چلسی در این فصل یکی از بدترین رکوردهای لیگ برتر را با نگاهی تنها به نیمه دوم مسابقات دارد. ما سعی می کنیم بررسی کنیم که در استمفورد بریج چه می گذرد.
محمدرضا حیدری فوتبال لب- در این فصل خیلی چیزها برای چلسی اشتباه شده است. ساوی آخر هفته گذشته به برنلی فقط آخرین نادر است، اما ممکن است کمترین اتفاق باشد.
در مقابل دیگر مبارزان سقوط ناتینگهام فارست، اورتون و برنتفورد شکست خورده اند و نتیجه شنبه در خانه مقابل برنلی حتی یک شکست هم نبود.
پس از اینکه کول پالمر با یک پنالتی که به دلیل خطای انجام شده که باعث شد لورنز آسینیون کارت زرد دوم را دریافت کند. چلسی را 1-0 جلو انداخت، به نظر نمی رسید مسیر زیادی برای بازگشت به بازی برای میهمان وجود داشته باشد. تیم وینسنت کمپانی با کسب تنها یک امتیاز از یک موقعیت باخت در تمام فصل – کمتر از هر تیم دیگری در لیگ برتر، وارد بازی شد.
با این حال، برنلی درست پس از شروع بازی، توسط جاش کالن بازی را به تساوی کشاند و سپس برای دومین بار به بازی برگشت. این بار، پس از اینکه پالمر ماهرانه دوباره چلسی را جلو انداخت، دارا اوشی با ضربه سر ضعیف به سمت جورجه پتروویچ به تساوی رسید.
پایان بد
و این برنلی 10 نفره بود و نه میزبان پرهزینه آنها که به کسب یک پیروزی نزدیک شد. در دقیقه 88، جی رودریگز یک ضربه سر را از روی کرنر به تیر افقی دروازه کوبید و سپس ریباند را به اوت زد.
نکته نگران کننده برای چلسی این است که این تسلیم شدن در نیمه دوم یک اتفاق جدید یا غافلگیرکننده نیست.
تنها شفیلد یونایتد و برنلی در نیمه دوم مسابقات لیگ برتر در این فصل رکورد ضعیف تری نسبت به چلسی دارند. شاگردان مائوریسیو پوچتینو از 28 نیمه دوم خود فقط 7 نیمه را برنده شده اند. اگر امتیازات نیمه دوم فقط در نظر گرفته می شد، چلسی در این فصل فقط 27 امتیاز داشت و در رده هفدهم لیگ برتر قرار می گرفت.
جدول لیگ برتر اگر فقط نتایج نیمه اول لحاظ شود
تفاوت با دیگران
البته، داشتن یک رکورد ضعیف فقط بعد از نیمه استراحت لزوماً مشکلی نیست. منچسترسیتی تنها در 16 بازی از 30 نیمه دوم خود در این فصل “برنده” شده است و نتایج آنها بر اساس بازی های نیمه دوم فقط 55 امتیاز بوده است – 15 امتیاز کمتر از لیورپول. در جدول واقعی لیگ، سیتی با صدر جدول یورگن کلوپ هم سطح است و بسیار در رقابت قهرمانی است.
واقعیت این است که سیتی به اندازه سایر تیمها نیازی به برد در نیمه دوم ندارد، زیرا آنها اغلب در وقت استراحت پیش هستند. آنها در این فصل در بیشتر بازی های لیگ برتر (15) نسبت به هر تیم دیگری در زمان استراحت پیشتاز بوده اند.
اما در حالی که چلسی رکورد خوبی در نیمه اول دارد و در 28 بازی خود سه بار در نیمه اول شکست خورد. مجموع 9 برتری آنها در نیمه اول برای جبران رکورد وحشتناک آنها پس از استراحت کافی نیست. .
جدول لیگ برتر اگر فقط نتایج نیمه دوم لحاظ شود
چلسی همیشه بازنده
در نیمههای دوم بازیهای خود در این فصل، و همچنین «شکست» 2-1 مقابل برنلی 10 نفره، باخت 2-1 به برنتفورد و لوتون و باخت 2-0 از اورتون بوده است. چلسی در تمام این بازیها در نیمه اول یا برتر بود یا مساوی بود. هنگامی که حریفان به آنها حمله می کنند، آنها اغلب در هم می ریزند.
پوچتینو پس از تساوی روز شنبه مقابل برنلی ناله کرد: «برای آنها خیلی آسان بود که به یک سوم آخر ما برسند. ما در بازی باز و دفاع از ضربات ایستگاهی به اندازه کافی تهاجمی نبودیم. ما باید مانند یک تیم پیشرفت کنیم و رقابتی تر باشیم.”
دلیل نمایش ضعیف چیست؟
صدمات مشکل بزرگی بوده است. چلسی بیش از سایر تیمها آسیب دیدهاند و بازیکنان تیم اصلی مانند کریستوفر انکونکو، بن چیلول، ریس جیمز، مارک کوکورلا و ترووه چالوبا همگی بیشتر فصل را از دست دادهاند. پوچتینو این هفته اعتراف کرد که بعید است نکونکو در این فصل دوباره بازی کند.
همچنین این واقعیت وجود دارد که تیم پوچتینیو به سرعت جمع شد. با تعداد زیادی بازیکنان جوان اضافه شده و تیم کاملاً فاقد تجربه است – به خصوص در زمینه تمام مصدومیت های آنها.
نتیجه این است که آبی ها در این فصل جوانترین نیمکتهای تعویضی را در بین تمام تیمهای لیگ برتر داشته است. بازیکنان روی نیمکت آنها میانگین سنی فقط 22 سال و 129 روز داشته اند که بهترین بخش آن 2 سال جوانتر از هر تیم دیگری است (لیورپول دومین جوان را با 23 سال و 361 روز داشته است).
اما با وجود این، چلسی هنوز تیم بسیار قدرتمندی دارد و حتی جوانان آن بسیار بسیار خوب، دستمزد خوب و ارزش پول زیادی دارند. برای مثال، در روز شنبه، در حالی که برنلی به سراغ رودریگز 34 ساله می رفت که در 96 بازی اخیر خود در لیگ برتر 5 گل زد. جاش براونهیل، چارلی تیلور و جوی گادموندسون، چلسی رحیم استرلینگ و نونی مادوکه را به خدمت گرفت.
اینطور نبود که چلسی بازی را با تیمی وحشتناک به پایان برساند. آنها هنوز دو هافبک 100 میلیون پوندی انزو فرناندز و مویس کایسدو داشتند. هم زمان یک خط حمله جلوی گران قیمت در پالمر، نیکلاس جکسون و میخایلو مودریک داشتند. آنها هنوز هم یک دفاع داشتند که در مجموع بیش از 150 میلیون پوند هزینه داشت. این گروهی نبود که برنلی باید مقابل آن شانس می آورد، به خصوص یک گل و یک بازیکن که اخراج شد.
مشکل کجاست؟
بنابراین، شاید مسئله نگرش باشد. پالمر مطمئناً فکر می کند که این یک عامل مؤثر است.
«ضعیف است. این هافبک پس از تساوی برنلی گفت: این نمی تواند اتفاق بیفتد، به خصوص وقتی آنها به 10 نفر می رسند. «اتاق رختکن واقعاً خراب است. وقتی آنها به ده نفر رسیدند، ما یک بر صفر پیش بودیم و خیلی راحت شدیم. همین داستان، هر هفته خودمان را می کشیم. این باید از ما به عنوان بازیکن بهتر شود.”
پس شاید آنچه ما شاهد آن هستیم نتیجه تیمی است که خیلی سریع ساخته شد. شما نمی توانید راه خود را صرف داشتن روحیه تیمی سریع کنید که بهترین تیم تاتنهام پوچتینو بر اساس آن ساخته شد. این زمان می برد، بنابراین منطقی است که بگوییم آنچه چلسی و پوچتینو به آن نیاز دارند زمان و صبر است.
اما هنوز هم نیاز به یک بهبود آشکار در آینده نزدیک وجود دارد. اگر چلسی در نیمه دوم بازی های خود “بازنده” باشد، نمی تواند راه خود را به نیمه اول و احتمالاً در رقابت های اروپایی باز کند.
امیرحسین مرادی، فوتبال لب – کارهای کوچک بخش برندینگ، در ایران، میتواند مشکلات عدیده دو تیم بزرگ پایتخت، یعنی استقلال و پرسپولیس را حل کند!
استقلال و پرسپولیس با طرفداران میلیونی در ایران، که یک منبع درآمد قوی برای وزارت ورزش و جوانان محسوب میشوند،
حدود دوسال اخیر با فشار AFC برای دریافت مجوز حرفهای اقدام نموده تا خطر حذف از لیگ قهرمانان آسیا، تیمهای پایتخت نشین را تهدید نکند.
مشکلاتی همچون مالکیت مشترک و تفکیک سازی درآمد دو تیم همچنان ادامه دارد!
داستان هزار و یکشب خصوصی سازی سرخابی ها به بیش از 6 هزار روز که معادل 16 سال است به طول انجامید!
حالا با اعلام AFC، تیمها برای حضور در لیگ نخبگان آسیا در فصل بعد، نباید از مالک مشترک برخوردار باشند.
مشکل کسب مجوز حرفهای که حالا این دو تیم تهرانی با واگذاری درصدی از سهام تیمها به بانکها در حال حل مشکلات مجوز AFC میباشند.
با رعایت کردن سادهترین متدهای برندینگ در فوتبال این کشور میتوانند دو تیم جدا از حل مشکلات مالی و پروندههای شکایت مربیان و بازیکنان سابق خود، با توسعه و تبلیغ برند و محصولات خود، نظر شرکتها و هلدینگها را به خود جلب کرده و انتظارات چندین ساله هواداران را برای مشکلات مالکیتی حل کند!
