منچستریونایتد در بازی وسط هفتهای مهمان پدیده این فصل لیگ برتر، ناتینگهام فارست بود. جایی که آنها سیزدهمین شکست این فصل خود را با نتیجه 0-1 ثبت کردند. رکورد بیشترین شکست آنها در یک فصل از لیگ برتر، مربوط به سال پیش با 14 شکست بود. اما با توجه به اینکه هنوز 8 بازی دیگر تا پایان فصل لیگ دارند، احتمال شکستن رکورد قبلیشان بسیار زیاد است.
از زمان اولین بازی شیاطین سرخ تحت هدایت روبن آموریم در 24 نوامبر، (تساوی 1-1 در مقابل ایپسویچ) آنها از 19 مسابقه تنها موفق به کسب 22 امتیاز شدند. حاصل عملکرد آنها در این بازه زمانی 9 شکست و 6 پیروزی بود.
نتایج به ما نشان میدهد که آموریم در حال حاضر ضعیفترین آمار را در قامت مربی شیاطین سرخ (از زمان شروع پریمیرلیگ) دارد. پایینترین درصد برد (31.6%) و کمترین میزان امتیاز به ازای هر بازی (1.16). نفر دوم از این حیث، رالف رانگنیک بود با 1.54 امتیاز به ازای هر بازی!
سقوط یک پادشاهی
سقوط یونایتد اما، تنها مربوط به دوره آموریم نیست. از زمان خداحافظی سر الکس در فصل 13-2012، آنها در سراشیبی سقوط قرار گرفتند. یونایتد پله پله از جمع مدعیان لیگ خارج شد.
آنها تحت هدایت 10 مربی مختلف در 448 بازی لیگ برتری، تنها موفق به کسب 786 امتیاز شدند. 209 امتیاز کمتر از همشهریشان با 995 امتیاز. همچنین لیورپول، آرسنال، چلسی و حتی تاتنهام هم امتیازات بیشتری کسب کردهاند.
به طور شگفتانگیزی، شکست مقابل ناتینگهام فارست، صد و چهاردهمین شکست منچستریونایتد در لیگ برتر از زمان جدایی فرگوسن بود. این با تعداد شکستهای آنها در دوران حضور فرگوسن در این رقابتها (بدون در نظر گرفتن نتایج دسته اول انگلیس) برابری میکند.
موضوع نگرانکنندهتر این است که این تعداد شکست در تقریباً نصف تعداد بازیها رقم خورده. فرگوسن در 810 بازی خود به عنوان سرمربی منچستریونایتد در لیگ برتر 114 بار شکست خورد، در حالی که 10 مربی پس از او این تعداد شکست را تنها در 448 مسابقه تجربه کردند.
آینده مربی پرتغالی منچستریونایتد چه خواهد شد؟
آموریم ممکن است به لطف عملکرد خوب منچستریونایتد در رقابتهای اروپایی نجات پیدا کند. چرا که شیاطین سرخ در مرحله یکچهارم نهایی لیگ اروپا حضور دارند، اما او در فصلی سهیم بوده که میتواند بدترین فصل لیگ برتری آنها در نسلهای اخیر باشد.
این فصل بدترین امتیاز آنها در تاریخ لیگ برتر خواهد بود، مگر اینکه یونایتد هر هشت بازی باقیمانده خود در لیگ برتر را پیروز شود، (که بعید به نظر میرسد) آنها حتی از رکورد 60 امتیازی فصل گذشته تحت هدایت اریک تنهاخ نیز پایینتر خواهد رفت.
آنها هنوز به 11 امتیاز از هشت بازی پایانی خود نیاز دارند تا حداقل به رکورد 48 امتیازی فصل برسند، فصلی که آخرین باری بود که یونایتد کمتر از 50 امتیاز کسب کرد. همچنین، آن فصل آخرین باری بود که منچستریونایتد در نیمه پایینی جدول قرار گرفت و در رتبه سیزدهم ایستاد.
بازی بعدی یونایتد، دربی منچستر مقابل سیتی در اولدترافورد است، که روز یکشنبه برگزار میشود. با توجه به اینکه آنها در دیدار رفت این فصل موفق به شکست سیتی در اتحاد شدند. این مسابقه فرصتی است تا برای اولینبار از فصل 2019-20، موفق به کسب دبل مقابل رقیب همشهری خود شوند. یونایتد و آموریم هر دو به یک نتیجه مثبت در این بازی نیاز دارند.
مهران قهرمانی-فوتبال لب، رئال مادرید موفق شد با برتری در برابر سوسیداد به فینال کوپا دل ری برسد، اما اشتباهات دفاعی در طول مسابقه باعث نگرانی سرمربی این تیم، کارلو آنچلوتی، شد. این پیروزی تلخ و شیرین که با چاشنی هیجان و دلهره همراه بود، اگرچه جایگاه رئال مادرید را در فینال تثبیت کرد، اما سوالات جدیای در مورد آمادگی تیم در بازیهای آینده، به خصوص مقابل آرسنال، به وجود آورد.
جود بلینگهام به خوبی این لحظه را توصیف کرد. او پس از بازی در اینستاگرام نوشت: «دیگر هیچ کلمهای برای چنین شبهایی در برنابئو وجود ندارد.». در نهایت، پیروزی در وقت اضافه بازی برگشت و با ضربه سر آنتونیو رودیگر در دقیقه ۱۱۵ به دست آمد.
شور و هیجان بیپایان؛ اما نگرانیهای دفاعی برای رئال مادرید و آنچلوتی
اندریک، که اولین گل مادرید را در آن شب به ثمر رساند، پس از بازی به خبرنگاران گفت: «من این دیوانگی را خیلی دوست دارم.»
برای تماشاگران بیطرف، بازی پرهیجان، نفسگیر و سرگرمکننده بود؟ بله.
اما برای کارلو آنچلوتی، سرمربی رئال مادرید، پیش از دیدار مرحله یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان برابر آرسنال، نگرانکننده؟ بله.
این پیروزی به دلیل ضعف دفاعی مادرید، برای سرمربی ایتالیایی طعمی تلخ و شیرین به همراه داشت.
رئال مادرید؛ خط دفاعی، بحران مصدومیت
دنی کارواخال و ادر میلیتائو در بیشتر فصل به دلیل پارگی رباط صلیبی قدامی (ACL) نتوانستهاند برای رئال مادرید به میدان بروند. همچنین، داوید آلابا نیز تنها در چند ماه اخیر از مصدومیت مشابه خود بازگشته است.
در نتیجه، آنتونیو رودیگر به عنوان تنها مدافع میانی باتجربه و آماده رئال مادرید باقی مانده است. در نتیجه، برخی از هافبکها (آرلین شوامنی و فده والورده) مجبور به بازی در خط دفاع شدهاند. همچنین، رائول آسنسیو از تیم «ب» رئال مادرید کاستیا به تیم اصلی راه یافته است.
شب تلخ آلابا؛ کابوسی در خط دفاع برابر سوسیداد
شب گذشته، داوید آلابا تنها در چهارمین بازی خود در این فصل از ابتدا به میدان رفت، اما قطعاً دوست دارد این بازی را هرچه زودتر فراموش کند. او ابتدا یک گل به خودی به ثمر رساند و سپس با برخورد و تغییر مسیر ضربه میکل اویارزابال باعث شد رئال سوسیداد در آن شب 3-1 از رئال مادرید پیش بیفتد. آلابا یکی از بدترین نمایشهای خود را در طول حرفه خود به جا گذاشت و یکی از بدترین بازیکنان زمین بود.
مشکلات دفاعی پابرجا؛ سردرگمی در پست مدافع راست
رئال سوسیداد که با 27 گل در 29 بازی یکی از بدترین آمارهای گلزنی در لالیگا را دارد، در برنابئو موفق شد چهار بار دروازه رئال مادرید را باز کند. رئال سوسیداد با تنها چهار شوت در چارچوب، مجموع شاخص گلهای مورد انتظار (xG) آنها 0.99 ثبت شد. این اتفاق نشان میدهد که مشکلات دفاعی رئال مادرید همچنان نیاز به برطرف شدن دارند.
اندر بارنتکسا در دقیقه ۱۶ بازی، گل اول رئال سوسیداد را در برابر رئال مادرید به ثمر رساند. رائول آسنسیو با تیزهوشی اویارزابال از پست خود خارج شد و لوکاس وازکز پس از این اتفاق، دچار عدم آگاهی محیطی شد و بارنتسکا را پشت سر خود ندید و فضای خوبی در اختیار بارنتکسا قرار گرفت.
آنچلوتی به دلیل عرضی که وازکز در حملات ایجاد میکند، از او استفاده میکند. همچنین، حضور وازکز در پست دفاع راست به والورده اجازه میدهد به پست اصلی خود در میانه میدان بازگردد؛ اما وازکز در موقعیتهای دفاعی اغلب غافلگیر میشود. آنچلوتی باید برای بازیهای مقابل آرسنال در مورد پست دفاع راست تصمیمگیری جدی بکند.
بارنتکسا به راحتی وارد محوطه جریمه شد و ضربه ای، توپ را از بین پاهای لونین وارد دروازه کرد. رئال مادرید امیدوار است که دروازبان اصلی خود، تیبو کورتوا را تا بازی مقابل آرسنال در ورزشگاه امارات در روز سه شنبه در اختیار داشته باشد.
اضطراب در برنابئو؛ بازگشت موقت اما مشکلات ادامهدار دفاعی توسط آلابا، کاماوینگا، لونین
اندریک پس از 30 دقیقه با یک ضربه چیپ زیبا بازی را به تساوی کشاند، اما در نیمه دوم مشکلات دوباره سر برآوردند. در نیمه دوم، پابلو مارین از ادواردو کاماوینگا در خط کناری عبور کرد و شوت/پاس او پس از برخورد به داخل پای آلابا وارد دروازه شد. ازمایش کاماوینگا در فولبک چپ توسط آنچلوتی با شکست بدی مواجه شد. درصورت نرسیدن فولبکهای رئال، بوکایو ساکا، وینگر آرسنال، ضربات سختی از سمت چپ خط دفاعی به این تیم وارد خواهد کرد.
در دقیقه 80، تاکفوسا کوبو از خارج شدن کاماوینگا از منطقهاش بهره برد و با ارسال خوبی به ایوارزابال، ضربه اویارزابال با برخورد مجدد به آلابا وارد دروازه شد و نتیجه بازی را 3-1 به نفع تیم سوسیداد کرد.
سوت هواداران مادرید بر علیه بازیکنان خودی، مخصوصا وینسیوس، بیشتر شد. پس از سوتها، شماره 7 مادرید شروع به درخشش کرد. او با رد کردن یک در برابر یک مدافع سوسیداد و ارسال به محوطه جریمه و ضربه بلینگهام باعث شد تا نتیجه 3-2 شود.
سپس شوامنی در دقیقه ۸۶ با یک ضربه سر گلزنی کرد تا نتیجه بازی 3-3 شود و مادرید را در مجموع 4-3 جلو بیندازد. جشن بزرگی برپا شد، زیرا هافبک فرانسوی با هموطنش امباپه به شادی پرداخت. مادرید بنظر میرسید که به فینال راه صعود کرده است. تا اینکه در دقیقه 94، یک خطای غیرضروری از کاماوینگا رخ داد. لونین با خروج اشتباه خود نتوانست ضربه آزاد رئال سوسیداد را دفع کند. در نهایت، آلابا در نبرد هوایی از اویارزابال شکست خورد تا او با ضربه سر بینقص بازی در مجموع 4-4 مساوی کند.
دوربینها کیلیان امباپه را شکار کردند که به نظر میرسید میگوید: «چهار گل در خانه!»
ایمان آنچلوتی به بازگشت
کارلو آنچلوتی در کنفرانس خبری پس از بازی با آرامش گفت: «در چه لحظهای احساس کردم که حذف شدهایم؟ هرگز. در برنابئو هر چیزی ممکن است، بهویژه در چنین بازیها و جوهایی. وقتی از حریف عقب میافتیم، هرگز تسلیم نمیشویم.»
رودیگر به دلیل نگرانیهای آنچلوتی از وضعیت جسمانی او، از ابتدای بازی روی نیمکت نشسته بود. اما مادرید در وقتهای اضافه به استحکام دفاعی او نیاز داشت. برای دومینبار در یک ماه، رودیگر در نقش قهرمان ظاهر شد. او پیشتر ضربه پنالتی تعیینکننده را در مرحله یکهشتم نهایی لیگ قهرمانان برابر اتلتیکو مادرید به ثمر رسانده بود، دیشب نیز گل پیروزیبخش را وارد دروازه کرد.
آنچلوتی پس از بازی تلاش کرد منطقی به موضوع نگاه کند و گفت: «این یک مسابقه پر از گل، اشتباهات و همچنین نکات مثبت بود. هدف محقق شد: ما دوباره به فینال رسیدیم.»
اما شوامنی با نگاهی انتقادیتر اظهار داشت: «خوشحالیم که به فینال راه یافتیم، اما نمیتوانیم از عملکرد امشب خود راضی باشیم. باید بهتر بازی کنیم.»
نگرانیهای دفاعی رئال مادرید پیش از دیدار با آرسنال
یک تیم قویتر از رئال سوسیداد میتوانست بازی را از دسترس مادرید خارج کند. اکنون نگرانیهایی در مورد تمامی اشتباهات دفاعی در برابر آرسنال وجود دارد. آرسنالی که در این فصل لیگ در 30 بازی 55 بار دروازه حریفان خود را باز کرده است. توپچیها امیدوارند از هرگونه ضعف مادرید در ضربات ایستگاهی بهره ببرند.
یکی از اعضای کادر فنی رئال مادرید، که به صورت ناشناس با اتلتیک مصاحبه کرده است، گفت: «در طول بازی فراز و نشیب زیادی داشتیم و رنجهای زیادی کشیدیم. اما حالا ما در آنجا (فینال) هستیم.»
با این حال، او با احتیاط ادامه داد: «همیشه همین است؛ نمیتوان با شش یا هفت بازیکن دفاع کرد. مشکلات ساختاری وجود دارد، اما این تیم رقابت میکند.»
در سوی دیگر، میکل آرتتا، سرمربی آرسنال، نیز با مشکلات مصدومیت روبرو است. ریکاردو کلافیوری و تاکههیرو تومیاسو قطعاً غایب هستند و وضعیت گابریل و یورین تیمبر پس از مصدومیت در پیروزی برابر فولام در شب چهارشنبه در حال ارزیابی است. در تازه ترین اخبار، گابریل به احتمال بالا، دو بازی لیگ قهرمانان در برابر رئال مادرید را از دست خواهد داد و یک ماه به دور از میادین خواهد بود.
اما آرتتا و کادرش با تماشای عملکرد دفاعی دیشب مادرید، قطعاً از آنچه میبینند دلگرم خواهند شد.
محمدرضا حسینخانی، فوتبال لب – بررسی تیتیها در لیگ بیست و چهارم در فصلی که میلیونها عاشق به دنبال مهره گمشده ۵۵ سال هواداری در لیگ داخلی هستند. تراکتور پس از مدتها جام را بالا میبرد!
دراگان اسکوچیچ
سرمربی کروات تراکتور، با سابقه صعود به لیگ برتر با بابلیها و جام جهانی با تیم ملی ایران، تا مرد شماره یک فصل تاثیرگذار تراکتور.
دراگان اسکوچیچ، جرات برعهده گرفتن تیم مارک ویلموتس که با یک مساوی از مقدماتی درحال حذف بود را داشت. او روزهای درخشانی با ملیپوشان رغم زد و مقدمهساز رزرو بلیط قطر ۲۰۲۲ برای ایران شد.
