محمدرضا حسینخانی، فوتبال لب – کرتیس جونز در دومین بازی خود به عنوان مدافع راست، نمایشی قابل قبول ارائه داد و لیورپول در دومین دربی مرسیساید فصل، اورتون را شکست داد.
در تحلیل این بازی، آرنه اسلات چندین اشاره به بازیکنانی داشت که مایل است با آنها بیشتر کار کند.
نگاه باشگاه به اسکواد تیم
صبح روز پس از پیروزی ۱-۰ تیمش، مربی هلندی (اسلات) از کرتیس جونز به عنوان بازیکنی یاد کرد که دارای کیفیتی است که او و ریچارد هیوز (مدیر ورزشی) بارها در مورد آن با نگاه به آینده صحبت کردهاند.
اسلات در گفتگو با خبرنگاران حاضر در مرکز تمرینات اکسا لیورپول گفت:
“البته که من و ریچارد زیاد درباره این فصل و فصل بعد صحبت میکنیم. داشتن بازیکنان همهفنحریف همیشه خوب است. کرتیس جونز قطعاً یکی از این بازیکنان است.”
اگرچه کرتیس جونز خود را یک هافبک میداند که عمدتاً در پستهای هافبک میانی (شماره ۸) یا هافبک هجومی (شماره ۱۰) راحتتر است، اما این بازیکن ۲۴ ساله در درجه اول خود را صرفاً یک “فوتبالیست” میخواند.
“چه در پست هافبک میانی (۸) بازی کنم، چه به عنوان هافبک هجومی (۱۰)، چه از سمت چپ، چه به عنوان فالس ناین (مهاجم کاذب) که قبلاً هم در این پست بازی کردهام. یا حتی به عنوان مدافع، مشکلی نیست، من آماده بازی در هر پستی هستم.”
عملکرد جونز در فصل جاری
در ۳۸ بازی اخیرش تحت هدایت اسلات، کرتیس جونز تجربه هفت پست مختلف را دارد. که با اضافه شدن نقشهای جدیدی مانند هافبک دفاعی (شماره ۶) و مهاجم دوم به فهرست موقعیتهای قبلی او همراه بوده است.
ویژگیهای بازی کرتیس جونز – مقایسه با بازیکنان مشابه در پنج لیگ برتر اروپا
بنابراین جای تعجب نیست که این محصول آکادمی (لیورپول) به یکی از موردعلاقههای سرمربی جدید این باشگاه تبدیل شود. این مسئله باید نشان دهد که باشگاه در بازار نقل و انتقالات به دنبال چه نوع بازیکنانی است.
در حالی که اسلات برخی بازیکنان را در پستهای تخصصی به کار می گیرد. مثلاً کودی خاکپو تقریباً به طور انحصاری به عنوان وینگر چپ بازی کرده، اما به وضوح ترجیح او در اکثر مواقع استفاده از بازیکنان منعطف است.
این رویکرد شامل موارد زیر میشود: -دومینیک سوبوزلای که در پست مهاجم بازی میکند. -لوئیز دیاز که بین پست وینگر چپ و مهاجم نوک در رفت و آمد است. – جرل کوانسا و جو گومز که به پست فولبک محدود هستند. -واتارو اندو و رایان گراونبرخ که در پست مدافع میانی بازی کردهاند.
با این حال، جونز در این زمینه استاندارد طلایی محسوب میشود و به همین دلیل است که او بیشتر از هر بازیکن دیگری خارج از ترکیب ثابت مورد علاقهٔ اسلات به میدان رفته است. رکورد دقیقههای بازی خود در یک فصل را نیز در شرف شکستن است.
این رویکرد به اسلات اجازه میدهد با هسته کوچکتری از بازیکنان کار کند، که ظاهراً ترجیح شخصی اوست. با این اطمینان که در مواقع نیاز میتواند روی انعطافپذیری برخی بازیکنان برای سازگاری با شرایط حساب باز کند.
نگاه اسلات به جونز
اسلات در تمجید از این بازیکن شماره ۱۷ گفت: “او چنین ذهنیتی دارد، اگر چالشی به او بدهی، از آن استقبال میکند. دیروز برایش چالش بود چون در پست معمولش بازی نمیکرد.”
اسلات اضافه کرد: “بعضی بازیکنان از چالش بیزاراند و ترجیح میدهند در منطقه امن خود بمانند، اما کرتیس جونز از آن دسته بازیکنانی است که عاشق چالش است.”
این میل به پذیرش چالش از همان اولین روز تمرین تحت هدایت اسلات آشکار بود. چرا که میدانست سرمربی جدید باشگاه، بیشتر با ایدهآلهای خودش به عنوان بازیکنی علاقهمند به مالکیت توپ همسو است.
در حالی که قد کوتاه و عدم سرعت بالای هاروی الیوت عامل مشکلات او برای حضور در ترکیب ثابت است، جونز به دلیل ویژگی های بازی خود، بازیکن مورد علاقه یورگن کلوپ بود، به خوبی با این سیستم جدید سازگار شدهاند.
در حالی که الیوت ممکن است در تابستان آینده خارج از برنامههای تیم قرار گیرد. با توجه به گزارشهایی مبنی بر تمایل باشگاه به پذیرش پیشنهاد مناسب برای این بازیکن ۲۲ ساله، همه نشانهها حاکی از آن است که جونز به عنوان الگویی برای هرگونه خرید جدید در نظر گرفته خواهد شد.
جوان، پرانگیزه، با اعتمادبهنفس، هوشمند در تاکتیک، فوقالعاده از نظر تکنیکی و تمایل و توانایی بازی در پستهای مختلف (که از همه مهمتر است) را دارد.
ارتباطات لیورپول با مدافع آژاکس، جورل هاتو، و پیرو هینکاپیه از بایرلورکوزن، (که به یک اندازه در پست مدافع میانی و مدافع چپ راحت بازی میکنند) دقیقاً با این معیارها مطابقت دارد. همین موضوع در مورد علاقهی گزارششده به تایلر دیبلینگ، جوان همهفنحریف ساوتهمپتون نیز صدق میکند.
جانشینی برای ترنت
با این حال، اسلات در کرتیس جونز دارایی حتی با ارزشتری دیده است. چرا که او این مهارتها و ذهنیت را با مزایای نامشهودِ یک بازیکن تمامعیار لیورپولی ترکیب میکند.
خروج قریبالوقوع ترنت الکساندر-آرنولد به رئال مادرید، جایگاهی برای یک چهره جدید اسکاسی در تیم خالی خواهد کرد. این جوان اهل توکستث (که این هفته به دلیل گفتگوی دوستانهاش با یک هوادار جوان اورتون در پمپ بنزین به موضوع داغ شبکههای اجتماعی تبدیل شد) آماده گرفتن این جایگاه است.
لیورپول آرزو دارد تا حد ممکن از چنین بازیکنانی در ترکیب خود داشته باشد. اگرچه ممکن است تحقق رویای داشتن تیمی پر از بازیکنان اسکوسی غیرممکن باشد، اما اسلات و هیوز با جستجوی گزینههای مشابه در بازار نقل و انتقالات، به دنبال بازیکنانی با همان انعطافپذیری خواهند بود.
انتظار میرود که لیورپول در تابستان آینده بازیکنانِ چند پُسته بیشتری را جذب کند. چرا که عملکرد موفقیتآمیز جونز در پست مدافع راست، به وضوح نشان داد که چنین ویژگیهایی چقدر میتواند ارزشمند باشد.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید.
عماد معمار, فوتبال لب– هر اوج گرفتنی, سقوطی دارد. در این مقاله ما به بررسی سقوط پرمیرلیگی ها میپردازیم؛ تیم هایی با بیشترین تعداد سقوط در تاریخ پرمیر لیگ.
از زمان شکل گیری فرمت جدید لیگ برتر در سال 1992, تنها 7 باشگاه سقوط را تجربه نکرده اند. 6 تا از آنها یعنی منچستر یونایتد, آرسنال, تاتنهام, لیورپول, اورتون و چلسی پایه های ثابت لیگ بودند. آخرین تیم اضافه شده به لیست, برایتون است. البته آنها از فصل 18-2017 به لیگ برتر راه پیدا کردند و از آن زمان به دسته پایینتر نرفتند. میتوان به برنتفورد هم اشاره کرد اما از جایی که سابقه آنها کمتر از 5 فصل کامل است, در این آمار به حساب نمی آیند.
اما همانقدر که در انگلیس تیم های ثابت قدم هستند , تیم های آسانسوری هم وجود دارند. در اینجا ما روند این تیم هارا زیر ذره بین میگیریم.
باشگاه هایی با بیشترین تعداد سقوط از زمان تاسیس پرمیرلیگ
نوریچ سیتی و وست بروموریچ؛ الگوی سقوط در پرمیرلیگی ها
نوریچ سیتی با 6 بار سابقه سقوط به دسته پایینتر, جلوتر از بقیه تیم ها, بهترین تعریف برای باشگاه اسانسوری است. آنها اما طبیعتا سابقه بیشترین صعود به سطح اول پرمیر لیگ را هم دارند. اخرین سقوط آنها در فصل 21-2020 بود؛ آنها در حالی فصل را در رتبه آخر تمام کردند که فصل پیش از آن, قهرمان چمپیونشیپ شده بودند. در واقع آنها از 3 دفعه آخری که آنها به پرمیر لیگ راه پیدا کردند, دقیقا فصل بعد طعم تلخ سقوط را چشیدند.
وست بروم با 5 بار تجربه این اتفاق, در یک قدمی نوریچ قرار میگیرد. پس از تجربه فصل های رویایی خود از 2010 تا 2017, آنها وارد سال های سیاهی شدند. آنها نخستین صعودشان به لیگ برتر را در فصل 03-2002 جشن گرفتند اما شادی آنها با دوام نبود و در همان فصل اول به دسته پایینتر بازگشتند. پیش از آخرین سقوطشان در فصل 21-2020, آنها بین سال های 2005 تا 2009, مثال بارزی از یک باشگاه آسانسوری بودند.
لستر سیتی و بلکبرن به ترتیب با تجربه 4 و 2 سقوط, تنها باشگاه هایی هستند که هم شیرینی قهرمانی و هم تلخی سقوط را چشیده اند.
سایر تیم ها
برنلی, میدلزبورو, شفیلد یونایتد, ساندرلند, واتفورد با 4 بار سقوط رکوردی منحصر به فرد در اختیار دارند،سپس بیرمنگام, بولتن, کریستال پالاس, فولهام, هال سیتی, ناتینگهام فارست, کویینز پارک رنجرز با 3 بار پست سر آن ها هستند.
کاردیف, چارلتون, دربی کانتی, ایپسویچ تاون, لیدز یونایتد, منچستر سیتی, نیوکاسل یونایتد, ردینگ, ساوتهمپتون, وستهم یونایتد, ولوز با 2 بار و استون ویلا, بارنزلی, بلکپول, بورنموث, بردفورد, کاونتری, هادرزفیلد, اولدهام, پورتموث, شفیلد ونزدی, استوک سیتی, سوانزی سیتی, سوییندون تاون, ویگان اتلتیک, ویمبلدون, لوتون تاون با 1 بار تیم هایی هستند که به سمت سطح پایین تر رفتند.
باشگاه هایی با بیشترین تعداد سقوط در سطح اول انگلیس(در تمامی زمان ها)
واضح است که لیگ برتر انگلیس قدمتی بیش از 33 سال دارد. پس با در نظر گرفتن کل فصل ها آمار به شکل دیگری خواهد بود.
بیرمنگام و لستر سیتی با 12 بار, رکورد دار این زمینه هستند. آنها در دوران حضور خود در لیگ برتر انگلیس بیش از هرچیزی سقوط را به نمایش گذاشتند. همچنین از سایر تیم های حاضر در لیست نیز در این امر فعال تر بودند.
آخرین حضور بیرمنگام در پرمیر لیگ در فصل 11-2010 بود. آن ها پس از سقوط در آن فصل مدت زیادی را در چمپیونشیپ گذراندند و به نظر می رسید بالاخره سطح مناسب خود را یافتند و در آن به ثبات رسیدند! با این حال, دوره 13 ساله حضور آنها در چمپیونشیپ در فصل 24-2023 با سقوط به لیگ وان به پایان رسید.
حضور سیتیزن ها در این لیست هم جالب توجه است. اکثر طرفداران فوتبال با شنیدن نام منچسترسیتی به یاد روز های خوش تیم آبی پوش یورکشایر از زمان مالکیت اماراتی می افتند، علیرغم موفقیت های پیاپی آنها در فصول پیشین, سیتیزن ها در تاریخ خود 10 بار حس تلخ سقوط را چشیدند.
سایر تیم ها:
وست بروم با 11 بار سقوط به سطح پایین تر نام خود را در این بحث ماندگار کردند، پس از آن ها بولتن با 10 بار حضور در جایگاه های پایین و از دست دادن صلاحیت حضور در لیگ قرار دارد. با عبور از بولتون، برنلی, میدلزبورو, نوریچ سیتی, شفیلد یونایتد, شفیلد ونزدی و ساندرلند با 9 بار در این لیست حضور دارند. دربی کانتی با 8 بار تجربه طعم سراشیبی در نزدیکی آن ها قرار دارد.
لیدز یونایتد, ناتینگهام فارست, استوک سیتی و ولوز با 7 بار سقوط عملکردی به نسبت قابل قبول تر نسبت به سایر تیم های نامبرده دارند، هرچند این آمار برای فرار از این لیست کافی نیست. چلسی, کریستال پالاس, نیوکاسل یونایتد, ناتس کانتی, پرستون نورث اند و وستهم 6 بار طرفداران خود را ناامید کردند و استون ویلا, بلکبرن, کاردیف سیتی, فولام, منچستر یونایتد, کویینز پارک رنجرز و واتفورد با 5 بار سقوط در رده بعدی این لیست قرار دارند.
آرین اختری، فوتبال لب– یک باشگاه کوچک، مربی و بازیکنانی چشمگیر پیدا میکند. در نتیجه، مجبور میشود آنها را به باشگاههای بزرگتر و ثروتمندتر واگذار کند و همه چیز را از نو شروع کند. بولونیا هم از این قاعده مستثنی نبود.