فروش تقویم، سررسید سالانه، کتاب تاریخچه و افتخارات باشگاه و استفاده از اسپانسرهایی برای ایجاد طرح و لوگو باشگاه روی مواد غذایی و.. نمونه بارز کار برندینگ تبلیغات باشگاه پرسپولیس تاکنون با درصد زیادی از همین طریق درآمدزایی کرده و همین حرکت باعث شد تا در خرید بازیکنانی مانند اوستون اورونوف و محمد خدابندهلو کار دشواری نداشته باشند!
کار برندینگ را البته چندین سال پیش، استقلال در دوران مدیریت احمد سعادتمند با محصولاتی مانند پفک آبی و آب معدنی استقلال آغاز کرد، اما هواداران استقلال که با به تمسخر این موضوع باعث شکست پروژه برندینگ و درآمدزایی باشگاه شدند؛ دودی که تا به امروز به چشمان خود هواداران استقلال رفت و شاید آنها میتوانستند با همین چیزهای کوچک مشکلات عدیده خود را در قبال بدهیهای میلیون دلاری استراماچونی و.. دست به دامان وزارت ورزش و جوانان نشوند تا از آسیا حذف نمیشدند!
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
روبن آموریم پس از خبر ماندن ژابی آلونسو در بایرلورکوزن به اصلی ترین گزینه نیمکت لیورپول در دوران پساکلوپ تبدیل شد.
محمدرضا حیدری فوتبال لب- روبن آموریم تنها چند سالی است که در مربیگری به یکی از مربیان جوان با رتبه بالا و پرتقاضا در فوتبال تبدیل شده است. آموریم در سال 2018 در کاسا پیا در رده سوم پرتغال شروع به کار کرد. سپس اولین فرصت خود را در یک باشگاه بزرگ زمانی که براگا او را به عنوان مربی تیم دوم منصوب کرد، به دست آورد. تنها سه ماه بعد، پس از اخراج ریکاردو سا پینتو، مربی جوان هدایت براگا را بر عهده گرفت. با انجام این کار، او در سن 34 سالگی مربی یک تیم باشگاهی شد که در یک لیگ معتبر اروپایی شرکت می کرد.
روبن آموریم در 13 بازی سرمربیگری خود آنقدر تحت تأثیر قرار گرفت که اسپورتینگ لیسبون فراخوان داد. در مارس 2020 آنها مبلغ قابل توجهی را برای خرید این مربی از قراردادش با براگا پرداخت کردند. سپس، به طور قابل توجهی، در اولین فصل کامل خود در این باشگاه، آموریم اسپورتینگ را به دوگانه داخلی، از جمله اولین قهرمانی آنها در لیگ در 19 سال، هدایت کرد. اسپورتینگ در تمام فصل تنها یک شکست در لیگ متحمل شد، آن باخت در بازی 33 از 34 و پس از پایان عنوان قهرمانی بود.
بک تری تطبیق پذیر
روبن آموریم با اسپورتینگ به دنبال یک ساختار سه نفره دفاعی است. در طول دوران هدایتش، تیمش یک بازی مبتنی بر مالکیت انجام میدهد. آموریم در طول بازی عمیق خود، از سه مدافع میانی خود میخواهد که تا آنجا که ممکن است خط فشار حریف را از طریق پاس عمقی بشکنند.
با عقب آمدن دابل پیوت در عمق، مدافعان میانی گونسالو ایناسیو و کوتس و ماتئوس ریس به دنبال پاسهای رو به جلو به پای دابل پیوت هستند. هافبک ها به دنبال بازی رو به جلو هستند و اگر نتوانند در عوض توپ را به سمت مدافعان کناری میبرند.
روبن آموریم همچنین فرم سمت خود را تنظیم می کند و مدافع میانی معمولاً کوتس کمی بالاتر بازی میکند. این به این معنی است که دو پیوت باز می شوند و به مدافعان کناری نزدیک می شوند. این همچنین میتواند خطوط عبور بیشتری را برای پاسهای رو به جلو مستقیم و عرضی برای مدافعین ایجاد کند. این پاسها گزیه های نزدیک را رد میکنند و در عوض مهاجمی را پیدا میکنند که از طریق کانالهای داخلی حرکت میکند.
کانال های داخلی
در بالای زمین، روبن آموریم دوست دارد تیم هایش با سه بازیکن جلو حمله کنند که می چرخند تا بین خطوط فضا پیدا کنند. در اکثر موارد، مدافعان کناری عرض را نگه می دارند. سپس به داخل حرکت می کنند، چه تیم در مالکیت یا خارج از مالکیت باشد. مهاجمان گسترده اسپورتینگ در چند فصل گذشته – بازیکنانی مانند مارکوس ادواردز، پدرو گونسالوز، فرانسیسکو ترینکائو، پابلو سارابیا و برونو تاباتا – همگی با کار کردن در جلو و پشت یک مهاجم وسط، به دنبال تسلط بر فضاها، تهدیدی ثابت برای گل ایجاد کردهاند.
آموریم از پائولینیو، یک مهاجم وسط سنتی تر، در میانه این سه مهاجم استفاده کرده است. اما او به تدریج به یک مهاجم روان تر شد. با بازیکنانی که می توانند از موقعیت های گسترده حمله کنند و همچنین به یک موقعیت مرکزی بچرخند. این امکان چرخش های بیشتر را برای قرار دادن بازیکنان بین خطوط و اضافه بارهای مهم در کانال های داخلی فراهم کرده است.
پرتعداد در حمله
با داشتن وینگبک ها، روبن آموریم اغلب دو تا از سه نفر جلو را در یک کانال داخلی میخواهد. مهاجم سوم و آخر پس از آن باریک می شود تا به یک تهدید مرکزی تبدیل شود و مدافع کناری در سمت دور برای تغییر بازی در دسترس است. این استراتژی یک طرف زمین را اورلود می کند. روبن آموریم بازیکنانی را جذب و انتخاب می کند که قادر به بازی ترکیبی نزدیک در یک کانال داخلی هستند تا مخالفان را به آن طرف زمین بکشاند. اگر آنها نتوانند از طریق کانال داخلی پیشرفت کنند، این فرصت را برای تغییر بازی و پا به توپ کردن یک مدافع در طرف دیگر زمین باز می کند.
نونو سانتوس که وینگر بود به عنوان مدافع چپ استفاده می شود که در یک سوم پایانی از سمت چپ، یک حضور هجومی اضافی اضافه کرده است. این شبیه به نحوه ای است که گراهام پاتر گاهی اوقات در کنار برایتون به عنوان مدافع کناری بازی می کرد. در اسپورتینگ، این منجر به اورلود در کانال سمت راست داخلی شد. با سانتوس، که راحت در حمله 1 به 1، آزاد در سمت چپ است. پس از تغییر بازی، بازیکنانی که قبلاً کانال سمت راست را پر کرده بودند، برای پاس سانتوس برای ارسال سانترها یا کات بک ها به دروازه حمله می کنند.
دابل پیوت دفاع را پوشش می دهد و به مدافعان کناری اجازه می دهد همزمان به جلو فشار بیاورند. آموریم دوست دارد تیم هایش با پنج بازیکن حمله کنند و به طور کلی پنج بازیکن را نگه می دارد.
پرسینگ
خارج از مالکیت، اسپورتینگ آموریم یکی از پرقدرت ترین تیم های پرتغال است. هنگام پزس، سه بازیکن جلو باریک می شوند تا از فضاهای مرکزی محافظت کنند. درست مانند زمانی که تیمش مالکیت توپ را در اختیار دارد، اولین فکر آموریم این است که مناطق مرکزی را اشغال کند.
هنگامی که پرس انجام میشود، هدف مهاجمان این است که به زور بازی را به سمت بیرون سوق دهند. دابل پیوت با توپ حرکت می کند، اغلب موقعیت خود را رها میکنند تا توپ را از مهاجمان حریف بدزدند. قرار گرفتن عضو بالاتر دابل پیوت بین حریفان به آنها این امکان را می دهد که درست در مقابل نزدیکترین مدافع کناری دفاع کنند و بسته به اینکه حریف پاس بعدی خود را کجا انجام دهد تصمیم بگیرد که چه کسی را تحت فشار قرار دهند. در صورتی که حریف از خط اول عبور کند مدافعان کناری به شدت فشار خواهند آورد.
بازیکن دوم پیوت خطوط میانی را پوشش می دهد و آماده است تا بین مدافعان میانی قرار بگیرد. دفاع کناری باریک خواهد شد و در فضاهای مرکزی محافظت بیشتری از مدافعان میانی ایجاد میکند. این همچنین باعث میشود که دابلپیوت با موقعیتهای تکاندهندهشان و در تصمیمگیریهای خود برای حرکت به بیرون و تحت فشار قرار دادن توپ، تهاجمیتر عمل کنند.
تله های کناری
هنگامی که حریف مالکیت توپ را به دست آورد و برای تیم آموریم امکان پرس از بالا وجود نداشته باشد، معمولاً به شکل 5-2-3 میشوند، اگرچه گاهی اوقات از 5-4-1 استفاده می شود. تیم او همچنان حفاظت از مرکز زمین را در اولویت قرار میدهد، با بلوک 5-2-3 خود که طبیعتاً بازی را مجبور میکند باز تر باشد.