سرانجام پس از بیلطفی فدراسیون فوتبال به او، کارلوس کیروش جانشین هدایت تیم ملی برای جام جهانی شد، که پس از ارائه نمایش به شدت ضعیف در قطر، بازهم از دور گروهی این تورنومنت بالا نرفت.
اسکوچیچ پس از پایان جام جهانی سکوت خود را شکست و بیان کرد:
“آنها مثل سگ من را بیرون کردند، دیگر برنمیگردم.”
سرانجام در ۱۹ تیر ۱۴۰۳ اسکو با انگیزه اولین قهرمانی تراکتور و همچنین اثبات خود به فدراسیون برای اشتباهی که در انتخاب کیروش به جای او داشتند به تراکتور پیوست.
چینش؛ ترکیبی از جوانهای با انگیزه و بازیکنان با تجربه
سنگربان اصلی، علیرضا بیرانوند، با انتقالی جنجالی از پرسپولیس به تراکتور پیوست و توانست روزهای پرفروغ خودش را ادامه دهد. هم اکنون بیرانوند با ۱۴ کلینشیت در صدر رقابت کسب دستکش طلایی است.
تیم اسکو در چینش اصلی دفاع خود از محمد نادری-شجاع خلیلزاده-عارف آقاسی-دانیال اسماعیلیفر استفاده میکند. در خط هافبک، که به عقیده کارشناسان متعدد، عامل اصلی موفقیت تراکتور قلمداد میشود از ریکاردو آلوز-ایگور پوستونسکی-مهدی ترابی بهره میگیرد. در فاز هجومی نیز، مهدی هاشم نژاد-تومیسلاو اشترکالی-امیرحسین حسینزاده بازی میکنند.
تراکتور در دفاع؛ ترکیبی از تجربه و استقامت
تلفیق شجاع خلیلزاده ۳۴ ساله و عارف آقاسی ۲۸ ساله، تیم را در دوئلهای زمینی و هوایی موفق کرده است.
دو فولبک کناری اسکو، (اسماعیلی فر و نادری) پیستونهای پیش رونده این تیم در عقب زمین هستند. با توجه به توانایی در ارسال از جناحین، بار هجومی تیم از کنارهها را به دوش بکشند. با این حال نقطه ضعف تیم اسکو، دفاع اشتباههای فردی شجاع خلیلزاده در دفع توپ و خطاهای پر تعداد است.
اسکوچیچ، بر خلاف دیگر مربیان حاضر در ایران، به جای هجوم از کنارهها، بیشتر سعی در ایجاد خلق موقعیت از عمق دارد. به همین علت، دانیال و نادری اجازه بیش از حد جلو رفتن را ندارند و نمیتوان از کنارهها به تراکتور آسیب رساند. در نتیجهی این امر تراکتور در ۲۳ مسابقه تنها ۱۱ گل دریافت کرده است و از این بابت بهترین تیم لیگ است. مهدی شیری تعویضی قابل اعتماد و البته در خدمت تیم اسکو برای دفاع است که توانایی بازی کردن در هر دو سمت بکهای تیم را دارد.
از سمت دیگر علیرضا آرتا و عارف غلامی نیز در مسیر این فصل به ترکیب ملحق شدند که با توجه به تایم بازی آنها میتوان مدعی شد که مرد کروات اعتقادی به آنها ندارد.
نقطه برتری تراکتور؛ دابل پیوت پرتغالی-کروات
با نظر شخصی سرمربی، ایگور پوستونسکی ۲۹ ساله به عنوان هافبک دفاعی به ایران آمد.
از همان ابتدای فصل خودش را به عنوان مهرهای باکیفیت و فراتر از سطح پست 6 های ایرانی نشان داد و یکی از بهترین پست ششهای فصل با تشکیل پیوت با ریکاردو آلوز توانست به خوبی نقشههای اسکو را عملی کند.ایگور در تیم نقش هافبک تخریبچی و ایستا با هدف حفظ توپ بازی میکند و در کنار خود یکی از بهترین پلیمیکرهای تاریخ لیگ برتر را میبیند.
در نقطهای که بسیاری از تیمها با خریدهای هنگفت و متعدد خارجی به دنبال ایجاد تفاوت هستند این مرد پرتغالی به خوبی به عنوان بازیساز در تیم اسکو، تخریبچی در تیم بردیوف و همینطور رجیستا در تیم خمز ایفا کرد.
مهدی ترابی نیز با تجربه و تکنیک خود کاملترین خط میانی را شکل داد. وینگر سابق پرسپولیس و سایپا با ۴۵ پاس کلیدی از امیرحسین حسینزاده با ۴۲ پاس و رامین رضائیان با ۳۹ پاس کلیدی جلوتر قرار دارد.
سید مهدی حسینی به همراه پوریا پور علی از دیگر نفرات میانی تراکتور به شمار میروند. حسینی به علت پارگی رباط صلیبی ادامه فصل را از دست داد همینطور سرمربی تا این مقطع از فصل چندان روی پوریا پورعلی حساب نکرده است.
اسکواد پلیر و یار شفیق دراگان اسکوچیچ در خط هافبک، همانند پست دفاع مهدی شیری است که تجربه بازی در پست ۶ و ۸ تیم را در این فصل دارد و عملکرد نسبتا قابل قبولی را در مواقع لزوم از خود نشان داده.
تراکتور در حمله؛ بیرحم در متلاشی کردن دفاع حریفان اما کم دقت در گل کردن موقعیتهای گلزنی
مهدی هاشم نژاد به عنوان وینگر راست ۲۱ ساله یکی از بهترین فصل های فوتبالی خود را سپری میکند.
وینگر سابق انزلیچیها با جایگیری درست، دریبل به موقع و حمل توپ با سرعت بالا یکی از مهرههای تاثیر گذار تیم میباشد که از جمله بازیکنان آندرریتد ایران به شمار میرود.
امیرحسین حسینزاده که توانست پس از دوران ناموفق در بلژیک مجددا خود را به تیم ملی برساند. به عقیده کارشناسان متعدد بهترین بازیکن این فصل لیگ برتر میباشد که توانسته با هوش بالا، قدرت دریبلینگ و همچنین در ارائه بازی بدون توپ تراکتور را از لحاظ خلق موقعیت از تمامی تیمهای حاضر جلوتر ببرد.
ترابی و حسین زاده مشترکا با ۶ پاس گل در صدر بهترین پاسورهای ایران هستند.
تومیسلاو اشترکال نیز فوروارد مرکزی تیم به عنوان بازیکن پشت به دروازه همچنین موفقیت در دوئلهای هوایی کمک بزرگی به تراکتور میکند. اما همچنان خلا تراکتور در مهاجم فرصت طلب و زهر دار حس میشود.
سوکول چیکالشی در ابتدای فصل و دوماگوی دروژدگ در ادامه فصل توانستهاند در روزهای بد مهاجم کروات کار را برای تیم دربیاورند.
همچنین سجاد عاشوری و محمد قنبری از دیگر نفرات هجومی تراکتور هستند.
بهترین گلزنان تیم؛ تومیسلاو ۸ گل، هاشم نژاد ۷ گل و امیرحسین ۶ گل
این در حالی است که هیچکدام از ۳۸ گل تراکتور از روی نقطه پنالتی به ثمر نرسیده است.
انبوهی تجربه برای اسکوچیچ؛ حاصل چندین سال مربیگری در لیگ خلیج فارس
دراگان اسکوچیچ، با دو چینش ۴.۲.۳.۱ و ۴.۴.۲ توانسته در فصلی که مربیان لیگ برتری ثبات لازم ندارند با بهترین نفرات ثبات و آرامش را به تیم خود بدهد.
در چینش ۴.۲.۳.۱ حسینزاده و ترابی به صورت چرخشی به عنوان پشت مهاجم و وینگر چپ ایفای نقش میکنند.
با توجه به شیوه بازی لو بلاک تیمهای مقابل تراکتور که عمدتا پرتعداد و با ۵ دفاع بازی میکنند این امکان برای تراکتور فراهم نیست که از کنارهها خلق موقعیت جدیای روی دروازه داشته باشد.
پس به کارگیری کار تیمی از مرکز و پاسهای عمقی از استراتژیهای مهم تراکتور مقابل تیمهای میانه و ته جدولی میباشد.
همچنین تراکتور به خوبی میتواند از موقعیتهای گلزنی در منطقه ۱۴ زمین حریف، برای هافبکها بعد از توپهای برگشتی فراهم کند. به همین علت نقش مهدی ترابی در تیم چشم غیرقابل چشمداشت است.
از برج آزادی به شاهگؤلی؛ دست روی نبض، میلیونها پرشور در انتظار انفجار
اکنون چشم میلیونها طرفدار عاشق در آذربایجان به چند هفته پایانی کورس ۳ اسبه قهرمانیست.
جایی که تراکتور با ۵۱ امتیاز و یک بازی کمتر ۲ امتیاز نسبت به سپاهان و ۴ امتیاز از پرسپولیس پیشتاز هستند.
تراکتور در حساسترین بازیهای باقی مانده خود در استادیوم سهند به مصاف استقلال تهران میرود و با تیم جور یحیی گلمحمدی باید در اهواز رودررو شود.
لازمه قهرمانی تیم اسکوچیچ مشخص است. بدون در نظر گرفتن نتایج تیمهای مدعی، فوتبال خوب ارائه کنید، برنده شوید و قهرمانی را جشن بگیرید.
برای شنیدن تحلیلهای هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش دهید.
رضا حسینی، فوتبال لب– تنها دو مسابقه از فصل جدید گذشته و تا همینجا پر بوده از حواشی، داستانهای داغ و چندین برنده متفاوت. در آستانهی گرندپری ژاپن که سومین مسابقه فصل 2025 فرمول یک است، بحثهای زیادی در جریان است.
یوکی سونودا، راننده ژاپنی، برای اولینبار در گرندپری خانگیاش با تیم ردبول مسابقه خواهد داد؛ لاوسن به تیم سابقش برگشته است. سوالات زیادی مطرح است. آیا رقابت بین همتیمیهای مکلارن، وارد مرحلهی حساستری میشود؟ و آیا مرسدس، فراری یا ردبول میتوانند در ژاپن برای پیروزی با آنها رقابت کنند؟ اگر میخواهید بدانید این آخر هفته باید به کجای پیست نگاه کنید، با ما همراه باشید.
جمع ژاپنیها حسابی جمع شد
تیم آلپین اعلام کرد که ریو هیراکاوا، که یکی از رانندگان ذخیره این تیم در فصل 2025 است. در تمرین اول (FP1) گرندپری ژاپن پشت فرمان خودروی A525 خواهد نشست. او در مقابل تماشاگران خانگی خود رانندگی خواهد کرد.
هیراکاوا پیشتر در آخرین مسابقهی فصل گذشته در ابوظبی رانندگی کرده بود. او نخستین تجربهی حضور خود در یک جلسه تمرینی فرمول یک را با تیم مکلارن پشت سر گذاشت. او سابقهای طولانی در رقابتهای مختلف اتومبیلرانی، از جمله مسابقات تکنفره و استقامت دارد. هیراکاوا در سال 2022 قهرمان مسابقه 24 ساعته لمان شد. او همچنین دوبار عنوان قهرمانی “کلاس هایپرکار” را در مسابقات استقامت قهرمانی جهان FIA به دست آورد.
اکنون، پس از انجام تستهای فرمول یک برای تیمهای مکلارن و هاس، هیراکاوا در گرندپری خانگی قرار گرفته. او در پیست سوزوکا، برای اولینبار پشت فرمان یک خودروی 2025 قرار خواهد گرفت. او در این جلسه، جایگزین جک دوهان خواهد شد.
هیرکاوا در مصاحبهای گفت:
“بسیار هیجانزده هستم و نمیتوانم برای رانندگی با A525 در تمرین اول این هفته صبر کنم. فرمول یک در ژاپن همیشه برایم خاص بوده است. حالا اینکه بتوانم در یکی از جلسات این هفته رانندگی کنم، یک رؤیای واقعی است. همه چیز را آماده کردهام، چند روز پیش در مرکز “انستون کار” با شبیهساز را انجام دادیم و قرار است از این تجربه لذت ببرم. امیدوارم شرایط آبوهوایی خوب باشد. این یک جلسه کوتاه خواهد بود، اما من نهایت تلاشم را برای تیم خواهم کرد تا در تنظیمات خودرو بازخورد مفیدی ارائه دهم.”
ریو هیراکاوا
سونودا و رسیدن به آرزوی چندساله
هفته گذشته، تنها پس از دو گرندپری، ردبول تأیید کرد که تغییراتی در ترکیب رانندگانش ایجاد شده است. یوکی سونودا به عنوان همتیمی مکس وشتپن به تیم اصلی پیوست و لیام لاوسن به تیم “ریسینگ بولز” برگشت. این تصمیم هیجان و توجه زیادی را پیش از مسابقه خانگی رانندهی ژاپنی به دنبال داشته است. رانندهی ژاپنی، بالاخره در فصل پنجم حضورش در فرمول یک، فرصتی پیدا کرد تا برای تیم اصلی ردبول رقابت کند.
با این حال، مسیر پیش روی سونودا آسان نیست. همانطور که لیام لاوسن در مسابقات ابتدایی فصل، ( و پیش از او، سرجیو پرز) متوجه شد، ماشین فعلی ردبول واقعاً خودروی سختی برای کنترل و هماهنگ شدن است. کریستین هورنر، مدیر تیم، تأکید کرده که تجربهی سونودا میتواند در روند توسعهی خودرو مؤثر باشد. اما این که حتی مکس وشتپن هم گاهی در پیدا کردن ریتم و سرعت مشکل داشته، نشان میدهد شرایط تا چه اندازه پیچیده است.
با این حال، پایان مسابقهی قبلی در چین نشانههایی از امید را به همراه داشت. وشتپن در استینت نهایی بسیار رقابتی ظاهر شد و از آن بهعنوان یک نقطهی مثبت یاد کرد. حالا سونودا، امیدوار است بتواند هرچه سریعتر با شرایط هماهنگ شود و قطعاً در سوزوکا، با حمایت بینظیر هوادارانش، برای این کار انگیزهی زیادی خواهد داشت.
یوکی سونودا
واکنش لاوسن چه خواهد بود؟
در سوی دیگر ماجرا، ارتقای سونودا به معنای آن است که لیام لاوسون باید با ناامیدیِ کنار گذاشتهشدن از ردبول، کنار بیاید. آن هم پس از آغازی دشوار در این فصل. رانندهی نیوزیلندی در هر دو مسابقهی ابتدایی، عملکرد بدی داشت و تیم هم تصمیم گرفت خیلی زود دست به تغییر بزند.
در ابتدا، لاوسن، به دلیل عملکرد فوقالعادهای که در طول ۱۱ مسابقه با تیم ریسینگ بولز از خود نشان داده بود، نسبت به سونودا در اولویت قرار گرفت. حالا او دوباره به همان تیم بازمیگردد تا سعی کند اعتماد به نفسش را بازیابد.
خودِ وشتپن هم در چین از لاوسن حمایت کرد و گفت که به نظرش خودروی “ریسینگ بولز” راحتتر از ردبول رانده میشود. او فکر میکرد همتیمیاش در آن ماشین سریعتر خواهد بود تا در RB21 فعلی ردبول. حالا لاوسن این فرصت را دارد تا درستی این حرف را ثابت کند.
او به محیطی برمیگردد که برایش آشناست. نهتنها پیش از این نتایج خوبی در آن تیم گرفته، بلکه این مجموعه در گذشته به رانندگانی که بعد از حضور در کنار وشتپن به این تیم برگشتهاند، کمک کرده تا دوباره مسیر پیشرفتشان را پیدا کنند. مثل پیر گسلی که پس از تجربهای سخت در ردبول در سال ۲۰۱۹، موفق شد اعتبارش را دوباره بهدست آورد.
