امیررضا قاسمی، فوتباللب – در دوران فوتبال انگلیس، «ویمبلدون» بهعنوان نمادی از روحیه مبارزه، جسارت و نوآوری شناخته میشد؛ دورهای که به «دوران کریزی گنگ» معروف شد. این مقاله به بررسی تحولات، ویژگیها و میراث این تیم افسانهای میپردازد.
ویمبلدون از کجا خلق شد؟
ویمبلدون، باشگاهی که در اوج موفقیتهایش در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی توانست جایگاه ویژهای در تاریخ فوتبال انگلیس کسب کند. این تیم با شیوه بازی جسورانه و غیرمتعارف خود، تماشاگران و منتقدان را شگفتزده کرد. اصطلاح «کریزی گنگ» نه تنها بیانگر سبک زندگی و رفتارهای متفاوت بازیکنان بود. بلکه منعکسکننده فلسفهای بود که در زمین بازی به کار گرفته میشد. فلسفهای که بر اعتماد به نفس، تیمی بودن و چالشپذیری در برابر قدرتهای بزرگتر تاکید داشت.
تاریخچه پیدایش روحیه کریزی گنگ
ویمبلدون از آغاز فعالیت خود با روحیهای متفاوت وارد عرصه فوتبال شد. در سالهای ابتدایی، این تیم با سرمایهگذاریهای کم و امکانات محدود، توانست با استفاده از استعدادهای بومی و تمرکز بر روحیه تیمی، به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کند. با گذر زمان، ترکیب بازیکنانی که شخصیتهای متفاوت و گاه عجیب و غریب داشتند، منجر به شکلگیری اصطلاح «کریزی گنگ» شد. این نام، به نوعی نشانی از شور و هیجان، جسارت در برخورد با مخالفان و عدم ترس از چالشهای بزرگ بود.
ویژگیهای منحصربهفرد سبک بازی ویمبلدون
ویژگیهای بارز دوران کریزی گنگ شامل تاکتیکهای دفاعی محکم، حملات سریع و اجرای ضربات پنالتی با روحیه جنگجویی بود. برخلاف تیمهای سنتی که بر روی بازی مدون و ساختاری تمرکز داشتند، ویمبلدون با بازی فیزیکی و مقاومت بالا، توانست بر غولهای فوتبال انگلیس چیره شود. بازیهای این تیم همیشه با ضربان قلب بالا و شور تماشاگران همراه بود و همین امر موجب شد تا روحیه تیم به یک افسانه تبدیل شود.
لحظات بهیادماندنی و مسابقات سرآشوب
شکوه واقعی دوران کریزی گنگ زمانی رقم خورد که ویبلدون در سال ۱۹۸۸ موفق به کسب قهرمانی در جام حذفی انگلستان شد. در فینال این رقابت، تیمی که با استعداد و ارادهٔ آهنین خود از پیش تعیینشدهها عبور کرده بود، موفق شد Liverpool را به چالش بکشد و پیروزی بزرگ به دست آورد. این موفقیت نه تنها نقطه عطفی در تاریخ باشگاه بود، بلکه نشان داد که روحیه و اتحاد تیمی میتواند از هر مانعی عبور کند.
تاثیر و میراث در دنیای فوتبال
دوران کریزی گنگ نه تنها تأثیری عمیق بر بازی ویمبلدون گذاشت، بلکه الهامبخش نسلهای بعدی نیز بود. سبک بازی و نگرش این تیم به فوتبال، نشان داد که با وجود منابع محدود و فشارهای اقتصادی، اراده و تیمی بودن میتواند به موفقیتهای بزرگ منجر شود. این فلسفه، در طول زمان الگویی برای سایر باشگاهها و حتی برای مربیان جوان به شمار آمد.
داستان ویمبلدون
داستان ویمبلدون در دوران کریزی گنگ، داستانی از شور، امید و مبارزه است؛ داستانی که نشان میدهد در دنیای فوتبال، هیچ چالش و مانعی غیرقابل عبور نیست. این دوره نه تنها در ذهن هواداران به عنوان نمادی از اراده و فداکاری ثبت شده است، بلکه یادآور میشود که در هر زمانی، روحیه تیمی و اعتماد به نفس میتواند معجزهای به پا کند.
با مرور این مقاله، میتوان دریافت که چگونه یک تیم با شرایط محدود توانست تاریخ را رقم بزند و به یکی از افسانههای واقعی فوتبال انگلیس تبدیل شود. داستان ویمبلدون و کریزی گنگ، درس بزرگی است برای هر کسی که باور دارد با اتحاد و تلاش میتوان به قلههای موفقیت دست یافت.
عادات پاسکاری در میان دروازهبان ها تغییر کرده, اما تا چه حد؟
عماد معمار، فوتباللب – این یک واقعیت ثابت شد که نقش دروازهبانها در طول 20 سال گذشته تغییر چشمگیری کرد. اما در اینجا ما این تحولات را با امار و اعداد بررسی میکنیم. انقلاب فوتبال در قرن جدید, جایگاه دروازهبان را به کلی عوض کرد.
آنچه که زمانی به عنوان آخرین لایه دفاعی در نظر گرفته میشد, امروزه تبدیل به اولین خط حمله شده است. به نحوی که دروازهبانان امروزه بیشتر از هر زمان دیگری صاحب توپ هستند و نقش کلیدیای در طراحی حرکات هجومی تیمهایشان دارند.
بازیسازی از عقب به یک اصطلاح معروف و یک شیوه بیلدآپ تبدیل شد که موفقیت یا عدم موفقیت آن تا حد بسیار زیادی (اگر نگوییم کاملا) به تسلط دروازهبان روی توپ بستگی دارد.
احتمالا هیچ یک از این اطلاعات برای شما جدید نیست و دلایل این تحول هم به احتمال زیاد چیز تازهای نیستند. موفقیت پپ گواردیولا در سال 2016 باعث شد تا در لیگ برتر, تمرکز زیادی به مالکیت توپ معطوف شود. درست 3 سال بعد, قانونگذاران فوتبال قانونی که طبق آن, ضربات دروازه باید به بیرون از محوطه جریمه ارسال میشدند را حذف کردند. اما شاید شواهد آماری این موضوع برای شما جدید باشد.
اهمیت بازیسازی در دروازهبانها
افزایش اهمیت بازیسازی از خط دفاعی در دو دههی گذشته را میتوان با بررسی افزایش تعداد پاسهای موفق در نیمهی دفاعی زمین در بالاترین سطح فوتبال نشان داد. نمودارهای زیر تغییرات این آمار را برای هر یک از پنج لیگ برتر اروپا از فصل 07-2006 به صورت میانگین در هر بازی نمایش میدهند.
این تغییر بیشتر از همه در لیگ برتر انگلیس مشهود است. جایی که در فصل 07-2006 به طور میانگین در هر بازی, 221.9 پاس موفق در یک سوم دفاعی رد و بدل میشد. اما در فصل 25-2024 این عدد به 385.6 پاس در هر بازی رسید. که این یک افزایش 73.8 درصدی است. در حالی که بقیه لیگها در بازه زمانی مشابه, پیشرفتی بیش از 55.2 درصد را تجربه نکردند. صرف نظر از اینکه این مورد چقدر میتواند باعث یکنواختی رقابتها شود. همیشه در آمارها جزئیات بسیاری وجود دارند که در این مقاله ما بررسی خواهیم کرد. چگونه عادات دروازهبان در این سالیان دچار تغییر شد.
برای مثال, در زیر ما نقشه پاس Nicky Weaver, دروازهبان منچسترسیتی در فصل 07-2006 را داریم.
اما چرا او؟ چون دقت پاس 44.24 درصدی او, نزدیکترین مقدار به میانگین لیگ (44.25%) برای دروازهبانانی با حداقل 1000 دقیقه حضور در زمین بود. پس میتوانیم عملکرد او را با تقریب خوبی به عنوان نمایندهی آن دوره در نظر بگیریم.
و حالا ما رابرت سانچزی را داریم که با دقت 69.44% نزدیکترین عملکرد نسبت به میانگین (69.04%) را دارد.
تفاوتها چشمگیر هستند. همانطور که انتظارش را داشتید، اما ظهور این تغییرات بهصورت کاملاً واضح (البته مقدار زیادی رنگ خاکستری و قرمز هم در آن میتوان دید) واقعاً نشان میدهد که چگونه فوتبال در این زمینه دستخوش تحول شد.
قوانین جدید، مشکلساز یا کمککننده؟
بدون شک، حذف قوانینی که دروازهبان را وادار میکردند تا ضربات دروازه را به خارج از محوطه جریمه ارسال کنند، نقش کلیدی در تغییر عادات بازی داشت. اما این تغییرات پیش از آن نیز آغاز شدند.
دادههای اپتا درباره دقت پاس دروازهبانها تا فصل 04-2003 بازمیگردد. از آن زمان تا فصل11-2010, میانگین دقت پاس دروازهبان در محدوده 40 درصد باقی ماند و تنها به حداکثر 45.95% رسید.
اما از فصل 12-2011 به بعد، این درصد تقریباً هر فصل افزایش یافت تا اینکه سال گذشته به اوج خود یعنی 69.5% رسید. این فصل نیز 68.9% است که دومین درصد بالای ثبتشده محسوب میشود، اما همچنان ممکن است افزایش یابد.
بزرگترین افزایش بین دو فصل از نظر درصدی در فصل 20-2019 رخ داد. زمانی که میانگین دقت پاس از 56.2% به 61.4% جهش کرد. چرا که تیمها شروع به آزمایش حفظ ضربات دروازه در محدوده محوطه جریمه خود کردند.
در لیگ برتر این فصل، دو تیم بهطور ویژه به اجرای این سبک پایبند هستند.
باشگاه چلسی، سانچز، 84% از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه بازی میکند. که بیشترین درصد در بین 20 تیم لیگ برتر در این فصل محسوب میشود. این رقم آنها را کمی بالاتر از تاتنهام قرار میدهد، که 82% از ضربات دروازه خود را در داخل محوطه جریمه ارسال میکنند.
با این حال، این ارقام نشاندهندهی تمرکز هر دو تیم بر بازیسازی از خط دفاعی هستند. اگرچه تاتنهام درصد کمی کمتر از چلسی از ضربات دروازه را درون محوطه جریمه بازی میکند، اما شاگردان آنژه پوستکوگلو تنها 6% از این ضربات را مستقیماً به خارج از یکسوم دفاعی ارسال کردهاند.
در مقابل، چلسی 14% از ضربات دروازه خود را به یکسوم میانی و حمله میفرستد، که نشان میدهد تاتنهام حتی نسبت به آنها نیز پایبندتر به این سبک بازی است.
بازیسازی، نقش جدید دروازهبانها
اینها بهطور قابلتوجهی بارزترین نمونهها از بازیسازی از خط دفاعی با پاسهای کوتاه از دروازهبان در شروع مجدد هستند.
هر تیم دیگری حداقل 22% از ضربات دروازه خود را خارج از یکسوم دفاعی بازی میکند، و 13 تیم بیش از 40% از ضربات دروازه خود را خارج از یکسوم دفاعی ارسال میکنند.
اما اجازه ندهید که این موضوع شما را فریب دهد تا فکر کنید بازیسازی از خط دفاعی یک مد گذرا بوده که در حال کنار رفتن است.
در واقع، از 17 تیمی که در لیگ برتر این فصل و فصل گذشته رقابت کردهاند، 11 تیم نسبت به فصل 24-2023 درصد بیشتری از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه بازی میکنند.
البته که تغییرات مدیریتی تأثیر زیادی در این زمینه دارند. برای مثال، افزایش 34.7 درصدی چلسی از فصل گذشته به وضوح تحت تأثیر انتصاب انزو مارسکا در تابستان قرار گرفته است.
اما تیمهایی نیز وجود دارند که عاداتشان بدون تغییر در کادر فنی تکامل یافته است. برنتفورد (+16 درصد) تیمی است که بزرگترین تغییر تناسبی در بازیسازی از ضربات دروازه داخل محوطه جریمه خود را تجربه کرده است. توماس فرانک در هر چهار فصل اخیر باشگاه در لیگ برتر مسئول بوده است و این فصل بیشترین سهم از مالکیت توپ (48%) را به ثبت رساندهاند. بدون شک، دقت بیشتر در ضربات دروازه نقش مهمی در این تغییر دارد.
محوطه جریمه، آغازگر بازیسازی
وقتی به لیگ بهطور کلی در فصل 2024-25 نگاه میکنیم، بهطور میانگین، تیمها 50.7% از ضربات دروازه خود را درون محوطه جریمه حفظ میکنند، که نسبت به 44.6% در فصل گذشته افزایش یافته است. بنابراین، با وجود تمرکز ظاهری بیشتر بر روی انتقالات سریع، ضد حملات و فوتبال مستقیم، پاسهای کوتاه از خط دفاعی همچنان روند رو به رشدی دارد.
اما این بدان معنا نیست که استثنائاتی وجود ندارد.
آرسنال همان سرمربی فصل گذشته را دارند و در این فصل ضربات دروازه خود را خیلی کمتر از فصل قبل وامحوطه جریمه بازی کردهاند، با کاهش 15.8 درصدی.
توپچی ها یکی از تیمهای جالب در این زمینه هستند زیرا به طور کلی تصور میشود که در حفظ توپ مرتب و منظم هستند، اما در واقع تعداد تیمهایی که ضربات دروازهشان را بلندتر از آرسنال بازی میکنند، چندان زیاد نیست.