همانطور که خط جلو به توپ فشار می آورد، وینگ بک از خط دفاع پنج نفره بیرون می آید. وینگر سمت دور در یک خط پشتیبانی چهار نفره می ماند. دابل پیوت به طور تهاجمی در سراسر زمین حرکت می کند تا بازی را در یک طرف قفل نگه دارد. کمتر احتمال دارد که آنها در این شرایط موقعیت خود را در خط دوم متزلزل کنند، و اکنون تمرکز آنها بر جلوگیری از بازی مجدد حریف در مناطق میانی است. نزدیکترین مدافع میانی آماده ردیابی هر دونده ای است. بقیه خط دفاعی برای رقابت برای هر دوئل هوایی یا تغییر بازی در موقعیت قرار دارند.
خط جلو هنوز هم برای پرس کردن توپ کار می کند. مهاجم وسط موقعیت خود را حفظ می کند تا از نفوذ پاس ها به وسط بلاک جلوگیری کند و مهاجم در سمت دور موقعیت خود را بسته به نقاط قوت حریف تطبیق می دهد. اگر آنها در تعویض بازی مهارت داشته باشند، بازیکن با عرض دور به خط دوم بازمی گردد. اگر آموریم فکر میکند ارزش ریسک بیشتری را دارد، این بازیکن همچنان بالا باقی میماند، آماده انتقال سریع یا فشار بالا اگر حریف پاس ماشهای را انجام دهد.
فوتبال فعال آموریم منجر به صحبت های مثبت زیادی در مورد آینده او شده است. جالب خواهد بود که ببینیم او تا چه حد در نخبگان فوتبال قرار می گیرد.
در دهه های اخیر یکی از پست های فوتبال که تغییراتی زیادی را داشته است وینگر بوده است.وینگر ها نقش زیادی در فوتبال دارند.
محمدرضا حیدری;فوتبال لب- رایان گیگز افسانه ای 3 دهه به عنوان یک وینگر کلاسیک چپ پا در منچستریونایتد سرالکس فرگوسن خدمت کرد. در سال های اخیر پست وینگر در فوتبال دچار تغییر مداوم است. وینگر های کلاسیک اما رفته رفته از تاکتیک ها کنار رفته اند.
وینگر اسپانیایی
زمانی که ژسوس ناواس رهبر سویا برای ششمین قهرمانی در لیگ اروپا شد، حس نوستالژی وجود داشت. وینگری که اساساً روی همان جناح پای مورد علاقهاش عمل میکرد. از کناره ها به سمت محوطه جریمه حرکت میکرد. هدف اصلی آن به عنوان یک وینگر رساندن توپ با مهاجم یا تمام کننده تیم بود.
ناواس به دلیل اینکه یکی از نمونههای نادر وینگر ارتدکس یا مدرسه قدیمی (old school) بود شهرت زیادی داشت. اما حتی او در نهایت مجبور شد خود را تطبیق دهد و خود را به عنوان یک مدافع راست در فوتبال مورد استفاده قرار دهد.
این سوال پیش میآید که چرا وینگر ارتدوکس به عنوان یک مفهوم تاکتیکی منسوخ شد؟ فوتبال آنطور که ما می شناسیم، یک چرخه کامل را طی کرده است. بسیاری از تاکتیکهای قدیمی دوباره ظاهر شدهاند، و بسیاری از تاکتیکهای معتبر سیستمهای مدرسه قدیمی را بازسازی کردهاند تا بتوانند بازی مدرنی را که پیش روی ما میبینیم ایجاد کنند آیا احتمال این وجود دارد که وینگر یک بار دیگر ضروری شود؟
442 خطی سرالکس فرگوسن
شاید آخرین تیم بزرگی که از وینگر های ارتدوکس خیره کننده استفاده کرد، منچستریونایتد تحت هدایت سرالکس فرگوسن بود. در حالی که رایان گیگز از مدتها پیش نماینده هنر وینگر ارتدوکس بود، شاید تنها نسخه 2006 منچستریونایتد و نسخه 1994 بود که توانستند به طور همزمان در هر دو جناح وینگر های ارتدوکس داشتند. رونالدو جوان و آندری کانچلسکیس شایستگی گیگز را نشان دادند.
این طرفین دو خط مستقیم 4 نفره با تاکید بر گسترش هر چه بیشتر بازی انجام دادند. وظیفه این وینگرها بود که یک سانتر عالی را ارسال کنند که سپس توسط مهاجم برای ضربه زدن به توپ یا تلاش های هوایی روبرو شود. رونالدو جوان نیز خودش را وارد محوطه میکرد و گلزنی میکرد، اما این یک دستورالعمل تاکتیکی نبود. بیشتر از آن بود که او نتوانست درخشش محض خود را فقط در جناحین اجرا کند و احساس می کرد مجبور است خودش هم به سمت گلزنی برود.
شهرت توتال فوتبال
تاثیر 4-3-3 الهام گرفته از آژاکس بر همه تیم های مدرن غیرقابل انکار است و به ویژه این تاکتیک هلندی است که شکل مدرن تری از وینگر را به ما میدهد. در 4-3-3، استفاده از یک مهاجم وسط به تیم اجازه می دهد تا با بازگرداندن مهاجم دوم به خط هافبک، به مالکیت بیشتری دست یابد، بنابراین ایجاد مثلث های پاس آسان تر می شود.
اما یک اشکال بالقوه بزرگ وجود داشت. اگر وینگرهای ارتدکس توپ را به داخل محوطه جریمه عبور می دادند، تنها یک مهاجم انفرادی در انتهای مسیر توپ وجود داشت و تعداد مدافعین از تعداد او بیشتر بود. نه تنها توسط مدافعان میانی، بلکه با پوشش دفاع کناری در تیرک دورتر. این بدان معنی بود که تمام مالکیت اساسا بیهوده بود.
تغییر در وینگر ارتدکس
بنابراین به منظور استفاده مثبت از این مالکیت، آژاکس وینگرها را به عنوان مهاجمان در حمایت از مهاجم نوک مستقر می کند. در حالی که تمرکز اصلی یکسان بود. با توجه به موقعیت خود، مهاجمان بیرونی نزدیکتر به دروازه بازی میکردند و این منجر به افزایش سانترها میشد که به ضربههای آسان ختم میشد.
اینورتد وینگر
این نیاز فزاینده به گل در موقعیتهای “فوروارد دور از دروازه” در نهایت منجر به ایجاد و برتری وینگرهای وارونه (اینورتد)شد. بازیکنانی که میتوانستند از کانالهای نیمهفضای چپ/راست وارد شوند و با پای مورد علاقهشان شوت بزنند. به نفع آنهایی که مانند فیگو بازی در هر دو جناح را تجربه کردند. وینگر وارونه به ویژه با ظهور رونالدینیو، آرین روبن و مسی برجسته شد.
این سه بازیکن به حدی بر بازی مدرن تأثیر گذاشتند که اکنون بازی با وینگرهای وارونه عادی شده است. همچنین باید به کریستیانو رونالدو که این وظیفه را بر عهده گرفت تا از یک وینگر سمت راست ارتدکس به یکی از بهترین وینگر وارونه های تمام دوران تبدیل شود.
با ظهور وینگر وارونه، مسئولیت اکنون به عهده دفاع افتاد که از کناره ها نفوذ کند. یک عارضه جانبی سودمند این بود که تیم ها اکنون بهترین های هر دو جهان را داشتند. افزایش خطر گلزنی، با سه مهاجم که میتوانند وارد محوطه شوند و گل بزنند، در عین حال از طریق حمایت بازیکنان کناری.با وجود طیف وسیع تری از امکانات هجومی که اکنون در اختیار دارند، آیا واقعاً فرصتی برای وینگر ارتدوکس وجود داشت که از خاکستر بلند شود؟
بازگشتی از آینده
بازی مدرن همچنان در حال تکامل است، اما اخیراً ما متوجه بازگشت انواع سیستم های قدیمی شدیم. البته با تغییر، برخی از مجموعههای تاکتیکی داستانهای موفقیت خود را بیان میکنند. وینگر مدرن ممکن است چندان شبیه به کلاسیک نباشد، اما نشانه هایی از احیای آن وجود دارد.
در قهرمانی سویا در لیگ اروپا، از نظر تاکتیکی شاهد هر دو طرف بازی بودیم. تیم لوپتگی یک بازی بسیار انعطاف پذیر 1-4-1-4 3-3-4 با یک وینگر بیرونی لوکاس اوکامپوس و یک وینگر وارونه سوسو بازی کرد.
چیزی به همان اندازه کلیدی برای احیای بایرن مونیخ تحت هدایت هانسی فلیک بوده است. او از وینگر ارتدکس گنابری در سمت راست و دیویس دفاع کناری هجومی مدرن با پریسیچ/کومان وینگرهای وارونه در سیستم 4-2-3-1 مورد علاقه خود استفاده کرد که در بعضی مواقع شکست ناپذیر به نظر می رسید. او از آن زمان لروی سانه را به دست آورد. مسلماً بهترین بازیکن ارتدکسس در این بازی مدرن. من سیتی به عنوان یک جایگزین تاکتیکی برای رویکرد وینگر معکوس سانه را از دست داد.
امیرحسین مرادی، فوتبال لب – جود بلینگهام در 23 ژوئن سال 2003 در استائربریج انگلستان چشم به جهان گشود و فوتبال خود را در نوجوانی با تیم جوانان این شهر در منطقه نیوکاسل آغاز کرد.
جود بلینگهام در سال 2010 به جوانان بیرمنگام پیوست و بعد از 9 سال تلاش، با قراردادی یک ساله به تیم بزرگسالان این تیم راه یافت؛ مدیران باشگاه بیرمنگام بعد از یک سال با پیشنهاد دورتموند رو به رو شدند!
بلینگهام به دورتموند پیوست و پس از سه سال طلایی و درخشان به تیم محبوب خود از کودکی یعنی رئال مادرید پیوست.