بولونیای موتا
بولونیا در فصل ۲۴–۲۰۲۳، تحت هدایت تیاگو موتا، عملکرد فوقالعادهای داشت. آنها در سریآ پنجم شدند و برای اولینبار در تاریخ باشگاه، به لیگ قهرمانان اروپا صعود کردند. آنها پنج امتیاز بیشتر از رم، شش امتیاز بیشتر از لاتزیو و پانزده امتیاز بیشتر از ناپولیِ مدافع عنوان قهرمانی به دست آوردند.
سبک بازی مبتنی بر پاسهای صبورانهٔ آنها زیر نظر موتا، تحسین زیادی برای تیم و خود شخص موتا به همراه داشت. پس جای تعجبی نداشت که یوونتوس در تابستان ۲۰۲۴ برای جذب این مربی برزیلیالاصل اقدام کرد.
پس از او، بازیکنان مهمی مانند ریکاردو کالافیوری و جاشوا زیرکزی هم از باشگاه جدا شدند. بنابراین، بولونیا بدون این مهرههای کلیدی، در فصل ۲۵–۲۰۲۴ چگونه عمل کرد؟
با گذشت بخش بزرگی از فصل پاسخ این پرسش مشخص شد، آنها بدون تیاگو موتا هم موفق بودند.
دیگر چه؟
شروع فصل البته چندان خوب نبود. آنها فقط یکی از ۱۱ بازی ابتداییشان در تمام رقابتها را بردند. اگرچه هفت تساوی در آن مدت نشان میداد بولونیا همچنان تیمی سخت جان برای غلبه است. تنها سه باخت آنها در آن ۱۱ بازی، مقابل ناپولی، لیورپول و استون ویلا، آن هم در بازیهای خارج از خانه بود.
با این حال، اوضاع از آن زمان به بعد بهتر است. پس از گذشت ۲۹ بازی، روسوبلو، در رتبهٔ چهارم جدول قرار دارد (بالاتر از یوونتوس موتا که در رتبهٔ پنجم است).
رتبه بولونیا در جدول بعد از هفته 29م سریآ
توقف ناپذیر
پیشرفت آنها در ماههای اخیر بسیار چشمگیر بوده. در سال ۲۰۲۵، تنها تیمی که امتیاز بیشتری از بولونیا در سریآ کسب کرده، رم (۲۹ امتیاز) است. در حالی که بولونیا ۲۵ امتیاز به دست آورد.
آنها همچنین برای دومین بار در ۵۵ سال گذشته، در لیگ به چهار پیروزی پیاپی رسیدهاند. مورد قبلی به شش برد متوالی بین فوریه تا مارس ۲۰۲۴ برمیگردد.
آخرین موفقیت بولونیا بسیار چشمگیر بوده. آنها لاتزیو را با نتیجه ۵-۰ در ورزشگاه رناتو دالآرا در هم کوبیدند. این نخستین باری بود که آنها از فوریه ۱۹۹۷، (پیروزی ۶-۱ خانگی مقابل هلاس ورونا) با اختلاف حداقل پنج گل در یک بازی سریآ پیروز میشدند.
دقایق بازی و تعداد گل در بازی بولونیا و لاتزیو
این رقابت چندان درخشان پیش نرفت و بولونیا تنها یک امتیاز از پنج بازی اولاش کسب کرد. اما همانطور که عملکردشان در لیگ داخلی بهتر شد، در اروپا هم خودشان را نشان دادند. آنها مرحلهی گروهی را با پیروزی ۲-۱ خانگی مقابل بورسیا دورتموند و تساویهای قابل قبول مقابل بنفیکا (۰-۰) و اسپورتینگ لیسبون (۱-۱) به پایان رساندند.
چه طور با رفتن موتا، کالافیوری و زیرکزی، بولونیا هنوز موفق است؟
مدیر فنی باشگاه، جیووانی سارتوری، در کیهوو و آتالانتا با بودجهی کم تیمهای قابل احترامی ساخت. در سال ۲۰۲۲ به بولونیا پیوست و در کنار مارکو دیوایو، مهاجم سابق روسوبلو و مدیر ورزشی فعلی کار میکرد. انتظار میرفت برای جایگزینی موتا سراغ همان سبک قبلی برود. موتا مربی جوانی با ایدههای نو بود و اطمینان به او حسابی جواب داد.
اما، برخلاف انتظار، آنها سراغ گزینهای باتجربهتر یعنی وینچنزو ایتالیانو رفتند. او پس از رساندن فیورنتینا به دو فینال پیاپی لیگ کنفرانس اروپا، (هرچند با دو نایب قهرمانی) از این تیم جدا شد. انتظار میرفت ایتالیانو به یکی از تیمهای بزرگ ایتالیا برود. بولونیا توانست او را جذب کند و با وجود لغزشهای اولیه، این تصمیم هم مثل یک انتخاب الهامبخش دیگر به نظر میرسید.
ایتالیانو همان سیستم ۴-۲-۳-۱ که موتا با آن خوب کار کرده بود را حفظ کرده و تقریباً عملکردی برابر با او داشته است. بولونیا پس از ۲۹ بازی، ۵۳ امتیاز دارد؛ تنها یک امتیاز کمتر از فصل گذشته در همین مقطع (۵۴). این دومین بار در دوران سهامتیازی شدن بردها (از فصل ۹۵-۱۹۹۴) است که بولونیا پس از ۲۹ بازی چنین امتیازی دارد.
آمار ایتالیانو در آمارهای کلی
با وجود از دست دادن زیرکزی، (که فصل گذشته با ۱۱ گل، بهترین گلزن بولونیا در سریآ بود) آنها در ۲۹ بازی، ۴۹ گل زدهاند. این بهترین آمارشان از فصل ۶۶-۱۹۶۵ (۵۴ گل) تاکنون است. در واقع، با ۹ بازی باقیمانده، بولونیا تنها پنج گل کمتر از کل فصل گذشته زده است. به نظر میرسد دلیل اصلی این عملکرد، بهبود در تمامکنندگی باشد. تیم ایتالیانو به طور میانگین ۱۳.۸ شوت در هر بازی میزند (در مقایسه با ۱۲.۶ شوت در فصل قبل). افزایش xG، تنها از ۱.۲۸ به ۱.۳۹ بوده است.
از سوی دیگر، بولونیا تاکنون ۳۴ گل دریافت کرده که دو گل بیشتر از کل فصل گذشته (۳۲ گل) است. آنها بهطور میانگین در هر بازی دو شوت کمتر نسبت به فصل ۲۴-۲۰۲۳ دریافت میکنند (۸.۸ در مقابل ۱۰.۸). در واقع، بولونیا با تنها ۲۵۶ شوت، کمترین تعداد شوت دریافتی را در این فصل سریآ داشته. هرچند xG دریافتی آنها در هر بازی (۰.۹۷) تقریباً با فصل گذشته (۰.۹۸) یکسان است.
XG مهم است!
مشکل اصلی اینجاست که آنها، امسال موقعیتهای باکیفیتتری به حریفان دادهاند. شوتهایی که بولونیا در فصل ۲۴-۲۰۲۳ از موقعیتهای غیرپنالتی دریافت میکرد. به طور میانگین ۰.۰۸ xG در هر شوت داشت، اما این عدد در فصل ۲۵-۲۰۲۴ به ۰.۱۰ xG رسیده است. در نتیجه، تیمها امسال بهتر از موقعیتهای خود استفاده کردهاند و ۱۱.۹٪ از شوتهای غیرپنالتی را به گل تبدیل کردهاند. در حالی که این نرخ در فصل قبل فقط ۷.۰٪ بود.
فصل گذشته با هدایت موتا، بولونیا به طور میانگین ۵۸.۳٪ مالکیت توپ در سریآ داشت. رقمی که تنها ناپولی (با ۶۱.۳٪) از آن بیشتر بود. تحت هدایت ایتالیانو، این عدد تنها اندکی کاهش یافته و به ۵۸.۲٪ رسیده است. همچنان فقط اینتر (۵۹.۷٪) و یوونتوس (۵۹.۲٪) مالکیت بیشتری دارند. اما تفاوت اصلی در این است که آنها امسال توپ را در نقاط متفاوتی از زمین نسبت به فصل گذشته در اختیار دارند.
field tilt و دیگر شاخصها
شاخص Field tilt (سوگیری در جهتی خاص یا تسلط بر منطقهای هجومی)، میزان تسلط مناطقی از زمین بین تیمها را اندازهگیری میکند. این شاخص، بررسی میکند که هر تیم چه سهمی از مالکیت توپ را در یکسوم هجومی خود نسبت به حریفش دارد. اگر این شاخص بالای ۵۰٪ باشد، یعنی تیم شما تعداد پاسهای بیشتری در یکسوم دفاعی حریف، به تعداد پاسهایی که در یک سوم دفاعی شما میدهند، انجام میشود. فصل گذشته، field tilt بولونیا در سریآ، ۵۵.۸٪ بود (هفتمین رقم بالای لیگ). اما این عدد تحت هدایت ایتالیانو به ۶۴.۵٪ رسیده است (سومین در لیگ).
دقت پاس بولونیا در سریآ این فصل کاهش یافته؛ از ۸۶.۵٪ در فصل گذشته به ۸۳.۶٪ امسال. اما یک دلیل نسبتاً واضح برای این افت وجود دارد: آنها نسبت به زمان موتا، پاسهای بلند بسیار بیشتری ارسال میکنند. در واقع، بولونیا در این فصل بیش از هر تیم دیگری در سریآ پاس بلند داده (۱,۴۴۱ پاس). این تفاوت چشمگیری نسبت به فصل ۲۴-۲۰۲۳ دارد؛ فصلی که تنها میلان پاسهای بلند کمتری از آنها داشت (۱,۷۶۷ پاس).
آنها همچنین پاسهای پراگرسیو بیشتری هم میدهند. فصل گذشته، بولونیا از این نظر چهاردهمین تیم سریآ بود. امسال تنها سه تیمی که بالاتر از آنها در جدول هستند، پاسهای پراگرسیو بیشتری از بولونیا (۸۲۹ پاس) ثبت کردهاند.
منطقه کنترل بولونیا در فصل 2023/24منطقه کنترل بولونیا در فصل 2024/25
آمار تهاجمی
تیم ایتالیانو در حملاتش کاملاً متعادل عمل میکند و تقریباً به یک اندازه از هر دو سمت زمین استفاده میکند؛ طوری که فقط ۱.۰ درصد اختلاف بین حملات از سمت چپ (۳۷.۵٪) و سمت راست (۳۸.۵٪) وجود دارد. این تعادل باعث میشود که دفاع کردن مقابل بولونیا سختتر و غیرقابل پیشبینیتر باشد، چون مشخص نیست حملهی بعدی از کدام جناح خواهد آمد.
جهت حملات بولونیا
عملکرد تهاجمی بازیکنان
ریکاردو اورسولینی در این فصل لیگ، تعداد گلهایی برابر با فصل گذشتهاش (۱۰ گل) به ثمر رسانده است. او با گلی که مقابل لاتزیو با یک ضربه چیپ عالی به ثمر رساند، تبدیل به سومین بازیکن بولونیا شد که از فصل ۹۵-۱۹۹۴ تاکنون در سه فصل متفاوت سریآ، تعداد گلهایش دورقمی شده است. پیش از او، فقط مارکو دی وایو (چهار فصل پیاپی بین ۲۰۰۸-۰۹ تا ۲۰۱۱-۱۲) و جوزپه سیگنوری (چهار فصل بین ۱۹۹۸-۹۹ تا ۲۰۰۲-۰۳) به این موفقیت رسیده بودند.
رمو فرویلر که تابستان گذشته پس از یک دوره قرضی موفق در فصل ۲۴-۲۰۲۳ بهطور دائمی به بولونیا پیوست، در میانه میدان برای ایتالیانو همان تعادل و ثباتی را فراهم کرده که قبلاً برای موتا ایجاد کرده بود. این بازیکن سابق ناتینگهام فارست، تا اینجای فصل:
دومین بازیکن خلاق بولونیا از نظر خلق موقعیت بوده (۲۹ موقعیت)،
دومین بازیکن موفق تیم در بازپسگیری توپ نیز بوده (۱۱۷ مرتبه).
در ابتدا انتظار میرفت که تیس دالینگا، مهاجم تازهوارد از تولوز، جای خالی زیرکزی را در خط حمله پر کند؛ اما او نتوانسته جایی در ترکیب اصلی پیدا کند و مغلوب درخشش سانتیاگو کاسترو، مهاجم جوان آرژانتینی، شده است.
کاسترو که تنها ۲۰ سال دارد، تا اینجای فصل در سریآ:
۸ گل،
۴ پاس گل،
و از نظر تعداد مشارکت در دنبالههای تهاجمی (توالیهای منتهی به شوت یا گل) با ۱۰۶ مشارکت، در صدر تیم قرار دارد.
مثل زیرکزی، او هم یک مهاجم همهفنحریف است و نقش کلیدی در حملات بولونیا ایفا میکند.
مشارکت در حملات
جاگیری و تحرکات
عملکرد تیم ایتالیانو در بازی بدون توپ بهتر است. بولونیا در این فصل سریآ دومین تیم با بیشترین توپگیریهای پرس بالا است و میانگین این اقدام از 6.3 در هر بازی در فصل گذشته به 7.4 در این فصل رسید. با وجود اینکه هنوز 9 بازی باقی مانده، بولونیا تقریباً به تعداد توپگیریهای منجر به شوت و گل در فصل گذشته رسید.
turnover بولونیا در فصل 2023/24turnover بولونیا در فصل 2024/25
بولونیا بیشترین (Pressed Sequences) را در سریآ 2024-25 داشته است (362)، در حالی که فصل گذشته در این زمینه در رتبه هفتم قرار داشت. این دنبالهها به موقعیتهایی اشاره دارند که تیم حریف در یک سوم دفاعی خود، سه یا کمتر پاس ارسال کرده و توالی بازی در نیمه زمین خودشان پایان مییابد. تعداد (Pressed Sequences) بولونیا حداقل 31 مورد بیشتر از هر تیم دیگری در لیگ است.
از نظر مقایسه سبک بازی در دو فصل اخیر، بولونیا فصل گذشته سومین تیم از نظر میانگین پاس در هر توالی حمله در سری آ بود (4.4)، اما این فصل با تورینو در رتبه هشتم مشترک قرار دارد (3.6). با این حال، سرعت حمله مستقیم آنها فقط کمی افزایش داشته.