در فصل 25-2024، 52% از ضربات دروازه این تیم خارج از یکسوم دفاعی بازی شد. که آنها را در این معیار در جایگاه هفتم قرار میدهد. در فصل 24-2023، آنها در جایگاه چهاردهم بودند و تنها 36.5% از ضربات دروازهشان را خارج از یکسوم دفاعی بازی کرده بودند.
تغییر قابلتوجهی در منچستریونایتد نیز مشاهده شد.
دارو یا درد؟
آندره اونانا پیش از فصل 24-2023 به منظور مؤثرتر کردن بازیسازی از خط دفاعی به منچستریونایتد پیوست. او در فصل گذشته این تغییر به 62% از ضربات دروازهشان که درون محوطه جریمه بازی شده بود، منجر شد.
اما این فصل، توزیع ضربات دروازهها بهطور مساوی بین ضربات درون محوطه جریمه و خارج از آن تقسیم شد. به طوری که 48% از ضربات دروازهشان خارج از یکسوم دفاعی بازی شده است. این تغییر به وضوح نشاندهندهی تغییر رویکرد سرمربی جدید، روبن آموریم، است. که به نظر میرسد میخواهد تیم در یکسوم دفاعی خود ریسک کمتری کند. که با توجه به فرم ضعیف تیم تحت هدایت او، قابل درک است.
با این حال، در واقع اونانا تنها 26% از ضربات دروازهاش را درون محوطه جریمه خود بازی کرد. ارقام منچستریونایتد در این زمینه، با این حال، تحت تأثیر این واقعیت قرار دارند. که 59 ضربه دروازه توسط بازیکنان دیگر زده شد. و از این تعداد 58 ضربه در داخل محدوده محوطه جریمه پاس داده شده است.
همانطور که از مکانهای نهایی ضربات دروازه اونانا در زیر میبینید، او معمولا بازی را به جناح چپ برده و تقریباً هرگز به جناح راست نمیبرد. در حالی که در فصل 24-2023، پخش ضربات او بسیار متنوعتر بود.
متز سلز نیز مستثنی نماند!
تغییرات عادات متز سلز از فصل گذشته به این فصل را نمیتوان نادیده گرفت.
در فصل 24-2023، دروازهبان ناتینگهام فارست 42.6% از ضربات دروازهاش را – که هفتمین درصد بزرگ در لیگ بود – به همتیمیهایش در محوطه جریمه خود ارسال کرد. اما در این فصل، این درصد به شدت کاهش یافت و به 16.7% رسید.
این تغییرات نشاندهندهی تبدیل شدن ناتینگهام فارست به تیمی بسیار مستقیمتر و متمرکز بر ترنزیشن ها از زمان انتصاب نونو اسپیریتو سانتو در دسامبر ۲۰۲۳ است، بهویژه در این فصل.
آیا این یادآوری از دوران گذشته است؟ شاید، اما نادیده گرفتن این موضوع به عنوان دلیلی بر کمبود تفکر، ضرر بزرگی به واقعیت وارد میکند که فارست در این فصل بسیار موفق بود. و بخش زیادی از این موفقیت به این برمیگردد که نونو فوراً پس از انتصابش نیاز به “بازی سریع” با تاکتیکهای مستقیم را شناسایی کرد.
سلز قطعاً برای همین رویکردخریداری شد، با این که میانگین مسافت ضربات دروازهاش در فصل 25-2024 به 52.9 متر رسید که طولانیترین مسافت در بین افرادی است که حداقل 50 ضربه دروازه زدند.
دروازهبان رکوردداری از بندر
سپس جوردن پیکفورد را داریم، که به طور معمول به خاطر ضربات دروازه بسیار بلند معروف است. وقتی تمام انواع پاسها در نظر گرفته میشوند، (نه فقط ضربات دروازه)، دروازهبان اورتون ۴۵ توپ به محوطه جریمه حریف ارسال میکند که ۱۹ مورد بیشتر از هر دروازهبان دیگری است.
آرون رمزدیل هم شایسته یادآوری ویژهای است. با وجود اینکه برای تیم ساوتهمپتون بازی میکند که از سبک بازی مبتنی بر مالکیت توپ استفاده کرده، او در جایگاه سوم برای طولانیترین میانگین ضربات دروازه (51.8 متر) قرار دارد. به طور مشابه، رمزدیل – به طرز شگفتانگیزی – به طور میانگین 9.0 توپ بلند به پل اونواچو ارسال میکند برای هر 90 دقیقهای که این مهاجم نیجریهای در زمین است؛ بعد از او، پیکفورد با 5.0 توپ بلند به دامینیک کالورت-لوین در هر90 دقیقه در رتبه بعدی قرار دارد.
به هر حال، باید گفت که اینها استثنا هستند.
طول میانگین پاسهای دروازهبانها در جریان بازی از فصل24-2023 افزایش یافت. اما تفاوت آن جزئی است و هنوز هم در راستای کاهش عمومی در طی دورهای است که Opta این دادهها را از آن زمان (از فصل 14-2013) ثبت کردند.
در آن زمان، میانگین مسافت 40.5 متر بود؛ در فصل 25-2024، این مقدار به 29.7 متر کاهش یافت. به طور مشابه، طول ضربات دروازه همچنان کاهش مییابد، به طوری که میانگین این فصل 33.3 متر است که تقریباً سه متر کوتاهتر از فصل 24-2023 (36.1 متر) و تقریباً 23 متر کوتاهتر از فصل 14-2013 (56 متر) است.
پاداش یا هزینه برای دروازهبان؟
ولی این سوال همیشه وجود دارد که آیا این ریسک, ارزش پاداشش را دارد یا نه؟
این اتفاق تصادفی نیست که turnover ها – بازپسگیری توپ در فاصله 40 متری از دروازه حریف – که منجر به شوت و گل میشود، در 15 سال گذشته به طور قابل توجهی افزایش داشت.
مسلماً، این فقط به دلیل بازی از عقب یا دروازهبانهای نامناسب که سعی در حفظ توپ دارند، نیست، اما بدون شک این سبک ریسکپذیر بازی تأثیرگذار بوده است.
هیچوقت پاسخ قطعی برای بحث ریسک در برابر پاداش وجود نخواهد داشت، زیرا دیدگاهها از تیم به تیم و بازیکن به بازیکن متفاوت خواهد بود. بنابراین، مگر اینکه هر باشگاه دقیقا به همان شیوه بازی کند. ذهنیت و نظر شخصی همیشه حاکم خواهد بود.
اما در همینجا است که جذابیت فوتبال پنهان است. مطمئناً، ممکن است برخی احساس کنند که ورزش به سمت یکنواخت تر شدن رفت – و شاید هم چنین باشد، چه کسی میتواند بگوید؟ – اما هنوز هم به اندازه کافی ظرافت و تحول مداوم وجود دارد که اوضاع را جالب نگه دارد.
برای مثال به منچسترسیتی نگاه کنید. بسیاری ممکن است آنها را به عنوان تیمی که بیشتر از همه به بازی از عقب علاقه دارد در دورهای که چنین سبکی غالب است، در نظر بگیرند. اما ادرسون این فصل رکورد جدیدی برای بیشترین پاس گل ثبتشده توسط یک دروازهبان در یک فصل لیگ برتر (3) به ثبت رساند و هر سه پاس گل او شامل توپهای بلند بود.
نوآوری و تلاش برای یک قدم جلوتر بودن از بقیه همیشه اجزای حیاتی در ترکیب همیشه در حال تغییر فوتبال سطح بالا خواهند بود.
اما قرار نیست که نتوانید با الهام از گذشته، نوآوری کنید.
یوسف جوانشیر، فوتباللب – پس از بازیهای یک شانزدهم نهایی لیگ قهرمانان اروپا 25-2024 و به بهانهی 70امین فصل برگزاری این رقابتها، امروز، قصد داریم در ادامهی مقالهی پیدایش لیگ قهرمانان اروپا، نگاهی به سالهای ابتدایی این جام بیندازیم. دورانی که این تورنمنت با نام جام اروپا (European Cup) شناخته میشد.
اولین دوره جام اروپا در فصل 56-1955 برگزار شد. این مسابقات پس از پیشنهاد گابریل هانو، سردبیر روزنامه ورزشی فرانسوی L’Équipe، برای ایجاد یک تورنمنت بینالمللی در اروپا شکل گرفت. ایده هانو از مسابقات قهرمانی در آمریکای جنوبی و همچنین جامهای دوستانهای که گاهی در اروپا برگزار میشدند، الهام گرفته شده بود. در نهایت، 16 تیم از سراسر اروپا برای شرکت در این رقابتها دعوت شدند. انتخاب تیمها بر اساس سابقه و عملکرد آنها در مسابقات قهرمانی داخلی انجام گرفت.
تیمهای دعوتشده به این رقابتها
بیشتر تیمهای دعوت شده، قهرمانان فصل گذشته لیگهای داخلی خود بودند. از جمله این تیمها میتوان به رئال مادرید از اسپانیا، میلان از ایتالیا و ریمس از فرانسه اشاره کرد. چلسی نیز به عنوان نماینده انگلیس دعوت شد و علاقهمند به حضور در این مسابقات بود، اما اتحادیه فوتبال انگلیس با این تصمیم مخالفت کرد و حضور چلسی را ممنوع اعلام نمود. دلیل این مخالفت، نگرانی از کاهش توجه به رقابتهای داخلی فوتبال انگلیس بود. در نهایت، گواردیا وارساو از لهستان به عنوان جایگزین چلسی انتخاب شد. آبردین، قهرمان اسکاتلند نیز با سرنوشتی مشابه مواجه شد و نتوانست در این رقابتها شرکت کند.
این آغاز مسیر طولانی و پرفرازونشیب جام اروپا بود که بعدها به لیگ قهرمانان اروپا تبدیل شد و به یکی از معتبرترین و محبوبترین تورنمنتهای فوتبال جهان مبدل گشت.
برخی از تیمهای دعوت شده به نخستین دوره جام اروپا، مانند هلند اسپورت و بوداپست هونود، از شرکت در این مسابقات خودداری کردند. به همین دلیل، PSV آیندهوون از هلند و Vörös Lobogó از مجارستان به عنوان جایگزین آنها انتخاب شدند. جالب اینجاست که آلمان در این دوره دو نماینده داشت؛ روت وایس اسن به نمایندگی از آلمان غربی و افسی زاربروخن، نماینده ایالت زارلند. ایالت زارلند در آن زمان به عنوان یک منطقه خودمختار شناخته میشد و تیمهای آن در مسابقات بینالمللی به طور مستقل شرکت میکردند. اما این وضعیت دوام چندانی نداشت و در سال 1957، زارلند به آلمان غربی ملحق شد.
چگونگی قرعهکشی و برگزاری جام اروپا
برخلاف سیستم امروزی لیگ قهرمانان اروپا، در آن زمان قرعهکشی برای تعیین حریفان وجود نداشت. تیمها به صورت دستی و توسط برگزارکنندگان مسابقات در جدول رقابتها قرار میگرفتند. اولین بازی تاریخ جام اروپا، در 4 سپتامبر 1955برگزار شد. این دیدار بین اسپورتینگ سیپی از پرتغال و پارتیزان بلگراد از یوگسلاوی با نتیجه 3-3 به پایان رسید. خوائو باپتیستا مارتینز، بازیکن اسپورتینگ سیپی، افتخار زدن اولین گل تاریخ جام اروپا را به نام خود ثبت کرد.
در مرحله نیمهنهایی، ریمس فرانسه به راحتی هیبرنیان اسکاتلند را شکست داد. هیبرنیان در مرحله یکچهارم نهایی، جورگاردن (Djurgården)، قهرمان سوئد، را با نتیجه مجموع 3-0 حذف کرده بود. این مسیر هیبرنیان به نیمهنهایی، نشاندهنده قدرت تیمهای اروپایی در آن دوران و همچنین جذابیت رقابتهای جام اروپا از همان ابتدا بود.
مرحله نیمه نهایی در سمتی دیگر، مصاف رئال مادرید و میلان را به خود میدید. لوس بلانکوس موفق به برد 4-2 در برنابئو شد؛ در حالی که میلان تنها توانست 2-1 در سن سیرو پیروز شود. بنابراین، اولین فینال جام ملتهای اروپا در پارک دو پرنس بین دو تیم ریمس و رئال مادرید برگزار میشد. ریمس پس از 10 دقیقه موفق به ثبت نتیجهی 2-0 شد. اما رئال پیش از نیمه، کار را به تساوی کشاند. در دقیقه 62، ریمس دوباره توانست پیش بیفتد. اما دو گل دیرهنگام رئال باعث شد که اولین جام اروپا به مادرید برسد.
جام اروپا 57-1956
فصل 57-1956، دومین دوره جام اروپا (European Cup)، شاهد افزایش تعداد تیمهای شرکتکننده بود. موفقیت چشمگیر نخستین دوره این رقابتها، شش کشور جدید را ترغیب کرد تا نمایندگان خود را برای شرکت در این مسابقات معرفی کنند. در میان این کشورها، انگلیس نیز حضور داشت که پس از ممانعت از شرکت چلسی در فصل گذشته، این بار منچستریونایتد را به عنوان اولین نماینده خود به جام اروپا فرستاد. پیش از این، اتحادیه فوتبال انگلیس جام اروپا را به عنوان یک مزاحم ناخوانده برای برنامههای داخلی تیمهای انگلیسی میدید، اما با افزایش محبوبیت این رقابتها، تصمیم به مشارکت گرفت.