او در کنفرانس خبری معارفه خود در مادرید گفت:
برای من بودن در بهترین باشگاه دنیا یک افتخار بزرگ است و اینجا بسیار مورد لطف قرار گرفتهام. ممنون از همه کسانی که کمک کردند این انتقال نهایی شود.
همچنین از خانواده وی از او پرسیدند و او از احساسات خانواده خود به رسانهها نشر داد:
آنها گریه میکردند، در حالی که بغض گلویشان را فشرده بود! در واقع این یک لحظه خاص برای آنها بود و برایشان ارزش زیادی داشت. احترامی که باشگاه برای خانواده من قائل شده، باورنکردنی است.
بلینگهام همچنین از لحظه پیشنهاد رئال مادرید به خود صحبت کرد :
من همیشه از علاقه رئال آگاه بودم، اما لحظه کلیدی هشت یا 10 ماه پیش بود، زمانی که پدرم به من گفت رئال مادرید در مورد من سوال کرده است. من انتظارش را نداشتم و لحظهای قلبم ایستاد!
بلینگهام در رئال مادرید شماره 5 را بر تن میکند و از او به عنوان میراثدار زیدان یاد میشود؛ او در این مورد توضیح داد :
میخواهم از خسوس وایِخو به خاطر دادن شماره پنج تشکر کنم، از خسوس این را پرسیدم و او مرد بزرگی است؛ من زیدان را بسیار تحسین میکنم و این شمارهای است که به من الهام میدهد، من خصوصیاتی متفاوت با زیدان دارم و نمیتوانم مثل او باشم ولی افتخار میکنم شماره او را بر تن خواهم کرد. پیراهن به خودی خود مسئولیت بزرگی است، زیدان کسی است که همیشه برای من ارزش فوق العادهای داشته و برای من بهترین بوده است، میخواهم میراث شماره پنج را گسترش دهم!
او از عشق خود به کهکشانیها از کودکی صحبت کرد:
احترامی که در انگلیس برای رئال مادرید قائلند، قابل توجه است؛ من بازیهای سالهای گذشته رئال را دیدهام و دستاوردهای آنها فوق العاده است، رئال باشگاهی بسیار جذاب و دوست داشتنی است.
سرمربی تیم ملی انگلیس پس از دیدار با بلژیک با جمله ” بلینگهام همیشه تیتر یک است ” به تعریف از این بازیکن پرداخت!
بلینگهام حالا به یکی از مهرههای اصلی سه شیرها در خط مرکزی تیم ساوتگیت تبدیل شد تا خط هافبک انگلیسیها تا سالها تمدید شود!
انگلیس حالا در سودای قهرمانی در یورو 2024 و همچنین رویای قهرمانی با این نسل طلایی انگلیس در جام جهانی 2026 به سر میبرد.
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
امیرحسین مرادی، فوتبال لب – در روزهایی که فوتبال اروپا به نقطه حساس خود نزدیک میشود، به مرور پنج تیم بالای جدول لالیگا میپردازیم. راه رستگاری این پنج تیم در 9 بازی باقی مانده جذاب این لیگ، به کجا ختم میشود؟
5- رتبه پنجم – اتلتیکو مادرید
اتلتیها در فصل سینوسی وار خود، نتوانستند روند خوب اول فصل خود را حفظ کنند و با یک روند نزولی و عدم امتیاز گیری مقابل تیمهای مدعی بالای جدول تا هفته ۲۹ ام در لالیگا توانستند رتبه پنجم را کسب کنند. همچنین شاگردان دیگو سیمئونه در کوپا دل ری در نیمه نهایی شکست خوردند تا دستان کوکه، کاپیتان روخی بلانکو از یک جام مهم دیگر در این فصل هم کوتاه بماند.
شاگردان سیمئونه کار سختی برای تصاحب یازدهمین لالیگا خود دارند و این تیم در ادامه مسیر خود در 9 بازی باقی مانده باید با تیمهایی همچون خیرونا، اتلتیکو بیلبائو، و رئال سوسیداد دیدار کند. بازیهای بسیار دشواری که میتواند سهمیه فصل بعد لیگ قهرمانان این تیم را به خطر بیندازد. اتلتیها حالا تمام تمرکز خود را برای موفقیت در مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، در مقابل بورسیا دورتموند آلمان گذاشتهاند و امیدوارند که بعد از حذف اینتر که رسانهها و هواداران فوتبال آنها را یکی از مدعیان فینالیست شدن در UCL میدانستند، حالا زنبورها را به دام بیاندازند.
4- رتبه چهارم – اتلتیکو بیلبائو
در رتبه چهارم لالیگا اسپانیا، شیرهای بیلبائو با یک امتیاز بیشتر بالاتر از اتلتیها قرار دارند. شاگردان ارنستو والورده سرمربی سابق بارسلونا به نتیجههای مطلوب و امتیازهای حیاتی توانستند در این فصل از لالیگا مانند هر سال، خودشان را در بالای جدول لالیگا حفظ کنند؛ آنها با شکست اتلتیکومادرید در استادیوم خانگی خود یعنی سن مامس، توانستند به فینال کوپا دل ری صعود کنند و در 6 آوریل در فینال جام حذفی اسپانیا، مقابل مایورکا قرار بگیرند.
شیرها برای حفظ و صعود به رتبههای بالاتر لیگ در 9 بازی باقی مانده خود باید در مقابل تیمهایی همچون رئال مادرید، اتلتیکومادرید و سویا قرار بگیرند تا نتایج این بازیهای سرنوشت ساز، تعیین کننده رتبه و سهمیه تیم شهر بیلبائو اسپانیا باشد.
3- رتبه سوم – خیرونا
پدیده این فصل لالیگا اسپانیا یعنی خیرونا، با خلق شگفتی در این فصل، تمامی نگاه فوتبال جهان و رسانهها را به خود جلب کرد. صدرنشین چندین هفته لالیگا، تیمی منسجم و نتایج مطلوب مقابل اکثر تیمهای این لیگ در اوایل فصل کسب نمود. این امر موجب شد تا تیم ساده و معمولی اسپانیایی، به شگفتی لیگ تبدیل شود. این موضوع باعث شد تا در حال حاضر خیرونا در منطقه کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا قرار گیرد. رقابت با دو غول فوتبال جهان و اسپانیا یعنی رئال مادرید و بارسلونا برای قهرمانی باشند؛
تیمی با تحت مالکیت سیتی گروپ و بازیکنان جوان و منسجم باعث این موفقیت و شگفتی شد! البته به نقل از رسانههای اسپانیایی اگر این تیم به لیگ قهرمانان اروپا صعود کند به علت مالکیت مشترک با منچسترسیتی، نمیتواند در فصل بعدی و ورژن جدید لیگ قهرمانان اروپا حضور داشته باشد!
خیرونا در جام حذفی اسپانیا مقابل تیم فینالیست جام شگفتیها یعنی مایورکا در مرحله یک چهارم نهایی حذف شد. این تیم برای کسب قهرمانی باید در 9 بازی باقی مانده خود، باید بازیهای مهمی مقابل سه تیم اتلتیکومادرید، بارسلونا و والنسیا برگزار کند.
2- رتبه دوم – بارسلونا
کاتالانها با کوله باری از بازیکنان جوان بیتجربه و مصدوم توانستند با 64 امتیاز و دو امتیاز بیشتر نسبت به خیرونا، در رتبه دوم قرار بگیرند. ژاوی هرناندز در این فصل از لالیگا توانست با نتیجههای خوب و حفظ بارسلونا در لیگ قهرمانان اروپا، تا حدودی انتظارات هواداران را برآورده کند.
آبی اناریها در کوپا دل ری در یک چهارم نهایی این رقابتها با نتیجه چهار بر دو مقلوب اتلتیکو بیلبائو شدند. همچنین با از دست دادن این جام، سودای کسب سهگانه از سر ژاوی و هواداران نیز پرید. بلوگرانا در لیگ قهرمانان اروپا با حذف ناپولی دچار بحران، به مرحله یک چهارم نهایی صعود کرد و حریف پاریسیها شد.
بارساییها در ادامه راه خود در لالیگا باید بازیهای مهمی همچون الکلاسیکو و جدال با تیمهایی مانند خیرونا، رئال سوسیداد و سویا انجام دهد! مسیر فوق العاده دشوار و سختی که باعث شده ژاوی تمام تمرکز خود را بر روی لیگ قهرمانان اروپا بگذارد.
1- رتبه اول( قهرمان احتمالی لالیگا) – رئال مادرید
کهکشانیهای اسپانیا با صدرنشینی بر بام لالیگا، حالا تمامی نگاههای رسانهها و فوتبال دوستان کره زمین را به خود جلب کرده است. با نتایج سایر رقبا در این فصل از لالیگا، قهرمانی لالیگا برای مادریدیها و شاگردان کارلتو هر هفته مسجلتر خواهد شد. رئالیها در این فصل با کسب 72 امتیاز و فقط یک باخت توانستهاند صدرنشین لالیگا لقب بگیرند.
بازیهای مهم و حساس در این 9 هفته باقی مانده در مقابل تیمهایی مانند بارسلونا، رئال سوسیداد و اتلتیکو بیلبائو، تعیین کننده زمان قهرمانی لالیگا برای شاگردان آنچلوتی است. رئال مادرید در کوپا دل ری، در یک شانزدهم نهایی مقابل همشهری خود در دربی مادرید حذف شد تا رویای سهگانه برای مادریدیها همچنان در حد همان رویا بماند! مادریدیها در لیگ قهرمانان همانند دو سال گذشته، باید برای سومین سال پیاپی به رقابت با اصلیترین رقیب اروپایی خود یعنی منچسترسیتی بروند، رقابتی که میتواند تعیین کننده سرنوشت و آینده کارلو آنچلوتی هم باشد.