آمار دفاعی
در بخش دفاعی، بولونیا فعالتر است، که این میتواند توضیحی برای تعداد کم شوتهایی باشد که دریافت کردند. آنها 903 اقدام دفاعی ثبت کردهاند که حداقل 83 مورد بیشتر از هر تیم دیگر در سری آ است. همچنین، بولونیا کمترین تعداد پاسهای حریف را در لیگ (8,168) مجاز دانسته است
مقایسه نحوه بازی تیمهای سریآ (کند و غیرمستقیم و سریع و مستقیم)
این موضوع باعث شده که بولونیا کمترین PPDA (تعداد پاسهای حریف قبل از یک اقدام دفاعی) را در سریآ دارا باشد. قطع 9.0، که با فاصله زیاد از سایر تیمها کمترین است. یوونتوس تحت هدایت موتا در جایگاه دوم قرار دارد با PPDA برابر 10.7.
این آمار نشان میدهد که بولونیا بیش از هر تیم دیگری در سری آ با پرس شدید حریفان را تحت فشار قرار میدهد. در واقع، در میان تیمهای پنج لیگ برتر اروپا، فقط موناکو (8.7)، بارسلونا (8.6) و پاری سن ژرمن (8.5) PPDA کمتری از بولونیا در این فصل داشتهاند. فصل گذشته، بولونیا با PPDA برابر 11.6 سومین تیم در این زمینه در سری آ بود.
آینده چه میشود؟
بولونیا فصل گذشته در رتبه پنجم سریآ قرار گرفت و توانست به لیگ قهرمانان اروپا راه پیدا کند. اما این بار احتمالاً باید عملکرد بهتری داشته باشد، زیرا بعید است که ایتالیا مجدداً یک سهمیه اضافی کسب کند.
حضور در رتبه چهارم بعد از 29 بازی، دستاوردی بزرگ برای بولونیا محسوب میشود، بهویژه اینکه آنها در حال حاضر بالاتر از تیمی هستند که مربیشان را در تابستان از دست دادند. با این حال، تیم ایتالیانو هنوز کارهای زیادی برای حفظ این جایگاه دارد. بر اساس پیشبینی Opta Supercomputer، بولونیا 24.4٪ شانس دارد که فصل را در جمع چهار تیم برتر به پایان برساند. شایعترین رتبه نهایی آنها در 10,000 شبیهسازی، جایگاه پنجم است (25.8٪)، که حداقل تکرار موفقیت فصل گذشته خواهد بود.
پیشبینی مقام نهایی تیمهای سریآ
اگر بولونیا فصل 2024-25 را با کسب رتبهای در جمع چهار تیم برتر سری آ به پایان برساند و/یا پس از سال 1973-74 برای اولین بار قهرمان کوپا ایتالیا شود، جشنهای امیلیا-رومانیا حتی میتواند از سال گذشته هم فراتر برود. جایی که حدود 40,000 هوادار در میدان ماجوره، شادی کردند.
ایلیا بهزاداول، فوتباللب – تیم ملی ایران در شرایطی صعود خود به جام جهانی ۲۰۲۶ را قطعی کرد که با وجود کسب نتایج قابلقبول، نتوانست با کیفیت فنی خود رضایت هواداران فوتبال و کارشناسان را جلب کند. از مسائل نهچندان فوتبالی پیرامون رابطه مردم با تیم ملی این روزها که بگذریم. باید این حقیقت را پذیرفت که نتایج قابلقبول تیم ملی نمیتواند ضعفهای موجود در کیفیت فنی تیم را پنهان کند.
مردم ایران به درستی از سرنوشت حضور تیم ملی در جام جهانی پیش رو هراسان هستند. از میانگین سنی بالای تیم تا کمبود مهره در خط دفاعی و ساختار تدافعی نهچندان مستحکم، همه و همه از عوامل نگرانکننده در تیم ملی امیر قلعهنویی هستند. اما یکی از مهمترین ایرادات وارد به تیم ملی، عدم وجود تنوع در برنامههای تهاجمی و قطع ارتباط بین خط میانی و خط حمله تیم است.
الگوهای هجومی تیم ملی در بازیهای سختتر، به چند حرکت خاص و ساده محدود شد. همچنین اتکای بیش از حد به خلاقیت فردی بازیکنان باتجربهتر در خط حمله، نمیتواند در سطح جام جهانی برای خلق موقعیت از سوی تیم ملی ایران کافی باشد. یکی از دلایل اصلی این اتفاق، فقر تیم ملی و فوتبال ایران در خط میانیست. این موضوع باعث شد تا فوتبال ایران، از روند بازیسازی رایج در فوتبال امروز دنیا فاصله بگیرد. فوتبال ایران و لیگ معیوبی که سالانه به تعداد انگشتان دو دست، بازیکن جدید در حد و اندازه تیم ملی تولید نمیکند. این لیگ در سالهای اخیر نتوانست هافبکی متناسب با ویژگیهای مدرن دنیای فوتبال معرفی کند. این موضوع حالا گریبانگیر تیم ملی ایران نیز شده است.
افت محسوس عزتاللهی و اهمیت پست ۶ در ایران
همچنان در فوتبال، بازیکنان هجومی هستند که با به ثمر رساندن گلها و حرکات انفجاری خود در لحظات حساس، نتایج مسابقات را تعیین میکنند. اما اگر بخواهیم به صورت فنی فوتبال را بررسی کنیم، باید پست شماره ۶ را یکی از مهمترین پستهای فوتبال در سالهای اخیر بدانیم. بازیکنان پست ۶ در فوتبال امروز، باید توانایی بالایی در جایگیری جلوی خط دفاعی، کنترل و حمل توپ، به دست گرفتن جریان بازی و مهمتر از همه بازیسازی داشته باشند. به همین دلیل، بسیاری از باشگاههای بزرگ اروپایی بیشترین هزینه خود را صرف خرید یک بازیکن در این پست میکنند.
شاید در مطلبی راجع به فوتبال ایران، اشاره به بازیکنی که برنده توپ طلا شد، چندان جالب نباشد. اما غیبت بازیکنی مثل رودری در ترکیب منچسترسیتی به خوبی ثابت کرد که داشتن یک بازیکن مطمئن در پست ۶، میتواند چه تاثیری روی کیفیت فنی تیم در بالاترین سطح داشته باشد. همانطور که اغلب نویسندگان تاکتیکی دنیای فوتبال، به اهمیت بالای نقش سرخیو بوسکتس در پازل تاکتیکی بارسلونای گواردیولا اذعان داشتند. تسلط مناسب بر جریان بازی و گردش توپ در نقاط مختلف زمین، بدون داشتن بازیکن مناسب در پست شش ممکن نیست. این موضوع تبدیل به یکی از معضلات بزرگ فوتبال ایران در این سالها شده است.
کیروش و سیستم موفقش در تیم ملی ایران
کارلوس کیروش در سیستم ۱-۴-۱-۴ موفق خود در فوتبال ایران، اعتماد و علاقه زیادی به سعید عزتاللهی داشت. بازیکنی که با فیزیک بدنی مناسب و تسلط هنگام مالکیت، میتوانست در زمان مالکیت توپ وزنه مناسبی برای تیم ملی ایران باشد. اما نسخه این روزهای عزتاللهی، شباهت چندانی به آن جوان آیندهدار حاضر در ترکیب کارلوس کیروش و حتی دراگان اسکوچیچ ندارد. کافیست که عملکرد عزتاللهی در دیدار رفت دور مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲ مقابل کره جنوبی زیر نظر اسکوچیچ را با بازیهای او در تیم ملی قلعهنویی مقایسه کنید. آنگاه متوجه افت فاحش تنها پست ۶ تخصصی سالهای اخیر تیم ملی میشوید.
عزتاللهی یک بازیکن قابلاتکا در فاز بازیسازی بود و معمولا در دوئلهای میانه میدان موفق عمل میکرد. اما حالا تبدیل به یک بازیکن نسبتاً کند که در زمان مالکیت توپ شد. نمیتواند ارزش افزوده چندانی برای تیم در فاز تهاجمی ایجاد کند، شده است. در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳، عزتاللهی در هر بازی به طور میانگین ۵ پاس بلند صحیح به نام خود ثبت کرد. او با ۵۰ درصد پاس بلند صحیح پس از احسان حاجصفی که این روزها در تیم ملی حضور ندارد،
دومین بازیکن برتر ایران و پانزدهمین بازیکن برتر جام از این حیث بود. آماری که نشان میدهد کادر فنی تیم ملی، چندان روی عزتاللهی به عنوان بازیکن بازیساز برای کنترل جریان بازی حساب نمیکنند. جالب اینکه در طول تورنمنت، تنها یک پاس از این پاسهای عزتاللهی برای ایران تبدیل به موقعیت گل شدند. کمتر از امید ابراهیمی که در دو بازی پایانی تیم به ترکیب اصلی رسید. همچنین رضا اسدی که در دقیقه ۸۷ دیدار با هنگکنگ و دقیقه ۸+۹۰ دیدار با امارات به زمین بازی آمد!
فقر ایران در پست هافبک دفاعی
نکته دیگر در خصوص فقر پست شش در تیم ملی این است که عزتاللهی این روزها دیگر توان دوندگی سابق را ندارد. بنابراین کادر فنی تیم ملی برای بازی واکنشگرا مقابل ژاپن در جام ملتها، مجبور به استفاده از امید ابراهیمی ۳۷ ساله در ترکیب تیم شد. عدم دوندگی کافی در خط میانی تیم ملی که در بازیهای مقدماتی جام جهانی نیز به چشم میخورد. میتواند در سرعت بالای بازی جام جهانی تبدیل به یک مشکل بزرگ برای ایران شود.
همانطور که در سومین بازی جام جهانی ۲۰۲۲ مقابل آمریکا، تیم خسته و فرسوده ایران پس از خرج تمام قدرت فیزیکی خود، برای پیروزی مقابل ولز، کاملا قافیه را در میانه میدان به یانکیها باخت. بازیکنان خط میانی آمریکا به راحتی میتوانستند در یکسوم میانی زمین، کار بازیسازی را انجام دهند. به طوری که وستون مککنی و یونس موسا، توانستند یکی از بهترین بازیهای ملی دوران بازی خود را تجربه کنند.
نکته نگرانکننده این است که فعلا در این پست، لیگ ایران نتوانسته بازیکنی استانداردتر از عزتاللهی که تجربه بازی ملی مناسبی را هم دارد تولید کند. چهرههایی مانند محمد قربانی و محمد کریمی که در تیمهای باشگاهی خود عملکرد بدی نداشتند. اما آنها هنوز تجربه ملی لازم را به دست نیاوردند. باید دید در یک سال منتهی به جام جهانی، قلعهنویی چطور این بازیکنان را وارد چرخه تیم ملی خواهد کرد. هر چند که احتمال اینکه این بازیکنان در ساختار فعلی تیم ملی و با توجه به توانایی خود چیزی بیشتر از عزتاللهی به تیم ملی در زمان مالکیت توپ اضافه کنند، چندان بالا نیست.
پست ۸، دردسر بزرگ یوزها
چالش اصلی تیم ملی و به طور کلی فوتبال ایران نه در پست ۶، که در پست ۸ آغاز میشود. جایی که ایران نتوانست بازیکنان زیادی را در خط میانی پرورش دهد که توانایی پوشش حجم وسیعی از زمین بازی را داشته باشند. همچنین چه به عنوان بازیکن طراح و موثر در یکسوم دفاعی حریف و چه به عنوان یک بازیکن تخریبی و مفید در ساختار دفاعی تیم، نقش موثری را برای ایران ایفا کنند.
در جام ملتهای ۲۰۱۹ و در زمان مصدومیت سعید عزتاللهی، کارلوس کیروش نقش بازیکن پست ۶ را به امید ابراهیمی محول کرد. وحید امیری به عنوان هافبکی دونده با قدرت حمل توپ مناسب، توانست به خوبی از پس این مسؤولیت برآید. کیفیت امیری همچنین آزادی عمل مناسبی به اشکان دژاگه پا به سن گذاشته در جام ملتهای ۲۰۱۹ داد. تا با میزان دوندگی کمتر و شرح وظایف نهچندان پیچیده، نقش مهمی در فرآیند بازیسازی تیم ملی ایران نشان دهد. امیری در دوران دراگان اسکوچیچ نیز با وجود آرایشهای مختلفی که تیم مربی کروات به خود گرفت. در پستهای مختلفی به میدان رفت و در همین پست ۸، به خوبی توانست مهره موثری در فاز تهاجمی و تدافعی باشد (مانند دیدار برگشت با سوریه در مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۲).
عدم وجود بازیکن موثر در خط هافبک
با بالارفتن سن وحید امیری و خارج شدن این بازیکن از چرخه دعوت به تیم ملی اما همراهی یک بازیکن کارگر و دونده در پست ۸ به یک مشکل بزرگ برای تیم ملی تبدیل شد. این موضوع به خوبی در بازیهای مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۶ قابل مشاهده است. قلعهنویی در این مسابقات معمولا از سامان قدوس در این پست استفاده کرد. که با توجه به حضور در بالاترین سطح فوتبال دنیا و تمرینات مدرن، توانایی بازیسازی نسبتاً خوبی دارد. در شناسایی نقاط کور خط دفاعی رقبا برای ایجاد موقعیت عملکرد نسبتاً خوبی نشان میدهد.
به طور مثال او در گل نخست ایران به امارات در بازی روز ۳۰ اسفند که یکی از بهترین لحظات تیم امیر قلعهنویی در مقدماتی جام جهانی بود. به خوبی جایگیری درست سردار آزمون را شناسایی کرد. در دیدار با ازبکستان با وجود اینکه نمایش چندان خوبی نداشت، توانست با یک پاس زیرکانه سردار را در یک موقعیت تک به تک قرار دهد. با وجود نمره قابلقبول قدوس در فاز خلق موقعیت، ایراداتی در بازی او وجود دارد. که نمیتوان او را یک بازیکن مطمئن برای رفع مشکلات ایران در خط میانی قلمداد کرد.
ارتباط قدوس با وینگرها در کانالهای کناری که مهمترین مهرههای بازی هجومی قلعهنویی هستند چندان برقرار نیست. این بازیکن در فاز تدافعی نیز با وجود نقشهایی که در برنتفورد داشت، چندان نمیتواند برای ایران موثر عمل کند. تأخیر در عقد قرارداد حرفهای و کوچ او از سطح اول فوتبال جهان به لیگ امارات هم مزید بر علت شد. تا بازیکن سابق تیم ملی سوئد، آن شادابی لازم برای پوشش تمام نقاط زمین به عنوان بازیکن پست ۸ را نداشته باشد. حالا چاره کار کجاست؟ شاید پایان لجبازی و یک آشتی مسالمتآمیز بین امیر و احمد!