لاوسن قطعاً انگیزه دارد تا شروعی قدرتمند داشته باشد، اما مثل سونودا، با چالش بزرگ تطبیق سریع با خودرویی جدید روبهرو است؛ آن هم در پیستی که اشتباهات را به سختی مجازات میکند.
لیام لاوسن
نبرد رانندگان مکلارن بر سر قهرمانی
مکلارن طی سالهای اخیر نیازی به تغییر راننده نداشته است؛ اما هر چه جلوتر برویم، مدیریت لندو نوریس و اسکار پیاستری بهخاطر رقابت تنگاتنگشان برای قهرمانی، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. پس از نمایش درخشان پیاستری در چین، حالا هر دوی این رانندهها، یک پیروزی در کارنامه خود دارند؛ اما در حال حاضر این نوریس است که با ۱۰ امتیاز برتری نسبت به همتیمیاش، در جدول قهرمانی رانندگان جلوتر قرار دارد.
در ژاپن سال گذشته، نوریس عملکرد خوبی در تعیین خط داشت و سوم شد که در نهایت مسابقه را در ردهی پنجم به پایان رساند؛ ولی پیاستری نتوانست با همتیمی بریتانیاییاش همسطح شود و به رتبهی هشتم بسنده کرد. با این حال، مسیر پیشرفت پیاستری در دو سال گذشته بسیار سریع و چشمگیر بوده و مسابقهی این هفته یک آزمون دیگر برای سنجش میزان رشد او خواهد بود.
تا اینجای فصل، یا با دستور تیمی مکلارن و یا به واسطهی روند مسابقه، هنوز رقابت چرخ به چرخ نوریس و پیاستری را ندیدهایم. آیا ممکن است اولین رقابت واقعی بین دو مدعی قهرمانی در فصل ۲۰۲۵ همین آخر هفته اتفاق بیفتد؟ اگر این اتفاق بیفتد، سوزوکا بهترین صحنه برای آن خواهد بود؛ پیستی که بهخاطر طراحی خاص، پیچهای پرسرعت و تغییر مسیرهای سریع، در میان رانندگان محبوبیت زیادی دارد. حالوهوای بینظیری که تماشاگران ژاپنی در آن ایجاد میکنند را هم به این ترکیب اضافه کنید تا بدانید که ممکن است با یکی از تماشاییترین رقابتهای فصل در همین آخر هفته روبهرو شویم.
در حالی که رقابت میان دو رانندهی مکلارن از ابتدای فصل پیشبینی میشد، چیزی که کمتر انتظارش میرفت، شروع کمفروغ فراری در دو مسابقهی نخست بود.
تیم فرد واسور، یکی از مدعیان اصلی برای قهرمانی در هر دو بخش معرفی شده بود؛ بهویژه با توجه به هیجان و توجه زیادی که حضور لوئیس همیلتون در کنار چالز لکلرک به همراه داشت. اما در دو رقابت اول، فراری با چیزی که انتظارش را داشتیم، فاصلهی زیادی داشت.
پس از یک آخر هفتهی سخت در ملبورن، فراری در چین رقابتیتر ظاهر شد، اما نتوانست عملکرد خوب روز شنبه را در مسابقهی اصلی تکرار کند؛ لکلرک پنجم شد و همیلتون در جایگاه ششم از خط پایان گذشت. اما ساعاتی بعد، هر دو خودروی فراری از مسابقه دیسکوالیفای (حذف) شدند؛ اتفاقی که برای اولین بار در تاریخ این تیم رخ داد. در نتیجه، فراری حالا در جدول سازندگان در ردهی پنجم قرار دارد، همامتیاز با تیم چهارم یعنی ویلیامز و ۶۱ امتیاز عقبتر از مکلارن در همین ابتدای فصل.
تیم فراری
ساینز و جستجوی پاسخ در ویلیامز در گرندپری ژاپن
اگر چه ویلیامز همامتیاز با فراری در ردهی چهارم جدول تیمی قرار دارد، اما این شروع امیدوارکننده هنوز به گاراژ کارلوس ساینز در تیم ویلیامز نرسیده است.
ساینز در تستهای پیشفصل بسیار رقابتی به نظر میرسید و از اینکه به آسانی با ساختار ویلیامز هماهنگ شده بود، ابراز رضایت میکرد. او در استینت اول گرندپری استرالیا نیز سرعت خوبی داشت؛ اما پس از تصادف در ابتدای آن مسابقه، روند او دچار افت شد.
رانندهی اسپانیایی در گرندپری دوم در شانگهای، از عملکرد ضعیفش متعجب بود؛ او نمیتوانست درک کند چرا کنترل خودرو تا این حد دشوار شده، در حالی که در اوایل سال رابطهی خوبی با آن برقرار کرده بود. ساینز برای مسابقه، تنظیماتی نزدیک به همتیمیاش الکس آلبون را انتخاب کرد، اما با مشکلات متفاوتی روبهرو شد. شروع این فصل برای بسیاری از رانندگان دشوار بود، چرا که باید در جریان دو مسابقهی پشت سر هم – که یکی از آنها اسپرینت هم داشت – با تیمهای جدید و شرایط تازه سازگار میشدند. با این حال، حالا که حدود ۱۰ روز فرصت برای بررسی دادهها وجود داشته، ساینز بهدنبال بازگشت به همان اعتمادبهنفس و امیدواری ابتدایی فصل است.
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – با اعتراف پپ گواردیولا به اهمیت روزافزون انتقال توپ، بررسی میکنیم که چگونه حملات سریع و مستقیم بیش از هر زمان دیگری بر فوتبال پریمیرلیگ تأثیر میگذارند.
ترنزیشن، دشمن قهرمان سالیان اخیر پریمیرلیگ
انتقال توپها همواره دشمن پپ گواردیولا بودهاند. بین تمام جنبههای تاکتیکی، این عنصر همیشه چیزی بوده که او بیشتر از هرچیز از آن هراس داشته است. در مقابل، برای بسیاری از رقبای او در طول سالها، انتقال توپ سلاحی بسیار مفید محسوب میشود.
در دورانی که گواردیولا برای نخستین بار سبک تاکتیکی خاص خود که از یوهان کرویف موسوم به تیکی تاکا و فوتبال مالکانه (juego-de-posición football) الهام گرفته بود را در بارسلونا پایهگذاری میکرد، ژوزه مورینیو در اوج قدرت خود بود.
آقای خاص در نقطه مقابل پپ قرار داشت. مالکیت توپ برای او یک ریسک محسوب میشد. با این حال عدم مالکیت توپ، نقطه قوتی بود که میشد با انتقالهای سریع از آن بهرهبرداری کرد.
هر دو مربی دوران بسیار موفقی را در هدایت بهترین تیمهای جهان سپری کردند. آنها با سبک های کاملاً متفاوت، بزرگترین جامها را فتح کردند.
گواردیولا در چهار سال هدایت بارسلونا، سه بار قهرمان لالیگا شد. او دو بار نیز لیگ قهرمانان اروپا را بالای سر برد.
مورینیو، تنها لکه سیاه پپ در بارسلونا!
سبک دفاع محور و مبتنی بر انتقال سریع مورینیو، هرچند به اندازه تاکتیک خاص گواردیولا موفق نبود، اما او مسئول تنها فصلی بود که گواردیولا در قهرمانی لالیگا ناکام ماند.
همچنین یکی از دو باری که گواردیولا در مراحل حذفی چمپیونزلیگ ناکام ماند، مربوط به اینتر ژوزه مورینیو بود (فصل ۲۰۰۹/۱۰ و در مرحله نیمه نهایی). دیگر ناکامی گواردیولا با بارسلونا در چمپیونزلیگ، همراه شد با قهرمانی غیرمنتظره روبرتو دی ماتئو با چلسی در سال ۲۰۱۲.
در آن دوران، دو قطب کاملاً متضاد، گواردیولا و مورینیو، بر قله فوتبال جهان حکمرانی میکردند.
درحالی که مورینیو در آن سالها الهامبخش گروه کوچکتری از مربیان بود، گواردیولا به کلی بازی را متحول کرد.
آقای نابغه، آغازگر دوران جدیدی از فوتبال پریمیرلیگ.
تأثیر شگرف او حتی پس از پیوستن به منچسترسیتی در ۲۰۱۶ ادامه پیدا کرد. امروز فوتبال انگلیس کاملاً با زمان ورود او متفاوت است.
در آن سالها، گواردیولا بهخاطر اصرار بر بازی سازی از دفاع و تحت فشار قرار گرفتن مدافعانش، مورد تمسخر قرار میگرفت. اما امروزه تقریباً همه تیمها بخش قابل توجهی از ضربات دروازه خود را کوتاه آغاز میکنند.
در فصل پیش از ورود او به انگلیس، ۷۴.۲٪ از ضربات دروازه به نیمه حریف ختم میشد. این رقم در فصل جاری به ۳۸.۶٪ کاهش یافته است.
پپ گواردیولا، الهام بخش در محدوده ای فراتر از پریمیرلیگ
گواردیولا تنها مسئول این تغییرات نیست. با این حال، نقش بسیار بزرگی در تحول فوتبال طی دهه گذشته داشته است. مطمئناً، درحالی که او همه چیز را در پریمیرلیگ و اروپا فتح میکرد، بقیه نیز از او پیروی کردند.
امروزه کاملاً عادی است که حتی تیمهای لیگ دو و سطوح آماتور نیز از دفاع بازیسازی کننید. در طول نزدیک به نه سال حضورش در پریمیرلیگ، او بیش از هر فرد دیگری بر فوتبال تأثیر گذاشت.
صبر کنید! انتقال توپ ها و حملات مستقیم همچنان بخش مهمی از فوتبال انگلیس باقی ماندهاند
همیشه تیمهایی بودهاند که با بازی غیر هجومی موفق بودهاند. ضدیت با سبک گواردیولا هرگز کاملاً از بین نرفته است.
این سبک بازی هرگز به اندازه فصل ۲۰۲۴/۲۵ تأثیرگذار نبوده است. در این فصل پریمیرلیگ بیش از هر زمان دیگری، فوتبال با چاشنی ضدحمله برای گواردیولا و سیتی که درگیر یک فصل غیر منتظره ضعیف هستند، مشکل آفرین شده است.
تنها ساوتهمپتون، وستهم (هر دو ۳۸) و برنتفورد (۳۵)، بیشتر از سیتی (۳۴) شوت ناشی از ضد حمله های سریع دریافت کردهاند. آنها تاکنون ۹ باخت در لیگ داشتهاند. این تعداد باخت برابر با بیشترین تعداد باخت گواردیولا در یک فصل است. هنوز ۹ بازی تا پایان فصل باقی مانده است.
تأثیر و موفقیت تیمهایی با سبک بازی حمله در عمق، این سؤال را به وجود آورده که فوتبال به کدام سمت میرود. این چیزی است که خود گواردیولا در مصاحب های با TNT Sports اوایل امسال به آن اشاره کرد:
امروز، فوتبال مدرن به سبک بورنموث، نیوکاسل، برایتون و لیورپول است. فوتبال مدرن دیگر پوزیشنال نیست.
بورنموث در این فصل با فوتبال پرس از بالا و پرسرعت خود که شامل تصاحب توپ در زمین حریف و رساندن سریع توپ به جلو برای گلزنی است، موفقیت زیادی پیدا کرد.
از سوی دیگر، ناتینگهام فارست با سبک افراطی ضدحمله، در رده سوم جدول قرار دارد و به سمت سهمیه چمپیونزلیگ پیش میرود. آنها با میانگین مالکیت توپ ۳۹.۵٪، کمترین سهم مالکیت را در پریمیرلیگ دارند.
افزایش ضد حمله های سریع در لیگ
در واقع، ضدحملههای سریع در کل پریمیرلیگ افزایش یافتهاند. فصل جاری با میانگین ۱.۸۴ ضدحمله منجر به شوت در هر بازی، بیشترین میزان از زمان شروع ثبت آمار (از ۲۰۰۶/۰۷) را دارد. تعداد بیشتر این ضد حمله ها نیز به گل منجر میشوند (۰.۳ گل در هر بازی).
این فصل همچنین بالاترین درصد شوتهای ناشی از ضدحملههای سریع در تاریخ پریمیرلیگ (۱۰.۲٪) و بالاترین درصد گلهای حاصل از این ضدحملهها (۷.۱٪) را به خود اختصاص داد.
این آمار در فصل ۲۰۱۵/۱۶ به ترتیب در پایینترین حد خود (۳.۷٪ و ۱.۴٪) بود. حتی این آمار در فصل ۲۰۲۱/۲۲ نیز تنها ۵.۰٪ و ۳.۷٪ بود. اما امروز، کارایی و استفاده از ضدحمله در فصل جاری به بالاترین حد تاریخ رسید.
یک واکنش قابل پیشبینی؟
شاید این روند، نتیجهای منطقی باشد. با تسلط روزافزون فوتبال مالکانه، همواره احتمال یک واکنش متقابل وجود داشت. هرچند فوتبال سریع و مبتنی بر انتقال توپ هرگز بهطور کامل به حاشیه نرفت، اما آمار نشان میدهد که با تقلید تیمهای بیشتر از سبک گواردیولا، تأثیر آن در سطوح بالای فوتبال کاهش یافت. اما در مقابل، لو بلاک نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد.
برای تیمهایی با منابع محدودتر از تیمهایی مثل سیتی، عقبنشینی و تحمل فشار تنها راه پیروزی بود.
لوبلاک همیشه بخش مهمی از فوتبال بوده، اما هرچه تیمهای مسلط بر توپ ثروتمندتر، بهتر و قویتر شدند، تیمهای ضعیفتر مجبور شدند سازمانیافتهتر و منظمتر عمل کنند.
درخشش سیتی به رقبا یادآوری میکرد که کوچکترین اشتباه یا ایجاد کمترین فضا میتواند مرگبار باشد. و اگر از این تیم عقب میافتادند، راه بازگشت به بازی برایشان حتی سختتر میشد.
اهمیت ترنزیشن در فوتبال امروز
این مسئله باعث شد اهمیت ضدحملهها و انتقال توپ بیش از پیش افزایش یابد. برای تیمهایی که در رده تیم های واقعا تراز اول قرار نداشتند، تنها راه شکستن لو بلاک حریف، حمله سریع و سازمانیافته بلافاصله پس از به دست آوردن توپ بود تا حریف را در وضعیت نامنظم غافلگیر کنند. کیفیت این ضدحملهها به شدت در حال افزایش است. تا جایی که گواردیولا حتی این فصل اعتراف کرده که از «بازی در این شرایط ضدحمله کمی هراس دارد.»
نمونه موفق: بورنموث و آندونی ایرائولا
بورنموث و سرمربی آن، آندونی ایرائولا، این فصل بهخاطر عملکرد درخشانشان مورد تحسین قرار گرفتهاند. آنها با پرسینگ شدید و سازمانیافته، رکورددار کانتر پرس (پرسی که ظرف ۲ ثانیه پس از از دست دادن توپ اعمال میشود) با ۱۸۲۲ اقدام در کل (۶۲.۸ در هر بازی) و همچنین بیشترین شوت پس از تصاحب توپ در ۴۰ متری دروازه حریف (۵۷ مورد) در پریمیرلیگ میباشند.
آنها مانند ناتینگهام فارست با دفاع عقب نشسته بازی نمیکنند و حملات خود را از فواصل طولانی شروع نمیکنند. هرچند counter-attacking و transitional attacks دقیقاً یکسان نیستند، اما از این نظر شبیه هستند که هر دو شامل حمله سریع پس از بازپسگیری توپ میشوند. در این فصل لیگ برتر، فقط ناتینگهام فارست با میانگین سرعت حملات ۲.۰۸ متر بر ثانیه، از بورنموث (۲.۰۵ متر بر ثانیه) سریعتر بوده است.