حالا باید دید که در این 9 هفته باقی مانده چه اتفاقات و حادثهای رخ میدهد، نظر شما چیست؟ کدام تیم قهرمان لالیگا اسپانیا میشود؟
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
در شرایطی که وضعیت تمدید قرارداد داوید دخیا حل نشده است ما بررسی می کنیم که چرا آندره اونانا جانشین او خواهد شد.
محمدرضا حیدری;فوتبال لب-برای سالها، حتی دههها، نقش و اهمیت دروازهبان بسیار کمارزش بود. به طور بالقوه می توان گفت که آنها مورد استفاده قرار نگرفته اند.
آنها آنجا بودند تا از ورود توپ به سمت دروازه جلوگیری کنند. بنابراین، زمانی که گهگاه دروازهبانهای متفاوت ظاهر میشدند، آنها را به یاد ماندنیتر میکرد. دروازه بانانی مانند رنه هیگویتا، خورخه کامپوس، خوزه لوئیس چیلاورت و فابین بارتز.
کسانی مانند هیگویتا دقیقاً در جریان اصلی تثبیت نشده اند، اما دیگر دروازه بان به عنوان بازیکن یازدهم دیده نمی شود. روز به روز بیشتر از آنها به عنوان یک یازدهمین بازیکن بیرونی استفاده می شود. به این معنی که ویژگی هایی که زیربنای تمایلات هیگویتا، بارتز و دیگران از این قبیل بودند در حال تبدیل شدن به اجزای کلیدی در بازی مدرن هستند.
دروازه بان بازیساز
آندره اونانا مسلماً افراطی ترین نمونه از این نوع دروازه بان در سطح برتر ورزش امروز است. این بدان معنا نیست که او را خواهید دید که در حال تلاش برای دریبل زدن هافبک ها است. اما او فردی ریسک پذیر است، ذهنیتی مثبت و خلاق دارد و مظهر یک دروازه بان مدرن است.
او همچنین احتمالاً مورد توجه ترین دروازه بان اروپا در تابستان امسال است. به تازگی به اینتر کمک کرده تا به فینال لیگ قهرمانان اروپا برسد. قیمت درخواستی او به طرز شگفت آوری پایین است و حدود 50 میلیون یورو (43 میلیون پوند) است.
چلسی در ابتدا به نظر می رسید که در صف اول قرار دارد، اما اکنون منچستریونایتد مقصد محتمل تری به نظر می رسد. به نظر می رسد این باشگاه مایل است به داوید دخیا اجازه دهد باشگاه را ترک کند. قرارداد او در اولدترافورد در 1 ژوئیه به پایان رسید.
اتمام دخیا
نباید نادیده گرفت که دخیا در طول بیش از یک دهه در اولدترافورد چقدر برای یونایتد خوب بوده است. اما برای مدتی نیز مشخص بود که دروازه بان های همه جانبه بهتری وجود دارد. اریک تن هاخ اغلب از این اسپانیایی تمجید کرده است.
انتقال برای اونانا به عنوان جانشین دخیا مطمئناً یک مورد از یکطرف به طرف دیگر خواهد بود. دومی به سادگی حضور مطمئنی در دروازه ندارد. اولی احتمالاً یکی از آرام ترین و با اعتماد به نفس ترین دروازه بان های جهان است که مالکیت توپ را در اختیار دارد.
تن هاخ در پیش فصل سال گذشته گفت: “از هر بخش از تیم، من بهره وری می خواهم.” این مهم ترین چیز است، اینکه بازیکنان ابتکار عمل را در زمان مالکیت و عدم مالکیت توپ، در حمله و دفاع به دست بگیرند.»
بنابراین، با در نظر گرفتن این موضوع، ورود دروازهبانی مانند اونانا میتواند تاثیر متحول کنندهای در یونایتد داشته باشد. آنها در حال حاضر بازیکنان کلیدی در مناطق دفاعی دارند که در بازی کردن از طریق خطوط موثر هستند. مانند لیساندرو مارتینز، لوک شاو و کاسیمیرو، به علاوه برونو فرناندز و مونت در کمی بالاتر. به نظر می رسد اضافه کردن یک دروازه بان با استعداد در بازی با توپ قدم منطقی بعدی باشد. به ویژه با توجه به اینکه این روزها به نظر می رسد لیگ برتر خانه پرسینگ است. هشت باشگاه از 20 باشگاه از پنج لیگ برتر با بیشترین گردش مالی در 2022-23، انگلیسی بودند.
اونانا بهترین جایگزین
اونانا مطمئناً با این شرایط مطابقت دارد. در فصل گذشته دقت 93.8 درصدی پاس او در نیمهی خودش تنها از 12 دروازهبان (حداقل 1000 دقیقه بازی) در پنج لیگ برتر اروپا ضعیف تر بود.
بنابراین اونانا نه تنها به دیدن توپ زیاد عادت دارد، بلکه قابل اعتماد است. با توجه به اینکه او اغلب به عنوان فردی ریسکپذیر توصیف میشود، این ممکن است خلاصهای غافلگیرکننده به نظر برسد، اما یک هدف و تامل واقعی در بازی او وجود دارد. به ندرت این تصور برای شما ایجاد می شود که او بدون فکر زیاد یک پاس می دهد.
پپ گواردیولا، سرمربی منچسترسیتی، پس از فینال لیگ قهرمانان اروپا، به طرز جالبی تا آنجا پیش رفت که اونانا را به یک “هافبک نگهدارنده” تشبیه کرد، پست هایی که او در اختیار داشت و برخی از پاس هایی که انتخاب کرد. در واقع، پاس او به لائوتارو مارتینز در نیمه دوم (تصویر زیر) بود که بیش از نیمی از تیم سیتی را از معادله خارج کرد و در نهایت منجر به شوت زدن روملو لوکاکو به سمت دروازه شد.
گواردیولا حتی قبل از فینال پیشنهاد کرد که ویژگیهای اونانا اینتر را از نظر ترکیب، نقطه مقابل یونایتد قرار داده است. او به CBS Sports گفت: «اونانا کار را واقعاً سخت میکند که یک پرس بالا در برابر آنها به کار گرفته شود. شما نمی توانید دروازه بان را به درستی تحت فشار دهید. آنها در حفظ توپ استاد هستند.”
او افزود: برای مثال، اگر به یونایتد نگاه کنید، توپ رد بالا است. با راشفورد و یک [مهاجم] دیگر برای دویدن.”
تاثیر اونانا در نوع بازی منچستریونایتد
نکتهای از حقیقت در آن وجود دارد یونایتد حملات مستقیم (102) و گلهای حاصل از چنین موقعیتهایی (9) را نسبت به هر تیم دیگری در لیگ برتر در فصل گذشته به ثمر رساند. فقط به این دلیل که اونانا در نیمه خود پاس های زیادی می دهد، به این معنا نیست که یونایتد در صورت امضای قرارداد، توانایی بازی مستقیم را از دست می دهد.
البته اگر او به یونایتد یا چلسی بپیوندد، ایجاد شانس مسئولیت اصلی بر عهده اونانا نخواهد بود. اما توانایی او روی توپ و استفاده از آن همچنان میتواند تأثیر مکرر بر نحوه حمله تیم یا تعداد موقعیتهای آنها داشته باشد. با توجه به اینکه تیم تن هاخ چقدر سریع میتواند از عقب به جلو برود، پاساونانا از عقب میتواند بیثباتی بیشتری را برای حریفان، بهویژه آنهایی که فشار میآورند، ایجاد کند.
او فصل گذشته در سری آ در 1.7 پاس منجر به شوت از بازی باز هر 90 دقیقه نقش داشت که تنها توسط دو دروازه بان (حداقل 650 دقیقه بازی) در پنج لیگ برتر بهتر بود. البته، این به بازیکنانی نیاز دارد که بتوانند حملات را با هم ادامه دهند، اما 99 حمله از بازیسازی یونایتد فقط اندکی کمتر از 101 حمله اینتر بود، بنابراین می توان گفت که استعدادهای اونانا به همان اندازه به خوبی مورد استفاده قرار می گیرد.
ریسک بالا و نتیجه بهتر
همه اینها به روایت گسترده تری پیرامون شخصیت و طرز فکر اونانا می پردازد. او کاملاً یک دروازه بان رو به جلویی است. در حالی که خط دفاعی نسبتا عمیق اینتر به این معنی است که او واقعاً مجبور به سوییپ کردن (پاکسازی توپ های ارسالی پشت دفاع) نیست، او در فصل 2016-2017 اردیویژه برای آژاکس 35 سوییپ دروازه بان (که 32 بار تکمیل شد) را به دست آورد.
البته، او در فصل بعد توسط تن هاخ در آژاکس مربی و مدیریت شد، همزمان با اونانا که تمایلات گسترده خود را تا حد قابل توجهی مهار کرد. با این وجود، نمی توان از این واقعیت دور شد که سبک بازی و ریسک پذیری او برای همه مناسب نیست. برخی از هواداران ممکن است کمی طول بکشد تا با او سازگار شوند.
رکوردشکنی اونانا در جام جهانی
فراموش نکنیم، در قطر 2022، اونانا رکورد بیشترین لمس خارج از چارچوب (26) توسط یک دروازه بان را در یک بازی در جام جهانی شکست، که در مجموع 46 بازی آزاد در شکست 1-0 به سوئیس بود. این اولین و تنها حضور او در مسابقات بود. درگیری با سرمربی تیم ریگوبرت سانگ، که احساس می کرد اونانا ریسک های زیادی کرده است، منجر به ترک کامل دروازه بان از اردو و کناره گیری از فوتبال بین المللی شد.