منچستریونایتد، معروف به شیاطین سرخ، در این دوره عملکردی درخشان از خود نشان داد و به مرحله نیمهنهایی رسید. آنها در این مرحله با رئال مادرید، قهرمان فصل گذشته، روبرو شدند. بازی رفت در برنابئو با نتیجه 3-1 به سود رئال مادرید به پایان رسید. در بازی برگشت در اولدترافورد، منچستریونایتد با نتیجه 2-2 مساوی کرد. یکی از گلهای رئال مادرید توسط ریموند کوپا، ستاره فرانسوی تیم، به ثمر رسید. با این حال، منچستریونایتد از حضور دو گلزن برتر خود، دنیس ویولت (با ۹ گل) و تامی تیلور (با ۸ گل)، بهره زیادی برد و توانست نام خود را به عنوان یکی از تیمهای بزرگ اروپا مطرح کند.
در سویی دیگر، فیورنتینا ایتالیا با نتیجه 1-0 در برابر ستاره سرخ بلگراد به پیروزی رسید. تنها گل این بازی توسط مائوریلیو پرینی به ثمر رسید و فیورنتینا را به فینال رساند. فینال این دوره در سانتیاگو برنابئو، خانه رئال مادرید، برگزار شد. رئال مادرید به عنوان قهرمان فصل گذشته، این افتخار را داشت که میزبان فینال باشد.
فینال جنجالی، رئال مادرید در قله اروپا
فینال با تساوی 0-0 پیش میرفت تا اینکه در دقایق پایانی، یک پنالتی به نفع رئال مادرید اعلام شد. این تصمیم جنجالی بود، چرا که لئو هورن، داور هلندی، اعلام آفساید توسط کمک داور را نادیده گرفت. آلفردو دی استفانو از روی نقطه پنالتی گلزنی کرد و پاکو خنتو شش دقیقه بعد گل دوم را به ثمر رساند. با این نتیجه، رئال مادرید دومین جام اروپایی خود را به دست آورد و برتری خود را در فوتبال اروپا تثبیت کرد.
این فصل از جام اروپا نهتنها نشاندهنده رشد و گسترش این رقابتها بود، بلکه حضور تیمهای جدید و افزایش هیجان را نیز به همراه داشت. رئال مادرید با عملکردی استثنایی، خود را به عنوان قدرتمندترین تیم اروپا معرفی کرد و پایههای سلطهاش بر فوتبال قاره سبز را محکمتر نمود.
جام اروپا 58-1957
یکی از غمانگیزترین فجایع تاریخ فوتبال در فصل 58-1957 اتفاق افتاد: فاجعه مونیخ. این حادثه تلخ نهتنها زندگی بسیاری از بازیکنان جوان و بااستعداد منچستریونایتد را گرفت، بلکه دنیای فوتبال را در سوگ فرو برد. تیم جوان و هیجانانگیز منچستریونایتد، با میانگین سنی تنها 22 سال، اولین تیمی بود که موفق به کسب سه قهرمانی متوالی در لیگ انگلیس شده بود. آنها در کنار رئال مادرید به عنوان یکی از مدعیان اصلی قهرمانی در جام اروپا شناخته میشدند. شیاطین سرخ در حال بازگشت از بازی تساوی 3-3 در بلگراد بودند که به آنها اجازه داد تا به مرحله نیمهنهایی جام اروپا صعود کنند. اما در راه بازگشت، هواپیمای آنها به دلیل برف سنگین و خطای خلبان در مونیخ سقوط کرد. این حادثه جان 23 نفر، از جمله 8 بازیکن منچستریونایتد را گرفت و دنیای فوتبال را در شوک و اندوه فرو برد.
پس از این فاجعه، سر مت بازبی، مربی منچستریونایتد، تصمیم گرفت به جای خرید بازیکنان جدید، تیمی متشکل از بازیکنان جوان و استعدادهای داخلی بسازد. این تصمیم، آغازی بر تأسیس آکادمیهای فوتبال در اروپا بود و منچستریونایتد را به عنوان پیشگام این حرکت معرفی کرد. این رویکرد در نهایت منجر به موفقیتهای بزرگ این تیم، از جمله قهرمانی در جام اروپا در سال 1968 شد.
قهرمانی در پی قهرمانی
در این فصل، اسپانیا بار دیگر با دو تیم در جام اروپا حضور یافت: رئال مادرید، قهرمان فصل گذشته جام اروپا و لیگ اسپانیا و سویا، نایب قهرمان لالیگا. رئال مادرید به عنوان مدافع عنوان قهرمانی وارد رقابتها شد، در حالی که سویا اولین حضور خود در این مسابقات را تجربه میکرد. در دور مقدماتی، ویسموت آلمان پس از یک بازی پلیآف جنجالی مقابل گواردیا ورشو به دلیل قطع برق نورافکنها، با پرتاب سکه به دور بعد صعود کرد. همچنین، منچستریونایتد و شامروک روورز از حق استراحت بین دو نیمه صرفنظر کردند تا بازی خود را قبل از تاریک شدن هوا به پایان برسانند.
در مرحله نیمهنهایی، رئال مادرید با واساس مجارستان روبرو شد، تیمی که آژاکس را در مرحله یکچهارم نهایی حذف کرده بود. از سوی دیگر، منچستریونایتد در مجموع با نتیجه 5-2 مغلوب آث میلان شد. فینال این دوره در ورزشگاه هیسل بروکسل بلژیک و در حضور 67 هزار تماشاگر برگزار شد. میلان در دقیقه 59 پیشافتاد، اما آلفردو دی استفانو 15 دقیقه بعد گل تساوی را برای رئال مادرید به ثمر رساند. دی استفانو با 10 گل، بهترین گلزن این دوره لقب گرفت. میلان دوباره در دقیقه 77 پیشافتاد، اما رئال تنها دو دقیقه بعد گل تساوی را زد و بازی را به وقت اضافه کشاند. در وقت اضافه، پاکو خنتو گل پیروزی را برای رئال مادرید به ثمر رساند و آنها سومین قهرمانی متوالی خود در جام اروپا را جشن گرفتند.
این فصل از جام اروپا نهتنها نشاندهنده سلطه بیچونوچرای رئال مادرید در فوتبال اروپا بود، بلکه یادآور غم و اندوه ناشی از فاجعه مونیخ نیز هست. منچستریونایتد، با وجود از دستدادن ستارههایش، راه بازسازی خود را آغاز کرد و در نهایت به یکی از بزرگترین تیمهای تاریخ فوتبال تبدیل شد. رئال مادرید نیز با ادامه روند قهرمانیهایش، نام خود را به عنوان یکی از افسانههای فوتبال اروپا ثبت کرد.
دلیل رشد فوتبال در جایجای اروپا؛ 59-1958
فصل 59-1958 جام اروپا شاهد حضور بازیکنان جدید و تیمهایی بود که برای اولین بار در این رقابتها شرکت میکردند. فنلاند برای اولین بار نمایندهای به جام اروپا فرستاد. المپیاکوس نیز قرار بود اولین تیم یونانی حاضر در این مسابقات باشد. اما این اتفاق نیفتاد، چرا که المپیاکوس پس از تساوی در بازی مقابل بشیکتاش ترکیه، به دلایل سیاسی از ادامه مسابقات انصراف داد. همچنین از بازی در استانبول خودداری کرد. این تصمیم باعث شد تا بشیکتاش به دور بعد صعود کند.
پس از فاجعه هوایی مونیخ در فصل گذشته، منچستریونایتد به عنوان نماینده انگلیس به جام اروپا دعوت نشد. این در حالی بود که اسپانیا برای سومین فصل متوالی با دو تیم در رقابتها حضور داشت. رئال مادرید به عنوان قهرمان فصل گذشته جام اروپا و لیگ اسپانیا، و اتلتیکو مادرید به عنوان نایب قهرمان لالیگا، نمایندگان اسپانیا بودند. این فصل شاهد نتایج شگفتانگیزی نیز بود، از جمله پیروزی قاطع وینر اسپورت کلاب اتریشی بر یوونتوس ایتالیا با نتیجه مجموع 8-3 در دور مقدماتی.
به سوی اولین فینال تکراری تاریخ؟
در مرحله نیمهنهایی، ریمس فرانسه که یانگ بویز برن سوئیس را شکست داده بود، قرار بود به مصاف منچستریونایتد برود. اما به دلیل ممانعت اتحادیه فوتبال انگلیس (FA)، این بازی برگزار نشد و ریمس به فینال راه یافت. از سوی دیگر، رئال مادرید و اتلتیکو مادرید در یک نیمهنهایی پرتنش روبروی هم قرار گرفتند. پس از تساوی 2-2 در هر دو بازی رفت و برگشت، دو تیم در یک بازی پلیآف به مصاف هم رفتند که در نهایت رئال مادرید با نتیجه 2-1 پیروز شد و به فینال رسید.
فینال این فصل در Neckarstadion اشتوتگارت آلمان برگزار شد. برای اولین بار در تاریخ جام اروپا، فینال بین دو تیمی بود که پیشتر در سال 1956 مقابل هم بازی کرده بودند: رئال مادرید و ریمس. رئال مادرید با حضور ستارههایی مانند آلفردو دی استفانو و ریموند کوپا (که دو سال قبل از ریمس به رئال پیوسته بود)، در مقابل ریمس با جاست فونتین، بهترین گلزن آن دوره جام اروپا با ۱۰ گل، قرار گرفت. فونتین که در طول مسابقات عملکرد درخشانی داشت، در فینال نتوانست گلی به ثمر برساند.
رئال مادرید در این بازی با گلهای انریکه متئوس و دی استفانو، 2-0 پیش افتاد و در نهایت همین نتیجه را تا پایان بازی حفظ کرد. این پیروزی، چهارمین قهرمانی متوالی رئال مادرید در جام اروپا بود و سلطه بیچونوچرای آنها در فوتبال اروپا را تثبیت کرد. رئال مادرید با این قهرمانی، نام خود را به عنوان یکی از بزرگترین تیمهای تاریخ فوتبال اروپا ثبت کرد و فصل 59-1958 را به عنوان یکی از درخشانترین دورههای خود به پایان رساند.
جام رئال مادرید
پس از این آنها توانستند فصل 60-1959 را نیز با برتری قاطع 7-3 در برابر آینتراخت فرانکفورت، برای پنجمین فصل متوالی اولین قهرمان جام تازه تاسیس اروپا شوند. فرانس پوشکاش در این فصل توانست بالاتر از همه و با 12 گل، آقای گل این رقابتها لقب بگیرد.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
عسل رضائی-فوتبال لب؛استادیومهای فوتبال تبدیل به مکانی به مانند کولسئوم شدهاند(این مقاله را برای آشنایی بیشتر با استادیومهای تاریخی بخوانید). سالیانه میلیونها نفر برای دیدن بازی های فوتبال وارد این پرستشگاهها میشوند و به تماشای این بازی زیبا مینشینند. در این مقاله قصد داریم به دنیای زنانی که به دنبال توپ جادویی میدوند سفر کنیم و ببینیم چگونه استادیوم های فوتبال را پر میکنند.
فوتبال، نبرد پشت سنگرها
فوتبال اولین تماشاگران خود را در دهه ۱۸۸۰ میلادی به خود دید. جایی که کمتر از هزار نفر برای دیدن فوتبال نخستین به کنار زمین های فوتبال دانشگاهها و کالجها میرفتند.در آن دوران چیزی به نام استائیوم یا ورزشگاه فوتبال وجود نداشت اما جذابیت غیرقابل انکار این بازی در نخستین مراحل تکامل خود توانست افراد زیادی را متحیر خود سازد.
تقریبا بعد از گذشت سه دهه از اولین توپهایی که مقابل دیدگان افراد به تور چسبید فوتبال میزبان هزاران نفر شده بود. با آغاز جنگ جهانی دوم و درگیر شدن بریتانیا در این جنگ(به عنوان خانه فوتبال) تماشاگران زیادی به سمت تماشای بازی کارگرانی که پشت جبهههای جنگی برای کشور مبارزه میکردند سوق پیدا کردند. این کارگران زنان بودند. زنان سخت کوشی که برای کم کردن بار مشکلات زندگی به فوتبال پناه آوردند و به بسط این بازی زیبا کمک کردند. تیم هایی مانند بانوان دیکرز نگاهها را به خود معطوف و تماشاگران بیشتری نسبت به بازی پسران در همان سالها برای خود دستوپا کردند.
فوتبال یک بازی مردانه است.
نتایج بازی زنان مهم شده بود و حضور جمعیت بیستهزار نفری در زمین های فوتبال امری عادی بود. اما شاهکار واقعی وقتی اتفاق افتاد که رکورد تاریخ فوتبال در هر سطحی در طول جنگ جهانی اول ۲۷ دسامبر ۱۹۲۰ با حدود پنجاهوسه هزار نفر برای یک بازی دوستانه در گودیسون پارک شهر لیورپول شکسته شد. در حالی که چهاردههزار نفر در بیرون از استادیوم به تشویق دو تیم پرداختند. این بازی با نتیجه چهار بر صفر به سود دیکرز در برابر سنت هِلِنز به پایان رسید.
تصویری از بازی به یادماندنی باکسینگ دی سال ۱۹۲۰ میان دو تیم دیکرز لیدی و سنت هلنز در استادیوم گودیسون پارک
با پایان جنگجهانی اول، فوتبال نیز برای زنان به یک پایان موقت اما طولانی مواجه شد.برای پنجاه سال در ۲۰ کشور دختران از بازی کردن فوتبال منع شدند. بازی فوتبال، مردانه بود و با این استدلال،در زمین مسابقه جایی برای زنان وجود نداشت.
