال نشده است. چلسی نیز علاقهمند به جذب دیونگ میباشد و حتی حاضر به پرداخت ۸۵ میلیون یورو برای او نیز هست اما بازیکن به هیچ وجه، راضی به ترک بارسلونا نمیشود. با توجه به گزارش رسانههای متعدد، دلیل اصرار دییونگ به ماندن در بارسا، طلب ۱۷ میلیون یورویی او از باشگاه میباشد.
کریستیانو رونالدو: ستاره پرتغالی دنیای فوتبال که سال گذشته در انتقالی به ارزش ۱۵ میلیون یورو به منچستریونایتد بازگشت، حالا ساز جدایی کوک کرده و خواهان بازی در لیگ قهرمانان اروپا میباشد. ایجنت او خورخه مندز، بارها رونالدو را به باشگاههایی نظیر چلسی، بایرنمونیخ و اتلتیکومادرید پیشنهاد داد اما هر دفعه با پاسخ منفی آنها مواجه شد. حال باید دید رونالدو و ایجنتش راهی برای خروج از الدترافورد پیدا میکنند یا این بازیکن هم تا پایان قرارداد خود در جمع شیاطین سرخ باقی میماند.
پیر امریک اوبامیانگ: سران چلسی تا به حال بیش از ۱۵۰ میلیون یورو در این پنجره نقل و انتقالاتی هزینه کردهاند اما هنوز در خط آتش خود با کمبود هایی مواجه هستند. پیر امریک اوبامیانگ به عنوان یکی از گزینههای احتمالی جایگزینی روملو لوکاکو برای آبیها در نظر گرفته میشود. او که در ژانویه سال گذشته با قراردادی آزاد به بارسلونا پیوست، حالا و باوجود جذب لواندوفسکی توسط آبیاناریها، آینده مشخصی ندارد و به چلسی پیشنهاد شده است. بر خلاف منچستریونایتد، چلسی تا به الان شانس خرید مهاجم گابنی را رد نکرده است.
ممفیس دیپای: دیپای در تابستان ۲۰۲۱ با قراردادی آزاد از لیون به بارسلونا پیوست اما موفق به برآورده کردن انتظارات طرفداران بلوگرانا نبود. حالا به ایجنت بازیکن اطلاع داده شده که به دلیل تراکم زیاد بازیکنان در خط حمله، میتواند طی انتقالی رایگان، در همین پنجره بارسا را ترک کند. در سمت دیگر ماجرا، دیپای نیاز به بازی کردن مستمر دارد تا بتواند جایگاه خود در تیم ملی هلند برای جامجهانی پیشرو را حفظ کند.
وسلی فوفانا: باوجود جذب کولیبالی توسط آبیهای لندن، آنها هنوز به دنبال جذب مدافعی دیگر هستند و وسلی فوفانا، مدافع فرانسوی لستر را هدف اول خود برای تقویت این پست قرار دادهاند. چلسی دو پیشنهاد برای لسترسیتی ارسال کرده که هر دو توسط سران روباهها رد شده است اما آنها قصد عقبنشینی ندارنر و با پیشنهادی جدید باز خواهند گشت. ممکن است تا آنها رقم پیشنهاد بعدی را به بیش از ۸۰ میلیون پوند برسانند. خود بازیکن نیز مشتاق این انتقال میباشد و حتی از برندون راجرز درخواست کرده تا او را از لیست بازی هفته سوم لستر در برابر ساوتهمپتون کنار بگذارد.
طبق گزارش سایمون استون، خبرنگار بیبیسی اسپورت، اکنون ممکن است سران منچستریونایتد مایل به خروج کریستیانو رونالدو باشند.
کیارش غریبی، فوتبال لب – اریک تنهاخ، سرمربی یونایتد بار ها در رسانهها اعلام کرده است که رونالدو فروشی نیست و نقش مهمی در برنامههای او دارد اما حالا انگار اوضاع فرق کرده است. با توجه به گزارش منابع بیبیسی در منچستریونایتد، به نظر میرسد که حضور رونالدو در باشگاه تاثیرات منفی ای دارد. او به سختی با هم تیمیهای خود ارتباط برقرار میکند و بارها به صورت آشکار قصد هود برای رفتن را نشان داده است.
منابع اذعان کردهاند که احساسی که در باشگاه وجود دارد این است که تا زمانی که رونالدو در باشگاه است، شرایط تغییر نخواهد کرد و همچنین به نظر این اعتقاد در یونایتد وجود دارد که حتی اگر برای او جایگزینی خریده نشود، این اتفاق باعث پیشرفت دوباره سطح بسیاری از بازیکنان خواهد شد.
اما اینها تنها خبر های جدید درباره رونالدو نبود. لوری ویتول خبرنگار تایید شده اخبار حوزه یونایتد، دیروز در مقالهای اذعان کرد که اوایل مربی هلندی به دنبال حفظ فوق ستاره پرتغالی یونایتد بود اما حالا در صورت جذب جایگزین مناسب حاضر به فروش رونالدو میباشد. ویتول همچنین از نارضایتی رونالدو از فشار سنگین تمرینات و سیستم پرس تنهاخ خبر داد.
کاوه صلحکل خبرنگار اسکای اسپورتس نیز از دو دستگی میان برخی اعضا هئیت مدیره شیاطین سرخ با اریک تنهاخ بر سر جدا شدن یا نشدن رونالدو خبر داد. او همچنین افزود که ما میدانیم که صحبتهایی مبنی بر بیمشتری بودن رونالدو در این پنجره نقل و انتقالاتی بوده است اما حالا باشگاههایی نظیر اتلتیکومادرید و چلسی به جذب او علاقه نشان دادهاند.