در زیر نمونه دیگری از ریسک پذیری او نشان داده شده است، زیرا او با خونسردی توپ را مستقیماً از کنار ارلینگ هالند هنگام پرسینگ در فینال لیگ قهرمانان می زند. اما ریسک پذیری یک نفر، شجاعت مرد دیگر است.
نکته مهم برای اونانا
توانایی های اونانا باید تا حد یک دروازه بان گسترش یابد. سیستم تن هاگ تقریباً مستلزم این است که یونایتد شوت های زیادی دریافت کند زیرا این تشویق باعث می شود که حریف فضای بیشتری را برای استفاده در سمت دیگر باقی بگذارد، بنابراین آنها در فصل گذشته با 481 شوت مواجه شدند که کمتر از تنها تاتنهام (520) و فولام (505) بود.
در مورد دخیا منصفانه باید بگوییم که او همچنان دروازه بان بسیار توانمندی در توقف شوت باقی می ماند، اگرچه درصد سیو 69.9 درصدی او در لیگ فصل گذشته کمتر از 71.8 درصد بود که اونانا داشت. دومی همچنین در لیگ قهرمانان برای «گلهای جلوگیریشده» پیشتاز بود، و با توجه به متریک گلهای مورد انتظار Opta روی هدف دریافتشده (xGOT) 7.8 (به استثنای گلهای به خودی) را از دست داد.
اونانا کامل نیست، اما آیا دروازه بانی هم هست؟ حتی ادرسون در فصل گذشته 4.7 گل بیشتر از حد انتظار در لیگ بر اساس همین مدل دریافت کرد، با این حال او همچنان به عنوان یکی از بهترین ها و احتمالاً معیار برای دروازه بان های توپ بازی مورد تحسین قرار می گیرد.
ما همچنین باید اذعان کنیم که اونانا در لیگهایی بازی میکند که نسبت به لیگ برتر از نظر فیزیکی کمتر به حساب میآیند، به خصوص از نظر شیفتگی مدرن به پرسینگ. اگر قرار باشد به یونایتد بپیوندد، مشخص نیست که او موفق خواهد بود.
اقتباس او کلید خواهد بود. اینکه او چقدر سریع خود را با تغییر شدت پرس تطبیق میدهد در ماههای اولیه عامل مهمی خواهد بود، اما اگر همه چیز به خوبی پیش برود، دلیلی وجود دارد که انتظار داشته باشیم اونانا در صورت تعویض میلان با منچستر، یک چرخ دنده بسیار مهم در دستگاه تن هاخ باشد.
یوسف جوانشیر، فوتبال لب – استیون جرارد، سرمربی سابق زیر18سالههای لیورپول، زیر19سالههای این تیم، گلاسکو رنجرز و استون ویلا است. امروز خبر پیوستنش به الاتفاق عربستان قطعی شد. استیوی میانگین سابقه 1.5 ساله حضور روی نیمکت تیمها را دارد. بازیکن سابق ساید قرمز بندر لیورپول، فصل گذشته به دلیل نتایج بد از روی نیمکت استون ویلا اخراج شد.
به بهانه این اتفاق تصمیم گرفتیم تا عملکرد استیوی را از زمان حضور وی در گلاسکو رنجرز تا به الان مورد بررسی قراردهیم:
جرارد، بلندپروازی و نوآوری تاکتیکی / گلاسکو رنجرز
استیوی در تاریخ 1ام جون 2018 به تیم رنجرز اسکاتلند پیوست. این درحالی بود که پیش از آن در آکادمی لیورپول نمایش نسبتا خوبی را نمایش داد. تاکتیک منحصربفرد جرارد توانست نظرات زیادی را به خود جلب نماید، چینش 433 و بدون استفاده از وینگر بود. این تاکتیک شامل 3 بازیکن هجومی در خط حمله خواهد بود. یک تارگت من، یک شدو استرایکر (مهاجم سایه) و یک بازیکن فالس ناین، این سه بازیکن هجومی را تشکیل میدادند. او با این تاکتیک توانست 192 بازی را روی نیمکت رنجرز بنشیند که سهم او 124 برد، 41 تساوی و تنها 27 شکست بود.
چیدمان 433 بدون وینگر / بررسی دقیق
تارگت من (مورلوس) در محدوده محوطه 18 قدم صرفا وظیفه گلزنی را برعهده داشت. در لیست وظایف او اثری از حمل یا پخش توپ نبود. مهاجم سایه (جوردن آیب) با قرارگرفتن بروی خط آفساید و ایجاد فضا پشت مدافعین حریف، از فرارهای سریع خود استفاده میکرد و به دفعات، خود را در موقعیت گلزنی یا پاس گل قرار میداد. این بازیکن همچنین وظیفهی درگیری در یک سوم دفاعی حریف و جمع کردن توپهای دوم را برعهده داشت. اما نقطه عطف این سبک، استفاده از فالس ناین در کنار این دو بازیکن هجومی بود.
بازیکن فالس ناین در این تاکتیک، علاوه بر ارسال پاسها پراگرسیو در یک سوم دفاعی حریف، مسئول پوششدهی و کاورکردن فضای پشت تارگت من و شدو استرایکر بود. این بازیکن تا میانه زمین به عقب برمیگشت و در درگیریها و دوئلهای میانه زمین شرکت مینمود. این موضوع باعث ایجاد فضا برای دو بازیکن هجومی دیگر، فولبکها و همچنین فضای پیشروی و اورلپ برای هافبکها میشد. در هنگام حمله، این بازیکن با چرخشهای به موقع و جابجایی هوشمندانه، فضا و موقعیت گلزنی را برای خود و بازیکنان همتیمی فراهم میساخت. همچنین در زمان دفاع، کمک زیادی به پرسینگ از بالا و حتی از میانه زمین میکرد.
تبدیل 433 به چینش 442 و 4141 / جرارد فوتبال در رنجرز
هنگامیکه فالس ناین به عقب بازمیگشت، با توجه به شرایط بازی چیدمان تیم تغییر مییافت و به 442 لوزی یا 4141 تبدیل میشد.
در چینش 442 لوزی، بازیکن فالس ناین با وظیفهی پست 10 و در نقش بازیسازی به تیم کمک میکرد. او بوسیلهی درگیری با هافبک پست 6 حریف، زون 14 را دراختیار میگرفت. همچنین با پاسهای پشت مدافین، دو بازیکن دیگر را در موقعیت گلزنی قرار میداد یا پاسهای عرضی و مورب او، باعث باز شدن بازی و صاحب توپ شدن فولبکها میشد.
در چینش 4141 نیز، شدو استرایکر به سمت راست میآمد و به عنوان وینگر راست ایفای نقش میکرد. بازیکن فالس ناین نیز با قرارگرفتن در مرکز خط هافبک به عنوان بازیکن پست 8 رجیستا تغییر نقش میداد. همچنین بازیکن سمت چپ خط هافبک، به لب خط هدایت میشد تا نقش وینگر را بازی کند. در این تاکتیک برنامهی اصلی تیم حرکت در لب خط هافبکهای کناری با هدف اورلپ و آندرلپ فولبکها بود.
خط دفاع و هافبک در تاکتیک بدون وینگر
یکی از بزرگترین مشکلات این تاکتیک، خالی شدن کنارههای زمین در خط هافبک و پیشروی راحت وینگبکها و فولبکهای تیم حریف بود. فولبکها در نقش اینورتد فولبک و با شرح وظایف کاملا تهاجمی و دوندگی بالا، تمامی طول زمین را طی میکردند. با پیشروی فولبکها و پیوستن به خط تهاجمی تیم، خط دفاع دو نفره میشد. دو دفاع وسط به سمت خط میانی میآمدند و با قرارگرفتن در دو طرف هافبک پست 6، خط آفساید تیم را در بالاترین حالت خود قرار میدادند.
ریسک این نحوه پوشش خط دفاعی، هنگام مقابله با یک بازیکن سرعتی یا بروز اشتباه توسط بازیکنان فعال در خط آفساید به چشم میآید. با کوچکترین اشتباه، مهاجم حریف یک فضای بسیار خالی پیش روی خود میبیند و جای هرگونه مانور را خواهد داشت که احتمالا کاری از دست دروازبان نیز برنخواهد آمد.
جرارد در فصل قهرمانی بدون شکست در لیگ اسکاتلند، این خط دفاع 3 نفره شکل گرفته را یک خط عقبتر برد. هنگامیکه پست 6 با مدافعین حرکت مینمود، تنها دو بازیکن پست 8 در میانه زمین باقی میماندند. به عبارت دیگر، مشکل کمبود بازیکن در خط دفاع در ایده ابتدایی این تاکتیک، اینبار داشت درمورد خط هافبک رخ میداد! راهحل کادرفنی استیوی اما، تغییر نحوه بازیسازی توسط فولبکها بود.
دو بازوی چپ و راست تیم، به جای ارسالها کوتاه و تلاش برای کاتبک، توپ را بصورت مورب و به اصلاح تاخیری سانتر میکردند (سانترهای با ارتفاع بیشتر). با این تغییر، محل بازی آنها به خط هافبک نزدیکتر میشد و آمار درگیری آنها بالاتر میرفت. در این صورت یک خط هافبک 4 نفره جلوتر از خط دفاع 3 نفره تیم، شکل میگرفت و بازیکن فالس ناین، نقطهی ارتباطی خط هافبک و خط هجومی تیم میشد.