زنان دیگر فراموش شده بودند
با گذشت نیم قرن از ممنوعیت فوتبال زنان در بریتانیا و تقریبا به همین میزان در بیست کشور دیگر نیز این منع ادامه داشت. فوتبال مردان در همین دوران به اوج خود رسید. ظهور آلفردو دی استفانو،گارینشا،پله،پوشکاش،رابسون و… مردان جای خود را به عنوان صاحبان فوتبال ثابت کردند. اواخر دهه ۶۰ میلادی کم کم ممنوعیت ها برداشته شد و فوتبال دوباره جایی برای مبارزه زنان شد. اما هنوز توسط فیفا به رسمیت شناخته نمیشد. حتی بازی تحت عنوان فینال جام جهانی زنان که توسط فدراسیون فوتبال زنان اروپای مستقل برگزار شد و از صدوده هزار نفر در استادیوم آزتک مکزیک پذیرایی کرد هرگز به رسمیت شناخته نشد.
تا اواخر دهه هفتاد میلادی فوتبال زنان تقریبا در سرتاسر جهان مدرن پذیرفته شد اما پنجاه سال زمان کافی بود تا شکاف عمیق بین بازی مردان و زنان چه از نظر کیفی و چه از نظر کمی بیفتد.
سکوهای خالی استادیوم و زمین نامطبوع در حین برگزاری فینال یورو ۱۹۸۴ میان دو تیم سوئد و فرانسه
استادیومهای بزرگ اذعان باشگاه های بزرگ بودند ولی تا پذیرفته شدن زنان در این ورزش و حتی تا تاسیس باشگاه های بزرگ زمان زیادی لازم بود. قدمت پاریس سنت ژرمن زنان به اندازه تیم مردان این باشگاه فرانسویست. لیون در سال ۱۹۷۰ وارد فوتبال زنان شد. ۱۹۸۳ بارسلونا تیمداری زنان را آغاز کرد. آرسنال سال ۱۹۸۷ تیم تشکیل داد. رئال مادرید،منچستریونایتد، یوونتوس و خیلی از باشگاه های بزرگ در قرن بیستویکم در رقابت باشگاههای بانوان شرکت کردند.
رویای آمریکایی یعنی پرواز ستاره ها
جهان فوتبال در ایالاتمتحده یک دنیای وارونه است. امریکا یک استثناست. استثنایی فرای باور مردمان دوستدار فوتبال در سراسر جهان. تیم ملی زنان ایالاتمتحده همیشه بسیار مشهورتر از همپایان مرد خود بوده اند به طوری که علارغم تلاش های زیاد آمریکایی ها برای محبوب ساختن تیم ملی مردان و فوتبال، این بازی های تیم ملی زنان بود که با استادیوم های پر در دهه ۹۰ میلادی مواج شد.
حضور نودهزار و صدوهشتادوپنج نفر در استادیوم رزبول حین فینال جامجهانی ۱۹۹۹ که با برتری آمریکا در برابر چین به پایان رسید.
قهرمانی در اولین جامجهانی زنان در سال ۱۹۹۱ باعث شد تا فوتبال میان دختران به محبوبیت دست یابد. طی یک دهه و با گسترش فوتبال بانوان دیدن استادیوم های پر از تماشاچی برای بازی های ملی عادی بنظر برسد اما همچنان باشگاه ها با مشکلاتی مواجه بودند. سال ۱۹۹۹ و در طی میزبانی آمریکا از جام جهانی زنان رکورد های جالبی برای تیم ملی این کشور از نظر میزان بازدید تماشاچیان ثبت شد. با صعود به فینال رقابتها اینبار رکورد حضور هواداران برای تماشای یک بازی به اصطلاح “ساکر” شکسته شود.
اروپا در مسیر پیشرفت
فوتبال باشگاهی در دهه ۲۰۰۰ تیمهای ملی را کنار زد و جذابترین رویدادهای ورزشی را ساخت. نیوکمپ، ومبلی، سنسیرو، آلیانزآرنا و… طرفداران زیادی را در خود جای دادند تا مردانفوتبال با درخشش در این کلسئومهای مدرن تبدیل به قدیسان مردم در سراسر جهان شوند. اما تا اولین گلهایی که توسط دختران در این استادیومها زده شوند سال های فاصله بود.
حرفهای شدن تیمهای بزرگ اروپایی سبب شد تا بازی زنان بیشتر شناخته شود. علارغم فاصله بسیار زیادی که از نظر کیفیتی بد فوتبال مردان داشت اما کم کم وارد مسیر صعود به قله شود. در سال ۲۰۰۷ بردن چهارگانه اروپایی توسط بانوان آرسنال، توپچیهای لندن را از اولینهایی کرد که در استادیوم اصلی یک باشگاه مورد تشویق قرار گرفتند.
کلی اسمیت، اسطوره انگلیسی آرسنال در جلسه عکسبرداری از پنجگانه اروپایی در استادیوم امارات
آرسنال،توربین پوتسدام، مالمو، آینتراخت فرانکفورت که از بزرگ ترین تیم های دهه اول قرن بیستویکم بودند به استادیوم های پنج تا دههزار نفره مجهز شدند. به تیمهای دیگر نیز پس از شکسته شدن این تابو، استادیوم با ظرفیت میزبانی از تماشاگران هرچند اندک تعلق گرفت.
سرآغاز یک تغییر فرای اروپا
در حالی که گذشت زمان توجهات به تیمهای زنان بیشتر میشد به همین صورت به تعداد تماشاگران نیز اضافه میشد. با ورود به دهه جدید تیمهای ملی بیشتری توانستند مسابقاتی را در استادیوم های اصلی کشور تجربه کنند. چهلوپنج هزار نفر در سال ۲۰۱۴ به تماشای اولین بازی انگلیس در مقابل آلمان پرداختند.
دیدار نهایی جامجهانی ۲۰۱۱ میان دو تیم ژاپن و آمریکا که با برتری ژاپن به پایان رسید پر تماشاگر ترین بازی تاریخ زنان در یک استادیوم آلمانی تا آن زمان بود.
کاهش تعداد تماشاگران در جامجهانی ۲۰۱۱ آلمان نسبت به تماشاگران حاضر در جام جهانی ۲۰۰۷ چین گواه بر این موضوع بود که در اروپا بر خلاف آمریکای شمالی چندان مورد استقبال قرار نگرفته است. برگزاری یورو زنان نیست در طی سه دهه نیز با میانگین تماشاگران کمتر از دههزار نفر برای هر بازی بیان میکرد که فوتبال بانوان در اروما استاندارد مردان نیز بسیار فاصله دارد.
جام جهانی ۲۰۱۹ فرانسه از نظر تعداد تماشاگران انقلابی در اروپا بود و حضور بیش از یکمیلیون نفر در طول مسابقات در ورزشگاههای محل برگزاری پیشرفت بزرگی به حساب میآمد حتی با اینکه ستاره اصلی جام اهالی ایالاتمتحده بودند اما این اروپا بود که در آستانه یک تغییر بزرگ قرار گرفته بود.
در مسیر یک انقلاب زنانه
تصاویر استادیومهای خالی که پس از شیوع ویروس کووید-۱۹ در سراسر دنیا دست به دست چرخید چندان برای دختران ناآشنا نبود. البته که با گذشته نیم قرن از برداشته شدن ممنوعیت بازی زنان تعداد تماشاگران از تعداد انگشتهای دست به هزاران نفر رسیده است اما همچنان چند قدم تا شنیدن فریادهای شادی از بزرگترین میادین ورزشی اروپا و شاید جهان فاصله بود.
در همین دوران یه جهش بزرگ در بازاریابی و مارکتینگ این بازی و ظهور ستارههای بزرگ مانند الکسیا پوتیاس، ویویانه میدما، لوسی برنز، آدا هگربرگ و… به وجود آمد. بازگشت تماشاگران در سال ۲۰۲۱ به استادیومهای فوتبال با مشارکت بیشتر مردم در تیمهای زنان هر باشگاه مواجه شد. در انگلیس، اسپانیا، فرانسه، ایتالیا، آلمان و … رقابتهای بیشتری به استادیومهای اصلی باشگاه ها منتقل شد و با شروع سال ۲۰۲۲ یک انقلاب بزرگ در گرفت. انقلابی به رنگ آبیواناری، سرخوسفید، کاملا سفید یا کاملا آبی.
۳۰ مارس ۲۰۲۲؛ دیدار برگشت الکلاسیکو در یکچهارم نهایی لیگ قهرماناناروپا
حدود یک هفته از رسوایی تیم مردان بارسلونا در لیگ اروپا میگذشت. کاتالان ها بلیط های دیدار خانگی مقابل آینتراخت فرانکفورت را خریده بودند و در بازار سیاه به آلمانیها دادند. تصویری از نیوکمپ ساخته شد که بیشتر شبیه استادیومی در قلب آلمان بود. حالا تیم زنان با برد سه بر یک رئالمادرید در دیدار رفت پا به نیوکمپ میگذاشتند. برخلاف انتظارات تمام بلیط های قابل خریداری تیم مدافع عنوان قهرمانی اروپا به اتمام رسیده بود و همه چیز اماده خلق یک معجزه بود.
روشن شدن دوربین های استادیوم آعاز ثبت لحظات تاریخی شد. نودویکهزار عددی بود که روی اسکوربرد ورزشگاه نمایش داده شد تا بارسلونا میزبان بیشترین تماشاگر در فصل ۲۰۲۱/۲۰۲۲ باشد ولی در کمال نابآوری این رکورد برای یاران الکسیا پوتیاس،برنده بالون دور سال گذشته بود.
زنان بارسلونا، برندگان داخل و خارج از زمین الکلاسیکو و اروپا در شب تاریخی استادیوم نیوکمپ
فقط بیست و دو روز بعد بار دیگر این رکورد در دیدار رفت مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا شکسته و بارسلونا با میزبانی مقابل وولفسبورگ آلمان رکورد حضور هواداران یک تیم فوتبال در همان فصل و تاریخ فوتبال زنان را که به خودش تعلق داشت را بالاتر برد.
۳۱ جولای ۲۰۲۲؛ انگلیس تاریخ ساز جام را به خانه بازگرداند
هشت سال از اولین حضور شیرزنان در استادیوم ومبلی میگذشت و اینبار درست یک سال بعد از باخت تیم مردان انگلیس در فینال یورو ۲۰۲۰، یورو ۲۰۲۱ به ایستگاه پایانی خود رسیده بود. انگلیس دیدار افتتاحیه را در استادیوم اولدترافورد شهر منچستر مقابل دیدگان شصت هزارنفر با پیروزی به پایان رسانده بود و حالا انگلیس و آلمان در فینال باهم روبهرو میشدند. در پایان ۱۲۰ دقیقه رقابت تنگاتنگ این انگلیس بود که فوتبال را بعد از ۵۶ سال به خانه باز میگشت.
شور ملی تا جایی بالا گرفته بود که رکورد حضور تماشاگران در یک بازی ملی برای انگلیس در سده جدید شکسته شد حتی بالاتر از حضور تماشاگران فینال گذشته. تقریبا هشتادوهشت هزار نفر برای تماشای رقابت شیرزنان به ومبلی رفتند و سرود “I’ts coming home” سر دادند.
لحظه بالابردن کاپ قهرمانی توسط لیا ویلیمسن و میلی برایت در استادیوم ومبلی که پس از ۵۶ سال انگلیس را به قهرمانی در یک تورنومنت رسمی رساندند.
ومبلی بار دیگر میزبان تیم زنان انگلیس شد. در فینالییسیمای همان سال که میان قهرمان کوپاآمریکا یعنی برزیل و انگلیس برنده یورو برگزار شد نزدیک به هشتادوپنج هزار نفر از این مسابقه دیدن کردند.
۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲؛دربی شمال لندن
آرسنال در تمام سال های فعالیت خود از بزرگترین تیمها و محبوبترین تیمهای زنان بوده است. اولین چهارگانه تاریخ بریتانیا برای توپچی های لندن ثبت شد و تا امروز آنها را تبدیل به پر افتخارترین تیم تاریخ زنان بریتانیا کرده است. با این تفاصیر طبیعی است که بازی های زیادی را در استادیوم امارات برگزار کند اما آعاز این روند از دربی شمال لندن رفت سال ۲۰۲۲ در سوپرلیگ آغاز میشود.
دربی لندن در استادیوم امارات
با درهم شکستن تاتنهام در حضور چهلوهفت هزار تماشاگر آرسنال خود را نیز ثابت کرد. در طول آن فصل آرسنال از منچستر یونایتد، چلسی،لیون و یوونتوس نیز میزبانی کرد و استادیوم تقریبا پر امارات دلیلی بر محبوبیت آنها بود. آرسنال در بهار ۲۰۲۳ به نیمه نهایی لیگقهرمانان اروپا برای اولین بار به طور کامل بلیط های خود را فروخت و علارغم باخت این دیدار در دقایق پایانی نیمه دوم وقتهای اضافه قفل استادیوم امارات را شکست.