ایرائولا صراحتاً بیان کرده که اولین اولویت بازیکنانش پس از تصاحب توپ، پیشروی سریع به سمت جلو با هدف مستقیم گلزنی است.
او سال گذشته به اسکای اسپرت گفت:
اولین کاری که پس از بازپسگیری توپ انجام میدهیم، رساندن سریع آن به بازیکن پست ۹ است. چون معمولاً در آن لحظه، حریف در ضعیفترین موقعیت دفاعی قرار دارد و فضاهای بهتری پیدا میکنید.
این استراتژی مؤثر بوده است. بورنموث با ۱۹۶ شوت در ضدحملهها، بیشترین آمار را در پریمیرلیگ دارد و برای اولین بار در آستانه صعود به رقابتهای اروپایی است. نباید آنها را بر اساس پنج شکست در شش بازی اخیر قضاوت کرد. باید در نظر گرفت که علیرغم پیشبینی های بدبینانه پیش از شروع فصل، تنها پنج امتیاز با چهار تیم برتر فاصله دارند.
اما بورنموث تنها تیمی نیست که از ضدحملهها بهره میبرد. لیورپول، صدرنشین مقتدر لیگ، احتمالاً چندبعدیترین تیم پریمیرلیگ است. آنها هم در بازی با مالکیت توپ مسلط هستند و هم بهترین تیم در زمینه ترنزیشین در لیگ محسوب میشوند.
آمار لیورپول در زمینه ضد حمله:
رتبه دوم شوتهای پس از ضدحمله (۱۷۹ مورد) پس از بورنموث در پریمیرلیگ
صدرنشین گلهای پس از ضدحمله با ۳۱ گل (حداقل ۱۰ گل بیشتر از هر تیم دیگر)
۱۱٪ از کل شوتهای آنها از ضدحملههای سریع بوده است (بالاترین درصد لیگ)
۱۹٪ از گلهایشان از همین موقعیتها به ثمر رسید (رتبه دوم پس از ولورهمپتون با ۲۰٪)
رکوردهای تاریخی لیورپول در فصل جاری:
۱۳ گل از ضدحملههای سریع که رکورد تمام ادوار از فصل ۲۰۰۶/۰۷ است.
۵۶ شوت از ضد حمله های سریع که رکوردی جدید محسوب میشود.
در حالی که هنوز ۹ بازی باقیمانده است، قهرمان آینده پریمیرلیگ به بهترین شکل ممکن از ترنزیشین بهره میبرد. شاید بهتر از هر تیم دیگری در سالهای اخیر.
در دورانی که سبک بازی با مالکیت توپ پپ گواردیولا و منچسترسیتی بر فوتبال مسلط بوده، این فصل شاهد تأثیر چشمگیرتر ضدحملههای سریع نسبت به سالهای گذشته هستیم.
اما چرا سبک ضد حمله این چنین ثمربخش شد؟
برخی استدلال میکنند که این سبک بازی (ضدحمله) کمخطرتر از استفاده از خط دفاعی بالا و ایجاد فضای پشت سر مدافعان است. قطعاً خط دفاعی جسورانه و بالا، برای تاتنهام آنژ پوستکوغلو جواب نداده است. تیمی که با ۱۵ باخت در ۲۹ بازی این فصل، بیشتر از آنکه به رقابتهای اروپایی فکر کند، درگیر جدال برای بقا است. آمار نشان میدهد تیمهایی که ضدحمله را بهطور مؤثر به کار میگیرند، شکستناپذیرتر هستند، ویژگیای که قطعاً در مورد تاتنهام صدق نمیکند.
در ۷۸ مورد ثبت شده از گلزنی تیمها با حداقل یک ضدحمله سریع در مسابقات پریمیرلیگ در این فصل، تنها در ۱۳ مورد آن تیمها در بازی شکست را پذیرفتند. که نرخ باخت را به 16.7% میرساند.
بررسی ها نشان داده است وقتی تیمی گل میزند اما بدون ضدحمله، نرخ باخت به 26.1% تغییر میکند.
به عبارت دیگر، تیمی که با ضدحمله گل میزند، سختتر شکست میخورد تا تیمی که از طریق دیگر گلزنی میکند. شاید امروز تمرکز بر دفاع محکم به جای فشار برای گل های بیشتر، ایده بهتری باشد.
همینطور این واقعیت وجود دارد که موقعیتهای حاصل از ضدحملهها عموماً کیفیت بالاتری دارند. میانگین امید گلزنی (xG) در شوتهای حاصل از موقعیت ضدحمله در این فصل 0.17 است که بالاتر از شوتهای در جریان بازی (0.12 xG) و موقعیتهای شروع مجدد (0.09 xG) میباشد. میانگین کلی xG تمام شوتها در مسابقات پریمیرلیگ این فصل 0.11 است.
این یعنی شوتهای ضدحمله هم کیفیت بالاتری دارند و هم احتمال پیروزی تیم را بیشتر میکنند. هرچند این تحلیل کاملاً منصفانه نیست، چون ایجاد فرصتهای ضدحمله سختتر و کمتعدادتر است. با این حال، آمار نشان میدهد ضدحملههای سریع و مستقیم ارزش امتحان کردن را دارند. همانطور که جدول لیگ هم تأیید میکند. با حضور لیورپول و ناتینگهام در میان سه تیم برتر.
اما آیا این پایان سلطه بازی مالکانه گواردیولاست؟
آیا این نشانه تغییر روند است یا فقط یک استثنای فصلی است؟ شاید عملکرد ضعیف تر سیتی در این فصل پریمیرلیگ به دلیل تغییر نسل و حضور بازیکنان جدیدی باشد که میانگین سنی تیم را کاهش دادهاند.
پاسخ به این سؤال قطعیت ندارد، اما پیشبینی سقوط یکی از موفقترین سلطه های فوتبال، بسیار جسورانه است. با این حال، به نظر میرسد در فوتبال سطح بالا تمرکز بر انتقال ها نسبت به گذشته جایگاه بیشتری پیدا کرده است. اگر حتی گواردیولا خود این تغییر را بپذیرد، حتماً حقیقتی در آن وجود دارد، درست است؟
همچنین ممکن است هواداران پریمیرلیگ از طبیعت سریع حملات انتقالی لذت بیشتری ببرند. آنها این سبک فوتبال را راحتتر میپذیرند، به جای تیمهایی که سبکی شبیه به “کشتن رقیب با پاسهای بیشمار” گواردیولا بازی میکنند.
به همین ترتیب، وقتی بورنموث تحت هدایت مربیای موفق میشود که آشکارا از چیزی که بهعنوان “پاسهای مطمئن” مینامد، پاسهای قابل اطمینانی که مالکیت توپ را حفظ میکنند، همانچیزی که فلسفه پپ گواردیولا نیاز داشت، پذیرش این سبک فوتبال آسانتر است. و وقتی تیمی سبک هیجانانگیزی از فوتبال بازی میکند و موفق میشود، پذیرش این ایده که فوتبال به این سمت در حال حرکت است (یا باید باشد) سادهتر میشود.
تاریخ تاکتیکهای فوتبال همیشه چرخهای بوده است و ممکن است دوباره به چیزی شبیه به دوران طلایی مورینیو بازگردیم.
به همان اندازه ممکن است فوتبال اکنون چنان پیشرفته شده باشد که تیمهای برجسته باید در همه جنبههای بازی برتری پیدا کنند. برای تسلط بر لیگ برتر این فصل، لیورپول ناچار بود که بهترین تیم از نظر حملات سریع و روبهجلو باشد، و احتمالاً قهرمانان آینده نیز مجبور خواهند بود چنین باشند.
امیر محمد کلانتری، فوتباللب – ابر رایانه اپتا لیورپول را با احتمال پیروزی 66.3% شانس اصلی این مسابقه معرفی کرد. این درحالیست که شاگردان دیوید مویس در 9 بازی اخیر، هیچ شکستی را متحمل نشدند.
نگاه کلی به نبرد لیورپول و همشهری خود
اورتون به دنبال این است که برای اولین بار از فصل 2020/21 در هر دو دیدار رفت و برگشت مقابل لیورپول، کیش و مات نشود. لیورپول تنها یک بار در 24 بازی خانگی اخیر خود در پریمیرلیگ مقابل اورتون شکست خورد و در کنار آن، 14 برد، 9 تساوی کسب کرد. قرمزها پنج بازی از شش بازی خانگی اخیر خود را پیروز از میدان خارج شدند.
از حواشی آخرین دربی در گودیسون پارک چه خبر؟
ضربه والی جیمز تارکوفسکی در واپسین لحظات بازی، پایان دراماتیکی را به آخرین دربی مرسی ساید در گودیسون پارک در فوریه گذشته بخشید.
اورتون با کسب تساوی 2-2 در دقایق پایانی، از لیورپولی 2 امتیاز گرفت که در مسیر قهرمانی بیستم خود است. به جرات میتوان گفت که تافیها در بیشتر دقایق آن دیدار تیم بهتری بودند، به طوری که شوتهای بیشتری (10 شوت در برابر 6 شوت لیورپول) داشتند و شانسهای گلزنی حریف را به 0.62 گل مورد انتظار (xG) محدود کردند. این کمترین مجموع xG بود که قرمزها در یک بازی این فصل لیگ داشتند.
بنظر میرسید که یک بار دیگر محمد صلاح ناجی پیروزی قرمزها شد تا اینکه جیمز تارکوفسکی با گلزنی در دقیقه 97:07 دومین گل دیر هنگام را به لیورپول در یک بازی پریمیرلیگی زد. البته این آمار برای زمانی است که اپتا از فصل 2006/07 شروع به ثبت دادهها کرد. آخرین گل دیرهنگام به لیورپول توسط رابین فن پرسی با پیراهن آرسنال در آوریل 2011 در دقیقه 97:10 بود.
درگیری های دیدار لیورپول و اورتون:
حتی بررسی طولانی توسط سیستم وار هم نتوانست از التهاب شور و حرارت گودیسون پارک بکاهد. در همین حال و پس از سوت پایان بازی، آتش خشم و نفرت بازیکنان دو تیم شعلهور شد. هنگامی که عبدولای دوکور برای تمسخر به سوی سکوهای لیورپولیها رفت، کرتیس جونز به نشانه اعتراض به سمت او دوید و با این بازیکن درگیر شد. این تنش و درگیری باعث شد تا مایکل اولیور هردو بازیکن را با کارت قرمز از زمین اخراج کند.
درگیریها به همینجا ختم نشد! هنگامی که آرنه اسلات و سیپکه هولشوف قصد داشتند نارضایتی خود را با داور مسابقه در میان بگذارند، با کارت قرمز ماکیل اولیور مواجه شدند.
کارت قرمز، یار همیشگی دربی مرسیساید
با احتساب کارت قرمز بازیکنان، دربی مرسیساید با 25 کارت قرمز، بیشترین کارت قرمز را نسبت به هر مسابقه دیگری در تاریخ پریمیرلیگ دارا است. همچنین اورتون به تنهایی 17 اخراجی که در برابر لیورپول دارد. این بیشترین تعداد اخراجی است که یک تیم در برابر تیم دیگر در این رقابتها خلق کرد.
آرنه اسلات اعتراف کرد که نباید در گودیسون آرامش خود را از دست میداد، هرچند که احساس میکرد تصمیمات عمدتاً به ضرر تیمش بود. این مربی هلندی امیدوار است که در بازی برگشت در آنفیلد انتقام بگیرد. لیورپول در حال حاضر تنها یک بار در قرن بیست و یکم در آنفیلد از اورتون باخته است.
پیروزی مقابل اورتون دیوید مویس چندان هم آسان نیست!
گفتن آسانتر از عمل کردن است. چرا که تیم دیوید مویس در 9 بازی اخیر متوالی لیگ شکست ناپذیر بوده است. این طولانی ترین سریال شکست ناپذیری برای اورتون از فصل 2016/17 تحت هدایت رونالد کومان است.
آخرین بار که نوار شکست ناپذیری های اورتون از این طولانیتر شد، دسامبر 2013 بود (10 بازی). آنها در فوریه 2010 نیز با نوار 9 بازی شکست ناپذیری در مقابل لیورپول قرار گرفتند که در نهایت با یک گل بازی را در آنفیلد واگذار کردند. دیوید مویس در آن زمان هدایت تافیها را بر عهده داشت.
لیورپول میخواهد از این بازی بهعنوان پلی برای بازگشت به روند پیروزیهای خود پس از حذف از لیگ قهرمانان و شکست در فینال جام اتحادیه، استفاده کند. با این حال، قرمزها با 12 امتیاز فاصله از آرسنال در صدر جدول لیگ قرار دارند و آماده و مشتاق هستند تا در خانه با حمایت هواداران به میدان بروند.
مویس، ناکام مطلق در مقابل لیورپول
مویس هیچکدام از 19 بازی خارج از خانهاش در پریمیرلیگ برابر لیورپول را نبرده است. این آمار بیشترین تعداد ناکامی در پیروزی در مقابل یک رقیب خاص در خارج از خانه است. دیوید مویس در مقابل چلسی نیز چنین آماری دارد. در اولین دوران مربیگری در اورتون، دیوید مویس 5 باخت و 6 تساوی در آنفیلد کسب کرد. آخرین آن در ماه می 2013 با نتیجه 0-0 بود.
وضعیت مصدومان اورتون
اورتون در هفتههای اخیر توانست برخی از بازیکنان خود را که دچار مصدومیت شدند را به تیم بازگرداند. هرچند هنوز مشخص نیست که آیا این بازی برای ایلیمان اندیایه، که در دیدار رفت دچار مصدومیت شد، و دوایت مکنیل خیلی زود خواهد بود یا خیر. این در حالی است که دومینیک کالورت لوین همچنان غایب است.
تساوی و ضربات ایستگاهی، قوت قلب تافی ها
اورتون تنها یک پیروزی از شش بازی اخیر خود کسب کرد (همراه پنج تساوی).
اورتون 41٪ از گلهای خود در این فصل لیگ را از ضربات ایستگاهی غیر از پنالتی (13/32) به ثمر رساند که بالاترین آمار در لیگ است. گل اول آنها توسط بتو در دیدار رفت در گودیسون پارک نیز از یک ضربه آزاد سریع خلق شد.
در مقابل، لیورپول کمترین سهم از گلهای خود در این فصل را از ضربات ایستگاهی غیر از پنالتی با تنها 6٪ (4/69) به ثمر رساند. با این حال، لیورپول نیازی به تکیه بر ضربات ایستگاهی ندارد.
رد پای ستاره لیورپول در دربی مرسی ساید
اصلیترین تهدید اورتون، محمد صلاح است. او در هفت دربی مرسیساید اخیر خود در لیگ برتر مستقیماً در هشت گل (شش گل و دو پاس گل) تاثیر داشت. او در بازی رفت در گودیسون پارک هم گل زد و هم پاس گل داد. تنها بازیکنانی که در هر دو بازی لیگ خود مقابل اورتون در یک فصل هم گل زدند و هم پاس گل دادند، کریس ساتن در فصل 1993/94 و آلن شیرر در فصل 1994/95 بودند. صلاح به دنبال ثبت این آمار است.
تنها استیون جرارد (9) بیشتر از صلاح (8) در دربیهای مرسیساید در لیگ گل زده است. با توجه به عدم قطعیت درباره قرارداد جدید وینگر مصری در آنفیلد، این ممکن است آخرین حضورش در این بازی مهم باشد، بنابراین او قصد دارد رکورد جرارد را پشت سر بگذارد.
وضعیت مصدومان لیورپول
آلیسون بکر و رایان گراونبرخ به دلیل مصدومیت، زودتر از بقیه اردوی تیم ملی را ترک کردند. اما بنظر میرسد هردوی آنها برای بازی در دسترس باشند.