جرارد و داستان سقوط به چاله / احمقِ انگلیسی
استیوی پس از قهرمانی رنجرز اما، به دنبال یک تجربه جدیتر در جایی سختتر میگشت. استون ویلا در آن زمان در میانه جدول همچنان سرگردان بود و تهدید زیادی برای تیمهای دیگر محسوب نمیشد. آمدن جرارد، بوی تجدید حیات را به اردوی ویلا بازگردانده بود. همانطور که میدانیم افزایش انگیزه باعث میشود تا انسجام تیمی بیشتر شده و در نتیجه، هوش بازی و تصمیمگیری میان بازیکنان ارتقا یابد.
این نکات، شرایطی بود که حضور استیوی به ویلا پارک را به یک خوشبینی در طلوع یک دوره جدید یا کاریزمای سرمربی تازه وارد، سوق میداد. سبک بازی جرارد و رفتار او اما، با سلیقه بازیکنان و سیاست مدیریتی ویلا هماهنگ نبود. استیوی تنها 40 بازی را روی نیمکت آنها نشست (دو بازی بیشتر از یک فصل). سهم او از این 40 بازی، 13 برد، 8 تساوی و 19 باخت بود. سقوطی از صخرهی اسکاتلندیها به درهی انگلیسیها!
تغییر سبک بازی ویلا! / دین اسمیت یا استیوی؟
در زمانی که دین اسمیت هدایت ویلا را برعهده داشت، تمامی تاکتیک این تیم و سرمربی، در دفاعی منسجم اما نفوذپذیر خلاصه میشد. به نوعی سبک آقای اسمیت، در استفاده از جادوی جک گریلیش در حملات و همچنین بازگشت به عقب، زمانی که توپ را از دست میدادند، تعریف میشد. در تیم تحت نظر او، اثری از پیچیدگی تاکتیکی و جزئیات نبود. تعداد شوت بالا، گل دریافتی بیشتر، همچنین متکیبودن بیش از حد به گریلیش و عدم نظم تیمی، آنها را به تیمی آسیب پذیر تبدیل کرده بود. پس از نشستن جرارد بروی نیمکت ویلا، انگار آنها برنامه هماهنگی برای بازی در دست داشتند. دوندگیهای موثر، خلق موقعیت به صرفه و عدم شوتزنی مداوم نشان دهندهی تاثیر بسزای این داستان بود.
استفاده از سیستم 4321 فضای بسیار خوبی را برای پیاده نمودن تاکتیک جرارد فراهم میآورد. در این چیدمان فولبک راست (متی کش) آنقدری به بالا نفوذ نمیکرد و این وظیفه بیشتر بر دوش فولبک چپ (مت تارگت) بود. بازیکنان وینگر (اشلی یانگ و لئون بیلی یا امیلیانو بوئندیا و کوتینیو) به سمت تارگت من (اولی واتکینر یا دنی اینگز) حرکت میکردند و به عنوان پست 10 وظیفه خلاقیت و ایجاد درگیری و پرسینگ را بر عهده داشتند. این داستان بیانگر همان 442 لوزی و بدون وینگر جرارد در رنجرز، منتهی با تغییری کوچک و اینبار با سیستم 4321 بدون وینگر در ویلا شکل میگرفت. این موضوع همپوشانی کاملی را در میانه زمین فراهم میکرد. پرسینگی هدفمند در یک سوم میانی، فوتبالی با مالکیت، منظم و مستقیم که هر هوادار فوتبالی از آن لذت میبرد.
تغییر سبک در ویلا / جرارد دیفنسینگ
با این وجود که تیم تحت هدایت جرارد از لحاظ هجومی افت نه چندانی چشمگیری نسبت به زمان دین اسمیت کرده بود، به طور چشمگیری در بحث تدافعی آن را جبران و به نوعی تیم را در مسیری درست قرارداده بود. ورژن تحت هدایت استیوی کونسا و تایرون مینگز بسیار بهتر عمل میکردند.
تغییر بزرگ اما آنجایی دیده شد، که میانگین عدد پرسینگ ویلا از 21.4 به 27.5 در هر بازی افزایش مییابد. این موضوع درحالیست که میانگین تعداد پرسینگ انفرادی در استون ویلای جرارد به نسبت اسمیت، از عدد 237.5 به 329.8 تغییر مییابد. فرم فشردهی بدون وینگر آنها از 4321 به دو شیوهی 4141 و 4231 تبدیل میشود.
سیستم 4141 و 4231 / سبک جدیدی از 433 در رنجرز
در 4141، دو بازیکن پست 8 به بازیکنان وینگری که حالا نقش پست 10 را دارند، اضافه میشوند و به عنوان وینگر، از فضای کنارهی آنها برای پیشروی و ایجاد فضای جدید برای نفوذ و اورلپ فولبکها استفاده مینمایند. این موضوع به ایجاد فضای بهتر برای بازشدن دفاع حریف و همچنین ایجاد موقعیت بهتر سانتر، کمک شایانی میکرد.
سیستم 4231 نیز با تغییر کوچک نسبت به قبل، تنها از یک پست 8، به عنوان پست 10 استفاده مینمود. دو وینگر نیز، یکی در نقش شدو استرایکر از نقاط کور دفاعی استفاده میکرد و دیگری، نقشی مشابه با فالس ناین را از خود ارائه میداد. این نکته به نوعی همان بازی 433 لوزی جرارد در رنجرز را در درون خود حل نموده بود. اگر میزان پرسینگ ویلا را در زمان اسمیت با زمان استیوی بررسی نمائیم، متوجه عقب رفتن تیم جرارد و افزایش این پرسینگ در زمین خودی خواهیم شد (چیزی که به هیچ وجه در تیم رنجرز او ندیده بودیم).
نقاط ضعف استیوی / بحران در ویلا پارک
سبک بازی او به نوعی در اختیار داشتن مالکیت توپ تلقی میشد اما با این حال، افتضاحی با میانگین 46.4 پوزیشن را در فصل 22-2021 به ثبت رساند. آمار قطع توپ پایین (8.9 قطع توپ در هر بازی)، دقت پاس پایین (312 پاس موفق در هر بازی با وجود بازی مالکانه)، آمار دقت پاس بلند پایین (20.8 پاس بلند موفق در هر بازی با وجود استفاده از بازی مستقیم) و همچنین آمار دقت سانتر بسیار ضعیف (3.8 سانتر در هربازی با وجود سیاست استفاده از سرزنی و توپها دوم و سوم ریباند حمله)، همه و همه نشاندهنده جواب ندادن سبک جرارد در این تیم بود.
نکتهی حائز اهمیت در تمام این تاکتیکها، جواب دادن اولیه و پیشرفت فوقالعاده آن بود. ابتدای کار به خوبی میان بازیکنان جا باز کرد و جرارد توانست خودش را تثبیت نماید. اما رفته رفته این ضعف قابل مشاهدهتر شد و با افت درصد گلزنی خود را نمایان کرد. استیوی برای در دست گرفتن و مدیریت رختکن، بزرگترین ریسک زندگیاش را انجام داد و با این کار تیر خلاص را به این نمایش بد خود زد؛ بازوبند کاپیتانی را از تایرون مینگز گرفت. این کار نه تنها رختکن تیم، بلکه فن بیس هواداری ویلا را بر ضد جرارد یکصدا کرد.
پایان تلخ یک رویا
استیوی تیم خوبی را با عمق اسکواد فوقالعاده مهیا ساخت. اما این حواشی و عدم تطابق تاکتیکهای او با تیم و بازیکنان باعث شد تا نتایج بدی را رقم بزند. بطوری که از 12 بازی ابتدای فصل 23-2022 تنها موفق به برد دو بازی شدند. موضوع اخراج جرارد در حالی رقم خورد که 11 بازی گذشته خود را به بدی سپری نموده بود و بازی مقابل فولام به نوعی تاثیرگذار تلقی میشد؛ اما باخت 3-0 آنها به فولام تیر خلاصی بر پیکره استیون جرارد بود.
او در روز پنجشنبه 20ام اکتبر 2022 و پس از فقط 11 ماه نشستن بر روی نیمکت ویلا از سمت خود اخراج شد. این لکه عمیق و ننگین بروی کارنامه استیوی باعث شد تا او تا پایان فصل بیکار بماند و هیچ تیمی به سمت او نرود.
سقوط به اعماق چاه یا مسیری برای احیا؟
اکنون پس از 8 ماه بیکاری وی و اولویت نبودن توسط هیچ تیمی، تیم الاتفاق عربستان با پیشنهادی پرسود و وسوسه کننده به سوی نیمکت نشینی جرارد میرود. او همچنین پس از سقوط لستر تحت هدایت دین اسمیت، به این تیم لینک شد؛ اما تا کنون اثری از تفاهم مشترک بین استیوی و لسترسیتی دیده نشده است.
تعدادی از رسانهها خبر از قطعی شدن و تفاهم مشترک میان جرارد و الاتفاق میدهند، که اکنون رسمیت آن اعلا شده است. در صورتی این پیشنهاد از سوی استیوی مورد قبول قرارگرفت که سرمربی 43 سالهی انگلیسی زمان کافی را برای پیاده کردن فلسفه و تاکتیک خود در این تیم خواهد داشت؛ زیرا فصل جدید لیگ عربستان از ماه آگست شروع خواهد شد. باشگاه الاتفاق تا به حال توانسته دوبار قهرمان لیگ شود که آخرین دفعه به سال 1987 برمیگردد.