نوراللهی، گزینه در دسترس برای تیم ملی ایران
احمد نوراللهی که بیش از یک سال است به دلایل غیرفنی جایی در لیست تیم ملی ایران ندارد، فعلا بهترین گزینه برای پر کردن خلاء یک بازیکن پست ۸ در ترکیب ایران است. نوراللهی حداقل در سطح لیگ امارات و باشگاه الوحده، توانست به عنوان یک بازیکن رابط در خط میانی موفق عمل کند. همچنین معیارهای لازم برای حضور در ترکیب تیم ملی اعم از دوندگی بالا، حضور موثر در دوئلها، حضور موثر در ساختار دفاعی تیم در زمان مالکیت حریف و همینطور توانایی ایجاد موقعیت از طریق ارتباط با بازیکنان کناری تیم را دارد.
نوراللهی، همچنان تاثیرگذار مانند گذشته
همانطور که در هر سه بازی جام جهانی ۲۰۲۲ و پیش از کنار عدم انتخاب او در ترکیب توسط قلعهنویی، به او اعتماد شد. او در ۸۰ دقیقه حضور مقابل ولز، سه دفع توپ، ۴ قطع توپ، ۸ بازپسگیری توپ را به نام خود ثبت کرد و تنها یک بار از بازیکنان رقیب دریبل خورد. هر چند که با بالاتر رفتن سن نوراللهی، شاید این بازیکن کیفیت آن روزها و حتی فصل ۲۰۲۳/۲۰۲۴ فوتبال امارات را نداشته باشد اما همچنان به عنوان یک مهره تاثیرگذار در الوحده و به عنوان کاپیتان تیم، روی او حساب باز میکنند.
خلا نوراللهی، جایی که خالی ماند
به تابستان ۱۴۰۰ برمیگردیم، جایی که پرسپولیس در پنجره نقل و انتقالات تابستانی احمد نوراللهی را از دست داد و یحیی گلمحمدی، به دنبال پر کردن جای خالی او در ترکیب تیمش بود. نوراللهی با توانایی حمل توپ و حضور موثر در نیمفضاها و سپردن توپ به وینگرها برای ارسال زودهنگام در زمان حمله، یکی از موثرترین بازیکنان پرسپولیس در فاز بازیسازی محسوب میشد. برای پر کردن جای خالی او، گلمحمدی تصمیم به استفاده از رضا اسدی و تغییر در شرح وظایف میلاد سرلک گرفت اما هیچکدام از این دو اقدام، برای پرسپولیس موثر نبودند و در پایان فصل، استقلال قهرمانی لیگ را کسب کرد.
شاید نوراللهی، آن کیفیت قدوس در ارسال پاسهای کلیدی را نداشته باشد اما کیفیت قابلقبول در ضربات شروع مجدد و شوتزنی، ویژگیهای مثبتیست که نوراللهی میتواند به ترکیب تیم ملی ایران اضافه کند. با این حال مشکلات فنی تیم ملی در فاز تهاجمی، فقط محدود به یک بازیکن نیست و حضور بازیکنی مانند احمد نوراللهی که به تدریج وارد سالهای پایانی دوران بازی خود میشود نمیتواند به تنهایی حلال مشکلات ایران باشد.
تجربه یک جام جدید
چالشهای فنی تیم ملی ایران تنها به خط میانی محدود نمیشود. البته باید این نکته را در نظر داشت که تیم ملی، زیر نظر قلعهنویی چه در جام ملتها و چه در مقدماتی جام جهانی، نکات مثبت زیادی داشت که شاید در رسانهها چندان به آن توجه نمیشود. با این وجود معمولا در سال منتهی به جام جهانی، معمولاً بررسی ضعفهای تیم ملی چه در بازیهای رسمی و چه در بازیهای تدارکاتی، بیشتر مورد توجه رسانهها قرار میگیرد.
جام جهانی پیش رو با توجه به فرمت جدید برای ایران یک تجربه جدید خواهد بود. تیم ملی در دورههای قبلی و با مربیای به نام کیروش که با استراتژیهای دفاعی خود مشهور است، در جام جهانی مجبور به بازی واکنشگرا بود و با این شیوه، ایران در فاز هجومی چندان توجهی به گردش توپ و بازی مالکانه در پروسه آمادهسازی نداشت. در بحث خلق موقعیت، بیشتر تمرکز تیم روی بازی روبهجلو، انتقال سریع توپ و ایجاد خطر از طریق ضدحملات بود. به همین دلیل گاهی بازی ایران در مصاف با رقبای آسیایی، چندان باب میل هواداران فوتبال نبود. چرا که کیروش، تیم ملی را برای حضور در جام جهانی ساخت و ایران نمیتوانست آن بازی مالکانه دلخواه و تماشاگرپسند را مقابل رقبای ضعیفتر آسیایی پیاده کند.
زمان موعود فرا رسید؟
در این جام جهانی که ما چندان شناختی از شکل برگزاری آن با ۴۸ تیم نداریم اما شرایط تغییر کرده است. ایران با توجه به ردهبندی فیفا، در سید دوم حضور خواهد داشت. حداقل در یک بازی و شاید در دو بازی، مجبور به ارائه یک بازی کنشگرا و مالکانه باشد. البته که همه چیز به قرعهکشی نهایی بستگی دارد اما کادر فنی تیم ملی، باید تمام سناریوهای ممکن را پیشبینی کند. باید توجه کرد که این موضوع مختص به ایران نیست. یکی از چالشهای بزرگ و همیشگی فوتبال آفریقا و آسیا، تفاوت نحوه تیمسازی کشورهای مختلف این دو قاره برای جام جهانی و جام ملتها در فاصله زمانی کمتر از یک سال است.
زمانیکه تیمی واکنشگرا و متمرکز بروی دفاع را برای حضور در جام جهانی میسازید، در جام ملتها دچار مشکل خواهید شد و بالعکس. شرایط ژاپن در جام ملتهای ۲۰۲۳ و ناتوانی این تیم در خلق موقعیت برابر دفاع لوبلاک رقبای آسیایی از جمله عراق و ایران. حذف هر پنج نماینده آفریقا در جام جهانی ۲۰۲۲ پیش از مرحله یکچهارم نهایی جام ملتهای ۲۰۲۳ آفریقا، خود گویای این موضوع است.
ساختار غلط
مطلبی که در خصوص فقر فوتبال ایران در خط میانی نوشته شد. بیشتر زمانی کاربرد دارد که تیم، به دنبال به نمایش گذاشتن یک بازی کنشگرا و مالکانه باشد. موضوعی که فوتبال ایران در شرایط فعلی چندان چشمانداز مثبتی در آن ندارد. در این شرایط، نمیتوان همه چیز را گردن کادر فنی تیم ملی فوتبال یا بازیکنان انداخت.
ساختار تولید بازیکن در فوتبال ایران سالهاست به یک ساختار معیوب تبدیل شده است. همچنین نمیتوان از یک لیگ ناکارآمد و معیوب با مربیانی که چندان آشنایی زیادی با فوتبال روز دنیا ندارند، انتظار یک تیم ملی متفاوت را داشت. چالش بزرگ تیم ملی ایران، قطعا پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶ و جام ملتهای ۲۰۲۷ و با خداحافظی بخش بزرگی از نسل مسن فعلی آغاز خواهد شد. این تغییر نسل، نیاز به یک جسارت در بخش فنی فدراسیون و کادر فنی تیم ملی دارد؛ جسارتی که این روزها، در محتاط ترین امیر قلعهنویی نیست.
نیکان میرزائی، فوتبال لب– بر اساس پیشبینیهای انجام شده، شانس پیروزی منچسترسیتی در دربی امروز 43.8% تخمین زده شد. این درحالی است که منچستر یونایتد به دنبال ثبت اولین دو پیروزی متوالی خود در لیگ برتر مقابل سیتی از فصل 2020-2019 میباشد. منچسترسیتی در 10 بازی از 18 دیدار اخیر لیگ برتر بین دو تیم به پیروزی رسید.
خاطره دربی گذشته که در دسامبر در اولدترافورد برگزار شد، هنوز زنده است. در آن بازی، آماد دیالو با گل دقیقه 90 خود، کامبک دیرهنگامی را برای شیاطین سرخ تکمیل کرد و منچستریونایتد موفق شد با نتیجه 2-1 از سیتی پیشی بگیرد. این پیروزی هیجانانگیز، امیدهای هواداران یونایتد را برای تکرار موفقیت در دیدار امروز افزایش داد.
برگشت بازی توسط منچستریونایتد
شاگردان پپ گواردیولا پس از ضربه سر یوشکو گواردیول در نیمه اول در مسیر کسب سه امتیاز مورد نیاز بودند. تا اینکه داخل محوطه جریمه توسط ماتئوس نونس بروی آماد دیالو خطا صورت گرفت و برونو فرناندز، کاپیتان منچستریونایتد، ضربه پنالتی را به گل تبدیل نمود.
امتیازها ظاهرا قرار بود تقسیم شود، اما یونایتد پس از این گل بازی را در دست گرفت. پاس بلند لیساندرو مارتینز پشت خط دفاعی منچسترسیتی، به آماد رسید. او هم بدون هیچ تردیدی، توپ را درون دروازهی ادرسون قرارداد و کامبک شیاطین را تکمیل کرد. این یکی از مهمترین گلهای آماد، از زمان نشستن آموریم روی نیمکت قرمزها بود.
این نتیجه، تنها 40 روز پس از آنکه آموریم، سرمربی سابق اسپورتینگ، این تیم را به پیروزی 4-1 در مقابل سیتی در لیگ قهرمانان اروپا رساند، بدست آمد. به این ترتیب، سرمربی منچستریونایتد اکنون قصد دارد پس از یورگن کلوپ، با لیورپول (دوبار)، و توماس توخل با چلسی در فصل 2020-21، تبدیل به سومین سرمربیای شود که گواردیولا را در سه دیدار متوالی شکست میدهد.
اما منچستریونایتد و آموریم نتوانستند آن برد به یاد ماندنی دز اتحاد را استمرار ببخشند. باخت 1-0 آنها به ناتینگهام فارست در روز سه شنبه، سیزدهمین شکست فصل آنها در لیگ بود.
رکورد های شگفت انگیز منچستر یونایتد/سیتی
دستیابی به رکورد باشگاهی که در فصل گذشته ثبت شد، چالشی بزرگ برای منچستر یونایتد است. با این حال، پیروزی در زمین منچسترسیتی، که همیشه کاری دشوار به نظر میرسد، با گل قاطعانه آنتونی الانگا، محصول آکادمی منچستر یونایتد، ممکن شد.
در تمامی رقابتهای این فصل، تنها لسترسیتی (26 بار) بیش از منچستر یونایتد (23 بار) گل اول را دریافت کرده است. این آمار نشاندهنده مشکلات یونایتد در هر دو خط حمله و دفاع است، چرا که آنها اغلب در نیمه دوم جدول ردهبندی از نظر عملکرد ضعیفتر ظاهر شدند.
با این حال، برونو فرناندز همچنان نقطه قوت این تیم بوده است. کاپیتان منچستر یونایتد امیدوار است با عملکرد درخشان خود، تیمش را به پیروزی دیگری در دربی منچستر برساند و فرم قوی خود در اولدترافورد را حفظ کند.
فرناندز در این فصل 21 گل (12 گل + 9 پاس گل) در تمام رقابتها برای یونایتد در اولدترافورد به ثمر رساند. اگر او در این بازی پاس گل بدهد، برای سومین بار در کارنامه خود به رکورد دو رقمی گل و پاس گل در یک فصل دست خواهد یافت. او پیش از این در فصلهای 2021-2020 و 2023-2022 نیز به این موفقیت دست یافت.
فرناندز با این کار، از تمام بازیکنان دیگر منچستر یونایتد از فصل 1993-1992 پیشی خواهد گرفت. پیش از او، تنها دوایت یورک (98-1999: 12 گل و 10 پاس گل) و کریستیانو رونالدو (07-2006: 14 گل و 11 پاس گل) چنین آماری را ثبت کردند.
وضعیت مصدومیت منچستر یونایتد بهبود یافته است
مشکلات مصدومیت منچستر یونایتد تا حدی کاهش پیدا کرد. هری مگوایر، میسون مانت و لنی یورو همگی پس از مصدومیت، در بازی مقابل ناتینگهام فارست به ترکیب بازگشتند. آلتای بایندیر نیز در شکست ۱-۰ روز سهشنبه در ترکیب حضور داشت. کوبی ماینو ممکن است در این آخر هفته به میدان بازگردد، و لوک شاو نیز انتظار میرود به زودی بازی کند. از سوی دیگر، جانی ایوانز و آیدن هیون همچنان در حال بازتوانی هستند.
عملکرد اخیر منچسترسیتی
منچسترسیتی با پیروزی راحت ۲-۰ مقابل لسترسیتی در روز چهارشنبه، جایگاه خود در رده پنجم جدول را تثبیت کرد. جک گریلیش (اولین گل لیگ برترش از دسامبر ۲۰۲۳) و عمر مارموش گلهای این بازی را به ثمر رساندند.
آمار دفاعی و تهاجمی منچسترسیتی
میانگین گل دریافتی: ۱.۳۳ گل در هر بازی (بالاترین رقم در دوران پپ گواردیولا)
میانگین گلزنی: ۱.۹ گل در هر بازی لیگ (امیدوارکننده برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان)
از دست دادن امتیازهای قهرمانی
منچسترسیتی در این فصل ۱۶ امتیاز از امتیازهای ممکن را از دست داد، که بدترین عملکرد آنها در زیر نظر پپ محسوب میشود. رکورد قبلی آنها ۱۳ امتیاز در فصلهای ۲۰۲۱-۲۰۲۰ و ۲۰۲۳-۲۰۲۲ بود. جالب اینجاست که سه امتیاز از این امتیازها، در بازی خانگی دربرابر منچستریونایتد اتفاق افتاد. بنابراین، انتقامجویی میتواند انگیزهای قوی برای تیم مهمان باشد.
آمار سیتی بعد جدایی کاپیتان،17چرا جدا شد؟
پپ گواردیولا، سرمربی منچسترسیتی، تصمیم این باشگاه برای پیشنهاد ندادن قراردادی جدید به کوین دی بروینه را تایید کرده است و اسطوره بلژیکی منچسترسیتی در پایان فصل این تیم را ترک خواهد کرد.