کانر بردلی به تمرینات بازگشت اما احتمالاً این بازی خیلی برای او زود خواهد بود، بنابراین جرل کوانسا ممکن است به بازی در سمت راست دفاعی ادامه دهد بهویژه در غیاب ترنت الکساندر آرنولد که مصدوم است.
آمار نبرد لیورپول و اورتون
از 120بازی انجامشده در گودیسون پارک، تساوی 2-2 در فوریه باعث شد آمار قبل از بسته شدن درهای این استادیوم قدیمی در ماه می، برابر بماند: هر دو تیم 41 بار برنده شدند (و 38 مرتبه مساوی). اما در آنفیلد، آمار کاملاً یکطرفه است.
لیورپول در 3 بازی خانگی اخیر خود مقابل اورتون در لیگ برتر با نتیجه 2-0 پیروز شده است. آخرین باری که آنها بردهای پیاپی بیشتری در مقابل تافیها در بازیهای خانگی داشتند، بین سالهای 1990 تا 1994 بود (5 برد متوالی). همچنین، آنها در آن دوره هرگز این کار را بدون دریافت گل عملی نکردند.
در واقع، لیورپول تنها یکی از 24 بازی خانگی اخیر خود مقابل اورتون در لیگ برتر را باخته است (14برد، 9 تساوی) و در 5 بازی از 6 بازی اخیر در آنفیلد پیروز بود.
لیورپول اکنون 99 برد در این رقابت دارد. اگر این بازی را ببرند، پنجمین تیم در تاریخ لیگ انگلیس خواهند بود که 100 بار مقابل یک حریف خاص پیروز میشوند (آرسنال 111 برد مقابل اورتون، منچستریونایتد 106برد مقابل استون ویلا، لیورپول 103برد مقابل استون ویلا، آرسنال 100برد مقابل منچسترسیتی).
از سوی دیگر، دیوید مویس تنها 4 بازی از 38 بازی خود مقابل لیورپول در لیگ برتر را برده است (10 تساوی و 24 باخت) که درصد برد او فقط 10.5% است. بدترین رکورد او مقابل هر حریفی در این لیگ.
پیشبینی بازی لیورپول مقابل اورتون
از 65 دیدار پریمیرلیگی بین اورتون و لیورپول، 26 بازی با تساوی به پایان رسید که پس از چلسی مقابل منچستریونایتد (با 27 تساوی)، این رقابت بیشترین تعداد تساوی را در تاریخ لیگ دارد. جالب اینجاست که اورتون در این فصل نیز با 13تساوی، بیشترین تعداد مساوی را در بین تمام تیم های لیگ دارد و حتی در 4 بازی اخیرش نیز مساوی کرد.
اما مدل پیشبینی اپتا احتمال تساوی را پایین ارزیابی میکند و تنها در 18.8% از شبیهسازیهای داده محور، بازی با تساوی به پایان رسیده است.
تاریخ ۹ دسامبر، بعد از شکست 4 گله نیوکاسل برابر برنتفورد در جیتک کامیونیتی استادیوم این سخنرانی انجام شد. بعد از این برد، برنتفورد هفتمین پیروزی خانگی خود در هشت بازی اخیر را به دست آورد. اما به جای قدردانی از ستارگان گلزن این بازی (برایان امبومو و یانوئه ویسا)، فرانک توجه خود و تیمش را به بازیکنانی که کمتر به آنها توجه میشود، معطوف کرد.
کاپیتان تیم، کریستین نورگارد، برای انجام صدمین بازی خود با پیراهن برنتفورد مورد تشویق قرار گرفت. همچنین ایتان پینوک برای 200مین بازی خود مورد تقدیر قرار گرفت. تعویضیهای بازی، یعنی میکل دمزگارد و کوین شاده برای توانایی بالای خود برای قدرت تمامکنندگی مورد ستایش قرار گرفتند و همچنین بن می، مدافع تیم، برای قدرت تهیج تیم و رهبریاش، با اینکه در دقیقه ۸۷ وارد زمین شد، مورد تحسین قرار گرفت.
این ویدیو بعد از وایرال شدن، واکنشهای زیادی را در بر داشت. فوتبالیست سابق، پیتر کراوچ، اظهار داشت که اگر همچنان فوتبال بازی میکرد، علاقه شدیدی به بازی کردن زیر نظر فرانک داشت. توماس فرانکی که همانند تیمش درحال تبدیل شدن به ستارهی درحال خیزش در پریمیرلیگ است (برنتفورد در حال حاضر یازدهم لیگ و بالاتر از تیمهایی مانند منچستریونایتد، تاتنهام و وستهم یونایتد است).
آیا شایعات درمورد فرانک درست است؟
اما آیا واقعا بازی کردن و کار کردن با توماس فرانک دوستداشتنی است؟ ویژگیهای او به عنوان یک رهبر چیست و چگونه میتواند بهترین استفاده را از بازیکنان خود بکند؟
مصاحبه با بازیکنان سابق و کنونی زیر نظر او، و همچنین همکاران اون میتواند ما را به فهمیدن این مهم راهنمایی کند.
پنتوس جنسن (مدافع و کاپیتان سابق برنتفورد در سالهای 2019 تا 2023) قطعا در این لیست وجود دارد.
او اظهار داشت که:
او یک دوست همیشگی و بهترین مربیای است که داشتهام. او یک انسان محشر است، وارد رختکن میشود و به همه انرژی میدهد. به عنوان یک سرمربی، نحوه توسعه و پیدا کردن راهحلهای جدید و شجاع بودن در امتحان این راهکارها او را به یکی از بهترینها در پریمیرلیگ تبدیل کرده است. با توجه به بودجه کم و اسکوادش دیوانهوار است. او فقط در یک سال این کار را انجام نداده و او و تیمش به اندازه کافی باهوش هستند که اوضاع را تغییر دهند. این (روشها) همه را متحیر میکند. من به عنوان کسی به برنتفورد آمدم که میخواستم بدرخشم و خود را نشان دهم، (اما فرانک مرا) تبدیل به یک رهبر کرد و مردم من را به عنوان یک کاپیتان و انسانی خوب میشناختند. شکلی که او مرا عوض کرد، هیچوقت فراموشش نمیکنم.
ذهنیت درست، انعطاف زیاد
علاقه برای ریسک کردن، توجه او به جزئیات و ذهنیت برنده داشتن برای هر مسابقه (حتی برابر منچسترسیتی و لیورپول) حتی بر روی بازیکنان هم تاثیرگذار بود. توماس فرانک قبل از اینکه سرمربی جوانان دانمارک شود، در کشورش معلم بود. او سپس مربی تیم براندبی شد و در سال 2016 به برنتفورد آمد، ابتدا در نقش دستیار و سپس سرمربی در سال 2018.
طبق گفتهها، “مثبتاندیشی” در کمپین برنتفورد، رکن مهمی در پیشرفت آنهاست.
بن می، مدافع برنتفورد میگوید:
به یاد میآورم وقتی در زمان برد، مساوی یا باخت با توماس صحبت میکردم، از او میپرسیدم که آیا من برای پرتاب توپها مناسب هستم؟ و او پاسخ میداد:(آره، همیشه این کار رو بکن، اصلا دربارهش شک نکن) و این همیشه برای من افزایش روحیه داشت.
می اظهار داشت که توجه فرانک به جزئیات بیشترین مقداری بود که در طول کریرش تجربه کرده، به عنوان مثال به اینکه چه زمانی پاس بدهد یا کمی طول بدهد و لمس توپ بیشتری داشته باشد، به جای اینکه مستقیما بعد از دریافت توپ پاس بدهد.
می اضافه کرد:
او به چیزهایی فکر میکند که شاید دیگران نکنند، او از شنیدن ایدههای مختلف استقبال میکند، چیزی که عالی است. او همیشه سعی میکند ایده بازیکنان را به هیئت مدیره منتقل کند. در نهایت، او دانش زیادی درباره فوتبال دارد.
تاکتیک، تکنیک و درک توماس فرانک
برایان ریمر، دستیار فرانک در سالهای 2018 تا 2022 و اکنون مربی تیم ملی دانمارک، این گزارهها را تائید میکند. به گفته او، رئیس سابقش درک بالایی از تاکتیک و تکنیک در فوتبال دارد و درک او از وضعیت انسانی نیز قابل توجه است:
توماس انسان آرامی است و در کار کردن با بقیه خوب. گاهی میبینیم سرمربیهایی که به اندازه توماس در باشگاهی حضور دارند، کم کم بیحوصله میشوند، اما همچنان تمام تیم حامی توماس هستند.
به همین خاطر است که اون انقدر در ساخت پایه قوی است، در ساخت همبستگی. ریمر در ادامه گفت:
او هر دیدار را با جمله (امروز چه روز زیبایی است) شروع میکند. مهم نیست که هوا آفتابی، بارانی یا سرد باشد. او همیشه گفتگو را با این جمله شروع میکند. به نظرم او میخواهد به همه یادآوری کند (گوش کنید، ما یک زندگی خارقالعاده داریم. ما خیلی خوشبختیم. بیاید ارزش آن را قدر بدانیم و هر روز بهترین خود را ارائه کنیم.)
ریمر دمزگارد را مثال میزند، کسی که 2022 از سمپدوریا خریده شد. بازیکنی که صبر فرانک را مثمر ثمر واقع کرد:
بعضی از مربیان تسلیم میشوند و میگویند (قرار نیست کار کند) و او را میفروختند. اما توماس کیفیت میکل را متوجه شد و با او کار کرد، صحبت کرد و الان از مزایای آن استفاده میکند. چنین ابعادی از توماس برای من، یادآور قدرت او هستند.
پدر خانواده
ساخت رابطه نزدیک با بازیکنان در داخل و خارج زمین، همیشه یک تم مهم در هفتسال مربیگری او در برنتفورد بوده است.
برای مثال، در دسامبر گذشته، فرانک ناتان کالینز را بعد از باخت ۴ بر ۱ برابر ولوز به ماشینش در راه خانه، دعوت میکند. بازیای که مدافع دو اشتباه منجر به گل داشت. پیام کاملا واضح بود: کالینز حمایت کامل فرانک را داشت. او در فصل 2024-25 عملکرد محشری داشت.
فرانک پیشنهاد حمایت خصوصی و عمومی را به آیوان تونی بعد از محرومیتش از فوتبال به دلیل دست داشتن در قمار را داد و بعد از پایان محرومیتش، در هفته اول بازگشت او به تمرینات، کمکش کرد تا به روند بازی کردن برگردد.
فرانک در تلاش برای حمایت از تونی بعد از اتفاقات انضباطی
هیچ سوالی درباره میزان قدرت فرانک در برنتفورد وجود ندارد، اما این او را از بازیکنان دور نمیکند. او در تابستان 2023، به همراه تونی، پینوک، ویتالی ینلت، مدز روزلو و فیل گیلس (مدیر ورزشی برنتفورد) در گرند پریکس بریتانیا شرکت کرد. او همچنین چندین بار کادر مربیگری خود را به شام دعوت کرده است.
حامی و تحت حمایت تیم
لوک دنیلز، دروازهبان دوم برنتفورد در سالهای 2017 تا 2021، درباره فرانک گفت:
او کسی است که میشود نشست و باهاش قهوه خورد. درباره اتفاقات هفته صحبت میکردیم و او از خانوادهات از تو میپرسید. ماشین من را چندین بار دزدیدند و او به من گفت سعی کن اوضاع رو راست و ریست کنی و مطمئن شد که من هوای خانوادهام را دارم. هیچوقت مشکلی برای زدنِ در اتاق او (و صحبت کردن) وجود نداشت.
ریمر میگوید:
فرانک کسی بود که همیشه میتوانست به عقبه یک ماجرا نگاه کند و بگوید:(خیلی خب، آروم باشید. بیاید ببینیم اینجا چه اتفاقاتی افتاد.) ممکن بود هر نوع موضوعی مطرح شود، از وضعیت آیون تونی تا اتفاقات شادی مانند پدر شدن یکی از بازیکنان. من اولین کسی بودم که میگفتم:(باشه، بازیکنمون پدر شده، ولی اون باید این بعدازظهر بازی کنه!) ولی توماس میدانست چه زمانی باید بگه که بازیکن لازمه کنار خانوادهش باشه. اون خیلی آرومه و در رفتار با بازیکنا خیلی خوبه.
این رویکرد تنها به بازیکنان اطلاق نمیشود، بلکه کادر هم در برمیگیرد. در ویدیویی که هفته بعد از رختکن، در رسانه اجتماعی تیم برنتفورد منتشر شد، فرانک از تمام آشپزهای باشگاه با گفتن اسامی آنها، در وعده کریسمس تشکر کرد. او اشاره کرد که آشپزها با پختن این وعدههای خوب، به تیمش خوشحالی کسب سه و نیم امتیاز را میدهند.
در خارج از فوتبال، فرانک از گشت و گذار و همچنین سفر کردن لذت میبرد. او همچنین مانند باقی سرمربیان پریمیرلیگ، علاقه به بازی پدل دارد و گاهی با کادر تیمش در زمین ورزشی برنتفورد این بازی را انجام میدهد.
ریمر، وقتی که در برنتفورد بود، با خانواده فرانک زندگی میکرد:”اتمسفر دنجی در خانه او وجود داشت. همیشه چیزی در آن خانه جریان دارد. فوتبال همیشه از تلویزیون درحال پخش است، عصرها بورد گیم انجام میشد.”
ریمر اشاره میکند که توماس فرانک برای روز بازی که آن را “منطقه جنگی” مینامد، کاملا مشتاق است. اما هیچوقت کنترلش را بعد از بازی، از دست نمیدهد:
بعضی از مربیان را میبینیم که بعد از بازی یا بین دو نیمه داد و فریاد به را میاندازند، من هیچوقت توماس را اینطور ندیدهام. او همیشه قبل از بازی، در رختکن (قبل شروع بازی) و بعد از آن آرام است. اما بین دو نیمه همه چیز فرق میکند، به نظرم هیچکس نباید هیولایی که در درون اوست را دستکم بگیرد.
رشد موفقیتآمیز برنتفورد
بیعدالتی است اگر تمام موفقیت برنتفورد را مدیون فرانک بدانیم. نحوه به خدمتگیری خاص باشگاه، که با استفاده از مدل دیتای منحصر بهفرد، توسط مالک، متیو بنهام شکل گرفت، مورد حسادت کل لیگ است. بنهام شبکه Smartodds (که یک شبکه تامین دیتا و توصیه شرطبندی به کاربران است) را به برنتفورد وارد کرد. این شبکه حدود 85هزار بازیکن در سراسر جهان را مورد بررسی قرار میدهد. آنها شش مدل بررسی بازیکن و 16 موقعیت قرارگیری بازیکن (نه 11) را مورد بازبینی قرار میدهند.
ارقام در این باشگاه، که از نظر تاریخی زیر سایه همسایههای پولدارتر و بزرگترشان زندگی کردهاند و در ردههای بالاتر رقابت میکنند، بسیار مهم و حیاتی است. اما توانایی فرانک در ایجاد توازن در عملکردشان با اسکوادی نه چندان نخبه، بسیار مهم است. او فرهنگ باشگاه را “سس مخفی” نامگذاری کرده، اما خود فرانک ذهن فوتبالی هوشمندی دارد.
ریمر میگوید:
اون نشان داد که در حوزه تاکتیکال چه مربی توانمندیست و اینکه چطور میتواند ایدههای درون سرش را به این سرعت به زمین بازی وارد کند، محشر است. اگر میخواهید در پریمیرلیگ بقا بیابید، باید این توانایی را داشته باشید.