به طور کلی، لیگ های آسیایی و آمریکای شمالی جایی برای مربی ها و بازیکن های تمام شده است، با این حال در سال های اخیر مربیانی همچون رودی گارسیا، لئون ژاردیم، کیکه ستین و ژاوی موفق شدند با احیای اعتبار خود به لیگ های بزرگ اروپایی راه یابند. تصمیم او میتواند دو جنبه داشته باشد: احیاشدن و بازگشت به دوران اوج خویش، افتادن از درون چاله (فاجعه در ویلا) به درون چاه. آیا به عاقبت نونو اسپریتو روی نیمکت الاتحاد بدل خواهد شد؟
برای شنیدن تحلیلهای صوتی هفتگی در پادکست فوتبال لب، از این لینک به ما گوش کنید!
شکیب معصومی، فوتبال لب– در روز های اخیر، خبر جذب یک مدافع چند پسته در میان کانال های هواداری لیورپول دست به دست می شود. بسیاری از طرفداران این تیم، با استدلال بیشتر شدن تعداد مدافعین اسکواد و یادآوری آخرین بازی های فصل گذشته، از احتمال سه دفاعه بازی کردن تیمشان سخن می گویند. اما این تئوری چقدر به واقعیت نزدیک است؟
در هفته های پایانی فصل گذشته، در حالی که لیورپول در بحران دست و پا می زد و ترنت الکساندر آرنولد بدترین روز های خود را سپری می کرد، یورگن کلوپ دست به تغییر تاکتیک زد. در نگاه اول هنگام شکل گیری حملات سه مدافع وظیفه حفظ عقب زمین را داشتند. با مشاهده این اتفاق از قاب تلویزیون بسیاری از افراد تصور کردند تاکتیک فصل جدید لیورپول با 3 مدافع مرکزی برنامه ریزی خواهد شد. در محافل طرفداری و حتی رسمی صحبت از سیستم 343 و 31213 بود در حالی که می توان این ادعا را کاملا کذب دانست.
چرا سیستم جدید لیورپول 3 دفاعه نیست؟
خود شخص یورگن کلوپ بار ها در مصاحبه ها و کنفرانس های مختلف به صورت مستقیم اعلام کرده که اعتقادی به سیستم 3 دفاعه ندارد. همچنین در سیستم سه دفاعه دفاع سمت چپ معمولا فولبک نیست. در سیستم سه دفاعی بازیکنانی مثل رابرتسون و سیمیکاس که قدرت حمل توپ و سانتر بالایی دارند، به جای قرار گرفتن در سمت چپ خط دفاع، به عنوان وینگ بک یا هافبک کناری استفاده می شوند. همچنین در سیستم هایی که از 3 مدافع استفاده می کنند، معمولا تمرکز تیم بر دفاع است، نقش پرس در بازی کمرنگ و حملات با تعداد کمی بازیکن برنامه ریزی می شود. تمامی این توصیفات با شناخت ما از کلوپ و لیورپول در تضاد است.
اینورتد فولبک، عامل اشتباه ادراکی
با نگاهی به ترکیب لیورپول در هفته های پایانی به سادگی می توان متوجه شد که هیچ تغییری در چینش بازیکنان رخ نداده. یورگن کلوپ همچنان پایبند به سیستم 433 فالس ناین خود است و شکل بازی لیورپول در اکثر مقاطع بازی مثل قبل است. تغییری که در پایان فصل شاهدش بودیم، در اصل تغییر شرح وظایف برخی بازیکنان بود.
اولین و اصلی ترین تغییر، مربوط به سبک بازی ترنت الکساندر آرنولد بود. آرنولد پیش از تغییر تاکتیکی مثل رابرتسون لب خط حرکت می کرد، از پست صلاح اورلپ می کرد و از نقاط مختلف برای ارسال توپ های بلند تلاش می کرد. در این تغییر تاکتیک، نقش آرنولد از فولبک به اینورتد فولبک تبدیل شد.
به طور کلی بازیکنان کناری اینورتد، اعم از فولبک و وینگ بک و وینگر، بیشتر از بازیکنان هم پست خود به میانه زمین نزدیک هستند. آن ها از لب خط فاصله می گیرند و شرح وظایف خود را متفاوت انجام می دهند. با تمرکز بر نقش اینورتد فولبک، این بازیکنان پاس های کوتاه تری نسبت به فولبک های عادی می دهند، پاس های پراگرسیو و بلند آن نه مثل یک بازیکن کناری، بلکه مثل یک میدفیلدر مستقیم است.
شکل دفاع تیم با اینورتد فولبک
با مایل شدن اینورتد فولبک و اینورتد وینگ بک به سمت مرکز، بازیکن در جایی بین خط دفاع و پست 6 قرار میگیرد، هنگام پیشروی تیم همگام با بازیکنان خط هافبک و جلو تر بازیکن پست 6 به سمت دروازه حریف حمله می کند و وظیفه بازیسازی بیشتر دارد. همچنین با بیشتر قرار گرفتن در موقعیت شوتزنی، آمار گل زده این بازیکن ارتقا می یابد.
در بعد دفاعی، با این جابجایی یک فضای خالی در محل بازی عادی فولبک ایجاد می شود. برای جبران این مشکل بازیکن نزدیک به فولبک، کمی به سمت خط کناری محوطه شیفت می شود و دفاع وسط دور تر به مرکز محوطه مایل می شود و فولبک سمت مخالف یا بازیکن پست 6 قسمت خالی محوطه را پر می کند. این سوییچ کردن، در نگاه اول شکلی شبیه تاکتیک های سه دفاعه را ایجاد می کند.
هنگام دفاع، بازیکن اینورتد به عقب برمیگردد و در اولین پست خالی خط دفاع قرار می گیرد. در صورت وقوع ضدحمله، تیم از یک بازیکن کمتر بهره مند خواهد بود. با این حال تراکم بالاتر بازیکنان دفاعی تیم در شمایل سه نفره خط دفاع این ضعف را جبران می کند.
تغییر نقش ترنت به اینورتد فولبک، موجب افزایش نرخ پاس گل او شد، رابرتسون به عنوان نفر سوم خط دفاع، بیشتر درگیر کار های دفاعی شد و از دروازه حریف دورتر شد. همچنین با نزدیک شدن ترنت به میانه میدان، خط هافبک مریض فصل گذشته لیورپول توانست عملکرد بهتری در درگیری ها ثبت کند.
قرارداد داوید رایا، دروازبان زنبورها، در پایان فصل آینده به پایان میرسد و او به منچستریونایتد و اسپرز لینک شدهاست.
یوسف جوانشیر، فوتبال لب– باشگاه برنتفورد ارزش حداقل 40 میلیون پوندی برای این بازیکن قرارداده. تاتنهام و منچستریونایتد از دنبالهروهای اصلی این دروازبان، تمایلی به پرداخت درخواست 40 میلیون پوندی برنتفورد برای شماره یک اسپانیایی زنبورها ندارند.
هر دو باشگاه علاقمند به جذب این دروازهبان در تابستان امسال هستند. از سویی، هوگو لوریس قرار است اسپرز را ترک کند و آینده داوید دخئا در یونایتد نیز همچنان نامشخص است.
برنتفورد در گذشته نشان داده است که آنها کمتر از قیمتی که برای یک بازیکن ارزشگذاری میکنند، او را نمیفروشند. تاتنهام نیز این موضوع را دو سال پیش، هنگامی که به اولی واتکینز قبل از پیوستن او به استون ویلا با 33 میلیون پوند علاقمند بودند، متوجه شد.
وضعیت رایا و خط دروازه برنتفورد
برنتفورد اخیراً مارک فلکن را از فرایبورگ به خدمت گرفته اما آنها آمادهاند تا با سه دروازه بان – شماره دو فعلی، توماس استراکوشا، فلکن و رایا – فصل را آغاز نمایند و به هدف سابق آرسنال، اجازه دهند قراردادش را در این تیم به پایان برساند.
توپچیها سه سال پیش قصد داشتند رایا را به خدمت بگیرند، اما برنتفورد از فروش او امتناع کرد. دلیل این امتناع آنها، نداشتن بکآپ مناسب برای این دروازبان ۲۷ساله بود. حال، زنبورها به خوبی توانستند عمق ترکیب خود را تقویت نمایند.
توماس فرانک، سرمربی برنتفورد در پاسخ به سوالی درباره شانس او برای حفظ رایا گفت:
“امیدوارم او برای همیشه بماند، اما به نظر میرسد با این شرایط قرارداد او، اوضاع کمی دشوار باشد. ارزش داوید رایا باید حداقل 40 میلیون پوند باشد. اگر سه سال وقت داشت، مبلغ ارزش او حتی به 70 میلیون پوند نیز میرسید. ارزش کپا چقدر بود؟ رایا حداقل به خوبی اوست.”
سم بلیتز از Sky Sports می نویسد:
دید باز، کاری است که دیوید رایا بسیار عالی در آن تبحر دارد. در واقع، او روز اولی که اولین ضربهاش را به توپ زد، این موضوع را فریاد زد.پس از تنها یک جلسه تمرینی که 11 سال پیش در بلکبرن انجام داد، باشگاه بلافاصله برای جذب این بازیکن 15 ساله از باشگاه اسپانیایی کورنلا با مبلغی حدود 10هزار پوند اقدام کرد. اما اکنون، چقدر آن شخصیت متواضع و درخشان شده است.
به گفته سرمربی تیمش، توماس فرانک، دروازبان برنتفورد اکنون 40 میلیون پوند ارزش دارد. گمانه زنیها در مورد اینکه آیا رایا که قرار است وارد سال پایانی قراردادش شود، در پنجره نقل و انتقالات تابستانی مورد هدف تیمهای موسوم به “بیگ سیکس” قرار خواهد گرفت یا خیر، در حال افزایش است.
با این حال تیمی با برنتفورد در حال حاضر توافقی نداشته. این درحالیست که رایا تنها یک سال از قراردادش باقی مانده و ظاهرا برنامه ای برای تمدید قرارداد وجود ندارد.