کوین دی بروینه روز جمعه با انتشار پیامی احساسی در شبکههای اجتماعی، بدون اعلام این نکته که چه کسی پشت این تصمیم بوده است، اعلام کرد که در پایان فصل از جمع سیتیزنها جدا خواهد شد. او در بخشی از سخنان خود گفت که چه خوشمان بیاید چه نه، وقت خداحافظی است. این هافبک 33 ساله به دوره ده ساله خود در بخش آبی رنگ شهر منچستر پایان خواهد داد.
گواردیولا اخیرا اقرار کرده بود که تصمیم گیری درباره آینده دی بروینه او را نگران نمیکند و این تصمیم را به باشگاه و خود بازیکن محول کرده است. دی بروینه در چند فصل اخیر نتوانسته خود را با برنامه فشرده بازیهای فوتبال امروزه وفق دهد و گواردیولا نیز به این موضوع اشاره کرده بود:” او یک سال و نیم اخیر را مصدوم بوده است زیرا همه چیزش را برای این باشگاه داده است، تمام قدرتی که در بدن و ذهنش داشته است، او اینکار را کرده پس شکی در اینباره وجود ندارد.”
تلگراف گزارش داده است که دی بروینه در سیتی حدود 400 هزار پوند در هفته درآمد دارد و اگر این رقم درست باشد، جدایی ستاره بلژیکی میتواند حدود 21 میلیون پوند را از هزینههای سیتی کم کند، مبلغی که میتواند برای هزینه خریدهای فصل بعد منچسترسیتی هزینه شود.
آمار منچستریونایتد برای بازی
مشکلات مصدومیت منچستر یونایتد تا حدی کاهش پیدا کرد. هری مگوایر، میسون مانت و لنی یورو همگی پس از مصدومیت، در بازی مقابل ناتینگهام فارست به ترکیب بازگشتند. آلتای بایندیر نیز در شکست ۱-۰ روز سهشنبه در ترکیب حضور داشت. کوبی ماینو ممکن است در این آخر هفته به میدان بازگردد، و لوک شاو نیز انتظار میرود به زودی بازی کند. از سوی دیگر، جانی ایوانز و آیدن هیون همچنان در حال بازتوانی هستند.
با باخت یک هیچ انها جلوی ناتینگهام فاست و به سقوط نزدیک تر شد هوادارا دیگه ناامیدن به این بازی و به ادامه ی فصل
آروین منصوری، فوتبال لب– مرکز تمرینی RB لایپزیگ در Cottaweg مانند زمینهای تمرینی دیگر در سراسر اروپا است. یک متصدی پذیرش به تلفنی که هیچوقت از زنگ خوردن باز نمیایستد، پاسخ میدهد. در تلویزیون وسیعی که از دیوار آویزان است، اخبار ورزشی تکرار میشود.
فضای کلی آکادمی
به داخل ساختمان میرویم و فضا تغییر میکند.
در داخل، صفحههای کوچک پلاسما، هایلایت بازیهای اخیر تیم جوانان پخش میشود و پیشرفت استعدادهای آکادمی مورد نمایش قرار میگیرد. در روز بازدید خبرنگاران، مراسم تجلیل از یک هافبک تیم زیر 11 سال به خاطر “افزایش توانایی گلزنی”و “بهبود کلی در مناطق تهاجمی” در جریان بود.
این یک روند الهام بخش است. بازیکنان بزرگسال و جوانان لایپزیگ در یک مکان تمرین می کنند. تا پایان آن روز، ژاوی سیمونز، بنجامین شسکو و بقیه بازیکنان تیم بزرگسالان، برای اولینبار نام این هافبک جوان را شنیده و چهره او را خواهند دید. مانند خود ساختمان، تأکید بر آینده وجود دارد.
این مرکز میزبان 50 بازیکن جوان به صورت همزمان است. آنها در مکانهای تعبیه شده زندگی می کنند، اتاق نشیمن و امکانات آشپزخانه خود را دارند و توسط یک خانواده که آنها نیز در آنجا زندگی میکنند، میزبانی میشوند.
امکانات و تجهیزات
هر چیزی که یک بازیکن جوان میتواند نیاز داشته باشد وجود دارد. سالنهای ورزشی در بهترین حالت هستند. یک استادیوم کوچک بیرون از محوطه وجود دارد. اطراف زمینهای تمرین، یک زمین با موانع برای آماده سازی، یک تپه دوی سرعت و حتی یک زمین پدل وجود دارد. تمام فعالیتهای بازیکنان مسنتر آکادمی در تمرینات، توسط شبکهای از دوربینها که هر قسمت چمن را پوشش میدهد، نظارت میشود. حتی اپلیکیشنی وجود دارد که از طریق آن مربیان قادر به ارسال کلیپها و ارسال و دریافت بازخورد عملکردهای اخیر بازیکنان، در جلسات تمرینی و مسابقات هستند.
بنابراین، این مرکز جایی است که بازیکنان میتوانند رشد کنند. با این حال، لایپزیگ هنوز هم میخواهد تعداد بیشتری بازیکن بسازد. بازیکنان دیگر، ممکن است به خاطر پیشرفت در این حرفه مشهور شده باشند، اما (در حال حاضر)، “ارمدین دمیرویچ”، مهاجم اشتوتگارت، مطرح ترین بازیکن بوندسلیگا است که مدتی را در آکادمی لایپزیگ گذرانده است. اما هنوز اثری از یک ستاره بومی وجود ندارد.
باوم وارد میشود
مانوئل باوم، 45 ساله، مسئول تغییر آن است. باوم در سال 2023 به عنوان سرپرست توسعه جوانان منصوب شد. او قبلاً آگزبورگ و شالکه را مربیگری کرده بود و مسئولیت تیمهای زیر20 و زیر18 سال آلمان را بر عهده داشت.
او میگوید: «میخواهم سعی کنم تمام تجربیاتی که در زندگی فوتبالیام داشتهام را، به RB Laipzig بیاورم. میگوبند در این بخش از آلمان، استعداد کافی وجود ندارد. اما این درست نیست. این مشکل سیستم آموزشی است، مشکل از بازیکنان نیست.”
باوم در زمان مربیگری تیم شالکه در سال 2020
لایپزیگ، کم و کاستیها
در لایپزیگ، چالش های منحصر به فردی وجود دارد.
این باشگاه سال 2009 تشکیل شده است و در حالی که امکانات بسیار چشمگیر است، در سال 2015 (فصل قبل از صعود تیم بزرگسالان به بوندسلیگا) بازیکنان در کابین لباس عوض میکردند.
با این حال، مشکلات دیگری وجود دارد که باید بر آنها غلبه کرد. باوم، درحالی که در مقابل یک صفحه پروژکتور، که موقعیت جغرافیایی باشگاههای بوندسلیگای آلمان، و کارخانه تولید استعداد، که الان سقوط کرده هستند، مانند هامبورگ، شالکه، کایزرسلاترن و نورنبرگ را نشان میداد، توضیح داد.
او با اشاره به موقعیت لایپزیگ در نقشه، جزیرهای که قبلاً آلمان شرقی (GDR) بود، میگوید: «ما اینجا در ساکسونی هستیم. باشگاههای زیادی در جنوب، جنوب غرب، غرب و شمال وجود دارد. اما اینجا در اطراف لایپزیگ، تعداد کمی باشگاه وجود دارد. از اینجا تا برلین و ولفسبورگ حدود دوساعت راه است.
بنابراین، ما یک وضعیت انحصاری داریم. از طرف دیگر، ما این مشکل را داریم که آکادمیهای قوی کمی در منطقه داریم. این بدین معنی است که دانش فوتبالی بازیکنان، زمانی که به ما ملحق میشوند، می تواند پایین باشد. زیرا قبلا در مراکز خوبی آموزش ندیدهاند.»
این کسری با سایر کمبودها همراه میشود. در سال 2025، بیکاری در غرب آلمان دو درصد کمتر از شرق شناسایی شده است. در میان 16 ایالت این کشور، پنج ایالت فقیر از نظر میانگین دستمزد (از جمله ساکسونی) همگی در شرق قرار دارند. چه با سختتر شدن کار والدین برای رساندن کودکان به بازیها و چه به این دلیل که تهیه کفشها و تجهیزات برای والدین سخت است. مشکلات واضح است، و آمارها هم این مسائل را نشان میدهد.
از 150 بازیکن متولد آلمان که در این فصل در بوندسلیگا بازی کردهاند، بدون احتساب برلین، تنها 7 بازیکن در شرق به دنیا آمده اند.
راهکار لایپزیگ
پاسخ مقطعی لایپزیگ به این مشکل، برنامه Forderoffensive (تهاجم مالی) است که در مارس 2024 راه اندازی شد. این طرح، از باشگاههای سراسر شهر حمایت می کند. تجهیزات و استخدام مربیان تمام وقت را تامین مالی میکند و همچنین امکان دسترسی به دوره های آموزشی را فراهم می کند.
باوم می گوید: “ما بیش از 600،000 ساکن در این منطقه داریم. بنابراین باید بتوان بازیکنان زیادی را از این منطقه توسعه داد. و به همین دلیل است که ما به مدارس و مهدکودک ها میرویم و پول زیادی را برای این گروه سنی خرج میکنیم.”
لایپزیگ و باوم چه دیدگاهی به فوتبال دارند؟
باوم می تواند ساعتها، با جزئیات عمیق و فشرده درباره فوتبال صحبت کند. او در مورد اینکه کجای پیشرفت بازیکن در حال حاضر اشتباه پیش میرود یا اینکه برخی از نگرانیهای پیرامون آن چقدر نادرست هستند، دیدگاههای جالبی مطرح میکند.
“همه در مورد منطقه انتقال صحبت میکنند: از تیم زیر19 سال به تیم اصلی. اما به نظر من، بزرگترین مشکل، مرحله پایه است. ما خیلی دیر شروع به آموزش بازیکنان میکنیم و به آنها آموزش میدهیم که به جای اینکه با توپ چه کار کنند، به کدام سمت بدوند.
این یکی از دلایلی است که ما سرمایهگذاری زیادی در مرحله پایه انجام میدهیم، زیرا واقعا مهم است که برای بازیکنان ارزش قائل شویم.”
بخشی از این هدف، شامل بهبود شرایط خارج از باشگاه و امکاناتی است که بازیکنان اولین ارتباط را با آن میگیرند. او میگوید که این شامل بررسی سلسله مراتب مربیگری نیز میشود که در باشگاه خودش وجود دارد.
“من به متخصصان نیاز دارم. به طور معمول، در برخی باشگاهها، اگر مربی زیر 16 سال باشید، دو برابرِ درآمد مربی زیر 10 سال دریافت میکنید. بنابراین، مربی زیر 10 سال چه میخواهد؟ او میخواهد مربی بعدی زیر 16 سال باشد تا بتواند درآمد بیشتری کسب کند. این برای توسعه بازیکنان خوب نیست. بنابراین، اینها برخی از چیزهایی است که ما روی آن کار میکنیم.”
نتیجه چه بوده؟
اگرچه نمیتوان آن را به فلسفه اخیر نسبت داد، اما نشانههای اولیهای از کارآمدتر شدن آکادمی وجود دارد. در نوامبر 2024، ویگو گبل، هافبک 17 ساله متولد لایپزیگ، اولین بازی خود را در لیگ قهرمانان مقابل اینتر انجام داد. همچنین در این فصل گبل در بوندسلیگا هم بازی کرده است. همچنین فایک ساکار 16 ساله در دسامبر 2024 به عنوان یار تعویضی مقابل هلشتاین کیل وارد زمین شد.
سه نفر از 10 بازیکن جوان تاریخ بوندسلیگا از تیم لایپزیگ هستند. این شامل گبل و ساکار، و همچنین سیدنی رابیگر، یکی دیگر از محصولات آکادمی است که باشگاه را ترک کرده و در حال حاضر برای اینتراخت براونشوایگ بازی میکند.
گبل (سمت راست) در بازی سلتیک در چارچوب رقابتهای لیگ قهرمانان جوانان
اینها، موفقیتهایی هستند که به تبدیل شدن آکادمی لایپزیگ، به عنوان مقصدی برای سایر بازیکنان جوان کمک میکند. اما هدف باوم ایجاد عرضه ثابت و قابل اعتماد از بازیکنان به سطح بالای فوتبال است. در تعقیب این هدف، او مجموعهای از تغییرات را، نه تنها در مورد نحوه تربیت بازیکنان جوان، بلکه نحوه تفکر باشگاه در مورد آنها را نیز، نظارت کرده است.
لایپزیگ و قدمهای باوم
او میگوید: “اولین قدم من ایجاد یک مأموریت بود: هدف ما در آکادمی چیست؟ ما میخواهیم فوتبالیستهای حرفهای را، در یک فرهنگِ با عملکرد بالا توسعه دهیم. این تنها برای تیم اصلی نیست. زمانی که بازیکنانی در سایر باشگاههای رده اول لیگ آلمان داشته باشیم، برای ما یک موفقیت است.”
“گام دوم من این بود که تمام بخشهایی را که در آکادمی داشتیم با این مأموریت هماهنگ کنم.”
“زمانی که من برای اولینبار کار در آکادمی را شروع کردم و ارزیابی کردم، آن بخشها ماموریت خاص خود را داشتند برای مثال، فیزیوتراپیستها بیشتر فیزیوتراپیستهای بیمارستانی بودند تا فیزیوتراپیستهای فوتبال. مربیان بدنسازی میخواستند ماهیچههای بزرگی برای بازیکنان بسازند، اما نه لزوما آنهایی که مربوط به فوتبال هستند.”
“همچنین سرمربیها: هرکسی فلسفه بازی خود را داشت و به عملکرد کلی تیم خود نگاه میکرد، نه به تک تک بازیکنان.”
در ردههای مختلف چه خبر است؟
مانند بسیاری از باشگاهها، لایپزیگ سبک بازی و ترکیببندی را در بین گروههای سنی خود هماهنگ می کند. اما در حال حاضر، آموزش نیز دورهبندی می شود. تیم های بین رده های زیر 16 و زیر 19 سال همگی برنامه یکسانی دارند، بلوکهایی وجود دارد که تعیین میکند بازیکنان چه زمانی کار تیمی، انفرادی یا فیزیکی را انجام دهند و مربیان، با چه شدتی میتوانند روشهای خود را در آن چارچوب به کار گیرند.