شکی در تواناییهای من منیجمنت توماس فرانک وجود ندارد، اما او همچنین ذهن تاکتیکی قویای دارد
به عقیده ریمر، برنتفورد زیر نظر فرانک، از یک تیم چمپیونشیپی به دنبال تسلط در زمین با در دست داشتن توپ، به یک تیم عملگراتر پریمیرلیگی تبدیل شد. این عملکرد حتی بعد از فروش آیوان تونی به الاهلی ادامه پیدا کرد، به طوری که در 15 بازی خانگیشان، 30 گل به ثمر رساندهاند.
ریمر گفت:
همانطور که در موردهای دیگر دیدیم، اگر به پریرمرلیگ بیایید و در حوزه کیفیت بازی در مقایسه با تیمهای دیگر، کمی ابتدایی بازی کنید، میتواند برایتان مشکلساز باشد. پس برنتفورد تبدیل به تیمی قدرتمند از نظر ضدحمله شد که به نظر من روش درستی بود.
تحسین مرد دانمارکی
ریمر همچنین فرانک را به خاطر تغییر فرمت از 4-3-3 به 3-5-2، در ابتدای حضورش در برنتفورد، تحسین میکند. تصمیمی که در ابتدا شکننده به نظر میرسید. او دهبازی ابتدایی، از مربی به سرمربی (جایگزین دین اسمیت در 2018)، هشت بازی را باخت. سه سال بعد، به پریمیرلیگ راه یافت.
دنیلز درباره فرانک میگوید:
توماس به شدت در جزئیات دقت میکند. او همه چیز را زیر و رو میکند، همه چیز آنالیز شده است. ما قبلا گلهای زیادی میخوردیم، پس مجبور بودیم از حریف گلهای بیشتری بزنیم
فرانک هر روز ساعت شش صبح بیدار میشود، به دنبال راههای کوچکی برای منفعت برنتفورد میگردد. مثال بارز این فصل، حمله سریع از شروع بازی و گلزنی بود.
او همچنین زمان تمرین را وقف آمادگی برای دقایق پایانی مسابقات میکند، مشخصا با این دید که برنتفورد از دقیقه ۹۰ به بعد چطور بازی کند. به این خاطر که دقایق اضافه زیادی توسط داوران اخذ میشود. برنتفورد سریع حمله میکند و از این که در محوطه ۱۸ قدم حریف حداقل دو بازیکن، بین دو تیرک و بین دروازهبان حریف قرار داشته باشند، اطمینان حاصل میکند.
چهرهی تاکتیکی فرانک
در مصاحبههای گذشته، فرانک درباره اهمیت انعطاف به نسبت حریف صحبت میکند. او به نسبت راسل مارتین (ساوتهمپتون) و انژ پستکغلو (تاتنهام) در مورد عدم تغییر ذهنیت اصلی، کمتر مورد انتقاد است.
پیچشهای تاکتیکی فرانک همیشه هم جوابگو نیست. برابر فولهام، با تعویض امبومو با می، فشار تهاجمی تیم کم شد و نتیجه ۱-۰ با باخت ۲-۱ عوض شد.
برایان امبومو بازیکن مهمی برای تاکتیک فرانک محسوب میشود
بهرحال، توماس فرانک جزو سرمربیانی است که اکنون توسط مدیران و تیمهای پریمیرلیگی به عنوان یک شخصیت باهوش، دوست داشتنی و همراه با شرایط در نظر گرفته میشود.
او در تابستان، بین گزینههای جانشین اریک تنهاخ، سرمربی یونایتد بود. او همچنین زمانی که هلندی در ماه اکتبر اخراج شد، در لیست جانشینانی که دن اشورث تهیه کرده بود، حضور داشت.
در آخرین مصاحبه با اتلتیک، فرانک اظهار داشت که در برنتفورد خوشحال است. او این عقیده را دارد که زندگی خوبی دارد و وضعیتش از این بهتر نمیشود، اما همچنین گفت که نمیداند که در آینده چه رخ میدهد.
ریمر میگوید که فرانک آمادگی قدم بعدی با به هدایت گرفتن باشگاهی بزرگتر را دارد، اما آیا توانایی کنترل ستارههای حاضر در این تیمها را هم دارد؟
او کسی نیست که با ستارهها به مشکل بخورد. من باور دارم که او شخصیت و هوش لازم برای کنترل این دست از چالشها را دارد.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
عادات پاسکاری در میان دروازهبان ها تغییر کرده, اما تا چه حد؟
عماد معمار، فوتباللب – این یک واقعیت ثابت شد که نقش دروازهبانها در طول 20 سال گذشته تغییر چشمگیری کرد. اما در اینجا ما این تحولات را با امار و اعداد بررسی میکنیم. انقلاب فوتبال در قرن جدید, جایگاه دروازهبان را به کلی عوض کرد.
آنچه که زمانی به عنوان آخرین لایه دفاعی در نظر گرفته میشد, امروزه تبدیل به اولین خط حمله شده است. به نحوی که دروازهبانان امروزه بیشتر از هر زمان دیگری صاحب توپ هستند و نقش کلیدیای در طراحی حرکات هجومی تیمهایشان دارند.
بازیسازی از عقب به یک اصطلاح معروف و یک شیوه بیلدآپ تبدیل شد که موفقیت یا عدم موفقیت آن تا حد بسیار زیادی (اگر نگوییم کاملا) به تسلط دروازهبان روی توپ بستگی دارد.
احتمالا هیچ یک از این اطلاعات برای شما جدید نیست و دلایل این تحول هم به احتمال زیاد چیز تازهای نیستند. موفقیت پپ گواردیولا در سال 2016 باعث شد تا در لیگ برتر, تمرکز زیادی به مالکیت توپ معطوف شود. درست 3 سال بعد, قانونگذاران فوتبال قانونی که طبق آن, ضربات دروازه باید به بیرون از محوطه جریمه ارسال میشدند را حذف کردند. اما شاید شواهد آماری این موضوع برای شما جدید باشد.
اهمیت بازیسازی در دروازهبانها
افزایش اهمیت بازیسازی از خط دفاعی در دو دههی گذشته را میتوان با بررسی افزایش تعداد پاسهای موفق در نیمهی دفاعی زمین در بالاترین سطح فوتبال نشان داد. نمودارهای زیر تغییرات این آمار را برای هر یک از پنج لیگ برتر اروپا از فصل 07-2006 به صورت میانگین در هر بازی نمایش میدهند.
این تغییر بیشتر از همه در لیگ برتر انگلیس مشهود است. جایی که در فصل 07-2006 به طور میانگین در هر بازی, 221.9 پاس موفق در یک سوم دفاعی رد و بدل میشد. اما در فصل 25-2024 این عدد به 385.6 پاس در هر بازی رسید. که این یک افزایش 73.8 درصدی است. در حالی که بقیه لیگها در بازه زمانی مشابه, پیشرفتی بیش از 55.2 درصد را تجربه نکردند. صرف نظر از اینکه این مورد چقدر میتواند باعث یکنواختی رقابتها شود. همیشه در آمارها جزئیات بسیاری وجود دارند که در این مقاله ما بررسی خواهیم کرد. چگونه عادات دروازهبان در این سالیان دچار تغییر شد.
برای مثال, در زیر ما نقشه پاس Nicky Weaver, دروازهبان منچسترسیتی در فصل 07-2006 را داریم.
اما چرا او؟ چون دقت پاس 44.24 درصدی او, نزدیکترین مقدار به میانگین لیگ (44.25%) برای دروازهبانانی با حداقل 1000 دقیقه حضور در زمین بود. پس میتوانیم عملکرد او را با تقریب خوبی به عنوان نمایندهی آن دوره در نظر بگیریم.
و حالا ما رابرت سانچزی را داریم که با دقت 69.44% نزدیکترین عملکرد نسبت به میانگین (69.04%) را دارد.
تفاوتها چشمگیر هستند. همانطور که انتظارش را داشتید، اما ظهور این تغییرات بهصورت کاملاً واضح (البته مقدار زیادی رنگ خاکستری و قرمز هم در آن میتوان دید) واقعاً نشان میدهد که چگونه فوتبال در این زمینه دستخوش تحول شد.
قوانین جدید، مشکلساز یا کمککننده؟
بدون شک، حذف قوانینی که دروازهبان را وادار میکردند تا ضربات دروازه را به خارج از محوطه جریمه ارسال کنند، نقش کلیدی در تغییر عادات بازی داشت. اما این تغییرات پیش از آن نیز آغاز شدند.
دادههای اپتا درباره دقت پاس دروازهبانها تا فصل 04-2003 بازمیگردد. از آن زمان تا فصل11-2010, میانگین دقت پاس دروازهبان در محدوده 40 درصد باقی ماند و تنها به حداکثر 45.95% رسید.
اما از فصل 12-2011 به بعد، این درصد تقریباً هر فصل افزایش یافت تا اینکه سال گذشته به اوج خود یعنی 69.5% رسید. این فصل نیز 68.9% است که دومین درصد بالای ثبتشده محسوب میشود، اما همچنان ممکن است افزایش یابد.
بزرگترین افزایش بین دو فصل از نظر درصدی در فصل 20-2019 رخ داد. زمانی که میانگین دقت پاس از 56.2% به 61.4% جهش کرد. چرا که تیمها شروع به آزمایش حفظ ضربات دروازه در محدوده محوطه جریمه خود کردند.
در لیگ برتر این فصل، دو تیم بهطور ویژه به اجرای این سبک پایبند هستند.
باشگاه چلسی، سانچز، 84% از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه بازی میکند. که بیشترین درصد در بین 20 تیم لیگ برتر در این فصل محسوب میشود. این رقم آنها را کمی بالاتر از تاتنهام قرار میدهد، که 82% از ضربات دروازه خود را در داخل محوطه جریمه ارسال میکنند.
با این حال، این ارقام نشاندهندهی تمرکز هر دو تیم بر بازیسازی از خط دفاعی هستند. اگرچه تاتنهام درصد کمی کمتر از چلسی از ضربات دروازه را درون محوطه جریمه بازی میکند، اما شاگردان آنژه پوستکوگلو تنها 6% از این ضربات را مستقیماً به خارج از یکسوم دفاعی ارسال کردهاند.
در مقابل، چلسی 14% از ضربات دروازه خود را به یکسوم میانی و حمله میفرستد، که نشان میدهد تاتنهام حتی نسبت به آنها نیز پایبندتر به این سبک بازی است.
بازیسازی، نقش جدید دروازهبانها
اینها بهطور قابلتوجهی بارزترین نمونهها از بازیسازی از خط دفاعی با پاسهای کوتاه از دروازهبان در شروع مجدد هستند.
هر تیم دیگری حداقل 22% از ضربات دروازه خود را خارج از یکسوم دفاعی بازی میکند، و 13 تیم بیش از 40% از ضربات دروازه خود را خارج از یکسوم دفاعی ارسال میکنند.
اما اجازه ندهید که این موضوع شما را فریب دهد تا فکر کنید بازیسازی از خط دفاعی یک مد گذرا بوده که در حال کنار رفتن است.
در واقع، از 17 تیمی که در لیگ برتر این فصل و فصل گذشته رقابت کردهاند، 11 تیم نسبت به فصل 24-2023 درصد بیشتری از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه بازی میکنند.
البته که تغییرات مدیریتی تأثیر زیادی در این زمینه دارند. برای مثال، افزایش 34.7 درصدی چلسی از فصل گذشته به وضوح تحت تأثیر انتصاب انزو مارسکا در تابستان قرار گرفته است.
اما تیمهایی نیز وجود دارند که عاداتشان بدون تغییر در کادر فنی تکامل یافته است. برنتفورد (+16 درصد) تیمی است که بزرگترین تغییر تناسبی در بازیسازی از ضربات دروازه داخل محوطه جریمه خود را تجربه کرده است. توماس فرانک در هر چهار فصل اخیر باشگاه در لیگ برتر مسئول بوده است و این فصل بیشترین سهم از مالکیت توپ (48%) را به ثبت رساندهاند. بدون شک، دقت بیشتر در ضربات دروازه نقش مهمی در این تغییر دارد.
محوطه جریمه، آغازگر بازیسازی
وقتی به لیگ بهطور کلی در فصل 2024-25 نگاه میکنیم، بهطور میانگین، تیمها 50.7% از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه حفظ میکنند، که نسبت به 44.6% در فصل گذشته افزایش یافته است. بنابراین، با وجود تمرکز ظاهری بیشتر بر روی انتقالات سریع، ضد حملات و فوتبال مستقیم، پاسهای کوتاه از خط دفاعی همچنان روند رو به رشدی دارد.
اما این بدان معنا نیست که استثنائاتی وجود ندارد.
آرسنال همان سرمربی فصل گذشته را دارند و در این فصل ضربات دروازه خود را خیلی کمتر از فصل قبل وامحوطه جریمه بازی کردهاند، با کاهش 15.8 درصدی.
توپچی ها یکی از تیمهای جالب در این زمینه هستند زیرا به طور کلی تصور میشود که در حفظ توپ مرتب و منظم هستند، اما در واقع تعداد تیمهایی که ضربات دروازهشان را بلندتر از آرسنال بازی میکنند، چندان زیاد نیست.
در فصل 25-2024، 52% از ضربات دروازه این تیم خارج از یکسوم دفاعی بازی شد. که آنها را در این معیار در جایگاه هفتم قرار میدهد. در فصل 24-2023، آنها در جایگاه چهاردهم بودند و تنها 36.5% از ضربات دروازهشان را خارج از یکسوم دفاعی بازی کرده بودند.
تغییر قابلتوجهی در منچستریونایتد نیز مشاهده شد.
دارو یا درد؟
آندره اونانا پیش از فصل 24-2023 به منظور مؤثرتر کردن بازیسازی از خط دفاعی به منچستریونایتد پیوست. او در فصل گذشته این تغییر به 62% از ضربات دروازهشان که درون محوطه جریمه بازی شده بود، منجر شد.
اما این فصل، توزیع ضربات دروازهها بهطور مساوی بین ضربات درون محوطه جریمه و خارج از آن تقسیم شد. به طوری که 48% از ضربات دروازهشان خارج از یکسوم دفاعی بازی شده است. این تغییر به وضوح نشاندهندهی تغییر رویکرد سرمربی جدید، روبن آموریم، است. که به نظر میرسد میخواهد تیم در یکسوم دفاعی خود ریسک کمتری کند. که با توجه به فرم ضعیف تیم تحت هدایت او، قابل درک است.
با این حال، در واقع اونانا تنها 26% از ضربات دروازهاش را درون محوطه جریمه خود بازی کرد. ارقام منچستریونایتد در این زمینه، با این حال، تحت تأثیر این واقعیت قرار دارند. که 59 ضربه دروازه توسط بازیکنان دیگر زده شد. و از این تعداد 58 ضربه در داخل محدوده محوطه جریمه پاس داده شده است.
همانطور که از مکانهای نهایی ضربات دروازه اونانا در زیر میبینید، او معمولا بازی را به جناح چپ برده و تقریباً هرگز به جناح راست نمیبرد. در حالی که در فصل 24-2023، پخش ضربات او بسیار متنوعتر بود.
متز سلز نیز مستثنی نماند!
تغییرات عادات متز سلز از فصل گذشته به این فصل را نمیتوان نادیده گرفت.
در فصل 24-2023، دروازهبان ناتینگهام فارست 42.6% از ضربات دروازهاش را – که هفتمین درصد بزرگ در لیگ بود – به همتیمیهایش در محوطه جریمه خود ارسال کرد. اما در این فصل، این درصد به شدت کاهش یافت و به 16.7% رسید.
این تغییرات نشاندهندهی تبدیل شدن ناتینگهام فارست به تیمی بسیار مستقیمتر و متمرکز بر ترنزیشن ها از زمان انتصاب نونو اسپیریتو سانتو در دسامبر ۲۰۲۳ است، بهویژه در این فصل.