۱۴ می ۲۰۲۳؛ چلسی بر بام انگلیس
چلسی قهرمان سه دوره گذشته سوپر لیگ و انواع اقسام جامهای داخلی در ومبلی و در فینال جامحذفی برابر منچستریونایتد به برتری یکبر صفر رسید اما دلیل اصلی به یاد ماندنی بودن این بازی حضور هفتادوهفت هزار تماشاگر در استادیوم است. استمفوردبریج نیز در طول این فصل خانه آبیهای لندن بود. چلسی در نیمه نهایی لیگ قهرمانان همان سال نیز در نیوکمپ حضور داشت و در مقابل بیش از هشتاد هزار تماشاگر مسابقه داد.
اکنون در کجا قرار داریم
جامجهانی زنان سال ۲۰۲۳ بیش از یک میلیارد دلار درآمد داشت. حدود دو میلیون نفر نیز ازین رقابت ها دیدن کردند. در آمریکا تیم های NWSL به استادیوم های اختصاصی با ظرفیت بالا مجهز شده اند.
استادیوم امارت از فصل ۲۰۲۳/۲۰۲۴ خانه زنان آرسنال خواهد شد. منچستر یونایتد مسابقات مهم خود را در اولدترافورد برگزار خواهد کرد و بعد از اتمام ساخت ورزشگاه جدید به صورت کامل به این مکان منتقل خواهد شد. چلسی بازی های زیادی را در استمفورد بریج میزبانی خواهد کرد. و سیتی در اتحاد بازی میکند. گودیسون پارک،ویلا پارک، آنفیلد و… درهای خود را روبه زنان گشوده اند.
بارسلونا نیز بعد از اتمام بازشازی نیوکمپ،استادیوم را به عنوان خانه خود میشناسد. و رئال مادرید برای اولین بار از فصل آینده در سانتیاگو برنابئو مسابقه خواهد داد. سن سیرو، المپیکو، آلیانز استادیوم در ایتالیا بازی های تیم های زنان را برگزار میکنند. پاریس سنت ژرمن و لیون به اندازه استادیوم هاس خودشان تماشاگر خواهند داشت و درکلاسیکر(در بخش زنان به دیدار بایرنمونیخ و وولفسبورگ گفته میشود) در فضای بزرگتری برگزار خواهد شد.
و بدین ترتیب به زودی میتوان از هواداران باشگاه های بانوان به عنوان یک جامعه یاد کرد.
چرا افراد را تعلیم میدیم؟چرا رهبری میکنیم؟چه چیزی به ما انگیزه میده تا راز موفقیت گروهی باشیم؟ رانیری نمادی از رهبری و مدیریت است.
ملودی بیاتی، فوتبال لب– بستر شما هرچه باشد ، چه در دفتر ، چه در زمین تمرین, چه هدایت گروهی از کودکان زیر هشت سال یا ارسال تیم لستر سیتی به یک تور هیجان انگیز به لیگ برتر، رهبری یک هنر است که به استحکام، سازش و زیرکی نیاز دارد. کار هرکسی نخواهد بود ، اما به عنوان مربیان ، ما در موقعیت مربیگری و رهبری قرار داریم، چ خواسته ما باشد چه نه.
برخی از یک مربی درجه یک به عنوان «مدیر» یاد میکنند. عادت هشتم، در کتاب معرکه استفان کووی که بر روی پیدا کردن راه روش خود و کمک به دیگران تمرکز دارد ، نقل میشود که « افراد را نمیتوان مدیریت یا کنترل کرد، چیزها ،سیستم ها و ابزار مدیریت میشوند، اما مردم کنترل نمیشوند بلکه هدایت و تشویق میشوند.» این خط برایم بسیار جالب بود. چیز ترغیب کننده ای راجب سیستم ها و ساختار ها وجود ندارد اما قابل بحث است که میتوانند انضباط به یک مجموعه بیاورند. چگونه ان نظم ایجاد شده،چه کسی مسئول آن است، چه مفهومی برای افراد دارد، هر فرد درگیر با آن چگونه تفسیرش میکند و آن ساختار چ موضوعی را روایت میکند.
گوشه ای از دستاورد ها
داستان کلودیو رانیری به یکی از پر مخاطب ترین موضوعات ورزشی اخیر تبدیل شده است – و دلایل خوبی هم دارد. این مرد تیم فوتبال ناجور خود را به یکی از بهترین داستان ها در تاریخ تبدیل کرده. بسیاری از طرفداران فوتبال از فتوحات ناتینگهام فارست تحت رهبری برایان کلاف افسانه ای در دهه 1970 صحبت میکنند. (که درست است) اما در شرایط فعلی ، معتقد هستم که دستاورد های روباه ها هرچه که کلاف تونسته بود بدست آورد را ربود. دلیل آن این است که در سال 2016 ما در دوره ای زندگی میکنیم که بازی اساسا توسط پول خراب میشود که ناشی از سود ، خودخواهی و منابع مالی عظیمی است که تنها راه موفقیت بنظر می رسند، لستر دنیای فوتبال را زیرورو کرده است و موفقیت آن ها میتواند محرکی باشد که پارادایم فوتبال مدرن را دوباره تعریف می کند.
چیزی که رانیری ساخته علیرغم غیرقابل درک و بی قیاس بودن اش، بازیکنان آن را بسیار به رخ می کشند. بنظر می رسد که خود باوری ، اعتماد به نفس ، هماهنگی ، فرهنگ و کنار هم بودن عوامل اصول اصلی سازمان آن ها باشد. لستر ها گروهی از برادران هستند ، در سنگر باهم و البته در مهمانی های جیمی واردی باهم! چه فداکاری هایی که آن ها حاضر نیستند برای هم و تیم اشان بکنند! از بیرون بنظر می رسد که آن ها غرور و خودپرستی را از هدف جمعی خود حذف کرده اند.
ورودی نامحسوس رانیری و سرآغازی چشمگیر
اگر به این بپردازم که چرا مربیگری میکنم ، به رانیری به عنوان تعریف جادوی این شغل و البته رهبری نگاه خواهم کرد. همه ما فیلم های ورزشی را تماشا میکنیم که دنزل واشنگتن تیمی از مردان جوان را به سوی افتخار هدایت میکند، راکی بالبوا بر تمام مشکلات پیش رویش غلبه میکند تا عنوان سنگین وزن را کسب کند یا مارک والبرگ در باران و برف تمرین میکند تا به nfl راه یابد. از کلیشه ها بگذریم، ما عاشق این فیلم ها هستیم چون این حس رو القا میکنند که همه چیز امکان پذیر است. با این وجود، رانیری این جمله فانتزی و رویایی که هرچیزی امکان پذیر هست را در دنیای شگفت انگیز ورزش به حقیقت رساند.
کسپر اشمایکل در مصاحبه اخیر خود با اسکای اسپورت اشاره کرد که در هفته اول حضورش در لستر، رانیری پس از ورود، خود را به بازیکنان معرفی کرد و بیش از یک هفته عقب نشست و فقط تماشا کرد. چیزی را تغییر نداد، مشاهده کرد که بازیکناناش چه ویژگی های دارند. مقدار قابل توجهی از ساختار قبلی را حفظ کرد(با توجه به اینکه با باشگاه اشنایی داشت.) کم صحبت کرد. این تصمیم شاید کار شاق و پیچیده ای نباشد اما قطعا حرکتی زیرکانه بوده که تجربه، اعتماد به نفس و تسلط شخص را نشان می دهد. به عنوان مربیان، اگر ما عزت نفس نداشته باشیم، اوضاع برایمان سخت می شود. امکان خطا هست، باید بتوانیم هرج و مرج ها را کنترل کنیم و اشتباهات را بدون ترس بپذیریم. رانیری با ورودی بی سروصدا توانست برای خود زمان بخرد ، زمانی برای مشاهده و تحلیل و از همه مهمتر برای بازیکنانش.
از پیتزا تا پیروزی با رانیری
به خوبی مستند شده که در شروع فصل، لستر گل های زیادی به ثمر میرساند و تیم های برتر را شکست میداد، اما در دفاع آسیب پذیر بود – جالب است که حالا آن ها لیگ برتر را برده و خط دفاعی آن ها به محکم بودن معروف شده است. در هرحال ، همیشه به این راحتی نبوده، رانیری-با ذهنیتی قدیمی- به بازیکنانش قول پیتزا مجانی داد اگر که بتوانند دروازه را بسته نگه دارند! بعید است که این وعده وعید ها تنها عامل ها برای چرخش های دفاعی باشد؛ استفان کووی استدلال میکند که اینگونه انگیزه ها میتواند از لحاظ روانشناختی مضر باشد.
در هرحال، اگر رانیری از این محرک نیز استفاده نمیکرد(با توجه به اینکه این بازیکنان میتوانند یک پیتزا برای خودشون بخرند.) درواقع داشت گروه را به چالش میکشید و باور داشت تیماش توانایی دفاع داشتند. فقط نیاز بود نشانش بدهند. و البته کاشف به عمل آمد که رانیری در آخر برای بازیکنان پیتزایی نگرفت و مجبورشون کرد که پیتزاشون خودشون درست کنند، تا نشون بده که باید هرچیزی را که میخواهند بدست بیاورند ، آن ها نشان دادند که چقدر خوب از پس دفاع کردن برمیآیند. همانطور که کسپر اشمایکل گفت:«چهار نفر از دفاع کنندگان من بدون احساس شرمندگی دفاع میکنند و به متوقف کردن حریف افتخار میکنند.»
پند هایی از قهرمان ایتالیایی
خب، ما چه چیزی میتونیم از این مرد یاد بگیریم؟ کسی که با نام های «مرد متفکر» یا حتی در دایره طرفداران لستر «پدر خوانده» شناخته شده است. معتقدم رانیری به ما نشان داد که مهم نیست در حال حاضر چه تعداد صاحب نظر یا متفکر تاکتیکی مدرن در بازی حضور دارند، مهارت های ساده و ظرافت هایی که فرهنگ رهبری و پرورش دادن افراد رو به چنین هنری تبدیل میکند بسیار باارزش و مهم هستند. همه ما باور های خودمون راجب اینکه یک بازی چگونه باید انجام بشه داریم،چه به سبک مورینیو باشد یا گواردیولا، کلوپ یا سیمئونه، در هر حال بنظر میرسد درس های که میتوانیم از این قهرمان متمایز ایتالیایی یاد بگیریم عبارت است از:
شناخت بازیکنان خود
قابلیت سازگاری با محیط
حمایت، اعتماد و مراقبت بی وقفه از بازیکنان خود
•زیرک و ظریف بودن در ساخت تاکتیک های خود
فرهنگ و ساختار مستقلی ایجاد کنید
به ویژگی های خود آگاه باشید، نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید
سخت کار کنید
از لحظه ها لذت ببرید
پایان دوره ای 37 ساله
دوران مربیگری اسطوره ایتالیایی، پس از 37 سال و با تجربه فراز و فرود های بسیار اعم از کار در رم و اینتر و قهرمانی اعجاب انگیز با لستر در لیگ برتر تا تجربه نه چندان موفق در فولام و واتفورد به پایان خواهد رسید. پیرمرد ایتالیایی اگرچه به مانند برایان کلاف، یوهان کرایوف یا سر مت بازبی خالق یک مکتب و تئوریسین نبود، اما شیوه کاری او، درسی فوق العاده برای همه مربیان است. رانیری جلو تر از مربیانی مثل کلوپ برای ارتباط خوب با بازیکنانش و جلو تر از بیلسا بابت تئوری مشخصش در فوتبال به یاد خواهد ماند. در نهایت میتوان او را با آرزوی خوش بدرقه کرد. بدرود پیرمرد ایتالیایی…
یوسف جوانشیر، فوتباللب – پس از انجام دو بازی نیمه نهایی و فینالیست شدن رئال مادرید در کنار بوروسیا دورتموند، تصمیم به بررسی این مسابقات از آغاز گرفتیم. در این مقاله نگاهی به دلایل و نحوه پیدایش بزرگترین اتفاق تاریخ فوتبال اروپا خواهیم پرداخت.
وین 1955: اولین مجمع عمومی یوفا
در 2 مارس 1955، ویَن اتریش پذیرای نمایندگان 29 اتحادیه ملی فوتبال اروپا برای مجمع تازه تاسیس یوفا بود. این گردهمایی به یک رویداد مهم تبدیل شد. همچنین یک پایه محکم برای سازمان نوپای اروپایی – که در ژوئن 1954 تأسیس شد – ایجاد کرد، تا تصمیمات مهمی بگیرد. همچنین بزرگترین اتفاق تاریخ فوتبال اروپا، راه خود را به سوی آینده پیدا کند.
آغاز راه بزرگترین اتفاق تاریخ فوتبال
یوفا با این امید در اوایل دهه 1950 متولد شد، تا یک جنبش متحد اروپایی را تشکیل دهد. این موضوع باعث شد تا در قالب این اتحادیه با روحیه همبستگی پیشرفت کند. و در نهایت به اتحادیههای ملی فوتبال اروپا در چشمانداز فوتبال جهان قدرت بخشد.
اولین نفراتی که این جنبش را به راه انداختند، افرادی همچون اوتورینو باراسی، رئیس فدراسیون فوتبال ایتالیا (FIGC)، خوزه کراهی، دبیر کل اتحادیه فوتبال بلژیک (URBSFA-KBVB)؛ و هانری دلونه، دبیر کل فدراسیون فوتبال فرانسه (FFF) بودند.