قصه انتقال رونالدو نیز تبدیل به یکی از طولانیترین و آزاردهنده ترین قصههای این پنجره تابستانی شده. درست مانند بقیه گزینه های یونایتد. باید دید با همه اینها، نهایتا رونالدو راضی به ماندن میشود یا تئاتر رویا ها را ترک میکند.
روز یکشنبه ناتینگهام فارست با پیروزی یک برصفر در برابر وستهم در هفته دوم لیگ برتر انگلستان، اولین برد خود پس از ۲۳ سال در پریمیرلیگ را جشن گرفت.
کیارش غریبی، فوتبال لب – شاید یک سال پیش در چنین روزی هیچکس فکر نمیکرد که ناتینگهام فارستی که در قعر جدول چمپیونشیپ قرار داشت، ۱۲ ماه بعد، اولین برد خود پس از دو دهه در سطح اول فوتبال انگلستان را در برابر چکشها به دست بیاورد.
سال گذشته در همین حوالی بود که ناتینگهام فارست با هدایت کریس هیوتون دوران خوبی را پشت سر نمیگذاشت. آنها در هفت بازی ابتدایی فقط یک امتیاز کسب کرده بودند و طی ۱۳ هفته هدایت مربی انگلیسی، حتی موفق به کسب یک پیروزی هم نشده بودند. نهایتا هیوتون پس از شکست دو بر صفر در برابر میدلزبرو در هفته سیزدهم چمپیونشیپ، اخراج شد.
جانشین او کسی نبود جز استیو کوپر. او که تجربه هدایت و قهرمانی با تیم زیر ۱۷ سال انگلستان در جام جهانی زیر ۱۷ ساله ها را در کارنامه داشت و دو بار با سوانزی به پلیآف چمپیونشیپ راه یافته بود، در آن مقطع گزینه مناسبی برای آنها به نظر میرسید.
اما شاید در آن زمان حتی خود کوپر هم فکر نمیکرد که بتواند انقدر به پیشرفت سطح فارست کمک کند. او باعث شکوفایی بازیکنانی مانند جیمز گارنر، جد اسپنس، برنن جانسون و … شد و به کسب سهمیه صعود مستقیم به پریمیرلیگ بسیار نزدیک بود اما اسکات پارکر و بورنمورث مانع این اتفاق شدند.
نهایتا ناتینگهام فارست با پیروزی برابر شفیلد یونایتد و هادرسفیلد در پلیآف پس از ۲۳ سال به پریمیرلیگ برگشت و معجزه کوپر تکمیل شد. اما حالا زمان شروع پروژه ای جدید بود. پروژه بقا.
با صعود به لیگ برتر انگلستان، ناتینگهام حدود ۱۵۰ میلیون پوند پاداش از طرف اتحادیه فوتبال انگلستان دریافت کرد و پروژه بقا را آغاز کرد. تا به این لحظه آنها ۱۵ بازیکن منجمله دین هندرسون، جسی لینگارد، امانوئل دنیس، شیخ کویاته و نکو ویلیامز را خریداری کرده اند و در آستانه تکمیل شانزدهمین خرید خود، یعنی نیل موپی از برایتون میباشند.
تقریبا حدود 23 سال از آخرین برد آن ها در سطح اول فوتبال انگلستان گذشته بود. آخرین باری که آنها طعم پیروزی را در پریمیرلیگ چشیده بودند به 16 می 1999 برمیگشت که با پیروزی خانگی در برابر لسترسیتی، فصل را با پیروزی به اتمام رساندند. باوجود 3 برد در 3 بازی انتهایی لیگ، آنها با 5 امتیاز کمتر از بلکبرن، به عنوان تیم قعرنشین به چمپیونشیپ سقوط کردند.
حالا و پس از بازگشت به پریمیرلیگ، در بازی اول لیگ در برابر نیوکسل، آنها تعریف چندانی نداشتند و نتوانستند مشکلی را برای حریف خود ایجاد کنند اما در بازی دوم در برابر وستهم و دیوید مویس، تیم به مراتب منظمتر و هماهنگتری وارد مستطیل سبز شده بود.
ناتینگهام بازی را روی پای جلوئی خود آغاز کرد و فشار زیادی را متحمل چکش ها کرد. نهایتا در لحظات پایانی نیمه اول، تایو آیووینی مهاجم جدید و ۱۷ میلیون یورویی آنها که گرانترین خرید تاریخ ناتینگهام فارست حساب میشد دروازه آلفونس آرئولا را باز کرد. البته این رکورد پس از قطعی شدن انتقال امانوئل دنیس مهاجم واتفورد به این باشگاه شکسته شد.
پس از این گل و آغاز نیمه دوم بازی، شاگردان کوپر با درخشش دین هندرسون و نکو ویلیمز توانستند به هر نحوی شده این برتری را حفظ کنند و طعم شیرین پیروزی در پریمیرلیگ را بچشند.
رئال مادرید و آینتراخت فرانکفورت بازی سوپرکاپ اروپا رو در تاریخ چهارشنبه نوزدهم مرداد ماه ۱۴۰۱ در شهر هلسینکی کشور فنلاند برگزار کردن که این بازی با نتیجه دو بر صفر به نفع سفید های مادرید و با گلزنی دیوید آلابا و کریم بنزما برای رئال به پایان رسید تا کهکشانیها سوپرکاپ رو به خانه ببرن و آنجلوتی یه جام دیگه به کلکسیون افتخاراتش اضافه کنه. در این مینی آنالیز، تحلیل کوتاه بازی از دیدگاه رضا حسینی رو باهم میشنویم.
شما هم اگه در مورد این بازی نظری دارید توی کامنت ها برامون بنویسید.
مینی آنالیز بازی با رضا حسینی:
برای مشاهده همه مینی آنالیز های فوتبال لب اینجا کلیک کنید!