آیا این یادآوری از دوران گذشته است؟ شاید، اما نادیده گرفتن این موضوع به عنوان دلیلی بر کمبود تفکر، ضرر بزرگی به واقعیت وارد میکند که فارست در این فصل بسیار موفق بود. و بخش زیادی از این موفقیت به این برمیگردد که نونو فوراً پس از انتصابش نیاز به “بازی سریع” با تاکتیکهای مستقیم را شناسایی کرد.
سلز قطعاً برای همین رویکردخریداری شد، با این که میانگین مسافت ضربات دروازهاش در فصل 25-2024 به 52.9 متر رسید که طولانیترین مسافت در بین افرادی است که حداقل 50 ضربه دروازه زدند.
دروازهبان رکوردداری از بندر
سپس جوردن پیکفورد را داریم، که به طور معمول به خاطر ضربات دروازه بسیار بلند معروف است. وقتی تمام انواع پاسها در نظر گرفته میشوند، (نه فقط ضربات دروازه)، دروازهبان اورتون ۴۵ توپ به محوطه جریمه حریف ارسال میکند که ۱۹ مورد بیشتر از هر دروازهبان دیگری است.
آرون رمزدیل هم شایسته یادآوری ویژهای است. با وجود اینکه برای تیم ساوتهمپتون بازی میکند که از سبک بازی مبتنی بر مالکیت توپ استفاده کرده، او در جایگاه سوم برای طولانیترین میانگین ضربات دروازه (51.8 متر) قرار دارد. به طور مشابه، رمزدیل – به طرز شگفتانگیزی – به طور میانگین 9.0 توپ بلند به پل اونواچو ارسال میکند برای هر 90 دقیقهای که این مهاجم نیجریهای در زمین است؛ بعد از او، پیکفورد با 5.0 توپ بلند به دامینیک کالورت-لوین در هر90 دقیقه در رتبه بعدی قرار دارد.
به هر حال، باید گفت که اینها استثنا هستند.
طول میانگین پاسهای دروازهبانها در جریان بازی از فصل24-2023 افزایش یافت. اما تفاوت آن جزئی است و هنوز هم در راستای کاهش عمومی در طی دورهای است که Opta این دادهها را از آن زمان (از فصل 14-2013) ثبت کردند.
در آن زمان، میانگین مسافت 40.5 متر بود؛ در فصل 25-2024، این مقدار به 29.7 متر کاهش یافت. به طور مشابه، طول ضربات دروازه همچنان کاهش مییابد، به طوری که میانگین این فصل 33.3 متر است که تقریباً سه متر کوتاهتر از فصل 24-2023 (36.1 متر) و تقریباً 23 متر کوتاهتر از فصل 14-2013 (56 متر) است.
پاداش یا هزینه برای دروازهبان؟
ولی این سوال همیشه وجود دارد که آیا این ریسک, ارزش پاداشش را دارد یا نه؟
این اتفاق تصادفی نیست که turnover ها – بازپسگیری توپ در فاصله 40 متری از دروازه حریف – که منجر به شوت و گل میشود، در 15 سال گذشته به طور قابل توجهی افزایش داشت.
مسلماً، این فقط به دلیل بازی از عقب یا دروازهبانهای نامناسب که سعی در حفظ توپ دارند، نیست، اما بدون شک این سبک ریسکپذیر بازی تأثیرگذار بوده است.
هیچوقت پاسخ قطعی برای بحث ریسک در برابر پاداش وجود نخواهد داشت، زیرا دیدگاهها از تیم به تیم و بازیکن به بازیکن متفاوت خواهد بود. بنابراین، مگر اینکه هر باشگاه دقیقا به همان شیوه بازی کند. ذهنیت و نظر شخصی همیشه حاکم خواهد بود.
اما در همینجا است که جذابیت فوتبال پنهان است. مطمئناً، ممکن است برخی احساس کنند که ورزش به سمت یکنواخت تر شدن رفت – و شاید هم چنین باشد، چه کسی میتواند بگوید؟ – اما هنوز هم به اندازه کافی ظرافت و تحول مداوم وجود دارد که اوضاع را جالب نگه دارد.
برای مثال به منچسترسیتی نگاه کنید. بسیاری ممکن است آنها را به عنوان تیمی که بیشتر از همه به بازی از عقب علاقه دارد در دورهای که چنین سبکی غالب است، در نظر بگیرند. اما ادرسون این فصل رکورد جدیدی برای بیشترین پاس گل ثبتشده توسط یک دروازهبان در یک فصل لیگ برتر (3) به ثبت رساند و هر سه پاس گل او شامل توپهای بلند بود.
نوآوری و تلاش برای یک قدم جلوتر بودن از بقیه همیشه اجزای حیاتی در ترکیب همیشه در حال تغییر فوتبال سطح بالا خواهند بود.
اما قرار نیست که نتوانید با الهام از گذشته، نوآوری کنید.
نیما حیدری مقدم، فوتبال لب – مسابقههای قهرمانی در انگلستان و فرانسه تقریباً به اتمام رسیدهاند، اما رقابت در لالیگا همچنان هیجانانگیز باقی مانده است. بارسلونا و رئال مادرید هر دو با ۶۰ امتیاز برابر هستند و اتلتیکو مادرید پس از شکست ۴-۲ مقابل تیم هانسی فلیک در روز یکشنبه، اکنون چهار امتیاز عقبتر از دو تیم پیشتاز قرار دارد.
هر تیم نقاط قوت خود را دارد. بارسلونا در حمله مهارت بینظیری دارد، اتلتیکو همچنان در دفاع قوی است و رئال مادرید در جایی بین این دو قرار دارد و همیشه قادر به کسب نتیجه در لحظات کلیدی است.
اما کدام باشگاه در پایان فصل در ماه می در صدر جدول خواهد بود؟ پیشبینیهای اوپتا بارسلونا را بهعنوان قهرمان احتمالی قوی معرفی میکنند، اما برای دو تیم پایتخت اسپانیا نیز میتوان شانس قائل شد.
بارسلونا در صدر لالیگا (28 بازی، 60 امتیاز)، کورس لالیگا
ممکن است قابل درک باشد که فکر کنید بارسلونا قرار بود بدون مشکل قهرمان لالیگا شود؛ به خصوص پس از شروعی طوفانی که فصل را رقم زدند. این تصور به ویژه بعد از پیروزی ۴-۰ خارج از خانه در برابر رئال مادرید در ماه اکتبر که آن را به ۱۰ برد و ۳۷ گل از ۱۱ بازی ابتدایی فصل رساند، تقویت شد.
همچنین، شما تنها کسی نبودید که احتمال دادید تیم هانسی فلیک، فقط دو ماه بعد، همه چیز را از دست بدهد. زیرا الکساندر سورلوث با یک گل دقیقه آخر برای اتلتیکو مادرید، فاصله تیم صدرنشین را به ۸ امتیاز کاهش داد.
این فصل از فوقالعاده به عجیب نوسان داشته است. اما بارسلونا بالاخره فرم وحشتناک و تثبیتشدهای را پیدا کرده است. آنها در سال ۲۰۲۵ شکست نخوردند، مجموعهای از ۱۸ بازی، که حداقل در ۱۱ بازی از این ۱۸ بازی، سه گل یا بیشتر زدهاند. آنها حتی انتقام خود را از اتلتیکو با بردی دیرهنگام در متروپولیتانو در یکشنبه گرفتهاند و دوباره مسابقه قهرمانی را در دستان خود گرفتند.
فلیک، نقطهی عطف بارسا
حضور فلیک در تابستان، شدت جدیدی به سبک مالکیت محور بارسلونا اضافه کرد. رویکردی که تلاش میکرد تیمهای حریف را در سراسر زمین گسترش دهد. و سپس با پاسهای دقیق از مدافعان میانی به بازیسازان تکنیکی از میان زمین ضربه بزند. هیچکس بهتر از رافینیا نمیتواند ترکیب فیزیک و خلاقیت نزدیک را نمایندگی کند. او در این فصل ۲۷ گل و ۱۸ پاس گل ثبت کرد. از نقشی که به او آزادی داد تا هم در عمق زمین قرار گیرد و هم رو به جلو حرکت کند.
هیچ تیمی در پنج لیگ برتر اروپا به اندازه بارسلونا این فصل تلاش برای نفوذ به پشت خط دفاعی انجام نداده است. و همچنین هیچ بازیکنی بیش از رافینیا چنین کاری را نتوانست ثبت کند. او توانایی رسیدن به سرعت بالا را بارها و بارها نشان داد.
پدری، عصای کاربردی در لالیگا
بازگشت پدری پس از مصدومیت، همچنین به تقویت خط حمله بارسلونا کمک کرد. او یک هافبک تنظیمکننده ریتم بازی است که از خلاقیت کافی برای باز کردن دفاعهای فشرده برخوردار است. پاس معلق او برای فرمین لوپز در پیروزی ماه فوریه مقابل سویا، دقیقاً همان نوع توپی بود که در دوران افت میانه فصل خود از دست دادند. زیرا حریفان یاد گرفتند جمعتر بازی کنند تا فضای میانی را مقابل بارسلونا مسدود کنند.
با آمادگی و درخشش لامین یامال نیز، مهارت گلزنی لواندوفسکی در نوک خط حمله اغلب چیزی است که عملکردهای امیدوارکننده را به نتایج واقعی تبدیل میکند. این پایانبندی غریزی او بود که بازی را در روز شنبه تغییر داد. جایی که یک پاس تند و سریع را با سینه دریافت کرد و سپس با یک ضربه غیر منتظره توپ را به گوشه دروازه فرستاد. بدون آن لحظه الهامبخش، تیمش احتمالاً در جایگاه سوم قرار میگرفت.
آمار نشان میدهند که بارسلونا بهترین تیم در این فصل از لالیگا است. هیچ تیمی به حجم ایجاد موقعیتهای آنها نزدیک نمیشود. در حالی که اختلاف گل های مورد انتظار که شاخص قابل اعتمادی برای قدرت تیم در طول فصل است. آنها را بسیار جلوتر از رقبایشان نشان میدهد.
تا ۱۰ بازی دیگر که نوبت دیدار مجدد با رئال مادرید فرا برسد. تیمی که آنها پیشتر این فصل با نتایج ۴-۰ و ۵-۲ شکست دادند. اگر این روند خوب را حفظ کنند، اعتماد به نفس بالایی وجود خواهد داشت که بتوانند موفقیت خود را ادامه دهند.
رئال مادرید (۲۸ بازی، ۶۰ امتیاز)، کورس لالیگا
این باور رایج وجود دارد که رئال مادرید استاد زمانبندی فصلهای خود است. به طوری که اغلب فصل را آهسته شروع میکند و سپس در ماههای تعیینکننده به اوج آمادگی میرسد. این تصور در لیگ قهرمانان اروپا همچنان معتبر است، جایی که آنها بار دیگر به مراحل پایانی رسیدند، علیرغم پاییز ناامید کننده.
اما در داخل کشور، دادهها روند متفاوتی را نشان میدهند. برای چهارمین فصل متوالی لالیگا، امتیازات کسبشده رئال مادرید در هر بازی، در نیمه دوم فصل کاهش یافته است. با مساوی بودن امتیازات لوس بلانکوس و بارسلونا، افت این فصل، که شامل شکستهای غافلگیرکننده مقابل اسپانیول و رئال بتیس است، ممکن است در رقابت قهرمانی تعیینکننده باشد.
با وجود ناپایداریهایشان، رئال مادرید همچنان محکم در رقابت قهرمانی حضور دارد. آمار حمله آنها قابل قیاس با بارسلونا نیست. استحکام دفاعی اتلتیکو را نیز نداشتند، اما تیم آنچلوتی راههایی برای حفظ جایگاه در صدر پیدا کرد.
پس از شروعی نامنظم، کیلیان امباپه اکنون در اوج آمادگی قرار دارد. او با دو گل در پیروزی خارج از خانه مادرید مقابل ویارئال در آخر هفته، مجموع گلهای خود در لیگ را به ۲۰ رساند.
آنچلوتی، ذهنیت برتر
بر خلاف رقبای اصلی خود، رئال مادرید تحت هدایت آنچلوتی هرگز واقعاً یک سبک ثابت و قابل شناسایی را اتخاذ نکرده است. در عوض، این مربی ایتالیایی به مهاجمان فوقالعاده بااستعداد خود اعتماد دارد تا راهحلها را پیدا کنند و به آنها آزادی لازم برای تجزیه دفاع حریفان میدهد.
این موضوع در آمار برتر آنها در لالیگا برای “تلاشهای فردی” و “حرکات پیشرو” منعکس شد. جایی که سه بازیکن جلو شامل وینیسیوس جونیور، امباپه و رودریگو در میان برترین بازیکنان برای حمل توپ به داخل محوطه جریمه قرار دارند.
این آزادی و انعطافپذیری در حملات، به متخصصان قدرتمند یکدربرابریک رئال مادرید اجازه میدهد تا یک سمت زمین را بهطور کامل تحت فشار قرار دهند و برتری عددی ایجاد کنند که کنترل آن بسیار دشوار است. بهویژه با توجه به سرعت و مستقیم بودن بازی آنها.
آزادی مشروط و بهمریختگی قابل مشاهده
بهطور خاص، وینیسیوس جونیور و امباپه دوست دارند در سمت چپ زمین با هم ترکیب شوند. در حالی که جود بلینگام با دویدنهای هوشمندانه از عمق، لایهای اضافی از تهدید را به حملات اضافه میکند.
با این حال، سبک آزاد و کمساختار رئال مادرید بهایی نیز دارد. این تیم پس از، از دست دادن مالکیت توپ به طور تهاجمی فشار نمیآورد و اغلب بدون توپ، پراکنده و بدون سازماندهی باقی میماند. به همین دلیل، بلینگام و فدریکو والورده مجبور هستند مسافتهای بسیار طولانیای را در خط میانی پوشش دهند. تا آزادی هجومی سه بازیکن جلویی را جبران کنند.
این آسیبپذیری توسط بارسلونا در دو شکست تحقیرآمیز الکلاسیکو این فصل به شکلی بیرحمانه آشکار شد. جایی که لامین یامال و رافینیا در فضاهایی که مادرید خارج از مالکیت توپ باز گذاشت، درخشیدند. این یک نشانه نگرانکننده پیش از دیدار حساس در ماه می است. اما مادرید همیشه به برنامه جایگزین خود تکیه دارد: تیبو کورتوا شکستناپذیر.
دروازهبان بلژیکی در روز شنبه ۹ سیو انجام داد و به طور مداوم ضعفهای دفاعی مادرید را پوشش داد، و در لحظات کلیدی این فصل، تیم را نجات داد. درخشش فردی نه یک سیستم تعریفشده که مدت هاست که نیروی محرکه پشت ویترین جامهای مادرید بوده است. این احتمال وجود دارد که بار دیگر از این ذخایر استعداد خود برای کسب سی و هفتمین عنوان قهرمانی لالیگا بهره ببرند.
اتلتیکو مادرید (۲۸ بازی، ۵۶ امتیاز) کورس لالیگا
کمتر تیمی به اندازه اتلتیکو مادرید، هفت روزی به این اندازه طاقتفرسا را تجربه کرده است.
انگار شکست ۲-۱ مقابل ختافه دو یکشنبه پیش به اندازه کافی بد نبود، بازیای که در دقیقه ۸۸ پیش بودند. شکست بحثبرانگیز آنها در ضربات پنالتی مقابل رقیب همیشگی، رئال مادرید در لیگ قهرمانان اروپا در میانه هفته، یکی از ناامیدکنندهترین لحظات ممکن بود.
چهار روز بعد، آنها تلاش کردند دوباره با بارسلونا روبهرو شوند و با دو گل پیش افتادند، اما بار دیگر فروپاشیدند، به طور درمانده شاهد بودند که یک گل انحرافی در دقایق پایانی وقت اضافی وارد گوشه دور دروازه شد.