ژوئن 1954: نشست موسس یوفا
این سه نفر از چهرههای کلیدی در بحثها و جلسات در سراسر اروپا در اوایل دهه 1950 بودند، که متحدان مهمی را برای اتحادیه یوفا جمعآوری نمودند. مسیر پیدایش یوفا نیز در سال 1953 هموار شد، زمانی که فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، مجوز ایجاد کنفدراسیونهای قارهای را صادر نمود.
در نتیجه، 28 انجمن ملی اروپایی در 15 ژوئن 1954 در هتل اویلر در شهر بازل سوئیس گرد هم آمدند. هدف از این اجتماع، تشکیل نهادی جدید بود. این نهاد شروع به تدوین مجموعهای از پیش نویس مقررات کرد. در نهایت با مضورت همگان، با طرح زیر موافقت شد:
انجمنهای ملی اروپا بهطور قطعی در مورد تشکیل گروهی از انجمنهای مذکور، در قالبی که مشخص میشود، تصمیم میگیرند. اتحادیه تصمیم میگیرد تا کمیتهای را به نمایندگی از این گروه، مطابق با بند 1 ماده یازدهم، پیشنویس مقررات ارائهشده نامگذاری کند.
این کمیته موظف است به همراه کمیته قبلی، اساسنامه و آییننامه پیشنهادی قطعی را با الهام از طرحهای ارائه شده در مرحله قبل تهیه و این پروژه قطعی را به مجمع عمومی بعدی ارائه کند.
کمیته اجرایی تازه تاسیس
کمیته اجرایی شش نفره تشکیل شد. آنها در نشست بازل متشکل از خوزه کراهی، جوزف گرو (اتریش)، سر جورج گراهام (اسکاتلند)، ابه شوارتز (دانمارک)، گوستاو سبس (مجارستان) و هانری دلونای – که به عنوان دبیر کل مجمع یوفا، در کنار نقش او در فدراسیون فوتبال فرانسه FFF معرفی شد.
دومین جلسه در برن، پایتخت فدرال سوئیس در 22 ژوئن 1954، برگزار شد. کمیته اجرایی جدید به عنوان “گروه انجمنهای اروپایی” شناخته شد. این کمیته همچنین ابه شوارتز را به عنوان اولین رئیس یوفا انتخاب کرد. آنها تصمیم گرفتند پیش نویس مجموعهای از اساسنامه را به انجمنهای ملی ارائه کنند.
در 29 و 30 اکتبر 1954، در کپنهاگن، کمیتهای متشکل از اتحادیههای فوتبال اروپا، مختصر به زبان انگلیسی با حروف اول UEFA و با نام کامل Union des Associations Européennes de Football به فرانسوی، به عنوان نام کنفدراسیون جدید پیشنهاد کرد. این واژه جایگزین پیشنهاد قبلی «آنتانت اروپا (Entente européenne)» شد.
بزرگترین اتفاق تاریخ فوتبال در قالب اساسنامه
پیش نویس اساسنامه حق عضویت سالانه 250 فرانک سوئیس را برای پایهریزی اهداف حاصل از آن تعیین کرد. همچنین برگزاری مجمع سالانه را الزامی کرد. اصل یک رای برای هر انجمن را معین نمود و مقرر کرد که کمیته اجرایی باید متشکل از هشت عضو باشد.
اهداف تعریف شده اتخاذ یک موضع مشترک در برابر فیفا بود. تعیین نمایندگان اروپا در فیفا؛ سازماندهی یک مسابقه اروپایی هر چهار سال یکبار؛ و بررسی تمام مسائل مربوط به فوتبال اروپا.
پیش نویس اساسنامه یوفا به سه زبان فرانسوی، آلمانی و انگلیسی تهیه شد. پس از ارائه آن به اتحادیههای عضو اروپایی، پاسخهای مختلف در نشست کپنهاگن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. هدف این بود که مجموعه قوانین توسط مجمع موسس اتحادیههای عضو یوفا به تصویب برسد. تا در دفتر مرکزی اتحادیه فوتبال اتریش در وین در 2 مارس 1955 تشکیل شود.
استقبال وین از یوفا
مجمع در روزی تشکیل جلسه داد که وین کاملا سفید از برف شد. به یاد و احترام جوزف گرو، نشست با لحظهای تأمل غم انگیز آغاز شد. رئیس اتحادیه فوتبال اتریش که در جریان فعالیتهای تابستان گذشته به عنوان نایب رئیس یوفا معرفی شد. او در دسامبر 1954 درگذشت و ابه شوارتز، نقش او به عنوان رئیس یوفا را ادا میکرد. در ادامه جلسه صبح، نمایندگان با حضور بر سر مزار دکتر گرو، ادای احترام خود را به طور کامل بجا آوردند.
هانری دلونه به دلیل بیماری که در نهایت چند ماه بعد جانش را گرفت، نتوانست در مجمع شرکت کند. همچنین نتوانست وظایف خاص خود را به عنوان دبیر کل یوفا انجام دهد. پسرش پیر، دبیر کل لیگ حرفهای فرانسه، با دستور کمیته اجرایی، وظایف او را بر عهده گرفت.
در فراخوانی که در وین برگزار شد، 29 اتحادیه ملی اروپایی حضور داشتند. لهستان تنها عضوی از 28 اتحادیه بود که در نشست تاسیس یوفا در تابستان گذشته در بازل شرکت داشتند. اکنون، مجمع به اتفاق آرا از یک اتحادیه جدید دیگر در اتحادیه یوفا استقبال میکند. فدراسیون فوتبال ترکیه (TFF) که تعداد نهایی انجمنهای نمایندگی را به 30 میرساند.
مجمع با افزایش قانونی تعداد اعضای کمیته اجرایی یوفا موافقت کرد. پکو باوونز (آلمان غربی) و کنستانتین کنستانتاراس از یونان به کمیته پیوستند تا تعداد اعضا را به هشت نفر برسانند. در حالی که آلفرد فری (اتریش) جایگزین جوزف گرو شد.
بزرگترین اتفاق تاریخ باشگاهی به زمانی دیگر موکول شد
بحثهای بعد از ظهر بر روی موضوعی متمرکز بود که در ماهها و سالهای آینده اهمیت ویژهای پیدا میکرد. پروژهها و پیشنهادات برای مسابقات اروپایی برای تیمهای باشگاهی و ملی.
روزنامه فرانسوی L’Équipe – به ویژه سردبیر آن گابریل هانو، بازیکن و مربی سابق ملی، و روزنامه نگار ژاک فران – به شدت برای رقابت تیمهای باشگاهی تلاش میکرد. در طرحی که او ارائه نموده بود، 16 باشگاه از 16 کشور مختلف – که لزوماً در حال حاضر قهرمان نیستند – به صورت رفت و برگشتی (یک بازی در خانه و یک بازی در خارج از خانه) بازی میکنند. تیمی که بالاترین مجموع گلها را به ثمر رساند، به دور بعد راه پیدا میکند.
با این حال، ضمن ناامیدی حاصله برای نشریه L’Equipe، مجمع وین پروژه را به هیئت قرعه کشی بازگرداند. او تصمیم گرفت:
در حال حاضر هیچ علاقهمندی به پروژهای که مستقیماً مربوط به باشگاه ها باشد، ندارد.
وضعیت به سرعت متحول خواهد شد. رایزنیهای مربوط به مقامات یوفا و نمایندگان باشگاهها در نهایت به پذیرش طرح اولیه، ایجاد کمیته سازماندهی و تصویب فیفا با این پروژه در می 1955 انجامید. مشروط بر اینکه مسابقات باید تحت نظارت یوفا برگزار شود. در 21 ژوئن 1955، کمی بیش از سه ماه پس از نشست وین، کمیته اجرایی یوفا با شرایط فیفا موافقت کرد. رقابت جدید – که در آغاز فصل 1955/56 آغاز میشد – جام باشگاههای قهرمان اروپا (European Champions Clubs’ Cup) نامید.
قضاوت زودهنگام مسابقات تیمهای ملی
پس از نشست اکتبر 1954 در کپنهاگن، هانری دلونه، مقالهای با عنوان «آیا ساختن یک اروپای فوتبالی امکان پذیر است؟» نوشته بود. این مقاله بر رویای دیرینه او برای یک رقابت تیمهای ملی اروپایی تأکید داشت. او گفت: «… تمرکز اصلی باید بر روی ایده رقابتی آزاد برای تمام اتحادیههای اروپایی باشد.» یک کمیته سه نفره برای بررسی این موضوع مطرح شده و دشوار، محول شد که نباید به مشکلات و ایرادات بیش از این منجر شوند. این مشکلات شامل چند برابر شدن بازیهای بین المللی و آسیب رساندن به جام جهانی و غیره میشدند.
اما مجمع وین به همان اندازه نسبت به پروژهای که توسط هانری دلونه هدایت میشد، دچار دوگانگی بود. آنها تصمیم گرفتند که چنین پروژهای ناگریز است و خواستار بررسی بیشتر شدند.
هانری دلونه در نوامبر 1955 از دنیا رفت. پسرش پیر – که تا سال 1956 هر دو نقش پدرش را به عنوان دبیر کل یوفا و اتحادیه فوتبال فرانسه برعهده گرفت – با جدیت رویای پدرش را دنبال کرد. متعاقباً، نمایندگان در کنگره یوفا در استکهلم در 6 ژوئن 1958 به راه اندازی جام ملتهای اروپا – که امروزه به عنوان قهرمانی فوتبال اروپا شناخته می شود – رای مثبت دادند که در همان سال آغاز شد.
فوتبال تلویزیونی
موضوع پخش تلویزیونی فوتبال نیز توجه اتحادیههای حاضر در مجمع وین را به خود معطوف کرد – به ویژه پخش مستقیم مسابقات. اکثر سخنرانان بر این عقیده بودند که فوتبال زنده تلویزیونی میتواند منجر به نارضایتی عمومی از بازی و همچنین تداخل مسابقات کشورهای دیگر با مسابقات داخلی هر کشور شود.
در نهایت، یک پیشنهاد سه مادهای به تصویب رسید که به عنوان کنوانسیون وین شناخته شد.
یک اتحادیه ملی نمیتواند اجازه ارسال یک مسابقه بین المللی را بدهد مگر اینکه مجوز اتحادیه مهمان را داشته باشد.
اتحادیه ملی میزبان همچنین باید اطمینان حاصل میکرد که بازی فقط در داخل قلمرو خود مخابره میشود.
همچنین نمیتواند اجازه انتقال بازی را در کشور دیگری بدهد مگر اینکه فدراسیون ملی کشور اخیر، رضایت خود را داده باشد.
شرط بندی و تقویم مسابقه
ابه شوارتز به موضوع شرط بندی در فوتبال پرداخت و از اتحادیهها خواست تا حد امکان اطلاعات مربوط به وضعیت کشورهای خود را در اختیار یوفا قرار دهند. آلفرد فری سپس به تقویم مسابقات بینالمللی پرداخت و پیشنهاد کرد که بازیهای بینالمللی باید در چندین مدت زمانی در هر سال، در یک سری از تاریخهای یکسان برگزار شود. این موضوع نیز برای بررسی بیشتر ارسال شد.
نمایندگان، برگزاری یک مسابقه نمادین در بلفاست بین دو تیم منتخب از اروپا و بریتانیا به مناسبت 75 سالگی اتحادیه فوتبال ایرلند را تایید کردند. این مسابقه در نهایت در پارک ویندزور در بلفاست در 13 اوت 1955 برگزار شد. منتخب اروپا در این بازی با نتیجه 4-1 در مقابل 60000 تماشاگر برنده شد.
درنهایت اساسنامه تصویب شد و به مجمع وین واگذار شد تا به اتفاق آرا اولین نسخه این اساسنامه یوفا را امضا کند، و پایتخت پرتغال، لیسبون را به عنوان محل برگزاری دومین کنگره یوفا در 7/8 ژوئن 1956 تایید کند. همچنین از ابه شوارتز بخاطر ریاست او در یوفا، تجلیل نماید. و اینچنین، این سازمان اولین قدمهای خود را برداشت.
بزرگترین اتفاق تاریخ فوتبالی جهان، زیباترین آرزوی برآورده شده!
در صورتجلسه کنگره از سر جورج گراهام نقل شده است که از شوارتز به خاطر «شیوه ای که او وظایف خود را [در یوفا] انجام داد و مذاکرات در مجمع را رهبری کرد» ادای احترام کرد. سر گراهام همچنین به یادبود هانری دلونه بیمار نیز بود، که نمیدید سه سال بعد، رویای رقابتهای تیم ملی خود را محقق کند. گراهام گفت:
امروز با دیدن موفقیت کاری که مستقیماً در آن نقش داشته است، رضایت شایستهای را کسب میکرد، او مستحق این ادای احترام است.
آن روز زمستانی مارس، در اتریش در سال 1955 با مهر و موم شدن و تقویت آینده یوفا به پایان رسید و بزرگترین اتفاق تاریخ فوتبال اروپا شکل گرفت. پایههایی برای این سازمان نوپا فراهم شده بود تا نقش خود را بهعنوان یک چتر، از اتحادیههای ملی که در در جهت پیشرفت جنبش فوتبال اروپا قرار دارند، ایفا کند.
در سال 1968، مجمع عمومی به کنگره یوفا تبدیل شد.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
محمدرضا حسینخانی ، فوتبال لب – تاکتیک های روبن آموریم و سبک بازی به عنوان سرمربی اسپورتینگ تا گزینه مورد علاقه برای جایگزینی یورگن کلوپ در لیورپول و البته ژاوی در بارسلونا ظاهر میشود.