سطح زیر 16 سال، جایی که بازیکنان هر روز تمرین نمیکنند، برنامه فشرده است.
باوم میگوید این کلید «توسعه سیستماتیک بازیکن» است و به «چهار سؤال کلیدی» بستگی دارد که او از همه مربیانش میخواهد در نظر بگیرند.
«”چه زمانی و چقدر تمرین میکنید؟” این مربوط به دورهبندی است. “چه چیزی را تمرین میکنید؟” این بخش محتوا است، شوت زدن، پاس دادن و غیره. “چگونه تمرین میکنید؟” این بیشتر مربوط به روش است. و در نهایت: “چه کسی تمرین را هدایت میکند؟” سرمربی، کمک مربی، مربی ورزشی یا مربی ویدیویی … و غیره.»
تصویری از بازی زیر15 سال، بر روی صفحه نمایش ساختمان آکادمی
لایپزیگ جمعگرا؟
در گفتگو با باوم، موضوعی که اهمیت دارد فردیت است. به گفته او: “یکی از بزرگترین چالشها این است که مربیان را از وفاداری آنها به عملکرد تیمی دور کنیم، و بیشتر به سمت پیشرفت حرکت کنیم. برنده شدن در بازیها و تورنمنتها خوب است، اما در رابطه با هدف کلیدی “آماده کردن بازیکنان برای فوتبال حرفهای”، بیاهمیت است.”
او میگوید: “منطقی است که بگوییم فوتبال جوانان در واقع یک ورزش انفرادی است. برای من، تنها استفاده از تیم این است که محیطی را فراهم میکند که بازیکنان یاد بگیرند چگونه در یک تیم بازی کنند.
تیمها یاد نمیگیرند؛ افراد درون تیمها یاد میگیرند. تیمها اولین بازی را انجام نمیدهند، افراد این کار را انجام میدهند. من هرگز ندیدهام که یک تیم کامل به تیم اول برود. فقط چند بازیکن هستند.”
آنها از مکانیزمهای دیگری نیز استفاده میکنند. وامهای آموزشی، که در آن بازیکنان جوان بخشی از هفته خود را با باشگاههای منطقهای در رده چهارم یا پنجم می گذرانند. این به تسریع آمادگی آنها برای بازی بزرگسالان کمک میکند. برنامه تمرکز بازیکن، که توسط کامرون کمپبل، مربی اسکاتلندی که در سال 2024 وارد آکادمی لایپزیگ شد و قبلاً در رنجرز، آبردین و آکادمی Right to Dream کار کرده بود، نظارت میشود.
برنامههای آشنا سازی
در روزهای دوشنبه و سهشنبه، بازیکنان زیر 16 سال لزوماً بر اساس سن گروهبندی نمیشوند، بلکه بر اساس شرایطی که به بهترین وجه برای رشد آنها مناسب است، گروهبندی میشوند. به آن ارتباط زیستی میگویند. لایپزیگ از آن برای بررسی و به چالش کشیدن چشمانداز خود در شرایط مختلف استفاده میکند.
باوم توضیح میدهد: «ما سه نوع بازی مختلف داریم. یک بازی “ایمن”، یک بازی “کششی” و یک بازی “استرسی”. اگر بازیکنی فقط بازیهای ایمن داشته باشد، پس پیشرفت نمی کند، زیرا همیشه در رده سنی خود بهترین است. اما ما باید او را تحت استرس قرار دهیم، زیرا میخواهیم ببینیم کجا خوب نیست.”
تجربه نشان داده است که اولین باری که بازیکن معمولاً استرس زیادی پیدا میکند، زمانی است که به تیم اصلی می رود، اما تا آن زمان دیگر خیلی دیر شده است.
اجازه دادن به بازیکن مسنتر برای آسانگیری به بازیکن جوان، میتواند استرس بازی را کاهش دهد. برعکس، قرار دادن یک بازیکن در یک گروه سنی بالاتر (و در شرایط جسمی ضعیف) میتواند مشکلاتی را که یک بازیکن در هنگام انتقال از فوتبال جوانان به تیم اصلی تجربه میکند، شبیهسازی کند.
نیمه دیگر فوتبال
باوم میافزاید: “بنابراین، ما فقط نمیخواهیم به بازیکنان چیزی برای یادگیری بدهیم. ما میخواهیم ببینیم که شهود بازیکن چیست و سپس آن را زنده کنیم.”
ما میخواهیم به بازیکنان آزادی بدهیم. در گذشته، RB لایپزیگ به بازیکنان یک سبک بازی را آموزش میداد. اکنون، ما سعی میکنیم به آنها یاد دهیم که فوتبال را درک کنند و سبک بازی را یاد بگیرند. اگر آنها به تیم اصلی مارکو رز (سرمربی) بروند و او بخواهد از نظر تاکتیکی کاری متفاوت انجام دهند، بازیکنانی که ما تولید میکنیم فقط میدانند که چگونه در یک موقعیت کار کنند.
و شما باید در یک بازی چابک باشید. اگر بعد از 5 دقیقه گل بزنید، همهچیز تغییر میکند. شما باید فوتبال را درک کنید.
مانند بسیاری از باشگاهها، لایپزیگ به بازیکنی تا زمانی که 16 ساله نشوند، یک پست تمام وقت اختصاص نمیدهد. او میگوید که این به گسترش تجربه بازیکن کمک میکند. “اگر کسی همیشه مدافع میانی بوده است، پس از کجا می داند که بازی پر فشار در جلوی زمین چگونه است؟”
همچنین، میدانیم که فوتبال همیشه در حال تغییر است و بازی باوم و مربیانش که این بازیکنان را برای آن آماده میکنند دائما در حال تغییر است.
“بازی فوتبال آینده چگونه به نظر میرسد؟ بسیاری از باشگاهها در توسعه فنی واقعاً خوب شدهاند، اما چیزی که ما متوجه شدیم، اهمیت بازی یک به یک و اینکه چگونه این مورد میتواند یک KPI (شاخص عملکرد کلیدی) برای ما باشد.”
ساکار (سمت چپ)، در حال بازی برای تیم ملی جوانان آلمان، 2023
دیتا مهم است!
بیشتر سرمایهگذاری لایپزیگ در سطح آکادمی، تفسیر دیتا و استفاده از هوش مصنوعی بوده است. اگر به طور موثر از آن استفاده شود، می تواند به قضاوت در مورد اینکه بازیکنان چقدر در تقابل با یکدیگر موثر هستند، با/علیه مالکیت، و همچنین بدون توپ، کمک میکند. آیا یک بازیکن هجومی، با دویدن به فضا، کسی که مارکش کرده را “شکست” میدهد؟ آیا خط هافبک به طور مداوم زوایای ارسال و گزینهها را مسدود میکند؟
با توجه به تعهد باوم به نظارت مربیانش، در مورد نحوه پیشرفت بازیکنانشان، به جای صرفا برنده بازی شوند، یک معیار ارزشمند برای قضاوت در مورد پیشرفت است. فراتر از آن، تأکید بر نبردهای فردی که همیشه در قلب فوتبال خواهد بود، راهی است که در آینده ثابت شده است.
سرمایهگذاری برای آینده
البته مشکل سرمایهگذاری در چنین مراحل اولیه این است که مزایای آن تا آیندهای دور دیده نخواهد شد. باوم با خوشحالی می پذیرد که ممکن است وقتی این اتفاق بیفتد دیگر در باشگاه نباشد و در هر صورت، قضاوت در مورد تأثیر این اصلاحات همیشه دشوار خواهد بود.
او میافزاید: «اما من میخواهم این روند را قابل اعتمادتر کنم. بنابراین شاید هر سال 500 دقیقه بازی در بوندسلیگا از بازیکنان آکادمی ببنیم. باید حداقل شش بازیکن ملی پوش تولید کنیم.
ما باید اهداف روشن و یک برنامه اقدام روشن داشته باشیم.»
عماد معمار، فوتباللب – با توجه به اخبار و شایعات نقل و انتقالاتی، ترنت آرنولد با اتمام قراردادش در این تابستان، تیم کودکیاش را به مقصد رئال مادرید ترک خواهد کرد. ما بررسی میکنیم که تیم لیگ برتری چگونه میتواند جانشینی برای مدافع راست ظاهراً جایگزینناپذیر خود پیدا کند.
در فاصله 9 بازی مانده به اتمام فصل، با توجه به اختلاف 12 امتیازی لیورپول، به نظر میرسد در اواخر ماه می، جشن بزرگی در بندر برپا شود. به هر ترتیب اما، گزارشها حاکی از آن است که ترنت آرنولد تصمیم دارد با انقضای قراردادش به کهکشانیها بپیوندد. خبری که سایه بزرگی بر هفتههای پایانی فصل انداخت. پسر بومی بندر که از 6 سالگی در لیورپول توپ میزد و در فصل گذشته کاپیتان دوم تیم بود، اکنون در حال ترک باشگاه است. موضوعی که چندان به مذاق هواداران لیورپول خوش نمی آید، خصوصا وقتی صحبت از یک استعداد سطح جهانی با تواناییهایی منحصر به فرد در پست خود باشد.
اهمیت ترنت به زبان آمار و ارقام
ترنت آرنولد در 349 بازی، موفق شد برای لیورپول 22 گل و 86 پاس گل ثبت کند. او بهتر از هرکس دیگری بازی را از جناح راست تحت تاثیر قرار میدهد. دامنه پاسهای دقیق و متنوع او را، در کمتر مدافع کناریای میتوانیم ببینیم. این فصل در میان 5 لیگ معتبر اروپایی، او با 176 پاس پراگرسیو و 321 پاس به یک سوم دفاعی حریف، در آمارهای فوق رکورددار است. او همچنین با ارسال 215 پاس (با احتساب سانترها) به محوطه جریمه حریف، دومین مدافع برتر از این حیث میباشد.
لیورپول چگونه میتواند او را جایگزین کند؟ ما برخی از گزینههای احتمالی را بررسی کردیم.
جانشینی از دل باشگاه
لیورپول فصل پر فراز و نشیبی را تجربه کرد. بیشترین تشویق آنفیلد در این فصل اما، نه به خاطر یک گل، که برای یک تکل بود. جایی که در ماه نوامبر در جریان رویارویی لیورپول و رئال مادرید، کانر بردلی تکل جانانهای روی پای کیلین امباپه زد. واکنش هواداران لیورپول تلفیقی از شگفتی و افتخار بود.
جوان ایرلندی در تمام طول بازی مقابل کهکشانیها درخشید. حالا شاید رئال مادرید باعث درخشش دوباره او شود. این بار با جذب ترنت و ایجاد حفرهای که بردلی بتواند آنرا پر کند.
کانر 21 ساله این فصل در تمامی رقابتها 22 بار به میدان رفت که 9 تای آنها را به عنوان بازیکن فیکس آغاز کرد. دقیقا اندکی بیشتر از 1000 دقیقه ولی در جریان تساوی 2-2 مقابل استون ویلا، دچار مصدومیت شد.
ترنت در مقابل بردلی: 2 تعریف از یک پست
نکتهای که باید در نظر گرفت این است که بردلی سبک بازی متفاوتی نسبت به الکساندر-آرنولد دارد. همانطور که از هیت مپ مشخص است، او در مناطق هجومی به اندازه ترنت آرنولد لمس توپ ندارد و کمتر به مرکز میدان متمایل میشود.
در حالیکه ترنت بیشتر به تصاحب توپ و کنترل ریتم بازی همانند یک هافبک علاقهمند است، بردلی به بازی بدون توپ مایل است. در این فصل لیگ برتر، ترنت 10.5 فرار بدون توپ به ازای هر 90 دقیقه را ثبت کرد. برای بردلی این آمار با عدد 25.4 تعریف میشود. همچنین ترنت 4.7 فرار به یک سوم دفاعی حریف ثبت کرده و کانر 10.9. تعداد فرارهای به محوطه جریمه حریف هم برای ترنت 2.2 و برای بردلی 6.9 است. میزان اورلپ از سمت راست به ازای هر 90 دقیقه برای ترنت 2.7 بوده اما کانر آمار 6.9 را دارد. آماری که نشان میدهد وینگر راست فصل بعد قرمزها بیشتر از قبل گزینه مناسب برای پاس دادن خواهد داشت.
از نظر دفاعی آنها تقریبا آمار یکسانی ثبت کرده اند: تعداد تکلها برای او و ترنت به ترتیب 2.6 و 2.7 است. در شاخصهای بازپس گیری مالکیت و قطع توپ اما ترنت دست بالاتر را دارد (به ترتیب با برتری 5 – 4.5 و 1.3 – 0.9).
ایرلندی آیندهدار ولی پر مصدومیت
برای بردلی فرارها صرفا یک فرار ساده نیست. او در این فصل لیگ برتر 3 حرکت تهدیدآمیز برای شکستن دفاع حریف انجام داد (فرار بدون توپی که به قصد رسیدن به پشت خط دفاعی حریف انجام میشود). تنها 5 دفاع راست آمار بهتری از او ثبت کردند، در صورتی که همه آنها حداقل 1500 دقیقه زمان بیشتری برای بازی کردن داشتند. مسلما همه اینها بستگی دارد به اینکه آرنه اسلوت از فولبکهای خود چه چیزی بخواهد. اگر او کماکان انتظار پخش توپ و خلاقیت فوقالعاده داشته باشد، بردلی احتمالا هنوز پاسخ مناسب نیست. او در تمام رقابتهای این فصل به ازای هر 90 دقیقه در جریان بازی تنها 0.7 موقعیت ایجاد کرده که دقیقا نصف ترنت است. کانر همچنین به طور متوسط 1.3 سانتر داشته که در این شاخص هم ترنت با 3.4 عملکرد به مراتب بهتری دارد.
فراموش نکنیم که بردلی هنوز در حال پیشرفت است. او تنها ۲۱ سال دارد و بازی منظم در تیم اول میتواند او را در تمامی این جنبهها بهبود بخشد. بر خلاف سن و سالش، مربی ایرلند “مایکل اونیل”، او را لایق بازوبند کاپیتانی تیم ملی میداند و در مورد او میگوید:
“ما یک استعداد ویژه در اختیار داریم… مهمترین ویژگی بردلی، عشق او به بازی است. او همیشه با حداکثر توان تمرین میکند و این انرژی را به بقیه بازیکنان جوان هم منتقل میکند.