اگر اتلتیکو چیزی به وفور داشته باشد، آن “شخصیت” است. تحت هدایت دیگو سیمئونه و با بازیهای مناسب و قابلبرد که پس از وقفه بازی های ملی در پیش دارند، سطح تمرکز پایین نخواهد آمد و باور تیم حفظ خواهد شد، تا زمانی که بتوانند ارتباط خود را با دو تیم بالای جدول حفظ کنند.
همانطور که همیشه، تیمهای سیمئونه سرسخت و با تعهد دفاعی قوی هستند، با هافبکهایی مانند کانر گالاگر و رودریگو دیپال که دائماً با مدافعان کناری، وینگرها و مهاجمان در ارتباط هستند تا شکل تیمی مستحکمی را حفظ کنند. حتی ۲۳ گل در تمامی رقابتهای این فصل برای گلزن برتر، جولیان آلوارز، کافی نبوده تا به طور کامل از شهرت خود به عنوان بازیکنی پرتلاش رهایی یابد؛ او توپ را تعقیب میکند و دویدنها را به خط میانی دنبال میکند، میان لحظات درخشش سریع در محوطه جریمه.
اتلتیکومادرید، پویاتر از گذشته
با این حال، این دقیقاً همان اتلتیکو مادرید قدیمی نیست، چرا که سیمئونه به طور فزایندهای تلاش میکند کنترل بازیها را با داشتن مالکیت توپ به دست بگیرد.
از آغاز فصل ۲۰۱۹-۲۰، میانگین مدت زمان مالکیت بیوقفه توپ توسط اتلتیکو مادرید تقریباً ۳۵ درصد افزایش به خود دید و به ۱۰.۱ ثانیه رسید. نمودار زیر نشان میدهد که آنها تعداد پاسهای بیشتری در هر توالی انجام میدهند و به طور کلی توپ را با سرعت و مستقیم به سمت دروازه حریف حرکت نمیدهند.
در تیم اتلتیکو اکنون هوش تاکتیکی و مهارت بیشتری وجود دارد. همراه با دویدنهای بیوقفهای که به آن عادت کردهایم. تا به این تیم کمک کند مقابل تیمهای دفاعیمحور با داشتن مالکیت توپ استراحت کند.
مدیریت بازی اتلتیکو مادرید همچنین به آنها اجازه داده تا فرم خود را حفظ کنند. با سیمئونه که بیشتر از اکثر مربیان توانسته بهره بهتری از نیمکت خود ببرد. بازیکنان ذخیره آنها ۱۸ گل لیگ به ثمر رساندند، بیشتر از هر تیمی در پنج لیگ برتر اروپا. در همین حال، سورلوث با ۸ گل در صدر لیست بازیکنان قرار دارد؛ گزینهای قدرتمند برای دریافت سانترها و بازیکنی سریع و با ضربات قوی که در انتقالهای دیرهنگام در بازی تأثیرگذار است.
هفتهای طاقتفرسا بوده است، اما در حالی که رقبای قهرمانی آنها با برنامهای سنگین، سفرهای دشوار در لیگ قهرمانان اروپا پیش رو دارند، اتلتیکو زمان ارزشمندی برای بازیابی و حفظ طراوت خود در اختیار دارد. یک لغزش کافی است و تیم سیمئونه باید آماده باشد تا از فرصت استفاده کند.
آروین منصوری، فوتبال لب– سخت کوشی برای آندریاس پریرا مهم است. با توجه به چالشهای مختلفی که او در زندگی حرفهای خود با آن روبرو بوده است، در کنترل مشکلات خوب است.
برای پریرا، مسیر سختی برای جایگاهی که اکنون به آن رسیده است، وجود داشته است. او در تلاش برای موفقیت در فوتبال اروپا و برنده شدن جام حذفی با فولهام، به عنوان یکی از خلاقترین هافبکهای لیگ برتر است. پریرا امیدوار است که با برزیل به جام جهانی 2026 برود. هنگامی که در سال 2011 سر الکس فرگوسن، او را متقاعد کرد که در دوران نوجوانی به منچستریونایتد بپیوندد، به او رویاهای بزرگتری نشان داده شده بود.
پریرا در منچستریونایتد: فراز و فرودها
پس از تقریباً 11 سال حضور در یونایتد، به نظر میرسید که رویای او برای بازی در انگلیس به پایان رسیده است. او اولین بازی خود را در سال 2014 برای تیم اصلی انجام داد. پس از تنها 75 بازی برای یونایتد، سرانجام در سال 2022 به دوران حضور خود در منچستر پایان داد. دوران قرضی در اسپانیا، ایتالیا و در نهایت برزیل، جایی که او به فلامنگو کمک کرد تا به افتخار کوپا لیبرتادورس برسد. به نظر میرسید که این بازیکن پتانسیل بالقوه در دوران جوانی خود را نشان نداده بود.
اما پس از صعود فولهام به لیگ برتر؛ یک تماس تلفنی از مارکو سیلوا، رویای این هافبک را نجات داد.
آغاز فصلی جدید
پریرا به Opta Analyst می گوید: «من همیشه یک ارتباط قوی را در اینجا احساس می کردم. من همیشه دوست داشتم برگردم. این اولین جایی بود که کشورم را به خاطرش ترک کردم، بنابراین احساس میکردم که انگلیس خانه من است.
همیشه این اطمینان را داشتم که میتوانم اینجا بازی کنم، اما لحظهی خاص [دریافت آن تماس تلفنی] بود. زیرا مارکو کسی بود که در ابتدا به من ایمان داشت و او بود که به من فرصت بازگشت را داد.»
این شانسی است که پریرای 29 ساله، باید از آن بهترین استفاده را بکند.
دستاورد فولهام
او یکی از بخشهای کلیدی تیم فولهام بوده است. آنها خود را به عنوان یک قدرت در لیگ برتر نشان دادهاند. به سختی امکان سقوط در سه فصل پس از صعود برای آنها وجود دارد. وضعیت اسفبار باشگاههای صعود کرده، هم در فصول گذشته و هم این فصل، نشان میدهد که فولهام چه دستاوردی داشته. فقط برند لنو و آنتونی رابینسون در این مدت دقایق بیشتری نسبت به پریرا برای فولهام به میدان رفتهاند.
قرارگیری پریرا در فولهام از زمان پیوستنش به تیم در سال 2022
عملکرد پریرا در پریمیرلیگ
او بیشتر این دقایق را به عنوان میدفیلد تهاجمی بازی کرده است. اگرچه ورود امیل اسمیت-رو از آرسنال در تابستان گذشته فرصتهای او را در این فصل محدود کرده است. با این وجود، از زمان صعود فولهام، تنها پنج بازیکن در کل لیگ برتر فرصتهای بیشتری نسبت به او ایجاد کردهاند.
فهرست این پنج بازیکن: برونو فرناندز، مارتین اودگارد، بوکایو ساکا، کوین دی بروین و محمد صلاح. او یکی از بهترین موقعیتسازان لیگ برتر است. پریرا با آخرین پاس گل خود در پیروزی مقابل وولوز در وسط هفته، نشان داد که میتواند چه کارهایی انجام دهد. یک توپ ارسالی زیبا برای گل زودهنگام رایان سسنیون در بازی.
نقشه گل رایان سسنیون برابر ولوز و بازیسازی پریرا
پریرا می گوید: “من از ایجاد فرصت برای هم تیمیهایم لذت میبرم. این چیزی است که من در زمین بیشتر از هر چیزی از آن لذت می برم.
من واقعاً به اعداد و ارقام توجه نمیکنم، اما همیشه میخواهم در آن دسته از بازیکنان باشم. دوست ندارم خودم را مقایسه کنم، اما میخواهم همیشه حرکتهای بازیکنانی مانند برونو و دیبروین را شبیهسازی کنم.
من مدتی با برونو بازی کردم و همیشه به حرکتهای دیبروین نگاه میکنم. اینکه چگونه او برای ایجاد موقعیت به فضا میرود، من همیشه این نوع کلیپها را تماشا میکنم.”
نحوه تمرین پریرا
اگر انتقادی از پریرا وجود داشته باشد، احتمالاً به این دلیل است که او اغلب سعی میکند پاسهای سختی بدهد. اما احتمالاً این چیزی نیست که سیلوا بخواهد از آن جلوگیری کند، زیرا میترسد تاثیر کلی او را بر بازیها کاهش دهد.
با این حال، بخش عمدهای از مهمترین دستاوردهای خلاقانه پریرا از طریق نمایش خوب او در ضربات ایستگاهی به دست میآید.
توپهای مرده بخشی از بازی هستند که همیشه مشهورترین یا پر زرق و برقترین نیستند. این بازیکن برزیلی از پدر آیندهاندیشاش، مارکوس، (که خودش یک فوتبالیست حرفهای سابق است) برای عالی بودنش در ضربات ایستگاهی قدردانی میکند.
پریرا می گوید: «این چیزی است که مدتی پیش برای من شروع شد. پدرم همیشه از من حمایت میکرد و میگفت: “با تکنیکی که دارم باید کرنرهای بهتری بزنم، ضربات آزاد بهتری بزنم.” بنابراین شروع به تمرین کردم.»
غنیمت شماری
فولهام از این مزیت بهره میبرد. پریرا با مجموعهای از معیارهای مختلف خلاقانه، در صدر جدول لیگ برتر است. از زمانی که به فولهام پیوست، او بیش از هر بازیکن دیگری در لیگ برتر، موقعیتهای کرنر (90) و موقعیتهای توپ مرده (104) ایجاد کرده است. او همچنین از نظر تعداد کرنرهایی که با اولین ضربه پس از ارسال او به گل تبدیل شده است، در صدر قرار دارد (9) و از نظر تعداد کل گلهایی که هم تیمیهایش پس از ضربه کرنر به ثمر رسانده اند (18) تنها پس از ساکا (20) در رتبه دوم قرار دارد.
نقشه پاس گلهای فولهام از روی نقطه کرنر، از سال 2022 تاکنون
کرنر مهم است!
پریرا می گوید: «اینجا در فولهام، مارکو من را فوراً در کرنر قرار داد و ما همیشه آنها را تمرین میکنیم. و همچنین ما افراد فوقالعاده زیادی داریم که می خواهند توپ را با سر بزنند و این کار من را آسانتر می کند.»
پریرا باعث میشود که خلق موقعیتها از کرنرها بسیار آسانتر از تصویر برنامهریزی دقیقی باشد که این روزها اغلب در لیگ برتر مشاهده میکنیم.
پریرا میگوید: «هیچ مربی تعیینشده برای ضربات ایستگاهی وجود ندارد. یک آنالیزور که من با او صحبت میکنم، در مورد اینکه کجا می توان توپ را گذاشت و کجا گذاشتن توپ راحتتر است، به من کمک میکند و ما بهترین گزینهها را بررسی میکنیم. اما همچنان مارکو سرمربی است. او بر همه چیز نظارت میکند و تصمیم میگیرد. ما مناطق خاصی داریم که میدانم میتوانند خطرناک باشند، اما معمولاً با بازیکنی صحبت میکنم که میدانم قرار است به منطقه خاصی برود و سعی میکنم توپ را برایشان بفرستم.»
در حالی که اکثر باشگاهها ترجیح میدهند کرنرهای چرخشی داشته باشند و بسته به اینکه کرنر در کدام سمت زمین باشد، بین چپپاها و راستپاها جابهجا میشود. فولام تقریباً بین این دو تقسیم کاملاً مساوی است. آنها از زمانی که به سطح بالاتر راه یافتهاند، از این نظر به 50٪-50٪ نزدیکتر از هر تیم دیگری هستند. فقط به این دلیل است که پریرا از هر دو طرف توپ میزند، بنابراین نمایش او مفید است.
پرسینگ، رکن مهم در پریمرلیگ
با این حال، بازی مدرن برای یک هافبک خلاق بسیار بیشتر از خلق شانس است. اخلاق کاری پریرا به او کمک کرده تا در این زمینه موفق شود. او در همان اوایل حضور در یونایتد مشخص کرده بود که دقیقاً چه چیزی از او بدون مالکیت درخواست میشود.
او میگوید: «پرسینگ چیزی است که وقتی به انگلیس آمدم یاد گرفتم. من در آکادمی جوانان پیاسوی آیندهوون بازی میکردم و پرسینگ زیادی در آنجا انجام نمیدادم. اما وقتی به یونایتد رفتم، مربیای به نام وارن جویس داشتم که ویدیوهایی از وین رونی و کارلوس توز و نحوه دویدن آنها به دنبال توپ را به من نشان داد.
او به من کمک کرد تشخیص دهم که باید آن نوع گرسنگی را شبیه سازی کنم، تا بازیکنی باشم که می تواند پرس را آغاز کند. میدیدید که آنها بلافاصله پس از قطع توپ در زمین حریف، چندین گل به ثمر میرساندند.
بازپسگیری مالکیت پریرا در یک سوم دفاعی حریف، از سال 2022 تاکنون
من توانایی فنی را داشتم، بنابراین فکر کردم که این ایده خوبی است که سعی کنم آن را در بازی خود قرار دهم.»
توانایی پریرا در پرس
از زمان انتقال به فولام، پریرا در بین 20 بازیکن برتر لیگ برتر از نظر پرس، پرس در یک سوم میانی زمین، پرس در یک سوم پایانی زمین، پرسهای منجر به برگرداندن مالکیت و مسافت طی شده در حین پرس، در بین 20 بازیکن برتر لیگ برتر قرار دارد. درک تاکتیکی و توانایی او در رهبری چیزی است که سیلوا علناً در مورد آن صحبت کرده است، و زمانی که او بازی نمیکند، گاهی اوقات آشکار است که فولام در رهبری در زمین خود دچار مشکل است.
کار بزرگ مارکو سیلوا
سیلوا هنگام بازی تیمش روی تمام جزئیات وسواس دارد (به قول پریرا “یک کمال گرا”) و به وضوح از بازیکن برزیلی تا حدی به دلیل توانایی او در اجرای دستوراتش بدون توپ خوشش میآید. اما او همچنین میخواهد مهاجمانش با آزادی بازی کنند. او کار استثنایی انجام داده است و فولام در یکی از بهترین فصلهای تاریخ خود در کورس سهمیه حضور دارد، نهم لیگ برتر و تنها چهار امتیاز فاصله با رتبه پنجم.
ابرکامپیوتر Opta به آنها شانس 3.2 درصدی برای قرار گرفتن در بین 5 تیم برتر می دهد که طبق شرایط، احتمالاً برای صعود به لیگ قهرمانان کافی است.
پریرا میگوید:«3.2٪؟ بنابراین، یک شانس وجود دارد! ما میدانیم که [کسب سهمیه] لیگ قهرمانان دشوار خواهد بود، اما ما رویای یک مقام اروپایی را داریم، میخواهیم برای آن تلاش کنیم. ما فقط بازی به بازی را فشار میآوریم، اما مطمئناً این در پس ذهن ماست.»
مقصد بعدی؛ ومبلی
با توجه به اینکه تعداد زیادی از تیمهای بزرگ در این فصل از جام حذفی خارج شده اند، دری به روی تیمی مانند فولهام باز شده است. این اولین جام مهم باشگاه خواهد بود، اما چرا نباید این سالی باشد که آنها سرانجام به انتظار خود پایان دهند؟
پریرا میگوید: «ما به رفتن در جام حذفی فکر میکنیم. ما میدانیم که سخت خواهد بود، اما قطعاً این چیزی است که رویای آن را داریم.»
این محصول فعلی یک تیم بسیار هیجانانگیز فولام است که طرفدارانش از خود میپرسند که آیا میتوانند در این فصل کاری واقعاً خاص انجام دهند؟ این یک دستاورد تاریخی خواهد بود، اما پریرا به تحقق آن کمک کرده است.