در یک دوره کوتاه به عنوان یک مربی جوان، روبن آموریم به سرعت به عنوان یکی از امیدوار کننده ترین مربیان جوان در سراسر اروپا ظاهر شد.
دوران بازیگری او در نقش هافبک در بلننسس و بنفیکا تا توانایی مربیگری و پیشنهاد مربیگری از بسیاری از تیمهای بزرگ اروپا.
او برای اولین بار در زمان حضورش در براگا در سال ۲۰۱۹ در سن ۳۴ سالگی توجه لیسبونیها را به خود جلب کرد و سپس یک گام دیگر در مسیر درست در اسپورتینگ برداشت.
اما آموریم سریع با ۱۰ پیروزی از ۱۳ بازی پرتغال را تحت تاثیر خود قرار داد تا اسپورتینگ مجبور به پرداخت مبلغ قابل توجهی برای آزاد کردن بند آزادسازی آموریم شود.
با توجه به اینکه لیورپول، بارسلونا و بایرن مونیخ در تابستان ۲۰۲۴ به مربیان جدیدی نیاز دارند، ما گمان می کنیم که گزینه آموریم نسبتا در دسترس است.
هیاهو روبن آموریم در میان غولهای پرتغالی برای کسب پریمیر لیگ پرتغال میتواند به او در رقابتی در سطحی بالاتر در انگلستان کمک کند.
تاکتیک و سبک بازی روبن آموریم
در اولین فصل کامل خود با اسپورتینگ، آموریم تیم را به یک دوگانه داخلیِ تاریخی رساند. اولین عنوان قهرمانی پس از دو دهه،طلوعی دوباره در سرزمین هفت تپه.
اسپورتینگِ آموریم در آن فصل تنها یک شکست متحمل شد-گواهی بر هوش تاکتیکی و مدیریتی او.
آموریم دوست دارد به مدافعان مرکزی خود این اجازه را دهد تا با شکست خطوط از طریق مرکز میدان، با ایجاد تراکم در میانه میدان بیلدآپ بالایی در تیم خودش ایجاد کند.
حفظ موثر توپ و مومنتوم بالای تیمِ روبن آموریم از شاخصهای اصلی تیم اوست.
انعطافپذیری تاکتیکی آموریم این امکان را فراهم خواهد کرد که در هر زمان از بازی میتوانید گزینههای متعددی که او به بازیکنان خود در جهت تغییر گزینههای عبور و حرکات روبهجلو میدهد را ببینید.
زمان حمله در یک سومنهایی تیم آموریم در جلوی زمین ۳ گردش دارد. این چرخش، باعث استفاده از فضای ایجاد شده در پشت خطهای هافبک و مدافعین حریف خواهد شد.
زمانی که مالکیت توپ در اختیار آنها نیست شیوه پرسینگ اسپورتینگ شباهت بسیاری با شیوه کلوپ دارد.
هدف آنها تخریب بازیسازی تیمِ حریف و به دست آوردن سریع مالکیت است. این موضوع با حفظ پوشش سه نفره در خطوط جلو و استقرار تلههای پرس، عملی میشود.
سازمان دفاعی آنها در اولین مرحله پرس از جلو بوده که گزینههای رقیب را برای بازیسازی در زمین خودی محدود میکند.
در حالی که تمرکز اصلی او بر موفقیت بیشتر با اسپورتینگ باقی میماند،اما او همچنان یک گزینه اصلی برای لیورپول است. همانطور که سفر مدیریتی او همچنان ادامه دارد،طرفداران لیورپول در انتظار حرکتی از مدیر ورزشی ارزنده خود، ادواردز هستند.
آیا آموریم سرمربی جدید لیورپول خواهد شد؟ ژابی آلونسو از جایگزینی کلوپ در لیورپول بینصیب شد، زیرا باشگاه میداند که این اسپانیایی در تابستان در دسترس نیست.
این موقعیت سبب میشود تا گزینههای بعدی لیورپول در لیسبون(آموریم) و برایتون(دیزربی) قوت بیشتری برای هدایت قرمزها بگیرند.
با این حال جولیان ناگلزمان و پپ لایندرز گزینههای بالقوه باقی میمانند اما اسم آنها هرگز به عنوان گزینه اصلی مطرح نشده است.
جزئیات قرارداد روبن آموریم
اسپورتینگ در حال حاضر در صدر جدول لیگ پرتغال قرار دارد. از این رو، ممکن است برای قرمز ها دشوار باشد که او تحت هدایت خود بگیرند.
تایمز گزارش داد بند فسخ روبن آموریم برای باشگاههای پرتغالی، ۳۰ میلیون یورو است.
اما برای باشگاههای خارج از لیگ پرتغال بند فسخ او ۲۰ ميليون یورو خواهد بود.
در صورت اقدام لیورپول برای جذب آموریم، باشگاه اسپورتینگ با دریافت زیر ۲۰ ميليون یورو موافقت خواهد کرد.
باشگاه پرتغالی قرارداد او را در سال ۲۰۲۲ تمدید کرد و تا سال ۲۰۲۶ ادامه دارد.
آموریم گفت که او بسیار خوشحال است و تمدید به او اعتماد به نفس زیادی داد.
مصاحبه آموریم پس از تمدید قرارداد
برای هر مربی بسیار مهم است که اعتماد یک باشگاه را در زمانی که هنوز قرارداد دارید و به ویژه در بدترین زمان که ما به عنوان کادر مربیگری اسپورتینگ تجربه کرده ایم، دریافت کنید.
تمدید با من برای یک دوره طولانی تر در حال حاضر نشانه ای از اعتماد بزرگ است. حتی با وجود مشکلاتی که همه خانواده ها دارند، ما موفق به حل آنها شده ایم و برای یک چرخه سه ساله بسیار دشوار دیگر آماده هستیم.
من می خواهم از همه اسپورتینگیها تشکر کنم و به آنها بگویم که سه سال دشوار پیش رو خواهد بود. ما این را میدانیم. ما شادی و گاهی اوقات ناامیدی زیادی خواهیم داشت. ما هر کاری خواهیم کرد تا اسپورتینگ در سه سال آينده باشگاه بهتری شود. با تشکر از اعتماد شما، من بسیار خوشحالم و جایی هستم که می خواهم باشم.
محمدرضا حسینخانی، فوتبال لب – آلن هانسن، مدافع بسیار ماهر و مستحکم، سنگ بنای تیم رویایی لیورپول که در طول دهه هشتاد به شکوه جامهای داخلی و اروپایی رسید.
آلن در کلاکماننشر، شهری در اسکاتلند متولد شد، استعداد فوتبالی خود را سریع به عنوان یک جوان به عموم نشان داد.
علاقه او به گلف او را بین دو انتخاب مردد کرد، در نهایت با رد پیشنهاد قرارداد گلف حرفهای از هیبرنیان تصمیم خود را گرفت. او در نهایت به برادرش جان، در پارتیک تیسل اسکاتلند پیوست و در فصل دوم خود در سن نوزده سالگی به تیم اول رسید.
درخشش در جوانی و پیشنهاد مربی بزرگ به پیزلی
هانسن جوان چشمها را در استادیوم فیرهیل به خود معطوف کرد و باشگاه به کمک او به دسته اول لیگ اسکاتلند صعود کرد.
مدافع جوانِ اسکاتلندی توسط جاک استاین سرمربی سلتیک به باب پیزلی پیشنهاد داده شد.
در نهایت لیورپول در سال ۱۹۷۷ با پرداخت رقمِ رکوردشکن ۱۱۰ هزار پوندی یک اتفاق بیسابقه در نقل و انتقالات آنهم برای یک مدافع پرداخت کرد و هانسن راهی آنفیلد شد.
آلن هانسن در اولین فصل خود تعداد بازیهای کمی در لیگ داخلی انجام داد ولی همکاری او با فیل تامپسونِ بزرگ در دفاع از عنوان قهرمانی اروپا با شکست دادن کلوب بروژ در فینال به پایان رسید.
اولین جام هانسن با لیورپول
از ترکیب اصلی تا کاپیتانی
اسکاتلندی جوان جایگاه خود را در تیم در سال بعد تثبیت کرد و به عنوان بخشی از ارکان اصلی قهرمانی لیورپول در فصل ۱۹۷۸/۷۹ به عنوان مدافع میانی ۱۶ گل به ثمر رساند.
املین هیوز کاپیتان بلند مدت و بازیکن افسانهای لیورپول در تابستان از تیم جدا شد و بازوبند کاپیتانی به هانسن ۲۲ ساله رسید.
شیوه بازی پیزلی به گونهای بود که همیشه یک مدافع پا به توپ که توپ را از دفاع خارج کند، کم داشت. آلن هانسن کامل کننده اسکواد باب بود؛ مهمتر از هر بازیکن دیگری در تیم.
استواری در حفظ توپ و بازی بدون توپ او، همچنین قدرت بازیخوانی بالای او زبانزد شده بود، اعتماد به نفس و قدرت قلبیای که او به تیم میداد، باعث شد لیورپول یکی از بهترین دورانهای خودش را سپری کند.
آلن هانسن، مردِ فاتحان دربی
در کنار تامپسون او مجدد در سال ۱۹۸۰ عنوان قهرمانی لیگ داخلی انگلیس را کسب کردند. همچنین زمانی که لیورپول همزمان به جام داخلی و اروپایی دست یافت حضور داشت. او در ادامه دورانش در تیم با مارک لارنسون زوج دفاعی قرمزها را تشکیل داد.
آنها باهم سرخها را به کسب دو لیگ متوالی رساندند و جام اروپا را در سال ۱۹۸۴/۸۵ به افتخارات تیم اضافه کردند. هواداران لیورپول گویی در آسمان قرار داشتند و قرار بود فینال جام حذفی را با رقیب همشهری خود اورتون برگزار کنند. کاپیتان با نتیجه ۷-۲ اورتون را از پیش رو برداشت و جام را بالای سر برد.
پس از آن دیدار به او لقب مرد فاتحان دربی را دادند.
آلنِ بزرگ در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک به تیم ملی اسکاتلند دعوت نشد اما شخصیت کلیدی او دو سال بعد بازهم لیورپول را به قلهی انگلستان رساند، قهرمانی در سال ۱۹۸۸.
آلن هانسن و ششصدمین بازی او در لیورپول
آلن هانسن، یکی از بهترین مدافعین ادوار فوتبال
مشکلات مداوم زانو سهم هانسن را در فصل ۱۹۸۸/۸۹ محدود کرد، اما او در انتهای فصل در یک دیدار نهایی حذفی بازهم برابر اورتون لیورپول را به قهرمانی رساند تا تیم را به پایان دهه هدایت کند.
در آن فصل لیورپول به یک قهرمانی لیگ دیگر (هشتمینِ هانسن) رسید،تا به عنوان یک رکورد فردی در زمان خودش یک کارنامه قوی برای یکی از بزرگترین مدافعین مدرن تاریخ باشد.
هانسن در ۱۴ سال حضورش در آنفیلد ۶۲۰ بازی انجام داد و در دوران طلایی لیورپول ۲۳ جام کسب کرد.
پس از بازنشستگی در سال ۱۹۹۱، آلن در “اسکای” و بعدتر در “بیبیسی” به عنوان کارشناس فعالیت کرد. همچنین او به یکی از مهمترین مقامات فوتبال در اسکاتلند منصوب گردید.
میدبلاک یک استراتژی خارج از مالکیت است که بر محافظت از یک سوم میانی زمین تمرکز دارد. اولویت این است که به اندازه کافی جمع و جور بمانیم تا حریف را از بازی بازدارد. مهاجم ترین بازیکنان در بالای زمین, حریف را درگیر نمی کنند و خط دفاعی به سمت دروازه خودشان خیلی عمیق نیستند. مقداری فضا در پشت خط دفاع باقی می ماند که دروازه بان می تواند در آن کنش دفاعی انجام دهد.
این اصطلاح از کجا سرچشمه می گیرد؟
اصطلاح «میدبلاک» به استراتژی دفاعی اشاره دارد که بین لوبلاک – که نزدیک به دروازه خودی است – و های بلاک قرار دارد، که با آن تیمها فشار میآورند و فضای زیادی را پشت سر میگذارند. میدبلاک از ناحیه زمینی که بیشتر روی آن تمرکز دارد نامگذاری شده است: وسط. بلوک های لو، مید و های سه استراتژی اصلی دفاعی در دوره های طولانی خارج از مالکیت هستند. آنها پس از انتقال یک تیم به دفاع می آیند.
هنگام بازی با میدبلاک، بازیکنان در زمان خارج از مالکیت چه می کنند؟
هنگامی که یک تیم به یک میدبلاک سقوط کرد، اولویت فشرده بودن است. فاصله بین بازیکنان (جانبی) و واحدها (عمودی) باید به حداقل برسد تا از بازی حریف در زمین تیم جلوگیری شود.
تقریباً تمام میدبلاک ها از سه خط یا واحد تشکیل شدهاند که بازیکنان در موقعیتهای دفاعی اولیه خود بازمیگردند. این ممکن است با نقش تهاجمی آنها متفاوت باشد، مانند یک دفاع کناری یا وینگ بک که به خط دفاعی بازمیگردد.