نگرانیهایی از باب مصدومیت وجود دارد. بنا بر ادعای ترنسفر مارکت، بردلی طی 2 سال گذشته تجربه 4 مصدومیت جداگانه داشت. موضوعی که باعث شد تا او 7 ماه از میادین دور باشد. پس این موضوع که لیورپول با خیال راحت به او به عنوان گزینه اصلی نگاه کند یا خیر، مسئله دیگری است.
وینگ بک جذاب ژابی
یکی از نامهای بزرگی که به جایگزینی ترنت الکساندر-آرنولد لینک میشود، جرمی فریمپونگ از بایر لورکوزن است. این مدافع هلندی ریز جثه و سریع، در دو فصل اخیر برای تیم آلونسو عملکرد درخشانی داشت و یکی از مؤثرترین مدافعان راست در دنیای فوتبال است.
در سیستم 3 دفاعه الونسو, فریمپونگ نقش وینگ بک را بازی میکند. نقشی که باعث میشود وظایف هجومی او بسیار بیشتر از وظایف دفاعیاش باشد. همانطور که در هیت مپ زیر میتوان دید:
فرارهای او از جناح راست، موقعیتهای بسیار زیادی برای لورکوزن ایجاد میکند. او عنصر کلیدی تیم برندهی دوگانهی لیگ حذفی فصل پیش بود. آنها در این فصل هم، بایرن مونیخ را به چالش کشیدند. در مجموع فریمپونگ در 2 فصل گذشته آمار چشمگیر 18 گل و 19 پاس گل را ثبت کرده.
با اینکه زیر نظر آلونسو فولبک نبود، اما در سلتیک و در لورکوزن هم تا پیش از سر کار آمدن آلونسو، او دفاع راست بازی میکرد. هیت مپ زیر، مربوط به فصل 2022-2021 نمایانگر آن است که لمس توپهای او تحت نظر جراردو سیوآن، بیشتر شبیه یک دفاع راست کلاسیک بود.
در آن زمان، او 6 پاس گل در بوندسلیگا ثبت کرد. آماری مشابه با ترنت آرنولد در فصل جاری. همچنین به طور متوسط 1.3 موقعیت در جریان بازی (به ازای هر 90 دقیقه) ایجاد کرد. بسیار نزدیک به ترنت آرنولد با 1.4. اما نقش این دو کاملا متفاوت بود.
ترنت یا فریمپونگ؟
در مقایسه فریمپونگ 22-2021 با ترنت 25-2024 میبینیم، که مرد هلندی دریبلهای بیشتری دارد و در دوئلهای زمینی دست بالاتر را دارد. ترنت اما واضحا مشارکت در پاسکاری و اکتهای دفاعی داشته.
فریمپونگ بازیکن بسیار خوبی است، ولی سبک بازیاش با ترنت تفاوت بسیاری دارد. آرنه اسلوت ممکن است مایل باشد چیدمان تیمش را تغییر دهد و حتی مشتاق به داشتن دفاع راستی مانند فریمپونگ باشد. کسی که عرض بیشتری به بازی میدهد و تهدید دریبل بیشتری دارد. اما برای این کار، تغییراتی در دیگر پستها هم لازم است تا تیم بهتر بتواند از پتانسیلهای فریمپونگ استفاده کند.
نگرانیهایی در مورد همکاری او با محمد صلاح هم وجود دارد. باید به یاد بیاوریم که فریمپونگ و موسی دیابی، “او هم یک وینگر چپ پای سریع است” همکاری بسیار خوبی در جناح راست تیم لورکوزن در فصلهای 22-2021 و 23-2022 داشتند. هرچند دیابی گاهی در سمت چپ هم بازی میکرد.
مزایای فریمپونگ
با توجه به اینکه فریمپونگ دوران رشد خود را در آکادمی منچسترسیتی گذراند، از نظر قوانین لیگ برتر انگلیس یک بازیکن بومی محسوب میشود. این موضوع برای لیورپول اهمیت دارد، زیرا آنها در حال از دست دادن یک محصول آکادمی (ترنت الکساندر-آرنولد) هستند و داشتن تعداد کافی بازیکن خانگی در فهرست لیگ برتر، یک امتیاز محسوب میشود.
یکی از مزیتهای دیگر فریمپونگ این است که او میتواند در خط حمله نیز بازی کند. او این قابلیت را به لیورپول میدهد که در صورت لزوم، فریمپونگ و کانر بردلی را همزمان در سمت راست میدان قرار دهد. این مسئله بهویژه در زمان غیبت محمد صلاح اهمیت پیدا میکند. اگر صلاح در لیورپول بماند، او در دسامبر و ژانویه به دلیل برگزاری جام ملتهای آفریقا در دسترس نخواهد بود.
پدرو پورو، شبیهترین مدافع به ترنت
در بین گزینههای روی میز، پدرو پورو هم میتواند انتخاب جاهطلبانهای باشد. کسی که اتفاقا همانند فریمپونگ در سنین پایینتر برای منچسترسیتی توپ میزد.
طبق دادههای اوپتا، پورو در چندین شاخص کلیدی در فصل گذشته، در میان مدافعین کناری 5 لیگ معتبر، بیشترین شباهت را به ترنت آرنولد این فصل داشت.
پدرو پورو از بدو پیوستنش به تاتنهام هاتسپر در ژانویه 2023، توانست در تمامی رقابتها در 95 بازی برای این تیم، 9 گل و 17 پاس گل ثبت کند.
در بین مدافعین راست در این فصل، او با 44 خلق موقعیت تنها کمی عقبتر از ترنت (51) از این حیث قرار میگیرد. همچنین آمار 109 سانتر در جریان بازی را دارد که او را از این نظر پیشتاز میسازد.
مسلما خریدن پورو از اسپرز، مبلغ هنگفتی نیاز دارد. از طرفی شهرت دنیل لوی به سختگیری در فروش ستارههایش و از طرف دیگر تابستان احتمالا شلوغ قرمزها باعث میشود. راههای بهتری نسبت به خرج کردن آن مقدار پول روی یک مدافع راست، پیش پای مدیران باشد.
بازیکنان آزاد
با علم بر اینکه ترنت به صورت آزاد جدا خواهد شد و مدیران لیورپول، از این طریق پولی به دست نمیآورند، ممکن است آنها بتوانند طبق قانون بوسمن، دنبال یک گزینه آزاد باشند. در این صورت واضحترین گزینه میتواند اولا آینا باشد. دفاع راست اهل نیجریه که فصل فوقالعادهای را با فارست تجربه کرد و در زمینه باز پسگیری مالکیت در این فصل لیگ برتر، با 156بار باز پسگیری، در این شاخص حرف اول را میزند.
اولا آینا در برخورد با لیورپول در فصل گذشته عملکرد درخشانی داشت. او در دقایق پایانی بازی توپ محمد صلاح را از خط دروازه بیرون کشید که یکی از سه دفع توپ از خط دروازه او در این فصل بود و باعث شد تیمش امتیازهای مهمی کسب کند. این نوع عملکرد دفاعی در لحظات حساس، ارزشهای او را نشان میدهد.
با این حال، لیورپول نیاز دارد که مدافع راستش در حملات هم مؤثر باشد. در حالی که آینا در تیمی با سبک بازی متفاوت قرار دارد که بیشتر بر دفاع تمرکز دارد، آمار او در زمینه ساخت موقعیت، کمی نگرانکننده است. او با 11 خلق موقعیت در لیگ این فصل (40 تا کمتر از تعداد شانسهای ایجاد شده توسط آرنولد) نشان داد که در ایجاد موقعیتهای گلزنی در حملات به اندازه کافی تأثیرگذار نیست.
برای لیورپول، که به هجوم و پاسهای کلیدی از دفاع راست نیاز دارد، آینا ممکن است نتواند در حملات همان تأثیرگذاری که آرنولد دارد را ارائه دهد. به همین دلیل، اگر لیورپول بخواهد یک گزینه دفاعی پیدا کند که هم در حملات و هم در دفاع عملکرد خوبی داشته باشد، ممکن است به گزینههایی مانند فریمپونگ یا پورو توجه بیشتری داشته باشد.
الماس قدیس ها
گزینه دیگر برای لیورپول میتواند کایل واکر-پیترز باشد. دفاع راستی که احتمالا علاقه ای به گذراندن یک فصل دیگر در چمپیونشیپ ندارد. مدافع اسبق اسپرز، توانایی بازی در هر دو سمت دفاع را دارد و همانند آینا، بازیکن بومی محسوب میشود.
او 27 بازی در این فصل لیگ برتر انجام داده. تقریبا به طور مساوی در هر دو پست مدافع چپ و مدافع راست. آمار حیرت انگیز 91.1% پاس موفق را داشت و موفق شد در جریان بازی، 21 موقعیت برای تیمش ایجاد کند (حداقل 9 تا بیشتر از هر مدافع دیگری از ساوتهمپتون). فقط 10 مدافع لیگ برتری آمار بهتری از او دارند.
آرنولد بعدی؟
با توجه به موفقیت لیورپول در اعتماد به ترنت الکساندر-آرنولد در سنین جوانی و تبدیل او به یکی از بهترین مدافعان راست دنیا، ممکن است این تیم بخواهد ریسک مشابهی را با یک استعداد جوان دیگر امتحان کند.
خیوایرو رید از فاینورد، گزینهای که اسلوت او را به خوبی میشناسد، زیرا او بود که در جریان نبرد مقابل رم در لیگ اروپا، او را از روی نیمکت به بازی فرستاد تا اولین بازیاش برای فاینورد را انجام دهد.
او خودش را در ترکیب 11 نفره فاینورد در این فصل تثبیت کرد. با انجام 17بازی، که 13تای آنها را از ابتدا به میدان رفت. او موفق شد 6پاس گل ارسال کند که 3تای آنها در جریان برد 2-6 مقابل توئنته بود. تنها پایساو با 9 پاس گل توانست این فصل پاس گلهای بیشتری از او برای فاینورد ثبت کند.
مدافع 18 ساله و تند و تیز فاینوردیها همچنین تجربه بازی در لیگ قهرمانان را دارد. او در 2 بازی رفت و برگشت مقابل میلان در پلیآف و همچنین در یک شانزدهم مقابل اینتر حضور داشت.
استعدادی دیگر از لیگ پرتغال
گزینه دیگر میتواند مارتیم فرناندز از پورتو باشد. یکی از هیجانانگیزترین استعدادهای لیگ پرتغال. گزارشها در ماه دسامبر، حاکی از آن بودند که لیورپول پیشرفت او را به عنوان یکی از گزینههای احتمالی جانشینی ترنت، تحت نظر دارد.
بازیکن 19 ساله که تسلط خوبی روی توپ دارد و همیشه مایل به همکاری در حرکات هجومی تیمش است، در فصل 25-2024 موفق شد 5 پاس گل به ثمر برساند (مشترکا با فرانسیسکو مورا بهترین بازیکنان پورتو از این حیث هستند).
او در این فصل بیشتر از هر مدافع دیگری (با حداقل 10 بازی) در 10 لیگ برتر اروپایی، توانست موقعیت بزرگ خلق کند. به طور متوسط 0.96 در هر 90 دقیقه!
دشتی دیگر از چمپیونشیپ؟
ترای هوم از ساندرلند ممکن است گزینهای جالب برای لیورپول باشد. این مدافع 23 ساله در فصل جاری چمپیونشیپ عملکرد بسیار خوبی داشته است. او شش پاس گل ثبت کرد (مساوی با پاتریک رابرتز). هیچکدام از بازیکنان ساندرلند بیشتر از این تعداد پاس گل نداشتند.
هوم در این فصل بیشترین شانسهای ایجاد شده از بازی در جریان (45) و بیشترین شانسهای بزرگ (13) توسط یک مدافع در چمپیونشیپ را داشت. در واقع، حتی اگر تمام بازیکنان خط میانه و حمله را در نظر بگیریم، تنها پنج بازیکن در این سطح از لیگ بیشتر از او شانس ایجاد کردهاند و تنها چهار نفر بیشتر از او شانسهای بزرگ ساختهاند.
این آمار نشان میدهد که هوم میتواند علاوه بر تواناییهای دفاعی، در حملات هم مؤثر باشد و بتواند در لیورپول در سمت راست به کمک تیم بیاید.
نگاه آماری به ترای هوم
ترای هوم در فصل جاری چمپیونشیپ بهطور برجستهای عمل کرده است. هرچند او بیشترین تعداد دریبل خورده (39 بار) در این فصل را در میان مدافعان دارد، اما وقتی آمار را به صورت متوسط در هر 90 دقیقه (با حداقل 10 بازی) بررسی کنیم، رتبهاش به دهم میرسد (1.08 عبور از او). علاوه بر این، هوم بیشترین تعداد تکل (99) را در میان مدافعان چمپیونشیپ ثبت کرده است. هفت نفر از او در باز پسگیری مالکیت نقش داشتهاند (154)، همچنین در قطع توپ (44) مقام هشتم را دارد.
او فصل گذشته 152 تکل نیز داشت که حداقل 33 تکل بیشتر از هر مدافع دیگر در چمپیونشیپ است.
همچنین، هوم در تمامی بازیهای لیگ این فصل به جز یک بازی، حضور داشته و در فصل گذشته نیز در تمامی 46 بازی لیگ برای ساندرلند بازی کرده، که نشاندهنده توانایی او در حفظ آمادگی بدنی است.
چگونه باید یک بازیکن شاخص را جایگزین کرد؟ به نظر میرسد قرمز ها باید راه و روش این کار را کشف کنند. ولی هر تصمیمی بگیرند, قرمز ها در فصل بعد قطعا دیدگاه متفاوتی خواهند
مهران قهرمانی-فوتبال لب، در فصل دوم (بخش اول را در اینجا مطالعه کنید.) کتاب وارونه کردن هرم نوشته جاناتان ویلسون، به بررسی تحول سیستم تاکتیکی WM پرداخته میشود. این سیستم یکی از نوآوریهای مهم در فوتبال است که نقش مهمی در شکلگیری فوتبال مدرن داشت. ویلسون در این فصل توضیح میدهد که چگونه تغییر از سیستم حملهای و نامنظم 2-3-5 به سیستم متعادل و سازمانیافته WM، پایهگذار تاکتیکهای پیچیدهتر در فوتبال شد.
مشکل تاکتیکی
اوایل قرن بیستم، فوتبال تحت سلطه سیستم 2-3-5 بود که به “هرم” معروف بود. این سیستم شامل دو مدافع، سه هافبک و پنج مهاجم بود و بیشتر بر حمله متمرکز بود. اما این ساختار یک مشکل اساسی داشت: فاصله زیادی بین خط حمله و خط دفاع ایجاد میکرد که تیمها را در برابر ضدحملات آسیبپذیر میکرد.