پس از تنظیم بلاک، بازیکنان باید کنترل و خویشتنداری را برای حفظ موقعیت خود نشان دهند. افراد نباید برای فشار دادن زیاد به بیرون از بلاک بپرند، زیرا این شکاف هایی را ایجاد می کند که حریفان می توانند از آنها سوء استفاده کنند. به طور مشابه، یک خط دفاعی محکم باید برای حفظ فشردگی نگه داشته شود و بازیکنان نباید خیلی عمیق عمل کنند. انجام این کار باعث ایجاد فضای بین خطوط می شود. بازیکنان باید به دنبال مسدود کردن خطوط بالقوه پاس، به تاخیر انداختن پیشرفت حریف و سوییچ از یک طرف به سمت دیگر باشند.
اگر ماشه ای برای درگیر شدن وجود داشته باشد – مانند یک لمس ضعیف – بازیکنان می توانند برای به دست آوردن مجدد مالکیت به بیرون بلاک بپرند. برای دیگران مهم است که پشت بازیکنی را که از بلاک بیرون می پرد بپوشانند و فشرده تر شوند تا از ایجاد شکاف در بلاک جلوگیری شود.
هنگام بازی با میدبلاک، بازیکنان هنگام مالکیت توپ چه می کنند؟
از آنجایی که ساختار میدبلاک از وسط زمین دفاع می کند، هدف دعوت از حریف است. این می تواند در پشت خط دفاعی آنها فضا ایجاد کند – بنابراین وقتی یک تیم توپ را از میدبلاک بازیابی می کند، می تواند آن فضاها را هدف قرار دهد. یک ضدحمله سریع از طریق عبور از روی حریف یا از میان حریف می تواند بسیار موثر باشد.
اکثر ضد حملات از میدبلاک از یک پاس فوری به جلو سرچشمه می گیرد. سوئیچ های بازی همچنین می توانند برای شکست دادن هر ضد پرس مفید باشند.
مرکز زمین شلوغ ترین منطقه خواهد بود، بنابراین مدافعان کناری حریف ممکن است به سمت جلو حرکت کنند تا از مناطق وسیع استفاده کنند. مدافعان کناری فضایی را پشت سر خود باقی می گذارند که پس از یک جابجایی می توانند هدف قرار بگیرند.
تیمها همچنین میتوانند پس از بازگشت از میدبلاک، حملات را به شیوهای صبورانهتر بسازند. این را می توان با استفاده از توپ و انجام چندین پاس کوتاه برای تضمین مالکیت توپ در حالی که حریف ضد پرس می کند، قبل از اینکه به دنبال پیشرفت رو به جلو باشد، انجام می شود.
کدام تیم ها یا مربیان به خوبی از میدبلاک استفاده می کنند؟
ولورهمپتون زیر نظر برونو لاژ
گرگهای لاژ اغلب بدون توپ تبدیل به یک پنج دفاعه میشوند و به یک میدبلاک میافتند. این تیم به خوبی پیشرفت حریفان خود را به تاخیر می اندازد و به ندرت در شکل خود شکاف ایجاد می کنند. وقتی افراد برای پرس بیرون میآیند، دیگران به طرز چشمگیری تنظیم میشوند و تیم به طرز چشمگیری شکل دفاعی خود را حفظ میکند. هافبک های مرکزی ژائو موتینیو و روبن نوس به ویژه در سازماندهی تیم تاثیرگذار بوده اند. زمانی که لاژه از میدبلاک 5-3-2 استفاده کرد، مرکز زمین توسط لئاندر دندونکر تقویت شد.
انگلستان با ساوتگیت
هم در جام جهانی 2018 و هم در یورو 2020، انگلیس از میدبلاک زیر ساوت گیت استفاده کرد، چه با یک چهار دفاع (پایین) یا یک پنج دفاع. استفاده او از دابل پیوت کلیدی برای محافظت از مرکز زمین بوده است. بازیکنان هجومی به عقب برمیگردند تا یک بلاک جمع و جور تشکیل دهند، اما پس از بازی مجدد در خط میانی، دویدن سریع رو به جلو انجام میدهند، با مهاجم وسط هری کین در میانه زمین برای کمک به ایجاد فضا در پشت.
برندن راجرز با لسترسیتی
راجرز از یک میدبلاک با ترکیبها و ساختارهای مختلف در لستر استفاده کرده است (در زیر). این امر به ویژه با توجه به کارهایی که ویلفرد اندیدی و یوری تیلمانس هافبک های مرکزی انجام می دهند موثر است. آنها توپ را به طور مداوم با قطع توپ و با پیروزی در دوئل به دست می آورند، و دامنه پاس های قابل توجهی برای یافتن وینگرها یا جیمی واردی پس از یک بازی مجدد دارند.
نمونه های دیگری از مربیانی که به صورت میدبلاک بازی میکنند:
دین اسمیت با استون ویلا اوله گونار سولسشیر با منچستریونایتد میکل آرتتا در 3 فصل اول آرسنال خوزه مورینیو با اینترمیلان,رئال مادرید,چلسی,رم و منچستریونایتد
مزایای بازی با میدبلاک چیست؟
میدبلاک در مرکز زمین محافظت میکند و میتواند به یک تیم اجازه دهد تا مناطق مهم را از بین ببرد. این کار را برای بازیکنان خلاق حریف – که معمولاً ممکن است بین خطوط کار کنند – دشوار می کند تا بر بازی تأثیر بگذارند.
از آنجایی که هیچ تیمی نمی تواند مدام پرس کند، میدبلاک پایه خوبی برای یک تیم است تا قبل یا بعد از پرس کردن دوباره به داخل زمین برود و ریکاوری کند. همچنین می تواند راه خوبی برای دفاع از برتری به عنوان یک استراتژی محفوظ تر باشد.
یک میدبلاک همچنین حریف را تشویق می کند که به اندازه کافی به جلو حرکت کند تا فضایی را در پشت آنها بگذارد، که می تواند پس از یک انتقال تهاجمی مورد سوء استفاده قرار گیرد. در همین حال، اعداد دور توپ پس از بازی مجدد، میتوانند به مقابله با پرسینگ تهاجمی کمک کنند.
معایب بازی با میدبلاک چیست؟
میدبلاک به حریف اجازه می دهد تا با سهولت نسبی وارد نیمه تهاجمی شود – اغلب به آنها اجازه می دهد بر مالکیت توپ مسلط شوند. یک میدبلاک همچنین فاصله بیشتری را برای رسیدن به دروازه حریف پس از بازیابی نسبت به یک های بلاک باقی میگذارد.
در انتهای دیگر زمین، یک میدبلاک نیز فضایی را در پشت خود باقی میگذارد که حریف میتواند با توپهای مستقیم بالای بالا از آن استفاده کند. لوبلاک این امکان را نمی دهد.
محمدرضا حیدری,فوتبال لب-لو بلاک یک استراتژی خارج از مالکیت است که از طریق آن یک تیم بر محافظت از یک سوم دفاعی زمین تمرکز می کند. اولویت این است که در یک موقعیت عمیق فشرده بمانید و از فضای نزدیک به دروازه دفاع کنید. خط دفاع در عمق قرار میگیرد و هدف آن استفاده از فضای پشت سر حریف است. درست جلوتر از دفاع، خط های هافبک و هجومی به دنبال این هستند که فاصله بین هر خط را به حداقل برسانند.
این اصطلاح از کجا سرچشمه می گیرد؟
اصطلاح «لو بلاک» به استراتژی دفاعی تیمهایی اشاره دارد که نزدیکترین نقطه به هدف خود مینشینند،برخلاف تیمهایی که از مید بلاک یا پرس بالا (های پرس ) استفاده میکنند.
هنگام استفاده از لو بلاک، بازیکنان در زمانی که توپ در اختیار تیم است چه می کنند؟
هر بازیکنی درگیر محافظت و پوشش یک سوم دفاعی در یک لو بلاک است. تیم حریف به بالای زمین کشیده میشود.فضا در نیمه حریف واگذار می شود زیرا هدف اصلی لو بلاک،محافظت از یک سوم دفاعی زمین خودی است.
این به این معناست که وقتی توپ توسط تیم در یک لو بلاک به دست میآید،در پشت حریف فضایی برای ضدحمله وجود دارد. بهویژه در جناحین اگر مدافعان کناری حریف به جلو آمده باشند. با این حال،از آنجایی که بازیکنان در یک لو بلاک بسیارعمیق میشوند،مسافتی که تیم باید تا دروازه حریف پس از بازی مجدد طی کند بسیار مهم است.
ضد حملات از موقعیتهای عمیقتر نیاز به حرکات رو به جلوی سریع و دقیق دارند–اعم از پاسها، دریبلها، تعویض بازی یا دویدن با توپ یا بدون توپ. آنها همچنین به بازی نگهدارنده خوب از هر کسی در بالای زمین نیاز دارند.با نگه داشتن توپ و کاهش سرعت حمله،به هم تیمی ها زمان داده می شود تا به بازی برسند.
پس از بازی مجدد در یک لو بلاک،بازیکنان زیادی در یک منطقه کوچک از زمین حضور خواهند داشت. در نتیجه،معمولا تیم ها توپ را رها می کنند و سعی می کنند زمین را فشرده کنند. دیدن بازی مستقیم همراه با یک لو بلاک نسبت به تعداد زیادی پاس کوتاه برای شکستن یک ضد پرس رایجتر است.که بیشتر در مورد تیمی که در مید بلاک دفاع می کند رایج است.
کدام تیم ها و مربیان از لو بلاک به خوبی استفاده میکنند؟
دیگو سیمئونه در اتلتیکو مادرید
دیگو سیمئونه اغلب در طول دوران تصدی خود در اتلتیکو مادرید از یک لو بلاک با موفقیت بزرگ استفاده کرده است. معمولاً در ساختار خارج از مالکیت 4-4-2.هافبک های همه کاره مانند کوکه، مارکوس یورنته و سائول نیگز در کنار بازیکنانی با تفکر دفاعی مانند رودری، هکتور هررا، جفری کوندوگبیا، توماس پارتی یا گابی بازی کرده اند تا یک خط دوم باریک و جنگنده ایجاد کنند که می تواند به سرعت و خطرناک به حمله منتقل شود.
ژوزه مورینیو در تاتنهام منچستریونایتد و اینتر
ژوزه مورینیو در منچستریونایتد و تاتنهام هاتسپر و همچنین با اینترمیلان در اوایل دوران حرفهایاش از لو بلاک استفاده کرد. برای افزودن استحکام بیشتر به خط دفاعی یونایتد، او به وینگرهای خود دستور داد تا مدافعان کناری حریف را دنبال کنند و تیمش اغلب یک خط دفاعی شش نفره تشکیل میداد. در همین حال، با تاتنهام، دابل پیوت در 4-2-3-1 مورینیو، شکافهای خط دفاعی را پر میکند و یک واحد شش تایی ایجاد میکنند.
شان دایچ در برنلی
شان دایچ اغلب از 4-4-2 با برنلی استفاده میکرد، و لو بلاک کلید بقای آنها در لیگ برتر بود. وینگرهای دایچ به عقب برگشتند و باریک می شدند تا یک خط میانی جمع و جور چهار نفره تشکیل دهند. این از مدافعان کناری محافظت می کرد که وقتی حریف در اطراف بلاک بازی می کرد، به شدت به بیرون پرس می کردند. برنلی قصد داشت توپ را از مرکز زمین دور کند و مدافعان میانی بزرگ و قدرتمندی داشت که آماده بودند تا هر توپی وارد محوطه جریمه شود.
مثال های دیگری از مربیانی که از لو بلاک استفاده میکردند
آنتونیو کنته در تاتنهام نونو اسپرینتو در ولوز خوزه بوردالاس در ختافه و والنسیا
مزیت های بازی با لو بلاک چیستند؟
یک لو بلاک خوب، ایجاد موقعیت های گل واضح را برای حریف بسیار دشوار می کند. حضور تعداد زیادی از بازیکنان نزدیک به دروازه خودی یک تیم، انتقال توپ را به مناطق مرکزی که احتمال گلزنی آنها بیشتر است برای حریف بسیار دشوار می کند.
یک لو بلاک تقریباً به طور کامل بازی بالای خط دفاعی را باطل می کند زیرا تیم به دروازه خود نزدیک است. بازی از طریق لو بلاک نیز به دلیل حجم بازیکنان در خطوط مرکزی دشوار است. این بدان معنی است که حریفان اغلب باید در اطراف یک لو بلاک بازی کنند و سانترها را در وسط قرار دهند. با این حال، یک لو بلاک جمع و جور باید به خوبی تنظیم شود تا با سانتر از جناحین مبارزه کند.
همچنین، یک لو بلاک به بازیکنان فرصت استراحت و جمعبندی مجدد میدهد، در حالی که پرس بالا نیاز به انرژی بیشتر و خروجی فیزیکی بالاتری دارد. زمانی که یک تیم امتیازی برای محافظت داشته باشد، استراتژی خوبی است.
معایب بازی با لو بلاک چیست؟
بازی با یک لو بلاک حجم وسیعی از زمین را واگذار می کند و به حریف اجازه می دهد تا دو سوم زمین را کنترل کند و همچنین بر مالکیت توپ مسلط شود. در مقایسه با سایر استراتژیهای دفاعی فاصله تا گل پس از یک بازی مجدد به طور قابل توجهی بیشتر است. به بازیکنان سریع و همچنین بازیکنانی با استقامت کافی برای ریکاوری سریع پس از گم شدن توپ نیاز است. یک خطای دفاعی انفرادی یا یک جایگیری اشتباه احتمالاً گرانتر از زمانی است که تیم ها در بالاتر از زمین مستقر هستند. یک لو بلاک مستلزم آن است که هر 11 بازیکن خود را فدای خوبی تیم کنند.