با تغییر قانون آفساید در سال 1925، این مشکل بیشتر شد. قبلاً باید بین بازیکن مهاجم و دروازه سه بازیکن حریف (دروازبان + دو مدافع) حضور پیدا می کرد تا بازیکن مهاجم در موقعیت آفساید قرار نگیرد. اما با تغییر قانون به دو بازیکن (نزدیک به قانون امروزی)، ماندن در موقعیت آفساید برای مهاجمان آسانتر شد. تیمهایی که همچنان از سیستم 2-3-5 استفاده میکردند، بیشتر در معرض ضدحملات سریع قرار گرفتند.
تولد سیستم WM
در این شرایط، هربرت چپمن، مربی افسانهای آرسنال، برای حل این مشکل راهحلی یافت. چپمن که به دقت و استراتژی معروف بود، سیستم WM (3-2-2-3) را ابداع کرد. این سیستم به شکلی طراحی شده بود که هم استحکام دفاعی داشته باشد و هم قدرت حمله را حفظ کند.
در سیستم WM، حرف “W” به چیدمان مهاجمان (مهاجم راست، مهاجم مرکزی و مهاجم چپ) اشاره داشت و حرف “M” نشاندهنده شکل دفاعی بود (سه مدافع و دو هافبک). این ساختار جدید باعث شد که زمین بهتر پوشش داده شود و تیمها در دفاع منسجمتر عمل کنند.
مزایای تاکتیکی
سیستم WM خط دفاعی منظمتری ایجاد کرد. به جای دو مدافع، سه مدافع حضور داشتند که کار را برای حریفان سختتر میکرد. هافبکها هم در حمله و هم در دفاع فعال بودند و این باعث شد که تیمها در انتقال بین فازهای بازی بهتر عمل کنند.
یکی از تغییرات مهم، نقش هافبک مرکزی بود که به یک مدافع عقبنشسته تبدیل شد. این تغییر باعث شد که دفاع منسجمتر و سازمانیافتهتر باشد. همچنین دو مهاجم کناری کمی عقبتر بازی میکردند تا ارتباط بهتری بین خط میانی و حمله ایجاد شود.
چپمن با اجرای سیستم WM، آرسنال را به یکی از قدرتمندترین تیمهای انگلستان تبدیل کرد. آرسنال با این سیستم، چهار بار قهرمان لیگ و یک بار قهرمان جام حذفی شد. تعادل بین حمله و دفاع در این سیستم، آرسنال را به تیمی بیرقیب در دههٔ ۱۹۳۰ تبدیل کرد.
تسلط آرسنال
آرسنال با این سیستم به تیمی بیرقیب در دهه 1930 تبدیل شد. مدافعان آرسنال نظم و انضباط بالایی داشتند و مهاجمان با سرعت و دقت بالا از فضاها استفاده میکردند. این ساختار به آرسنال اجازه میداد که تحت فشار دوام بیاورد و در ضدحملات سریع و موثر باشد.
سبک بازی مستقیم آرسنال در سیستم WM باعث شد که به جای بازیسازی پیچیده، بیشتر بر انتقالهای سریع و استفاده از فضاهای کناری تمرکز کنند. این رویکرد عملگرایانه برای آرسنال موفقیتهای بیسابقهای به همراه داشت.
گسترش و تحول
پس از موفقیتهای آرسنال، تیمهای دیگر نیز از سیستم WM استفاده کردند. برخی تیمها تاکید بیشتری بر حفظ توپ داشتند و برخی دیگر بر استحکام دفاعی تمرکز کردند. به مرور، تغییرات کوچکی در این سیستم به وجود آمد. به عنوان مثال، برخی تیمها نقش هافبکهای کناری را تهاجمیتر کردند تا در کنارهها برتری عددی ایجاد کنند.
انتقادات و محدودیتها
با وجود موفقیت اولیه، سیستم WM بدون ایراد نبود. یکی از مشکلات اصلی، خشکی و انعطافناپذیری آن بود. تیمهایی که از سیستمهای روانتر استفاده میکردند، میتوانستند ساختار ثابت WM را به چالش بکشند. همچنین، فشار زیاد بر هافبکها باعث میشد که پوشش دفاعی در مواقعی ناکافی باشد.
افول سیستم WM
در دهه 1950، فوتبال بار دیگر دچار تحول شد. تیم ملی مجارستان با استفاده از سیستم سیال 4-2-4، تیم ملی انگلیس را با نتیجه 6-3 شکست داد. این بازی معروف به “بازی قرن” نشان داد که سیستم WM دیگر کارآمد نیست. مجارها با جابجایی مداوم و استفاده از مهاجمان عقبنشسته، دفاع انگلیس را سردرگم کردند.
سیستمهای جدیدی مانند 4-2-4 برزیل و کاتناچیو ایتالیا نیز جایگزین WM شدند. این سیستمها بر انعطافپذیری، پرسینگ و بازی گروهی تاکید داشتند.
میراث سیستم WM
با اینکه سیستم WM از بین رفت، اما تاثیر آن بر فوتبال مدرن باقی ماند. مفهوم سازماندهی دفاعی، استفاده از بازیکنان همهکاره و تعادل بین حمله و دفاع همچنان الهامبخش سیستمهای جدید است. ایده قرار دادن بازیکنان در موقعیتهای موثر برای پوشش بهتر زمین، در سیستمهای امروزی مانند 4-4-2 و 4-3-3 نیز دیده میشود.
نتیجهگیری
فصل دوم کتاب وارونه کردن هرم به طور مفصل به تحول سیستم WM میپردازد. این سیستم که توسط هربرت چپمن طراحی شد، فوتبال را از یک بازی بینظم به یک ساختار تاکتیکی تبدیل کرد. اگرچه سیستم WM در نهایت جای خود را به ایدههای جدیدتر داد، اما اصول آن همچنان در تاکتیکهای مدرن مشهود است. این فصل به خوبی نشان میدهد که چگونه فوتبال همواره در جستجوی تکامل تاکتیکی است و هر نوآوری، راه را برای پیشرفتهای بعدی هموار میکند.
امیررضا قاسمی، فوتباللب – در قلب منطقه باسک، فوتبال فراتر از یک بازی ساده است. این ورزش به زبانی زنده و پرشور برای بیان هویت، مقاومت و آرمانهای سیاسی و اجتماعی مردم تبدیل شد. در این پست وبلاگی به بررسی چگونگی پیوند بین فوتبال و جنبشهای سیاسی در این منطقه میپردازیم.
ریشههای تاریخی: فوتبال به عنوان صدای بیصدایان
در دوران دیکتاتوری فرانکو، باسک با محدودیتهای شدیدی در حفظ زبان و فرهنگ خود مواجه بود. در این میان، فوتبال به عنوان تنها جایی که مردم میتوانستند آزادانه هویت بومی خود را ابراز کنند، ظهور کرد. باشگاههایی همچون آتلِتیک بیلبائو با سیاست «Cantera» (تاکید بر استعدادهای محلی) توانستند به نمادی از مقاومت و خودکفایی تبدیل شوند. جایی که هر گل و هر پیروزی پیامی از سرکوب شکسته شده و آزادی رو به نمایش میگذارد.
استادیوم به عنوان میدان مبارزه
در باسک، استادیومها تنها محل برگزاری مسابقات نیستند؛ آنها به میادینی برای ابراز نظر تبدیل شدهاند. هواداران باسکی در هر بازی حساس، با شعارهایی همچون «باسک تا ابد» و «آزادی واقعی»، نه تنها تیم خود را حمایت میکنند بلکه پیامی قوی از هویت و مقاومت به نهادهای مرکزی میرسانند. هنر خیابانی، گرافیتیهای پررنگ و نمایش نمادهای بومی در اطراف استادیومها، این پیامها را تکمیل میکنند.
تحول پس از دیکتاتوری: آزادی و نوآوری
پس از سقوط فرانکو، باسک شاهد دورهای از بازگشایی فرهنگی و سیاسی بود. باشگاههای باسکی فرصت یافتند تا هویت بومی خود را با آغوش بازتری به نمایش بگذارند. در کنار پذیرش مدرنیته و ورود سرمایههای خارجی، آنها تلاش کردند تا ارزشهای اصیل و محلی را حفظ کنند. این تعادل میان مدرنیت و سنت، نقطه قوتی است که همچنان هواداران باسکی به آن افتخار میکنند.
چالشها و فرصتهای پیش رو در باسک
با وجود روح مقاومت و تاریخ پربار، فوتبال این منطقه امروزه با چالشهای جدیدی مواجه است:
جهانیشدن: ورود بازیکنان و سرمایههای خارجی ممکن است به مرور زمان هویت محلی را تحت تأثیر قرار دهد.
تغییرات اقتصادی و سیاسی: قوانین ورزشی و فشارهای اقتصادی میتواند زمینهای برای ناآرامیهای اجتماعی ایجاد کند.
اما در عین حال، این شرایط فرصتهایی برای نوآوری، تقویت مشارکت هواداران و استفاده از فناوریهای نوین در ترویج فرهنگ بومی فراهم میآورد.
در باسک، فوتبال چیزی فراتر از یک ورزش!
فوتبال در باسک تنها یک ورزش نیست؛ این پدیدهای فرهنگی و سیاسی است که روایتگر مبارزه برای حفظ هویت، آزادی و عدالت است. هر بار که هواداران باسکی وارد استادیوم میشوند، داستانی از گذشتههای پر از درد و تلاش برای فردایی بهتر روایت میشود. در این تقاطع بین ورزش و سیاست، فوتبال به مثابه پلی برای انتقال آرمانهای بلند انسانی عمل میکند.
در نهایت، داستان فوتبال باسکی نشان میدهد که چگونه عشق به بازی میتواند به ابزاری قدرتمند برای مقاومت و تغییر اجتماعی تبدیل شود. این داستان همچنان الهامبخش نسلهای آینده در جستجوی عدالت و حفظ فرهنگ بومی خواهد بود.
منچستریونایتد در بازی وسط هفتهای مهمان پدیده این فصل لیگ برتر، ناتینگهام فارست بود. جایی که آنها سیزدهمین شکست این فصل خود را با نتیجه 0-1 ثبت کردند. رکورد بیشترین شکست آنها در یک فصل از لیگ برتر، مربوط به سال پیش با 14 شکست بود. اما با توجه به اینکه هنوز 8 بازی دیگر تا پایان فصل لیگ دارند، احتمال شکستن رکورد قبلیشان بسیار زیاد است.
از زمان اولین بازی شیاطین سرخ تحت هدایت روبن آموریم در 24 نوامبر، (تساوی 1-1 در مقابل ایپسویچ) آنها از 19 مسابقه تنها موفق به کسب 22 امتیاز شدند. حاصل عملکرد آنها در این بازه زمانی 9 شکست و 6 پیروزی بود.
نتایج به ما نشان میدهد که آموریم در حال حاضر ضعیفترین آمار را در قامت مربی شیاطین سرخ (از زمان شروع پریمیرلیگ) دارد. پایینترین درصد برد (31.6%) و کمترین میزان امتیاز به ازای هر بازی (1.16). نفر دوم از این حیث، رالف رانگنیک بود با 1.54 امتیاز به ازای هر بازی!
سقوط یک پادشاهی
سقوط یونایتد اما، تنها مربوط به دوره آموریم نیست. از زمان خداحافظی سر الکس در فصل 13-2012، آنها در سراشیبی سقوط قرار گرفتند. یونایتد پله پله از جمع مدعیان لیگ خارج شد.
آنها تحت هدایت 10 مربی مختلف در 448 بازی لیگ برتری، تنها موفق به کسب 786 امتیاز شدند. 209 امتیاز کمتر از همشهریشان با 995 امتیاز. همچنین لیورپول، آرسنال، چلسی و حتی تاتنهام هم امتیازات بیشتری کسب کردهاند.
به طور شگفتانگیزی، شکست مقابل ناتینگهام فارست، صد و چهاردهمین شکست منچستریونایتد در لیگ برتر از زمان جدایی فرگوسن بود. این با تعداد شکستهای آنها در دوران حضور فرگوسن در این رقابتها (بدون در نظر گرفتن نتایج دسته اول انگلیس) برابری میکند.
موضوع نگرانکنندهتر این است که این تعداد شکست در تقریباً نصف تعداد بازیها رقم خورده. فرگوسن در 810 بازی خود به عنوان سرمربی منچستریونایتد در لیگ برتر 114 بار شکست خورد، در حالی که 10 مربی پس از او این تعداد شکست را تنها در 448 مسابقه تجربه کردند.
آینده مربی پرتغالی منچستریونایتد چه خواهد شد؟
آموریم ممکن است به لطف عملکرد خوب منچستریونایتد در رقابتهای اروپایی نجات پیدا کند. چرا که شیاطین سرخ در مرحله یکچهارم نهایی لیگ اروپا حضور دارند، اما او در فصلی سهیم بوده که میتواند بدترین فصل لیگ برتری آنها در نسلهای اخیر باشد.
این فصل بدترین امتیاز آنها در تاریخ لیگ برتر خواهد بود، مگر اینکه یونایتد هر هشت بازی باقیمانده خود در لیگ برتر را پیروز شود، (که بعید به نظر میرسد) آنها حتی از رکورد 60 امتیازی فصل گذشته تحت هدایت اریک تنهاخ نیز پایینتر خواهد رفت.
آنها هنوز به 11 امتیاز از هشت بازی پایانی خود نیاز دارند تا حداقل به رکورد 48 امتیازی فصل برسند، فصلی که آخرین باری بود که یونایتد کمتر از 50 امتیاز کسب کرد. همچنین، آن فصل آخرین باری بود که منچستریونایتد در نیمه پایینی جدول قرار گرفت و در رتبه سیزدهم ایستاد.
بازی بعدی یونایتد، دربی منچستر مقابل سیتی در اولدترافورد است، که روز یکشنبه برگزار میشود. با توجه به اینکه آنها در دیدار رفت این فصل موفق به شکست سیتی در اتحاد شدند. این مسابقه فرصتی است تا برای اولینبار از فصل 2019-20، موفق به کسب دبل مقابل رقیب همشهری خود شوند. یونایتد و آموریم هر دو به یک نتیجه مثبت در این بازی نیاز دارند.